آهنگهای ویژه

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1403

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1403

  • حاج عبدالرضا هلالی

    حاج عبدالرضا هلالی

    آلبوم مراسم عزاداری شب پنجم محرم 1403/04/20 هیئت الرضا (ع)

  • کربلایی جواد مقدم

    کربلایی جواد مقدم

    نماهنگ رفیق

  • حاج محمد طاهری

    حاج محمد طاهری

    نماهنگ ساعتی بندگی - رمضان 1402

متن روضه اربعین حسینی

19
متن روضه اربعین امام حسین (ع)

متن روضه و توسل ویژه ایام اربعین

پسر فاطمه سلام سلام
خواهرت زینب آمده از شام

من که بی تو سفر نمیکردم
بی تو یک لحظه سر نمیکردم

مانده زخم فِراغ بر جگرم
سر پاک تو گشت همسفرم

بود بهر تَسلیِ دل من
سرِ تو سایه بانِ محمل من

لشگر اشکِ من سپاه تو بود
نفسم شعله هایِ آه تو بود

صوت قرآن تو دلم را بُرد
چشم هایِ تو محملم را بُرد

چتر من سایۀ سر تو
مونسم بود اشکِ دختر تو

ای سرت بر سنان تماشایی
ای لبت خشک و دیده دریایی

تا کنی اشک چشم ما را پاک
دست بیرون بیار از دل خاک

غم ایام را بپرس از من
قصۀ شام را بپرس از من ..

کوه اندوه ریخت بر سر ما
شام شد کربلایِ دیگر ما

صوت قرآن کجا؟.. شراب کجا؟!..
دستِ زینب کجا؟.. طناب کجا!؟..

یا اَخا شامیان بدند ، بدند
دختران تو را زدند ، زدند

من که خود بوده ام شریک غمت
من که بودم مدافعت حرمت

حامی نازدانه ها بودم
سپر تازیانه ها بودم

هر چه تو زخم دیدی از دشمن
جای کعبه نی است بر تن من

به تو و باغ لاله ات سوگند
به سفیر سه ساله ات سوگند

به لبت کز عطش ترک خورده
به تن کودک کتک خورده

به همه زخم هایِ سلسله ام
به قنوت نماز نافِله ام

به سِرشک دو دیده ات سوگند
به گلوی بریده ات سوگند

نه فقط زینب است خواهر تو
تو امامی و من پیمبر تو

*داداش اگه نامحرم نبود .. بدنمُ نشان میدادم .. میدیدی تازیانه ها با خواهرت چه کردن .. بدنم از بدنِ مادرمون کبودتر شده .. اما داداش اینا درد نداشت بالاترین دردمُ بزار برات بگم : ..*

تو رو میون قتل گاه ، غریب گیر آوردنت
رقیتُ تو کوچه ها ، یتیم گیر آوردنش

از جای تازیونه ها ، نشونه بود روی تنش
بچه ها هم میزدنش ، یتیم گیر آوردنش

حسین ….
چه خبره الان کربلا … امسال مارو نبردی آقا …. اصلا امروز روضه خوان نداریم .. فقط همینُ بگم : همه از بالا شترها خودشونُ به زمین انداختن … ای حسین …

رأس تو که رو به رویِ خواهر بوده
خورشیدِ امید چند دختر بوده

با دیدنِ حنجر تو میشد فهمید
خنجر که سرت بُریده لب پَر بوده ..

___________________________________________

متن روضه و توسل ویژه ایام اربعین – قسمت اول

آنگونه که حاجی ست در احرام پیاده
من هم شده ام سوی تو اعزام پیاده

طوفانم و می آیم و در حلقه ی عشاق
بر خویش سوارم ولی از نام پیاده

بر عرش سوارش بکنی روز قیامت
هرکس طرفت آمده یک گام پیاده

ای خاص ترین عام،می آیند دوباره
خاصان طرفت در مَلَاءِ عام پیاده

* حسین جان!…قربون اسمت برم،آقا!این چه اسمیِ تا میاد هق هقِ آدم بلند میشه… اینی که تا اسمش رو میشنوی گریه ات در میاد،نشونه ی مؤمنِ…

{فرمود:اگه خواستید دوست مارو بشناسید،کافیِ بشینی رو بروش،سه مرتبه بگی: “صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ”…اگه دیدی دلش لرزید و اشکش جاری شد بدون از ماست…}

آقا! شما فرمودید:سه بار سلام بدید،اما این مردم سلام نداده تا میگم:حسین…دادشون بلند میشه…

وقتی اون عارف در عالم مکاشفه،بی بیِ دوعالم فاطمه رو دید،عرضه داشت: مادرجان! ما برا حسینِ شما روضه می گیریم،آیا این روضه های ما باعث خوشحالیِ شما میشه یا نه؟فرمود:خیلی خوشحالم می کنید…مادرجان!ما تو روضه هامون،شعر میخونیم،مصیبت می خونیم،سینه می زنیم… کجای مجلس شمارو بیشتر خوشحال میکنه؟ فرمود: اونجایی که گریه کن های حسینم همه باهم حسینم رو صدا میزنن… حسین…. جان… حسین….

وقتی میگی:حسین:مادرش فاطمه از عرش صدا میزنه:اگه حسینِ خودت رو میگی خدا برات حفظش کنه،اما اگه حسینِ من رو میگی، بینِ دو نهرِ آب با لبِ تشنه،سر از بدنش جدا کردن…*

ای کاش بگویند که در راه حرم مُرد
یک شاعرِ ایرانی ناکام،پیاده

*تا میگی: پیاده…دلِ ما یه جایی میره…بس که دویدم عقبِ قافله…پای من از ره شده پُر آبله…*

زینب شده از ناقه پیاده که بیایند
بر تسلیتش لشکرِ خُدام پیاده

زینب شده از ناقه پیاده که به هر حال
باران شود از اَبر سرانجام پیاده

امروز ز ناقه اگر افتاد به سرعت
یک روز ز ناقه شده آرام پیاده

زانوی قدح بوده و بازوی پیاله
هرجا که شرابی شده از جام پیاده

از کرب و بلا رفته پیاده طرف شام
تا کرب و بلا آمده از شام پیاده

شامی که در آن از پس هفده سر بر نی
خورشید شده بر سر هر بام پیاده

ناموس خدا زینب کبری به زمین خورد
تا بین خلایق شود اسلام پیاده

*این زینب،همون زینبیه که،همه ی بچه هارو خودش سوارِ بر ناقه کرد،قافله سالار زینبِ،مراقبِ همه بود،یه وقت کسی زمین نخوره،یه وقت کسی خودش رو از شتر رو زمین نندازه… از شام راه افتادن،کاروان اومد تا به سر یه دو راهی رسید،ساربان اومد محضر آقا امام سجاد،آقا! از طرف مدینه بریم یا از کربلا؟ فرمود: یه لحظه صبر کن،برم از عمه ام سئوال کنم،اومد پیش حضرت زینب،عمه جان!امر شما چیست،بریم کربلا یا بریم مدینه؟ عرضه داشت: عزیزِ برادرم! بریم کربلا…خیلی دلم برا حسینم،برا عزیزم، برا سایه سرم،برا تکیه گاهم تنگ شده…اُم لیلا گفت:بریم کربلا خیلی دلم برا علی اکبرم تنگ شده…نجمه گفت:بریم کربلا،خیلی دلم برا قاسمم تنگ شده،رباب گفت: بریم کربلا،میخوام یه ذره برا پسرم لالایی بخونم…
اومدن کربلا،گفتم:بی بی زینب مواظب همه بود که کسی زمین نخوره،اما به یه جایی رسیدن سر رو ازمحمل آورد بیرون…”اَشَمُّ راَّئِحَةُ الْحُسَیْن” ،دیدن خانوم یه بویی کشید،خودش رو ازبالای ناقه روی زمین انداخت…. داره بوی حسینم میاد…

___________________________________________

متن روضه و توسل ویژه ایام اربعین – قسمت دوم

پیری زمین گیرم، صبوری ناخوش احوال
حس می کنم افتاده ام از شیبِ گودال

یادم نرفته ذوالجناحِ بی سوارت
یادم نرفته دخترانِ بی قرارت

یادم نرفته سنگ بر آیینه ات خورد
یادم نرفته چکمه ای بر سینه ات خورد

یادم نرفته گریه ام سیلاب می شد
طفلی رقیه، پا به پایم آب می شد

زهرا شدم، در تنگنا آتش گرفتم
من زودتر از خیمه ها آتش گرفتم

از کربلایت زخمی و بی بال رفتم
با چشم هایی تار از گودال رفتم

*میگن: بچه به پدر و مادرش میره، بی بی زینب اومد کنارِ قبرِ ابی عبدالله،دیده بود مادرش سیلی تو مدینه خورده بود،از روزی که از کوچه برگشت،دائم دستش رو صورتش بود، امیرالمؤمنین تا پارچه رو کنار زد،دید دستِ فاطمه رو صورتشِ،آخه نمیخواد علی ببینه چه به روز صورت فاطمه اومده…من نمیدونم زینب اومد کنار قبر ابی عبدالله دستش رو روی صورتش گرفت،یا دستش رو برداشت،نمی دونم گفت: داداش! ببین با صورتِ زینب چیکار کردن…*

از کربلایت زخمی و بی بال رفتم
با چشم هایی تار از گودال رفتم

از حال و روزم بی خبر بودم برادر
با شمر و خولی همسفر بودم برادر

با دست خالی جنگ آن اغیار رفتم
با چادر خاکی سَرِ بازار رفتم

زخم زبان از شهر پر نیرنگ خوردم
در کوفه از شاگردهایم سنگ خوردم

___________________________________________

متن روضه و توسل ویژه ایام اربعین – قسمت سوم

از ازدحام کوچه ها رنجید زینب
از هم محلی، کم محلی دید زینب

همسایه ای داغ دلم را تازه میکرد
چادر نمازم را سرش اندازه میکرد

خاکستر غم، بر سر من ریخت کوفه
خورشید را از شاخه ای آویخت کوفه

*یه وقت یه نشونه در حال حرکتِ از ده تا سنگ دو یا سه تا سنگ به نشونه میخوره،اما یه وقت نشونه ثابتِ…تو کوفه دیدن سر رو به درخت آویزون کردن،من نمیگم چیکار کردن،اما تا سر رو گذاشتن جلویِ یزید،تا مختار وارد شد سر رو دید غش کرد،مختار یه مَرد جنگیِ،طاقت نیاوُرد سر رو اینجوری ببینه، از حال رفت،اما من یه دختر بچه سراغ دارم،تا سر بابا رو تو خرابه آوُردن…*

خاکستر غم، بر سر من ریخت کوفه
خورشید را از شاخه ای آویخت کوفه

رفتم، برای ماندن اسلام رفتم
با آستینی پاره شهر شام رفتم

از خنده های ساربان رنجید زینب
آخر سرِ دروازه را هم دید زینب

از راه های سخت و بی برگشت رفتم
با دست هایی بسته پای طشت رفتم

___________________________________________

متن روضه و توسل ویژه ایام اربعین – قسمت پایانی

پیراهنت را سوختم تا پس گرفتم
با خونِ دل عمامه ات را پس گرفتم

در قتلگاه غم، زمین گیرم برادر
دارم به قتل صبر می میرم برادر

از خنده های ساربان رنجید زینب
آخر سرِ دروازه را هم دید زینب

*حرفاشو با ابی عبدالله زد،از کنار قبر حسین بلند شد،رو کرد به زین العابدین…قبر اباالفضل کجاست؟ بیا بریم عمه جان…عمه جان اینجا قبرِ عموم عباسِ،زینب نشست،متحیر،یه نگاه به قبر می کرد،یه نگاه به زین العابدین،عمه چیزی شده؟ چرا تعجب کردی؟ دو تا سئوال ازت دارم، اول به من بگو: چرا اینقدر قبر عباس دورِ از قبر حسینِ؟دوم به من بگو: چرا قبر عباس اینقدر کوچیکِ؟…{دارم زبانحال میگم}عرضه داشت: عمه جان! دو تا سئوالت یه جواب داره،میدونی چرا قبر دوره؟می دونی چرا این قبر اینقدر کوچیکِ؟ از هرجا بدنِ عموم رو بلند می کردم،از یه جای دیگه بدن روی زمین می ریخت،عمه مجبور شدم عموم رو همینجا دفن کنم،عمه نتونستم بدن رو تویِ قبر بذارم،عمه! بدنِ عموم رو توی قبر کنارِ هم چیدم…برا همین بود تا ابی عبدالله اومد کنار بدنِ اباالفضل صدا زد:

نیزه زار آمده ام
یا تو پر از نیزه شدی؟

تیر باران که شدی
یادِ حسن افتادم

متن روضه و سینه زنی پیاده روی اربعین

0
متن روضه و سینه زنی دلهایِ جامانده از پیاده روی اربعین

متن سینه زنی زمینه – دلهایِ جامانده از پیاده روی اربعین

بس که بدی کردم دیگه
حسین اَزم خسته شده
مرزِ دلم وا بوده که
مرز حرم بسته شده …

از سرِ تقصیراتم بگذر ، آقا …
از غم دوری میمیرم آخر ، آقا …

کاش جوابِ بدی رو با خوبی بدی
سیدی ، سیدی ، سیدی ، سیدی ..

«ای جان ای جان ، یا قدیم الاحسان ..»

ای روزگار ای روزگار
با دلِ ما بد تا مکن
نوکرایِ بیچاره رو
از سرِ آقا وا مکن ..

بشنو صدامونُ ای دنیا ، حرم …
خواهشِ چشمایِ خیسِ ما ، حرم …

ما کجا این همه دوری از تو کجا
کربلا ، کربلا ، کربلا ، کربلا ..

«ای جان ای جان ، یا قدیم الاحسان ..»

________________________________________________

متن سینه زنی زمینه – دلهایِ جامانده از پیاده روی اربعین

باشه آقا امسال نبردی ما رو حرم
چی میشد نگاهی کنی به چشم ترم

مونسِ شبام گریه ها و هق هقمِ
عکسِ زائرایِ تو آینه ی دِقمِ

مثه رقیه منم ، جاموندم آقا
کشته منو این دل ، وامونده آقا

نیام کربلا عشقِ ، نبردیم آقا عشقِ
کربلا که روزیم نیست ، مشهد الرضا عشقِ

« حسین … جانم …. »

پاشو زینب از شام پر بلا اومده
باز دوباره تو خاکِ کربلا اومده

میبینی چی اومد به روزِ خواهرِ تو
اینجا جدا کردن از بدن سرتو

یادم‌نمیره حسین ، افتادی بی حال
موندی زیرِ مرکبا ، رو خاکِ گودال

تا از خیمگاه رفتی ، بینِ قتلگاه رفتی
تا رفتم اسارت من ، رویِ نیزه ها رفتی

« حسین … جانم …. »

دیگه جونی واسم نمونده تو بدنم
یادگارِ قوم یهوده رو تنم
توی کوفه شاگردام انقدر زدنم
باورت میشه اون که سیلی خورده منم

خیلی کشیدم حسین از تو خجالت
اینجا چقد خالیِ جایِ رقیه ت

تویِ کوچه ها مُردم‌ ، با هر ناسزا مُردم
توی بزمی که بودم ، بین نامحرما مُردم

« حسین … جانم …. »

________________________________________________

متن سینه زنی زمینه – دلهایِ جامانده از پیاده روی اربعین

من بی تو دلگیرم ، از زندگی سیرم
دور از تو ای مولا ، میمیرم ..
دستم بگیر آقا ، از عالَم بالا
عالی جناب ای شاه ، یا مولا ..

یا ذَالکَرَم ، منو ببر
تا به حرم ، منو ببر
تا کربلا ، یا کربلا یا کربلا
یا کربلا یا کربلا
حسین …

« حسین وای … »

من با تو آبادم ، غم رفته از یادم
از بند این عالم ، آزادم ..
سلطانِ دل هایی ، ای شور شیدایی
تاج سر مایی ، آقایی ..

من زنده ام ، برای تو
من زنده ام ، با این نوا
من زنده ام ، با کربلا
یا کریلا یا کریلا
حسین ..

« حسین وای … »

درد و دوایی تو ، مشکل گشایی تو
آرامش جان ، مایی تو
مونده ازم باقی ، این حالِ مُشتاقی
ممنونم از لطفت ، ای ساقی

لبیک یا ، شیرین لَقا
لبیک یا ، روحُ البَقا
لبیک یا ، خون خدا
یا کربلا، یا کربلا
حسین ..

« حسین وای … »

بِسمِ الله ای شیرین لَقا
بِسمِ الله ای شَمسُ الضُحیٰ
بِسمِ الله ای عِینُ الیَقین…

________________________________________________

متن سینه زنی – دلهایِ جامانده از پیاده روی اربعین

بِدَم الحُسین ، راهیم کن حرم حسین
یا الله قسمت میدم ، به پرایِ علم حسین ..

تا روز قیامت میگم ، تو نبودی من میمردم
فقط و فقط عشقت بود ، چیزی که تو قبرم بردم

روزِ محشر ما چشم به راه حسینیم
شکر خدا را که در پناه حسینیم ..

هیجان من ، هستی در دل و جان من
اربابی کیه مثل تو ، ای نبضِ ضربان من

به جز هوسِ شش گوشه ت ، پی هوسی نیستم من
به خدا که جز تو آقا ، آدم کسی نیستم من

ما همیشه پی نگاه حسینیم
شکر خدا را که در پناه حسینیم

بخرم حسین ، ای آقایِ کرم حسین
امسالم منو اربعین کربلا ببرم حسین

دلشوره گرفتم آقا ، شبا رو تا صبح بیدارم
چایی عراقی میخوام ، هوس زیارت دارم

اربعین ما هم از سپاه حسینیم
شکر خدا را که در پناه حسینیم

________________________________________________

متن سینه زنی – دلهایِ جامانده از پیاده روی اربعین

زائرایِ اربعین ، عاشقایِ کربلا
حالا که نشد تو اربعینِ پدرم باشید
خدا رو قسم میدم ، به پایِ پر آبله م
که وابشه راها بازم ، تو حرم باشید ..

حالا حسرت به دل به یادِ کربلا
به یادِ من باشید ..
زائرایِ شکسته دل و جامانده ها
به یادِ من باشید ..

اربعینی بشید و امسال هر کجا
به یادِ من باشید ..
تویِ کوچه خیابونا تو خونه ها
به یادِ من باشید ..

به یادِ من که قسمتم نشد به کربلا برم
به یادِ من هر اربعین نیابتن برید حرم

«حسین عزیزِ فاطمه …»

زائرایِ اربعین ، عاشقایِ کربلا
تا حالا شده که تشنه باشید تو مسیر یا نه
تا حالا شده یه شب ، جا بمونید از همه
از رفیقاتون شده جدا شید تو مسیر یا نه

اگه تنها تو جاده رفتید کربلا
به یادِ من باشید ..
اگه شبها پیاده رفتید کربلا
به یادِ من باشید ..

اگه پایِ برهنه رفتید کربلا
به یادِ من باشید ..
اگه تشنه و گرسنه رفتید کربلا
به یادِ من باشید ..

تویِ مسیر شبیه من برید با پایِ پُر ورم
به یادِ من هر اربعین نیابتن برید حرم

حسین عزیزِ فاطمه …

________________________________________________

متن سینه زنی – دلهایِ جامانده از پیاده روی اربعین

تو رو میون قتلگاه ، غریب گیر آوردنت
رقیت و تو کوچه ها ، یتیم گیر آوردنش

از جای تازیونه ها ، نشونه بود رو بدنش
بچه ها هم میزدنش ، یتیم گیر آوردنش…

چقد میگفتم با زجر ، بابا نداره نزنش
رقیت و تو کوچه ها ، یتیم گیر آوردنش

چه سخت بود، اون شبِ تو ، بیابونا گمشدنش
طناب بود و گردنش ، یتیم گیر آوردنش

تفریح بچه ها چی بود؟! ، خنده به گریه کردنش
که خون اومد از دهنش ، یتیم گیر آوردنش

رقیت و تو کوچه ها ، یتیم آوردنش…

اگر این است تأثیر شنیدن
شنیدن کی بُوَد مانند دیدن

یه تیکه پارچه هم نبود، حتی برای کفنش
وای از موهاش، کشیدنش، یتیم گیر آوردنش

دست بسته میکشیدنش، یتیم گیر آوردنش
پا بسته میکشوندش، یتیم گیر آوردنش…

________________________________________________

متن روضه و توسل ویژۀ شب جمعه – دلهایِ جامانده از پیاده روی اربعین

شب جمعه کنار شش‌گوشه
دل من حالت عجیبی داشت
می‌شنیدم صدای قلبم را
چشم من حس بی‌شکیبی داشت

حرمش از ملائکه پر بود
انبیا در طوافِ شش‌گوشه
و ثوابِ هزار حج را داشت
به خدا هر طوافِ شش‌گوشه

شب جمعه ضریحِ اطهر او
غرق نور حضور فاطمه بود
به خودم آمدم و فهمیدم
بر لبم این نوا و زمزمه بود:

«شب‌های جمعه فاطمه، با اضطراب و واهمه
آید به دشت کربلا، گردد به دور قتلگاه
گوید حسین من چه شد، نور دو عین من چه شد…»

سمت پایین پا که می‌رفتم
ناگهان چشم‌هایِ من تر شد
آنقدر اشک ریخت تا آخر
روضه‌خوان علی اکبر شد

یک به یک گفت روضه‌ها را تا
پایِ شش‌گوشه از نفس افتاد
آه گویا کنارِ پیکر او
حضرتِ عشق ناله سر می‌داد:

«جوانانِ بنی هاشم بیایید
علی را بر در خیمه رسانید
خدا داند که من طاقت ندارم
علی را بر درِ خیمه رسانم..»

از نگاه پر از تلاطم من
زمزم عشق و اشک جاری شد
آه از خیمه تا کنارِ فرات
عطش و داغ مشک جاری شد

خنکای شریعه هم می‌خواند
دم به دم از غریبیِ سقا
هم‌نفس با صدایِ موج فرات
مادری دم گرفته بود آنجا:

«سقایِ دشتِ کربلا اباالفضل
دستش شده از تن جدا اباالفضل.. »

آن طرف‌تر نگاه می‌کردم
شِکوِه و اشک، ناله و گله را
می‌شنیدم کنار غربت تلّ
دم به دم ضجه‌های سلسله را

ناگهان در حوالیِ گودال
محفل گریه‌های زینب شد
زینب آمد کنار شش‌گوشه
کربلا کربلایِ زینب شد

رفت قلبم کنار بالا سر
آه انگار سر به پیکر نیست
همهٔ کائنات می‌لرزند
گوش کن این صدای خواهر نیست؟

«این کشتهٔ فتاده به هامون حسین توست
این صید دست و پا زده در خون حسین توست…»

________________________________________________

متن سینه زنی – دلهایِ جامانده از پیاده روی اربعین

نیزه میرفت و برمی گشت
چشماش باز و بسته میشد
هرکس تویِ مقتل اومد
آنقدر میزد خسته میشد ..

زود راحتش کنید
رو تنش پا نذارید
کمتر اذیتش کنید
پیراهنش رو نه
میدونید کیه میخواید
هتک حرمتش کنید؟

لب هاش مثلِ چوبِ خشکِ
تشنه است دائم میره از حال
خواهر رویِ تل ایستاده
مادر میره تویِ گودال

آتیش به ما نزن
اینقده پنجه رو خاکِ کربلا نزن
رو سینه اومدن
زیر دستُ پاهاشون اینقدر دستُ پا نزن
دق میکنم حسین
دست و پا هم میزنی زهرا رو صدا نزن

زود راحتش کنید
رو تنش پا نذارید
کمتر اذیتش کنید
آی نامسلمونا!
باید اول بُکشید بعداً غارتش کنید

________________________________________________

متن سینه زنی – دلهایِ جامانده از پیاده روی اربعین

قسم به اون موکبایِ ساده
قسم به وقتِ غروبِ جاده
قسم به ذکرِ حسین حسینُ
قسم به اشکایِ بی اراده

تا اسم اربعینُ میشنوم
دوباره خاطرات یادم میاد
چایی روضه تُ که می نوشم
چاییِ موکبات یادم میاد

میخوام بازم بیام و از نجف
تا کربلا رو هروله کنم
ولی دوباره راه ها بسته شد
خودت بگو به کی گله کنم

السلامُ علیک یا سلطان ، یا سید العطشان
سوسوز دُداقُنَ ، حسین جانم قربان

قسم به عکسی که روبرومه
قسم به اسمی که رو لبامِ
قسم به بغضی که تو گلومه
قسم به صحنی که آرزومه

تا بغضِ خواهری رو میبینم
غروبِ قتلگاه یادم میاد
تا ترسِ کودکی رو میبینم
سیاهیِ سپاه یادم میاد

تا مادرِ شهیدی میبینم
چشایِ بارونی یادم میاد
اشکام که رویِ گونه جاریِ
محاسنِ خونی یادم میاد

به یادِ لبت بی قرارم…

السلام علیک دلتنگم
ای بمیرم که مایۀ ننگم …

________________________________________________

متن زمزمه و توسل ویژه دلهایِ جامانده از پیاده روی اربعین

لایق نبودم زائرت باشم
این اربعین مجاورت باشم

باشه آقا ، قسمت اینه بازم بمونم تویِ حسرت
باشه آقا ، قسمت اینه که همچنان نیام زیارت
همینکه حسرت می خورم رویِ سرم گذاشتی منت

ارباب حسین .. ارباب حسین ..

همه رفیقام اومدن اما
قابل ندونستی منو آقا

خودم می دونم که بدم خودم می دونم رو سیاهم
آبرو مو برده دیگه سنگینی بارِ گناهم
بدِ منو به روم نیار آقایِ من آقام حسین جان

ارباب حسین .. ارباب حسین ..

ای پاره پاره پیکر ای بی سر
پاشو که پیشت اومده خواهر

یه دنیا درد و غصه و ماتم برات سوغات آوردم
پاشو داداش برات بگم چه خونِ دلهایی که خوردم
فقط به عشقِ تو بوده اگر هنوز جون نسپردم

حسینِ من .. حسینِ من .. سالارِ زینب

یک اربعین دوری به سر اومد
پاشو که خواهر از سفر اومد

چه خواهری پاشو ببین دیگه ازم چیزی نمونده
دوریت زد آتیش به دلم غم تو قلبمُ سوزونده
خسته ام از ، از قاتلت منو به هر طرف کشونده

حسینِ من .. حسینِ من .. سالارِ زینب

همین جا بود لب تشنه جون دادی
با صورت از رو مرکب افتادی

همین جا بود که تشنه لب سرت رو از قفا بریدن
همین جا بود که نیزه ها دورِ تن تو صف کشیدن
به پیکرت بوسه زدم ، پیراهنِ تو رو دریدن

حسینِ من .. حسینِ من .. سالارِ زینب

________________________________________________

متن سینه زنی و توسل ویژه دلهایِ جامانده از پیاده روی اربعین

آه کربلا .. آه کربلا ..

معلومه از چشایِ ترم
از خاطرم نرفته حرم
هرجوری هست میام پیشِ تو
بی طاقتم که باید برم

تو جانانُ من ، هوادارِتم
همه عمرمُ گرفتارتم
کربلا .. کربلا .. کربلا ..

«بی تو میمیرم .. حسین …»

آه کربلا .. دلم تنگتِ
آه کربلا .. که دورم ازت
آه کربلا .. پر از خواهشم
آه کربلا .. یه لحظه فقط

شب و روزِ من پر از انتظار
منو کشته این دلِ بی قرار
کربلا .. کربلا .. کربلا ..

«بی تو میمیرم .. حسین …»

آه کربلا .. آه کربلا ..

دل واپسم شبِ جمعه ها
کی میرسم کنارِت آقا
باید بیام که آروم بشم
باید بیام بازم کربلا

هنوز میرسه به گوشم صدا
میاد مادرت شبِ جمعه ها
کربلا .. کربلا .. کربلا ..

برات بمیم ، حسین …

«بی تو میمیرم .. حسین …»

________________________________________________

تقدیم به دلهایِ جامانده از پیاده روی اربعین

*تِزورونی اَعاهِـدکُم*
به زیارت من می‌آئید، با شما عهد می‌بندم

*تِـعِـرفـونی شَفیـعِلکُم*
می‌دانید که من شفيع شمایم

*أسامیـکُم اَسَـجِّـلْـهِه أسامیکُم*
اسامی‌تان را ثبت می‌کنم

*هَلِه بیکُم یا زِوّاری هَلِه بیکُم*
خوش آمدید ای زائران من خوش آمدید

*وَ حَـگّ چَفِّ الکَفیل و الجود وَ الرّایه*
قسم به دستان اباالفضل و کرامت و پرچم او

*أنا وْ عَبّاسْ وَیّاکُم یَا مَشّایه*
من و عباس با شماییم ای که با پای پیاده به سوی من می‌آئید

*یا مَن بِعْتو النُفوسْ و جِئتـو شَرّایه*
ای که جان‌هایتان را به بهای زیارت من به کف گرفته‌اید

*عَلَیّ واجِبْ اَوافیکُم یَا وَفّـایه*
بر من واجب است تا به شما وفا کنم، ای وفاداران!

*تواسینی شَعائرْکُم*
عزاداری‌هایتان به من دلداری می‌دهد

*تْرَوّینی مَدامِعْـکُم*
و اشک‌هایتان مرا سیراب می‌کند

*اَواسیکُم أنَـا وْ جَرْحـی أواسیکُم*
من و زخم‌هایی که بر تن دارم به شما دلداری می‌دهیم

*هَله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم*
خوش آمدید ای زائران من، خوش آمدید

*هَلِه یَلْ ما نِسیْتْ و عَلْ وَعِدْ تِحْـضَـرْ*
خوش آمدید ای که وعده‌تان را فراموش نکرده و بر سر موعد حاضر می‌شوید

*إجِیْـتْ و لا یْـهَـمَّـکْ لا بَرِدْ لا حَرّ*
آمدید در حالیکه نه گرما برای‌تان مهم بود و نه سرما

*وَ حَـگ دَمْـعِ العَـقیله و طَبرَه الأکبَر*
قسم به اشک زینب و فرق شکافته اکبر

*اَحَضْـرَکْ و ما أعوفَکْ ساعـه المَحْـشَرْ*
در محشر کنارتان خواهم بود و رهایتان نمی‌کنم

*عَلَی المَـوعِـدْ اَجی یَمکُم و لا اَبْـعَـدْ و اعوفْ عَنْـکُم*
در وقت دیدار پیشتان می‌آیم و دور نمی‌شوم و رهایتان نمی‌سازم

*مُحامیکُم وَ حَگ حِیدَرْ مُحامیکُم*
پشتیبانتان هستم به حقّ حیدر پشتیبانتان هستم

*هَله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم*
آمدید ای زائرانِ من، خوش آمدید

*یَـا هَـلْـشایِلْ رایه وْ جایْ گاصِدنی*
ای آنکه پرچم به دست قصد دیدار مرا کرده‌اید

*تِـعْـرُف رایَتَـکْ بی مَن تُذَکِّـرْنی؟*
می‌دانی که پرچمت مرا به یاد چه کسی می‌اندازد؟

*بِلـکطَعو چْفوفه وْ صاحْ اِدْرِکْـنی*
به یاد آن دست بریده‌ای که فریاد زد: مرا دریاب

*صِحِتْ وَیلاه یا اخویه وْ ظَهَرْ مِحْنی*
و با شنیدن آن صدا، آشکارا فریاد زدم که بی‌برادر شدم و اندوهم بر من آشکار شد

*کِسَرْ ظَهری سَهَمْ هَجْـرَکْ*
تیر هجرت کمرم را شکست

*نِفَدْ صَبری بَعَدْ عُمـرَکْ*
بعد از شهادتت صبرم به پایان رسید

*اُوَصّیکُمْ عَلَی الرّایِه اُوَصّیکُمْ*
سفارش این پرچم را به شما می‌کنم

*هَـله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم*
خوش آمدید ای زائران من، خوش آمدید

*یَا مَنْ گاصِدْ إلَیَّ و دَمْـعِه تِجْـریـهْ*
ای که با چشمان اشکبار قصد زیارت مرا کرده‌اید

*اَعرُفْ حاجِتَکْ مو داعی تِحْـچیـهِ*
حاجت‌تان را می‌دانم، نیازی به گفتن نیست

*وَ حَـگ نَحـْـرِ الرِّضیع اِلـحاجِه اَگضیهِ*
قسم به گلوی شیرخواره، حاجت‌تان را برآورده می‌کنم

*یَا زائرْ عاهَدِتْ کِلْ عِلّه اَشْـفیهِ*
زائران من، عهده کرده‌ام که هر بیماری را شفا دهم

*اَخو زینب فَرَحْ بیکُمْ*
برادر زینب به خاطرتان شاد شد

*هَله وْ مَرحَبْ یُنادیکُم*
خوش آمدید صدایتان می‌زند

*یُحَیّیـکُم اَبو الغیـره یْحَیّیـکُم*
مرد غیرتمند به شما درود می‌گوید

*هَله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم*
خوش آمدید ای زائرانِ من، خوش آمدید

*زینبْ مَنْ تُشاهِدکُم تِزورونی*
زینب هنگامی که شما را می‌بیند که زیارتم می‌کنید، می‌گوید:

*تُنادیکُم لِوَنْ بِالطَّفّ تحضُرونی!*
کاش در جنگ حاضر می‌شدید

*ما اَمْـشی یِسْره وْ لا یَسلِبونی*
که مرا به اسیری نمی‌بردند و مرا غارت نمی‌کردند

*و لا بسیاطهم غَدَر یْضرِبونی*
با تازیانه‌های خیانت نمی‌زدند

*تُنادینی: أنَا الجیره وْ صَد عَنّی أبو الغیره*
صدایم می‌زند که

________________________________________________

متن سینه زنی تقدیم به دلهایِ جامانده از پیاده روی اربعین

ندارم آروم ، که اربعین شد
خبر داری که عاشقت خونه نشین شد
به دل میگفتم ، میریم زیارت
یه دلخوشی داشتیم و بس ، آخرش این شد

نگو که مهمون نمیخوای مهربون آقا
نگو که بد زائرایی بودیم برات ما
خودت بگو بغضمونو کجا بباریم؟
خودت بگو چیکار کنیم با دل شیدا

عراقیا!یادش بخیر صوت شما: اهلا و سهلا
راه نجف تا کربلا تو موکبا: اهلا وسهلا
یه روز میایم باز با همون شور و نوا: اهلا و سهلا

از راه دور سلام آقا، سلام دلشکسته ها
خدا بخیر بگذرونه، این اربعین دور از شما

«زوروا عنّا فی الاربعين»

لو كنتَ مَيتاً، كِلمَةْ هلا بيك
حتی اگر مرده باشی، عبارت “خوش آمدید”…

كِلمَةْ هلا بزوّار ابو السجّادِ تُحييك
عبارت “زائران امام حسین خوش آمدید”، تو را زنده می‌کند

هاكَ اشرَب الماي، الله يخلّيك
بیا آب بنوش… خدا تو را حفظ کند

من كفِّ طفلٍ تَحسَبُ العباسَ يَسقيك
از دست کودکی بنوش که احساس کنی عباس به تو آب می‌دهد

خيماتُهم صارَت سَما والصدرُ كفّين
خیمه‌های آنها، آسمان و سینه‌شان چون دو دست عباس گشاده

يهواكُمُ القلبُ كما تهواكُمُ العين
همانند چشم، قلب نیز هوای شما را می‌کند

عمري أبيعُ أشتري صوتَ عجوزٍ
همه عمر خریدار صدای پیرمردی هستم که

صاحَت هلا بريحِةْ علي بزوّار لِحسين
فریاد می‌زند: خوش آمدید ای زائران حسین، بو ی علی را آوردید…

يا زائرينَ لي قسَمْ باللهِ يا أهلَ العراقِ
ای زائران کربلا، ای اهل عراق. شما را به خدا قسم

قبلَ الوصولِ للحَرَم مُرّوا على بابِ الزقاقِ
پیش از آنکه به حرم برسید، از سر کوچه ما گذر کنید

تَلقوا بهِ قلبي الذي منذُ الأزلْ للحشر باقي
و ببینید قلبم را که از ازل در هوای کربلاست

فبِحقِّ أمِّ البنين زوروا عنّا فی الاربعين
به حق ام البنین در اربعین به نیابت از ما زیارت کنید

والطُموا بالنّيابة عن صدورٍ بها حنين
و به نیابت از ما سینه بزنید با سینه‌های پر از ماتم

«زوروا عنّا فی الاربعين»

متن روضه و توسل به حضرت مسلم ابن عقیل (ع)

70
متن روضه و توسل به حضرت مسلم ابن عقیل (ع)

متن روضه حضرت مسلم بن عقیل (ع) – شب اول محرم ۹۸

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلی ذلِکَ اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتی جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ وَ شایَعَتْ وَ بایَعَتْ وَ تابَعَتْ عَلی قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً
*شب اول ماه محرمِ ،الان وقتشه دست به سینه بذاری؛
هر که دارد به سرش شور و نوا بسم الله ..*

اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

ای اهلِ آسمان و زمین غم شروع شد
شبِ اول محرم دور هم جمع شدیم ، شروع شد دوباره محرم .. همین الان اگه سجدۀ شکر به جا بیاریم (کیا پارسال بودن الان زیر خاکن؟! کیا دلشون می خواست باشن یه محرم دیگه یک ماه عزای دیگه) الحمدلله که هستیم یه محرم دیگه دور هم ..*

ای اهل آسمان و زمین غم شروع شد
ماه عزای عالم و آدم شروع شد

حور و ملک ، پری و بشر زار میزنند
هنگامۀ مصیبت اعظم شروع شد

*نه مصیبتی که مثل مصیبت های دیگه س . مُصیبَةً ما اَعْظَمَها وَ اَعْظَمَ رَزِیَّتَها ..*

بازین چه شورش است که بر سینه میزنم
بازین چه نوحه ای ست که اشکم شروع شد

*الحمدلله بازم یه محرم دیگه ، بازم قطره های اشک ، بازم حال روضه ، شب اول بود و از چه روضه ای شروع میشه مجلس ما ؛ الحمدلله بازم اول محرم با روضه‌ی مادر .. همین که برا مادرش اول گریه کنی یعنی راهُ بهت نشون دادن یعنی مَحرمی .. یعنی نگاهت کردن ..*

نوحوا علی الحسین امام زمان گریست
اشک و عزای فاطمه نم نم شروع شد

*فقط کافیه یه بار مادرش بزنه به سینه بگه بُنَیَّ .. ها دیدی؟دیدی با یه بُنَیَّ چجوری گر میگیره آدم؟
بُنَیَّ بُنَیَّ … از همون مدینه هی میگفت بُنَیَّ ..
امشب روضمون هم مدینه داره هم کربلا .. آخ بمیرم برات مادر .. بین در و دیوار صدا زد بُنَیَّ، تو کوچه های مدینه صدا زد بُنَیَّ، دم جون دادت صدازد بُنَیَّ، هنوز به دنیا نیومده میگفت بُنَیَّ، هیچکس تو عالم مثل مادرش براش گریه نکرده .. اگه من و تو صد سال محرم بیایم و بریم برابر یه دقیقه گریه های مادرش نیست .. مادرشم نوحه میخوند هی میزد به سینه ش ..*

نوحوا علی الحسین امام زمان گریست
اشک و عزای فاطمه نم نم شروع شد

*همه رو خوندم که برسم به این یه بیت که منو وصل کنه به مدینه این حرف مالِ امشب به بعده : *

از عرش بویِ پیراهن خونی حسین
آورده جبرئیل محرم شروع شد

*همۀ حرفا همۀ روضه ها سر این پیرُهنِ کامل الزیارات میگه امام صادق فرمود روز اول محرم ، ملائکه میرن این پیراهنُ از امام زمان میگیرن با احترام میبرن بر ساقِ عرش ، این پیراهن میشه پرچم عزای خدا .. یعنی همه بدونن محرم شروع شد .. حی علی العزا توی عرش خدا بلند میشه با یه پیرهن .. امشب اجازه بدید میخوام روضۀ پیرهن بخونم یک سال و یک شب اول محرم شاید پیش بیاد این پیراهن چی بود که اینهمه سالِ هنوز این پیراهن پرچم عزاست چند تا پرده برات بگم تا به روضۀ جناب مسلم هم برسیم اما از مدینه شروع میکنم شعر بمونه

__________________________________

متن روضه حضرت مسلم بن عقیل (ع) – شب اول محرم ۹۸

پردۀ اول این پیراهن اینه صدا زد اسما بگو زینبم بیاد ، همه از حجره برن بیرون ..
زینب نشست ، یه دختر سه چهار ساله هی نگاه میکنه مادر چیکار داره ! صدا زد اون بقچه رو بیار دخترم .. بقچه رو باز کرد ؛ سه تا کفن در آورد ..

کفن اولُ داد این مالِ منه میدی بابات علی منو کفن کنه .. مات نگاه میکرد زینب ، چی میگه مادر؟ کفن دومُ داد این مالِ بابات علیِ یه شب داداش حسنت این کفنُ از تو طلب میکنه .. کفن سومُ داد اینم مالِ برادرت مجتبی ست .. الله اکبر تو روخدا دقت کن ، یه نگاه کرد دید بقچه دیگه کفن نداره .. (من میگم خوشحال شد) شاید تو دلش گفت خب خدا رو شکر من زودتر از حسین میمیرم .. من داغ حسین به دلم نمیمونه .. من نیستم ببینم حسینمُ کفن میکنن ..

صدا زد بگید اون پیراهنُ بیارن پیراهنُ داد به زینب .. دخترم این پیراهن دست بافت خودمه یه روزی میاد حسینتُ میخوان ازت جدا کنن .. یه جایی میاد به اسم کربلا …

بریم پردۀ دوم ببرمت از مدینه کربلا .. پردۀ دوم کجاست! صدا زد خواهرم زینبم بیار پیراهن مادرمُ .. مَقتَل میگه تا ابی عبدالله گفت پیراهنُ بیار زینب فَسَقَطَ عَلى وَجهِ .. (هنوز عاشورا نیومده هنوز گودالی ندیده) تا گفت پیراهنُ بیار ، خانم از هوش رفت .. فهمید دیگه اینجا خونه‌ی آخرِ .. پیراهنُ گرفت بوسید .. سادات ببخشن ، یه کاری کرده ابی عبدالله شاید عاشورا نشه بگیم الان نفس داریم .. جلو چشای خواهر دیدن پیراهنُ داره با خنجری پاره پاره میکنه ..
داداش چرا دست بافت مادرمُ پاره میکنی؟ (چی گفت به خواهر..)
خواهرم من اینارو میشناسم .. اینا به این پیراهنم رحم ندارن .. نمیخوام این پیراهنُ از تنم در بیارن .. حسین ..

پرده‌ی سومُ بگم معطلت نکنم ، دیگه رفتم سراغ اصلِ مطلب . پردۀ سوم کجاست .. زینب اومد تو گودال شمشیرهارو کنار زد .. دنبال پیراهن میگرده .. (یه چیزی بخونیم باهم)

گلی گم کرده ام میجویم او را ..
به هر گل میرسم می بویم او را
گلِ من یک نشانی در بدن داشت
یکی پیراهنِ کهنه به تن داشت

هرچی گشت دید اثری از پیراهن نیست .. خدایا چه کنه زینب .. یه مرتبه از حلقوم بریده میگه اُخَیَّ الی … ای حسین .. ده شب میخوای ناله بزنی جانم باریک الله ..

حالا ببرمت کوفه ، یه بدنُ بخوان بشناسن یا از سر میشناسن یا از پیراهن میشناسن ..
وقتی بدن مسلمُ از بالای دارالعماره انداختن .. بدن بی سر رو خاک کوفه ..

طوعه اومد بدنُ از پیراهن شناخت .. آخ بمیرم برات حسین جان ، (هی دارم با خودم کلنجار میرم گریز روضه مُ بگم یا نه ..) الحمدلله مسلم پیراهن داشت به بدن .. پیراهنُ از تنش در نیاوردن .. آخ کربلا ..
کاشکی فقط پیراهنُ در میاوردن ، نانجیب اومد تو گودال دید هرکی یه چیزی برده دستش خالی مونده .. یه نگاه کرد به انگشتر حضرت ..

برادر جان سلیمانِ زمانی ..

ای حسین .. جانم شب اولِ صداتو رها کن برسه کربلا .. وقتی خبر شهادت مسلمُ دادن ، حضرت دختر جناب مسلمُ بغل کرد ، مَحرم بود ، همسر مسلم بن عقیل خواهر ابی عبدالله ست (باریک الله که از من جلوتر بعضیا رفتن ..) اونایی که دختر دارن میدونن ، اگه یه دختر دیگه رو جلو دخترات بغل کنی دخترا حساس میشن ..
وقتی دختر مسلمُ نوازش میکرد رقیه هی نگاه میکرد .. چیشده؟! لذا لحظۀ آخر .. نشست تو بغل باباش ، بابا یادته دختر مسلمُ بغل کردی؟.. میخوای منو به کی بسپاری بابا ؟!.. کی بعد از تو منو بغل میکنه؟!.. بغلش نکردن ..

داد بزن شب اول یه جمله به جای اینکه بغلش کنن ریختن رو سرش فَاجْتَمَعَ عِدَّةٌ مِنَ الْأَعْرابِ حَتّى‏ جَرُّوها عَنْهُ .. بازم بگو حسین …

__________________________________

متن روضه توسل به حضرت مسلم بن عقیل (ع) – شب اول محرم ۹۸ – قسمت دوم

برایِ غربت مسلم همین بس
یه زن تنها پناهِ من شد اینجا
دیگه آب از سر مسلم گذشته
خداحافظ عزیزِ قلبِ زهرا ..

چی میاد اینجا به سرت
پیشِ چشایِ مادرت
غارت میشه پیرُهنت
اسیری میره دخترت ..

*اگه میای دیگه رقیه رو نیار .. اینا دستاشون سنگینِ حسین .. اگه میای دیگه شیرخواره رو نیار .. حرمله سه شعبه هارو آماده کرده حسین .. بازار آهنگرا شلوغه ..*

میا کوفه که زینب خار گردد
اسیر کوچه و بازار گردد
میا کوفه که اکبر نوجوان ست
علیِ اصغرت شیرین زبان ست

صدام میارزه زانوهام میلرزه
چشام از غصه‌ی چشم تو دریاست
میاد روزی که بین چندتا نامرد
سر پیراهن و عمامه دعواست ..

جسم تو زیر دست و پا
کنجِ تنور میره سرت
با دست بسته عاقبت
تنها میمونه خواهرت

___________________________________

متن روضه توسل به حضرت مسلم بن عقیل (ع) – شب اول محرم ۹۸ – قسمت پایانی

*حسین جان .. هی رقیه میگه بابا کی میرسیم مهمونی … بابا اینهمه نامه نوشتن ، گفتن باغ هامون پر از میوه ست ، نهرهامون پر از آبِ .. چرا هرکسی مارو میبینه از ما فاصله میگیره ؟!..
گفت حسین :*

حاضرم غربت ببینم بیشتر ، اما تو نه
دربه در باشم در این کوه و کمر ، اما تو نه

حاضرم وقتی سرم خورجین به خورجین می‌رود
در تنور خانه باشم تا سحر ، اما تو نه

حاضرم وقتی که در بازار کوفه غلغله است
داغ ناموسی ببینم بر جگر، اما تو نه

حاضرم صد اسب از روی تن من رد شوند
پیکرم در خاک باشد بی سپر ، اما تو نه

*آوردنش بالا دارالعماره .. همه صورتش خون آلوده .. لب و دندان پرِ خونِ .. اما تو آب خواستی آوردن برات ، قسمت نشد بنوشی .. نه دخترات دیدن ، نه پسرات دیدن .. دلا بسوزه برای اون آقایی که تو گودال .. وقتی ذوالجناح اومد دم خیمه .. هشتاد و چهار زن و بچه از خیمه بیرون ریختن .. زیارت ناحیه‌ی مقدسه میگه این زن و بچه پشت ذوالجناح راه افتادن .. درست لحظه ای رسیدن که شمر روی سینه نشسته …*

آنقدر محو جمال احدیت بودی
که در آوردن پیراهن تو آسان شد

نعل تازه به سم اسب زدن کار که بود
که سراپای تو با سطح زمین یکسان شد

آنقَدَر زیور و خلخال ربودند ز ما
که به بازارِ طلا نرخ طلا ارزان شد

___________________________________

متن روضه توسل به حضرت مسلم بن عقیل (ع) – شب اول محرم ۹۸

َلسَّلامُ عَلَیْک یا اباعبدالله
یَا رَحْمَةِ اللهِ الْوَاسِعَة و یا باب الْنِّجاة الاُمّة
یا مظلوم ، یا غریب و یا عطشان ، یا اباعبدالله ..

وقف اشک است زندگانی من
ای که از کودکی شدی غم من
آه در قبر من به من برگرد
ای شب اول محرم من ..

*الحمد الله دیدمت شب اول محرم .. ولی کشتی منو تا برسی .. بیچارم کردی .. خیلی ها الان زیر خاکنُ هلالِ ماه محرمُ ندیدن ..*

وقف اشک است زندگانی من
ای که از کودکی شدی غم من
آه در قبر من به من برگرد
ای شب اول محرم من ..

چون نهالی که اشک پایش ریخت
در عزایت شدم سترگ حسین
السلام ای حقیقتِ محزون
السلام ای غم بزرگ حسین

این زبانی که برده نام تو را
پاسخِ «من امام» خواهد گفت
صورتی که شده است خیس از اشک
عاقبت بینِ قبر خواهد خفت

یاد کرده ام ز عاشقانی که
حسرت روضه هات را دارند
پدرانی که این محرم را
زیر سنگ لحد عزادارند

*مرگ از محبت تو خلاصم نمیکند ..

خیلی نعمتِ بزرگیِ ها ، راحت نشستیُ میگی حسین .. اگه پدر و مادرت در قید حیات اند دستُ پاشونو ببوس که تو رو عاشق ابی عبدالله بزرگ کردن ..
فردا روز اولِ ماه محرمه ، اگه پدر و مادر از دست دادی برو کنار قبرشون صورتتُ رو قبرشون بزار بگو ممنون شماییم مارو با حسین آشنا کردی ..*

یاد کردم ز عاشقانی که
حسرتِ روضه هات را دارند
پدرانی که این محرم را
زیر سنگ لحد عزادارند

مادرانی که مانده از آنان
چادری مشکی و گل لبخند
قد نداد عمرشان که این دهه هم
قیمۀ نذری تو را بپزند

مادرانی که چادر آنها
خیمه هایِ تو را به پا کردند
یاد کردم از آن النگو که
مادران خرجِ روضه ها کردند

*اینا برای اونایی که رفتن و روحشون حتما شاد میشه ، یادشون کردی دیگه ، گفتی صلی الله علیک یا اباعبدالله به نیابتشون فرستادی ، برای همه محبین امیر المومنین به همشون میرسه ، نور وارد قبرشون میشه ، سر سفرشون نور امام حسین میفرستی .. حالا من که زنده ام محرم و دیدم ..*

حتم دارم که میخورم حسرت
هرچه خود را برات کم زده ام
آه سنگ لحد بگو به حسین
سنگ او را به سینه ام زده ام

زندگانی عزیز بود و شریف
تا زمانی که زیر پرچم بود
دوست دارم که خوب گریه کنم
شاید این آخرین محرم بود

بغض ، گلومُ میگیره
اشک ، میشینه رو گونم
مثلِ روضۀ سقا ، بی قراره بارونم

ای غم عزیز من ، هم غمی و هم شادی
گریه کردمُ دیدم ، آبرو به من دادی

حرارتِ عشقِ تو ، تو قلب من میمونه
غم تو هم دردِ من ، غم تو هم درمونه

صدات کردم .. نگام کردی ..
میدونم که ، صدام کردی ..

به این پرچم دخیل بستم
به دستِ تو رسید دستم

صدات کردم .. نگام کردی ..
میدونم که ، صدام کردی ..

ای ستارۀ روشن ، تو شبایِ تاریکم
از همه اگه دورم ، با غم تو نزدیکم

داغ ماتمت بازم ، دم میگیره تو سینم
هرکجایِ این دنیا ، اسمی از تو میبینم

به هرطرف رو کردم ، بجز تو خورشیدی نیست
به غیر دستایِ تو ، به هیچکی امیدی نیست

صدات کردم .. نگام کردی ..
میدونم که ، صدام کردی ..

چه رسمیه نمیدونم شب اول محرم باید روضۀ مسلم بن عقیل خوانده بشه .. هم باب الحوائجِ ، هم اول شهید مکتب ابی عبدالله و قیام کربلاست ..
اولین شهیدِ .. شب اولم باید بریم در خونه ش برایِ او گریه کنیم. تو اوج غربتم شهید شده ، هیچکسی کنارش نبود .. اصحابِ امام حسین که میرفتن میدان ظهیر میرفت ، مسلم بن عوسجه میرفت ، حبیب میرفت هم اصحاب هم از بنی هاشم بودن ..
یه شباهتش به امام حسین این بوده ، او هم مثل ابی عبدالله تک و تنها بود .. تو اوج غربت کشته شد ..

________________________________

متن روضه و توسل به حضرت مسلم بن عقیل (ع) – شب اول محرم ۹۸

بالا گرفت بر منِ دل خون چو کارها
*مسلم وقتی اینهمه زخم برداشت ، تشنگی ، اللهم ان العطش قد بلغ منی
فرمودۀ حضرت مسلمِ .. عطش تابُ توانشو برد ، اما حریفِ مسلم نمیشدن .. یک تنه جلوی همه ایست خدعه کردن ، امان دادن به مسلم بن عقیل حالا ببین چی داره میگه :*

بالا گرفت بر من دل خون چو کارها
صیاد من شده اند تمام شکارها

بی‌ مایگان به دایه انیسند تا به تیغ
زنگار بسته آینۀ کارزارها

بی مهر و موم نامه به هم قرض می دهند
نان قرض میدهند به هم خانه دارها

مهمان ، متاعِ رایج بازار کوفه است
کسب حلال نیست در این رشوه خوارها

مسلم برایِ زینب تو گریه میکند
پیشانی ام شکست در این کوفه ، بارها

*زن و بچه رو داری میاری .. دست زینبُ گرفتی داری میاری .. بچه هارو داری میاری .. دستم می شکست نامه نمینوشتم بیای ..*

از دور از گلوی تو میبوسم ای عزیز
گر وا کنند ره به لبم نیزه دارها

*چندتا دندون تو عالم اسلام شکسته مهم ترینش دندان پیغمبر بود که شکستند یکی هم دندان مسلمه و دندان سیدالشهدا ، دندون مسلمم شکست حالا داره اونو میگه:*

تأدیب چوب کوفه مرا بی ادب نکرد
دندان شکست و سست نشد نام یارها

از دخترم چو دختر خود ناز را بخر
بگذار تا اسیر رود در دیارها

یه جمله هم روضه بگم ، درسته شب اول روضه مسلمُ میخونیم ، اما اوجِ روضه باید دوباره بری گریز به ابی عبدالله بزنی .. آقا تو غریبی جان دادی ، کسی کنارت نبود و جان دادیُ نفس آخرُ کشیدی ولی دیگه موقع جان دادنت زن و بچه ت کنارت نبودن نگاه کنن ..
اما ذوالجناح زن و بچه رو آورد بالایِ بلندی .. دارن نگاه میکنن .. (حقشو ادا کن با گریه هات ، دو سه خط و التماسِ دعا ..*

ظاهراً جدِ اطهرش بود
پدرش بود ، مادرش هم بود

وقتی افتاد رویِ گونۀ راست
بین مَقتل برادرش هم بود

بی کس و بی پناه از نزدیک
سنگ میخوردُ خواهرش هم بود

حسین .. حسین .. اشاره کرد زینب برگرد خیمه .. شب اولِ .. رفتی دلِ گودال .. این اوج غربتِ زینبه که زینب فرموده باشه : مگه نمیبینی حسینُ دارن میکشن .. اَیُقتَلُ اَبُوعبداللّه وَ انتَ تَنظُرُ اِلَیهِ .. ایستادی داری نگاه میکنی حسینُ میکشن .. ابی عبدالله صدای زینبُ شنید به یه نیزه تکیه داد ، نشست اشاره کرد که زینبم برگرد خیمه .. ولی نمیدونم به خیمه رسیده بود زینب یا نه .. یه وقت دید زمین داره میلرزه .. هوا تیره و تار شده .. دویید خدمت زین العابدین .. عزیز برادرم چه خبر حالم بهم ریخته ..

فرمود عمه جان پرده خیمه رو کنار بزن .. ببین سر ابی عبدالله رویِ نیزه.. دستتُ شب اول برسون به پرِ عزایِ امام زمانت ..

________________________________

متن روضه و توسل به حضرت مسلم بن عقیل (ع) – شب اول محرم ۹۸

السلام علیک یا مولاناالمظلوم یااباعبدالله
حسین ..

سلام ما به محرم ، به حال خستۀ زینب
به بی‌نهایتِ داغ ِ ، دلِ شکستۀ زینب

از راه رسیدی ،مهمان ابی‌عبدالله هستی ،مهمان همین که از راه میرسه باید عرض سلام کنه ..

سلام ما به محرم ، به مشک پارۀ عباس

سلام ما به محرم ، به قد و قامت اکبر
به آن گلوی خشکیده ، مؤذنِ زیر نیزه و خنجر

سلام ما به محرم ، به گاهوارۀ اصغر
برای جداشدن یک تار مو از سر غلامان و کنیزان این خانواده جا داره اولین و آخرین از غصه دق کنند ، چه برسه به این حرفا ..

سلام ما به محرم ، به گاهوارۀ اصغر
به اشک خجلت شاه و گلوی پارۀ اصغر

یه حسینی بگو حس کن حرم نزدیکته …
یه حسینی بگو حس کن پشت خیمه گاه هستیم …
یه جوری شب اول اسم داداششُ صدا کن بذار دل زینب محکم بشه ..
شب عاشورا گذاشتن و رفتن
تو یه جوری داد بزن بگو بی بی جان ، من اومدم ..
حسین …. فدای این ناله ها ..

حسین جانم ، حسین جانم
حسین جانم جانم جانم ..

سلام ما به محرم ، به اضطراب سکینه
سربسته عرض میکنم ، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل …
شما انتخاب شده‌های خوده آقایید ، حتما یه حساب کتابی داری با ابی‌عبدالله که الان توی این مجلس نشستی ، حتما یه فهمی از آقاتون دارید که الان اینجایید … جان ابی عبدالله منو مجبور نکنید از همین شب اول حرفای سخت سخت بزنم …

سلام ما به محرم ، به اضطراب سکینه
به آن ملیکه که رویش ، ندیده چشم مدینه

سربسته میگم … اون خانومی که آفتاب روشو ندیده بود ، اون خانومی که ماهتاب روشو ندیده بود ، یه ده یازده روز دیگه …
ستارگان حرم را به ریسمان بستند …

این زمزمه ، این ناله ، خنک کن قلب حضرت زهرارو با ناله هات …
حسین ….
خودت برای خودت روضه بخون ، زبون بگیر ، مگه تو داغدار نیستی …
حسین …

سلام ما به محرم ، به عاشقیِ زهیرش
هر کدوم یه جور حرف زدن … الله اکبر از این زهیر … یه جمله طلایی گفته … اگه اولین و آخرین عاشق این عالم بتونه همچین جمله ای به معشوقش بگه …
عرض کرد آقاجان ، اگر هزار بار کشته بشم ، دوباره زنده بشم ، دوباره میام دور سرت میگردم حسین جان …
اینو همتون شنیدید ، جمله بعدی رو نشنیدید
بشنو ، برای خودت یادگاری نگه دار
عرض کرد آقای من
اگر هرچی بود توی این عالم بود و بس
اگه دنیای آخرتی نبود ، قبر و قیامتی نبود ، بهشت و جهنمی نبود هم بازم من هزار بار دور تو می‌گشتم … بازم دورت می‌گشتم و فدات میشدم آقا …
حسین جان
زهیر رو چه خوب تربیت کردی آقاجان
زهیر نمونه بود گذاشتی آقا جان
این شب اول محرمی ، یه نگاه به دلهای ما بکن آقاجان …

سلام ما به محرم ، به عاشقی زهیرش
به بازگشتن حرّ و عروج ختم بخیرش

سلام ما به محرم ، به مسلم و به حبیبش

قربون رفیقات برم حسین جانم … قربون پیرمردات برم حسین جانم ، قربون جوونات برم حسین جانم ، قربون اونایی که قربون تو شدن برم حسین جانم ، قربون این آقایی برم که خیلی دوستش دارم … کی ؟!

سلام ما به محرم ، به مسلم و به حبیبش
به عاشقیِ جوْن و به بوی عطر عجیبش

توی کوچه پس کوچه های کوفه یکّه و تنها مونده ، چپ و راستو نگاه می‌کنه ،
آی نوکرای ابی عبدالله ، گریه کنان امام حسین ، والله سر سوزنی غصه خودشو نداشت ، هی می‌گفت عجب کاری کردم نوشتم بیای …

کوچه به کوچه می‌روم و گریه می‌کنم
از دست بی‌وفاییِ این قوم بی‌وفا

گفتم بیا به کوفه ، پشیمان شدم حسین
کوفه میا امام غریبِ قریب ها

اینجا همه به فکر خرید لوازمند
اجناسشان شده سپر و نیزه و کمان

خیلی خسته‌ات نکنم شب اولی …

دیدم به دست حرمله تیر سه شعبه را
کز دیدنش سراسر جانم شراره شد

اینا آماده هستن تا شما بیای مهمون نوازی کنند
دیدی وقتی یکی خبردار میشه از یه قضایایی، پیش‌قراول ، دیده بان وقتی جلوتر می‌ره خبردار میشه زود اطلاع میده
آقا داری میای مواظب باش فلان جا کمین هست ،فلان جا لطمه میزنن ، اینا رسمشون اینه شروع می‌کنه همه موارد رو گفتن ، زودتر اطلاع میده.. آقا اینا رسمشونه مهموناشون رو سنگ‌بارون میکنن، مخصوصا به بچه یتیما رحم نمی‌کنند ..
حسین ..

________________________________

متن روضه و توسل به حضرت مسلم بن عقیل (ع) – شب اول محرم ۹۸ – قسمت پایانی

دل مسلم پر از عشق حسینِ
که واسه کشتنش دعوای نیزه ست

*همچین که ریختن دور خونه طوعه، خونه رو محاصره کردن ، یکیشون داد زد: بیرون بیا ، اگه بیرون نیای خودمون میریزیم تو خونه .. خونه رو آتیش می‌زنیم .. همچین که طوعه صداشونو شنید ، اومد که بره در رو باز کنه ، سریع مسلم دوید ، اومد؛ خانوم جان تو نمی‌خواد بری .. اینا همشون مَردن . تو بری جسارت میکنن .. یه‌وقت یه حرفی میزنن . خوب نیست شما بری درو باز کنی.. (کجا رفت دلت؟!)

یادم نمیرود که همه داد میزدند
طوری لگد بزن که علی بی پسر

سرم رو شکستن فدا سرت
اینا نقشه دارن برا سرت
می ترسن که روو نیزه ها سرت ، قرآن بخونه

می ترسم بازم مثل مادرت
یه دستی بلند شه رو دخترت
همه ترسم از اینه خواهرت ، غریب بمونه

فرقی نمی کنه، توو کوفه مرد و زن
دیدم با این چشام، اینا غریب کُشن
گودال میکَنن، بد جور میزنن
حتی زناشونم، از دور میزنن

یه گودال برام کندن و زدن
یه عده می خندیدن و زدن
غریب گیرم آوردن و زدن ، فکر تو بودم

همه دور گودال نشستن و
زدن دندونم رو شکستن و
توی کوچه دستم رو بستنُ ، فکر تو بودم

من نایبت بودم، اینجوری میزنن
موندم که باخودت، میخوان چیکار کُنن
سیلی که می‌زدن، از پا می افتادم
یاد مدینه و، زهرا می افتادم

خودم که گرفتار و بی کسم
ولی من برا تو دلواپسم
می دونم به دیدار نمی رسم ، خدانگهدار

تو سینه‌م پر از حسرت توئه
همه گریه‌م از غربت توئه
همه جا فقط صحبت توئه ، تو کوچه بازار

حرف از ثوابه و، پاداش و جایزه
فتوا رسیده که، قتل تو جایزه
با دخترات میای، اینو تا فهمیدن
توو خونه ها دارن، قول کنیز میدن

________________________________

متن روضه و توسل به حضرت مسلم بن عقیل (ع) – شب اول محرم ۹۸

چاووش ماتمه اومده وقت عزا
دور هم جمع شدن باز هم گریه کنا
دستامون و گرفت زهرای مرضیه
از ما گریه کنا یعنی که راضیه

روضه ما رو شفا میده
گریه ما رو جلا میده
ماهِ محرم همه جا
بویِ کربُبَلا میده ..

آقام آقام حسین حسین ..

*پرچم تو زدن آقاجان .. ولی غروب عاشورا یجور دیگه شد بر عکس شد ، چه غروبی درست کرد ..*

نزدیک تری از رگِ گردن به گدایت
ماییم و طوافِ حرم کربُبَلایت

هر جایِ جهان می نگرم نام تو آنجاست
از هر نظر انگار شبیهی به خدایت

گشتیم تمامی جهان را و ندیدم
شیرین ترُ دلچسب تر از شورِ عزایت

در روز قیامت که جهان دور تو جمع است
بگذار که ما نیز بیوفتیم به پایت

ای آنکه جهان تکیه به دستانِ تو داد است
حالا چه شده تکیه زدی خود به عصایت

با خود و سپر رفت به میدان علی اکبر
از معرکه برگشت ولی بین عبایت

دیدن ملائک همگی گوشه ی گودال
آغوش گشوده ست خداوند برایت

بر نیزه شدی قاری قرآن چه شکوهی
ای آنکه دل از فاطمه میبرد صدایت

*بریم در خونه مسلم ابن عقیل .. حسین جان :*

هر بلایی سرم آمد به فدایِ سر تو
به فدای پر قنداقِ علی اصغر تو

حاضرم بر سر بازار به خیرات روم
ننشید پرِ خاکی به سر خواهر تو

بر سر من همه تفریح کنان سنگ زدنند
وای بر صورتِ چون برگ گل دختر تو

از همین جا همه تقسیم غنائم کردند
در کمین اند به تاراج برند لشگرِ تو

ترسم این است که گرفتار شوی در گودال
میشود با نوک نیزه زیر و رو پیکر تو

هر تکانی که سرت بر سر نیزه بخورد
باز تر می‌شود این پارگی حنجر تو

________________________________

متن روضه و توسل به حضرت مسلم بن عقیل (ع) – روز اول محرم ۹۸

از روزی که حرکت کرد دوتا بلده راهُ یه راهنمایِ راه باهاش بودن هر سه تا تو راه مردن .. نگران شد ، گفت حسین جان من نگران خودم نیستم نگران توام .. آخه راه طولانیِ آقاجان ..
از مکه تا کوفه خیلی راهه .. خیلی آقاجان گرمه ؛ خاک .. بیابون .. آب نیست میترسم تشنه شید ..

(اینجور بگم؛ یعقوب پیغمبرِ ؛ یه نگاهی به قد و بالای یوسفش کرد گفت خدا کنه گرفتار نشی … گرگ نخورتت تو چاه نیوفتی … غلام نشی .. همه چی به ذهنش اومد)

گفت میترسم تشنه بمونی آقاجان ..
مسلم عجیب بوده .. عاشق ابی عبدالله ست ..

کوفه هم که رسید همۀ بیعتا رو که دید گفت من چشم آب نمیخوره ازین مردم .. انقدر حسین جون بهت بگم ، همه به بچه هاشون وعده دادن .. ( میفهمیدا .. )
به بچه هاشون وعده دادن براشون سوغاتی ببرن ..

آقا ، جانِ مادرت برگرد .. من اشتباه کردم .. همش راه می رفت میگفت برگرد ..

طوعه هی میگفت چیشده؟ به کی میگه برگرد؟ گفتم حسین جان برای من سر راه گودال کندن .. میترسم برات گودال بکنن .. (هرچی به فکرش اومد همون به سرش اومد ..)*

برگرد تا در سینه ام ماتم نماند
برگونه ام ردِ نم و شبنم نماند

یک دم تصور کن که زینب بی تو باشد
اکبر نباشد تازه سقا هم نباشد

برگرد تا زخم گلویِ خشک اصغر
تشنه برای جرعه ای مرهم نماند

نزد رقیه باش تا آرام باشد
در سینه اش یک ذره درد و غم نماند

برگرد تا این که زبانم لال زینب
وقت شلوعی بین نامحرم نماند ..

انگشترت دستت نمی ماند ردش کن
تا ساربان در فکرِ این خاتم نباشد

*شنیدید بعضیا میگن عمر سعد لعنت الله علیه بهش گفت چرا گریه میکنی ؛ خب حکومت خواستن و امیریِ کوفه بهت نرسید گریه میکنی؟ گریه اش شدیدتر شد ..
گفت نامرد من برا خودم گریه کنم؟! الان دستامُ باز کن یه نفر حریف ندارم .. من پسرِ برادر علی ام .. تمام کوفه جلوی من بایستند نمیتونن با من جنگ کنن .. حالا میگه آقاجان :*

آخر وصیت را به ابن سعد گفتم
یا رب کسی اینگونه بی همدم نماند

ای کوفه شاهد باش جسمم ریخت برهم
تا جسم شاه و دلبرم درهم نباشد

برمن بزن هر قدر سنگ تیز داری
یک سنگ در این شهر میخواهم نماند

خیلی تنم مبهم شده روی قناره
تا جسم اربابم دگر مبهم نباشد

طفلانِ من نذر علی ای کوفه بگذار
پیش علی اکبر قد او خم نماند

دلشوره دارم غارتش سازند اینها
حتی لباس کهنه میترسم نماند

حسین …

________________________________

متن روضه و توسل به حضرت مسلم بن عقیل (ع)

امشب شبِ باب الحوائجِ ، شبِ غریبِ روحی لک الفدا .. خیلی شباهت پیدا کرده به سیدالشهدا(ع) بعضی شباهات به امیرالمومنین(ع) یکیش رو امشب بگم خدمت شما عزیزان ، ان شالله به همین زودیا از نزدیک مرقدش رو زیارت کنیم ..

آدم تو یه مسئله ای تو یه مصیبتی انقدر مصیبتی ببینه که به معصوم یه قدری نزدیک بشه .. این خیلی ویژگیِ ..

مردم دورش جمع بودن فکر کردن الان حکومتُ میگیریم ، به پول و مکنت میرسیم . این قیامم وسیله کرده بود برای خودشون ، وقتی اوضاع برگشت یکی یکی از تو مسجد رفتن ..

اینو شنیدید ، از مسجد اومد بیرون هیچ کسی دیگه نبود ، تنهایِ تنها .. حکومت در به در دنبالش بود بگیرتش ، سفیر امامه پس اگه کسی میشناختنش لوش میدادن .. کیا میشناختنُ و لو نمیدادن؟! ، اونایی که از پشت سرش تو نماز در رفتن .. ولی خیلی دور نرفتن وایسادن نگاهش میکردن اینا نقل کردن از مسجد اومد تو کوچه شانش اجلِ .. پرسه میزد بیخود از این کوچه به اون کوچه ..جایی نداشت بره .. تنها بود . اینو کی نقل کرده؟! یه نقلش از امام باقر علیه السلامِ یه نقلشم از یکی از فرماندهانی که خودش منصوب کرده و فرار کرده و از دور داره تماشا میکنه .

نگاه میکردن میدیدن مسلم از این کوچه به اون کوچه حرکت میکنه .. همه ی وجودش اضطرابه .. یکی رو پیدا کنم به امام نامه بده پیغام بده .. اینا هم دارن نگاه میکنن .. این یه شباهته! اونایی هم که به امام نامه داده بودن تو کربلا داشتن تماشاش میکردن .. غربتشُ تماشا کردن ..

از دور دارن مسلم رو نگاه میکنن ..
این آقایِ ما مسلم ابن عقیل (ع) از این کوچه به آن کوچه .. دیگه خسته شد نصف شب ، قدیما جلو دربِ خانه سکو میذاشتن اهل خانه گاهی میومدن جلو در میشستن . اومد نشست ، آبرودارِ ، دامادِ امیرالمومنینِ .. شوهر خواهرِ سیدالشهداست .. یه پیرزنی درُ باز کرد بست ، باز کرد بست (اجازه بدید اینجور بگم دیدی یه وقت چهار تا جوان میان جلو خونه ت حرکتِ خلافِ هنجار انجام میدن ، از پنجره نگاه میکنی که بگی پاشید برید) دید نشسته ، گفت چرا اینجا نشستی ؟! من یه زنِ تنهام ، آبرو دارم‌، بدِ برو دنبالِ زندگیت ..بست درُ .. باز درُ باز کرد ، گفت مرد خدا خیرت بده نمیخوره بهت برو برا من حرف در میارن .. اسمت چیه ؟! کی هستی آخه؟! گفت من مسلم ابن عقیلم تو کوفه کسی رو ندارم .. تویِ این شهر مردتر از طوعه پیدا نشد .. گفت مسلم ابنِ عقیلی؟! سفیرِ حسین ؟!.. اهلِ تقوا بود یه اتاق جدا مسلم رو اسکان داد ازش پذیرایی کرد ، لو رفت مسلم .. حالا کی لو داد پسرِ طوعه لو داد یا همونایی که از دور داشتن نگاهش میکردن ..

کوچه شلوغ که شد دید حیفه این طوعه و خانه اش آسیب ببینه اومد بیرون ، نوشته اند یه صبح تا ظهر جنگید یه نفر آدم چقدر به امام حسین شباهت پیدا کرد یک تن مقابل لشکر ایستاد .. طعنه زدن ،خندیدن ،تیر زدن ،از بالای پشت بام سنگ زدن ، لبِ مبارکش شکافت .. من هرجاش رو بخوام گریز بزنم با کربلا نسبت برقرار کرد.. تشنه ست ..

یک صبح تا ظهر جنگید دیگه خونی نماند به این بدن .. اینا گفتن امان بهت میدیم .. گفت شاید امان بدن بتونم یه فرصتی پیدا کنم یکی رو بفرستم سراغِ سیدالشهدا (ع) .. قبول کرد دستاشُ ببندن از اینجا به بعد شباهت با امیرالمومنینم پیدا کرد .. برا غربتت بمیرم که تو اون وضع عبیدالله ملعون داشت ناسزا میگفت مسلم میگشت به کدومِ اینا میشه یه جمله وصیت کرد ..

زینب داره میاد، خیلی شباهت به سیدالشهدا علیه السلام پیدا کرد ، توانشُ ندارم بگم ، به امیرالمومنینم شبیه شد ، غریب شد دستاشُ بستن ،به یه زن پناه برد .. تویِ کوفه هیچ کس جز یک زن ازش حمایت نکرد ، یا زهرا ..

وقتی ریختن تو کوچه هیچ کسی جلو نیامد .. فقط یه زن آمد جلو .. یه جمله دیگه بگمُ شما رو به خدا بسپرم .. اسم حضرت زهرا سلام الله رو میبرم به ما روزیِ اشک بده ..

يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا ..

به امیرالمومنین گفتن این خلیفه هر کسی رو که دو سال حکومت میکرده بر میداشته اموالشُ میگرفته .. از اموالِ قنفذ چیزی کم نکرده .. صورت امیرالمومنین خیس شد .. فرمود اون لحظه ای که همه تماشا میکردن منو دوره کردن دستامُ بسته بودن ، فقط او بود که نگه داشته بود .. این جایزۀ اون ضربه ای هست که دستِ فاطمه م رو کوتاه کرد

________________________________

متن زمزمه و توسل ویژۀ شبِ اول محرم

بسم الله ..
نسیمی که از سمتِ پرچم رسیده
داره میگه بوی محرم رسیده
بازم مادری با قد خم رسیده

بسم الله ..
سلام ای امیری که نعم الامیری
ندارم من از گریه و روضه سیری
یه وقت از ما این نوکری رو نگیری

یه شالِ عزا و یه پیرهن سیاهِ
که تنها پناهم تو شهر گناهِ
یه آهه بلندُ یه اشک روونه
که مارو یه روزی به تو میرسونه

حسین جان ، حسین جان ..

آقاجان ..
چی داره کسی که حسینُ نداره
اگر سر رویِ مهر تربت نزاره
چی میخواد برای قیامت بیاره

آقاجان ..
یه سرمایه دارم که بغضِ گلومه
نگیر اشک من رو همین آبرومه
ایشالله میبینم حرم روبرومه

توی چشمم اشکُ روی سینه دستم
سلام میدم اقا با قلبِ شکسته
سلام ای شهید به خون آرمیده
کی رو پای مادر سرت رو شکسته

حسین جان ، حسین جان ..

یک سالِ ..
درسته دل من سراپا گناهِ
همه دل خوشیم این لباس سیاهِ
دل من هنوزم توی قتلگاهِ

یک سالِ ..
دله من توی روضۀ سختی مونده
کی قلب سه ساله ت رو اقا سوزونده
کی بچه ت رو توی بیابون کشونده

کی مثل سه ساله مصیبت کشیده
کی خورده شبیه رقیه کشیده …

کی هم دامنش سوخت کی هم معجرش سوخت
کی بین آتیش تویِ خیمه سرش سوخت ..

حسین جان ، حسین جان ..

________________________________

متن روضه و توسل به حضرت مسلم بن عقیل (ع) -شب اول محرم ۹۸

کوچه گرد غریب این شهرم
بی کسی در غروب میدانم
سر بشکسته ام گواهی شد
بارش سنگ و چوب میدانم

در هر خانه ای که میرفتم
دیدم آن جا که جان پناهم نیست
تازه فهمیدم که در این شهر
غیر عشق علی گناهم نیست

روی دار العمارۀ کوفه
مقتلم را به چشم خود دیدم
معنیِ میهمان نوازی از
لب و ابرویِ پاره فهمیدم

*آقا من که برا خودم ناله نمیکنم ، گریه نمیکنم حسین جان .. هی دست رویِ دست میزد میگفت :*

دست من بشکند چرا گفتم
آنچه در کوفه هست بر کامم
خون پیشانی ام گواهی شد
کوفه شهری غریب و بدنام است

روی دارالاماره‌ام اما
من به نزد تو منزلت دارم
دعوتت کرده‎‌اند این مردم
من از این کوفه دست خط دارم

*گریه میکرد ، یکی به طعنه گفت حالا که گیر افتادی داری گریه میکنی؟ حسین با یارهایی مثل تو میخواست قیام کنه؟ یه وقت با همون گریه صدا زد «لا أبکی لنفسی و لکن أبکی لأهلی المقبلین إلیّ أبکی للحسین و آل الحسین»

من گریه ام برا ابی عبدالله .. گریه ام برا بچه های حسینِ اخه دست زن و بچشو گرفته داره میاد .. اینجایِ روضه وقتی میرسی وقتی طعنه به یه سردار دارن میزنن میبینی طعنه یه جای دیگه هم زده شده ..
وقتی اومدن برای تشییع جنازۀ فاطمه سلام الله دیدن مقداد سر راهشونه نانجیب گفت نمیای مقداد برای تشییع جنازه؟
گفت خبر نداری بی بی وصیت کرده بود دیشب شبانه غسل و کفن کردن که شما نباشید .. یه وقت نانجیب چنان سیلی به مقداد زد ، مقداد افتاد روی خاک ..
با دور و وریا شروع کرد طعنه زدن گفت به توام میگن یار علی طاقت یه کشیده منو نداشتی ..
گفت نانجیب من برای خودم گریه نمیکنم حالا فهمیدم چرا دیشب امیرالمومنین سر به دیوار گذاشت چرا صورتت اینطور شده .. بشکنه دستش .. عجب دست سنگینی داشتی ..*

سر راهم چه چاله‌ها کندند
که سفیر تو را محک بزنند
خانۀ طوعه را زدند آتش
تا به زخم دلم نمک بزنند

ریسمان و طناب آوردند
یاد دستان بسته افتادم
هر زمانی که من زمین خوردم
یاد پهلو شکسته افتادم

گریه‌هایم به عالمی ‌فهماند
که فقط فکر ماتمت هستم
ناله‌های غریب من گوید
فکر فردای زینبت هستم

*تو یه بیت همه حرفشو مسلم داره میرسونه*

حسین میا به کوفه ، کوفه وفا نداره
کوفیه بی مروت حجب و حیا نداره

حرمله با نگاه زخم آلود
فکر گُل‌ها و فصل پاییز است
کودک شیرخواره را دیگر
تو نیاور که خنجرش تیز است

نیزه‌هاشان برایت آماده
تیغ‌هاشان همه بُود در کار
اندر این کوفه قحطی آب است
مشک‌های اضافه هم بردار

*حسین جان اگه میخوای بیای کوفه ، با خودت برا زن و بچه ت چادرِ اضافه بیار .. معجر اضافه بیار .. عرضمُ جمع کنم فرمود اگر میشه یه ظرف آب برام بیارید نانجیب گفت هرچی خواست براش ببرید . ظرف آبُ آوردن .. تا سه بار ظرف ابُ براش بردن لب پاره شده دندانها شکسته
ظرف آب آغشته به خون میشد دوباره برمیگردونن .. برا بار سوم گفت مسلم حتما بهره ای از این آب نداری .. مسلم اگر آب میخوردی باید به عشقت شک میکردم .. مگه میشه نوکری لحظه آخر آب بنوشه وقتی میدونه اربابشُ میخوان با لب تشنه بکشن ..

اما عرضم اینه حداقل لحظۀ آخر برات آب آوردن آب دستت دادن .. من بمیرم برا اون آقایی که نانجیب ها میومدن ابها رو دور گودال رو زمین میریختن ..
حسین …

 

 

زمزمه شام غریبان محرم سال ۱۳۹۹

6
زمزمه شام غریبان محرم سال 1399

زمزمه شام غریبان

چه جوری میتونم رهات کنم
‏بذار یه دل سیر نگات کنم
میخوام تا خود صبح صدات کنم
‏ ای عشق زینب
چی شد یادگاریه مادرت
‏برادر بگو چی اومد سرت
‏ببین شمرو دنبال دخترت
‏ای عشق زینب

‏ای سر بلند من. از ریشه چیدنت
پس قسمت منه. رگ های گردنت

‏ای سر فراز من. رو نیزه ای چرا
‏قرآن بخون برام از روی نیزه ها

 

مارو میبرن بین کوچه ها
تو می مونی و پیکری رها
کجایی تو ای یار و من کجا
برادر من

تو اما توی قلب زینبی
دعای نمازم تو هر شبی
اگرچه لگدکوب مرکبی
برادر من

شب ها گذشته و
گریونه خواهرت
سرخه لبام هنوز
از خون حنجرت

امن یجیب من
مضطر شدی چرا؟
ای سرنوشت من
بی سر شدی چرا؟

خداحافظ ای یار آشنا
خداحافظ ای پیکر رها
خداحافظ ای دشت کربلا
که میره زینب

سلام ای سرِ روی نیزه ها
سلام ای سرِ از بدن جدا
سلام ای مسیرِ پر از بلا
اسیره زینب

امشب رقیه هم
جامونده بین راه
پیداس که روی نی
هی می کنی نگاه

زجری کشیده ام
از زجر و طعنه هاش
بازم فداسرت
همراهمی داداش

زمزمه شب عاشورا محرم ۹۹

8
زمزمه شب عاشورا محرم 99

زمزمه شب عاشورا

شب آخره دل پریشونه
میگن هیشکی پیشش نمیمونه
کسی غصه هاشو نمیدونه
تو این بیابون
مگه ما نباشیم که تنها شه
مبادا علی اربا اربا شه
باید هرکی مونده مهیا شه
بره به میدون

آرومه زینبش
وقتی میاد حبیب
امشب تو کربلا
پیچیده بوی سیب

ارباب ما حسین
ارواحنا فداک
امشب تو خیمه گاه
فردا به روی خاک

حسین امشبو پیش خواهره
یه امشب تو آغوش دختره
یه امشب دلش پیش مادره
غریب مادر

ولی ظهر فردا دیگه تنهاس
آتیش توی این خیمه ها برپاس
سر کهنه پیراهنش دعواس
غریب مادر

امشب تو خیمه گاه
گرم عبادته
فردا تو قتلگاه
غوغای غارته

امشب سر حسین
رو خاک کربلاس
فردا سر حسین
بالای نیزه هاس

غم ظهر فردا چه سنگینه
یه نامرد روی سینه می شینه
بگو مادرش داره می بینه
میون غوغا

تنش روی خاک بیابونه
سرش بر سر نیزه مهمونه
داره آیه کهفو میخونه
غروب فردا

شمر از تو قتلگاه
با خنده اومده
تنگه غروبه و
خورشید سر زده

دشمن از این به بعد
تو فکر غارته
اهل حرم بیاید
وقت اسارته

 

زمزمه حضرت عباس (ع) در شب تاسوعا محرم ۹۹

6
زمزمه حضرت عباس (ع) در شب تاسوعا محرم 99

زمزمه حضرت عباس (ع)

تا دیدم که افتادی رو زمین
منم از کمر خم شدم ببین
پاشو خواهر تو داره ازاین/غصه میمیره

پاشو ای علمدار لشکرم
شده خیره دشمن سوی حرم
ببین که ازاین دوری دخترم/بهونه گیره

میگه عمو بیا/جونم به لب رسید
در انتظارته/داره به تو امید
اما نمیدونه/زخمیِ پیکرت
ای وای اگه بیاد/آخر بالاسرت

…..

میبوسم حالا چشم تار تو
نگو که همینجاس مزار تو
چطوری برم از کنار تو/برادر من

پاشو ذکر حیدر رو دم بگیر
پاشو روی دوشت عَلَم بگیر
پاشو راه به سوی حرم بگیر/ای یاور من

باور نمیکنم/دستت جدا شده
با ضربه ی عمود/فرقت دوتا شده
بعد تو دشمنم/تا خیمه ها میاد
نقشه داره برا/اهل حرم زیاد

….

سه شعبه زدن بی هوا به تو
زدن تیر به مشک پُر آب تو
با نیزه زدن دشمنا به تو/رحمی ندارن

باکینه به سمت تو اومدن
نخواستن یه ذره امون بِدن
چه زخمایی به پیکرت زدن/چه بیشمارن

خونا رو از سر و /روی تو میبرم
من میدونم اومد/پیش تو مادرم
گفته برای تو/از سیلی خوردنش
گفته که حیدرو/دست بسته بردنش

 

زمزمه حضرت علی اکبر (ع) – محرم ۹۹

27
زمزمه حضرت علی اکبر (ع) - محرم 99

زمزمه حضرت علی اکبر (ع)

چه داغی نشوندی توو دل من
نمون روی خاکا با این بدن
پاشو بار دیگه قدم بزن
برای بابا

دل از دیدن تو نمیشه سیر
بابات اومده ناتوان و پیر
ببین خم شدم دستم و بگیر
عصای بابا

از خیمه رفتی و / بردی دل منو
دریای من! گرفت / غم ساحل منو

می گردم از غمت/دشت ستاره رو
پیدا نمی کنم / اون جسم پاره رو

*****

پر از سوت و کف شد دور و برت
زمین میخورم پیش پیکرت
سرم خم شد از غم روی سرت
نفرین به دنیا

گل من چه پرپر آوردنت
گلابم چقد بد فشردنت
عبا کم اومد واسه بردنت
ای اربا اربا

نامرد مردما /بدجور کشتنت
هی جمع می کنم/منها میشه تنت

پاشو نگات کنم/حتی یه بار علی
بابای پیرت و /تنها نزار علی

*****

بهاری که دیده خزونشو
نفس هاش بریده امونشو
نشسته کنار جوونشو
روضه میخونه

حسین مونده با سوز گریه هاش
علی و پریشونی باباش
کسی دل نمی سوزونه براش
دلش چه خونه

ای میوه دلم /وقت رسیدنت
این لشگر حسود /از شاخه چیدنت

از داغ دیدنت /موهام سفید شده
تو زخم خوردی و /بابات شهید شده

 

زمزمه حضرت علی اصغر (ع) – محرم ۹۹

28
زمزمه حضرت علی اصغر (ع) - محرم 99

زمزمه حضرت علی اصغر (ع)

نگات میکنم با پریشونی
نه شیری نه آبی ، نه بارونی.
گرفتار شدیم توبیابونی
که پرِ گرگه

میدونم چقد سخته انتظار
یه کم چشماتو روی هم بذار
عموت برمیگرده …. دووم بیار
خدا بزرگه

شرمنده میشم از
چشمای پرغمت
ای کاش بمیرم و
اینجور نبینمت

تا کی دل من آب
از گریه هات بشه
طاقت بیار گلم
مادر فدات بشه

وای از دل رباب

*****

با من داره حرف میزنه نگات
ولی در نمیاد دیگه صدات
میلرزونی هربار با گریه هات
دلای ما رو

کسی قطره آبی به ما نداد
بچه‌م داره جونش به لب میاد
خدا واسه هیچ مادری نخواد
این ماجرا رو

سخته که بچه‌ای
یه قطره آب بخواد
مادر ولی ازش
هیچ کاری بر نیاد

رو دستای بابات
میذارمت علی
میری و به خدا
میسپارمت علی

*****

کجا رفته لبخند آخرت
سه شعبه چی آورده به سرت
حالا چی بگم من به مادرت
ببین بابا رو….

دوباره منو یاری کن علی
اصلا … ، گریه و زاری کن علی
بیا آبروداری کن علی
همین یه بارو

ای من به قربون
رگهای گردنت
باور نمیکنم
از من گرفتنت

لبهات حالا نیست
دنبال آب دیگه
لالا لالا گلم
راحت بخواب دیگه

 

زمزمه حضرت قاسم بن الحسن (ع) – محرم ۹۹

15
زمزمه حضرت قاسم بن الحسن (ع) - محرم 99

زمزمه حضرت قاسم بن الحسن (ع)

اومد یادگاریّه مجتبی
اومد نجمه دنبالش از قفا
میگه قاسمِ من برو، خدا
پشت و پناهت

زره واسه ی تو نمیشه جور
شده دشمن از دیدنت جسور
الهی که چشم بد از تو دور
فدای آهت

جونم فدات بشه/سرباز من شدی
با این قدم زدن / مثل حسن شدی

وقتی عمو تو رو / میگیره توو بغل
لب وا کن و بگو /احلی من العسل

******

یه لشگر پر از داد و هلهله س
یه لشگر پر از شور و ولوله س
یه لشگر پر از شمر و حرمله س
دلشوره دارم

شده بغض جنگ جمل شدید
حسن دیده دشمن تو رو که دید
واست نقشه ی تازه ای کشید
ای تکسوارم

با تیر و نیزه شون /شد قامتت نشون
از پیکرت عسل / می ریزه جای خون

اسبا یکی یکی / رد میشن از تنت
ضرب المثل شدی /با قد کشیدنت

******

عجب روضه ای شد تو کربلا
به یاد غم و رنج کوچه ها
بازم تازه شد داغ مجتبی
عزا به پا شد

یه دشت و یه قاسم یه دشمن و
با اسبا تنش رو فشردن و
توو خیمه زَنا غرق شیون و
غوغا به پا شد

اسم علی رو برد / فرق سرش شکست
خون لخته ها چه زود/راه گلوش و بست

پهلوی زخمی و / بازوی پر ورم
زینب رسید و گفت / ای وای مادرم

 

زمزمه حضرت عبدالله بن حسن (ع) – محرم ۹۹

19
زمزمه حضرت عبدالله بن حسن (ع) - محرم 99

زمزمه حضرت عبدالله بن حسن (ع)

رهام کن که می بینم عمه جون
کشیدن عمومو به خاک و خون
می بینی که تکیه زده به اون / نیزه شکسته

می بینم عمومو که بی کسه
ولی حیف که زورم نمی رسه
به این نیزه که راه نفسه / عمومو بسته

هرچی صدا زدم/ بسه دیگه نزن
انگار نمی رسید/اصلا صدای من
گودال شاهده/ که بی حیا می زد
اون با غلاف تیغ/ این با عصا می زد
*****
داره طاقتم سر میاد عمو
که قاتل با خنجر میاد عمو
چه کاری ازم بر میاد عمو؟/ دستم بریده

دلم می تپه توی سینم و
توو گودال کنارت می شینم و
چیزایی که دارم می بینمو/ کسی ندیده

ای وای می بینم/ شمرو بالا سرت
نیزه به پیکرت/ خنجر روو حنجرت
ای کاشکی میشد/ دستم سپر بشه
تا نگذارم ازین / نزدیکتر بشه
*****
توی گوشمه خنده های کی؟
روی سینته رد پای کی؟
دارم نیزه ها رو یکی یکی / بیرون میارم

رسیدند و با کینه ی علی
تورو می زدن بی معطلی
میخواستم سپر شم برات ولی / توون ندارم

دیدم که پنجه توو/ موی تو می کشید
خواستم سپر بشم/ قدم نمی رسید
تو کوچه هم بابام/ هرکاری کرد نشد
دردی حریف این/ اندوه و درد نشد

 

دلسوختگان مرجع دانلود مداحی

مداحی هنری ملی، مذهبی و از دسته هنرهای نمایشی است که از زمان‌های گذشته در ایران مرسوم بوده است. خواندن اشعاری در مدح و ثنای پادشاهان از دیرباز در این سرزمین رواج داشته است و شاعران درباری همواره مورد حمایت و لطف پادشاه وقت بودند.بعد از پیدایش دین اسلام بسیاری از مسلمانان و مخصوصا شیعیان به دلیل اعتقادات قلبی به سرودن اشعاری در مدح و ثنای پیامبر عظیم‌الشان اسلام و اهل بیت ایشان روی آوردند.

بازگویی تاریخ رشادت‌ها و زندگی ائمه اطهار به زبان مداحی و با آهنگی دلنشین، نه تنها باعث آشنایی بیشتر مردم با زندگی بزرگان دین می‌شود، بلکه احساس عمیق قلبی بین مردم شیعه و مظلوم‌ترین قوم تاریخ یعنی امامان ایجاد می‌کند. شاید دلیل علاقه وافر جوانان شیعه و پیرغلامان اهل بیت به مداحی و نوحه نیز همین باشد.

سایت نوحه

بسیاری از افراد علاقه‌مند به مداحی برای ارتقا سطح مداحی‌های خود نیاز به دیدن و شنیدن مداحی‌ها و نوحه‌های مختلف و متنوعی دارند. جستجوی مداحی و پیدا کردن جدیدترین نوحه‌خوانی‌ها کاری زمان‌بر و دشوار است. سایت دلسوختگان که در ادامه معرفی می‌کنیم با آرشیوی بالغ بر هزاران فایل صوتی و تصویری نوحه و مداحی بهترین سایت نوحه و مداحی جهان تشیع به شمار می‌آید.

دانلود مداحی جدید

برای دانلود مداحی جدید و آگاهی از جدیدترین سبک‌های مداحی و نوحه‌خوانی می‌توانید از سایت دلسوختگان استفاده کنید. این سایت مجموعه‌ای کامل از محتواهای صوتی و تصویری مناسبتی از مشهورترین مداحان و نوحه‌سرایان ایرانی و غیر ایرانی دارد و برای افراد علاقه‌مند به این نوع محتوا و افرادی که کار مداحی انجام می‌دهند بسیار مفید و ارزنده خواهد بود.

دلسوختگان مرجع دانلود مداحی

می‌توان گفت مداحی و مرثیه‌خوانی برای پیامبر و خاندان او پیوندی عمیق با اعتقادات شیعیان دارد و شیعه همواره در مراسم ولادت، وفات یا شهادت ائمه مجالس شادی یا عزاداری با حضور مداحان دلباخته اهل بیت برگزار می‌کند. سایت دلسوختگان بزرگ‌ترین و کامل‌ترین سایت مذهبی جهان تشیع است. شما در این سایت می‌توانید به جدیدترین محتواهای صوتی و تصویری مذهبی دسترسی داشته باشید. دلسوختگان مرجع کاملی از انواع مداحی‌ها، نوحه خوانی‌ها و روضه خوانی‌ها است که علاوه بر جدیدترین آثار تولید شده در این زمینه، آرشیوی کامل و منحصر به‌فرد از آثار تولیدی در سال‌های گذشته دارد.

اگر در جستجوی مداحی خاصی هستید یا به دنبال مجموعه کاملی از آثار مداحان و روضه‌خوان‌های مشهور می‌گردید سایت دلسوختگان انتخابی عالی برای شما است. علاقه‌مندان به مداحی می‌توانند اطلاعات بهترین کلاس‌های آموزش مداحی را در این سایت مشاهده کنند و از خدمات اساتید مجرب و باسابقه‌ی آن بهره ببرند.

یکی از بخش‌های پرطرفدار سایت دلسوختگان اشعار بسیار زییا و فاخر در مدح و مرثیه ائمه اطهار است که در مناسبت‌های مذهبی مورد استفاده قرار می‌گیرد.شما می‌توانید در این سایت به جدیدترین سبک‌های نوحه، زمینه و شور از مشهورترین مداحان و سباک‌های جهان تشیع دسترسی داشته باشید. مداحان گرانقدر برای برگزاری هر چه پرشورتر مجالس خود می‌توانند از محتواهای متنوع و کامل سایت دلسوختگان استفاده کنند.