آهنگهای ویژه

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1403

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1403

  • حاج عبدالرضا هلالی

    حاج عبدالرضا هلالی

    آلبوم مراسم عزاداری شب پنجم محرم 1403/04/20 هیئت الرضا (ع)

  • کربلایی جواد مقدم

    کربلایی جواد مقدم

    نماهنگ رفیق

  • حاج محمد طاهری

    حاج محمد طاهری

    نماهنگ ساعتی بندگی - رمضان 1402

اشعار استاد زارع شیرازی

شعر اول فاطمیه اول ۱۴۰۲ سروده استاد زارع شیرازی ۵ آذر ۱۴۰۲

5
استاد زارع شیرازی

متن شعر فاطمیه حضرت زهرا صلوات الله علیها

صورتت نیلی شد و تنها شدم
بعد تو آواره ی صحرا شدم

زخم پهلو شد دلیل گریه ام
زخم بازو شد دلیل گریه ام

روی تو از ضرب سیلی شد کبود
جز حسن در بین آن کوچه نبود

سوختی آتش گرفتی بهر من
سقط شد فرزند ما ای ممتحن

محسنم بین در و دیوار رفت
نازنینم دلبر و دلدار رفت

خون تو پاشید بر سطح جدار
بس خزان شد عمر پاکت ای بهار

هیجده ساله گلم زهرای من
رفت عشقم دلبر دنیای من

بی تو ای زهرا تک و تنها شدم
ای گل بطحا تک و تنها شدم

رفتی و حیدر غریب این جهان
با همه نامردی ی این مردمان

یک مدینه دشمن و یک حیدرت
خانه دار خانه ام شد دخترت

بعد تو شد بیت الاحزان خانه ام
همسرم . تاریک شد کاشانه ام

من چگویم از حسن ز اشک حسین
گوشه ی خانه نشسته زینبین

وای من از داغ زهرا بر دلم
آتشم زد پهلویش شد قاتلم

زارع شیراز . عبد کوثر ست
تا ابد خادم به باب حیدرست

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار ماه صفر سال ۱۴۰۲ سروده استاد زارع شیرازی

1
استاد زارع شیرازی

شعر ورود به شام ۱ صفر ۱۴۰۲

ای برادر بخدا بدتر ازین شام نبود
شام بوده ست و فقط بدتر ازین نام نبود

ظلم کردند به ما . بر سر آن دروازه
سنگ و فحش و غم ما بر سر آن دروازه

داغدار غم تو زینب و جمع اسرا
همه ی شام فقط سنگ زدند بر سر ما

وسط قافله من بودم و دخترهایت
چه بگویم که‌چه شد با تن خواهرهایت

تازیان بر همه‌ زنها زده اند میدانی
و تو از نیزه فقط سوره ی حق میخوانی

قاری خوش سخنم . جسم کبودم دیدی
فحش خوردم وسط کوچه و تو بشنیدی

کوچه ی اهل یهود .از همه جا آتش بود
بر تن دخترکان و سر ما آتش بود

تن زخمی من از سنگ چه‌ دیدن دارد
نقش آن دختر و آن راس . کشیدن دارد

روضه ی اصلی تو . دختر تو‌ برپا کرد
که‌ رقیه بخرابه ز غمت غوغا کرد

سر تو‌ بود و رقیه . سر تو‌ بود و خراب
شام بود آنشب و آن گریه ی از قلب کباب

دخترت همرهت آنشب به سفر رفت حسین
بخدا با غم و با دیده ی تر رفت حسین

چه بگوید ز غمت زارع شیراز . حسین
کربلا . قلب من و محرم آن راز . حسین

__________________________________________________

شعر شهادت حضرت رقیه (س) ۵ صفر ۱۴۰۲

چه رهی آمده ام تا دل این شهر خراب
تازیان بود و کتک . کعب نی و قلب کباب

سر بابا به نی و قامت دختر نیلی
من کبودم ز دوصد ضربه ی دشمن . سیلی

طفلم و کودکم و قامت من چون پیرست
ای پدر . خون دوپا از اثر زنجیرست

پای پر ابله دارم رخم همچون زهراست
من اسیرم فقط و یار دلم این صحراست

پیر گشتم بخدا در همه ی کوفه و شام
هیچ دانی که‌چقدر . سنگ زدند از سر بام

قدخمیده شدم و شبه رخ فاطمه ام
من رقیه گل بستان مه علقمه ام

خسته از ضرب کتکهای عدویم بخدا
گریه کن گشتم و دلتنگ عمویم بخدا

سر ببریده ی تو منجی ی من شد امشب
راحت از گریه ی من میشود امشب زینب

شاهد ناله ی من بود همین ویرانه
درهمین شام خرابه شده بهرم خانه

نگذاری که‌ دگر جای بمانم امشب
من ز دشنام عدو . بسکه خزانم امشب

همرهت آیم و قربان سرت میگردم
من فقط بی سر و سامان سرت میگردم

ای بریده سر تو همدم جانم بابا
دخترت را ببر ای روح و روانم بابا

اشک این زارع شیراز . چه‌ سوزی دارد
بر غم عمه ی سادات فقط میبارد

__________________________________________________

شعر اربعین – ۲۰ صفر ۱۴۰۲

با تنی خسته… رخی گلگون و نیلی امدم
با کبود صورت از صد ضرب سیلی امدم

همره یک کاروان نیلی ز ضرب تازیان
زیر شلاق عدو در کوی و برزن بی امان

کوفه رفتم شام رفتم جای من ویرانه شد
خواهرت ناموس تو بی صاحب و کاشانه شد

دخترت نیلی ز سنگ و خواهرت نیلی ز کین
این مصیبت. اعظم است ابن امیر المومنین

کوفه در زندان کوفه جای ما شد یا اخا
شام هم بین خرابه کربلا شد یا اخا

دخترت شد روضه خوان و بانوان. گریان تو
ای بقربان سرت زینب شود قربان تو

دخترت در بین ویران با سرت ماوا گرفت
آن سه ساله در همانجا بزم عاشورا گرفت

بوسه ای زد بر لبانت . آه سردی میکشید
ناله ای کرد و کنار راس پاکت آرمید

ای برادر از همه غمها بپرس از من ولی
از غم آن دخترت پرسش نکن جان علی

خاک کردم بین ویران .جسم آن دخت شهید
غم کشیدم مثل این غم را کسی دیگر ندید

اربعینت گشته و زخمی و نالان امدم
پیر گشته زینبت با آه و افغان امدم

من اسیر عشق تو هستم فدایت یا حسین
در جهانی منتشر گردد ندایت یا حسین

زارع شیراز باشد خاکبوس حائرت
تاابد این عبد دلخسته . غلام و زائرت

__________________________________________________

شعر شهادت پیامبر (ص) و امام حسن مجتبی (ع)- ۲۸ صفر ۱۴۰۲

من و این زهر و جگرها. من و آن کوچه ی غم
آن مصیبت که از آن گریه کنم من همه دم

روضه ام زهر و همین پاره جگر نیست بحق
که غریبی بجز این قلب حسن کیست بحق

روضه ام‌ روضه ی زهرا همان سیلی هست
روضه ام دیدن مادر به رخ نیلی هست

من در آن کوچه . که سیلی به رخش زد بودم
از همان ضربت نیلی به رخش زد بودم

مادرم فاطمه بس . نقش زمین شد یارب
بی کس آنوقت . دل حبل متین شد یارب

هشت ساله به کنار تن مادر بودم
همره فاطمه آن هستی ی حیدر بودم

مادرم رفت به آن پهلوی بشکسته ی خود
مادرم فاطمه با آن بدن خسته ی خود

رفت با روی کبود از غم دنیای دنی
من بی مادر و این ماتم دنیای دنی

من غم مادر خود فاطمه دارم دنیا
روز و شب روضه ی زهرا بنگارم دنیا

راحت از این غم عظما ز جهانی گشتم
راحت از غصه و صد اه و فغانی گشتم

زهر . بس کار مرا راحت از این دنیا کرد
راحت از اینهمه درد و همه ی غمها کرد

میروم خدمت مادر به بهشت علوی
خدمت فاطمه و حیدر و وجه نبوی

دیده ی زارع شیراز و کرامتهایت
ای بقربان تو و رزم و شهامتهایت

__________________________________________________

شعر شهادت امام رضا (ع)- ۳۰ صفر ۱۴۰۲

اثر زهر به قلب و جگرم کاری شد
زهر بهر سفر اخرتم یاری شد

من رضایم بخدا خونجگر از غمهایم
در همین غربت طوسست فقط بس جایم

بین این غربت خود . دل بخدایم بستم
دور از اهل خود و یاد جوادم هستم

من دلسوخته . گریان غم شاه شهید
هردم این دیده و دل بهر حسین آه کشید

گاه گریان غم فاطمه و گاه حسین
روضه جدم حسینست بمن نور دوعین

لحظه ی اخر خود اشک ببارم ای دل
مثل او سر به روی خاک گذارم ای

لیک اینجا پسرم آمد و همدم دارم
سر در آغوش جواد بن رضا بکذارم

لیک در کرببلا شاه شهیدم بی سر
لیک در کرببلا جد غریبم پرپر

بدنش زیر نی و خنجر و شمشیر شده
تن پاکش که پر از قاطبه ی تیر شده

زینبش ناله زنان از روی تل است خدا
دختران . اهل وعیالش سوی تل است خدا

عمه ام‌ دید سرش را ز تنش ببریدند
خواهر و دختر او قامت بی سر دیدند

ای خدا بر تن او اسب ز کین . میراندند
در دل مقتل او هلهله کردند خواندند

وای از این درد و ازین غصه ی اعظم یارب
بس نباشد به غمش گریه ی ادم یا رب

زینبش راه اسارت چه تحمل کرده
دخترش ننگ حقارت چه تحمل کرده

گریه ی زارع شیراز ز اشک و غم تو
یاحسین عبد توام خادم این ماتم تو

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار محرم سال ۱۴۰۲ سروده استاد زارع شیرازی

5
استاد زارع شیرازی

شعر ورود به کربلا ۲ محرم ۱۴۰۲

تا رسیدیم غم و درد به قلبم بنشست
ای برادر بخدا رشته ی جانم بگسست

گوییا حرف ز فقدان تو دارد اینجا
دشمنت قصد بر این جان تو دارد اینجا

ای برادر بخدا بی تو فقط میمیرم
من فقط بی تو جوان نه که چنان یک پیرم

گر ببینم سر تو بر سر نی . من چکنم
گر که شد راس تو بس اختر نی . من چکنم

دل من شد نگران. بوی فراقت اینجا
و بگیرد ابد الدهر سراغت اینجا

وای اگر جسم تو بر خاک ببینم ای یار
تن تو زخمی و پر چاک ببینم ای یار

من بی طاقت و داغت چه کند با دل من
غم داغ تو بسوزد همه ی حاصل من

غم ببریده سر و آن بدن بی کفنت
زخمی از نیزه و شمشیر شود جسم و تنت

و اسارت بروم بعد تو ای دلدارم
سر توبینم و از دیده فقط خونبارم

چه شود با گل رخسار رقیه دختر
چه شود کوفه و شام از اذیت بر خواهر

من‌بهمراه تو جان میدهم اینجا اقا
جان بپای سرتان میدهم اینجا اقا

گریه ی زارع شیراز . از این غم باشد
غصه های دلم از ماتم پرچم باشد

______________________________________________________

شعر حضرت رقیه (س) ۳ محرم ۱۴۰۲

تو کجابودی و من زیر کتکها مردم
در اسارت فقط از خنده ی اعدا مردم

تن این دخت سه ساله شده نیلی بابا
صورتم نقش شد از ضربت سیلی بابا

زیر آن کعب نی ی خولی ی نامرد لعین
برسرم بود و کتک میزد و من روی زمین

من یتیمم بخدا بر تن و رویم نزنید
سنگ از بام بر این جسم و بسویم نزنید

اخرالامر .سر یار .در آغوشم شد
دیدن روی تو بس . غصه فراموشم شد

لب بر این خون لبت دارم عزیزم بابا
من ز دیدار تو میبارم عزیزم بابا

گریه ام بهر یتیمی ست .ندارم طاقت
حال من حال وخیمی ست ندارم‌ طاقت

صورتم صورت زهراست ببین نیلی شد
نیلی از ظلم و کبود از اثر سیلی شد

گریه کردم بخدا تا سر پاکت دیدم
تن صد چاک‌تورا بر سر خاکت دیدم

گودی ی مقتل عاشور پر از نیزه و خون
بدنت بی سر و خون جمع شده چون جیحون

سرت اخر شده مهمان من ای بابا جان
ای بقربان سرت جان من ای بابا جان

ببرم امشب از این شام خرابه بابا
عمه زینب بخدا بی تب و تابه بابا

بس کتک خوردم و عمه سپرم شد ای وای
سر عباس عمو . شب . قمرم شد ای وای

روضه ی زارع شیراز . ندایی دارد
خواستت بوده چنین سوز صدایی دارد

______________________________________________________

شعرحضرت قاسم (ع) ۶ محرم ۱۴۰۲

سیزده ساله یتیم گل روی حسنم
گل خوشبوی ز بستان و ز باغ و چمنم

چهره ام ارث ز زیبایی ی بابا دارد
سینه ام در ره دین . یک‌ دل شیدا دارد

من فدایی و بقربان عمو جانم حسین
تشنه ی جام شهادت منم ای جانم حسین

رفت با یک کفن و جنگ نمایانی کرد
رزم و حربش به چنان شیوه ی شایانی کرد

رزم او‌ رزم حسن . ارث چه برتر دارد
و شهامت ز علی . ساقی ی کوثر دارد

اخر الامر بمیرم که صدا زد عماه
با تنی چاک به فریاد . ندا زد عماه

تا عمو بر سرش آمد اثری نادیده
تن او زخم از آن سم مراکب دیده

سر قاسم چو در آغوش عمو شد ای وای
قاتلش هلهل و لبخند عدو‌ شد ای وای

گفت ای قاسم من با تن پر ز نیزه ی تو
اشک و فریادم و تنها تن پر نیزه ی تو

اشک من بند نیامد به سرت قاسم من
بغلت کرد در اینجا پدرت قاسم من

مادرت نجمه . چگونه بدنت را بیند
و چگونه اثر زخم تنت را بیند

شعر این زارع شیراز . فقط از لطفست
اشک این دیده و این راز فقط از لطقست

______________________________________________________

شعر حضرت علی اصغر (ع) ۷ محرم ۱۴۰۲

آب بستند و علی اصغر من تشنه شده
بین خیمه بخدا اختر من تشنه شده

شیرخواره ست و عطش بر تن او افتاده
مادرش بر لب گهواره ببین استاده

خیمه بر خیمه که رفتم اثر از آب که نیست
آب بهر لب این کودک بیتاب که نیست

اشک از چشم ربابست فقط میبارد
نگرانی ز برای علی اصغر دارد

تشنه ام شیر ندارم پسرم اصغر من
اینقدر گریه نکن تو به برم اصغر من

حضرت شاه به خیمه . علی اصغر را برد
تا که سیراب کند گوهر اطهر را برد

علی اش را جلوی دشمن دون . بالا برد
شیرخواره . لب عطشان وسط دعوا برد

گفت ای جمع حرامی . علی اصغر تشنه است
بخداوند قسم دلبر مادر تشنه ست

رحم اگر بر من اولاد نبی نیست که نیست
طفل من آب ندارد اثری نیست که نیست

ناگهان تیر سه شعبه . چو گلویش وا کرد
و ندا امده که غربت تو امضا کرد

خنده ای کرد علی در بر بابا آنجا
سوخت قلب پدر از دلبر بابا آنجا

دست در زیر گلویش بگرفته ست حسین
و عبا بر سرش انداخت به آن نور دوعین

از خجالت که رباب این غم دل . نابیند
نکند مادر او بر سر او بنشیند

کنده قبری ز برای پسر نوزادش
ناگهان مادرش امد ز غم فریادش

کربلا سوخت از آن ناله ی مادر . آنروز
رفت در دامن آن کوثر اطهر آنروز

آب بر قبر علی ریخت ز چشمان حسین
ای همه جان و جهان . پاک بقربان حسین

دیده ی زارع شیراز . پر از اشک شده
همه غصه ام از تیر به آن مشک شده

______________________________________________________

شعر حضرت علی اکبر (ع) ۸ محرم ۱۴۰۲

اکبرم رفت و نگاهی به سما میکردم
لحظه اخرش از عشق . دعا میکردم

انکه رفت از بر من . شبه پیمبر بوده
در جمالش بخدا سوره ی کوثر بوده

قد وبالاش نگه کردم و گرییدم من
اخرین بار خودم چشم ورا دیدم من

با صدای ابتایت که دلم ریخت علی
دشمنم راس تو بر نیزه چه آویخت

امدم بر بدنت لیک همه اعضایت
قطعه قطعه شده از کینه ی این اعدایت

اربا اربا شده ای …حقد مقامت دارند
جمع اولاد زنا کینه ز نامت دارند

من رسیدم به کنار بدنت بابا جان
ای علی خون تو گشته کفنت بابا جان

دیده وا کن که عدو هلهله برپا کرده
پدرت را که اسیر غم دنیا کرده

ناله ام گشت بلند از غم این داغ شدید
هیچکس . غصه .چنین در همه دنیاش ندید

من که بگذاشته ام صورت خود بر رویت
ابتا گفتی و چون باز . دویدم سویت

گریه کردم به کنار بدن زخمی ی تو
قاتلم شد بخداوند. تن زخمی تو

دل این زارع شیراز . وفاخانه ی توست
هر کجا نور بود از غم کاشانه توست

__________________________________________________________________________________

شعر حضرت ابوالفضل العباس (ع) ۹ محرم ۱۴۰۲

علقمه . قتلگه جان علمدارم شد
تاابد جایگه سرو و سپهدارم شد

دستش افتاد ولی مشک بدندان آمد
ابن حیدر بخدا با همه عنوان امد

سر زد از دشمن دون . شیر علی هست عباس
رعب افتاد که شمشیر علی هست عباس

نعره ی حیدری اش . عشق میادین شده است
چشم عباس . جهانست و جهانبین شده است

چه نفوذی به نگاهش سوی ابتر دارد
قمر هاشمیان . شور ز حیدر دارد

دشمن از هیبت عباس فراری شده است
نور ساقی به قلوبست که جاری شده است

اخر الامر عمودی به سرش زد دشمن
داغ سنگین بنشسته به دل زینب و من

ای بقربان دو دستت که زمین افتاده
دست ببریده چنان ماه مهین افتاده

ای مه هاشمی ام فرق سرت مثل علیست
نور این قامت تو سوی خداوند جلیست

ساقی من بخدا کینه ی بابا دارند
کینه از حیدر و از کوثر طاها دارند

ساقی ام رفتی و این قلب . شکسته چکنم
دل من بر سر نعش تو نشسته چکنم

کمرم خم شد از این داغ جهانسوز . عباس
چشم من تار از این اشک غم افروز. عباس

چه بگویم به رقیه چه بگویم به رباب
چه بگویم ز تنت یا ز غم قلب کباب

اشکریزان غمت . دیده ی من ای عباس
نام تو بر لب خشکیده ی من ای عباس

رفتم و خیمه ی تو نقش زمین کردم من
و نگاهی بسوی عرش برین کردم من

گفتم الله . شدم بیکس و یاور . الله
من غریبم پسر پاک پیمبر . الله

گفتم ای زینب من . داغ برادر داری
رفت اباالفضل و غم حضرت اختر داری

آن علمدار و‌سپهدار و جهاندارم رفت
اشک میریزم از این غصه که سردارم رفت

تا ابد زارع شیراز . غلامی دارد
هردم ای حضرت عباس . سلامی دارد

__________________________________________________________________________________

شعر درد دل حضرت زینب (س) شب عاشورا ۱۴۰۲

شب هجران شد و دلداده ی تو حیرانست
قلبت اماده وصل و بسوی جانانست

من پریشان توام ای همه ی عشق . حسین
من بقربان توام ای همه ی عشق حسین

گر که بی یار شوم وای بحال زینب
بیکس و کار شوم وای بحال زینب

ای برادر تو بگو بعد غمت چون سازم
در همه عمر . فقط بر نگهت مینازم

گر تنت را کف گودال ببینم چه کنم
گر کنار تن خونیت نشینم چه کنم

طاقت دوری تو بر دل این خواهر نیست
صبر بر داغ تو در قلب همین دختر نیست

روز و شب . چشم رقیه . نگهت میخواهد
یک علمدار رشید این سپهت میخواهد

با غم دوری تو داغ تن بی سر تو
با غم اصغر تو داغ علی اکبر تو

غم دستان بریده ز علمدارت وای
غم آن مشک دریده ز سپهدارت وای

اینهمه غم به دل زینب کبری ای وای
واسیری به ره کوفه و اعدا ای وای

آتشی بر دلم افتاده حسین جانم حسین
گوییا قلب من استاده حسین جانم حسین

جان این زارع شیراز . فدایت زینب
گودی قتلگه و سوز صدایت زینب

__________________________________________________________________________________

شعر ظهر عاشورای حسینی ۱۰ محرم ۱۴۰۲

روی تل آمدم و شاهد این کشتارم
تو شهید منی و اشک فقط میبارم

بدنت زیر دوصد نیزه و شمشیر شده
تنت انگار که کاشانه ی صد تیر شده

خون چه فواره زند در همه ی قتلگهت
پس کجا رفت علمدار رشید سپهت

همه . یاران . به روی خاک . فدایت بشوم
تن تو گشته پر از چاک فدایت بشوم

واعلیای من و گریه ی دخترهایت
ته گودال شده بین دو صد نی . جایت

دیدم اینجا که‌ تنت خونی و بسمل شده است
بین جسم تو و من نیزه چه حائل شده است

دیدم اینجا که نشسته ست بر این سینه ی تو
قاتل آن شمر زنازاده به صد کینه ی تو

خنجرش را بهمان بوسه گه من بگذاشت
بر گلوی تو حسین . خنجر دشمن بگذاشت

تا جدا شد سر تو . جیغ زدم ناله زدم
شد جدا حنجرتو . جیغ زدم ناله زدم
(مداحان محترم این بیت را فقط در مجلس خاصی بخوانید که حقش ادا شود و همه فریاد زنان باشند در غیر اینصورت در مجالس عادی خوانده نشود)

من و این قامت بی راس تو ای یار . حسین
به روی نیزه . نمایان . سر دلدار . حسین

من و سرهای بریده . من و اینقدر شهید
من و این قتلگه و این غم بسیار که دید

جز دل زینب دلسوخته . ای وای به دل
غم بر این سینه ی افروخته ای وای به دل

سوز یک‌ صوت شکسته ست غریب مادر
مادرم اینجا نشسته ست غریب مادر

فاطمه . راس بریده غریب مادر
گفت با صوت کشیده غریب مادر

ظهر عاشورا شد و زارع شیراز . گریست
همره مادر و عمه . به دوصد راز گریست

__________________________________________________________________________________

شعر شهادت امام سجاد (ع) ۲۵ محرم ۱۴۰۲

دیده ام صحنه ی گودال و هزاران نیزه
بدن بی سر بابا و کماکان نیزه

همه جا نیزه و خون بود و دو چشمم دیده
وسط معرکه . صد زخم زبان بشنیده

تن پاک شهدا بی سر و   ای وای ز غم
نیلی از کینه . تن دختر و ای وای ز غم

طرفی جمع شهیدان و  بدنها بی سر
طرفی جمع اسیران و چه دهها دختر

ره کوفه ره شامست که پیرم کرده
غم بابای شهیدست اسیرم کرده

چه کنم داغ روی داغ بر این دل دارم
غم جانسوز حسینست در این دل دارم

تاابد گریه کنم بر غمت ای سالارم
یاد آن راس بریده کنم و میبارم

غم عباس شهید و علی اکبر دارم
ز غم روضه ی گودال . فقط بیمارم

من کتک خوردن اطفال و زنان را دیدم
زیر شلاق عدو . دخترکان را دیدم

سنگ بر عمه ی من زینب کبری زده اند
گوییا ضربه ی شلاق به زهرا زده اند

مردم و زنده شدم تا سرت ای شه دیدم
وسط طشت طلا بودی و یک مه دیدم

چوب زد بر لب و دندان تو بابا جانم
خیزران بر سر   بی جان تو باباجانم

دل این زارع شیراز . شده غمخانه
سینه ام بهر ولای تو بود کاشانه

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

شعر عید غدیر خم سروده استاد زارع شیرازی ۱۶ تیر ۱۴۰۲

2
استاد زارع شیرازی

شعر روز عید غدیر

عین عشقم یا علی مولا علیست
بهر این دل . سرور و آقا علیست

شین عشقم از شرار این ولاست
رهبرم در هر دو دنیا مرتضاست

قاف عشقم قدرت ایمان اوست
در حرم . جبریل هم دربان اوست

عشق در قلبم نثارت یا علی
حفظ عالم هست کارت یا علی

ای حریمت جنت الاعلای حق
پیرو راه تو در دنیای حق

یاور کل رسولان یا علی
ذکرت آرام محبان یا علی

تو وصی حق احمد . حیدری
بعد طاها بر خلایق رهبری

عاشق نامت جناب کوثرست
حامی نورت خدای داورست

زادگاهت بیت یزدان است و بس
روح تو آرامش جانست و بس

شعر میگویم از این مدح کریم
اشک می آید ز چشمم یا عظیم

در غدیرخم تو مولا گشته ای
ماسوی الله را تو آقا گشته ای

ای نگار فاطمه . مولاعلی
ای بهار فاطمه . مولا علی

هل اتای سوره قران تویی
در بیانش . معنی انسان تویی

رستگاری با ولایت میشود
حفظ یاران با دعایت میشود

روح ایمان از محبت بر تو هست
حضرت عشقم شد امشب دل . چه مست

مست ایوان حریمت گشته ام
عاشق دست کریمت گشته ام

یا مفرج . یک فرج با یا علی
اوج میگیرد از اینجا تا علی

زارع شیراز عبد این در است
نوکر و خدمتگزار حیدرست

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

شعر شهادت حضرت مسلم و روز عرفه ۱۴۰۲ سروده استاد زارع شیرازی

4
استاد زارع شیرازی

شعر شهادت حضرت مسلم و روز عرفه

رفتی از یار . سفیری کنی ای مسلم جان
به دل شیعه . امیری کنی ای مسلم جان

ای نماینده ی آقای شهیدان . رفتی
وارد کوفه شدی از سوی جانان رفتی

لیک این کوفی ی نامرد . جفاکار بود
دشمن ال علی . تخم زناکار بود

روز همراه تو گشتند و شبت تنهایی
ای بقربان غریبیت . گل مولایی

ابن عم حسنینی شه مایی مسلم
نائب پادشه کرببلایی مسلم

ای بقربان غمت اخر شب در کوفه
ملتهب گشته ای از تاب و ز تب در کوفه

گریه کردی ز غم غربت اقایت حسین
دلشکسته شدی از غصه ی مولایت حسین

گفتی ای یار نیا . کوفی ی دون نامرد است
بهر آن عشق خداوندی تو بس سرد است

نیزه ها تیز نمودند برای سر تو
ای بقربان سر و آن بدن اطهر تو

زینبت را به اسارت ببرند آقاجان
دخترت را به حقارت ببرند اقاجان

وای از خون گلویت که زمین میریزد
گوییا خون تو از عرش برین میریزد

چه شود با بدن اکبر و اصغر . اقا
چه شود با دل بشکسته ی مادر اقا

اشک میریزم و از سوز جگر میگویم
تو نیا کوفه که با دیده ی تر میگویم

خواهرت داغ تو بیند بفدای غم تو
ای جهانی بنشیند به غم ماتم تو

سرتو روی نی و با سر عباس چه شد
وای من با بدن حضرت الماس چه شد

دست ببریده و یک قامت خونی . بیدست
دل زهراست که از داغ اباالفضل شکست

سر من را که جدا شد بفدای سر تو
خون من باد بقربان غم مادر تو

شعر این زارع شیراز و عنایاتی هست
در همین عصر و همان عصر ملاقاتی هست

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

شعر شهادت امام باقر (ع) سروده استاد زارع شیرازی ۵ تیر ۱۴۰۲

1
استاد زارع شیرازی

شعر شهادت امام محمد باقر (ع)

کودکی بودی و دیدی همه ی غمها را
تو کشیدی به جهان غصه ی این دنیا را

چهارساله به دودیده غم عظمی دیدی
قامت خم به همان زینب کبری دیدی

همه سرهای جدا و بدن بی سر شاه
علقمه دست جدا از بدن زخمی ی ماه

خیمه ی سوخته دیدی بفدایت گردم
رخ افروخته دیدی بفدایت گردم

بدن بی سر یاران شهنشه . به زمین
وسط مقتل خون . قامت مولا . شه دین

سر یاران حسینست به نی رفته خدا
راس ان نور دوعینست به نی رفته خدا

عمه ات زینب کبراست اسارت رفته
بین آن قاتل و ان اصل رذالت رفته

همره شمر شده جسم همان عمه ی من
بین ره پای برهنه و دوان. عمه ی من

دیده ام دامن و آتش . همه را من دیدم
دیده ام داغ به این دیده و من نشنیدم

نشنیدم که غمی اعظم از این غم باشد
روضه شاه شهیدست چه ماتم باشد

عمه ها یکطرف و راس بریده . در طشت
خیزران چوب یزیدست و اسیران . سر . طشت

عشق من گریه برای غم تو هست حسین
پادشاه دل من . ماتم تو هست حسین

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

شعر شهادت امام جواد (ع) سروده استاد زارع شیرازی ۱۴۰۲/۰۳/۲۹

0
استاد زارع شیرازی

شعر شهادت امام جواد (ع)

پسر فاطمه در حجره ی دربسته . جواد
شده از ظلم و جفا . پر غم و دلخسته . جواد

العطش گفته و نالیده از این غربت و غم
اشکریزان ز غم ذکر حسینی همه دم

گفت بر خاک فدای لب عطشانت حسین
جان من باد به قربان تن و جانت حسین

گفت ای جد غریبم من و این حزن غریب
بین این حجره مرا نیست نه یاور نه حبیب

لیک داغ تو در آن مقتل خونین بوده
غم ذبح تو چقدر روضه ی سنگین بوده

خواهرت دیده سرت گشته جدا از تن تو
خواهرت دیده نمانده ز تو پیراهن تو

من چه‌گریانم ومیسوزم از این روضه . حسین
مثل شمعی شدم افروزم از این روضه . حسین

خواهرت روی تل و جسم تو در گودالست
تو الف گشتی و زینب به مثالی دالست

قدخمیده ست از این غصه ی اعظم اقا
باکی ی روضه ی تو ادم و خاتم اقا

من فدای تو جواد بن رضا اقاجان
همه ی جان و جهانم به فدا اقاجان

اشک این زارع شیراز . نشانی ز تو هست
حجت عصر بیاید که جهانی ز توهست

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

شعر ولادت امام رضا (ع) سروده استاد زارع شیرازی سال ۱۴۰۲

4
استاد زارع شیرازی

متن شعر ولادت امام رضا (ع)

عالم عرش حق از آل محمد آمد
سبب خلقت عالم . گل سرمد آمد

بضعه ی پاک نبی هست امام ثامن
پدرش باب حوائج شده و خود ضامن

موسی ی جعفر صادق شده بابای رضا
شده آغوش ولی . مامن و ماوای رضا

رافتش از سر مهرست جهانی شده است
او برای دل من . شاه شهانی شده است

در زیارت برو دلتنگ و چه شادان برگرد
فارغ از جان و جهان با سر و سامان برگرد

حجت و نور . رضا هست که سلطانم هست
او شهنشاه و امید دل ویرانم هست

روز میلاد  . حریم تو پر از  دلداده ست
از کرم بر همگان . مهر و محبت داده ست

آمدم بر درت ای سید خوشبو آقا
دستگیر منی ای ضامن آهو آقا

من اسیر غم عشق توام ای حافظ دل
صاحبم هستی و آقای من ای واعظ دل

شکر حق نور ولای تو بر این بنده گواست
شاهد عاشقی ام با گل روی تو خداست

رزق من . وصل تو باشد که امامم هستی
ای خداشکر که مولای تمامم هستی

سینه ی زارع شیراز . ولایت دارد
حضرت عشق . بر این عبد . عنایت دارد

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

شعر ولادت حضرت معصومه (س) سروده استاد زارع شیرازی ۱۴۰۲/۰۲/۳۱

1
استاد زارع شیرازی

متن شعر ولادت حضرت معصومه (س)

من بقربان گل روی تو ای معصومه
میل این جان و جهان سوی تو ای معصومه

خنده موسی جعفر ز نگاهی بر تو
شادی قلب برادر ز نگاهی بر تو

خواهر حضرت سلطان . ادبم را بنگر
ای عزیز دل جانان . ادبم را بنگر

نور تو نور رضا هست به دل . معصومه
جلوه ات کار خدا هست به دل . معصومه

ای شفیعه به همه . شیعه ی حیدر . خانوم
دستگیر دل هر عاشق کوثر . خانوم

زینب دوم و زهرای رضایی بی بی
گوییا همره شه .کرببلایی بی بی

قلب تو مرکز عشقی به برادر باشد
عاشق روی رضا . دیده ی خواهر باشد

سر تعظیم به درگاه . فرود آوردم
ادبم را به در مرکز جود آوردم

دستگیر دل عالم تویی ای معصومه
نور و ارامش آدم . تویی ای معصومه

دست من گیر . عزیز دل موسی . خانوم
حاجتم را بده ای نائب زهرا . خانوم

من فدای تو و بابا و برادر جانت
آسمانم شده پر نور از این ایوانت

ادب زارع شیراز . ز الطاف شماست
نور این سینه به صد راز . زالطاف شماست

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

شعر شهادت امام علی (ع) سروده استاد زارع شیرازی شب ۲۱ رمضان ۱۴۰۲

0
استاد زارع شیرازی

متن شعر شهادت امام علی (ع)

شب مولاست شب رفتن بابایم علیست
شب اشک فقرا در غم آقایم علیست

دیده ی زینب کبراست چه گریان زین غم
حال آقایم حسن شد چه پریشان زین غم

گوشه ی خانه . شه کرببلا هست حسین
بس عزادار غم شیر خدا هست حسین

طرفی زینب و کلثوم و غم بی پدری
غم فقدان پدر با همه ی دربدری

بشنید از پدرش قصه ی عاشورا را
قصه ی آن تن بی راس و شه تنها را

گفت زینب بخداوند غمت بسیارست
همره راه اسیریت . سر دلدارست

زینبم داغ حسینت بخدا میبینی
با تنی زخمی و با راس جدا میبینی

همه سرهای بریده به روی خاک ببین
ساقی ام دست جدا با تن چاک ببین

و چهل منزل اسارت به تو قسمت باشد
همه خواری و حقارت به تو قسمت باشد

لیک تو دختر با عزت حیدر هستی
نوه پاک نبی . نائب کوثر هستی

دست ارباب به دستان علمدار سپرد
گفتن یاری ارباب که از یاد نبرد

گفت عباس من ای ساقی من . نور دوعین
کربلا جان من و جان تو و جان حسین

درد من حاجت من را تو روا کن عباس
قسمتم را ز کرم کرببلا کن عباس

همه ی موت و حیاتم به فدای علی است
شکر خالق که تمامم ز برای علی است

دست این زارع شیراز به دستان تو هست
نوکری کردنم از لطف فراوان تو هست

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی