آهنگهای ویژه

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1403

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1403

  • حاج عبدالرضا هلالی

    حاج عبدالرضا هلالی

    آلبوم مراسم عزاداری شب پنجم محرم 1403/04/20 هیئت الرضا (ع)

  • کربلایی جواد مقدم

    کربلایی جواد مقدم

    نماهنگ رفیق

  • حاج محمد طاهری

    حاج محمد طاهری

    نماهنگ ساعتی بندگی - رمضان 1402

سبک نوحه و شور

متن و سبک نوحه شب چهارم محرم

104
متن و سبک نوحه شب چهارم محرم

نوحه حضرت حر (ع)

حر شرمنده منم،بر حسین بنده منم
یا گل زهرا از،غمت آکنده منم۲
آمدم جان سکینه تو مرا راهم ده
تو جوابی به من و ناله و بر آهم ده
یا حسین یا مولا یا مولا یا مولا۲

مادرت فاطمه است،دستگیر همه است
ذکر نام تو حسین،بر لبم زمزمه است۲
من که شرمنده ی احسان توام یا مولی
میزبانی تو و مهمان توام یا مولی
یا حسین یا مولی یا مولی یا مولی۲

من ز زینب خجلم،حل نما تو مشکلم
با وجودی که بدم،من به لطفت مایلم۲
چون گدا بر سر راه تو نشستم مولی
از همه اهل حرم من خجل هستم مولی
یا حسین یا مولی یا مولی یا مولی۲

حر ز غم گشت رها،جان خود کرد فدا
در دم آخر بود،بر لبش یا زهرا۲
پیکر پاک حر آمد ز سوی میدانش
در کنار بدنش گشته حسین گریانش
یا حسین یا مولی یا مولی یا مولی۲

_______________________________________

نوحه حضرت حر (ع)

حرم و من آمدم،در پناهت یا حسین
گشته ام دیوانه ی،یک نگاهت یا حسین
سوی تو با دست خالی آمدم
جان زینب از درت منما ردم
یا حسین جان یا حسین۲

راه بر تو بسته ام،از گناهم خسته ام
آمدم سوی شما،با دل بشکسته ام
گرچه در گلزار تو خارم حسین
از تو امید کرم دارم حسین
یا حسین جان یا حسین۲

گر دلت لرزانده ام،بنده ای درمانده ام
از همه اصحاب تو،یا حسین جا مانده ام
گرچه گشته کوله بار من گناه
آمدم مولای من بر تو پناه
یا حسین جان یا حسین۲

من به تاب و در تبم،جانم آمد بر لبم
شرمسارم از تو و،خاک راه زینبم
در دلم پر شد ولایت یا حسین
آمدم گردم فدایت یا حسین
یا حسین جان یا حسین۲

مرده ام جانم بده،نور ایمانم بده
جان زینب خواهرت،اذن میدانم بده
بر من مسکین بده مولی امید
تا که گردم نزد زهرا روسپید
یا حسین جان یا حسین ۲

_______________________________________

نوحه دو طفلان حضرت زینب (س)

من به تاب و در تبم،در غمت جان بر لبم
ای گل زهرا نگر،زینبم من زینبم
ای برادرجان فدایت یا حسین
هدیه آوردم برایت یا حسین
ای برادر یا حسین۲

یا حبیبی یا حبیب،ای به درد من طبیب
با دو هدیه آمدم،سوی تو یار غریب
من که هستم دختر بنت رسول
این دو هدیه یا حسین جان کن قبول
ای برادر یا حسین۲

من گرفتار توام،خسته بیمار توام
ای امید عالمین،با دو گل یار توام
ای که هستی بر علی نور دو عین
کن قبول این هدیه هایم یا حسین
ای برادر یا حسین۲

این دو فرزندان من،جانفدای اکبرند
تا دم آخر حسین،ریزه خوار اصغرند
ای که هستی بر همه عالم امیر
این گلانم را حسین از من بگیر
ای برادر یا حسین۲

این دو گل در راه تو،یا حسین پرپر شوند
در میان بحر خون،غرق خون بی سر شوند
گرچه هستند هر دو بر زینب امید
نزد زهرا روسپیدم روسپید
ای برادر یا حسین۲

 

اشعار حضرت رقیه (س) شب سوم محرم

0
اشعار حضرت رقیه (س) شب سوم محرم

شعر حضرت رقیه (س) – شب سوم محرم

من کیستم سلاله‌ی دامان کوثرم
من زینب سه ساله ی زهرای اطهرم

باب الحسین فاطمه، باب الحوائجم
بر سه امام، عمّه و فرزند و خواهرم

از جانب امام زمانم سفیر شام
تنها نه یک سفیر که پیغام آورم

از کودکی مجاهد راه خدا شدم
گویی برای کرب و بلا زاد مادرم

تا بنگرید فاتح پیروز شام کیست
یک لحظه رو کنید به قبر مطهّرم

هم سنگر سه ساله ی زینب پس از حسین
کرب و بلا و کوفه و شام است سنگرم

گر رو به سوی حشر نیارند اهل بیت
من یک تنه شفیعه ی فردای محشرم

جای کفن به پیکر رنجور، وقت دفن
پیراهن اسیری من بود در برم

سنّم کم است و کوچکم امّا به اقتدار
آیینه دار قاسم و عبّاس و اکبرم

رخسار زرد، سرخ ز خون سرم شده
لب های خشک، تر شده از دیدهء ترم

آن شب به یاد فاطمه تا صبح گریه کرد
زینب چو خاک ریخت بر اندام لاغرم…

شاعر : استاد حاج غلامرضا سازگار

___________________________________________________

شعر حضرت رقیه (س) – شب سوم محرم

یاس کبود صورت او التهاب داشت
معجراگرچه سوخته بود،اوحجاب داشت

گرچه به سمت آن تن بی سر پناه برد
هر گوشه رفت همره خود ،یک سپاه برد

طفل سه ساله قامتش از غم خمیده بود
بوی طعام شمر به صحرا رسیده بود

بر روی نیزه اشک علمدار جاری است
زجر لعین موظف یک سر شماری است

در پای غرق تاول او خار رفته بود
قد خمیده مجلس اغیار رفته بود

اشک سه ساله در دل صحرا سرود بود
ای عاشقان دو گونه ی سرخش کبود بود

هر درد و قصه ای که بگویی چشید او
باسیلی عاقبت به خرابه رسید او

شاعر : علی اصغر یزدی

___________________________________________________

شعر حضرت رقیه (س) – شب سوم محرم

شرابی به نام عزیز رقیه
خدا خود بود باده ریز رقیه
نمی گشتم از جان غلامش اگر که
نمی گشت مادر کنیز رقیه
چه طوفانی است این که در بزم عباس
زند روضه خوان گر گریز رقیه
چگونه نگردد دلم مست با این
شراب خوش و موج خیز رقیه

نه ام ابیها، تویی ام عالم
پدر ساقی است و تویی خم عالم

کنار غمت کوه کوتاه باشد
اگر چه به روی لبت آه باشد
بفهمد دلیل سه نقطه به کوثر
کسی که ز سن تو آگاه باشد
مزین شود از تو دوش عمویت
چو شاهین که بر شانه شاه باشد
به آغوش عمه وجود عزیزت
چو تشدید بر روی الله باشد

به حق بی بدل تر ز هر بی بدیلی
پیمبر حسین است و تو جبرئیلی……

دلم خوش نمودم به دلداری تو
شدم مات چشمان بازاری تو
تو قاری قران شدی روی نیزه
من از روی ناقه شدم قاری تو
خرابه خرابات من روضه دارم
که امشب شوم مست افطاری تو

برای همین زنده ماندم من ای دوست
خودم را به اینجا کشاندم من ای دوست……

تماشا چو کردی مرا از بلندی
دلم خواست یک بار دیگر بخندی
نصیحت کند عمه آرام تر ،لیک
کجا عاشقی گوش داده به پندی
به من که بجز جان ندارم به دامن
بگو یوسف روی نیزه تو چندی؟

تو را روی نیزه نظر تا نمودم
تو گشتم تماما دگر من نبودم

به دنبال تو مثل مادر دویدم
چو زهرا به دنبال حیدر دویدم
شنیدم به ویرانه آیی از این رو
به شوق وصال تو با سر دویدم
قسم بر خداوند با خسته حالی
من از ترس دستان کافر دویدم
فقط لحظه ای خواب ماندم ولیکن
پی قافله تا به آخر دویدم

از این قصه عمه فقط با خبر شد
که من از ره و ره ز من خسته تر شد

پدر یاد داری تو دل بردنم را
به زانوی تو ناز بنشستنم را
پدر یاد داری ز روی محبت
به آغوش خود می فشردی تنم را
پدر یاد داری چه ذوقی نمودی
نخستین پدر جان پدر گفتنم را
پدر یاد داری که بود آرزویت
لباس عروسی به تن کردنم را

دگر بار آخر بگویم پدر جان
غریبانه باید دهم تا سحر جان

شاعر : محسن قاسمی

___________________________________________________

شعر حضرت رقیه (س) – شب سوم محرم

آفتاب شرفم مظهر توحیدم من
با همین‌سن کمم مرجع تقلیدم من
بخدا لحظه ای از کفر نترسیدم من
لحظه ای جا نزدم هرچه بلا دیدم من

در ره عشق چه بی ترسم‌ و بی واهمه ام
آیت الله جلیله نوه ی فاطمه ام

گریه ام‌حکمت‌ محض است که گشته سپرم
خم شده قامت لشگر به مصاف جگرم
مثل عمه چه قشنگ است بلا در نظرم
نکند فکر کنی بی کسم و در به درم

من کس و کار حسینم!به لبم این سخن‌ است
سرو سامان همه از سروسامان‌ من‌ است

هرچه را غیر حسین بن علی خط زده ام
رگ‌ هر مفسده را با رگ‌ غیرت زده ام
روی لبهای ستم چوب صلابت زده ام
به رخ زجر لعین سیلی عفت زده ام

حال که چشم تو از وصف مقامات تر است
روضه ام‌ را ز خودم بشنو که دلسوز تر است

روز ها چون شب تار است خدا رحم کند
جنگ‌ من یک‌به هزار است خدا رحم کند
قاتلم اسب سوار است خدا رحم کند
کف پایم پر خار است خدا رحم کند

تازیانه به تن من گذر انداخته است
ناقه ی لنگ مرا از کمر انداخته است

فاطمه بودم و قنفذ به سراغم آمد
آنقدر تند دویدم که نفس کم آمد
زجر کم بود که یکدفعه سنان هم آمد
به تو تا خیره شدم سیلی محکم‌ آمد

دست سنگین کسی بر رخ من رد انداخت
آنکه انداخت مرا روی شتر! بد انداخت

سپرش تا به سرم خورد سرم درد گرفت
زد به بازوی من و بال و پرم درد گرفت
به پدر حرف بدی زد جگرم درد گرفت
بشکند پاش الهی کمرم درد گرفت

یاعلی گفتم‌ و با کینه به من سنگ زدند
پیرزن ها همه بر پیرهنم چنگ زدند

سر در طشت دلم‌ را گل آتش میکرد
عمه از پشت ستون داشت نگاهش میکرد
خیزران حال مرا سخت مشوش میکرد
و رباب از غم این منظره هی غش میکرد

حق بده خواهرم اینقدر حزین و زار است
مست ها صحبتشان صحبت خدمتکار است

شاعر : سید پوریا هاشمی

اشعار استقبال از محرم

1
اشعار استقبال از محرم

شعر استقبال محرم – امام زمان (عج)

دیدم به خواب ، آن آشنا دارد می آید
دیدم كه بر دردم دوا دارد می آید

دیدم كه با شال عزا و چشم گریان
مولایمان صاحب عزا دارد می آید

تو بانی این روضه ای دریاب ما را
آغوش خود بگشا گدا دارد می آید

آقا سوالی داشتم، از سمت گودال
آوای وا اُمّا چرا دارد می آید

آقا بگو جدّت مراقب باشد آخر
یك خنجر تیز از قفا دارد می آید

آتش به جان خیمه ها افتاده از درد
پایان تلخ ماجرا دارد می آید

همراه با آن قافله با دست بسته
یك خانم چادر سیا دارد می آید

شاعر : عباس احمدی

 

اشعار ورود کاروان به کربلا ، شب دوم محرم

1
اشعار ورود کاروان به کربلا ، شب دوم محرم

شعر ورود کاروان به کربلا – شب دوم محرم

دشت غم، دشت عطش، دشت بلایی کربلا
سینه سوز و جانگداز و غم فزایی کربلا

جمعی از خوبان عالم را هدایت بر سر است
باز کن در دل برای عشق جایی کربلا

زود باشد کاروان در کوی تو منزل کند
میزبان حضرت خون خدایی کربلا

خیمه های عاشقان بر پا شود در خاک تو
تو به حج عشق تصویر منایی کربلا

تو غریبه نیستی با آستان اهل بیت
آشنای زاده ی خیرالورایی کربلا

طور سینایی، کنی موسای عمرانی طلب
خضر امکانی پی آب بقایی کربلا

کعبه ی آل رسولی، ثانی بیت الحرام
بعثت پاک حسینی را حرایی کربلا

آیه ی عشقی ولی هرگز نمی شد باورت
افکنی بین دو عاشق را جدایی کربلا

آه از آن روزی که زینب غرق خون بیند تو را
که هم آغوش تن اهل ولایی کربلا

روز عاشورا که باغ فاطمه پرپر شود
همنوا با زینبش نغمه سرایی کربلا

آن زمان که دست عباس از بدن گردد جدا
میزبان مقدم خیرالنسایی کربلا

عصر عاشورا که آید قتلگاهت دیدنی است
عشق با خون می کند جلوه نمایی کربلا

کاش می گفتی که گلچین لاله را پرپر مکن
وای زین نامردمی و بی حیایی کربلا

میهمان را با لب عطشان چه قومی می کشند؟
وای از این کوفه و این بی وفایی کربلا

ای زمین، ای ارض اقدس، ای حریم کبریا
تا ابد با آل زهرا همنوایی کربلا

شاعر : سیدمحمد میرهاشمی

____________________________________________________

شعر ورود کاروان به کربلا – شب دوم محرم

با صد جلالت و شرف و عزت و وقار
آمد به دشت ماریه ناموس کردگار

فرش زمین به عرش مباهات میکند
گر روی خاک پای گذارد “ملک سوار”

چه ناقه ای چه ناقه نشینی چه محملی
مریم رکاب گیر و خدیجه است پرده دار

حتی حسین تکیه بر این شانه میزند
خلقت زنی ندیده بدین گونه استوار

بیش از همه خدای مباهات میکند
که شاهکار خلقت او کرد شاهکار

تا هست مستدام حسین است مستدام
تا هست پایدار حسین است پایدار

کوهی اگر مقابل او قد علم کند
مانند کاه میشود و میرود کنار

با خشم خویش میمنه را میزند زمین
با چشم خویش میسره را میکند شکار

آنگونه که علی به نجف اعتبار داد
زینب به دشت کرب و بلا داد اعتبار

پنجاه سال فاطمه ی اهل بیت بود
زینب که هست فاطمه هم هست ماندگار

تا اینکه فرش راه کند بال خویش را
جبریل پای ناقه نشسته به انتظار

حتی هزار بار بیایند کربلا
زینب پی حسین می آید هزار بار

کار تمام لشگریان زار میشود
زینب اگر قدم بگذارد به کارزار

روز دهم قرار خدا با حسین بود
اما حسین زودتر آمد سر قرار

محمل که ایستاد جوانان هاشمی
زانو زدند یک به یک آنهم به افتخار

افتاد سایه قد و بالاش روی خاک
رفتند از کنار همین سایه هم کنار

طفلان کاروان همه والشمس و والقمر
مردان کاروان همه واللیل و والنهار

عبدند ، عبد گوش به فرمان زینبند
از پیرمرد قافله تا طفل شیرخوار

رفتند زیر سایه عباس یک به یک
با آفتاب غنچه گل نیست سازگار

از این به بعد هیچ نمازی شکسته نیست
وقتی قدم گذاشته زینب به این دیار

از فرش تا به عرش چه خاکی به سر کنند
بر روی چادرش بنشیند اگر غبار

از خواهری چو زینب کبری بعید نیست
معجر به پای این تن عریان کند نثار

یک عده گوشواره ولی دختر علی
یک گوش پاره برد از اینجا به یادگار

خیلی زدند “تـا” شود اما تکان نخورد
سر خم نمیکند به کسی کوه اقتدار

او که فرار کرد عدو از جلالتش
فریاد میزند که علیکن بالفرار

ترسم که انبیاء بیفتند بر زمین
دستی اگر خدای نکرده به گوشوار ….

پرده نشین کوفه،بیابان نشین شده
با دختر بتول چه ها کرد روزگار !

” قومی که پاس محملشان جبرئیل داشت
گشتند بی عماری و محمل، شترسوار ”

آن بانویی که سایه او هم حجاب داشت
با رفت و آمد سربازارها چه کار؟!!!!

چشم طنابهای اسارت به دست اوست
زینب به شام رفت ولیکن به اختیار

در یک محله زخم زبان خورد بی عدد
در یک محله سنگ گران خورد بیشمار

دردی به درد طعنه شنیدن نمیرسد
یا رب مکن عزیز کسی را بدان دچار

شاعر : علی اکبر لطیفیان

____________________________________________________

شعر ورود کاروان به کربلا – شب دوم محرم

…این قافله را راحله جز عشق و وفا نیست
در سینهٔ آیینه، جز آیین صفا نیست
جز در بَرِ یکتا قدِ این فرقه دو تا نیست
حتّی جرس قافله، غافل ز خدا نیست

رکن و حَجَر و حِجر، ز هجر است پریشان
زمزم ز دو چشم آب بریزد پیِ ایشان

اینان که روانند، همه روح و روانند
این سلسله هر یک‌تنشان جان جهانند
این طایفه از طفل و جوان، پیر زمانند
این قافله شب تا به سحر، نافله‌خوانند

بازار جهان این همه سرمایه ندارد
گلزار جِنان این قَدر آرایه ندارد

این قافله جز عشق، ره‌آورد ندارد
عشقی که به جز سوز و غم و درد ندارد
یک آینه، بر چهرهٔ خود گَرد ندارد
جز شیرزن و غیر جوانمرد ندارد

مُحرِم شده از کعبهٔ گِل، راه فتادند
از گِل به سوی کعبهٔ دل، روی نهادند

اینان همه از خانهٔ خود، دربدرانند
بر باغ دل فاطمه، یکسر ثمرانند
اینان پسر عشق و، محبّت پدرانند
با شور حسینی به نوا، جامه‌درانند

دین را به فداکاری این طایفه، دِیْن است
وین قافله را قافله‌سالار، حسین است

این قافله را بانگ جرس، گریه و ناله‌ست
این قافله نی، باغ گُل و سوسن و لاله‌ست
از نور، به گِرد رُخشان حلقهٔ هاله‌ست
در محمل خود، حاجیه بانوی سه‌ساله‌ست

با سورهٔ عشق آمده، هفتاد و دو آیه
چون ماه و ستاره پی هم، سایه به سایه

این طفل، به غیر از دُرِ دُردانه نبوده‌ست
دردانهٔ من، با موی بی‌شانه نبوده‌ست
جایش به جز از دامن و بر شانه نبوده‌ست
گنج است، ولی گوشهٔ ویرانه‌ نبوده‌ست

این دختر من، نازترین دختر دنیاست
دختر نه، که در مِهر و وفا، مادر باباست

ای کعبه ببین، غرق صفا مُحرِمشان را
ای کوفه چه کردی بدنِ مُسلمشان را؟
ای ماه ببین ماه بنی‌هاشمشان را
ای سَرو ببین سروِ قدِ قاسمشان را

ای صبح کجا آمده صادق‌تر از اینان؟
ای عشق بگو نامده عاشق‌تر از اینان

چاووش عزا همره من روح الامین است
ای خصم اگر تیر و کمانت به کمین است
در دستت اگر کعب نی و نیزهٔ کین است
سردار سپاهم پسر اُمّ بنین است

آورده‌ام از جان شما تاب بگیرد
چشمی که ز چشمان شما، خواب بگیرد

ای قوم هوس! عشق، هواخواه حسین است
سرهای سران، خاک به درگاه حسین است
خورشید فلک، مشتری ماه حسین است
ای روبَهیان، شیر به همراه حسین است

آن فضل که در قافله‌ام نیست،کدام است؟
عبّاس، ترازوی مرا سنگ تمام است

ای روشنی چشم و، چراغ دل زینب
کشتی نجات همه و ساحل زینب
وی ماه رخت روشنی محفل زینب
دوری مکن از دیده و از محمل زینب

دارد سفر ما سفر دیگری از پی
من روی شتر راه کنم طی، تو سر نی

شاعر : استاد علی انسانی

 

متن و سبک سینه زنی واحد شب یازدهم محرم

6
متن و سبک سینه زنی واحد شب یازدهم محرم

واحد سنگین شب یازدهم محرم

بند اول :

توی این همه سال که خون شد دل من
به اندازه ی این یه روز غم ندیدم
روی دوشمه داغ سنگین گودال
خمیده تره حالا غم خمیدم

گرفته از من دنیا
ماه بنی هاشم رو
علی اکبر و اصغر
عبدلله و قاسم رو

با چشم خونبار دیدم توو گودال بردن با انگشت انگشترو
دیدم با چشمم که با دوازده ضربه جدا کرد قاتل سرو

واویلا

بند دوم :

دارم چی میگم یادگار برادر
خودت غصه داری خودت کوه دردی
بهت بد گذشت بیشتر از من عزیزم
بمیرم برات هر چی باشه تو مردی

میبینی اهل بیتت
توی صحرا آوارن
از ترس شمر و خولی
تا خود صبح بیدارن

شام غریبون واسه منو تو تازه شروع این روضه هاست
کرب و بلا که اول راهه مقصد روضه شام بلاست

واویلا

بند سوم :

تا وقتی تو هستی دل خیمه گرمه
خدا خواسته سایت باشه سر ما
خدا میدونه که اگه تو نبودی
چجوری میشد قصهٔ معجر ما

تازه با وجود تو
چی سر ما آوردن
نامردا پیش چشمت
گوشواره ها رو بردن

دیگه ازین قوم که بی حیاتر پیدا نمیشه روی زمین
هرچی بلا بود اومد سر ما هیچی نمیشد بدتر ازین

واویلا

_________________________________________

واحد شلاقی شب یازدهم محرم

بند اول :

اسمتو میبرم آقا زهرا میگه ای جانم
محکم میزنم سینه محکم بشه ایمانم
ای حب تو اصل دین ای روح عباداتم
ای صوم و صلات من ای معنی قرآنم

گنبد و ضریح تو قبله‌گاه نوکرهاست
تکیه‌های تو ارباب تکیه‌گاه نوکرهاست
بیرق و علم آقا سرپناه نوکرهاست

آبرو دارم از محرمت
رو سفیدم از مشکی غمت

یا اباعبدالله

بند دوم :

سینه‌زدم و شد از عشق تو کبود سینم
لطف تو رو دارم تو این زندگی می‌بینم
ای نور دلم ارباب هر ثانیه اسمت رو
تو بی‌کسی قبرم میگم جای تلقینم

هرکسی به تورو زد بی نیازه تو محشر
خوب میدونه که دستت خیلی بازه تو محشر
پس با این حساب نوکر سرفرازه تو محشر

پای هرکی تو روضه واشده
هم‌نشینِ با انبیا شده

یا اباعبدالله

بند سوم :

هر جوری که باشه میام تو روضه آخه وقتی
حرف تو وسط باشه معنا نداره سختی
خیرش رو دیده هرکی پشت در این خونه‌ست
دنیا با حسین یعنی آرامش و خوشبختی

با تو هرکسی توی زندگیش رفاقت کرد
انگاری همه عمرش صبح تا شب عبادت کرد
فاطمه ازش توی آخرت شفاعت کرد

این ته ته یک رفاقته
وقتی نوکرت جاش توجنته

یا اباعبدالله

 

متن و سبک زمینه ، شور احساسی کربلا

43
متن و سبک زمینه ، شور احساسی کربلا

متن زمینه ، شور احساسی کربلا

نمیدونم دوری حرم و چیکار کنم؟
نیام حرم میگی که دلمو چیکار کنم؟
دلم میخواد گرمای آغوش تو حس‌ کنم
بوی سیب ضریح شش گوش تو حس کنم

میخوام باشه تا ابد سایت رو سرم حسین
آبروم میره اگه کربلا نرم حسین

واسه ی کرببلا ، دلتنگم
واسه اون حال و هوا ،دلتنگم
بشینم پایین پا ، دلتنگم

تو روضه ها دل میره تا برسه کربلا
میگه حرم می میره تا برسه کربلا
پناهمی چتر پناه تو ازم نگیر
تورو خدا آقا نگاه تو ازم نگیر

من تنها یه چیز اَزَت تو دنیا میخوام حسین
قبل از مرگ یه باردیگه کربلا بیام حسین

اربعین حرم نیام ، می میرم
رو به تو ندم سلام، می میرم
نرسه به تو صدام، می میرم

______________________________________________

متن زمینه ، شور احساسی کربلا

آرزومه یه شب بیفتم به پای ضریح
گرمای‌ دستم برسه به سرمای ضریح
صورتمو بچسبونم به پهنای ضریح ؛ حسین

دست بکِشم بوسه بدم به هرجای ضریح
دستای خالی مو بگیری از لای ضریح
حاضرم هستیمو بدم در اِزای ضریح ؛ حسین

دلتنگم من ، برا خونه ی مادریم کربلا
بگو اربعین میبریم کربلا
برامون دعا کن بریم کربلا

چقدرجمع شده‌حسین شفاء ذِیل تربتت
فَاَوفِ یا ذَاالکَرَم لَنَا الکِیلِ تربتت

حرم چه‌ کاری داده دست دل مضطرم
نمیدونم شاید خود منم مُقصّرم
سربه سرش میذارم از بس میگم ای‌حرم؛حسین

با خاطرات کربلا میسوزه خاطِرم
نذاری آبروم بره جلوی مادرم
الهی که کم نشه سایَت از سرم حرم ؛ حسین

آخر میرم ، یه روز واسه ی زندگی کربلا
چقدر سخته وابستگی کربلا
همه لذت بندگی کربلا

کجا رو داره گدا آخه غیر این حرم
بگم واست از کُجاش؟ همش خیره این حرم

______________________________________________

شور احساسی کربلا

بند اول :

عشقو
من تو چی میبینم
شراره ی عشقت
میجوشه تو سینم

اشکام
معجزه ی عشقه
بتو رسیدن هم
جایزه ی عشقه

عشقت یعنی از این بعد
زندگیم میده بوی تو
اول هرکاری حسین
رو میکنم به سوی تو

روسر میزنم محکم میزنم
داغ عشقتو به عالم میزنم
این سینه زدن یعنی پیش تو
کل زندگی من میشه تو

بند دوم :

وقتی
تو رو دارم آقا
غمی نمیمونه ، یچیزی هست اما
عشقو
ازت طلبکارم
حالا که میدونی چقد دوست دارم

دانش آموز عشق تو
نداره فارغی حسین
آخه تمومی نداره
مسیر عاشقی حسین

تو این مدرسه ، خوب و بد داری
ردی نداره ، مگه تو میذاری
بدها حر میشن ، خوبا هم زهیر
عون وجعفر و حبیب و بریر

بند سوم :

چشمام
میجوشه چند ماهه
تا حرمت ارباب
یه آسمون راهه

مادر
شد واسطم ارباب
باتو رفیقم کرد
نوکرتو دریاب

اعوذ بلله میگم و
با خدا خلوت میکنم
به اسم تو که میرسم
سجده رو تربت میکنم

تب عشقمو ، مزمن میکنی
تو امر محالو ، ممکن میکنی
بیخود نیست شدی کشتی نجات
میشه بتو گفت “ماحیَ السیئات”

______________________________________________

شور احساسی – شبهای محرم

بند اول :

گریه کرده واست ، آسمون و دریا
گریه کردن از غمت ماهیها
یعنی هرچشمی که ، نمیباره واست
مشکلی داره به ولله آقا

چشایی که واسه تو ، نباره کوره حسین
آخه همه میدونن ، این اشکا نوره حسین

واسه تو هر لحظه مردن ، آقا اوج زندگیه
نوکری واسه تو کردن ، انتهای بندگیه

بند دوم :

حتی سنگ از داغت ، خون میباره یعنی
واسه غم های تو گریه واجبه
دلی که تو روضت ، نمیسوزه ارباب
بخدا یه سایه ی بی صاحبه

سایه ی تو رو سرِ ، هرکی باشه نوکره
عشق توعه که گدا ، رو کربلا میبره

ارزومه که یه روزی ، میون روضت بمیرم
من بخونم یا حسین و ، دست به دامنت بگیرم

بند سوم :

مگه عشقت خودبخود ، توی هر دل جاریه
نداره عشقت تو هر دل جا حسین
نور عشق تو فقط ، توی قلب اونا که
یا علی میگن میشه پیدا حسین

عشق علی نوره و ، عشق علی واجبه
مذهب حیدر سر از ، همه ی مذاهبه

عشق حیدر تار و پودم ، ریشه داره تو وجودم
بدون عشقش چه فرقی میکنه بود و نبودم

______________________________________________

شور احساسی امام حسین (ع)

بند اول :

به ابی انت و امی
مادرت تو قتلگاهه
رفتی روی نیزه ها و خواهر تو بی پناهه

به ابی انت و امی
گریه داره دل زینب
رفته ای برادرم پیکر تو به زیر مرکب

یا حسین غریب عالم
یا حسین ابن علی و فاطمه غریب عالم

بند دوم :

به ابی انت و امی
روی خاک پیکر تو
لحظه های سختی رو داره میبینه دختر تو

به ابی انت و امی
سر تو جدا شد ای وای
آتیش نبودنت نصیب خیمه ها شد ای وای

یا حسین غریب عالم
یا حسین ابن علی و فاطمه غریب عالم

بند سوم :

به ابی انت و امی
سنگینی میکنه سینه
سر تو داره جدا میشه و خواهرت میبینه

به ابی انت و امی
به حرم شده جسارت
داره پیراهن و انگشتر تو میره به غارت

یا حسین غریب عالم
یا حسین ابن علی و فاطمه غریب عالم

متن و سبک زمینه ، شور احساسی امام زمان (عج)

4
متن و سبک زمینه ، شور احساسی امام زمان (عج)

متن زمینه ، شور احساسی امام زمان (عج)

ببخش آقا گناهامه باعث غیبتت
به جز گناه کاری نکردم واسه غیبتت
چیکار کنم میخوام گذشته مو جبران کنم!
نمی تونم مهربونیاتو کِتمان کنم

خیلی بی کسم آقا به امّیدی اومدم
از دلم گذشته بود راهم میدی اومدم

ولی این همه بلا ، حقّم نیست
داغ دوری از شما، حقّم نیست
بگو دیدنت آقا… ، حقّم نیست؟؟!!!

دلم میگه هر چی که سرم بیاد حقّمه
ازسمت تو جواب ردَم بیاد حقّمه
ولی بیا گدای بی لیاقتو ببخش
به نوکرت باقی مونده ی غیبتو ببخش

کار من شده فقط روز وشب گناه،گناه…
کی میده بجُز خودت به این بی پناه، پناه؟

میدونم خیلی بدم ، شرمندم
لاف عاشقی زدم ، شرمندم
روسیاهم اومدم ، شرمندم

______________________________________________________

متن شور حماسی امام زمان (عج)

یا‌ نورَ المُستَوحِشینَ فی الظُّلَم
فانوس شبهای تاریک منی
درسته من از تو خیلی دور شدم
اما حس میکنم نزدیک منی

یابن طاها و المُحکمات
یابن یاسین و الذّاریات
یابن الطّورِ و العادیات ؛ یابن الحسن

باعث عزّتم ؛ خلوص نیتم ؛ فُزتُ بِحُبّ المهدی
کردی حمایتم؛ دادی هُویّتم؛ فزت بحب المهدی
مَامَن و باورم؛ صحبت آخرم؛ فزت بحب المهدی

لا یُمکن الفِرار، مِن حُکومَتِک
دنیا تحت امر صاحب الزمان
کاش اسم من هم باشه در زمره ی
سربازان عصر صاحب الزمان

یابن الاَعلام اللّائِحَه
یابن العُلوم الکاملَه
یابن السُّبُل الواضحَه ؛ یابن الحسن

سیّد هاشمی؛ امیر فاطمی؛ منتقم کرببلا
کلید فتح باب؛ وارث بوتراب؛ منتقم کرببلا
با تیغ حیدری؛ میکنی محشری؛ منتقم کرببلا

______________________________________________________

شور احساسی امام زمان (عج)

این همه سختی کشیدم حالا ناکام برم
بدون دیدن اون ماه دلارام برم
اولین دیدار ما پای لَحَد باشه بَده
به هوای دیدنت نوکر به دنیا اومده

ارباب
دیر چشامو وا کردم
پیشت
خودم رو رسوا کردم
عمری
گم شده بودم اما
باتو
خودم رو پیدا کردم

اول و آخرش سهم من از این
زندگی یه سنگه و یه کمی خاک
اما نمیخوام زندگیم تموم شه
تا قبل از اینکه دلم رو کنی پاک

العجل العجل یا صاحب الزمان
العجل العجل الغوث و الامان

بند دوم :

داره میچرخه زمین و جاریه این زندگی
جوونیم رفت و نکردم لحظه ای هم بندگی
لحظه ای که چشم من بیافته به چشمای تو
نکنه روتو بگیری از من و بگی برو

کی گفت
بندگی به نماز و روزست
وقتی
حسینی نیست حال دلامون
دنیا
افتاده به جون خودش ما
حتی
خبر نداریم از اقامون

سیرم و سفره ی همسایه خالی
یعنی نرفته سیرتم به مادر
آخه گدا نمیره دستِ خالی
حتی سر رکوع از پیش حیدر

العجل العجل یا صاحب الزمان
العجل العجل الغوث و الامان

بند سوم :

همه چی دیده چشای پر گناهم غیر تو
اما دائم میرسه به روسیاها خیرتو
خوبیه نوکر اینه بدست هیشکی نیست نگاش
میدونه میفرسته روزیشو خود اقا براش

ارباب
دوست ندارم بمیرم حالا
اخه
یوسف و یک نظر ندیدم
میخوام
نوکریتو کنم آقا جون
دیگه
از هرکی غیرت دل بریدم

من که بدهکار تواَم یه عمره
دعا بکن بی دیدنت نمیرم
درسته بد کردم ولی میدونی
به اون چشای حیدریت اسیرم

العجل العجل یا صاحب الزمان
العجل العجل الغوث و الامان

 

متن شعر و سبک مناجات با امام حسین (ع)

1
شعر و سبک مناجات با امام حسین (ع)

زمینه احساسی مناجات با امام حسین (ع)

بند اول :

با حال مضطر با قلب خسته
داری به سوی قتلگاه میری برادر
نمیتونم من ببینم اینو
جلو چشای خواهرت میزنی پرپر

جاریه اشک چشمام
سردو بی جونه دستام
زینب و با غصه ها تنها نزار

باز پریشون این دل
مضطر و بی جونه این دل
مارو بی یاور توی صحرا نزار

ابا عبدالله حسین ثارالله

بند دوم :

دلم گرفته این دم آخر
بزار تا جایی که میشه نگات کنم من
دستامون از هم جداشد حالا
بدون تو ندارم آرامشی اصلا

وقتی دیدم تو میدون
نیزه دار شد فراوون
بی هوا قلب خواهر تو شکست

گرد و خاکی به پا شد
نوبت نیزه ها شد
یک نفر انگار روی سینت نشست

ابا عبدالله حسین ثارالله

بند سوم :

وقتی که جنجال شد کمی آروم
سر تو رو برادرم رو نیزه دیدم
رو نیزه بودی با اشک و ناله
یه دستی روی سر دخترت کشیدم

کی گلوتو بریده
کی موهاتو کشیده
کی سرت رو به روی نیزه زده

روی خاک تن تو
خون یه پیرهن تو
حالو روزم خیلی خراب و بده

ابا عبدالله حسین ثارالله

___________________________________________________

شور احساسی مناجات با امام حسین (ع)

بند اول :

گفته بودم که به روضه های تو پابندم
مگه میشه که از این عشق تو دس بردارم
مادرت خواسته که نوکری کنم تواین راه
پس آقا زندگیمو به دست تو میسپارم

یا حسین تویی سلطان دلم
یا حسین روح و ریحان دلم
یا حسین تو اگه منو نخوای میمیرم

یا حسین تویی ارباب و امیر
یا حسین دست نوکر و بگیر
یا حسین دورم کرببلا دلگیرم

دوستدارم یار دیرینم

بند دوم :

گفته بودم که آقا به پای تو میمونم
تا الان دیدی که من عشقمو ثابت کردم
به تو قول میدم اینو که پای حرفم باشم
اگه زیر حرفم آقا بزنم نامردم

یا حسین همه دنیای منی
یا حسین ماه شبهای منی
یا حسین ازتو دل نمیکنم ای مولا

یا حسین شدی سر پناه من
یا حسین تویی تکیه گاه من
یا حسین من کویرمو تو هستی دریا

دوستدارم یا دیرینم

بند سوم :

گفته بودم به نگاه خیر تو محتاجم
بی نگاه تو میدونی که آقا بیچارم
هرکسی یه عشقی داره توی دنیا اما
تو فقط عشق منی خیلی تورو دوستدارم

یا حسین من به تو مدیونم
یا حسین بی حرم حیرونم
یا حسین یه حرم بده به نوکر آقا

یا حسین سایه ی روسرمی
یا حسین کردی واسم پدری
یا حسین میمیرم تو حرم آخر آقا

دوستدارم یار دیرینم

___________________________________________________

زمینه مناجات با امام حسین (ع)

بند اول :

محرم شروعه راه عشقه
تواین ماه روزیه ما زیاده
قیامه تو ای شهید بی سر
به عالم درس بزرگی داده

محرم برای ما مهمه
به ماهم یاد میده آزادگی
خونی که روی زمینه شده
نماده غیرت و ایستادگی

پیرو راه امام حسینیم تا ابد
عاشق ارباب عالمینیم تا ابد

یا ابا عبدالله

بند دوم :

میدونی همیشه آرزومه
براتو بمیرم ای حسین جان
میسوزم ازاین فراق و دوری
تو آقا عراقی و من ایران

میترسم دور از حرم بمیرم
همیشه همینه حرف این دل
بدون گریه براتو آقا
نمیشه یه عشق نابی حاصل

بی تو که سخته نفس کشیدن یا حسین
عشقه تا کرببلا پریدن یا حسین

یا ابا عبدالله

بند سوم :

گرفته دل تمومه دنیا
پیچیده صدای آهه زینب
چه دردی کشیدی وقتی دیدی
حسینت تو قتلگاهه زینب

میبینه خواهر تو با گریه
که رفتی به زیر نیزه از حال
رسیده صدای آه و ناله
بریدن سرت رو توی گودال

مادری دلخونه قتلگاهه وای من
خوهر تو دیگه بی پناهه وای من

یا ابا عبدالله

___________________________________________________

شور احساسی مناجات با امام حسین (ع)

بند اول :

منم و حسرت زیارت کرببلا
دلمو میبره عبارت کرببلا

خود تو خوب میدونی بی حرم میمیرم
آقا قسم به چشمای ترم میمیرم

در میزنم / تو دل غصه ها بازم پرپر میزنم
نمونده طاقتی به سیم آخر میزنم
دوباره رو به ارباب بی سر میزنم

زاره دلم / فقط خود تو میدونی گیره کاره دلم
یه بغض سختو سنگینی آقا داره دلم
یه کاری کن خودت بازم گرفتاره دلم

ای جونم حسین
من بی تو حیرونم حسین

بند دوم :

به حق مادرت کربلامو امضا کن
دل سیاهمو آقا مث دریا کن

همیشه گریه هامو توی هیئت دیدی
به نوبه ی خودت گناهمو بخشیدی

خستم آقا / کریمی و ببین خالی شده دستم آقا
به نگاه پر از مهر تو دلبستم آقا
امیدوار به دعای خیرتو هستم آقا

حالم بده / نوکری اومده بازم به شما رو زده
تاجایی که میدونم من کرمت بی حده
مگه میشه جواب سینه زنیمو نده

ای جونم حسین
من بی تو حیرونم حسین

بند سوم :

آسمون چشای من نمه بارونه
خوشا بحال اونی که حرم مهمونه

صدای قلب من پیچیده توی سینم
یه روزی گنبد طلاییتو میبینم

اسمت دواس/اگه کسی بهت رو زد دیگه حاجت رواس
آرزوی دلم گیره یه امضای شماس
خونه اول من آقا همین هیئتاس

تنها شدم / دوباره بی قرار مثل موج دریا شدم
یه لطفی کرده زهرا خادم آقا شدم
فدایی علی اکبر و سقا شدم

ای جونم حسین
من بی تو حیرونم حسین

___________________________________________________

شور احساسی مناجات با امام حسین (ع)

بند اول :

من دچار عشق ناب ارباب حسینم
تا ابد مدیون شاه بین الحرمینم

بی حرم میمیرم ای تموم امیدم
من برا کربلا همه هستیمو میدم

نوکر دربارم شاه عالم آقامه
ای بهار قلبم حرم تو رویامه
عشق توای مولا تاابد همرامه

سیدی یا حسین

بند دوم :

تو بزرگم کردی پای این منبر آقا
حال بی سامونم باتوشد بهتر آقا

چایی ریز روضم افتخارم این باشه
کاش دوباره چشمام هم ردیف دریاشه

گریه کردم آقا تا بگیری دستامو
آشنا کن بازم به حرم این چشمامو
بی تو غم میگیره همه جوره دنیامو

سیدی یا حسین

بند سوم :

شد سفید موهای نوکر بی اخلاصت
جاریه رو لبهام ذکر ناب عباست

دل شده محتاج نیم نگاه خیر تو
نیس کسی ارباب همه عالم غیر تو

تو اگه دریایی من کویرم ای عشق
من گدایی بی تابو حقیرم ای عشق
آرزومه دستاتو بگیرم ای عشق

سیدی یا حسین

شعر و سبک : مجید آقاجانی 

زمزمه شام غریبان محرم سال ۱۳۹۹

6
زمزمه شام غریبان محرم سال 1399

زمزمه شام غریبان

چه جوری میتونم رهات کنم
‏بذار یه دل سیر نگات کنم
میخوام تا خود صبح صدات کنم
‏ ای عشق زینب
چی شد یادگاریه مادرت
‏برادر بگو چی اومد سرت
‏ببین شمرو دنبال دخترت
‏ای عشق زینب

‏ای سر بلند من. از ریشه چیدنت
پس قسمت منه. رگ های گردنت

‏ای سر فراز من. رو نیزه ای چرا
‏قرآن بخون برام از روی نیزه ها

 

مارو میبرن بین کوچه ها
تو می مونی و پیکری رها
کجایی تو ای یار و من کجا
برادر من

تو اما توی قلب زینبی
دعای نمازم تو هر شبی
اگرچه لگدکوب مرکبی
برادر من

شب ها گذشته و
گریونه خواهرت
سرخه لبام هنوز
از خون حنجرت

امن یجیب من
مضطر شدی چرا؟
ای سرنوشت من
بی سر شدی چرا؟

خداحافظ ای یار آشنا
خداحافظ ای پیکر رها
خداحافظ ای دشت کربلا
که میره زینب

سلام ای سرِ روی نیزه ها
سلام ای سرِ از بدن جدا
سلام ای مسیرِ پر از بلا
اسیره زینب

امشب رقیه هم
جامونده بین راه
پیداس که روی نی
هی می کنی نگاه

زجری کشیده ام
از زجر و طعنه هاش
بازم فداسرت
همراهمی داداش

زمزمه شب عاشورا محرم ۹۹

8
زمزمه شب عاشورا محرم 99

زمزمه شب عاشورا

شب آخره دل پریشونه
میگن هیشکی پیشش نمیمونه
کسی غصه هاشو نمیدونه
تو این بیابون
مگه ما نباشیم که تنها شه
مبادا علی اربا اربا شه
باید هرکی مونده مهیا شه
بره به میدون

آرومه زینبش
وقتی میاد حبیب
امشب تو کربلا
پیچیده بوی سیب

ارباب ما حسین
ارواحنا فداک
امشب تو خیمه گاه
فردا به روی خاک

حسین امشبو پیش خواهره
یه امشب تو آغوش دختره
یه امشب دلش پیش مادره
غریب مادر

ولی ظهر فردا دیگه تنهاس
آتیش توی این خیمه ها برپاس
سر کهنه پیراهنش دعواس
غریب مادر

امشب تو خیمه گاه
گرم عبادته
فردا تو قتلگاه
غوغای غارته

امشب سر حسین
رو خاک کربلاس
فردا سر حسین
بالای نیزه هاس

غم ظهر فردا چه سنگینه
یه نامرد روی سینه می شینه
بگو مادرش داره می بینه
میون غوغا

تنش روی خاک بیابونه
سرش بر سر نیزه مهمونه
داره آیه کهفو میخونه
غروب فردا

شمر از تو قتلگاه
با خنده اومده
تنگه غروبه و
خورشید سر زده

دشمن از این به بعد
تو فکر غارته
اهل حرم بیاید
وقت اسارته