آهنگهای ویژه

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1403

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1403

  • حاج عبدالرضا هلالی

    حاج عبدالرضا هلالی

    آلبوم مراسم عزاداری شب پنجم محرم 1403/04/20 هیئت الرضا (ع)

  • کربلایی جواد مقدم

    کربلایی جواد مقدم

    نماهنگ رفیق

  • حاج محمد طاهری

    حاج محمد طاهری

    نماهنگ ساعتی بندگی - رمضان 1402

متن روضه و توسل ویژه شهادت امام حسن عسکری (ع) – ۱۴۰۰

7
متن روضه و توسل ویژه شهادت امام حسن عسکری (ع) سال 1400

روضه و توسل ویژه شهادت آقا امام حسن عسکری (ع)

“أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ”

“بِسم الله الرَّحمن الرَّحیم”

“اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً”

“وَ صِلِ اللّهُمَّ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُ، وُصْلَةً تُؤَدّى إِلى مُرافَقَةِ سَلَفِهِ”

“اَللّهُمَ سَرّحْنى عَنِ الهُمومِ وَالْغُمُومِ ووَحْشَةَ الصّدرِ وَ وَسْوَسَةِ الشَّيطان”

بر دیده ي ما ضیا بده مهدی جان
بر سینه ي ما صفا بده مهدی جان

دورِ سر مادرت بگردان چیزی
آن را صدقه به ما بده مهدی جان

“يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ”

*روزِ شهادتِ پدرِ بزرگوار شماست، اومديم بگيم:…*

تسلیت ای حجّتِ ثانی عشر، یاین الحسن
زود بود از بهر تو داغ پدر، یابن الحسن

*پنج يا شش ساله بودي داغِ بابا ديدي…*

قلبِ بابت از شرارِ زهرِ دشمن آب شد
سوخت جسم و جانش از پا تا به سر، یابن الحسن

کودک شش ساله بودی بر پدر خواندی نماز
ریختی از چشم خود، خونِ جگر، یابن الحسن

زود گَردِ بي كسي بر ماهِ رخسارت نشست
زود کردی جامه ی ماتم به بر، یابن الحسن

طفل بودی پیش چشمت چشمِ بابا بسته شد
تو نگه کردی و او زد بال و پر، یابن الحسن

*لحظاتِ آخر فرستاد دنبالِ ميوه ي دلش، زهر به نازنين بدنش وارد شده، جگر ميسوزه، لرزش به نازنين بدن افتاده، تا چشمش به مهديش افتاد، فرمود: “يَا سَيِّدَ أَهْلِ بَيْتِهِ اِسْقِنِي الْمَاءَ فَإِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي” يه جرعه آب بهم بده، ديگه دارم مي ميرم، ظرفِ آب رو داد به بابا…”حسيني ها، كربلايي ها!” بگيم آقا! كاش كربلا هم بودي، لحظه اي كه جَدِّ مظلومت ناله ميزد: “اِسْقُونِي شَرْبَةً مِنَ الْمَاءِ” يه جرعه آب به لبِ خشكيده اش مي رسوندي، مولايِ من، يابن الحسن!…خيلي دلم ميخواد اين روايت غلط بوده باشه، ده نفر ديدن، و شنيدن چي داره ميگه ابي عبدالله، رفتن آب هم آوُردن، اما تا رسيدن كنارِ گوديِ قتلگاه، آبها رو رويِ زمين خالي كردن، حسين…

دلت رفته كربلا، اين سلام رو بده: “اَلسَّلامُ عَلَى الشِّفاهِ الذّابِلات” سلام بر آن لب هاي خشكيده” أَلسَّلامُ عَلَي الْخَدِّ التَّريب، أَلسَّلامُ عَلَى الشَّيْبِ الْخَضيب، أَلسَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضیب” سلام بر اون لب و دنداني كه چوبِ خيزران خورد،حسين….

” صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّه…صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ وَ عَلَی قَلبِ زِینَبِ الصَّبور وَ لِسانَها الشَّکور، صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ وَ عَلَي الباكينَ عَلَیْکَ یا ذَبیحَ العَطشان”

“اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج،اَللّهُمَّ عَجِّل لِحُجَّتِكَ الظّهور،اَللّهُمَّ عَجِّل لِامامَ الزَّمانِ القيام”

_____________________________________________________________________

سینه زنی و توسل ویژه شهادت آقا امام حسن عسکری (ع)

سیرتش نه در حقیقت صورت دنیایی اش
ماه را شرمندۀ خود میکند زیبایی اش

میچکد نهج البلاغه از لب پایینی اش
میرسد آیات قرآن از لب بالایی اش

لحظه لحظه خیر او حتما به مردم میرسد
آن کسی که جامعه بوده دَمِ لالایی اش

جامعه عجل فرج به به چه تلفیقی شده است
نسبت فرزندی اش با نسبت بابایی اش

سیزده دیگر برای هیچ روزی نحس نیست
یازده در ذکر، بالا میرود کارایی اش

نوکر اربابم و یک بخش از آقایی ام
بی برو برگرد دارد ریشه در آقایی اش

طعم توحید و امامت را به هم آمیخته
نیمه ی مَکّیِ او، با نیمِ سامرّایی اش

هر قدر که خسته باشی بعد از آن دیوارها
رو براهت میکند یک استکان از چایی اش

از حرم برگشته میداند که وقتِ بازگشت
چاییِ دوم دو چندان میشود گیرایی اش

چون که تنها میروی هرگز به سامرا نرو
چون خجالت میکشد تنهایی از تنهایی اش

_____________________________________________________________________

مناجات و توسل ویژه شهادت آقا امام حسن عسکری (ع)

سلام آقا تو ‌هستی یوسفِ زهرا
سلام آقا شدی آوارۀ صحرا، غریب آقا..

سلام آقا میدونم‌ که عزاداری
در این شبها به درد و غم‌گرفتاری، غریب آقا..

میاد امشب صدایِ گریه هایِ تو
غم بابا شده امشب عزایِ تو، غریب آقا..

*منتظر پسرشِ .. پنج‌ سالشه .. عزیزمُ بگید بیاد .. مهدی مُ بگید بیاد کنارم ..*

بیا بابا کنارم با دو چشم تر
ببوسم من لب تو لحظه آخر، عزیزمن‌..

همین روزا به زخم‌ ما نمک خورده
همین روزا بدون مادر کتک خورده، عزیز من..

همین روزا عمومون محسنُ ‌کشتن
همین روزا یه‌ کوهِ هیزم آوردن، عزیز من..

همین روزا میون یک ‌در و دیوار
شده زخمی یه سینه با نوک مسمار

لب تشنه‌ غریبِ عالمینم من
دم آخر فقط یاد حسینم من

*میگه آبُ که برد تا دهانش .. حضرت این دندوناش چنان‌ میخورد به این ظرف آب .. آب میریخت رو لباسایِ حضرت ..هر جوری تونست بخوره قطره ای، ذره ای، آبُ خورد… ریخت رو لباسش .. *

لب تشنه غریب عالمینم من
دم آخر فقط یاد حسینم من، حسین جانم..

به هر سختی مرا آخر کفن کردی
تو‌ هم‌ گریه برای پیرُهن‌کردی، حسین‌جانم..

دم مغرب سرش بر نیزها بردن
همه زنها به هر کوچه‌ کتک خوردن

حسین …

_____________________________________________________________________

روضه و توسل ویژه شهادت آقا امام حسن عسکری (ع)

ای متجلـی از رُخَت جلـوۀ حُسنِ داوری
غیـر نبـی بـه انبیـا داده خـدات برتـری
هم به زمین امامت و هم به سمات، سروری
حُسن نکـویت از همـه کـرده ندیـده دلبری
خلقت وطینتت همه فاطمی است و حیدری
یا امامِ عسکری!

محیط عِلم و معرفت یگانه گوهرش تویی
سپهـر نـور اگـر دهـد مـه منورش تویی
مَلَک اگر مَلَک شده، امام و رهبرش تویی
سلام ما به سامره که سایه‌گسترش تویی
مـزار تـو در آن زمین، نمـوده نورگستری
یا امامِ عسکری!

در آسمان معرفت شمس تویی، قمر تویی
تمـام نخلِ عِلم را ریشه تویـی، ثمر تویی
بهار نور را همه صدف تویـی، گهر تویی
شب سیاه هجر را صبح تویی، سحر تویی
ز وصف ما، ز مدح ما، تو بهتری، تو برتری
یا امامِ عسکری!

تو چشمـۀ علـوم حـق ز دَه یـمِ ولایتی
تو حُسن کردگـار را جمـال بـی نهایتی
تو برتر از حدیثی و تو فرق هر روایتـی
تو مظهـر حقیقتـی، تـو مشعـل هـدایتی
تو آن ستوده حضرتی، تو آن بزرگ آیتی
که مـی‌کند جمـالِ تـو ز خلقِ تو دلبری
یا امامِ عسکری!

اگر چه در زمین دمد فروغ جاودانی‌ات
کنند سجده قدسیان به حُسن آسمانی‌ات
هزار حیف، شـد بدنِ چو لالۀ خزانی‌ات
نوشته شد به خون دل، کتاب زندگانی‌ات
بسان شمع سوختـه، نمانده از تو پیکری
یا امامِ عسکری!

سـلامِ روح و اولیــا بــه پیکــرِ مطهرت
چه شد که زهر دشمنان شراره زد به پیکرت
نشـان مـرگ شـد عیـان به عارضِ مُنَوَّرت
به وقت مرگ مهدی‌ات چو جان گرفت در برت
دگر به نیزه بر سرت، نشد جفـا زِ هـر سَری
یا امامِ عسکری!

خشک است کام‌تو‌ ولی از قحط آب نیست
هستی اسیر گرچه به دستت طناب نیست
از خونِ سر، محاسنت آقا خضاب نیست
بر پیکر شما اثرِ آفتاب نیست

*تا صدازد: مهدی جان! “يَا سَيِّدَ أَهْلِ بَيْتِهِ اِسْقِنِي الْمَاءَ فَإِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي” پسرم! تشنه هستم آبی به من برسون… میگه: آب براش آوُردن، این کوزه رو بالا آورد آقا که آب بنوشه، بدن لرزه داشت، دندان ها به ظرف آب میخورد…*

دندان به کاسه خورد ولی خیزران نخورد ..‌

هیچکس اینقدر پلید نشد ..
خیزران خسته شد یزید نشد

*بریم گودال ..مابین اون‌همه شلوغی خلوت کرده حسین…*

آقام تو‌گودال مناجات میکنه
خدا به عشقش مباهات میکنه

کیه که توحید رو اثبات میکنه
آقام تو‌گودال مناجات میکنه

یا رب! تقبل دمائنا
الله
یا رب! تقبل رجالنا
الله

*بعضی وقتا سرش رو از توی گودی بلند میکنه…*

یا رب!تقبل نسائنا
الله

خدایا این‌منم این پیکرم
این هم‌ امیر لشکرم

این علیِ اکبرم
اونم‌علیِ اصغرم

حاضرم غارت بره
انگشت و هم‌ انگشترم

ولی نرن سمتِ حرم
وای خواهرم، ای وای دخترم

*همون آقایی که میگه: “رِضَاً بِرضاک” یهو‌ دیدن، لحنش عوض شد…”یا غیاث المستغیثین”

*حضرت آیت الله بهجت فرمودن: آخر گریزاتون اینجا باشه؛ روضه ای بالاتر از این نیست، اونم اینه…*

همین که تیر سه شعبه به سینۀ تو‌نشست
دوباره درد به پهلوی مادرت افتاد

خس وخاشاک آورده اند دریا را بسوزانند
حرامی ها نمیدانند آب آتش نمیگیرد

اگر آتش گرفت آن در، به‌ گرمای وجود توست
کدامین چوب پیش آفتاب آتش نمیگیرد

تو‌که‌میسوختی، محسن عجب آغوش گرمی داشت
از این غم‌ هیچ کس مثل رباب آتش نمیگیرد

* حسین …*

_____________________________________________________________________

سینه زنی و توسل ویژه شهادت آقا امام حسن عسکری (ع)

من آن مسافرم که دو چشمم بهاری است
بارانِ غربتم به روی گونه جاری است

من آن مسافرم که ز اجداد اطهرم
غربت برای زندگی ام یادگاری است

سهم من از تمامیِ دنیاست جام زهر
سهم دو دیدهٔ پسرم بی قراری است

پهلو شکسته مادرم آمد به سامرا
این ماهِ ایام ماتم و محن و سوگواری است

من می روم به دیدۀ خونبار ، سامرا
گردیده کربلای من انگار ، سامرا

زهری که خورده ام به تنم التهاب ریخت
رنگم پرید و بر رخ من ماهتاب ریخت

سوزاند زهر معتمد از پای تا سرم
زهرش شراره بر جگرم بی حساب ریخت

تا اینکه دست و پا بزنم هم رمق نماند
از بس توان ز پیکر من با شتاب ریخت

این غم عذاب داد مرا تا در آن میان
دیدم به چهرۀ پسرم اضطراب ریخت

می خواستم که آب بنوشم ز تشنگی
از دستهای بی رمقم ظرف آب ریخت

من که ز دست مهدیِ خود آب خورده ام
یاد حسین کردم و صد بار مرده ام

در بسترم من و به سرم مادرِ حسین
گردید خاک کرببلا بستر حسین

من سر به دامن پسر خود گذاشتم
ای وای بر حسین و علی اکبر حسین

فرزند من کنار من است و دلم شکست
بر حالت حسین و علی اصغر حسین

اینجا جسارتی به من و پیکرم نشد
در زیر دست و پاست ولی پیکر حسین

والله قلب عمۀ ما تکه تکه شد
هر دفعه ای که دید به نیزه سَرِ حسین

پامال شد به روی زمین جسم جَدِّ من
اشکش چکید هر که شنید اسم جَدِّ من

_____________________________________________________________________

سینه زنی و توسل ویژه شهادت آقا امام حسن عسکری (ع)

السَّلامُ عَلَیکْ، اَیُّهَا العَسکری
نوکراتُ آقا، سامرا می بری

شب شهادتت جایی جز حرم نمیرم
پیرهن سیامُ از دستِ فاطمه میگیرم

فَیَضِجَّ الضَّاجُّون ،فَیَعِجَّ العٰاجُّون
بارون می باریم با،اشکایِ آقامون

آجَرَکَ الله ، بقیةَ الله…

السَّلامُ عَلَیکْ، اَیُّهَا العَسکری
خسته و بی رمق ،لحظه ی آخری

کنار بستر باباست بیقرار و آرام
یتیم شدن هنوز خیلی زوده واسه آقام

فَلْیَبْکِ الباکُون ، غریبِ آقامون
دلای آماده ، دلای سرگردون

آجَرَکَ الله ، بقیةَ الله…

السَّلامُ عَلَیکْ، اَیُّهَا العَسکری
روضه میخونی با ، خواهر و مادری

چقد توی دلِ قاتل کینه ی حُسینِ
جلوی چشمِ زهرا رو سینه ی حسینِ

یه خواهری داره، می بینه از رو تل
برادرش مونده، تنها تویِ مقتل

آجَرَکَ الله ، بقیةَ الله…

_____________________________________________________________________

روضه و توسل ویژه شهادت آقا امام حسن عسکری (ع)

ای مسجدُ الحرامِ حرم سامرای تو
بیت الوِلای دل، حَرمِ با صفای تو

قرآن یگانه دفترِ مدح و ثنای تو
روح مَلَک کبوترِ صحن و سرای تو

آیینه ی جمال خداوند سرمدی
فرزندِ پاکِ چهار علی، سه محمدی

رضوان بدان جلال و شرف سائلِ درت
خورشید سجده بُرده به خاکِ مطهرت

*از امام رضا به بعد به ائمه میگن: اِبنُ الرِضا، هم به امام جواد و هم به امام هادی و هم به امام حسن عسکری…*

روحِ رضاست در نَفَسِ روح پرورت
نامت حَسَن نه، بلکه حَسَن پای تا سرت

*چقدر این بیت زیباست، ببین از پدران و اجدادش چی به ارث برده این آقا…*

میراثِ زهد و نورِ هدایت ز هادیت
علمِ امام هشتم و جودِ جوادیت

*از پدر زهد و نور هدایت، از امام رضا علم، از امام جواد جود، یه وجود نازنین و این همه عظمت…*

معصوم سیزده ولی الله ذوالمنن
ابن الرضای سومی و دومین حَسَن

گل ریزد از بهشت به خاکت چمن چمن
شرمنده در ثنای تو از کوچکی سخن

در کلام و لعلِ لبِ گوهری کجا
وصفِ اَبا مُحمدٍ الْعَسکری کجا

انوار ده امام درخشد ز روی تو
یادآورِ رسول خدا، خلق و خوی تو

*چه اخلاقی داشت با وجود اینکه نگهبان براش گذاشته بودن، حتی دور و بری های آقا هم خیلی ها جاسوس بودن، خیلی ها منافق بودن، اما باز هم حضرت حواسش به اینها بود، اذیتش میکردن ولی باز هم حضرت نگران بود، مرتب می‌پرسید غذا چی خوردن؟ حالشون چطوره؟ مریضی ندارند؟ مشکلی ندارند، حاجتی ندارند؟ الله اکبر از این اخلاق، از جدش رسول خدا این اخلاق رو به ارث برده”إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاق”
این حضرت هم فرزند همون آقاست، از نگهبان خیری ندید، از جاسوس‌ها جز بدی و اذیت، اما مرتب حالشون رو می پرسید، جوری با اخلاق رفتار می‌کرد جذبش میشدن، شیعه اش میشدن، می اومدن به دست و پاش می افتادند.*

انوار ده امام درخشد ز روی تو
یادآور رسول خدا خلق و خوی

زیباترین دعای مَلَک گفتگوی تو
مسجود جن و انس بود خاک کوی تو

بحری که در صدف دُرِّ جان پرورد تویی
در دامنش امام زمان پرورد تویی

*اسم امام زمان رو بردم، امروز دور هم جمع شدیم بگیم: “آجرک الله، یا بقیه الله” آقاجان! سرت سلامت، امروز روزِ یتیمی شماست، روزِ از دست دادن پدر برای شماست، چقدر سخت گذشت به امام زمان…*

_____________________________________________________________________

روضه و توسل ویژه شهادت آقا امام حسن عسکری (ع)

قبر تو کعبۀ دل و صحنت مطاف جان
زُوّار هر شبِ حرمت صاحب الزمان

*مگه میشه امروز امام عسکری، امام زمان رو زائر خودش نبینه، آقاجان یه سری هم به بزم عزای ما بزن، میگن برای پدر، برای عزیزی ختم و عزا بگیری پسر باید دَمِ در بیاسته وخوش آمد بگه، یا صاحب الزمان! شما دَمِ دری آقا، شماصاحب عزایی آقا…
میگن باید خودت رو به صاحب عزا نشون بدی، ریا نیست، خودتو نشونش بدی، یا صاحب الزمان! شما حتماً اومدید مجلسِ عزای باباتون، آقاجان! کجایی دورت بگردم؟ کجایی بیام شال عزاتون رو بوسه بزنم؟ کجایی بیام بگم: آقا! خدا صبرت بده…
چه کردن با امام عسکری؟ روضه بخونم، اونایی که آمادۀ ناله زدن هستند، بسم الله…*

هرگز شبی ز شام غمت تیره تر نبود
آن شب به غیر ناله نوایی دگر نبود

ای آفتابِ معرفت ای عسکری لقب
گُل را چنان تو زندگیِ مختصر نبود

*بیست وهشت سالش بود امام عسکری، بیست وهشت سال چقده؟ جوانِ بیست و هشت ساله الان تو جلسه حتماً نشسته، “الله اکبر” من ازشما سوال میکنم، جوانِ بیست و هشت ساله اوج قدرته، بیست وهشت ساله تنومنده، جوانه، اما این زهر کاری کرد با امام عسکری، نوشتند امروز صدا زد: مهدی پسرم! تشنه هستم بابا، اینجوری هم صدا نزد که من میگم، نگفت مهدی جان، صدا زد: “یا سیدُ اهل بیتی!” ای آقای اهل بیت من! پسرم! یه ظرف آب به بابا بده…
زهر کاری با بدن کرده بود، بدن میلرزید، دست‌ها میلرزید، ظرف آب رو آورد اما اینقدر دست و پای حضرت میلرزید، حتی ظرف آب رو آورد جلو، دندان‌ها می‌خورد به ظرف آب، نتونست آبی بنوشه، چند بار آب آوردن، دندان‌های حضرت به ظرف آب میخورد، رمق نداشت حتی آب بنوشه…
امروز یه پسر میخواست یه پدر رو سیراب بکنه، نمیدونم تونست یا نه؟
اما کربلا یه پدر میخواست پسر رو سیراب کنه، اونم چه پسری…کجا؟
اون ساعتی که بچه اش رو روی دست گرفت…
یا صاحب الزمان! میخواستی پدر رو سیراب کنی کسی مزاحمت نشد، کسی ظرف آب رو ازت نگرفت، کسی مانع نشد، اما جدت بچه اش رو روی دست گرفت، داشت حرف می‌زد، نذاشتن حرفش تموم بشه،”فَذُبِحَ مِنَ الاُذُنِ اِلیَ الاُذُن”
چرا مقتل میگه: “فَذُبِحَ مِنَ الاُذُنِ الیَ الاُذُنِ” چرا نگفت: “فَقَتَلَ” اینجا عبارت “ذَبَحوا” ست…
یا امام عسکری! اجازه بدید پرده رو کنار بزنم: دوتا شهید تو کربلا ذبح شدن، این عبارت برای هیچ شهیدی نیامده، بقیه شهدا رو میگه “قُتِلَ”، این دوتا شهید رو میگه: “ذُبِحَ”
سادات ببخشند، دوتا شهید رو ذبح کردن، من خیلی روضه رو باز نمیکنم، یه اشاره، دوتا شهیدی که ذبح شدن یکی این شیر خواره بود، یکی هم خودِ امام حسین، امام رضا فرمود: “فذُبحَ كما ذُبِح الكبش”
چرا میگه “ذُبحَ”، یه جمله هرکی ناله داره، چون ابی عبدالله هنوز داشت صحبت می‌کرد، هنوز داشت مناجات می‌کرد، هنوز زنده بود سر از بدنش جدا کردن…حسین…

_____________________________________________________________________

سینه زنی و توسل ویژه شهادت آقا امام حسن عسکری (ع)

آمد عزای حسن‌عسکری
جانها فدای حسن عسکری

مقتدای همه،غریب فاطمه

مولای من سرت سلامت
یابن الحسن سرت سلامت

وقت غم‌ و عزا شده یا زهرا
سامره کربلا شده یا زهرا

شد ز زهر جفا
عزیزت جان فدا

شیعه به دل خون جگر گردید
مهدیِ تو‌ داغ پدر دید

شد کعبۀ دلهای ما علقمه
گریه کنِ روضۀ تو فاطمه

عالمی مستِ تو
شکسته دستِ تو

میرسد از نجف صدایی
عباسِ من گشته فدایی

در کربلا مادر که من ندارم‌
زینب مگر آید که جان سپارم

من به شور و شِینم
عاشقِ حسینم

آمد به جایِ مادرِ من
فاطمه بالایِ سَرِ من

_____________________________________________________________________

سینه زنی و توسل ویژه شهادت آقا امام حسن عسکری (ع)

ذرّه ذرّه دارم آب میشم
زهر کینه زده آتیشم

بی حسابِ غمِ تو سینَم
تویِ غربت کسی نیست پیشم

غم داره قلبمُ می سوزونه
آسمون نوحه برام میخونه
چشم مهدی پسرم گریونه

وای امون ای دل…

لحظه ای خوشی ندیدم من
بسکه طعنه ها شنیدم من

یاد زینب افتادم وقتی
توی کوچه می دویدم من

چطور بگم چی به سرم آوُردن
چطور بگم بزم شرابم بُردن
چطور بگم منو چقد آزُردن

وای امون ای دل ….

_____________________________________________________________________

سینه زنی و توسل ویژه شهادت آقا امام حسن عسکری (ع)

خوشی باهات کرده چرا قهر
رو زمینی تا اَبدُالدهر

یکی ندید تو این همه شهر
سوختنت‌ُ تو آتیش زهر

گوشه ی حجره ای تک‌ و تنها
هی نفست شماره می افتاد

از گوشه ی چشای مهدی تو
گریه مثل ستاره می افتاد

ناله ی بی امون‌، بی هوا میزدی
بمیرم میون‌حجره دست و پا میزدی

سرفه پیش چشه بچه ها میزدی
شنیدم با گریه مادرو صدا میزدی

حسن بن علی، غریب سامرا

دل تو از سوز جگر سوخت
پدر نفس زد و پسر سوخت

یاد لب خشک ارباب
عطش لباتُ هی بهم دوخت

روضه برام بخون‌ از اون‌ شامی
که‌ نیزه ای توی گلو‌ جا کرد

روضه ای که سکینه توی گودال
سفره ی دل برا بابا واکرد

همونی که ازم‌ پدرم رو‌گرفت
با یه عده‌ حرومی دورِ حرم رو‌ گرفت

تو نبودی اون روز معجرم‌ رو‌ گرفت
اومدم فرارکنم‌ موی سرم رو‌ گرفت

حسن بن علی، غریب سامرا

_____________________________________________________________________

روضه و توسل ویژه شهادت آقا امام حسن عسکری (ع)

سامرا ، باز با صفا شده ای
درحریمت برو بیا داری

اربعین پا به پایِ کرب و بلا
زائر و دسته ی عزا، داری

باز هم گنبدِ طلائی تو
مثلِ مشهد ز دور معلوم است

همه دانند زیرِ این گنبد
مدفن دو امام معصوم است

معرفت حکم میکند اینجا
وقتِ گریه به رسمِ جود و کَرَم

همه یادی کنیم این شبها
از تمام مدافعانِ حرم

تا ابد یادمان نخواهد رفت
راهِ ما در مسیرِعاشوراست

در کنارِ دعایِ صاحبمان
امنیت زیرِ سایۀ شهداست

همه دلخوشیِ ما این است
لااقل یک حَسن حرم دارد

* تو زندان بود، برا آقا نامه نوشت: زندگی برام سخت شده، وضع مالیم‌خرابه، زند ان برام‌خیلی سخته… آقا امام حسن عسکری جواب دادن: امروز نماز ظهر رو تو‌ی خانه میخونی….
همین اتفاق هم افتاد، اما وقتی وارد خانه شد، دیدن از طرف امام حسن عسکری هدیه آوردن، کیسه های طلا …
اون شاعر متوکل تو‌تاریخ نوشتن: خواست زنش وضع حمل کنه وضع مالیش خوب نبود، به همه میخواست رو بزنه اِلا امام عسکری، تو راه کاخ بود، تاریخ نوشته: پیکی آمد صداش زد از طرف امام حسن عسکری…گره کارش باز کرد؛ فرمود :آقا سلام رسوند و فرمود: مشکل داشتی دَرِ خانه ی ما بیا، دَرِ خانه ی غیر از ما نرو‌…*

همه‌دلخوشی ما این است
لااقل یک‌حسن حرم دارد

صبح وظهروغروب سفره بپاست
بسکه صاحب حرم‌،کَرَم دارد

اهل بیتِ رسول این ایام
به غم‌ و غصه ها اسیر شدند

راستی بین بچه‌های علی
این‌حَسن‌ها چه زود پیر شدند

چشم خود باز کرد و با گریه
پسر خویش را نگاهی کرد

دست انداخت دورِ گردنِ او
لب او را رویِ لبش آورد

زیر لب گفت : الوداع پسرم
بعداز این موسم جدائی هاست

این بیابان نشینی ماها
همه اش ارث مادرت زهراست

بعد از آنکه زدند مادر را
جایِ او کُنجِ بیت الاحزان شد

شادی از خانواده ی ما رفت
بیت الاحزان شبی که ویران شد

عصمت الله پشت در افتاد
پایِ دشمن به خانه اش واشد

آنقدر با غلاف کوبیدند
استخوانهایِ بازویش تا شد

محسنِ بی گناه را کشتند
دادِ صدیقه را در آوردند

فضه و جَدِّ ما به پشتِ در
جسم ششماهه را دفن میکردند

*تاریخ نوشته‌: مثل فردا حمله کردن به خانه ی امام عسکری نذاشتن امام زمان اقامه ی عزا کنه، مادرِ امام زمان رو به اسارت بردن ..زندانی کردن ..
“آجرک الله ..”این‌خانواده عادت دارن همین روزها بود هیزم پشت در خانه أوردن، خودِ ملعونش نوشته: صدای نفس زدن های فاطمه را میشنیدم، چند قدم عقب اومدم یاد سفارشای پیامبر افتادم، اما وقتی کینه ی علی جلو‌چشمام رو‌ گرفت بالگد به در زدم…*

چند تایی زدن با پا در
تاکه افتاد روی زهرا در

همه کج رفتن‌حتی میخ
همه لج‌کردن حتی در

*فریاد زهرا بلند شد: “یا ابتاه!”ناله ی دوم صدا زد: “یا امیرالمؤمنین”اما یه وقت لحنش عوض شد: “یا فضةُ خُذینی”شاید فاطمیه زنده نباشیم بذار امشب یه خورده ناله بزنیم: …وای مادرم .. مادرم.. مادرم

*میخوای بدونی این ایام چه‌خبر بود؟بگم و‌ رد شم .. مرحوم انصاری زنجانی نوشته: همسایه های خونه ی امیرالمؤمنین هر موقع هیزم میخواستن از دَرِ خونه ی علی می بردن ..

_____________________________________________________________________

روضه و توسل ویژه شهادت آقا امام حسن عسکری (ع)

تشنه ی قدری آب بودم من
لب عطشانِ من تکان می خورد

کی به پیش نگاهت ای بابا
لب من چوبِ خیزران می خورد

عمه ات هست و مادرت هم هست
نه میانِ نگاههای حرام

وای از ماجرای بزم شراب
وای از ازدحام شهر شام

آستینها حجاب سر میشد
بین آن‌ گیر ودار در بازار

چه کسی دیده است دعوای
زن و یک‌ نیزه دار در بازار

*”مولانا الغریب،سیدنا المظلوم”… اون‌چیزی که پسر رو‌آروم‌میکنه در داغ پدر همینه ..بابا رو با احترام‌ میون قبر قراربده …حتما ان شا ءالله اونایی که به رحمت خدا رفتن همه شون سر سفره امام‌حسین مهمان باشن ..قدر پدراتون رو بدونید، رفقا! اساتید میگن: قد دو خط روضه خوندن‌ یاد بگیرید، اگه صدا هم‌ ندارید یه جمله به‌ کارتون میاد وقتی پدر مادر تون رو‌ تو‌ی قبر گذاشتین دَرِ گوشش روضه بخون ..‌

پس با زبان گلان بضعة البتول
روکرد به مدینه که یا ایهاالرسول

این کشته فتاده به هامون حسین توست
این صید دست وپازده درخون حسین توست

*آره وقتی پسر صورت رو روی صورت پدر بذاره آروم‌میشه .. دلها بسوزه برا امام سجاد روز یازدهم، بی بی زینب نگاه‌ کرد دید از همه بی تاب تر زین العابدینِ… صدا زد: پسرِ برادرم! تو اینقدر بی تابی با این دخترا چه‌کنم .. گفت: عمه! دست به دلم‌ نذار نگاه کن اینا بدناشون رو دفن کردن ..اما…

سر پیراهن تو‌ گریه ی ما را درآوردند
میان این همه‌ کشته چرا تنها تو‌ عریانی

*هر طوری بود بعد سه روز بدن بابا رو بین بوریا جمع کرد، هرکاری کرد نتونست بدن رو از خاک جدا کنه، لذا بوریا رو از زیر بدن رد کرد، جسم رو‌ میان قبر قرارداد..دیدن دوباره از قبر بیرون آمد سراشیبی گودال هی خاکها رو و کنار میزنه، انگار دنبال شئ گم شده ای میگرده، یه وقت ببینن انگشت بریدهٔ حسین ..‌‌. آی صدات رو برسون کربلا ..‌یا حسین…

سر پیراهن تو‌گریه مارا درآوردند
میان این همه‌ کشته چرا تنها تو‌عریانی

خبر داری که تو‌ رفتی به‌کوچه‌گردی افتادم
به‌من از تو‌ فقط هجران رسید آنهم چه هجرانی

*یه کاری با خانوم‌کردن وقتی روز اربعین خودش رو روی قبر انداخت، صدازد: حسین! عاشورا من تو رو نشناختم الانم اگه خواهرت رو‌ نگاه کنی دیگه زینب رو‌ نمیشناسی…اگه نامحرما نبودن بهت نشون میدادم چه‌کردن با خواهرت …
به زینب کبری “اللهم عجل لولیک الفرج”

_____________________________________________________________________

روضه و توسل ویژه شهادت آقا امام حسن عسکری (ع)

“بِسم الله الرَّحمن الرَّحیم”
“اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً”

یا صاحب الزمان…

صبا اگر گذری اُفتدت به کشور دوست
بیار نفحه ای از گیسوی مُعَنبَرِ دوست

به جان او که به شکرانه جان برافشانم
اگر به سوی من آری پیامی از برِ دوست

*یابن الحسن!…*

وَ گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار
برای دیده بیاور غباری از دَرِ دوست

مَنِ گدا و تمنایِ وصلِ او هیهات
مگر به خواب ببینم خیالِ منظر دوست

دلِ صنوبری ام همچو بید لرزان است
ز حسرتِ قد و بالایِ چون صنوبرِ دوست

*امشب شبِ شهادتِ پدرت اومدیم یه حرفی بزنیم بهت آقا…*

اگرچه دوست به چیزی نمی خرد ما را
به عالمی نفروشیم مویی از سَرِ دوست

*صدا بزن: یابن الحسن…*

_____________________________________________________________________

روضه و توسل ویژه شهادت آقا امام حسن عسکری (ع)

اول به نام عشق به نامت به نام حُسن
ما که تَحَیُّریم همه در مقام حُسن

روی تو حَسن خوی تو حَسن ای تمام حُسن
نامت حَسن شده که باشی امام حُسن

دلدادگان نام توییم از قدیم ها
هم نام مجتباست کریمِ کریم ها

ای ذوالفقار منتظر در نیام تو
ای قبلۀ نرفته به بیت الحرام تو

آیینه ی تمام قدِ ده امام تو
روزِ ظهور آید و رُکنِ قیام تو

آری جهاد معنی ذکر قنوت توست
فریادِ مهدی ات ز حدیثِ سکوت توست

آه ای غریب! از وطنت دور بوده ای
در بندِ حلقه های زر و زور بوده ای

در خانه ات اگر چه که محصور بوده ای
خورشید اسیرِ بند نشد، نور بوده ای

زندانِ تنگ خانه ات آری حرای توست
دیدیم سامرا همه اش کربلای توست

ای دل ز داغ غربت آقا چه می کنی
آتش میانِ سینه ی مولا چه می کنی

دنیای بی امام، تو حالا چه می کنی
ای سَم! به جانِ زاده ی زهرا چه می کنی

آه ای غریب داغِ تو تا بی کرانه رفت
دشمن به زهرِ خود جگرت را نشانه رفت

*همچین که گوشه کنار محفل داری گریه میکنی، زیر لب بگو: یابن الحسن! ماه صفر تموم شد، بعضیا زود لباس سیاه شون رو درآوردن، اما من نگه داشتم، گفتم شب شهادت بابات میام، نکنه غافل باشم، امام زمانم شهادت باباش گریونه، من لبم خندون باشه، آقا جان سرت سلامت…*

ای باغ حُسن دست خزان کرد پرپرت
هر آنچه داشت دشمنت آورد بر سرت

از زهر کینه آب شده جسم اطهرت
گفتند تشنه لب شده ای روز آخرت

گفتی به زیر لب تو در آن لحظه یا حسین
ای تشنه لب تر از همه ی تشنه ها حسین

لب تشنه بود سنگ به لبهای او زدند
دستی به آیه های خدا بی وضو زدند

نیزه به رویِ مخزنِ راز خدا مگو زدند
با خنجری که کُند شده بر گلو زدند

کردند بی ملاحظه با آن بدن چکار
میخواهد این تنِ پُرِ نیزه کفن چکار

*قربون مظلومیت برم آقا، حرمت رو خراب کردند، بازم شیعه ها، ایرانیها، عرب وعجم نداره، همه آمدند براش زود بارگاهش رو درست کردند…
الهی برات بمیرم، ما دوتا حَسن داریم، یکی حرم داره، یکی یه سایه بون هم بالا قبرش نداره…
وقتی امام حسن عسکری رو زهر دادن، تاریخ میگه: رعشه به بدن حضرت انداخت، میلرزید بدن، غلامش رو صدا زد: برو تو حجره جگر گوشه ی من مهدی رو بگو بیاد، میگه: وارد حجره شدم دیدم یه آقازاده صورت رو خاک گذاشته داره مناجات میکنه، برا باباش دعا میکنه، گفتم آقازاده باباتون صداتون میکنه، همچین که صورتش رو از روی خاک برداشت، چهره پر از نور بود…اومد کنار بابا، بله باباجان! صدا زد: پسرم! تشنه ام…
حجت بن الحسن! سرت سلامت آقا، کجا برا بابات مجلس عزا گرفتی؟
اگه ما بشنویم یکی سر قبر بابامون رفته، یه خوره آب ریخته دوتا خرما پخش کرده، هرجا ببینمش احترامش میکنیم، میگیم این کسی که یه کاری برای قبر بابامون کرده…
یابن الحسن! این مَردم برای بابات اومدن زار می‌زنند، امشب آقا یه نگاهی بکن.
تاریخ میگه امام زمانِ من وشما کاسه ای رو آب کرد جلوی دهان بابا می‌گرفت، اما اینقد بدن رعشه داشت، نمیتونست آب رو بخوره، هی این لبِ کاسه ی ظرف آب به دندون حضرت می‌خورد….
آقا میدونم نتوستی درست آب بخوری، اما هرجوری بود آقازاده ات آب رو جلو دهانت گرفت، من بمیرم برا جَدِّ غریبت، گفت: آب دارن میبرن برا حسین تو گودال، بدن زخمی، لبا مثل دوتا چوب خشک بهم میخوره، گفتن: الان به حسین آب میدن، اما دیدن نامرد آب رو می‌ریخت رو زمین، می‌گفت حسین من این آب رو میریزم اما نمیزارم قطره ای به لبهات برسه…*

هرچه ميگفت كه من تشنه لبم، سنگ زدند
ناله اش در دل كوفي اثري داشت نداشت

_____________________________________________________________________

روضه و توسل ویژه شهادت آقا امام حسن عسکری (ع)

زهر افتاده به جانِ جگرم ، مهدی جان
لرزه انداخت ز پا تا به سرم مهدی جان

به لب خشک پدر جرعه ی آب گوارا برسان
که من از سوز عطش شعله ورم مهدی جان

قدح آب همینکه به لبم شد نزدیک
غم لبهای حسین زد شررم مهدی جان

قبل از آنی که به دل زهر اثر بگذارد
کشته از صحنه ی دیوار و درم مهدی جان

لحظه ای نیست عزیزم که تداعی نشود
واقعه ی کرب و بلا در نظرم مهدی جان

زینب و بزم یزید و لب خشکیده و چوب ؟
خون قلبم چکد از چشم ترم مهدی جان

میدرخشید رخ ماه تو به یاد آوردم
سر نورانی هجده قمرم مهدی جان

*یابن الحسن! آقاجانم ..میخوام عرض کنم برا شما سخت بود تو سن خردسالی باباتون رو از دست دادید ..اما آقاجان باباتون رو کفن کردید ..شما سن وسالی نداشتید براشما سخت گذشت ..اما برا باباتون راحتر بود موقع جون‌دادن سرش رو‌پاهای شما بود ..دستِ کوچیکتون رو صورت بابا بود، چون برا همه باباها سخته یه وقت زمین خوردن یا جون‌دادن بچه هاشون رو ببینن ..بابا برات دعا کرد یابن الحسن ..شما اومدی بالاسر بابا، اما کربلا به حسین‌ چی گذشت ..گاهی اومد کنار بدن علی اکبر صورت روی صورت علی گذاشت “ولدی..‌” یه جایی هم قنداق بچه اش رویِ دستش بود، یه وقت دید بچه اش داره رو دستش بال بال میزنه..‌‌. یابن الحسن! سر بابات روی زانوهات بود دست میکشیدی بابات آروم آروم باهات حرف میزد دلت رو آروم میکرد.. میگفت:عزیزم غصه نخور.. من دارم‌ میرم، بابا تو هم باید از چشمای نامحرمای زمانه دور بشی، یه روزی میاد تو‌ میای اولین کاری میکنی بابا انتقام سیلی مادرم رو بگیر پسرم ..تو‌کسی هستی که مادرم بین در ودیوار صدات زد .. میرسه روزی که تکیه به کعبه میدی صدا میزنی: من پسر حسینم ..”انا بقیة الله” عزیزم انتقام‌حلقوم بریده جدت رو بگیر بابا…
سر بابا تو بغلت بود آروم آروم باهات حرف میزد تا اینکه از دنیا رفت ..‌‌..من یه دختری سراغ دارم هرچی سر بریده رو بغل گرفت هی سر رو‌ میگردوند میگفت: بابا! تابه حال نشده باهات حرف بزنم‌جوابمو ندی …*

با لبت بازی کنم اما نه بازی چون یزید
او به چوب خیزران و من با دست کوچکم

حسین…

_____________________________________________________________________

روضه و توسل ویژه شهادت آقا امام حسن عسکری (ع)

نشد که غوره ی نارس شراب ناب شود
ضریح دامن او دست این گدا نرسید

نشد که فطرس آن آستانه باشم حیف
شکسته باد ، پرم چون به سامرا نرسد

غریب کرببلا لاأقل زهیری داشت

*پای رکاب رهبری اینهمه جوان وایسادن، چجوری دارن از آقا حمایت میکنن، اما امام عسکری هیچکی رو نداشت، آدم داریم یازده امامی، یهو کفر میگیردش،جعفر کذاب ادعاکرد، دوازدهمی راقبول نکرد، خیلی بترسیم. چطور ازفساد و بی حجابی و… در جامعه می‌ترسیم از اینم بترسیم نکنه ماهم پامون لغزشی پیدا کنه، داری میگی ابی عبدالله یه زهیری داشت پا رکابش وایساده بود، به همه گفت برید به اباالفضل هم گفت تو هم برو،اینجا بود گفتن: کجا بریم تازه ما اومدیم.*

غریب کربلا لااقل زهیری داشت
کنار حضرت آقا حبیب بوده و هست

همیشه هر شب جمعه حرم پر از زائر
ولی مزار حسن ها غریب بوده و هست

شبیه برگ گلی بین حجره می لرزید
ز درد در وسط حجره دست و پا میزد

برای مرهم زخمش برای تسکینش
بلند مادر خود را فقط صدا میزد

همین که بر جگرش زهر چنگ می انداخت
شراره می زد و داغی دوباره شد تازه

دوباره کوچه و نامحرم و فدک نامه
و زخم گم شدن گوشواره شد تازه

همین که او دم آخر لبش عطش نوشید
برای تشنگی اش قدری آب آوردند

هنوز خاطر او مانده است این روضه
برای حضرت هادی شراب آوردند

*برا باباش شراب آوردند ،اگر هزار مرد رو اینجوری ببرن تو مجلس شراب، میگن مرده و جواب میده، ولی عمه جان ما رو بردن ،این بچه کوچیک ها بهم دیگه نگاه میکردند، میگفتن این چیه تو دست یزیده؟ هی می‌ریزه کنار سر بابامون…*

غریب بوده ولیکن امام بعد از او
سحر به پیکر پاکش نماز می خواند

کنار پیکر او تا سحر نمی خوابد
شبیه ناحیه او روضۀ باز می خواند

فدای تو پدر و مادرم حسین غریب
فدای آن تن زخمی که بوریا شده بود

شنیده ام که لباس تو را کسی دزدید
سه روز روی زمین پیکرت رها شده بود

*توی سامرا که میری، قشنگ دور امام عسکری، همسرشِ، خواهرشِ، عمه ی آقا هم هست ،پدر بزرگوارشون، همه یه ضریح دارند…
آقاجان! یا امام عسکری! به عمه ی شما حکیمه خاتون بهش یه اهانت هم نشد ، نشنیدی کسی اهانت کنه به مادرِ امام زمان، بمیرم برای اون خانمی که تمام اون کسایی که قرآن ازش یاد گرفته بودن ، این خیلی درده، اومده بودن کنار ناقه ی زینب، هر چی از دهنشون در اومد گفتن، تازه یکی اومد گفتن این چیه آوردی؟گفت: نان و خرماست آوردم صدقه بدم…ای حسین…*

_____________________________________________________________________

روضه و توسل ویژه شهادت آقا امام حسن عسکری (ع)

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم

لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ، حسبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ نِعْمَ الْمَوْلَى‌ وَنِعْمَ النَّصِیر

أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذى لا إِلـهَ إِلاّ هُو الرَّحْمنُ الرَّحیمُ ، الْحَىُّ الْقَیُّومُ ، بَدیعُ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ ، مِنْ جِمیعِ ظُلْمى وَ جُرْمى و إِسْرافى عَلى نَفْسى وَ أَتُوبُ إِلَیْه…

“اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً”

بازهم تنها شدم خیلی دلم را غم گرفت
بازهم معصیتم من را ز آقایم گرفت

هر زمانی دور ماندم از هوای روضه ها
زندگی ام را سراسر غصه و ماتم گرفت

*الان چند روزه ماه صفر تموم شده، خیلی دلم برا روضه ها تنگ شده…*

بهر دیدار جمال یار بی همت شدیم

*قدیما بیشتر دلم برات تنگ میشد، الان اگه روزها و هفته ها و ماهها بگذره و این روضه ها نباشه دلم برات تنگ نمیشه، قربون غریبیت برم آقا ،یابن الحسن آقاجان…*

بهر دیدار جمال یار بی همت شدیم
یوسف زهرا دلش از عالم و آدم گرفت

«دلم گرفته، دل من از عالم و آدم گرفته کدوم گناهم منو از تو و تو رو ازم گرفته»

وای بر آنکه سرِ این سفره نان خورده ولی
با غریبه رفت و آن را مونس و همدم گرفت

راه ظلمت رفتم و در بین راه آقا رسید
داشتم گم میشدم دست مرا محکم گرفت

*آقاجانم! هر جا اومدم گم بشم تو اومدی… بذار یه حرف دیگه بزنم.دیدی یه بچه گم میشه بیشتر از همه مادر غصه میخوره، اینجوری بگو:…*

«گم شدی بنده ی گمراه، بگو: یا زهرا…»

راه ظلمت رفتم و در بین راه آقا رسید
داشتم گم میشدم دست مرا محکم گرفت

خوش بر احوال گدایی که دَمِ جان دادنش
یک نفس ذکر حسین بن علی را دم گرفت

*میگه: شهید حسین زاده تسبیح دستش گرفته بود همینجور مدام ذکر میگفت، گفتم چی میگی؟ میگه: دیدم هر دونه که تسبیح که میندازه میگه: “السلام علیک یا ابا عبدالله” گفتم این چه ذکریه؟ گفت: اینقدر میگم تا دَمِ جون دادنم یه بار بهم اجازه بدن بگم: “السلام علیک یا اباعبدالله”
میگه: لحظه ای که تیر خورد بالا سرش بودم دیدم با همون حالش، داره جون میده، این پاهاش رو آروم آروم جمع کرد دستای بی رمقش رو به سینه اش گذاشت، گوشم رو آوردم دَمِ دهنش ببینم لحظه ی آخر چی میگه ؟ دیدم داره آروم آروم زمزمه میکنه: “السلام علیک یا اباعبدالله”
شهید مرتضی زارع از همین شهدای مدافع حرم، پدرش می‌گه: خوابش رو دیدم… مرتضی چه خبر؟ وقتی تیر خوردی دردی هم حس کردی یانه؟ میگه: یه نگاهی بهم کرد، گفت: درد چیه؟ همچین که زمین افتادم دیدم یکی آغوشش رو برام باز کرده تو بغل حسین افتادم…
همه ی شهدا رو آقا سرشون رو بغل میکنه، اما قربون خودش برم ….این صورتش رو گذاشت رو خاک گرم کربلا، ای حسین….*

از همان روزی که آمد مادرم در روضه ها
با دلی محزون به دستانش دو تا پرچم گرفت

پرچمِ نام حسین و پرچمِ نام حسن
آه با نام حسن جان گونه هایم نم گرفت

زخمیِ یک کوچه بود و ناله میزد زیر لب
مادرم را ضربه ای سیلی از این عالم گرفت

*امام صادق به یکی گفتن: کجا بودی چند روزه؟ عرضه داشت: آقاجان! تو خونم روضه ی حسین داشتم، فرمودند: ماهم خبر داشتیم مگه ندیدی ما رو دَمِ در خوش آمد می گفتیم؟ عرضه داشت: آقاجان! جای شما صدر جلسه است چرا دَمِ در؟ فرموده باشند، آخه برا ما زشته، مجلسی که مادرِ ما فاطمه میاد ما باید دَمِ در باشیم، به مادر خوش آمدی بگیم. امشب هم امام زمان دَمِ در ایستاده…*

زخمیِ یک کوچه بود و ناله میزد زیر لب
مادرم را ضربه ای سیلی از این عالم گرفت

«الهی بشکند دست مغیره
میان کوچه ها بی مادرم کرد»

_____________________________________________________________________

روضه و توسل ویژه شهادت آقا امام حسن عسکری (ع)

میخوام عرضه بدارم: آقاجان! یا امام حسن عسکری! ؛اسم مبارکِ شما حَسنِ، اما چه گنبد و بارگاه و حرمی دارید، اما قربون غربت امام حسن مجتبی برم، یه حرف دیگه هم بگم، آقا جانم! شنیدم عمه جان شما قبرش کنار قبر شماست، کسی جسارت به عمه ی شما نکرده ،کسی عمه ی شما حکیمه خاتون رو نزده، کسی مادرتون رو نزده، قربون اون حسنی برم که جلو چشمش به مادرش زهرا جسارت کرد…

«به یک ضربت دو سیلی خورد زهرا»

یادم نمی‌رود که همه داد میزند
طوری بزن که علی بی پسر شود

بر درب حرم داشت لگد میزد، حیف
در بر سپرم داشت لگد میزد، حیف

از بین لگدها لگدی کُشت مرا
محسن پسرم داشت لگد میزد، حیف

هیچکی نبود بگه.این گل که پرپرِ
این زن که میزنید ناموس حیدرِ

دلم با مدینه نمیشه صاف
بازم زندگیمُ بهم بِباف

با دستی که رفته زیر غلاف
علی بمیره

از عمد مادر رو پیش پسر زدن
از عمد با لگد محکم به در زدن…

*اینقدر امام حسن عسکری تو حجره، صدا زد: جگرم! یه کسی که زهر خورده بشدت تشنه میشه، بشدت ناتوان و ضعیف میشه…*

شرم دارم که بگویم سخن از تشنه لبی تشنه آن بود که می‌گفت به لشکر جگرم

*صدا زد: مهدی جان پسرم بیا، آقا اومد ظرف آبی برداشت دیگه اینقدر دستای آقا می‌لرزید از ضعف و ناتوانی، نتونست آب رو بخوره، لذا آقا اومد این ظرف آب رو برداشت جلو دهان مبارک حضرت گرفت، نمی‌دونم آقا خورد یا نه، اما میگه همچین که این ظروف گرفت جلو دهان مبارک، این ظرف به دندانهای مبارک میخورد…
امام رو خود امام باید بهش نماز بخونه و کفن و دفنش رو انجام بده، خود امام زمان ،اومد پدر رو نماز خوند و بدن مبارک رو داخل قبر گذاشت، این یه امام بود، یه امام دیگم کربلا سراغ دارم همچین که بدن رو داخل قبر گذاشت، بنی اسد دیدن آقا بیرون نمیاد، آقاجان! چی شده؟ بنی اسد! هر کشته ای رو خاک میکنند طرف راست صورت رو به خاک میذارن، اما من چه کنم بابام سر به بدن نداره…*

 

لینک کوتاه

اشتراک گذاری

در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاه ها

1- تنها دیدگاه هایی که با زبان فارسی نوشته شوند منتشر خواهند شد.

2- دیدگاه هایی که خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشند، تائید نخواهند شد.

3- از نوشتن دیدگاه هایی که ارتباطی با این مطلب ندارند خودداری کنید.