شعر ورود به کربلا سروده استاد زارع شیرازی دوم محرم ۱۴۰۵

متن شعر ورود به کربلا
ای برادر بخدا قلب من از غم پر شد
گریه دیده من مثل دلت چون در شد
از زمانی که بر این کرببلا آمده ام
سرزمینی که پر از جور و جفا آمده ام
قلبم از غصه و غم . گشته پر و حیرانم
بخدا غمزده ی داغ سر سلطانم
گویی این خاک بگوید که زمانش برسید
وقت آن دوری و آن غصه . نشانش برسید
قلب من داد گواهی که همینجا ای جان
سرت از تن چه جدا میشود آقا ای جان
سر اصغر سر قاسم سر اکبر ای وای
بر زمین قامت بیجان برادر ای وای
دست عباس قلم میشود اینجا ای وای
نقش بر خاک . علم میشود اینجا ای وای
از همین خاک . مرا سوی اسیری ببرند
دخترت را ز جفا سوی اسیری ببرند
جان مادر تو بیا سوی مدینه برویم
و قسم بر دل غمگین سکینه . برویم
ای برادر من از این خاک غمین میفهمم
بوی هجران تو تا عرش برین میفهمم
طاقتی نیست مرا بر غم داغ تو حسین
میکشد زینبت این ماتم داغ تو حسین
شعر این زارع شیراز بسوزد دل را
غم این سوز و همین ساز . بسوزد دل را









1- تنها دیدگاه هایی که با زبان فارسی نوشته شوند منتشر خواهند شد.
2- دیدگاه هایی که خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشند، تائید نخواهند شد.
3- از نوشتن دیدگاه هایی که ارتباطی با این مطلب ندارند خودداری کنید.