آهنگهای ویژه

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1403

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1403

  • حاج عبدالرضا هلالی

    حاج عبدالرضا هلالی

    آلبوم مراسم عزاداری شب پنجم محرم 1403/04/20 هیئت الرضا (ع)

  • کربلایی جواد مقدم

    کربلایی جواد مقدم

    نماهنگ رفیق

  • حاج محمد طاهری

    حاج محمد طاهری

    نماهنگ ساعتی بندگی - رمضان 1402

اشعار محرم سال ۱۴۰۲ سروده استاد زارع شیرازی

5
استاد زارع شیرازی

شعر ورود به کربلا ۲ محرم ۱۴۰۲

تا رسیدیم غم و درد به قلبم بنشست
ای برادر بخدا رشته ی جانم بگسست

گوییا حرف ز فقدان تو دارد اینجا
دشمنت قصد بر این جان تو دارد اینجا

ای برادر بخدا بی تو فقط میمیرم
من فقط بی تو جوان نه که چنان یک پیرم

گر ببینم سر تو بر سر نی . من چکنم
گر که شد راس تو بس اختر نی . من چکنم

دل من شد نگران. بوی فراقت اینجا
و بگیرد ابد الدهر سراغت اینجا

وای اگر جسم تو بر خاک ببینم ای یار
تن تو زخمی و پر چاک ببینم ای یار

من بی طاقت و داغت چه کند با دل من
غم داغ تو بسوزد همه ی حاصل من

غم ببریده سر و آن بدن بی کفنت
زخمی از نیزه و شمشیر شود جسم و تنت

و اسارت بروم بعد تو ای دلدارم
سر توبینم و از دیده فقط خونبارم

چه شود با گل رخسار رقیه دختر
چه شود کوفه و شام از اذیت بر خواهر

من‌بهمراه تو جان میدهم اینجا اقا
جان بپای سرتان میدهم اینجا اقا

گریه ی زارع شیراز . از این غم باشد
غصه های دلم از ماتم پرچم باشد

______________________________________________________

شعر حضرت رقیه (س) ۳ محرم ۱۴۰۲

تو کجابودی و من زیر کتکها مردم
در اسارت فقط از خنده ی اعدا مردم

تن این دخت سه ساله شده نیلی بابا
صورتم نقش شد از ضربت سیلی بابا

زیر آن کعب نی ی خولی ی نامرد لعین
برسرم بود و کتک میزد و من روی زمین

من یتیمم بخدا بر تن و رویم نزنید
سنگ از بام بر این جسم و بسویم نزنید

اخرالامر .سر یار .در آغوشم شد
دیدن روی تو بس . غصه فراموشم شد

لب بر این خون لبت دارم عزیزم بابا
من ز دیدار تو میبارم عزیزم بابا

گریه ام بهر یتیمی ست .ندارم طاقت
حال من حال وخیمی ست ندارم‌ طاقت

صورتم صورت زهراست ببین نیلی شد
نیلی از ظلم و کبود از اثر سیلی شد

گریه کردم بخدا تا سر پاکت دیدم
تن صد چاک‌تورا بر سر خاکت دیدم

گودی ی مقتل عاشور پر از نیزه و خون
بدنت بی سر و خون جمع شده چون جیحون

سرت اخر شده مهمان من ای بابا جان
ای بقربان سرت جان من ای بابا جان

ببرم امشب از این شام خرابه بابا
عمه زینب بخدا بی تب و تابه بابا

بس کتک خوردم و عمه سپرم شد ای وای
سر عباس عمو . شب . قمرم شد ای وای

روضه ی زارع شیراز . ندایی دارد
خواستت بوده چنین سوز صدایی دارد

______________________________________________________

شعرحضرت قاسم (ع) ۶ محرم ۱۴۰۲

سیزده ساله یتیم گل روی حسنم
گل خوشبوی ز بستان و ز باغ و چمنم

چهره ام ارث ز زیبایی ی بابا دارد
سینه ام در ره دین . یک‌ دل شیدا دارد

من فدایی و بقربان عمو جانم حسین
تشنه ی جام شهادت منم ای جانم حسین

رفت با یک کفن و جنگ نمایانی کرد
رزم و حربش به چنان شیوه ی شایانی کرد

رزم او‌ رزم حسن . ارث چه برتر دارد
و شهامت ز علی . ساقی ی کوثر دارد

اخر الامر بمیرم که صدا زد عماه
با تنی چاک به فریاد . ندا زد عماه

تا عمو بر سرش آمد اثری نادیده
تن او زخم از آن سم مراکب دیده

سر قاسم چو در آغوش عمو شد ای وای
قاتلش هلهل و لبخند عدو‌ شد ای وای

گفت ای قاسم من با تن پر ز نیزه ی تو
اشک و فریادم و تنها تن پر نیزه ی تو

اشک من بند نیامد به سرت قاسم من
بغلت کرد در اینجا پدرت قاسم من

مادرت نجمه . چگونه بدنت را بیند
و چگونه اثر زخم تنت را بیند

شعر این زارع شیراز . فقط از لطفست
اشک این دیده و این راز فقط از لطقست

______________________________________________________

شعر حضرت علی اصغر (ع) ۷ محرم ۱۴۰۲

آب بستند و علی اصغر من تشنه شده
بین خیمه بخدا اختر من تشنه شده

شیرخواره ست و عطش بر تن او افتاده
مادرش بر لب گهواره ببین استاده

خیمه بر خیمه که رفتم اثر از آب که نیست
آب بهر لب این کودک بیتاب که نیست

اشک از چشم ربابست فقط میبارد
نگرانی ز برای علی اصغر دارد

تشنه ام شیر ندارم پسرم اصغر من
اینقدر گریه نکن تو به برم اصغر من

حضرت شاه به خیمه . علی اصغر را برد
تا که سیراب کند گوهر اطهر را برد

علی اش را جلوی دشمن دون . بالا برد
شیرخواره . لب عطشان وسط دعوا برد

گفت ای جمع حرامی . علی اصغر تشنه است
بخداوند قسم دلبر مادر تشنه ست

رحم اگر بر من اولاد نبی نیست که نیست
طفل من آب ندارد اثری نیست که نیست

ناگهان تیر سه شعبه . چو گلویش وا کرد
و ندا امده که غربت تو امضا کرد

خنده ای کرد علی در بر بابا آنجا
سوخت قلب پدر از دلبر بابا آنجا

دست در زیر گلویش بگرفته ست حسین
و عبا بر سرش انداخت به آن نور دوعین

از خجالت که رباب این غم دل . نابیند
نکند مادر او بر سر او بنشیند

کنده قبری ز برای پسر نوزادش
ناگهان مادرش امد ز غم فریادش

کربلا سوخت از آن ناله ی مادر . آنروز
رفت در دامن آن کوثر اطهر آنروز

آب بر قبر علی ریخت ز چشمان حسین
ای همه جان و جهان . پاک بقربان حسین

دیده ی زارع شیراز . پر از اشک شده
همه غصه ام از تیر به آن مشک شده

______________________________________________________

شعر حضرت علی اکبر (ع) ۸ محرم ۱۴۰۲

اکبرم رفت و نگاهی به سما میکردم
لحظه اخرش از عشق . دعا میکردم

انکه رفت از بر من . شبه پیمبر بوده
در جمالش بخدا سوره ی کوثر بوده

قد وبالاش نگه کردم و گرییدم من
اخرین بار خودم چشم ورا دیدم من

با صدای ابتایت که دلم ریخت علی
دشمنم راس تو بر نیزه چه آویخت

امدم بر بدنت لیک همه اعضایت
قطعه قطعه شده از کینه ی این اعدایت

اربا اربا شده ای …حقد مقامت دارند
جمع اولاد زنا کینه ز نامت دارند

من رسیدم به کنار بدنت بابا جان
ای علی خون تو گشته کفنت بابا جان

دیده وا کن که عدو هلهله برپا کرده
پدرت را که اسیر غم دنیا کرده

ناله ام گشت بلند از غم این داغ شدید
هیچکس . غصه .چنین در همه دنیاش ندید

من که بگذاشته ام صورت خود بر رویت
ابتا گفتی و چون باز . دویدم سویت

گریه کردم به کنار بدن زخمی ی تو
قاتلم شد بخداوند. تن زخمی تو

دل این زارع شیراز . وفاخانه ی توست
هر کجا نور بود از غم کاشانه توست

__________________________________________________________________________________

شعر حضرت ابوالفضل العباس (ع) ۹ محرم ۱۴۰۲

علقمه . قتلگه جان علمدارم شد
تاابد جایگه سرو و سپهدارم شد

دستش افتاد ولی مشک بدندان آمد
ابن حیدر بخدا با همه عنوان امد

سر زد از دشمن دون . شیر علی هست عباس
رعب افتاد که شمشیر علی هست عباس

نعره ی حیدری اش . عشق میادین شده است
چشم عباس . جهانست و جهانبین شده است

چه نفوذی به نگاهش سوی ابتر دارد
قمر هاشمیان . شور ز حیدر دارد

دشمن از هیبت عباس فراری شده است
نور ساقی به قلوبست که جاری شده است

اخر الامر عمودی به سرش زد دشمن
داغ سنگین بنشسته به دل زینب و من

ای بقربان دو دستت که زمین افتاده
دست ببریده چنان ماه مهین افتاده

ای مه هاشمی ام فرق سرت مثل علیست
نور این قامت تو سوی خداوند جلیست

ساقی من بخدا کینه ی بابا دارند
کینه از حیدر و از کوثر طاها دارند

ساقی ام رفتی و این قلب . شکسته چکنم
دل من بر سر نعش تو نشسته چکنم

کمرم خم شد از این داغ جهانسوز . عباس
چشم من تار از این اشک غم افروز. عباس

چه بگویم به رقیه چه بگویم به رباب
چه بگویم ز تنت یا ز غم قلب کباب

اشکریزان غمت . دیده ی من ای عباس
نام تو بر لب خشکیده ی من ای عباس

رفتم و خیمه ی تو نقش زمین کردم من
و نگاهی بسوی عرش برین کردم من

گفتم الله . شدم بیکس و یاور . الله
من غریبم پسر پاک پیمبر . الله

گفتم ای زینب من . داغ برادر داری
رفت اباالفضل و غم حضرت اختر داری

آن علمدار و‌سپهدار و جهاندارم رفت
اشک میریزم از این غصه که سردارم رفت

تا ابد زارع شیراز . غلامی دارد
هردم ای حضرت عباس . سلامی دارد

__________________________________________________________________________________

شعر درد دل حضرت زینب (س) شب عاشورا ۱۴۰۲

شب هجران شد و دلداده ی تو حیرانست
قلبت اماده وصل و بسوی جانانست

من پریشان توام ای همه ی عشق . حسین
من بقربان توام ای همه ی عشق حسین

گر که بی یار شوم وای بحال زینب
بیکس و کار شوم وای بحال زینب

ای برادر تو بگو بعد غمت چون سازم
در همه عمر . فقط بر نگهت مینازم

گر تنت را کف گودال ببینم چه کنم
گر کنار تن خونیت نشینم چه کنم

طاقت دوری تو بر دل این خواهر نیست
صبر بر داغ تو در قلب همین دختر نیست

روز و شب . چشم رقیه . نگهت میخواهد
یک علمدار رشید این سپهت میخواهد

با غم دوری تو داغ تن بی سر تو
با غم اصغر تو داغ علی اکبر تو

غم دستان بریده ز علمدارت وای
غم آن مشک دریده ز سپهدارت وای

اینهمه غم به دل زینب کبری ای وای
واسیری به ره کوفه و اعدا ای وای

آتشی بر دلم افتاده حسین جانم حسین
گوییا قلب من استاده حسین جانم حسین

جان این زارع شیراز . فدایت زینب
گودی قتلگه و سوز صدایت زینب

__________________________________________________________________________________

شعر ظهر عاشورای حسینی ۱۰ محرم ۱۴۰۲

روی تل آمدم و شاهد این کشتارم
تو شهید منی و اشک فقط میبارم

بدنت زیر دوصد نیزه و شمشیر شده
تنت انگار که کاشانه ی صد تیر شده

خون چه فواره زند در همه ی قتلگهت
پس کجا رفت علمدار رشید سپهت

همه . یاران . به روی خاک . فدایت بشوم
تن تو گشته پر از چاک فدایت بشوم

واعلیای من و گریه ی دخترهایت
ته گودال شده بین دو صد نی . جایت

دیدم اینجا که‌ تنت خونی و بسمل شده است
بین جسم تو و من نیزه چه حائل شده است

دیدم اینجا که نشسته ست بر این سینه ی تو
قاتل آن شمر زنازاده به صد کینه ی تو

خنجرش را بهمان بوسه گه من بگذاشت
بر گلوی تو حسین . خنجر دشمن بگذاشت

تا جدا شد سر تو . جیغ زدم ناله زدم
شد جدا حنجرتو . جیغ زدم ناله زدم
(مداحان محترم این بیت را فقط در مجلس خاصی بخوانید که حقش ادا شود و همه فریاد زنان باشند در غیر اینصورت در مجالس عادی خوانده نشود)

من و این قامت بی راس تو ای یار . حسین
به روی نیزه . نمایان . سر دلدار . حسین

من و سرهای بریده . من و اینقدر شهید
من و این قتلگه و این غم بسیار که دید

جز دل زینب دلسوخته . ای وای به دل
غم بر این سینه ی افروخته ای وای به دل

سوز یک‌ صوت شکسته ست غریب مادر
مادرم اینجا نشسته ست غریب مادر

فاطمه . راس بریده غریب مادر
گفت با صوت کشیده غریب مادر

ظهر عاشورا شد و زارع شیراز . گریست
همره مادر و عمه . به دوصد راز گریست

__________________________________________________________________________________

شعر شهادت امام سجاد (ع) ۲۵ محرم ۱۴۰۲

دیده ام صحنه ی گودال و هزاران نیزه
بدن بی سر بابا و کماکان نیزه

همه جا نیزه و خون بود و دو چشمم دیده
وسط معرکه . صد زخم زبان بشنیده

تن پاک شهدا بی سر و   ای وای ز غم
نیلی از کینه . تن دختر و ای وای ز غم

طرفی جمع شهیدان و  بدنها بی سر
طرفی جمع اسیران و چه دهها دختر

ره کوفه ره شامست که پیرم کرده
غم بابای شهیدست اسیرم کرده

چه کنم داغ روی داغ بر این دل دارم
غم جانسوز حسینست در این دل دارم

تاابد گریه کنم بر غمت ای سالارم
یاد آن راس بریده کنم و میبارم

غم عباس شهید و علی اکبر دارم
ز غم روضه ی گودال . فقط بیمارم

من کتک خوردن اطفال و زنان را دیدم
زیر شلاق عدو . دخترکان را دیدم

سنگ بر عمه ی من زینب کبری زده اند
گوییا ضربه ی شلاق به زهرا زده اند

مردم و زنده شدم تا سرت ای شه دیدم
وسط طشت طلا بودی و یک مه دیدم

چوب زد بر لب و دندان تو بابا جانم
خیزران بر سر   بی جان تو باباجانم

دل این زارع شیراز . شده غمخانه
سینه ام بهر ولای تو بود کاشانه

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

لینک کوتاه

اشتراک گذاری

در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاه ها

1- تنها دیدگاه هایی که با زبان فارسی نوشته شوند منتشر خواهند شد.

2- دیدگاه هایی که خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشند، تائید نخواهند شد.

3- از نوشتن دیدگاه هایی که ارتباطی با این مطلب ندارند خودداری کنید.