آهنگهای ویژه

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1403

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1403

  • حاج عبدالرضا هلالی

    حاج عبدالرضا هلالی

    آلبوم مراسم عزاداری شب پنجم محرم 1403/04/20 هیئت الرضا (ع)

  • کربلایی جواد مقدم

    کربلایی جواد مقدم

    نماهنگ رفیق

  • حاج محمد طاهری

    حاج محمد طاهری

    نماهنگ ساعتی بندگی - رمضان 1402

اشعار استاد زارع شیرازی – روز عرفه سال ۱۳۹۹

0
استاد زارع شیرازی

شعر سروده استاد زارع شیرازی در روز عرفه

من غریبم گوشه ای افتاده ام
دل به شاه کربلا بس داده ام

بس .مجسم گشته ی این غربتم
بویِ شاه آید ز روحِ تربتم

بر عزیز فاطمه …یاور منم
خادم فرزند پیغمبر منم

ابن عمّ و شاهِ شاهانم حسین
تا قیامت روح و ریحانم حسین

من سفیرِ پادشاهِ تشنه ام
ازصفا بی سِیفَم و بی دِشنِه ام

راه. بر من بسته اید ای کوفیان
قلبِ من بشکسته اید ای کوفیان

پس کجا رفته هزاران نامه ها
دعوت از شاهنشه کرببلا

حضرتِ شاهم شنو این درد من
بینِ کوفه با صدای سرد من

بینِ دلها بس نفاقست و ریا
ای حسین جانم نیا کوفه نیا

گریه ها دارم دمِ آخر به تو
پیشکش شد این تن و این سر به تو

اشک میریزم برای اکبرت
بهرِ خونی . گاهوارِ اصغرت

بهرِ داغِ اربااربایت حسین
یا رباب و سوزِ آوایت حسین

اشک میبارم برای زینبین
تا دم آخربگویم یا حسین

آبِ کاسه .قبلِ مرگم. خون شده
چشمِ من از ماتمت. جیحون شده

ای امیرم. شاهِ عطشانم حسین
از غریبی. سوخت ارکانم حسین

زارع شیراز… دل. بشکسته شد
از نفاقِ این زمانه… خسته شد

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار استاد زارع شیرازی – ولادت امام هادی (ع) ۱۳۹۹

0
استاد زارع شیرازی

شعر سروده استاد زارع شیرازی در وصف امام هادی (ع)

برهمه خلق .امامی و به مکتب . هادی
ای نگاه تو هدایت شده از رَبّ…هادی

گل لبخند ز میلاد تو بر وجهِ جواد
روز میلاد شد عیدی بده ای باب مراد

پسر پاک جواد بن رضایی آقا
حجت منتخب و پاکِ خدایی آقا

بانوی خلق.سمانه ست ز جان. مادر تو
همه . شاهانِ جهانند گدایِ درِ تو

حرمِ سامره ات قبله ی دلها .هادی
قدرتِ نورِ تو چون محشر کبری .هادی

هادی خلق و هدایتگرِ دلهای بشر
در حریمِ تو بُوَد خانه و ماوای بشر

ای امام دهم و ای غزلِ عشقِ خدا
نورِ معصوم بُوَد از همه ی خلق .جدا

نوه ی حضرت سلطان و تویی وارث حق
ازعنایاتِ تو سرشار شده باعثِ حق

کرم از دست تو میبارد و نازل به سرم
از نگاه تو چه پاکست طلوعِ ثمرم

به تمامم نظرِ لطف نمودی آقا
از ازل. در دل من. عشق. تو بودی آقا

هرچه دارم ز درِ خانه حیدر دارم
من گدای علی ام عشق علی شد کارم

نور قرآن شده نازل به رخِ چون قمرت
من نشستم به سرِ ره . که بیایدپسرت

حضرت هادیِ دل. منتظرم بر خاتَم
تا بیاید ز سفر.. حجّتِ ربَّ العالَم

منجی ی حقِّ بشر. حضرت مهدیست فقط
بر دل شیعه..پدر..حضرت مهدیست فقط

حافظ دین و دلم عشق نهایی مهدی
تو فقط حجت حق . نور خدایی مهدی

بر حقیقت. بخدا حضرت ناقِل. مهدیست
بس امام ِ دلِ هر بالغ و عاقل. مهدیست

فرجت را فقط از روز ظهورش بشناس
انتقام قوی از قلب صبورش بشناس

و ندادم به کسی . دل .که تو آیی به بَرَم
از سرِ خدمتِ درگاهِ تو… گُل شد گُهرم

روز وشب .عاشقی تو شده کارم آقا
خوب دانم که قریبست شکارم آقا

و چه نزدیک. صدای جَرَسَت می آید
صوت عشقی زقدوم فَرَسَت می آید

صیدم از عشق.به لبخند لبانت مهدی
دل فدایی ست به ابروی کمانت مهدی

جان مادر… تو نگهدار دو دستم در دست
هرشب از هجرِ رُخت از غمت . این قلب شکست

حفظ بنما به دو دستت همه ام را آقا
من قسم داده ام از عشق. به زهرا آقا

قربتی از نگهت سینه و قلبم دارد
و خدا نام تو را بر دلِ من بنگارد

اشک امانم ندهد سخت شد ایام فراق
امر کردی و سوارم بکنی روی بُراق

همه شب سیرِ الی الله بسویت کردم
عشق از روی ادب روی به رویت کردم

من که مجنون شده ام صُنع ز صانع دارم
شاهدم گشته همین دیده که خون میبارم

گرم آغوش که جز چشم من و عشق ندید
خوابِ این زارع شیراز.به تعبیر رسید

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار استاد زارع شیرازی – عید غدیر خم ۱۳۹۹

0
استاد زارع شیرازی

شعر سروده استاد زارع شیرازی – عید غدیر خم

غدیرست و صدای احمد اینست
فقط حیدر امیرالمومنین است

کلام از ربِّ اَحسَن خالقین است
فقط حیدر امیرالمومنین است

خدا فرموده مولا برترین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

طلایی امر از عرش برین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

بدان عشق علی دین مبین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

پیام نوکرش پاک و متین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

شعارحضرت زهرا نگین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

به عرش خالقم زیباترین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

کلام حق به دلها راستین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

صدای مصطفی. بر دل.طنین است
فقط حیدر امیرالمومنین است

محبت برعلی. حک بر جبین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

بگوید شیعه … حیدر. نفس دین است
فقط حیدر امیرالمومنین است

به حزن و شادی و وقتی غمینست
فقط حیدرامیرالمومنین است

شهادت میدهد وقتی جنین است
فقط حیدر امیرالمومنین است

جنان باقلب عشاقش قرین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

جمال حور از وجه مکین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

صدای باب جنت بشنو اینست
فقط حیدرامیرالمومنین است

علی بر کل مخلوقات امین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

محبت بر علی دنیا و دین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

خداخواهد که شیعه بهترین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

محب…دارای صوتی آتشین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

به هر آزاده ای شاه شهین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

علی فرمانده عرش و زمین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

علی هم اول و هم‌ آخرین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

به کوری دوچشم هر لعین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

بگو شیعه که دشمن در کمین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

جواز عشق در دست یمین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

علی شاهنشه اهل یقین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

کلام حق به خلقش آفرین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

سخن از کوثرِ جنت نشین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

علی نائب به ختم المرسلین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

ندای زارع شیراز همین است
فقط حیدرامیرالمومنین است

___________________________________

شعر دوم عید غدیر خم سروده استاد زارع شیرازی

در غدیر خم از این عشق …هیجانی دارم
در مدیحت بخدا صوت و دهانی دارم

یاعلی گفته ام و گویم و اینست شعار
یا رب از عشق علی مستم و مستانه بدار

به تمامی ی بحار و عددِ نور قسم
به بزرگی سما و جبل الطور قسم

به گُل عرش برین. حضرت زهرات قسم
به عزیز دل تو …..کوثر کبرات قسم

عاشقم بر تو علی جان که ندارد حدّی
شکر حق بین من و نور..نباشد سدّی

به جهان… شاهم از این عشق.علی را عشقست
نور شد راهم… از این عشق.علی را عشقست

انبیا امده اند از گل رویت گویند
مصطفی همره جبریل مقامت جویند

یاور احمد مرسل.به سماواتی تو
شب معراج بدیدغرق مناجاتی تو

و ملائک به طوافند به اطراف علی
کعبه شان روی علی هست ز الطاف علی

یا علی مست شوم تا به لبم می آیی
با تو دنیام قشنگست عجب آقایی♥️

من مجنون به در خانه قنبر بپذیر
قنبر قنبرت هستم بخدا نعم الامیر

چشم و گوش و بخدا وجه خداوندی تو
به لب فاطمه بس . صد گُل لبخندی تو

منجی ی نوح ز طوفان بلایی حیدر
بین آتش به خلیل. صوت و صلایی حیدر

ذکر عیسای نبی وقت شفایی حیدر
بر تسلی نبی… ورد نهایی حیدر

جانشینی به محمّد وَ امامی به زمین
چنگ بر گستره ی نور زد ای حبل متین

دلِ عشاق به دامان تو اُفتاده علی
از ازل .روح .ز آداب تو اِستاده علی

در غدیرخمِ این سال. نمایانش کن
بر غم شیعه خلاصی بده پایانش کن

اذن از خالق یزدان ز خداوندت دِه
بر ظهور گل زهرا…تو به فرزندت ده

دینِ ناپاک بکن پاک از این ارض اسیر
یارَبّ عَجِّل لِوَلیک ….فرج همراه امیر

رجعتِ حیدر و ارباب صفایی دارد
عاشقی با دل بیتاب صفایی دارد

در فرج… حضرت عباس که بر میگردد
حضرت ساقی و مولاست که سر میگردد

بزند سر ز تن ظلم و جهان‌ بگشاید
عاشقان .حضرت مهدی بخدا می آید

یاعلی امر تو را میطلبد قلب زمین
و بهشتی شود از حکم تو ای نور مبین

خلق حق. حجت حق را بخدا میطلبد
عصمتی را که ز حق نیست جدا میطلبد

لیله ی عید به دستان دعا میگویم
با تضرع به در بیت خدا میگویم

بشر از هِجر امامش بخدا گم شده است
در پیِ مهدی زهرا… دلِ مردم شده است

یا ربّ از لطف .بده اذن فرج‌ را یا ربّ
پاک بنما ز بشر. عسر و حرج‌ را یا ربّ

شستشو کن ز بشر.. صعب و بلا را یا ربّ
قبله گه کن به زمین … کرببلا را یا ربّ

تا ابد با علی و آل علی سوخته ام
مثل شمعی ز غمِ هجر… بر افروخته ام

سِرِّ این‌شعر بماند که دلآگاهی هست
روز موعود نه جایِ دلِ هر کاهی هست

سخنِ زارع شیراز پُر از اسرار است
روز موعود فقط مرحله ی احرار است

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار استاد زارع شیرازی -ولادت امام موسی کاظم(ع) ۱۳۹۹

0
استاد زارع شیرازی

شعر سورده استاد زارع شیرازی مدح امام موسی کاظم (ع)

نور عرشیست .به دامان امامم آمد
یا بگو هستی ی دل. جانِ امامم آمد

اِبنِ آقای ششم .هیبت کاظم دارد
نورِ زهرا و علی همچو اعاظم دارد

او بزرگست که موسای امامان باشد
باب حاجات شده جای امامان باشد

پدرش جعفر و سلطان تشیع… پسرش
عالِم آل محمد… شده عشق و ثمرش

گلِ لبخند به لبهای امامم صادق
بنشست و ز جمالت شده از دل عاشق

پاک. دامان حمیده ست چه طاهر. دامان
مادرت پاک و تو معصوم شدی بر پاکان

حضرت موسی جعفر. به فدای کرمت
دلِ من هست کنارِ تو و زیبا حرمت

من ارادت به تو و حضرت سلطان دارم
شکر حق خدمتِ درگاهِ علی شد کارم

حضرت کاظم و فتّاح گرفتاری ها
دست من گیر… شنو ناله و صد زاری ها

همه آثار کرامت ز حریمت پیداست
تا ابد.. اسم تو بر قلب و دلم پابرجاست

من اسیرِ غمِ عشقی شده ام پایانی
دل سپردم به شهنشاه نجف میدانی.

مرگ درراه غم عشق.نصیبم فرما
محو در نورِ دلِ شیبِ خضیبم فرما

سرِ خوانِ کرمِ اصلِ کرم…. بی پایان
عظمت داری و پاکی ی درت… جاویدان

همه سادات ز نسل و ز تبارت هستند
ذکر یا حیدر و زهرا که شعارت هستند

شکرحق موسوی ام از طرف مادری ام
لطف زهراست که از کودکیم حیدری ام

حاجتم‌ را بده ای عالِمِ بر قلبِ جهان
دلِ بشکسته ام از لطف بخر بهر جنان

شاعرم ذاکرِ درگاهِ علی هستم من
خاکِ پا بر قدمِ راه علی هستم من

گر هزاران شده شاگرد ز تعلیم غلام
همه از نور تو باشند نه تصمیم غلام

گر فنونی به ره جد غریبت دادی
نی ز من باشد و تو بر گُهَرم اُستادی

نور سادات …تلولو به فنونم انداخت
پرچم عشق حسینست که از دل افراخت

وصدایی که خدا خواست گدایت بشود
از توجه .به سماوات… نوایت بشود

گرگذارم به سرِ خاک .سرم را الان
بسپارم به برِ خاک .سرم را الان

حمدلله هزاران اثرم می ماند
ناله و سوز صدا..اشک ترم میماند

ذاکرانی که به درگاه حسینی دادم
تاابدهست بر این گستره ها فریادم

پا زدم بر دل شهرت که حرامی نخورم
مال مردم ز بر جاه و مقامی نخورم

شهرتی شد که فقط دست خدا بود بَسی
حب عنوان و مقام از بر چشمم مگسی

آیت و مشغله ی کذب و ریا را دادم
ز عنایات علی ع مثل سما اِستادم

گر بمیرم به همین لحظه چه رغبت دارم
نفرت از دوری ی این دوره ی غیبت دارم

من فقط منتظر مهدی زهرا ماندم
دلِ خود بر سر راهش بخدا بنشاندم

روز و شب .غائله ی عشق در این دل دارم
من از این عشق بمیرم‌ بخدا بیمارم

مثل یک شعله ی خاموش .امامی دارم
از دلِ مهدی موعود. مقامی دارم

اهل این دوره ناپاک نی ام. یامهدی
مثل شمشیر علی منحنی ام یا مهدی

گوشه ی خانه نشستم که صدایت شنوم
از همه‌ کس بگسستم‌ که نوایت شنوم

مرد میدان خدا باش که دلگیرشده
مدعی.دین خداهست زمینگیرشده

بکَنَم کوه اگر اذن فرج‌ باشد این
درد عشقست چه بی عسر و حرج باشد این

صاحب شیعه کجایی که دلم غم دارد
دیده ام هرشب از این غصه فقط میبارد

لشکرت دارد عیان میشود ای صبح قریب
نور چون تیر و کمان میشود ای صبح قریب

روز و ایام تو را بس ز خدا میطلبم
فقط اهل نجفم عشق علی شد طلبم

شیعه… زیر عَلَمَت روز قیامت دارد
یارت از نورِ تو …در چهره علامت دارد

آید آنروز که عدلت به جهان بنشیند
لطف حق دیده ی ما روز تو را میبیند

سر بزن از سرِ ظالم… بفدای تو سرم
سرمه بر چشم‌ زنم… شاهدِ من اشکِ ترم

جد من موسی جعفر . چه مقامی دارد
شعر این زارع شیراز . پیامی دارد

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار استاد زارع شیرازی – محرم الحرام ۱۳۹۹

0
استاد زارع شیرازی

شعر سروده استاد زارع شیرازی – ۲۵ محرم ۱۳۹۹

پس از تمامی داغ و پس از مصیبتها
پس از شکنجه.. میانِ همه فضیحتها

پس از تمامی سرهای بی بدن ای وای
نشانِ نیزه میان تن و دهن ای وای

و آتشی که به دامانِ دختران افتاد
صدای گریه ی خواهر که ساربان اِستاد

پس از تمامی ی آزارِ تازیانه ی شمر
زمانه گشته پر از ظلم و شد زمانه ی شمر

و مانده ام منِ تنها به کاروان اسیر
گرفته زجر …تمام دل و توان اسیر

رقیه و دل بیتاب خواهرانم هست
شکسته سر…بخدا عمه ی جوانم هست

رباب و یادِ علی اصغرِ عزیزم هست
دل شکسته ی لیلا که دم به دم بشکست

تنِ اسیر به شلاق شد کبود و سیاه
نبود رحم و برایم نمانده لطف و پناه

به‌ کوفه …شاهدِ خطبه ز عمه ام‌ بودم
مقابله شده بینِ خلیل و نمرودم

چو حیدر از سخنش گوهرِ جنان میریخت
و نحسی از لب و دندانِ دشمنان میریخت

چه لرزه بر تن و اندامِ دشمنش افتاد
سیاه بخت به فرجامِ دشمنش افتاد

منم که شاهدِ سرهای بی بدن بودم
رووسِ پاکِ شهیدان. بدونِ تن بودم

منم که شاهد چوب و لب و دهن بودم
سر بریده و دنیایی از محن‌ بودم

یزید کافر و ضربت به راس ببریده
غمی که چشمِ خلایق به عمر …نادیده

و دادِ دخترکانش وَ اشکِ زینب من
چگونه شرح دهم غصه را ز مطلب من

و شام و گستره ی غم ز یادِ من نرود
نگاهِ مردم و ماتم ز یادِ من نرود

چه گویم از ستمِ کوچه ی یهودی ها
کبودی است و غمِ کوچه ی یهودی ها

ز پشت بام .فقط سنگِ داغ می بارد
و ارث بر بدن ما سیاه بگذارد

تن تمام عزیزان من شده نیلی
رقیه نیلی ی نیلی ز ضربت سیلی

تمام عمر به داغت عزا گرفتم حسین
عزای ماتم تو بهر خدا گرفتم حسین

دو چشمم از غم تو شد سفید باباجان
کسی به مثل غمم غم ندید باباجان

به شعر زارع شیراز . روضه هایی هست
حسین فاطمه بهرت دل و نوایی هست

___________________________________

شعر سروده استاد زارع شیرازی – ۱۱ محرم ۱۳۹۹

ته گودال. من و یک تن خونین و خدا
ته گودال من و نیزه سنگین و خدا

ته گودال نشستم به کنار بدنت
ته گودال ندیدم به تنت پیرهنت

ته گودال . نشانی ز حسینم دارم
داغ خونین تو را بر دل خود بگذارم

ته گودال . من و بوسه ی بر رگهایت
به کنار تن مجروح…دل شیدایت

ذکر الله بگفتم وَ دعایی کردم
به خداوند ز دل. ذکر و ثنایی کردم

کن قبول از دلِ ما این تنِ قربانی را
اینهمه زخم و جراحت وَ فراوانی را

سرت ای عشق بُوَد قبله گه صوم و صلات
سر جدا شد ز تنت با لب عطشان به فرات

بین دو نهر… سرت ذبح شد ای ذبح عظیم
و اسارت شده سهم من و اطفال یتیم

وای بر قلب من از صورت دختر هایت
سیلی کینه و نیلی… رخِ کوثر هایت

شمر از ضربت شلاق که بنشسته نشد
بسکه زد بر تن ما زد ولی او خسته نشد

تن نیلی من و قامت نیلی ی رباب
شاهدم قلب سکینه ست که رفته ست ز تاب

دامنی عصر به آتش شده مانوس …نشست
تنم از کعبِ نیِ دشمنِ منحوس…شکست

گفتم عباس ز جا خیز که نامحرم هست
سیلی و کعب نیِ شمر ببین…هردم هست

گفتم عباس ببین با حرمت چون گشته
دل زن ها و یتیمان بخدا خون گشته

تو بگو با غم این جمع اسیران چه کنم
با همین گریه و صد ناله و افغان چه کنم

آتش افتاد به خیمه .چه کنم با سجاد
فقط از بعد تو من ضجه زدم با فریاد

روضه ی شام غریبانِ تو را زهرا خواست
طینت زارع شیراز . ز صوتش پیداست

___________________________________

شعر سروده استاد زارع شیرازی – عاشورای حسینی ۱۳۹۹

یک وداعی کرد و از آغوش خواهر رفت و رفت
حضرت معشوق بر دامان مادر رفت و رفت

زینبش نالان و گریان قد و بالایش بدید
ای غریب مادر از زهرای اطهر میشنید

گفت زینب… مادرم گفته ببوسم حنجرت
ساعتی دیگر جدا گردد ز پیکر…این سرت

ناله ی مهلا بگفت و گریه ها پشت سرش
گشته دنبال جمالش اشک چشم مادرش

یکطرف اشک رباب و ناله ی لیلای او
خیس شد از گریه ی اهل خِیَم…صحرای او

ذوالجناحش تاخت آقا رفت سوی قتلگاه
بعد آقایم چه گردد با حریم بی پناه

صوت تکبیرش بلند و زینبش آرام شد
بعد یکساعت . صدایی نآمد و ناکام شد

خواهرش آمد به روی تل زینب…ناگهان
دید خون جوشد ز مقتل از زمین و آسمان

یک تن و صد نیزه و شمشیر و چوب و سنگ کین
بر تن آقا حسین بن امیر المومنین

شمر بنشسته به روی سینه اش ای وای من
قاتلی باکینه دیرینه اش ای وای من

او نکرده شرم …این راس عزیز فاطمه ست
این تن شاه شهید…ارباب ماه علقمه ست

خنجرش بر بوسه گاه حیدر و زهرا کشید
باردیگر بر مکان بوسه ی طاها کشید

دشنه اش را بر پناه زینب کبری کشید
سیف را بر بوسه گاه زینب کبری کشید

آه و واویلا نمی بُرّد گلویش از اَمام(جلو)
بوسه گاه فاطمه آن حنجر شاه قیام

وای.برگرداند تن را …از قفا خنجر کشید
گوییا خنجر به روی حضرت حیدر کشید

روبروی چشم زینب .سر جدا شد یا حسین
پادشاه کربلا خون خدا شد یاحسین

زینبش صد ناله ی وا احمدا فریاد کرد
واعلیا گفت و با گریه ز حیدر یاد کرد

گفت با پیغمبر اکرم بیا در کربلا
پس بیا در قتلگه …بنگر حسینِ سر جدا

گفت بابا یا علی راس حسین بر نیزه شد
بس علمدارِ سرِ قربانی ام سر نیزه شد

گفت مادر فاطمه بنگر حسینت شد شهید
قامت زینب ز دیدار سر بی تن….خمید

وای بر من بعد تو آتش به خیمه میزنند
ای حسین جانم عزیزانت عزیزان منند

عصرعاشورا زنان خیمه را هر دم زدند
دخترانت را همین مردان نامحرم زدند

صورت ناز رقیه سیلی ی کین میخورد
و سُکَینه از عدویت ضرب سنگین میخورد

بس کنم این روضه ی پُر اشک و داغ سینه ام
لطف زهرا در غلامی ی علی ….دیرینه ام

باب خدمت از ازل . بر قلب نوکر داده شد
دست خلقش نیست از الطاف کوثر داده شد

بعد اربابم نی ام زنده …به عشقش زنده ام
صد غلامان پرورم از نور او پاینده ام

دست حیدر حنجر و شعر مرا امضا نمود
روضه ام را هم‌ رضای دیده زهرا نمود

روزعاشورا بگویم ای شهید کربلا
تحت نور دیدگانت حفظ کردی از بلا

گر که امضایت بر این باب غلامی ها نبود
صوت و اشعاری برای مادرت زهرا نبود

این تن و این قلب و این صوت و همه اذکار من
لطف تو شد خاک پای حیدر کرّار من

تا ابد یاحضرت عباس دستم دست تو
این تمام نور قلبم کل هستم دست تو

شعر و صوت و حنجر و لطف دهن در دست تو
دست اولادم تمام نسل من در دست تو

زارع شیراز… زیر قبه با دست حبیب
دستگیری شد به لطف حضرت شیب الخضیب

___________________________________

شعر سروده استاد زارع شیرازی – تاسوعای حسینی ۱۳۹۹

گفت ادرک یا اخا و قلب اربابم شکست
قلب در این شیشه بیجان بی تابم شکست

حضرت عباس شد نقش زمین ای وای من
نجل زهرا و امیر المومنین ای وای من

دست عباسم بریده بر زمین افتاده است
یا بگو عشق دل حبل المتین افتاده است

پاسبان خیمه ها برخیز. زینب. مضطرب
قلب اطفالم دل بی تاب و بی تب مضطرب

کام عطشان رقیه کام عطشان رباب
وای من رفتی علمدارم تو آسوده بخواب

دست پاکت را بسوی آسمانها می برم
شد نشان غربتم هم دست تو هم این سرم

تاقیامت …دستگیر عالمی عباس من
بر جیوش من نشان و پرچمی عباس من

آمدم در مقتلت اما دل پاکم شکست
این تن پیرم سرِ آن قطعه قطعه تن نشست

سر نداری دست در پیکر نداری یا اخا
چشم در این قامت پرپر نداری یااخا

حرمله تیری به چشمانت زده عباس من
تیر بر روی غزلخوانت زده عباس من

ماه ایل هاشمی هستی به قربان غمت
میکشد آخر دلم را داغ و غمگین ماتمت

خم شده پشتم ز داغت حضرت سقای من
میرسد تا عرش …سوز ناله و آوای من

داغ تو . آتش به جانم زد سپهدار منی
دوستت دارم اباالفضلم علمدار منی

اشک در چشمم .صدای ناله هایم را شنید
زینبم نقش مروّت را از این ماتم کشید

زارع شیراز. اسراری ز عباست گرفت
در حریمت نور و انواری ز عباست گرفت

___________________________________

شعر سروده استاد زارع شیرازی – ۸ محرم ۱۳۹۹

پیر گشتم تا تنِ صد گشته ات را دیده ام
قطعه قطعه قامتت در بین صحرا دیده ام

ای علی اکبر چگونه اربا اربا گشته ای
ای جوانم خوب شد تو مثل بابا گشته ای

قلب من مثل تنت شد اربااربا شد علی
روضه خوانت سینه غمدار زهرا شد علی

مادرم از آسمان بهر تو گرییده علی
ناله های آخَرَت از دل…چه بشنیده علی

این تنت این چشم من این قلب سوزان حسین
خون تو بااشک من این چشم گریان حسین

عمه جان زینب به همراهم نشسته بر تنت
ای علی اکبر فدای خونِ بر پیراهنت

از تنِ تو بس نمانده هیچ اثر …رعنای من
چشم خود واکن بگو بار دگر بابای من

ام لیلا بعد تو گریان شود ای اکبرم
در رخت دیدم همیشه روی پاک حیدرم

ای موذن بار دیگر… یک اذان برگو علی
یک اذان احمدی با صورت نیکو علی

داغت امضای دو صد مرگ پدر شد ای جوان
من‌ بمیرم علت مرگم پسر شد ای جوان

وای من… داغ جوان .روح پدر را می برد
باهمین غم…هم پدر را هم پسر را می برد

بعد ساعاتی تن من هم به زیر نیزه هاست
ای علی اکبر عزادار غم پاکم خداست

زارع شیراز…صدها آرزو دارد ز دل
با دلت ارباب عشقم …گفتگو دارد ز دل

___________________________________

شعر سروده استاد زارع شیرازی – ۷ محرم ۱۳۹۹

طفل نوزادی ز خیمه بر سر دوشش شده
قلب شیرِخواره گرم از نور آغوشش شده

روبروی دشمنش خواهش نمود از بهر طفل
قطره ی آب فراتی هم نبود از بهر طفل

در جوابش تیر بر آن حنجر نازک زدند
یک سه شعبه بر سر و آن پیکر نازک زدند

بال زد بر دوش بابا ناگهان پرواز کرد
در دم آخر به خنده با پدر جان. ناز کرد

زخمی از خونِ گلو شد اصغرِ ششماهه اش
قلب عالم بُرد با خود …دلبر ششماهه اش

وای از قلب ربابم بعد داغت اصغرم
حرمله خاموش کرده چلچراغت اصغرم

کینه ی حیدر به دل دارد کمان حرمله
بغض زهرا و علی باشد به جان حرمله

من خجل هستم ربابم روبرویم اصغرم
در جواب مادر پاکت چه گویم اصغرم

وای از آن لحظه که خون گلویت را بدید
آه جانسوزی میان کربلای من کشید

گفت یارب این من و این اصغر نوزاد من
از غم و داغش شنو این ناله و فریاد من

بر سر قبرت علی… اشک رباب من چکید
مادرت روزی سیه تر از همین روزت ندید

ناله ها زد بر سر قبرت علی ی اصغرم
نا ندارم جان نباشد بعد تو در پیکرم

زارع شیراز گریید و سرود از عمق عشق
گفت با ارباب خود…بود و نبود از عمق عشق

___________________________________

شعر سروده استاد زارع شیرازی – ۳ محرم ۱۳۹۹

صورتم مثل گل سرخ . چه رنگی دارد
سیلی ی کینه به دختر که چه ننگی دارد

کودکم باز ز اعدای تو سیلی خوردم
ضربتی را به همین صورت نیلی خوردم

اگر عمه سپرِ این تنِ بشکسته نبود
ای پدر جان بخدا این بدنِ خسته نبود

حتم دارم که دعا بهر وصالم کردی
نور بر گستره ی خواب و خیالم کردی

خواب میبینم از این لحظه که در آغوشم
سر پاک تو نشسته ست به روی دوشم

سر تو آمد و من حاجتِ خود بگرفتم
حاجتِ این دلِ بی طاقتِ خود بگرفتم

ای پدر رنگ‌ِ لبت رنگِ کبودم گشته
این تنِ لاغرِ من‌ بود و نبودم گشته

بس کتک خورده ام از زجر . تنم گشته سیاه
مثل بابایت علی دِه به یتیمان …تو پناه

من یتیمم تو بدان رنگ‌ به رخساره نبود
بخدا پیرُهَنَم قبلِ عمو پاره نبود

جایم از دوشِ عمو.بر کف ویران شده است
گیسویم گشته سپید و چه نمایان شده است

لیک من دخت علی ام که ندادم معجر
اسمم از عشق …رقیه ست وَ بنت الحیدر

ای پدر . آرزوی مرگ… همین آن دارم
ببر این دختر خود . غصه …فراوان دارم

طاقتِ ماندن و این ضربِ کتک… دیگر نیست
اثری غیرِ سیه… بر تنِ این دختر نیست

یارقیه به همین شعر .گرفتی دستم
خانومم تا ابد از غصه ی تو بشکستم

شعر این زارع شیراز…که بشکافد سنگ
دیده ام با غمِ خونینِ تو بس شد همرنگ

___________________________________

شعر سروده استاد زارع شیرازی – ۲ محرم ۱۳۹۹

من که حیرانم و جز عشق تو آرامم نیست
جز غم دل به غم این دل ناکامم نیست

من دل آشوب تو هستم‌ تو بیا برگردیم
خواهر خوب تو هستم تو بیا برگردیم

بوی غم بوی جدایی ز زمین می آید
صوت و انوارخدایی ززمین می اید

نگرانم به علی اصغرت ای حجت حق
به جوانت به علی اکبرت ای حجت حق

عمر خود را به غم عشق تو سر کردم حسین
تاابد دور سر پاک تو میگردم حسین

لیک‌این کرببلا بوی فراقت دارد
تو ببین اشک ز چشمان ترم می بارد

دیده ی زینب کبرای تو گلگون شده است
اشک چشمانم از این غصه چو جیحون شده است

گوییا داغ عزیزان به دلم بنشسته
قلبم از غصه هجران.بشود بشکسته

من از این داغ که آتش بزند میترسم
قلب من را ز غم از جان بکَنَد میترسم

من به شش ماهه و بر حنجر تو میترسم
قطعه قطعه نشود اکبر تو میترسم

ترس دارم که اباالفضل ز چشمم برود
هر چه از دیده رود از دل پاکم نرود

عشق تو بر دل داغم نگرانست هنوز
شاهدعاشقی ام چشم جهانست هنوز

زینبم تا ابد از ماتم تو مفتخرم
گریه کرده به غمت مادر من با پدرم

چشم این زارع شیراز چه خونرنگ شده
گریه کن بر غم آن راس و نی و سنگ شده

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار استاد زارع شیرازی – صفر المعظم ۱۳۹۹

0
استاد زارع شیرازی

شعر سروده استاد زارع شیرازی – شهادت امام رضا (ع)

چه غریبیست که بی اهل و عیالست رضا
بین آن حجره فقط صاحب ناله ست رضا

اثرِ زهر. نشسته به تنِ مولایم
درد …پیچیده به قلب و بدنِ مولایم

گفت اباصلت تو بگذار سرم را بر خاک
میرود جسم به دستان جوادم در خاک

مثل یک مار گزیده شده ام از غم و درد
تا بمیرم بکشم غصه و صد ناله سرد

من غریب الغربایم که شوم مثل حسین
روی خاکست سرم اشک بیاید ز دوعین

ای جوادم تو بیا در دم آخر به سرم
از غم غربت من گریه نکن ای پسرم

زهر کاری شده و زخمی از این آثارم
چهره مرگ …عیان گشته بر این رخسارم

شد رضا کشته ولی بی سر از این کینه نشد
بی سر از خنجر آن دشمن دیرینه نشد

لیک در کرببلا جد غریبت کشتند
در عطش. آن شهِ بی یار و حبیبت کشتند

با لب تشنه جدا شد سر پاکش ز تنش
پُرِ نیزه ست خدایا به تمام بدنش

خواهرت فاطمه شاهد به غمت نیست رضا
شاهد رنج و غم و عمر کمت نیست رضا

لیک درکرببلا زینب کبری میدید
که جدا شد سر از آن قامت مولای شهید

ز رضا..زارع شیراز …تمنا دارد
دیده بر گریه ی صدیقه کبری دارد

___________________________________

شعر سروده استاد زارع شیرازی – ۲۸ صفر المعظم ۱۳۹۹

جگرش آب شد و سوخت حسن از غم زهر
مجتبی با همه ی درد شده همدم زهر

گفت راحت شدم از خنده ی اعدای علی
نرود از دل من غصه ی زهرای علی

زهر آمد که دگر زجر بر این غم نکشم
امرِ قاتل شده تا تیر عدو را بچِشَم

قاتلم زهر عدو نیست از این غصه چه باک
روضه ام‌ روضه زهراست گلم رفته به خاک

سیلی کینه به حوریه ی طاها زده اند
ضربتی بر رخ صدیقه کبری زده اند

صورتش مثل گل سرخ… چه نیلی شده است
و کبود از اثر ضربت سیلی شده است

یاری حیدر کرار . جراحت دارد
فاطمه بهر علی هست صراحت دارد

یکطرف از اثر ضرب و دگر رو… دیوار
نیلی از کینه شده هر دو طرف از رخسار

شاهد داغ دلم… دیده ی خونبار منست
همره درد حسن …این در و دیوار منست

قاتلم همره مادر بخدا کشت مرا
غربت و دیده حیدر بخدا کشت مرا

جلوی چشم علی… فاطمه اش زخمی شد
کوثرش کشته ی این ظلمت و بیرحمی شد

من اگر پاره. جگر هستم و غربت دارم
روز و شب از غم آن کوچه فقط میبارم

هشت ساله بُدَم و میخ به آن سینه نشست
هشت ساله بُدَم و پهلوی زهرام شکست

هشت ساله چه جراحت به تنش میدیدم
هشت ساله بخدا صوت وِرا بشنیدم

گریه ی مادر و دردی که قنوتش میشد
ناله غربت و سردی که قنوتش میشد

دیگر آن مادر بشکسته .نشسته میخواند
یک نماز از وَجَع و درد …گسسته میخواند

صورتش را بخدا از پدرم پنهان کرد
با همان سینه ی بشکسته…غمش عنوان کرد

فخر دنیاست که همنام توام یابن علی
شکر حق نوکر و در دام توام یابن علی

مادرم سیده و مادر تو فاطمه است
دلم از عشق تو در دست شه علقمه است

خوب دانی که چه حاجاتِ گرامی دارم
لطف زهراست اگر نور و مقامی دارم

حاجت زارع شیراز نشسته به دَرَت
یا حسن .روح و تنم بیمه ی لطفِ پدرت

___________________________________

شعر سروده استاد زارع شیرازی – اربعین حسینی سال ۱۳۹۹

آمدم با یک تنِ نیلی. سر قبرت حسین
اشکِ دیده شد فدایِ قلبِ بی صبرت حسین

از روی نیزه .رخِ نیلی ی زینب دیده ای
بر سرِ دروازه ها… دشنام کین بشنیده ای

رفتم و برگشتم و محوِ جمالت گشته ام
راسِ تو بر روی نی… مستِ کمالت گشته ام

ضربِ شلاقی که خوردم در رهِ پاکت حسین
با رخی نیلی نشستم بر سرِ خاکت حسین

راس تو از روی نیزه …قبله گاه زینبست
چشمِ شهلای اباالفضل تو …ماه زینبست

من کتک خوردم ولی عباس با من گریه کرد
بر سیاهی ی تنم هم‌ روح و هم تن گریه کرد

دختر نازت به اشکِ چشم …بین آن خراب
ناله کرد و از صدایش قلب زهرا شد کباب

با سرت با ناز و طنازی هزاران حرف گفت
ناگهان دیدم ز درد و غصه گفت و گفت و خُفت

دختر نازت که رفت و بس وِرا کردم کفن
دفنِ او شد بس غریب. همچو عموجانش حسن

جان مادر. در رخ و تن مثل زهرا شد حسین
ای برادر از کتکها… قامتش تا شد حسین

صورت نیلی ی زینب را ببین… غم را ببین
اشک لیلا و رباب و داغ و ماتم‌ را ببین

زارع شیراز گریانِ عزایِ زینبست
تا ابد این صوت و این قلبم برای زینبست

___________________________________

شعر سروده استاد زارع شیرازی – ۷ صفر المعظم سال ۱۳۹۹

فرزند علی .پاکی و مظلومترینی
از ناصر و یاور…تو چه محرومترینی

جانها به فدای غم تنهایی ات آقا
آن قلب پر از خوبی و شیدایی ات آقا

افلاک ندیده ز غم غربت تو بیش
گریان تو گشتند ز هر دِیر و ز هر کیش

ای جان. تو غریبی و غریب بن غریبی
در شهر خود ای عشق. تو بی یار و حبیبی

والله نباشد غمِ تو روضه ی این زهر
این غم نَبُوَد ماتم تو روضه ی این زهر

آغاز غمت از وسطِ کوچه ی غمهاست
آغاز غمت روضه ای از روضه ی زهراست

باچشم خودت… مادر بنشسته . تو دیدی
یک فاطمه و پهلوی بشکسته… تو دیدی

سیلی به رخ مادر تو …عین جفا بود
ضربی که زده…. لرزه ی بر عرش خدا بود

زد ضربت و زهرای علی. نقش زمین شد
نیلی .رخ زهرا و گلِ حبل متین شد

ای جان… بفدای رخِ نیلیِ تو… زهرا
دل هاست بجای رخ نیلی تو زهرا

اینجاست حسن دید تمامیتِ غم‌ را
خون و رخ نیلی و تن خسته ی زهرا

اینجاست که دل. بهر حسن باز شکسته
اینجاست که این سینه ز صد غصه گسسته

ای شاهد کوچه. تو بگو از غم زهرا
یک‌روضه بخوان از غم و از ماتم زهرا

ای جان بفدایت حسن بن علی آقا
نورست عزایت حسن بن علی آقا

زهرای نشسته به زمین .شهر مدینه
زخمی ز کتک ها شده زخمی… رخ و سینه

آن چادرِ خاکی که سرش بود فدایش
باشد به همین غصه… عزادار…خدایش

هستی ی نبی را ضرباتی که زدند و
سیلی به همان روح حیاتی که زدند و

جانش حسنش… شاهد غم‌ بود مگر نه
او شاهدِ ضربت . همه دم بود مگرنه

ای جان به فدای دل بشکسته ات آقا
این اشک. فدای بدن خسته ات آقا

دستی بگرفتی ز عزیزِ دلِ طاها
از کوچه به خانه .تو رساندی تنِ زهرا

مادر که دو چشمش به سیه رفت …تو دیدی
انگار عُیونش ز نگه رفت… تو دیدی

بس کن غمِ کوچه که دل عالمیان سوخت
از لطف همین شعر. جهانی ز جهان سوخت

الماس بُوَد گریه ی تو زارع شیراز
الهام گرفتی ز سماوات به صد راز

___________________________________

شعر سروده استاد زارع شیرازی – ۵ صفر المعظم سال ۱۳۹۹

بدنم زخمی و این صورت ماهم زخمیست
گیسوان . سوخته و گرمی ی آهم زخمیست

قدکمان گشته ام و نیلی ی این دورانم
بین انواع شکنجه بخدا حیرانم

سیلی ی کینه . چقدر اذیت و آزارم داد
دشمنت زجر بر این سینه غمبارم داد

سیلی کینه . سیه کرده رخم‌ را بابا
وارث فاطمه و قامت خم‌ را بابا

قد و بالای من از مادر تو ارث رسید
قد این دختر نازت بخداوند خمید

بسکه شمر آمد و شلاق بسویم زد و رفت
ضربتی بر بدنم بر گل رویم زد و رفت

من دگرخسته ام از زجر .ز بس زجرم داد
سینه بشکسته ام از زجر .ز بس زجرم داد

مثل زهرا شده ام قامت و رویم نیلی ست
پیری دختر تو غائله ی یک‌ سیلی ست

هر که از ره برسد بر سر و رویم بزند
ضرب سنگین به همین روی نکویم بزند

دختر ناز تو‌ بر دوش تو اکرام شدم
با سر دست تو هرروز چه اطعام‌شدم

بر سر دوش عمو سِیر.به دنیا کردم
با نگاه تو فقط عشق به زهرا کردم

لیک الان منم و سنگ هزاران شامی
سر بازار من و چشم فراوان . شامی

لیک الان منم و درد اسیری بر دوش
امشب از لطف .ببر دختر خود در آغوش

لیک الان منم و درد یتیمی با من
عمه ای زخمی و شلاق و تن تنها من

ای پدرجان بخدا درد یتیمی سختست
غصه و آه دلِ سردِ یتیمی سختست

دختر پاک حسینم نشوم خوار و علیل
دشمنت از نگه هیبت من گشته ذلیل

دشمن کافرت از حقد.چه رسوا کردم
تنم از بهر سفر با تو مهیا کردم

زندگی بی تو نخواهم به فدای سر تو
ای به قربان سر بی بدنت…دختر تو

راس پاکت به همین گرمی ی آغوش نشست
لیک‌این دل ز فراوانی ی آزار شکست

من بدون اسرا خسته و تنها بروم
با پدر جان…به ملاقاتی ی زهرا بروم

سینه زارع شیراز .به حق واشده است
چشم من خون شد از این روضه و دریا شده است

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار استاد زارع شیرازی شهادت امام حسن عسکری (ع) ۱۳۹۹

0
استاد زارع شیرازی

شعر سروده استاد زارع شیرازی مدح امام حسن عسکری (ع)

اثری از جگر پاره بر این تن دارم
زهر کاری شده از درد فقط میبارم

من از آن غائله ی غربت و تنهاییها
ارث دارم‌ ز تمام دل و شیداییها

سالها گوشه ی زندان . چه غمی دارم من
اهل گریه بخدا عمر کمی دارم من

پسرم مهدی زهرا به غمم گریان شد
بر سر این تن جان داده من …نالان شد

چه نمازی به تنم خواند عزیزم مهدی
به کنار بدنم ماند عزیزم مهدی

اشک میریخت واز داغ من .حسرت بر دل
غصه و درد وغم و آه .نشسته در دل

اشک مهدیست که سوزاند دل شیعه ی من
پسرم حجت خالق شده آیینه ی من

لیک اینجا به تنم نیزه ی دشمن نزدند
به سر و این بدنم نیزه دشمن نزدند

پسرم در بغلم گریه و صد ناله نمود
و کسیکه بزند سنگ و نی از کینه نبود

کربلا عمه سادات و تن شاه شهید
چه بگویم عظمت داشت ولی باز خمید

قدخمیده شد از آن قامت خونین گشته
یک تن و نیزه و شمشیر چه رنگین گشته

بدنی بی سر و یک راس که بر نیزه نشست
دل اولاد حسین و دل زهرا بشکست

زینبش بر سر و برسینه زنان در گودال
بانوان دخترکان مویه کنان در گودال

چه بگویم که تنش جای تماشا که نداشت
سر بر آن قامت نورانی و رعنا که نداشت

زینب واینهمه اندوه… خدایا چه کند
یک تن و نیزه ی انبوه …خدایاچه کند

حجت بن الحسن آقا بفدای غم تو
ای به قربان تو و داغ پدر ماتم تو

اگر این زارع شیراز …نوشته شده است
لطف زهراست که بر عشق.سرشته شده است

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

دلسوختگان مرجع دانلود مداحی

مداحی هنری ملی، مذهبی و از دسته هنرهای نمایشی است که از زمان‌های گذشته در ایران مرسوم بوده است. خواندن اشعاری در مدح و ثنای پادشاهان از دیرباز در این سرزمین رواج داشته است و شاعران درباری همواره مورد حمایت و لطف پادشاه وقت بودند.بعد از پیدایش دین اسلام بسیاری از مسلمانان و مخصوصا شیعیان به دلیل اعتقادات قلبی به سرودن اشعاری در مدح و ثنای پیامبر عظیم‌الشان اسلام و اهل بیت ایشان روی آوردند.

بازگویی تاریخ رشادت‌ها و زندگی ائمه اطهار به زبان مداحی و با آهنگی دلنشین، نه تنها باعث آشنایی بیشتر مردم با زندگی بزرگان دین می‌شود، بلکه احساس عمیق قلبی بین مردم شیعه و مظلوم‌ترین قوم تاریخ یعنی امامان ایجاد می‌کند. شاید دلیل علاقه وافر جوانان شیعه و پیرغلامان اهل بیت به مداحی و نوحه نیز همین باشد.

سایت نوحه

بسیاری از افراد علاقه‌مند به مداحی برای ارتقا سطح مداحی‌های خود نیاز به دیدن و شنیدن مداحی‌ها و نوحه‌های مختلف و متنوعی دارند. جستجوی مداحی و پیدا کردن جدیدترین نوحه‌خوانی‌ها کاری زمان‌بر و دشوار است. سایت دلسوختگان که در ادامه معرفی می‌کنیم با آرشیوی بالغ بر هزاران فایل صوتی و تصویری نوحه و مداحی بهترین سایت نوحه و مداحی جهان تشیع به شمار می‌آید.

دانلود مداحی جدید

برای دانلود مداحی جدید و آگاهی از جدیدترین سبک‌های مداحی و نوحه‌خوانی می‌توانید از سایت دلسوختگان استفاده کنید. این سایت مجموعه‌ای کامل از محتواهای صوتی و تصویری مناسبتی از مشهورترین مداحان و نوحه‌سرایان ایرانی و غیر ایرانی دارد و برای افراد علاقه‌مند به این نوع محتوا و افرادی که کار مداحی انجام می‌دهند بسیار مفید و ارزنده خواهد بود.

دلسوختگان مرجع دانلود مداحی

می‌توان گفت مداحی و مرثیه‌خوانی برای پیامبر و خاندان او پیوندی عمیق با اعتقادات شیعیان دارد و شیعه همواره در مراسم ولادت، وفات یا شهادت ائمه مجالس شادی یا عزاداری با حضور مداحان دلباخته اهل بیت برگزار می‌کند. سایت دلسوختگان بزرگ‌ترین و کامل‌ترین سایت مذهبی جهان تشیع است. شما در این سایت می‌توانید به جدیدترین محتواهای صوتی و تصویری مذهبی دسترسی داشته باشید. دلسوختگان مرجع کاملی از انواع مداحی‌ها، نوحه خوانی‌ها و روضه خوانی‌ها است که علاوه بر جدیدترین آثار تولید شده در این زمینه، آرشیوی کامل و منحصر به‌فرد از آثار تولیدی در سال‌های گذشته دارد.

اگر در جستجوی مداحی خاصی هستید یا به دنبال مجموعه کاملی از آثار مداحان و روضه‌خوان‌های مشهور می‌گردید سایت دلسوختگان انتخابی عالی برای شما است. علاقه‌مندان به مداحی می‌توانند اطلاعات بهترین کلاس‌های آموزش مداحی را در این سایت مشاهده کنند و از خدمات اساتید مجرب و باسابقه‌ی آن بهره ببرند.

یکی از بخش‌های پرطرفدار سایت دلسوختگان اشعار بسیار زییا و فاخر در مدح و مرثیه ائمه اطهار است که در مناسبت‌های مذهبی مورد استفاده قرار می‌گیرد.شما می‌توانید در این سایت به جدیدترین سبک‌های نوحه، زمینه و شور از مشهورترین مداحان و سباک‌های جهان تشیع دسترسی داشته باشید. مداحان گرانقدر برای برگزاری هر چه پرشورتر مجالس خود می‌توانند از محتواهای متنوع و کامل سایت دلسوختگان استفاده کنند.