آهنگهای ویژه

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1403

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1403

  • حاج عبدالرضا هلالی

    حاج عبدالرضا هلالی

    آلبوم مراسم عزاداری شب پنجم محرم 1403/04/20 هیئت الرضا (ع)

  • کربلایی جواد مقدم

    کربلایی جواد مقدم

    نماهنگ رفیق

  • حاج محمد طاهری

    حاج محمد طاهری

    نماهنگ ساعتی بندگی - رمضان 1402

متن روضه و مقتل

متن روضه و توسل ویژه شبِ اول محرم

0
متن روضه و توسل ویژه شبِ اول محرم

روضه و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده شبِ اول محرم ۱۴۰۱

السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكِ يَا زَوْجَةَ وَلِيِّ اللّٰهِ، السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا أُمِّ السِّبْطَین الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ،.السَّلامُ عَلَيْكِ یَا فاطِمَةُ الزَّهْراء…

بی بی سلام، ماه محرم شروع شد
بازاین چه شورش است
و چه ماتم شروع شد

شکست عهد من و گفت: هر چه بود گذشت
به گریه گفتمش آری ولی چه زود گذشت

سر زهرا رو به دامن گرفت…صدا زد:
“یا فاطِمَه! يَا بِنْتَ رَسُولِ اللّٰهِ..فَلَم تُکَلِّمُه”جوابش رو
نداد…چشا رو باز نکرد…”یا بِنتَ مَن حَمَلَ الزَّکاتْ بِطَرفِی الرِّدائه،فَلَمْ تُکَلِّمُه…”جواب نداد…یه وقت صدا زد:”یا فاطِمَه! کَلِّمینی؛فَأَنا اِبنُ عَمِّکَ علی…”من علیِ مظلومم…” فَفَتَحَت عَینَیها..”چشما رو باز کرد…”وَ بَکَت وَ بَکی…”

*مدینه ،بعضی حاجی ها گریه می کردند،این جور می گفتند:مادر! اگه پا روی قبرت گذاشتم و نفهمیدم،من رو ببخش…اگه دارم مدینه راه میرم،
پا روی تربتت میگذارم،بی ادبی میشه،من
رو ببخش…*

زهرای من! خورشیدِ خانه ی من!
بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید
بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت…

*یه وقت بچه هاش رو صدا کرد،گفت بلند بشید،الان مردم مدینه بیدار میشن…این دو سه تا بچه دور و برش می دویدند…
اومد وارد کوچه بنی هاشم شد…

_______________________________________________________________________________________________________

روضه و توسل به باب الحوائج حصرت مسلم ابن عقیل علیه السلام اجرا شده شبِ اول محرم ۱۴۰۱

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللهِ وَعَلَی الْاَرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِکَ ، عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَبَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُلاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْن وَ عَلی عَلَیِ بْن الْحُسَین وَ عَلی اَوْلادِ الْحْسَیْن وَ عَلی اَصحابِ الْحُسَین..

بشنو از نِی ناله هایی سوخته
ماجرای نینوایی سوخته

بشنو از نی رسمِ خاکستر شدن
همسفر با یک گلِ پرپر شدن

باید از نو بنگری در کارِ نِی
باید از سَر بشنوی اسرارِ نِی

آه، یارب نِی کجا و سر کجا؟
ای خدا حنجر کجا خنجر کجا؟

بر سر نِی زلف او دل می برد
تا خدا منزل به منزل می برد

تا قیامت دلربایی می کند
سالکان را رهنمایی می کند

برلبش آیاتِ قرآن کریم
هر خَم مویش صِراطُ المُستَقیم

شست و شو کن دیده و دل را به اشک
نیست ره در این حرم الّا به اشک

*شب اولِ محرم بیا به چشات التماس کن؛بگو یه عمری من به حرف شما گوش کردم،هر صحنه حرامی رو دیدم..امشب شما بیاید به حرف من گوش کنید.ای خدا به خون قلب اباعبدالله:الهی العفو….*

گوش کن این بانگ هَلْ مِنْ ناصِر است
بار بربندد هر آن کس حاضر است

من که می دانم می آید پیکِ تو
می دمد از هر رگم لبیکِ تو

من که می دانم مرا هم می خری
می بری تا کربلایت، می بری…

یک نگاهِ تو شهیدم می کند
گر شَقی باشم سعیدم می کند

*سفیر امام حسین آمد کوفه راوی نوشته از مسجد کوفه بیرون آمد یه نگاه به پشت سرش کرد،دیدکسی نیست…”فَمَضَى عَلَى وَجْهِهِ مُتَلَدِّداً فِي أَزِقَّةِ الْكُوفَةِ” همین جور سرگردان تو این کوچه ها می چرخید.”لایَدری أیْنَ یَتَوجَّه…”نمی دونست باید کجا بره…

مسلم باب امام حسینه.یکی از ویژگی های مسلم اینه که گریه کنِ امام حسینه…
در اوج سختی،در اوج خطر گریه کنِ امام حسینه یکی بهش گفت:مسلم گریه نکن گفت:ملعون! “واللهِ ما بِنَفْسی بَکَیتُ”من برای خودم گریه نمی کنم. “وَ لَا لَهَا مِنَ القَتْلِ أرْثِي” من برای خودم مرثیه نمیخونم…”وَ لَکِن أبکِی لِلحُسَینِ وَ آلِ الحُسَینِ”من دارم برای حسین گریه می کنم. “وَ لَکِن أبکِی لأهلِی المُقبِلِینَ إلَیَّ”من دارم برای خانواده و دخترها و زن ها و اهل حرمی که دارند میان سمت کوفه گریه می کنم.

مسلم ابن عقیل از بالای دارُالاماره بر روی زمین افتاد. اندکی گذشت…راوی میگه:نگاه می کردم به حسین بن علی؛وقایع رو می نوشت این جمله رو برکاغذ جاری کرد” وَبقِیَ الحُسَینُ فَردًا وَحیِدًا”میگه دیدم حسین تنهایِ تنها شد میدونی چی کار کرد؟”فنَظَرَ یمیناً و شِمالا” یه نگاهی به راست وچپ کرد “فَلَمْ یرَی مِنْ أصحابِه اَحَداً»دیگه کسی رو ندید.اینجا شروع کرد صدا زدن…

“یا مسلمَ بنَ عقیل…یا هانی بنَ عُروه…یا حبیب بنَ مَظاهر…”دونه دونه همه رو صدا کرد بعد فرمود:”فَقُومُوا مِنْ نَوْمَتِکُمْ، أَیُّهَا الْکِرام”از این خواب ابدی بلند شید.، “وَ ادْفَعُوا عَنْ حَرَمِ الرَّسُولِ الطُّغاةَ”مگه نمی بینید دارند به خیمه های من نگاه می کنند؟صدای غریبی اینجا بلند کرد”هَلْ مِنْ ناصِرٍ یَنْصُرُنیِ هَلْ مِنْ ذَابٍّ یَذُبُّنی”راوی میگه هر چی دور و برم رو نگاه کردم صدایی از لشگر عمرسعد بلند نشد…کسی نگفت من یاریت می کنم…یه وقت شنیدم یه صدا از پشتِ سرش شنیده شد…”فَارْتَفَعَتْ أَصْوَاتُ النِّسَاءِ بِالْعَوِیلِ وَ الْبُکاء”زن ها شروع کردند داد زدن دخترا شروع کردند گریه کردن…

_______________________________________________________________________________________________________

سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهدا علیه السلام اجرا شده شبِ اول محرم

ماه‌ محرم اومد قراره قلب زارم اومد،
چه شوری باز تو عالم اومد!
دوای هر چی دردم اومد…

دعوتیه امسالم دارم بازم به خود میبالم،
که فاطمه منو دعوت کرد خوشا به حالم!

ممنونم ازت که دوباره منو توی روضه آوردی، شرمندتونم چقدَر تو یه ساله تو غصمو خوردی…
راستی بی بی ممنون که منو تو کربلا بردی،

همه زندگیمو تو دادی منو دست هیچکس ندادی! قیامت که چشم انتظارم، همونجا بکن از ما یادی

«امون ای دل از این غریبی»

سیاه زدیم شهرارو بیا ببین چشه دریارو،
دم ورودی هیئت ها دیدیم همه بی بی زهرارو…

نفس تو سینه حبسه دیگه فراق و دوری بسه،
خدا میدونه آقا جونم برام یه نعمته این غصه!

تو عرش خدا زده میشه یه پرچم خونی دوباره، پیراهنیه یادگاری اون قوم نیزه داره
زینب اونو برا سوغاتی، توی مدینه میاره!

همون که تو گودال تنش بود
کار دستای مادرش بود!
همونم دیگه رفت به غارت
ولی دنبالش خواهرش بود…

«امون ای دل از این غریبی»

«حسین جانم حسین جانم حسین جانم»

حسین آقا حسین مولا
حسین تا به ابد پرچم تو بالا

_______________________________________________________________________________________________________

سینه زنی و توسل به باب الحوائج حضرت مسلم ابن عقیل علیه السلام اجرا شده شبِ اول محرم

نیا نیا، نیا منو از این خجالت آب نکن
این همه شهر کوفه رو انتخاب نکن

تا اینجا شرمنده شدم از این به بعد
دیگه منو شرمندهٔ رباب نکن

اگه داری میاری اصغرت رو
شِبح پیمبر علی اکبرت رو

دیگه نیار سه ساله دخترت رو
داری کجا میاری خواهرت رو

بیا ولی نیار انگشتـرت رو
داشته باشی اینجا هوای سرت رو

«حسین‌ من‌ حسین
ضیاء هر دو عین‌ من»

کوفه نگو یه درد بی دوا بگو
از مردم بی خبر از خدا بگو

از شمر بگو سنان بگو خولی بگو
از حرملـــه از زُجر بی حیا بگو

اینا میخـوان صبرتو سر بیارن
لشگر سی هزار نفر بیارن

برا گلهات تیغ و تبر بیـارن
کاشکی میـشد برات خبر بیارن

بگی زَنـا گوشواره در بیارن
معجرها رو اضافه تر بیارن

«حسین‌ من حسین من..»

_______________________________________________________________________________________________________

سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهدا علیه السلام اجرا شده شب اول محرم

اول بسم الله سلامٌ علیک
یا اباعبدالله سلامٌ علیک

دو سه خط دردِ دل دارم
یا حبیبی قلبی لدیک

دار و ندار قلبم پرِ دردم
الهی من دورت بگردم

بیا و با دست های گرمت
بگیر تو این دست های سردم

دلواپسم همین الانشم من بی کسم
امون از اون دمی که توی قبر دیگه بی جونم

امیّدمه قدم بذاری رو چشمای من
همه کسم تویی آقای من آرومه جونم

یه گوشهٔ نگات برای این گدا بسه
آقا نذار بگن که نوکر تو بی کسه

ممنونم
تو بهم اجازه دادی که برات گریونم

ای سر و سامونم
من دارم رو به حرم سلام میدم
می خونم آقا جونم

سلام ای سلطانِ کربلا
سلام ای آقای سرجدا
سلام سلام سلام بر حسین

_______________________________________________________________________________________________________

سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهدا علیه السلام اجرا شده شبِ اول محرم

ماه‌ محرم اومد قراره قلب زارم اومد،
چه شوری باز تو عالم اومد!
دوای هر چی دردم اومد…

دعوتیه امسالم دارم بازم به خود میبالم،
که فاطمه منو دعوت کرد خوشا به حالم!

ممنونم ازت که دوباره منو توی روضه آوردی، شرمندتونم چقدَر تو یه ساله تو غصمو خوردی…
راستی بی بی ممنون که منو تو کربلا بردی،

همه زندگیمو تو دادی منو دست هیچکس ندادی! قیامت که چشم انتظارم، همونجا بکن از ما یادی

«امون ای دل از این غریبی»

سیاه زدیم شهرارو بیا ببین چشه دریارو،
دم ورودی هیئت ها دیدیم همه بی بی زهرارو…

نفس تو سینه حبسه دیگه فراق و دوری بسه،
خدا میدونه آقا جونم برام یه نعمته این غصه!

تو عرش خدا زده میشه یه پرچم خونی دوباره، پیراهنیه یادگاری اون قوم نیزه داره
زینب اونو برا سوغاتی، توی مدینه میاره!

همون که تو گودال تنش بود
کار دستای مادرش بود!
همونم دیگه رفت به غارت
ولی دنبالش خواهرش بود…

«امون ای دل از این غریبی»

«حسین جانم حسین جانم حسین جانم»

حسین آقا حسین مولا
حسین تا به ابد پرچم تو بالا

 

متن سرود ویژه ولادت حضرت محمد مصطفی (ص)

11
متن سرود ویژه ولادت حضرت محمد مصطفی (ص)

متن سرود ویژه ولادت حضرت محمد مصطفی (ص)

تب کرده خورشید این شبا ، داره تو دل هول و ولا
ماه رو دستای آمنه ، آروم آروم میره بالا

دریا سر میکوبه ‘به ساحل امشب۳’
اومد از راه جمعِ ‘فضائل امشب۳’

دل دل دل میبره هر دم
از عالم و آدم ، شادی میاد جا غم
عرش حق رو میزنن ریسه و پرچم

روح و جان و دل مایی
یار فقرایی ، خوش بو میشه چایی
اگه با گل محمدی بشه دم

اونایی که دلشونه مثِ آب چشمه پاک
سرود لباشونه یا رسول الله بِفِداک

“امشب شب عشقه ، امشب شب یاره
انگار که خورشیده تو گهواره”

پرواز نرم قاصدک ، معنای عشق شاپرک
باز داره بارونِ بهار ، میشینه رو دل کَم‌کَمَک

باز بارون بهاری ‘خبر آورده۳’
آمنه چون خورشید ‘پسر آورده۳’

باز باز باز نم‌نم بارون
میزنه رو ایوون ، میگیره بازم جون
گلای محمدیِ توی گلدون

پر پر پر میگیره قلبم
آروم آروم کم‌کم ، پا چشای پُرْ نم
صلوات ممتده روی لبامون

میریزن ستاره‌ها از آسمونا روی خاک
سرود لباشونه یا رسول الله بِفِداک

“امشب شب عشقه ، امشب شب یاره
انگار که خورشیده تو گهواره”

الگوی ناب بندگی ، هستی بابای اهل بیت
عشق‌و یاد دادی با حدیث ، به نوکرهای اهل بیت

ای انگیزه‌ی خلقت ‘به زیر دینم۳’
من دلداده‌ی حیدر ‘مرید حسینم۳’

حک شد ، لحظه‌ی تولد
حسینُ مِنّی و ، انا مِن حسینت
رو مدال نوکریمون روی سینه

این بود آرزوی ماها
پایین‌پای آقا ، با جمع گداها
بعد اربعین بشه بیایم مدینه

میدونی دلم برا گنبد خضراته هلاک
سرود لبام اینه یا رسول الله بِفِداک

“امشب شب عشقه ، امشب شب یاره
انگار که خورشیده تو گهواره”

______________________________________________________________

متن سرود ویژه ولادت حضرت محمد مصطفی (ص)

تویی که بهانه‌ی تمام خلقتی، نبی رحمتی
تویی که نگین خاتم نبوتی، نبی رحمتی

یوسف و خضر و عیسی چه مشتاق تو
عالمی پر شد از عطر اخلاق تو
رشک جنت می‌شن گل‌های باغ تو

چه بی‌همتایی، پناه مایی، ابا الزهرایی
مدد یا مولا ..

تویی که بهار گلشن حقایقی، تو صبح صادقی
روشنایی‌بخش این دلای عاشقی، تو صبح صادقی

منبرت داره اعجاز پیغمبری
دین حق زنده از مذهب جعفری
تویی که وارث عزت حیدری

تویی روح و جان، سراپا ایمان، تمام قرآن
مدد یا مولا ..

کوچه‌ها پر از شمیم مهر و رافته، بهار وحدته
موسم برادری و عید رحمته، بهار وحدته

عزت دین اسلامو هر کس می‌خواد
راهشه همدلی راهشه اتحاد
تا که صبح ظهور آقامون بیاد

ان‌شالله از راه، میاد مثل ماه، بقیة الله
مدد یا مولا ..

______________________________________________________________

مدح خوانی ویژه ولادت حضرت محمد مصطفی (ص)

گلدسته های عرش به نامِ محمد است
تنها خدای عرش، امامِ محمد است

آنقدر دلرباست که بالِ فرشته ها
همواره صیدِ دائمِ دامِ محمد است

از او طلب نموده ای اصلاً تو جام مِی؟!
ذکر علی علی، مِی جامِ محمد است

این را خود علی به همه عاشقانه گفت:
که مرتضی عبید و غلامِ محمد است

حوریه چیست جز گُلِ لبخندِ روی او
باغ بهشت چیست؟ سلامِ محمد است

باید در آینه به جمالش نگاه کرد
باید علی شناس شد و رو به ماه کرد

نصيبِ رزقِ خودم را وسيع می‌خواهم
مدينه، هفدهِ ماهِ ربيع می‌خواهم

برای اين دو سه روزه فقط نمی‌خواهم
برای روزِ قيامت شفيع می‌خواهم

درست در شبِ ميلادِ آفتابِ ششم
دلم گرفته خدايا بقيع می‌خواهم

کريم تا که تويی و فقير تا که منم
هرآن ‌چه خواسته‌ام را سريع می‌خواهم

به پای پرچمِ اسلام تا دمِ آخر
دلی سميع و بصير و مطیع می‌خواهم

______________________________________________________________

متن سرود ویژه ولادت حضرت محمد مصطفی (ص)

اومده زینتِ عرشِ بَرین
اومده قبله ی اهلِ یقین

همه درهای رحمت وا شده
اومده رَحْمَةٌ لِلْعَالَمِین

دلِ ما و دلبریش
سَرِ ما و سروریش

عالمی دیوونه ی
نوه های دختریش

یا اَبَا الزَّهرا مدد، یا اَبَا الزَّهرا مدد

گنبدِ خضراش دل رو میبَره
شافعِ اُمت روزِ محشرِ

به بزرگیِ پیغمبر همین
که علمدارش آقام حیدرِ

جانم به قربانِ تو
کتابم قرآنِ تو

اهلِ ایرانیم همه
از نسلِ سلمانِ تو

دلِ ما و دلبریش
سَرِ ما و سروریش

عالمی دیوونه ی
نوه های دختریش

یا اَبَا الزَّهرا مدد، یا اَبَا الزَّهرا مدد

نمی اُفته اِسمت از رو لبم
سَرِ سفره ی لطفت امشبم

حق بده خیلی سرمستی کنم
که اومده رئیسِ مذهبم

کاش قلبم مجنون بشه
بی سر و سامون بشه

مثلِ یه همچین شبی
بقیعِ چراغون بشه

صادقِ آلِ عَبا، صادقِ آلِ عَبا

______________________________________________________________

متن سرود ویژه ولادت حضرت محمد مصطفی (ص)

یا رسول الله یا محمد
یا نبی الله یا محمد

یا حبیب الله یا محمد
یا اَبَا الزَّهرا یا محمد

دلبر و دلداری و دلداده ی داداری
سیدِ مَکی مَدنی شاهِ جهانداری

محور اَدواری، مرکزِ اَسراری
سَیِّدُ الاَبراری، احمدِ مختاری
تو مقتدایِ حیدرِ کرّاری

بَلَغَ العُلی بِکَمالِه ی، کَشَفَ الدُّجی بِجَمالِه ی
حَسُنَت جَمیعُ خِصالِه ی، صَلّوا عَلَیهِ وَ آلِه ی

یا رسول الله یا محمد
یا نبی الله یا محمد

یا حبیب الله یا محمد
یا اَبَا الزَّهرا یا محمد

اومدی و رحمت آوُردی
با حُسینت دلهارو بُردی

فکرِ فردای شیعه بودی
مارو دستِ حیدر سِپُردی

صاحبِ لَولاکی، فَلَک خاکِ قدم هاته
جَنَّتُ الاَعلی بخدا خنده ی زهراته

چِشَم کَفِ پاته، رویِ سَرَم جاته
علی که همراته، حق رویِ دستاته
دلم اسیرِ گنبدِ خضراته

بَلَغَ العُلی بِکَمالِه ی، کَشَفَ الدُّجی بِجَمالِه ی
حَسُنَت جَمیعُ خِصالِه ی، صَلّوا عَلَیهِ وَ آلِه ی

یا رسول الله یا محمد
یا نبی الله یا محمد

یا حبیب الله یا محمد
یا اَبَا الزَّهرا یا محمد

همراهِ خورشید ماه رسیده
مالکِ دل از راه رسیده

باز مدینه غرقِ صفا شد
صادقِ آلُ الله رسیده

منبعِ فیضی، پسرِ خورشید و مهتابی
شیخُ الاَئمه صاحبِ اَشرفِ اَلقابی

مِهر جهان تابی، گوهرِ نایابی
اُستادِ اَحبابی، عالمِ آدابی
طلایه دارِ روضه ی اربابی

بَلَغَ العُلی بِکَمالِه ی، کَشَفَ الدُّجی بِجَمالِه ی
حَسُنَت جَمیعُ خِصالِه ی، صَلّوا عَلَیهِ وَ آلِه ی

یا رسول الله یا محمد
یا نبی الله یا محمد

یا حبیب الله یا محمد
یا اَبَا الزَّهرا یا محمد

______________________________________________________________

مدح خوانی ویژه ولادت حضرت محمد مصطفی (ص)

به نام قبله ی شاه نجف، به نام نبی
منم غلام علی و منم غلام نبی

علی و فاطمه، داماد و دخترش هستند
چه بیش ازین بنویسیم از مقام نبی

نوشته اند سخن گفته در شب معراج
خدا به لهجه ی حیدر، به احترام نبی

به آنکه تهمت هَذیان به او زده لعنت
همیشه وحی گره خورده با کلام نبی

بگو به دشمن حیدر، خدا خدا نکند
علی علی است مناجات صبح و شام نبی

بگو که اَشهد انَّ علی وَلی الله
بگیر هر چه که میخواهی از رسول الله

سلام حضرت از دَرک ما ، فراترها
سلام سایه بالا سَرِ ابوذرها

به جز تو نیست کسی در جهان علی پرور
به جز تو نیست کسی سید پیمبرها

تو با علی و خدیجه قیامتی کردید
که نیست تا اَبَدُالدَّهر ، کار لشکرها

جماعتی که همه دشمنان هم بودند
شدند با هُنرت خواهر و برادر ها

هنوز هم که هنوز است نام فاطمه ات
نشانده لرزه به جانِ تمام اَبترها

بزرگ و کوچک نسلت همیشه سلطانند
غلام خانه ی این قوم ، تاجدارانند

تو نور عالم امکان، تو ماه تابانی
تو قبله ای، تو مرادی، تو جان جانانی

تو با وفا، تو خدای مکارم اخلاق
تو قبله گاهِ تمامیِ مهربانانی

به آشنا ، به غریبه ، به کافر و مومن
رسیده بخشش و لطفت، تو مثل بارانی

تو آن شهنشهِ خاکیِ روزگاری که
نه حاجبی به سرایت بُوَد نه دربانی

بزرگواری و کارَت عطای بی منت
غم دل همگان را نگفته می دانی

به یُمنِ مَقدم تو بتکده ، مصلا شد
زمین ز خواب زمستانی خودش پا شد

جهان برای همیشه است، آرزومندت
شده هوایی شصت و سه سال لبخندت

چه ساده عاشق خود کرده ای دو عالم را
یگانه ای و زمانه، ندیده مانندت

قسم به جان که، از اهل آسمان و زمین
به جز تو خورده به قرآن خود، خداوندت ؟

خدا ز دامن تو دست من جدا نکند
خدا رهام نگرداند هرگز از بَندت

هزار شکر که مدیون صادقت هستم
ره نجات به من یاد داده فرزندت

همان که خواسته ای شد، مسیر عاشقی ام
هزار شکر خدا را امامِ صادقی ام

همیشه بر سر این سفره میهمان هستم
همیشه شامل این لطف بی کران هستم

نه دلبریست مرا جز نوادگان شما
نه جیره خوار و فدائی این و آن هستم

بگو چه بهتر ازین خواهم از تو من دیگر
به زیر سایه ی زهرای مهربان هستم

شنیده ام که تویی عاشق حسینی ها
منم همان که رفیق حُسینتان هستم

به جانِ فاطمه آقا بیا و کاری کن
شوم شهید حسین تو تا جوان هستم

درین زمانه که دلسوز و تکیه گاهی نیست
به جز حسین مرا ملجا و پناهی نیست

______________________________________________________________

متن سرود ویژه ولادت حضرت محمد مصطفی (ص)

بیا بیا زیرِ بارونِ رحمتِ الهی
بیا بیا میدونم محتاجِ یه نیم نگاهی
مستِ مولا میشی خواهی نخواهی

بیا که تو دنیا حوصلت سر میره
بیا که تو بارون دعاهات میگیره

گُلِ گلدونِ عالم اومده، ماشاءالله
رسول اللهِ خاتم اومده، ماشاءالله

شبِ شادیِ کوثر اومده، ماشاءالله
همه ی عشقِ حیدر اومده، ماشاءالله

یا اَبَا الزَّهرا، ماشاءالله…

برو برو عیدیتُ جبرائیل برات آوُرده
برو برو عیدی هارو دستِ علی سِپُرده
بُرده اونکه حیدر دلش رو بُرده

صدایِ محمد تو عالم پیچیده
قشنگ تر از این نور تا حالا کی دیده

همه جا لبریز از عطرِ خدا
خدا هم محوِ رویِ مصطفی

صدا از عرشِ اعلی میرسه
یه علی واسه مصطفی بسه

یا اَبَا الزَّهرا، ماشاءالله…

ببین ببین برکت میباره رو سر مدینه
ببین ببین سایه ی مولا رو سر زمینه
جعفرِ صادق که میگن همینه

ملائک میانو کنارش میشینن
تو چشماش جمالِ حسین و می بینن

برا شبهامون مهتاب اومده، ماشاءالله
گُلی از نسلِ ارباب اومده، ماشاءالله

این آقایی که از راه رسیده
به همه رزقِ کربلا میده

جونِ جونُم ای آقا
دردت به جونُم ای آقا

یا امامِ صادق، ماشاءالله…

بگو بگو با جرأت توصیفِ شیرِ خدارو
بگو بگو توصیفِ شأنِ تیغِ ذوالفقارو
دنیا باید بشناسه مرتضی رو

یه عُمرِ با عشقش شبیه مجنونم
که با هر زبون و لهجه ای میخونم

میخونم مثل لُرهای غیور، ای جونُم
از مُحبِ حیدر بلا به دور، ای جونُم

بذارید مست بشم این یه دفعه، ای جونُم
بارون بارون بارونِ نجفه، ای جونُم

علی علی، علی علی، علی علی، یا مولا…

______________________________________________________________

مدح خوانی ویژه ولادت حضرت محمد مصطفی (ص)

روئید چو عِطر گُل حیاتی دیگر
در مکه و یثرب، برکاتی دیگر

بر خاتم انبیا محمد صلوات
بر حضرت صادق صلواتی دیگر

#شاعر میثم مومنی نژاد

امروز نوشتند کبوتر شدنم را
پرواز کنان راهی دلبر شدنم را

چشمان من از شوق مهیای شراب است
مدیون توام لذت ساغر شدنم را

آنقدر نرفتم زدر خانه گرفتم
تا روز ابد سائل این در شدنم را

گفتند برو نوکر صاحب کرمی باش
دادم به شما نامه ی قنبر شدنم را

یک عمر به دور سرتو گرم طوافم
امضا بزن از اهل جهان سرشدنم را

باید که به گوش همه حالا برسانم
فورا خبر مستِ پیمبر شدنم را

خوبست بدانید به دربار رسیدم
تا پشت در احمد مختار رسیدم

روزی که تو از راه رسیدی دل ما ریخت
خیر قدمت وِلوله در ارض و سما ریخت

کفار هم از بودن تو بهره گرفتند
بارانِ کرامات تو آقا همه جا ریخت

مکه زنفسهای تو توحید سرا شد
از بس که به هرجا گذرت عطر خدا ریخت

دیدند به ایوان مدائن تَرَک افتاد
از هیبت سبحانی تو بتکده ها ریخت

پیچید درعالم خبر آمدن تو
تا صبح درخانه تو خیل گدا ریخت

گراهل مناجات شدیم علتش این بود
الطاف تو درکاسه ی ما شوق دعا ریخت

با امر شما ساعت خورشید عوض شد
حتی جهت حرکت خورشید عوض شد

تا هست خدا نام تو برجاست یقیناً
بردامن تو دست گداهاست یقیناً

درکشور ما اسم تو درصدر اسامی است
چون نام محمد شرف ماست یقیناً

فهمیدم ازین بوسه هرروزه بدستش
آرامش تو حضرت زهراست یقیناً

وقتی همه جا ورد زبان تو علی بود
یعنی که وصی حضرت مولاست یقیناً

هربار که در جنگ به کارتو گره خورد
شمشیر علی حل معماست یقیناً

با تیغ کج آورده به حیرت همگان را
خم کرده قدوقامت شمشاد قدان را

ما تا به ابد دست به دامان شماییم
خاریم ولی جزوِ گلستان شماییم

خشکیم کویریم ولی شکرگزاریم
صد شکر که لب تشنه باران شماییم

ای کاش که مارا به غلامی بپذیرید
تا فخر کنیم اینکه غلامان شماییم

ما شیعه شدیم از کَرَمِ حضرت صادق
مومن به تعالیم و مسلمان شماییم

ارث از تو گرفتیم که بی تاب حسینیم
دلسوخته ی دیده گریان شماییم

از یمن روایات شما روضه نشینیم
در بند حسینیم و گرفتار ترینیم..

______________________________________________________________

متن سرود ویژه ولادت حضرت محمد مصطفی (ص)

چه خبرِ دلا دوباره شده آئینه بندون
چه خبرِ که آسمون شده ستاره بارون

از سوی عرش نویدِ سر مستی میدن به عُشّاق
چه خبرِ تو هر دلی شادی شده فراوون

مژده بدید که داره بارون میباره
مژده بدید که خدا مهمونی داره

مولا مولا، اَبَا الزَّهرا، اَبَا الزَّهرا…

شده شبِ ولادتِ عشقِ تمومِ عالم
سر زده از تو آسمون نورِ نبیِ خاتم

شبِ لطف و عنایتِ ایزدِ منّان شده
فرشته ها سرود مستی میخونن دمادم

بیاید بریم به سوی خونه ی مولا
عیدی میده به همه حضرت زهرا

مولا مولا، اَبَا الزَّهرا، اَبَا الزَّهرا…

کارِ منه نوکری و کارِ شما سروری
با افتخار میگم که من حیدری ام حیدری

سائلم و گدایِ پشتِ درِ این خونه ام
شکر خدا مفتخرم به مذهبِ جعفری

زمزمه ی تک تکِ دلایِ عاشق
مولانا مددی حضرتِ صادق

مولانا مددی حضرتِ صادق…

______________________________________________________________

متن سرود ویژه ولادت حضرت محمد مصطفی (ص)

آب و آئینه بیارید که نگار اومد
هر کی دل تنگِ، دلش شادِ که یار اومد
واسه اونایی که بی تابن قرار اومد

رَحْمَةٌ لِلْعَالَمِینِ
عشقی که میگن همینِ

ذکرِ لبِ هر مسلمونی
تو این شب ها اینِ

یا اَبَا الاَولیاء رسول الله
سیدَ الاَصفیاء رسول الله

با خدا هم زبونم و میگم
خاتَمُ الاَنبیاء رسول الله…

طاق کسری شد، شکسته که بگه اینُ
زیر و رو کرده نگاش کاخِ سلاطینُ
اومده دنیا تا که زنده کنه دینُ

یوسفِ مستِ جلالش
عاشقِ حُسن و جمالش

تا صبحِ محشر سلامِ ما
بر احمد و آلش

دلبرِ دلبَرا رسول الله
میتپه دل برا رسول الله

با خدا هم زبونم و میگم
خاتَمُ الاَنبیاء رسول الله…

نورِ امیدش گرفته کُلِ دنیارو
طرحِ لبخندش گلستون کرده صحرا رو
اون که به زانو درآوُرده لات و عُزّا رو

آسمون محوِ نگاهش
خوشه چینِ رویِ ماهش

هر کس که میبینه چشماشو
میشه خاطر خواهش

رُکن و سعی و صفا رسول الله
اَیُّها المُصطفی رسول الله

با خدا هم زبونم و میگم
خاتَمُ الاَنبیاء رسول الله…

______________________________________________________________

مدح خوانی ویژه ولادت حضرت محمد مصطفی (ص)

به دقت گوش کن انگار چیزی بر زمین افتاد
سکوت شب شکست و در همه دنیا طنین افتاد

گمانم این صدای بر زمین افتادن بت هاست
یکی الله اکبر گفت و اینک در جهان غوغاست

خدایا کیست بت های جهان را واژگون کرده
شُکوه چیست تاج سروران را سرنگون کرده

خبر آمد که در ایران تَرَک برداشت ایوانی
سراسیمه پرید از خواب، شاهنشاه ساسانی

مدائن را ببین! انگشت بر لب مانده از حیرت
که این بی طاقتی در طاق کَسری نیست بی علت

کسی خاموش کرده آتش شرکی مُسَلّم را
کدامین نور تا این حد دگرگون کرده عالم را

خدا تعریف دیگر یافت این هم یک خوش آمد بود
چنین تغییر در دنیا فقط کار محمّد بود

رسوم جاهلیت را به هم زد وقت میلادش
رسید و استجابت شد دعای خیر اجدادش

گرفته آسمانِ انبیا یک عُمر نور از او
سخن گفتند در تورات و انجیل و زبور از او

نبی آمد ولی افسوس قدرش را ندانستند
نه قدرش را به جز زهرا و جز مولا، ندانستند

علی در یاری تنهایی احمد مصمم ماند
ولی الله اعظم با رسول الله اکرم ماند

نبی فرمود بسم الله ، ای ارض و سما بشنو!
گواهی باش ای تاریخ ! پیغام مرا بشنو

دوباره صحبت از اسرار خلقت می کنم آری
ولی این مرتبه اتمام حجّت می کنم آری

تفاوت در میان حق و باطل چیست، معلوم است ؟
بدون این خبر اسلام کامل نیست، مفهوم است ؟

نبی همدوش مولا آسمان ها را هوایی کرد
خدا از شاهکار آفرینش رو نمایی کرد

نبی فریاد زد، بر عالم و آدم مُسلّم شد
علیّ بن ابی طالب، ولیُ الله اعظم شد

برای خاتم پیغمبران جز او نگینی نیست
شهادت می دهم جز او امیرالمومنینی نیست

______________________________________________________________

متن سرود ویژه ولادت حضرت محمد مصطفی (ص)

هوا بهاریه، عُمر همه سیاهیا سر شد
زمین گلستونه، مژده بدید آمنه مادر شد

بَلَغَ العُلَىٰ بِكَمَالِهِ ی
كَشَفَ الدُّجَىٰ بِجَمَالِهِ ی
حَسُنَتْ جَميعُ خِصَالِهِ ی
صَلُّوا عَلَيهِ وَ آلِهِ

دنیا با تو چقدر زیباست
اسم زیبات روی لب‌هاست
امشب ذکر همه عالم؛ یا اباالزهراست

علی بابای منه، تو بابای علی
علی دریایِ منه، تو دریای علی
علی دنیای منه، تو دنیای علی

بهشت تو گلدونِ خونه ی زهرایِ توئه آقا
دوامِ خورشید از گرمیِ دستای توئه آقا

به فدای جلوه‌ی احمدی
ز همه جهان تو سرآمدی
تو رسول مصطفَی الْاَمجدی
تو محمدی، تو محمدی

حالم خوبه تو این شب‌ها
میریزی عشق تو این دستا

هر جایی که تویی اونجا جَنَّتُ‌الأعلَیٰ

علی ارباب منه، تو ارباب علی
علی مهتابِ منه، تو مهتاب علی
علی محرابِ منه، تو محرابِ علی

علی بابای منه، تو بابای علی
علی دریایِ منه، تو دریای علی
علی دنیای منه، تو دنیای علی

اگرچه دورِ تو، یه عالمه مثل من عاشق شد
ولی تو این مکتب، یکی فقط امام صادق شد

همه زنده از منطق توییم
عشق اینه که ما عاشق توییم
عاشق تو و بچه‌های تو
مخصوصاً امامْ صادقِ توییم

دست گرمش کَرَم داره
سایه روی سرم داره
این آقا هم تو قلبامون یه حرم داره

یه روزی خاک بقیع بارون میگیره
جامو زهرا گوشه‌ی ایوون میگیره
یه روزی میشه بقیع سامون میگیره
بارون میگیره

علی بابای منه، تو بابای علی
علی دریایِ منه، تو دریای علی
علی دنیای منه، تو دنیای علی

______________________________________________________________

متن سرود ویژه ولادت حضرت محمد مصطفی (ص)

یک روح در دو بدن
یک حرف با دو سخن

یک جنگ با دو رَجَز
یا اَبَاالقاسِم! یا آبَاالحَسَن!

آرزومِ که ببینم
شبیه یک همچین شبی

پرچمِ یاعلی رو
گنبدِ مسجدُالنَّبی

مُحَمَّدٌ رَسولُ الله
وَ عَلیٌ وَلیُ الله

من که نوکرتم
مستِ ساغرتم

گدای خودت
خاکِ زیر پایِ قنبرتم

حلب شد آزاد و میگی
به هم یه تبریکِ دیگه

آزاد سازیِ بقیع
ان شاالله نزدیکِ دیگه

مُحَمَّدٌ رَسولُ الله
وَ عَلیٌ وَلیُ الله

مَمْسُوسٌ فِی ذَاتِ اللَّه
در عوالم هستی شاه

حَقِّ لَا حَوْلَ وَ لَا
قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه

مردونگی یعنی
میری جولان میدی
حمله میکنی میرسی امان میدی

صبح و ظهر و مغرب
يَابْنَ اَبيطالِب
به نَفَسِ قدسی جان به جهان میدی

اسم اعظم داری، حیدر حیدر حیدر
تیغِ دو دَم داری، حیدر حیدر حیدر

دستی به طاقِ عرش و اَعلی عِلییّن
دستی عَلَم داری، حیدر حیدر حیدر

______________________________________________________________

متن سرود ویژه ولادت حضرت محمد مصطفی (ص)

شب دلدادگی عاشق شیداست
شب مجنون شدن هر دل رسواست

رو لبم نوای عاشقونه دارم
شب میلاد دو تا عالی اَعلاست

آسمون دلم چراغونه چراغونه
غصه و غم سر به گریبونه گریبونه

روشنه چشمای همه عالم همه عالم
اومده اونکه کس و کار منِ تنها و
انیس دلِ مجنون و پریشونه

چه کمالی و چه لطافتی
چه جمالی و چه صلابتی

چه خصالی و چه اصالتی
جانم فدات به اشارتی

بَلَغَ العُلَىٰ بِكَمَالِهِ ی
كَشَفَ الدُّجَىٰ بِجَمَالِهِ ی
حَسُنَتْ جَميعُ خِصَالِهِ ی
صَلُّوا عَلَيهِ وَ آلِهِ ی

اومده آینۀ خدای سرمد
همه اومدن برا عرض خوش آمد

چه شکوهی پسر آمنه داره، جان! جان!
آسمون فرش قدمهای محمد

عاشقی که خیلی گرفتاره گرفتاره
بسته دخیلش رو به گهواره به گهواره

دیگه چی کم داره تو این دنیا، تو این دنیا
هر کسی که عشق تو و حیدر و زهرا و
حسین و حسن و توی دلش داره

به لبم همیشه ثنای تو
سر و جان من به فدای تو

به فدای اهل کِسای تو
بیدل شدم به هوای تو

بَلَغَ العُلَىٰ بِكَمَالِهِ ی
كَشَفَ الدُّجَىٰ بِجَمَالِهِ ی

حَسُنَتْ جَميعُ خِصَالِهِ ی
صَلُّوا عَلَيهِ وَ آلِهِ ی

______________________________________________________________

مدح خوانی ویژه ولادت حضرت محمد مصطفی (ص)

سر سلسله ی سلاله ی پاکی
معنای لَمّا خَلَقتُ اَفلاکی
ای نفس نفیس مرتضی احمد
تفسیر شریف و الضحی احمد
ای خاتم حلقه ی رسالت تو
وی هادی خلق از ضلالت تو
ما ینطق جز به وحی گفتارت
وحی است تمام فعل و رفتارت
ای بغض تو کفر و حُبِّ تو ایمان
اِبنِ عَمّ هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَان
ای نوکر آستان تو جبریِل
وی بنده و سائل تو میکائیل
ای فاطمه را پدر ابوالزهرا
طوبی لِمَن آمَنَ بکُم طوبی
هم جد امام مجتبی هستی
هم جد شهید کربلا هستی
ممدوح تمام آیه هاخویت
افتاده دلم به دام گیسویت
والنور قسم به آن تجلایت
والیل قسم به چشم بینایت
مقبول به نعمت شفاعت تو
فرمانده ی واجب الاطاعت تو
تو عقل نخست و قاسم الارزاق
تو آینه ی مکارم الاخلاق
فرمود خدا لِاَمرک از بهرت
در خشم رود خدا به یک قهرت
موسی است کلیم طور چشمانت
عیسی است مقیم خوان احسانت
آدم شده مُلتجی به اَسمایت
فخریه عالم است زهرایت
شیرازه ی کائنات در دستت
سرتاسر ممکنات سرمستت
ای جایگهت مقام واعدنا
وی نقش نگین گنبد مینا
ای روح قدس میان دستانت
صد یوسف مصر عبد دربانت
وی مظهر آیه ی الم نشرح
وی مستمع نوای قدافلح
ادراک ز درک تو فرو ماند
افلاک مقام تو نمیداند
ای شاهد بر تمام امت ها
ای اصل و فروع و عین رحمت ها
عُمری اگرم به معصیت طی شد
نومید دلم به رحمت طی شد
سوگند که در قیامت کبری
مارا نبری ز یاد یا طاها
آنجا که یَفِرُّ مِن اَخی آید
دستان تو عِقدِ کار بگشاید
وآنگه که جبال سُیِّرت گردد
وآندم که بحار سُجَّرت گردد
گر شام سیاه از اَثم ها آید
یک صبح اذا تنفس آید
تو صبح امید شب نشینانی
فعالَ لِما یرید یزدانی
نی قالی و کافر و بد اندیشم
چون پیرو حق و حیدری کیشم
تو شهر علوم و حیدرت چون در
حیدر چو تو و تو پابه سر حیدر
ما غیر تو و علی نمیدانیم
جز مدح علی علی نمیخوانیم
ذکر تو به لب سینجلی گوییم
پیوسته محمد و علی گوییم
شد به دوش احمد آن رشک مَلَک
چون دعای مستجابی بر فلک
از فراز کعبه بت ها در فکن
جمله اندر پای پیغمبر فکن
چون زعرش دوش احمد باز گشت
بر دل پاک علی این راز گشت
از ادب کاری که کردم دور بود
پای من کتف رسول الله سود
گفت با وی سرو گلزار صفا
کی خدارا دست و پشت مصطفی
در شب معراج چون بالا شدم
تا به خلوتگاه اَو اَدنی شدم
از شکوه بارگاه کبریا
در تزلزل بودم از سرتا به پا
شوق وصل دوست بر جانم فتاد
رعشه ای بر جان و ارکانم فتاد
دستی آمد دوش هوشم را سپرد
وحشت آن حال را از من ببرد
لذتی کان شب از آن دستم نمود
وز شراب دوستی مستم نمود
سالها اندر پی اش بشتافتم
در کف پای تو اکنون یافتم
نیست خالی از تو جایی یا علی
کفر اگر نبود خدایی یا علی

______________________________________________________________

مدح خوانی ویژه ولادت حضرت محمد مصطفی (ص)

امشب که صفا با دل و جان همراه است
هنگام طلوع آفتاب و ماه است

هم جشن ولادت امام صادق
هم عید محمدبن عبدالله است

برروی زمین و آسمان ها و کرات
در بین مناجات و تمام کلمات

زیبا تر از این دعا ندیده است کسی
بر خاتم انبیاء محمد صلوات

چو ‌هم ‌تراز تو در عرصه ی وجود نبود
جواب مسأله ما به جز نبود ،نبود

به احترام تو بتها به خاک افتادند
وگرنه هیچ‌دلیلی، بر این سجود نبود

لب ملائکه مشغول ذکر نام توشد
چرا که بهتر از این درجهان سرود نبود

دلیل رو آوردن همه به تو این بود
که جز توهیچ کسی، آنچه می نمود نبود

وزید عطر تو در هرکجا، دگر جایی
برای مُشک ‌وگلاب وعود نبود

تمام عمر تو‌خرج هدایت ما شد
تجارتی که برای زیان وسود نبود

کنار تو‌ پر بال جبرئیل سوخت، ثابت شد
که شأن ومنزلت او ‌در این حدود نبود

حرا گواهی اینکه کسی به خلوت تو
به جز خدا و علی لایق ورود نبود

______________________________________________________________

متن سرود ویژه ولادت حضرت محمد مصطفی (ص)

دلم برای گنبد خضرای تو پر میگیره
با عشق تو توبه کنه زندگی و از سر میگیره

شما نماز و یاد ما دادی
شما عبادت و به ما گفتی

شما بالاتر از همه هستی
شما ولایت و به ما گفتی

أَوْلى بِالْمُؤْمِنِین، یا رسول الله
خاتم المرسلین، یا رسول الله

رسول الله، حبیب الله
نبی الله اَبَا الزهرا

فدایی تو بوده از اول مولا، تو‌هر لحظه
به هیبتت زمین مثل دلهای ما هی میلرزه

خدا شناسی یاد ما دادی
چقدر برامون از خدا گفتی

به ما چشوندی حب مولا رو
علی شناسی رو به ما گفتی

خیر العمل تویی، یا رسول الله
حرف اول تویی، یا رسول الله

رسول الله، حبیب الله
نبی الله اَبَا الزهرا

شکر خدا به‌حیدر و آل حیدر، هستیم مدیون
حاصل عُمر حضرت صادقِ مَردم ، ایمانمون

شما راه و نشون‌ما دادی
شما دلا رو تا خدا بردی

شما حسینی کردی عالم رو
شما مارو به کربلا بردی

یابن خیرالنساءحضرت صادق
بانی روضه ها حضرت صادق

من ازتو آبرو دارم
به تو‌خیلی بدهکارم

أَوْلى بِالْمُؤْمِنِین، یا رسول الله
خاتم المرسلین، یا رسول الله

______________________________________________________________

متن سرود ویژه ولادت حضرت محمد مصطفی (ص)

تو اومدی که قاصدک مارو بی خبر نذاره
آروم آروم و بی صدا خبرای خوش بیاره

اومدی که ستاره ها یکم از آسمون بگن
اومدی که مناره ها برای ما اذون بگن

ای تو آیینه ی حی سرمد یا محمد یا محمد
از زمین و آسمون سرآمد یا محمد یا محمد

تو اومدی که من عاشق شدم
تو اومدی که دلم پر زده

تو اومدی که حسینی شدیم
تو اومدی که علی اومده

ای تو آیینه ی حی سرمد یا محمد یا محمد
از زمین و آسمون سرآمد یا محمد یا محمد

تو همونی که انبیا داده بودن نشونۀ تو
رها نمیکنه فلک طواف دور خونۀ تو

تو همونی که قبله ی اهالی زمین شدی
چه خوبه که از اولش محمد امین شدی

ای قصیده ی بلند رحمت یا محمد یا محمد
ای پدیده ی تمان خلقت یا محمد یا محمد

تو اومدی که سیاهی بره
تو اومدی به نجات همه

تو اومدی که خدا دیده شد
تو اومدی که اومد فاطمه

ای تو آینه حی سرمد یا محمد یا محمد
از زمین و آسمون سرآمد یا محمد یا محمد

تو اومدی که من عاشق شدم
تو اومدی که دلم پر زده

تو اومدی که حسینی شدیم
تو اومدی که علی اومده

______________________________________________________________

متن سرود ویژه ولادت حضرت محمد مصطفی (ص)

شبِ تاریک و پُر از دردِ بشر سر اومده
نوگلی که قرارِ بشه پیمبر اومده

گُل سرمد اومده
که محمد اومده

صَلِّ عَلَی احمد…

دل مُرده ها بیایید جان اومده
ظرف پذیرش قرآن اومده

ایمان بیاورید
ایمان اومده

نورِ آسمونا محمد
خلیفه ی خدا محمد
جانم جانم

تو دلِ این چاه
دستِ ما کوتاه

ذکرِ لبهامون
یا رسول الله

یا رسول الله…

باید آتیشکده خاموش بشه چون ماه اومده
قصر شاها بایدم خراب بشه چون شاه اومده

همه بت های جهان
برای سجده میان
پیشِ پایِ احمد…

هر عاقلی تو عالم مجنون شده
شیطون از آسمونا بیرون شده

شادی کنید آخه امشب ازشعف
سنگ وکلوخ و چوب هم خندون شده

آقای عالمِ محمد
حبیبِ دلمِ محمد

پدرِ فاطمه محمد
جانم جانم

حضرتِ دریا
تشنه ایم آقا

سیدی مولا
یا اَبَا الزَّهرا…

یا رسول الله…

ما مسلمونِ تو و شیعه ی لبخندِ توئیم
تو اَبَا الزَّهرا و ما نوکرِ فرزند توئیم

ما گدایِ فاطمه، به فدای فاطمه
فاطمه یا زهرا…

دل دستِ بچه هات دادیم از قدیم
راه شماست فقط راهِ مستقیم

ما امتِ محمد هم دل میشیم
تا پشتِ لشکرِ کفر و بشکنیم

راهِ علی راهِ سعادت
همه تو مسیر ولایت

راه نجاتمونِ وحدت
جانم جانم

ارتشِ دنیا نیست حریفِ ما
ما تو رو داریم یا اَبَا الزَّهرا

یا رسول الله…

______________________________________________________________

مدح خوانی ویژه ولادت حضرت محمد مصطفی (ص)

ما در این دنیا پی جاه و جلالی نیستیم
اهل شِکوه کردن از رنج و ملالی نیستیم
پخته ی عشقیم، در دوران کالی نیستیم
با محمد جاودانیم و زوالی نیستیم

خورده بخت ما گره با رَحْمَةٌ لِلْعَالَمِین
ذکر طوفانی ما یا رَحْمَةٌ لِلْعَالَمِین
از همه سیریم الا رَحْمَةٌ لِلْعَالَمِین
ظرف مان خالی شود هم دستْ خالی نیستیم

ما اگر در راه پر نور ولایت مانده ایم
با دعاهای محمد پر صِلابت مانده ایم
با عنایت زیر بارانِ محبت مانده ایم
تشنه و بی کس زمان خشک سالی نیستیم

گشته ایم از لطف احمد آشنای اهل بیت
مبتلای احمدیم و مبتلای اهل بیت
بچه های ما همه یک جا فدای اهل بیت
قوم سلمانیم، قوم بی کمالی نیستیم

جان احمد در حقیقت هست جان فاطمه
در دو عالم هست شیعه در امان فاطمه
ما نمک گیریم، محشر در جنان فاطمه
غیر کوثر در پی جام حلالی نیستیم

شیخ آورده حدیثی را که از پیغمبر است :
از صراطِ روز محشر رد شدن دردسر است
برگ تضمین عبور از آن ولای حیدر است
غافل از این نقل زیبای اَمالی نیستیم

باطن سیر به سوی حق همان سیر علی است
بیشتر از ما خدا گوینده ی خیر علی است
هر کجا باشیم راه حق مگر غیر علی است ؟!
حق مداریم و پی هر قیل و قالی نیستیم

ذاکر عشقیم با قرآن، اسیر احمدیم
آیه آیه راویِ خط غدیر احمدیم
با برائت از سقیفه در مسیر احمدیم
پیرو آن دو خبیثِ لا اُبالی نیستیم

پیر عشقیم امتحان عاشقی پس داده ایم
نام حیدر که وسط باشد همه آماده ایم
عبد دربار نجف هستیم، رعیت زاده ایم
ما علی داریم بی مولی الموالی نیستیم

شمس تابان امامت منجلی باشد بس است
یک ولی الله در عالم ولی باشد بس است
نائب صاحب زمان سید علی باشد بس است
با ولی باشیم در راه ضلالی نیستیم

هم چنان پای همان قول و قرار سابقیم
در نگهداری از این مکتب سراپا عاشقیم
راوی دین با روایات امام صادقیم
غیر از این شیوه پی کسب تعالی نیستیم

می رسد بوی غریبی از مدینه با نسیم
در کنار گنبد و ایوان طلای یک حریم
طرح صحن جامع شیخ الائمه می کشیم
بی خیال آن حریم و آن اهالی نیستیم

آخرش این فتنه را از ریشه در می آوریم
حرف آل الله باشد بال و پر می آوریم
سر بخواهند این قبیله کوه سر می آوریم
بنده ایم و اهل تَرک امتثالی نیستیم

عاقبت همدرد یار بی قرینه می شویم
دسته جمعی کارگرهای مدینه می شویم
مرهمی کوچک برای زخم سینه می شویم
منتظر هستیم، اهل بی خیالی نیستیم

شاعر محمدجواد شیرازی

*فرمود بروید یه دایه خبر کنید، آخه محمد، این کودکِ تازه متولد شده چند وقتی است شیر نخورده، از این روستا به اون روستا رفتن تا دایه ای پیدا کنن، کوکبِ اقبال بر بامِ قبیله ی سعدیه نشست، حلیمه خاتون انتخاب شد، آمد یک سینه خشک، یک سینه پر از شیر، سینه ی پر شیر رو به لب های کودک گذاشت امتناع کرد، به سینه ی خشک گذاشت، حلیمه میگه نور در وجودم تابید، سینه ام پر ازشیر شد، این کودک بعد از چند روز شیرآشامید، خبر به مادرش آمنه دادن خوشحال شد…
زنها بهتر میدونن، همه ی عشق مادر اینه کودکش در آغوش، گرمای سینه رو حس کنه، از سینه ی مادر شیر بنوشه… ابی عبدالله روز عاشورا فرمود: کودکم رو بدید ببرم سیرابش کنم، دست به دست کودک رو دادن، همه وداع کردن، اما میگفتن: دیگه این بچه رو آبش میدن، ابی عبدالله عبای پیغمبر به دوش انداخت، این قنداقه رو روی دست گرفت، فرمود: ببرید خودتون بهش آب بدید، کلام حضرت تمام نشده بود، یه نانجیبی به زانو نشست، یه وقت ببینه همه ی قنداقه رو خون فرا گرفت، سَرِ علی به پوست آویزان، ای حسین!…” صل الله عَلیکَ یا سَیدنا المَظلوم یا ابا عبدالله

 

متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت اباالمهدی امام حسن عسکری (ع)

1
متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت اباالمهدی امام حسن عسکری (ع)

متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت امام حسن عسکری (ع)

از عشق کربلا مستم
دلتنگ سامرا هستم

به دو تا ضریح شش گوشه
ان شالله میرسه دستم

سامرا از لطفش دستمو باز میگیره
قلبم پایینِ پای این حرم جا گیره

فدایی امام هادی و فرزندش
با عشق اِمامِنَا العسکری میمیره

السلام علیکم، اهل بیت النبوه
و مَعدِنُ الرِساله
و مَعدنَ العِلم

با اذنِ صاحب امشب
باید گفت از این مطلب

تسلیت یا حضرتِ حجت
وِلیَّ الخائفِ المُهَذَّب

شرمنده هستم از لطف تو من
ممنونم

برای تو میگذرم از هر چی
از جونم

فدای شال و عزات و اشکات
میبینی

من برای غربتِ بابای تو
گریونم

السلام علیکَ، عین الله فی ارضِ
حُجَّتَ الله فی خَلقِ
وَ مَعدنَ الحِلم

السلام علیکم، اهل بیت النبوه
و مَعدِنُ الرِساله
و مَعدنَ العِلم

__________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت امام حسن عسکری (ع)

می رسد از هر طرف، تسلیتِ شیعیان
عرضِ ارادت کنند، محضرِ صاحب زمان

صاحبِ عزا مهدی و دل به غمش مبتلاست
سینه زنانِ حسن، مقصدشان سامراست

امشب زائرها را میخری
سیدی ایها العسکری

مولانا مولانا یا حسن!

لحظه ی آخر شد و تشنه لبی یا حسن!
جان به فدایت کنم، غرقِ تبی یا حسن!

آه جگر سوزِ تو، شعله زده بر جهان
آندم آخر فقط، ناله زدی بی امان

مهدی آمد بالای سرت
شد کفن آن جسمِ اَطهرت

مولانا مولانا یا حسن!

بارِ غمت مانده بر، دوشِ تمام جهان
شد اثرِ زهرِ کین، بر رُخت آقا عیان

سامرِ شد کربلا، ناله کنان عالمین
ذکرِ لبِ عسکری، جان به فدایِ حسین

دست و پا میزدی یا حسن!
گریه می کردی بر بی کفن

مولانا مولانا یا حسن!

__________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت امام حسن عسکری (ع)

از ما زمینیان به شما آسمان سلام
مولای دلشکسته امامِ زمان سلام

این روزها هزار و دو چندان شکسته ای
حالا کجایِ روضۀ بابا نشسته ای؟

رخت سیاه داغ پدر کرده ای تنت
قربانِ ریشه های نخ شال گردنت

آماده می کنی کفن و تربت و لحد
مَردِ سیاه پوش، خدا صبرتان دهد

گویا دوباره بی کس و بی یار وخسته ای
این روزها کنار دو بستر نشسته ای

انگار غصه دارِ جراحات سینه ای
گاهی به سامرایی و گاهی مدینه ای

یک بار فکرِ زهر و دلِ پُر شراره ای
یک بار فکر واقعه ی گوشواره ای

با این که بر سرِ پدرِ دیده بسته ای
اما به یاد مادر پهلو شکسته ای

آن مادری که بال و پرش درد می کند
هم کتف و شانه هم کمرش درد می کند

هم بین خانه گفت و شنودش اشاره شد
هم آسمانِ روسریش پر ستاره شد

دو ماه و نیم کارِ حسن مو شکافیُ
دو ماه و نیم بازوی مادر غلافیُ

دو ماه و نیم گونه ی زخمیِ ماه تر
از چادرِ سیاهِ سرش سیاه تر

__________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت امام حسن عسکری (ع)

وقتی امام عصرِ ما امشب عزادار است
برپایی این روضه ها واجب ترین کار است

پیراهن و شال عزا، مولا به تن دارد
امشب تمام عرش با آقا عزادار است

بی جرم و تقصیری به زندان شد امامِ ما
یوسف به زندانی شدن آیا سزاوار است؟

زندان برای عاشقان خلوتگه خوبی است
هر روز، روزه… هر شبش دیدارِ دلدار است

ای کاش قدری معتصم شرم و حیا می کرد
اصلا که گفته او ز آقا دست بردار است؟

با زهرِ کاری، عاقبت زهر خودش را ریخت
این روضه ی زهر و جگر الحق که دشوار است

از ترسِ رسواییِ خود از این جنایت ها
در هر کجا پشت سرش گفتند: بیمار است

مردی که هر شب تا سحر غرق عبادت بود
این چند روزه تا سحر از درد، بیدار است

رنگش دگرگون می شود هر بار از دردش
پهلو به پهلو می کند، هرچند ناچار است

در این دَمِ آخر شنیدم کعبه هم می گفت:
بیچاره من که قسمتم هجرانِ از یار است

در سامرا بوی مدینه می رسد انگار
آقا به یاد محسن و خونِ به دیوار است

در بسترش هر شب سؤال از مادرش می کرد
مادر چرا پس بسترت اینقدر گلدار است؟

در جست و جوی علت آن سینه ی مجروح
حالا شده خیره به در، در فکر مسمار است

میخواست تا یک جرعه ی آبی بنوشد که
افتاد از دستش قَدح، از بس که تب دار است

*خادم امام عسکری میگه: دیدم اون لحظه ی آخر، آقا با اشاره داره میگه، با زحمت داره میگه: یه ظرف آب برام بیار، میگه ظرف آب رو آوُردم خدمتِ آقا رسوندم، به دستِ آقام دادم، دیدم آقا ظرفِ آب رو برداشت، نزدیک دهان آوُرد، اینقدر این بدن ضعف داره، این قدر این کاسه ی آب به دندان آقا خورد دید نمیتونه آب رو بنوشه، به من فرمود: برو حجره ی بغل، یه پسرِ کوچکی میبینی در سجده است، پسرم مهدی است، صداش بزن بیاد، بگو: لحظه ی احتضار باباتِ، بیا بالا سرش، میگه: رفتم توی حجره، دیدم در سجده است، داره با خدا مناجات میکنه، صبر کردم، نماز آقا که تمام شد گفتم: آقاجان! پدرتون فرمودن بیایید، لحظه ی آخرِ…
امامِ پنچ ساله اومد، سرِ بابارو به دامن گرفت، آروم آروم، جرعه جرعه آب به دهان بابا ریخت، لحظه ی آخر از این آب نوشید امامِ عسکری، رسمِ دنیا بر اینه لحظه ی آخر پسر سَرِ پدر رو به بالین میگیره… اما میگن کربلا رسم عوض شد، دیدن ابی عبدالله داره با سَرِ زانو خودش رو میرسونه به میدون، همه با انگشت دارن حسین رو بهم نشون میدن، بالای سَرِ علی اکبر که رسید، ارباب مقاتل نوشتن:”صاحَ سَبعَ مَرّات” یعنی فریاد میزد:”وا وَلَداه!” پسرم!…
امامِ عسکری تشنه جون نداد، همین برا ما بس، اما شهید کربلا تشنه جون داد، چه خبر بود کربلا، یه نفرم دلش برا این شهید مظلوم نسوخت، اما نه یه نفر سوخت، میگه: دیدم یه صدا از گودال میاد:”اَنَاالعَطشان” یه صدای محزونی میاد: مادر تشنمه… هلال میگه: دلم سوخت برا ابی عبدالله، گفتم: من برم به دادِ حسین برسم، یه سپر داشتم آبش کردم، رفتم برم تویِ گودال، میگه: یه وقت دیدم شمر داره از تویِ گودال بیرون میاد، گفت: هلال کجا داری میری؟ گفتم: مگه نمیشنوی صدای پسرِ فاطمه رو؟ هی صدا میزنه آی جگرم داره میسوزه… گفت: هلال دیر اومدی، من سیرابش کردم، من کارش رو تمام کردم، دیدم دست و پاش داره میلرزه، گفتم: تو اینقدر سنگ دل هستی که از چیزی نمیترسی، چرا بدنت داره میلرزه، گفت: هلال! توی گودی قتلگاه فقط من بودم و حسین، اما دیدم یه صدای زنونه ای میاد، هی میگه:”بُنَیَّ!” پسرم! ” قَتَلوکَ وَ مِنَ الماءِ مَنَعوکَ” حسین…

__________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت امام حسن عسکری (ع)

یا حَسَن بن علی اَیُّها العسکری
حُسن ختام شصت و نه شبِ نوکری

یا اَبَالمهدی! یا اَبَالمهدی!

ای نام تو هر زمان فریادِ من
من صید و نگاه تو صیادِ من
ای نوکرِ اجدادِ تو اجدادِ من

السلامُ عَلَی، آقازاده ی علی
دومین حَسَنِ، خانواده ی علی

یا اَبَالمهدی! یا اَبَالمهدی!

وَ اَنتَ قالَ: مِن عَلامَةِ المؤمنین
زیارةَ الحُسین، فی یومِ الاَربعین

یا اَبَالمهدی! یا اَبَالمهدی!

ای خورشید سامرا ای آقایِ من
من مجنونم و تویی لیلایِ من

جانم حَسَن، جانم حُسین، آقایِ من

السلامُ عَلَی، آقازاده ی علی
دومین حَسَنِ، خانواده ی علی

یا اَبَالمهدی! یا اَبَالمهدی!

 

متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت امام رضا (ع)

9
متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت امام رضا (ع)

متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت امام رضا (ع)

تو قرارمی، تو صاحب اختیارمی
تو قرارمی، خوشیِ روزگارمی
تو قرارمی، همیشه پای کارمی،آقا

وقتی می گیره دل من میرم مشهد
داره می میره دل من میرم مشهد

سلطان منی، جان منی
پرِ دردمُ درمان منی
چه خوشم با تو همسایه شدم
سایه ی سرِ ایرانِ منی

«صلّ عَلی روحکَ یا امام رضا ..»

ای امام من، رفیق بامرام من
ای امام من، نگاهت التیام من
ای امام من، غمت غم مدام من

سرمستم با جام ناب سقاخونه ت
اشکم میچکه تو آب سقاخونه ت

صحن تو پناهگاه منه
ضریحت شاهد آه منه
آسمون کبوترهای تو
خواهش دست کوتاه منه

«صلّ عَلی روحکَ یا امام رضا ..»

امام رضا، می مونه چشممون به راه
یا امام رضا، سر قرارمون بیا
یا امام رضا، بیا برس به داد ما،آقا

کی دست منُ می گیره الا چشمت
کی عذرم رو می پذیره الا چشمت

محتاج نگاه تو منم
اگه اینجوری فریاد می زنم
تو شکوه حرم گم که میشم
یاد غربتِ صحن حسنم

«صلّ عَلی روحکَ یا امام رضا ..»

______________________________________________________

متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت امام رضا (ع)

تا حالا شده که خسته بشی دلت بگیره
تا حالا شده حس کنی جوونیت داره میره
تا حالا شده نیت بکنی جایی باشی که
غصه هات بمیره

شونه ی خستگی هات کجاست
کجا آرامش این دلاست
بهترین جا واسه عاشقی
حرم امام رضاست

کیه اونی که تو سختی‌ها پناهته
امام رضاست
کیه اونی که همیشه چشم به راحته
امام رضاست
کیه اونی که نگاش توی نگاهته
امام رضاست

منو می‌شناسی همون گدام
نتونستم حرمت بیام
تو خودت یه کاری کن برام
جزو دلتنگای کربلام

می‌بینی بارونیه چشام
تو خودت یه کاری کن برام

تا حالا شده حس کنی که هیشکی رو‌نداری
تا حالا شده تنهاشی تو اوج بی قراری
اما فکرشو بکن که حتی توی برزخ
امام رضا رو‌ داری

اونیکه فکر من و شماست
دَم‌ مردنم کنار ماست
همه دلخوشیم تو زندگی
حرم امام رضاست

کیه اونیکه صاحب اختیارته
امام رضاست
کیه اونی که اونیکه همیشه بی قرارت
امام رضاست
کیه اونیکه حس میکنی کنارته
امام رضا ست

حرمت خونه خسته‌ها ست
هر موقع میری برو‌ بیاست

هم‌ مدینه‌ست هم‌ کربلاست
آب سقا خونه‌تون شفاست

خاک صحنای تو‌ کیمیاست
هم‌ مدینه‌ ست هم‌ کربلا

کیه اونی که دلت میخواد صداش کنی
امام رضاست
کیه اونی که دلت میخواد نگاش کنی
امام رضاست
کیه اونی که میخواد جون فداش کنی
امام رضاست

وقف تو میشه صدای من
میخوامت امام رضای من

ای برات کربلای من
حرمت خواب شبای من

ای بهشت با صفای من
ای برات کربلای من

______________________________________________________

متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت امام رضا (ع)

“یا اَبَاالقاسِم یا رَسوُلَ اللّه، یا مُحَمَّد بن عَبدِالله، یا اِمامَ الرَّحمَه، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِه، یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه”

اي ملائک سوي يثرب همه پرواز کنيد
شمع سان، ناله و سوزِ جگر آغاز کنيد
همه با هم به سَما دستِ دعا باز کنيد
خون فشانيد ز چشم و به خدا راز کنيد
مُهرِ غم، نقش به بال و پرتان مي گردد
مرگ دورِ سَرِ پيغمبرتان مي گردد
پيک غم از حرمِ خواجه ي اَسرا آيد
خبر از فاجعه ي محشر کبري آيد
کاورانِ اَجل از جانبِ صحرا آيد
نگذاريد دَرِ خانه ي زهرا آيد
قاصد مرگ کجا، کعبه ي مقصود کجا
مَلَکُ الموت کجا، خانه ی معبود کجا

* مثل پروانه ای حضرت زهرا داره دورِ بابا میگرده، اشک میریزه، دستمالِ نمناکی روی پیشانی گذاشته، تبِ بدن رسول اکرم، تن فاطمه رو میلرزونه، ناگهان بی بی صدای در شنید، آمد پشت در حضرتِ فاطمه، در رو باز کرد، یه نفر دَمِ در ایستاده با ادب، اجازۀ ورود میخواد، شما کی هستید؟ گفته باشه: من سائلِ دَرِ این خانه هستم، گفت: برو ای سائل، برو حالِ پدرم خوب نیست، برو یه وقت دیگه ای بیا…*

اَجل اِستاده هراسان به دَرِ بيت رسول
پشت در لحظه به لحظه طلبد اذن دُخول
لرزد از زمزمه ي او دلِ زهراي بتول
فاطمه نزد پدر آمده محزون و ملول

*اومد پیش بابا، کی بود در میزد؟ پدر جان! گفت: من سائلم، میخوام شمارو ببینم، دوبار، سه بار تا حالا اومده، پیغمبر فرمود: فاطمه جان! نشناختیش؟…*

که اي پدر پيک عجيبي است تو را مي خواند
کيست کز هر نَفَنش قلب مرا لرزاند
گفت در پاسخِ زهرا پدر، اي پاک سرشت
دست تقدير براي تو غمي تازه سرشت
پدرت مي رود امروز به گلزار بهشت
آسمان کوهِ بلا را به سر دوش تو هِشت
فَلَک امروز پُر از ناله ي جبرائيل است
اين غريبي که بُوَد پشت در، عزرائيل است

* دخترم! این برادرم مَلَكُ الموتِ، از هر در خونه ای بخواد وارد بشه اجازه نمیگیره، اما چون تو جلوی در ایستادی، تا تو اجازه ندی وارد نمیشه…
یا رسوالله! نذاشتن آب کفنت خُشک بشه، کاش فقط اجازه نمیگرفتن، اومدن هیزم آوُردن، کاش فقط هیزم می آوُردن، آتیش زدن، با لگد در رو شکستن…
یارسول الله! بعد از رحلت شما…*

کار و بار دو جهان ریخت بهم غوغا شد
چشم زهرا و علی بعدِ شما دریا شد
رفتی و خنده به کاشانۀ تو گشت حرام
رخت مشکیِ یتیمی به تنِ زهرا شد
عهد و پیمان غدیرت به فراموشی رفت
حکم بر خانه نشینی علی امضا شد
بعدِ تو حُرمت کاشانۀ تو حفظ نشد
پای اولاد حرامی به حریمت وا شد
دخترت پشت در و آتش و دود و مسمار
خوب فرمان موَدت به خدا اجرا شد

*مگه آیۀ قرآن نیست که خداوند فرمود: ای پیغمبر! به این مردم بگو:”لا اَسئَلُکُم عَلَیه اَجرًا، اِلا مَوَدَةَ فى القُربیٰ”
بیست و سه سال چه زحمت ها کشید، دندونش رو شکستن، محاصره اش کردن، تحریمش کردن، شکمبه شتر روی سرش خالی کردن، زدنش، تبعیدش کردن، دلش رو شکستن، اما پیغمبرِ مهربانیِ، اهل گذشته، اهل ندید گرفتنِ، اما فرمود به امر خدا: هیچ مزدی از شما نمیخوام، فقط به من قول بدید با بچه هام مهربون باشید، با دخترم مهربون باشید، دلشون رو نشکنید…
یا رسول الله!….*

خبرِ پر زدن فاطمه، حیدر را کُشت
چند باری به زمین خورد علی تا پا شد
روضه ها هست، بمانند، ولی عاشورا
تشنه لب شاهِ غریبی که تک و تنها شد
از بلندی فَرَس تا به زمین خورد شنید
صحبت از غارتِ معجر ز سَرِ زن ها شد
زینتِ دوش شما بود ولی کرب و بلا
منزلش خار و خس بادیه و صحرا شد

*مگه شما حسین رو بغل نمیکردی؟ مگه روی دوشِ شما جاش نبود؟ مگه رویِ سینۀ شما جاش نبود؟
وقتی پیغمبر داشت جون میداد، امام حسین سن و سالی نداشت، تو اون عالمِ بچگی خودش رو انداخت رو سینۀ پیغمبر اکرم، اهل خانه اومدن بردارن، آخه سینۀ محتضر رو باید سَبُک کنی، اما دیدن دست پیغمبر داره اشاره میکنه، دست نزنید، وقتی حسینم رویِ سینۀ منه من راحت جون میدم…
یه روز حسین رویِ سینۀ پیمبر، یه روزم رویِ خاکِ داغ کربلا…ای حسین…*

زینتِ دوش شما بود ولی کرب و بلا
منزلش خار و خس بادیه و صحرا شد
داد زد زینب کبری: به روی سینه نرو
گوش قاتل نشنید و قد مادر تا شد
سر او تا که جدا شد زره اش را بُردند
زره اش هیچ، سرِ پیرهنش دعوا شد

______________________________________________________

متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت امام رضا (ع)

هنوز خونِ تو در قتلگاه میجوشد
چه کرده با دلِ عشاق جسمِ درهمِ تو

دوباره ماهِ غمِ تو تمام شد اما
چگونه دل بِکَنم از لباسِ ماتمِ تو

*امشب امام رضا میخواد برای همه ی ما روضه بخونه، روضه خون امام رضاست، ما هم گریه کن…*

یابن‌الشبیب! عمه‌ی ما راه دور رفت
می‌خواست قتلگاه بماند به زور رفت

آتش گرفت چادرش اما کسی ندید
پنجاه و پنج سال قدش را کسی ندید

پنجاه و پنج سال بدون غمی نبود
تا آن زمان مقابل نامحرمی نبود

پنجاه و پنج سال پرش را گرفته‌اند
مردانِ خانه دور و برش را گرفته‌اند

یابن‌الشبیب! عمه‌ی ما احترام داشت
چندین امام زاده و چندین امام داشت

پیشِ بزرگ قافله فریاد می‌زدند
یابن‌الشبیب! بر سرِ او داد می‌زدند

یابن‌الشبیب! دختر دلگیر را زدند
پنجاه و پنج ساله زنی پیر را زدند

یابن‌الشبیب! آتش خیمه امان نداد
فرصت به روی زخمی دختران نداد

یابن‌الشبیب! بسکه زمین خورد جان نداشت
می‌خواست راه علقمه گیرد توان نداشت

از پیشِ نیزه‌هایِ شکسته عبور کرد
او را به دست‌های خودش جمع و جور کرد

او را به ریگ‌های پریشان سپرد و رفت
او را به آفتاب بیابان سپرد و رفت

غریبِ گودالی، یارالی
تشنه و بی حالی، یارالی

زیرِ سُمِ اسبا، یارالی
زخمی و پامالی، یارالی

چیزی نموند از بدنت
با همه چیز میزدنت

تنها تویِ یه گُلِ جا
غریب گیر آوُردنت

صدات چه آرومِ، یارالی
تیغِ رو حُلقومِ، یارالی

مادرمون میگه، یارالی
بچه ام مظلومِ، یارالی

رگات چه نامرتبِ
شمر چقدر بی ادبِ

به من میگه تَنِ حسین
به زیرِ نعلِ مَرکبِ

تنها نذار مارو، یارالی
خیمه ی زن هارو، یارالی

می سپاری دستِ کی؟ یارالی
زینبِ کبری رو، یارالی

غصه مگه امون میده
بی تو رقیه جون میده

خولی داره به لشکرش
خیمه هارو نشون میده

*اباصلت دید امام رضا عبا به سر کشیده و افتان و خیزان داره میاد، جوری که روایت میگه: پنجاه بار امام رضا به زمین نشست و بلند شد، همینطور مثل مار گزیده امام رضا داره به خودش میپیچه… فرمود: اباصلت! فرش های حجره رو جمع کن، میخوام مثلِ جدم حسین جون بدم، میخوام این صورتم رو رویِ خاک بذارم، هی بگم: حسین!…اما جوادش اومد سرِ امام رضا رو بغل گرفت…
تویِ این عالم قرار نیست، سرِ هیچ کشته ای رویِ زمین بمونه اِلا حسین… همه رو یکی بود سرشون رو بغل بگیره، اما اربابِ من و تو اون لحظه های آخر صورتش رو گذاشت رویِ خاکِ کربلا، از زیر چشم هی داره خیمه هارو نگاه میکنه، دید یکی از دور داره میاد، به سر میزنه، به سینه میزنه…*

به سمت گودال از خمیه دویدم من
شمر جلوتر بود، دیر رسیدم من

*نوشتن امام رضا اینقدر غریب بوده، کسی رو نداشته براش گریه کنه، زنهای توس مهریه هاشون رو بخشیدن، گفتن: مهریه هامون رو میبخشیم، فقط به ما اجازه بدید ما بریم تشییع جنازه امام رضا، میگن: امام رضا کسی نداره، ما بریم زیرِ تابوتش رو بگیریرم، زنهای شهر توس همه گُل آوُردن، رویِ تابوتِ امام رضا ریختن، همه گریه میکردن برا امام رضا، اما یه شهر دیگه هم من سراغ دارم، زنهای اون شهرهم همه جمع شدن، روی پشت بامها رفتن، بعضی هام اون پایین می رقصیدن، کف میزدن، هلهله میکردن، چه خبر شده؟ میگن: یه عده خارجی آوُردن، ای حسین!

______________________________________________________

متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت امام رضا (ع)

“صَلَّ اللهُ عَلَیکَ یٰا عَلی اِبنِ موسَی أَلرّضٰآ، یا أیُّهَا الرَّئُوف”

قربونِ حرمت برم، ای آقای مهربون! وقتی میام تو حرمت، مقابلِ ضریحت می ایستم، انگار پدر و مادرم بغلم گرفتن، قربون پلک های زخمی تو برم که برای جد غریبت هی اشک می ریختی، هی روضه میخوندی…
مرحوم محدث قمی نقل میکنه: بدن امام رضا رو هم شبونه دفن کردن، عروسای نوقان داشتن میرفتن خونه ی بخت، دیدن یه بدنی رو غریبانه دارن تشییع میکنن، همین که فهمیدن بدنِ جگر گوشه ی زهراست، به شوهراشون گفتن: مهریه های ما حلال و آزاد، هر چی هدیه براشون آوُردن نذر امام رضا کردن، بدن امام رضا رو گُل بارون کردن، رفتن یه عده گُل آوُردن بریزن رویِ تابوتِ آقا، درستش هم همینه، بدنِ بچه ی زهرا احترام داره، کربلا هم زن های بنی اسد اومدن از فرات آب ببرن، دیدن یه عده بدنِ بی سر روی زمین افتاده، اینجا هم زنها واسطه شدن بنی اسد اومدن، میخوان این بدنهارو شناسایی و دفن کنن… ای بی کفن حسین!…*

یابن شبیب گریه به جز داغ او مکن
این حرف را به پیش کسی بازگو مکن

ناموس جَدِّ ما روی تل با اشاره گفت
ای بی حیا! حسینِ مرا زیر و رو مکن

یابن شبیب تیغ به حنجر کشید شمر
رگها وگوشتهای گلو را برید شمر

یابن شبیب ضربه به پهلوی او زدند
در پیش عمه چنگ به گیسوی او زدند

*ای حسین…*

بگو چکار کنم تا تو را تکان ندهند
لباس های تنت را به این و آن ندهند

______________________________________________________

متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت امام رضا (ع)

*گفت: بابا!…*

ناله اي بر لبم از فَرطِ تقلا مانده

*روضه خونِ شب آخر خود امام رضاست، حالا یه مروری هم به بعضی از روضه ها میکنه…*

ناله اي بر لبم از فَرطِ تقلا مانده
سوختم از عطش و چشم به دریا مانده

باز دلتنگ جوادم كه در اين شهر غريب
به دلم حسرت يك گفتن بابا مانده

*شنیدنش هم سخته، من بمیرم برا دل جوادالائمه که منظره رو دیده..‌.گفت: *

دست و پا مي زنم از بس جگرم مي سوزد

*جگرم از فرط تشنگی نمیسوزه، جگرم برا چیز دیگه ای میسوزه …*

دست و پا مي زنم از بس جگرم مي سوزد
به لب سوخته ام روضه ي زهرا مانده

جان به لب مي شوم و كرب و بلا مي بينم
كه لب كودكي از فرط عطش وا مانده

*دم آخرش امام رضا داره یک به یک روضه هارو‌ مرور میکنه ..*

مادرش چشم به راه است كه آبش بدهند
واي از حرمله آنجا به تماشا مانده

شعله ورمي شوم از زهر و حرم مي بينم
كه در آتش دو سه تا دختر نو پا مانده

دختري مي دود و دامن او مي سوزد
رد يك پنجه ولی بر رخ اوجا مانده

اين طرف غارت و سيلي و نگاه بي شرم
آن طرف بر نوک نيزه سر سقا مانده

*اباصلت میگه: طبق دستور آقام جلو‌ در ایستاده بودم، منتظر بودم، حضرت فرموده بو اباصلت! اگه دیدی موقع برگشت عبای خودم رو روی سر انداختم، بدون اینا به مقصودشون رسیدن، کار از کار گذشته…
میگه: دل تو دلم نبود، نکنه بلایی سر آقام بیارن…دَرِ کاخ باز شد دیدم امام رضا عبارو روی سر انداخته…
این زهر خیلی زهر بدی بود، به امام حسنم‌ زهر دادن، اما چهل روز در بستر بود، اما این زهر سریع امام رضا رو‌ از پا انداخت، چه زهری بود این نانجیب به امام رضا داد ؟!
اباصلت میگه: یه ذره راه تا خونه رو دیدم پنجاه مرتبه هی نشست روزمین، گاهی دست رو‌جگرش میذاشت، میگفت: آخ پسرم! گاهی وقتا که تعادل از دست میداد میخورد رو زمین میگفت :آخ مادرم ….
میگه تا رسیدن تو‌ حجره فرمود: همه درهارو ببند کسی به دیدنم نیاد، فرش این حجره رو هم‌جمع کن…
گفتم: آقا! درهارو‌ میبندم‌چشم، اما چرا فرش رو‌جمع‌کنم؟! حضرت فرمود: لحظات آخر عُمرِ منه، میخوام مثل جد غریبم رو‌ خاکا جون بدم…
میگه: مثل شخص مار گزیده به خودش می پیچید امام رضا، اما میدونستم منتظره، چشم به راهه، یه مرتبه دیدم یه آقا زاده ای وارد حجره شد، شال عزا گردن انداخته، صورت مثل ماه میدرخشه، حواسم پرت بود سؤال کردم، گفتم‌: شما کی هستید؟ من همه درهای حجره رو بسته بودم، فرمود: اباصلت! خدایی که یه لحظه از مدینه من رو به توس بیاره، قادر نیست از در بسته وارد کنه!؟
فهمیدم جوادالائمه است، عذر خواهی کردم، گفتم: آقاجان! تشریف بیارید باباتون خیلی وقته منتظرتونه…
امام رضا تو این چند روزی هم‌ که حضرت تو بستر بودن، نوشتن: آقایی که بدون غلامهاش سر سفره نمی نشست، غذارو حتما باید با غلامها میخورد، این روزا هرچی آقارو‌ گفتن: سر سفره تشریف نمیارید؟ میفرمود: غلام ها بخورند، نوش جانشون، من توان ندارم بشینم…
این امام رضا با این حال، اباصلت میگه: تعجب کردم، همۀ وجودش رو امام رضا جمع کرد تا جوادالائمه از در اومد، دیدم این چند قدم رو بلند شد، با پاهای خودش راه رفت، دست گردن جوادش انداخت، رو زمین افتاد…
درستش هم همینه، آدم‌ وقتی جَوُونش رو‌میبینه جون میگیره، اما نمیدونم‌چرا یه جَوُون تو‌کربلا، وقتی باباش دیدش جون از پاهاش رفت…
از اسب پیاده شد چند قدم رو راه بره، یه وقت دیدن وسط میدان ابی عبدالله خورد زمین، دیگه پاهاش طاقت نداره، ای حسین…*

 

27 سپتامبر 22
بدون دیدگاه
1,460
دانلود

متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت پیامبر اکرم (ص)

2
متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت پیامبر اکرم (ص)

متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت پیامبر اکرم (ص)

می کُشدم آه، این غصه جانکاه
دوری تو ای ماه، یا رسول الله

بنگر غم ما همه را، تنهایی فاطمه را
بشنو ز نفس نفسم، این زمزمه را

بارانی شد این شبها چشمان زهرا
بر لب آمد جان زهرا، بابا بابا

دنیا بدون تو، آوار ماتم‌است
هر چه بگریم آه، از دوری ات کم است

آرام جان من، یا ایهاالرسول
خون گریه می کند، در ماتمت بتول

برده توانم، این گریه ناگاه
هنگام وداعت، یا رسول الله

شد هجر تو قاتل من، آتش زده بر دل من
وای از غم دوری تو، وای از دل من

در شهر تو تنهاییم بعد از تو تنها
فریاد از این دلتنگی‌ها بابا بابا

دنیا بدون تو، هر لحظه اش غم است
هر چه بگریم آه، از دوری ات کم است

آرام جان من، یا ایهاالرسول
خون گریه می کند، در ماتمت بتول

_____________________________________________________

متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت پیامبر اکرم (ص)

دیگه نداره کوچه ها عطرِ پیمبر خدارو
دیگه نمیشنوه کسی اون ربنای آشنارو

خونه ای که بازه، درش به مسجدِ پیمبر
غرق اشک‌وآهه،ا ز ناله ی زهرا وحیدر

آه از اون لحظه که، اجل با سوز وناله در زد
آه از پیغمبر که وصیتو نگفت و پرزد

عده ای نخواستن، حرفشو بدونن
بی خبر بمیرن، بی خبر بمونن

آه از این مصیبت …

همین یه خط روضه و همین یه خط اوجِ غربت
تن پیمبر رو زمین، یه عده در پی خلافت

انگار کم‌کم داره، میرسه روزای غم ‌و آه
روزای هیزم ‌و آتیش و ضربه های جانکاه

زهرا باید باشه، مواظبِ طفلِ تو راهش
این روزا که رفته، از این جهان تنها پناهش

غیر فاطمه نیست، یار برای حیدر
نیست کسی تو این شهر، آشنایِ حیدر

آه از این‌مصیبت ..

*یه بندم بریم ‌دَرِ خونه امام‌حسن…*

ای غریب زهرا …

با بی کسی ها شد عجین، هم‌بودن و هم ‌رفتن تو
تیرا میان یکی یکی، برای تشیعِ تن تو

غربتت رو‌تنها، زِره زیر عبا میدونه
تنهایی تو‌خونه ات رو ‌فقط خدا میدونه

از کوچه‌های شهر، که میگذری آتیش میگیری
انگار که با مادر، داری باز از کوچه‌ها میری

پیش چشمای تو، ‌مادری زمین خورد
پیش چشمای تو، ‌چادری زمین‌خورد
کوچه های این شهر چی سَرِ تو ‌آورد

سیدی حسن‌جان!
ای حسن، حسن‌جان…

_____________________________________________________

متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت پیامبر اکرم (ص)

تا خطِ ارتحالِ پیمبر نوشته شد
دردی رسید و داغ مُقَّدر نوشته شد

داغی بزرگ بود که تسکین نمیگرفت
بعدش چقدر زخم مکرر نوشته شد

این بغض های جاهلی بیشمار تر
یک جا به پای حضرت حیدر نوشته شد

جرمی که او بخاطر عصمت نکرده بود
پای علی هزار برابر نوشته شد

بیش از هجوم ‌آتشِ غربت به اهل بیت
شکر خدا که سوره ی کوثر نوشته شد

مقتل به دستِ میخِ ‌همین خانه ی کبود
پیش از لهوف پشت همان در نوشته شد

یک بخش روی سینه ی دیوار و بخش بعد
بر سینه دست، پهلوی مادر نوشته شد

فصلی میانِ مسجدو محراب و فصل بعد
بر تشت در مقابل خواهر نوشته شد

گاهی به دست نیزه وگاهی به دست تیغ
مقتل به روی مقتلِ دیگر نوشته شد

گفتم ادامه را ننویسم ولی نشد
این واژه ی سه شعبه هم آخر نوشته شد

دستی نجس درآمد و کاری پلید کرد
وا حیرتا که خاکِ مطهر نوشته بود

گودال قتلگاه پُر از بوی سیب بود
این صفحه ها چقدر معطر نوشته شد

یک فصلِ ناتمام که آن هم نوشتم
با سُم‌ِّ اسب و پاره ی پیکر نوشته شد

تنها نه کربلا که شبی در هراسِ شام
کنج خرابه مقتلِ دختر نوشته شد

بعد از چقدر نوحه ی بی سر نگاشتم
بعدش چقدر روضه ی با سر نوشته شد

برسر بزن ‌که نوحه ی مادر شنیدنی است
حالا بیا که روضه ی خواهر نوشته شد

_____________________________________________________

متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت پیامبر اکرم (ص)

گریه نکن برام، که می گیره دلم
می دونی که میشه غمِ تو قاتلم

گریه نکن برام سراپا آتیشم
یه روزی می رسه که زود میای پیشم

*آروم در گوشش گفت:عزیزدلم! اولین نفر تو میای پهلوم، آروم باش، گریه اش تموم شد فاطمه…*

یه روز میاد داری با چشم ترت می سوزی
یه روز به پشت این در، با پسرت می سوزی

یه روزی میخِ در به بال و پرت می گیره
زبونه هایِ آتیش به معجرت می گیره

*پیغمبر می سوخت و می گفت:…*

زهرا! خدانگهدار، زهرا! خدانگهدار…

یه روزی پُر میشه کبودی رو تنت
چهل نفر میان برای کشتنت

چهل نفر میان که شر به پا کنند
دست تو رو تا از علی جدا کنند

یه روز میاد می بینی تنها تو کوچه هایی
به پیش چشم حیدر به زیر دست و پایی

یه روزی رو می بینم که کوچه غرق مِه شه
این حقِ یاس من نیست، که زیر پاها لِه شه

زهرا! خدانگهدار، زهرا! خدانگهدار…

*یه وقت دیدند در باز شد، دو تا آقازاده دویدند داخل، حسن و حسین خودشون رو روی سینه رسول الله انداختند. دستور دینِ، میگن: محتضر اون لحظه سینه اش سنگینی می کنه، حتی میگن: دکمه ی پیراهنش رو باز کنید.
امیرالمؤمنین تا اومد بچه ها رو برداره، پیغمبر فرمود:بگذار بچه ها همین جا رو سینه ام بمونند…پیامبر کجا رو داره می بینه؟*

صحنه ای که باید، ببینم اومده
حسینتُ ببین، رو سینه ام اومده

می سوزه قلب من تو موج اشک و آه
رفته دلت کجا؟! غروب قتلگاه

*پیغمبر داره برای علی و فاطمه روضه می خونه…*

ریختند تو قتلگاهُ، حُرمت نگه نداشتند
نامردا حتی کهنه، پیرهن براش نذاشتند

با حوصله نشستند، تا قتل صبر کردند
حالا که کشتنش باز، دنبال چی می گردند

حسین غریب مادر…

*میخوام بگم: یا رسول الله! درست گفتی، اگر حسین روی سینه ات باشه، سینه ات سنگینی نمی کنه… رحمتِ واسعه ی خدا، اگه حسین پاشُ رو روی سر ما بذاره تازه میتونیم نفس بکشیم… اما بمیرم برا اون لحظه ای که سینه ی خودش سنگین شد… بدترین آدمِ رویِ زمین رو سینه اش نشست…یه وقت زینب نگاه کرد…”” وَ الشِّمْرُ جَالِسٌ عَلَى صَدْرِه…”حسین….*

_____________________________________________________

متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت پیامبر اکرم (ص)

عجب به عهد رسول خدا وفا کردند
فزون ز حَدِ توان بر علی جفا کردند

*دو سه روز دیگه…*

به جای شاخه گُل بار هیزم آوردند
شراره هدیه به ناموس کبریا کردند

*پای روضه بی بی باید بلند بلند گریه کرد…آی جوان ننه…یه جوری گریه کنید همه بفهمند روضه، روضه ی جوانِ…*

به جای مزد رسالت زدند فاطمه را
نه از خدا، نه ز پیغمبرش حیا کردند

*گریه هات رو برای کِی میخوای بذاری؟ خداحافظ مُحرم و صفر…*

می سوخت در و فاطمه پشت در بود

*یا امام حسن! من میگم غریب تر از همه شمایید…جلو چشمت مادرت رو کتک زدند…دستش تو دست مادر بود‌…*

می سوخت در و فاطمه پشت در بود
دل از دَرِ آتش زده سوزان تر بود

بر فاطمه بود فضه نزدیک ولی
نزدیک تر از کنیز، میخِ در بود

*یا رسول الله! همه ی ما از بچگی شنیدیم، وقتی رو سر و صورت شما خاکستر می ریختند، وقتی به شما سنگ می زدند، جسارت می کردند، حضرت خدیجه می اومد جلو، خودش رو سپر می کرد، مبادا سنگی به پیغمبر بخوره… زینب هم ارث بُرده بود… دید یه پیر زنی داره رو زمین دنبال سنگ می گرده، اول پرسید سر حسین کدومِ؟ نانجیب چنان سنگی به سرِ ابی عبدالله زد… زینب تا این صحنه رو دید، دوید خودش رو سپر کرد…
میدونی یاد کجا افتادم؟ بالا بلندی ایستاد، دید شمر داره میره توی قتلگاه…*

به سمت گودال از، خیمه دویدم من
شمر جلوتر بود، دیر رسیدم من

*بگم کِی رسید؟ یه وقتی رسید…*

یکی عصا میزد
یکی به روی صورت تو
با دو کف پا می زد

* یَا رَحْمَةَ اللهِ الْوَاسِعَه، یَا بابَ نَجاةَ الاُمه…*

دم غروب می گیره دلم
نگو حرم که میره دلم

همه رفیقام رفتنُ
من موندمُ

به جون هر چی مرده قسم
اگه به کربلا برسم

برای تو می میرم
تنها با یه نگاه

خاطره ی اولین بار، نگاه به صحن علمدار
دلم رو کرده گرفتار، دلتنگتم ای یار

*” یَا رَحْمَةَ اللهِ الْوَاسِعَه،یَا بابَ نَجاةَ الاُمه…رَحَمَ الله مَن نادیٰ: یا حسین…*

_____________________________________________________

متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت پیامبر اکرم (ص)

رسول الله غرقِ احتضار است
به دیدار اجل در انتظار است

امیرالمؤنین بالین بستر
به دامانش سر پاک پیمبر

خدا را نم نمک، جان میسپارد
غمی را زیر لب بر میشمارد

*این داستانِ شهادت پیامبرِ… *

کنون که نخل عمرش برگ برگ است
سخن از ماجرای بعد مرگ است

خطابش با علی با چشم گریان
خدا صبرت دهد زین پس علی جان

اگر که بی مُعین ماندی پس از من
اگر خانه نشین ماندی پس از من

اگر لوح‌فدک شد پاره پاره
اگر شد فاطمه بی گوشواره

اگر دیدی که عهدت را گسستن
منافقها حریمت را شکستن

اگر کفار بر بیتت بتازند
اگر سیلی به زهرایت نوازند

اگر ناموس تو زیر لگد ماند
اگر زهرا به زیر در تو را خواند

به اینجا که رسید اوج‌ مصیبت
چو‌ ناموسیٖ شد آن‌ غمها و محنت

علی غش کرد باز آمد به هوشُ
به دستورات احمد داد گوشُ

ادامه داد پیغمبر به سختی
که برتن کن علی از صبر رختی

علی جان جبرئیلم این خبر داد
اگر دیدی به خانه شعله افتاد

اگر دیدی که شد دست تو بسته
اگر پهلوی زهرا شد شکسته

اگر دیدی که او‌ نقش زمین شد
اگر شش ماه ات سِقطِ جنین شد

علی جان! استقامت داری یا نه؟
برای داغ طاقت داری یا نه؟

به اشک همچو‌ باران گفت مولا
الا ای صاحب اوصاف والا

اگر چه امتحانی سخت دارم
به غیر طاعتت حرفی ندارم

علی باید شود سنگ صبورت
فقط دارم سؤالی از حضورت

اگر که دین حق باقی بماند
چه باکی کوثر و ساقی نماند

صبوری میکنم ای نور دیده
کنم صبری که هرگز کس ندیده

دراین ساعت حسین آمد کنارش
حسن أمد به چشم اشک بارش

یکی بر سینه احمد فتاده
یکی بر پای جدش سر نهاده

چه گویم شرح صَدرُ المصطفی را
چه گویم روضۀ وجه و سرا را

به زیردست وپا، بس دست و پا زد
حسین آن‌لحظه مهدی را صدا زد

*امیر المؤمنین حرفاشو زد، دَرِ حجره باز شد، ابی عبدالله اومد… عادت داشت اومد رو سینۀ پیغمبر نشست، سینه محتضر باید سَبُک باشه، امیرالمؤمنین دست برد حسین رو بر داره، چشمان پیغمبر باز شد، فرمود: علی جان بذارحسین بمانه، حسین آرامِ قلب منه …..*

یا رسول الله! بشنو این سخن
مانده بود جسم‌ حسینت بی کفن

روز عاشورا میان قتلگاه
پیش چشم زینبش با سوز و آه

شمر روی سینه اش بنشسته بود
استخوانهایش همه بشکسته بود

*من یه جمله روضه بخونم: یا رسول الله! حسین آرامش قلب شماست، گفتی حسین رو برندارن، با حسین احساس سَبُکی میکردی…
اما حسینت کربلا، یه وقت چشمش رو‌ باز کرد دید سینه اش سنگین شده، یه نفر با چکمه روی سینه اش نشسته…
محاسن حضرت رو‌گرفت، خنجر به حلقوم گذاشت، کار گر نشد پاشد بدن رو برگرداند، شروع کرد از قفا ضربه زدن… یه وقت همۀ لشگر دیدن یه سری بالا رفت ..ای حسین ..*

_____________________________________________________

متن سینه زنی و توسل ویژه شهادت پیامبر اکرم (ص)

“یا اَبَاالقاسِم یا رَسوُلَ اللّه، یا مُحَمَّد بن عَبدِالله، یا اِمامَ الرَّحمَه، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِه، یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه”

اي ملائک سوي يثرب همه پرواز کنيد
شمع سان، ناله و سوزِ جگر آغاز کنيد
همه با هم به سَما دستِ دعا باز کنيد
خون فشانيد ز چشم و به خدا راز کنيد
مُهرِ غم، نقش به بال و پرتان مي گردد
مرگ دورِ سَرِ پيغمبرتان مي گردد
پيک غم از حرمِ خواجه ي اَسرا آيد
خبر از فاجعه ي محشر کبري آيد
کاورانِ اَجل از جانبِ صحرا آيد
نگذاريد دَرِ خانه ي زهرا آيد
قاصد مرگ کجا، کعبه ي مقصود کجا
مَلَکُ الموت کجا، خانه ی معبود کجا

* مثل پروانه ای حضرت زهرا داره دورِ بابا میگرده، اشک میریزه، دستمالِ نمناکی روی پیشانی گذاشته، تبِ بدن رسول اکرم، تن فاطمه رو میلرزونه، ناگهان بی بی صدای در شنید، آمد پشت در حضرتِ فاطمه، در رو باز کرد، یه نفر دَمِ در ایستاده با ادب، اجازۀ ورود میخواد، شما کی هستید؟ گفته باشه: من سائلِ دَرِ این خانه هستم، گفت: برو ای سائل، برو حالِ پدرم خوب نیست، برو یه وقت دیگه ای بیا…*

اَجل اِستاده هراسان به دَرِ بيت رسول
پشت در لحظه به لحظه طلبد اذن دُخول
لرزد از زمزمه ي او دلِ زهراي بتول
فاطمه نزد پدر آمده محزون و ملول

*اومد پیش بابا، کی بود در میزد؟ پدر جان! گفت: من سائلم، میخوام شمارو ببینم، دوبار، سه بار تا حالا اومده، پیغمبر فرمود: فاطمه جان! نشناختیش؟…*

که اي پدر پيک عجيبي است تو را مي خواند
کيست کز هر نَفَنش قلب مرا لرزاند
گفت در پاسخِ زهرا پدر، اي پاک سرشت
دست تقدير براي تو غمي تازه سرشت
پدرت مي رود امروز به گلزار بهشت
آسمان کوهِ بلا را به سر دوش تو هِشت
فَلَک امروز پُر از ناله ي جبرائيل است
اين غريبي که بُوَد پشت در، عزرائيل است

* دخترم! این برادرم مَلَكُ الموتِ، از هر در خونه ای بخواد وارد بشه اجازه نمیگیره، اما چون تو جلوی در ایستادی، تا تو اجازه ندی وارد نمیشه…
یا رسوالله! نذاشتن آب کفنت خُشک بشه، کاش فقط اجازه نمیگرفتن، اومدن هیزم آوُردن، کاش فقط هیزم می آوُردن، آتیش زدن، با لگد در رو شکستن…
یارسول الله! بعد از رحلت شما…*

کار و بار دو جهان ریخت بهم غوغا شد
چشم زهرا و علی بعدِ شما دریا شد
رفتی و خنده به کاشانۀ تو گشت حرام
رخت مشکیِ یتیمی به تنِ زهرا شد
عهد و پیمان غدیرت به فراموشی رفت
حکم بر خانه نشینی علی امضا شد
بعدِ تو حُرمت کاشانۀ تو حفظ نشد
پای اولاد حرامی به حریمت وا شد
دخترت پشت در و آتش و دود و مسمار
خوب فرمان موَدت به خدا اجرا شد

*مگه آیۀ قرآن نیست که خداوند فرمود: ای پیغمبر! به این مردم بگو:”لا اَسئَلُکُم عَلَیه اَجرًا، اِلا مَوَدَةَ فى القُربیٰ”
بیست و سه سال چه زحمت ها کشید، دندونش رو شکستن، محاصره اش کردن، تحریمش کردن، شکمبه شتر روی سرش خالی کردن، زدنش، تبعیدش کردن، دلش رو شکستن، اما پیغمبرِ مهربانیِ، اهل گذشته، اهل ندید گرفتنِ، اما فرمود به امر خدا: هیچ مزدی از شما نمیخوام، فقط به من قول بدید با بچه هام مهربون باشید، با دخترم مهربون باشید، دلشون رو نشکنید…
یا رسول الله!….*

خبرِ پر زدن فاطمه، حیدر را کُشت
چند باری به زمین خورد علی تا پا شد
روضه ها هست، بمانند، ولی عاشورا
تشنه لب شاهِ غریبی که تک و تنها شد
از بلندی فَرَس تا به زمین خورد شنید
صحبت از غارتِ معجر ز سَرِ زن ها شد
زینتِ دوش شما بود ولی کرب و بلا
منزلش خار و خس بادیه و صحرا شد

*مگه شما حسین رو بغل نمیکردی؟ مگه روی دوشِ شما جاش نبود؟ مگه رویِ سینۀ شما جاش نبود؟
وقتی پیغمبر داشت جون میداد، امام حسین سن و سالی نداشت، تو اون عالمِ بچگی خودش رو انداخت رو سینۀ پیغمبر اکرم، اهل خانه اومدن بردارن، آخه سینۀ محتضر رو باید سَبُک کنی، اما دیدن دست پیغمبر داره اشاره میکنه، دست نزنید، وقتی حسینم رویِ سینۀ منه من راحت جون میدم…
یه روز حسین رویِ سینۀ پیمبر، یه روزم رویِ خاکِ داغ کربلا…ای حسین…*

زینتِ دوش شما بود ولی کرب و بلا
منزلش خار و خس بادیه و صحرا شد
داد زد زینب کبری: به روی سینه نرو
گوش قاتل نشنید و قد مادر تا شد
سر او تا که جدا شد زره اش را بُردند
زره اش هیچ، سرِ پیرهنش دعوا شد

 

25 سپتامبر 22
بدون دیدگاه
1,385
دانلود

متن سینه زنی و توسل ویژه دهه اول محرم ۱۴۰۱

35
متن سینه زنی و توسل ویژه دهه اول محرم 1401

متن سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهدا (ع)

به سر بریدت که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

به قد خمیدت که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

به تن دریدت که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

من شنیدم خواهرت دید رو زمین افتادی
من شنیدم مادرت دید تشنه جون میدادی

یِابُنَیَّ یِابُنَیَّ یا حسین

به گلوی اصغرت که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

به رگای حنجرت که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

به صیحه ی مادرت که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

من شنیدم فکر خیمه جون به لبهات آورد
من شنیدم دخترت از قاتلت سیلی خورد

یابُنَیَّ یابُنَیَّ یا حسین

به خروش خیمه ها که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

به هجوم نیزه ها که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

به شرار شعله ها که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

من شنیدم بین خیمه موی دخترها سوخت
من شنیدم روسریِ دخترِ زهرا سوخت

یابُنَیَّ یابُنَیَّ یا حسین

به غروب قافله که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

به زینب و هروله که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

به کمون حرمله که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

من شنیدم دخترات از ناقه ها افتادن
من شنیدم تو که رفتی بچه هات جون دادن

یابُنَیَّ یابُنَیَّ یا حسین

____________________________________________________________

متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س) – قسمت اول

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّه
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْن
وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْن

وقتی ندارم سرپناهی غیر از اینجا من
دستم به دامانت نکش از دستِ من دامن

شأنی برای خویش قائل نیستم اصلاً
خوب، نوکران بهتر از من داری اما من

پیدا نخواهم کرد بهتر از تو آقایی
تنها تو را دارم حسین! از دارِ دنیا من

خوب و بدِ عالم به زیرِ پرچمت جمع
هستم میانِ گریه کن های تو حتی من

مانند حُر که عاقبت او را بغل کردی
وا میکنی آغوش خود را میرسم تا من

*همه ی مارو حسین بغل گرفته، خبر نداریم، عجب آغوشِ گرمی، حسرت این آغوش به دلِ سه ساله موند، گفت: بابا! حالا که اومدی با سر اومدی…*

از دوستی با غیر تو خیری نمی بینم
تنها تو هستی که رفاقت میکنی با من

سرمایه ای دارم اگر قطعاً خودت هستی
اصلاً که را دارم به جز اولاد زهرا من

کی رو زدم، چیزی طلب کردم به جز اینکه
سالی فقط یک کربلا دارم تمنا من

 

متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س) – قسمت دوم

امشب برایت دخترت مرثیه میخواند
آزرده شد روحم همانند تو بابا من

آنکه سرش پی در پی افتاد از نوک نی تو
آنکه کنارِ نیزه ات افتاده از پا من

ماهِ کبودِ من، بیا تا صبح بشماری
تو بیشتر از شمر سیلی خورده ای یا من
ــــــــــــــــــ
قصه ی ناقه و آن نیمه ی شب یادت هست
به زمین خوردم و دیدم کمرم زخم شده

زجر هم مثل مغیره چه قدَر بد می زد!
زیر شلّاق و لگد، بال و پرم زخم شده
ــــــــــــــــــ
گفت: حالا که آمدی بابا!
یا مرا با خودت ببر یا باش

راستی دختری که آن کوچه است
کتک سیر خوردم از باباش
ــــــــــــــــــ
چگونه شد مویم این مثالِ ناگهانی را
کمانِ اَبرویِ من خوشحال کردی قد کمانی را

چگونه یافتی مارا در این ویران سرا امشب
گرفتی از صدایِ گریه ام شاید نشانی را

سرت را از طبق برداشتم با یاریِ عمه
چهل منزل تحمل کرده ام این ناتوانی را

حلالم کن که اشکم را به استقبال آوردم
پدر از یاد بُردم شیوه ی شیرین زبانی را

خبر دارم شبی کنجِ تنوری میهمان بودی
بجا آورده کوفه خوب حقِ میزبانی را

به قولِ تازیانه من یتیمی دردسر سازم
معطل میکنم با زخم پاهایم کاروانی را

لبت را قاریِ قرآن هزاران بار می بوسم
که طشت زر ببیند راه و رسمِ قدر دانی را

اگرچه دختران شام تحویلم نمی گیرن
نیاوُردم به رویِ خویش این نامهربانی را
ــــــــــــــــــ
دلِ آسمان میلِ دارد ببارد
که ویران نشینیِ ما گریه دارد

سَرانگشتِ مشکل گشایم ضعیف است
که خار از کفِ پایِ من دربیارد

بیا تا تماشاچیانم نگویند
که این طفلِ آواره بابا ندارد

بیا تا که همسایه يِ این خرابه
برایم دگر نان و خرما نیارد

عجب روزگارِ عجیب و غریبی ست!
یهودی مرا خارجی می شمارد

اَلا خیزران خورده يِ مجلس طشت
غم تو گلوی مرا میفشارد
ــــــــــــــــــ
تا رفته ام از حال
گوشواره خلخال گم کردم

اینا چیزی نیست
بابا تو گودال گم کردم

با صورتم چیکار کنم
فقط بگید کدوم طرف فرار کنم

چجوری دست به موم زدن
منو درست جلو سر عموم زدن

خشکِ حلقومم
گفتم مظلومم، بدتر زد

بعد از هق هق هام
تا دید آرومم، بدتر زد

یه جوری زد، که جون بدم
یه روز بیا زجر رو بهت نشون بدم

همون که قد بلندتره
یه ساعت هم از زدنم نمیگذره

این پهلو ناقص
این بازو بی حس، ای بابا!

مارو چرخوندن
مجلس به مجلس، ای بابا!

یه شهری رو شریک کنن
فقط میخواستن عمه مو کوچیک کنن

چطور بگم که پیر نشد
این خونواده مَردِش هم اسیر نشد

بند اومد راهها
دستِ بد خواهها سنگین بود

هرکی سنگم زد
باریک الله ها سنگین بود

یتیم و با طناب زدن
سرِ تو رو تو بغل رباب زدن

برا یه زن بدِ غمش
زمین که میخوره نباشه مَحرمش
ــــــــــــــــــ
عمه! من از عمو عباس توقع دارم
چند وقت است کز او هم خبری نیست که نیست

*اینقدر بابا بابا کرد، همین جور که نشسته بود زانوهاش رو بغل گرفته بود، یهو دید یه بویی داره میاد، عمه! خبری شده؟ عمه این چیه؟ یه طبقی واردِ خرابه شد، بی بی دوید جلویِ دَرِ خرابه، گفت: نمیذارم سر رو ببرید براش، بچه ببینه دق میکنه، خودم قول میدم آرومش میکنم، اول زینب رو با تازیانه توی خرابه زدن، بعد سر رو گذاشتن جلوی این بچه، بعد از چند لحظه دیدن دیگه صدایِ این بچه نمیآد، یه مرتبه دیدن سر از توی دستای این بچه یهو افتاد رو زمین، بچه یه طرفه، سَرِ بابا هم یه طرف، ای حسین!…*

 

متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س) – قسمت پایانی

پشت خرابه دخترکی کج نشسته بود
می خواست تا ادای مرا در بیارود

زخانه ها همه بوی طعام می آمد
ولی به جانِ تو بابا گرسنه خوابیدم

به جرم اینکه ندارم پدر، زدند مرا
شبیه مادرِ در پشتِ در، زدند مرا

نهادی سر به زانوی عُبیدالله و خوش خفتی!
نگفتی دختری داری که آن هم شانه ای دارد

داره موهام یواش یواش، شبیه مادرت سفید میشه
بیا که داره از همه رقیه نا امید میشه

اون زخمی که تو گلومِ، زخم رو سَرِ عمومِ
امشب تا سحر بابا جون، کارم تمومِ

____________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت رقیه (س)

می دونستم خیلی دوسم داره
رقیه اشو تنها نمی ذاره

کمکم کن تا پاک کنم روشو
با گوشه ی این چادر پاره

دیدی اومد مسافر من
شبونه برگشت به خاطر من

میریم خونه باهم شبونه
ویرونه امشب معراج مونه

عمه بیا گمشده پیدا شده واویلا واویلا
کنج خرابه شب یلدا شده واویلا واویلا

پای نیزه زخماشو میشمردم
با هر کدوم از غصه می مُردم

خدا کنه یادم نره امشب
بهش بگم چند بار زمین خوردم

روی نیزه چشماشو وا کرد
زمین که خوردم منو نگاه کرد

روی نیزه اشکاشو دیدم
تا رفتم از حال منو صدا کرد

عمه شده غصه فراموش من واویلا واویلا
گم شده ام آمده آغوش من واویلا واویلا

دیده و دل محو تماشا شده واویلا واویلا
عمه بیا گمشده پیدا شده واویلا واویلا

عمه به همراه پدر می روم واویلا واویلا
با پدرم من به سفر می روم واویلا واویلا

____________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت رقیه (س)

كجايي تو بدون من
نمی رفتی آخه جایی

ببین رو گردنم رَدِّ
طناب افتاده بابایی

کجایی تو ببینی که
نمی‌تونم پاشم از جام

نشستم کنج ویرونه
می‌گیریم خار رو از پاهام

هجوم آوردن و بی تو
تو قلب من تلاطم شد

تموم‌خاطرات من
میون شعله ها گم شد

کشیدن از پاهام خلخال
نمونده گردن آویزی

سرم ریخت آتیش خیمه
نمونده از موهام چیزی

کتک از حرمله خوردم
بدم‌میاد ازش بی حد

رباب و گریه می انداخت
به عمه حرف بد میزد

گمونم گوشه ی اَبرو‌م
شکسته مضطرم‌کرده

یه شب افتادم از ناقه
با پهلوی ورم‌ کرده..

____________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت رقیه (س)

نیزه دار سرت با من راه نمیاد
میشه بگی زجر چرا کوتاه نمیاد

بهش میگم منو زدی دیگه بسه
تازه کتک خوردم و جاش مشخصه
هیشکی چرا به داد من نمیرسه

من دلم بابا میخواد
آبو از دست سقامیخواد
این جدایی رو دنیا میخواد
طاقت ندارم

خدا مهربونی کنه
زود منو آسمونی کنه
نیزه پا در میونی کنه
بیای کنارم ….

آغوشِ تو کجایِ این سره بابا؟
یه کم بخند لحظهٔ آخره بابا

منو‌کشیدن روی خاک درد بکشم
دیگه نذار منت نامرد بکشم

موهامو از دسته یه ولگرد بکشم
میخوام‌ روخاکا رخ مهتاب بکشم

شیش ماهه رو تو بغل خواب بکشم
عمو رو‌ با مشک‌ پر از آب بکشم

باز صداتوگوش کنم‌
حق بده میل آغوش کنم
غصه هامو فراموش کنم
بابا بابایی

میشه چشماتو بازکنی
دست توکو‌؟منو‌ناز کنی
بال نداری که پرواز کنی
بابا بابایی

آغوشِ تو کجایِ این سره بابا؟
یه کم بخند لحظهٔ آخره بابا

خوش اومدی بابای خاکی خودم‌
یادته اون‌چادری که تولدم‌
خریدی وگفتی چقدر قشنگ شدم

اگه ازم‌بپرسی از کبودیا
یه راست میرم محله ی یهودیا
تو‌دستاشون سنگ تو چشاشون حسودیا

هی گم‌ بشی دیر کنی‌ بین نامحرما گیر کنی
با غمت عمه رو پیرکنی این سخته بابا

اشک رباب و نگم دیگه بزم و نگم
دور دستم طناب و‌ نگم این سخته بابا

آغوشِ تو کجایِ این سره بابا؟
یه کم بخند لحظهٔ آخره بابا

____________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت رقیه (س)

من با همین لباس پاره
آبرودار عالمینم

یه دختر سه سالَم اما
اُم ابیهای حسینم

پای این سر جان نبازم
من رقیه نیستم

شام را ویران نسازم
من رقیه نیستم

مثل عباس من ذخیرةُ الحسینم
مثل زینب من شریکةُ الحسینم

فدایی راه ولایت
شبیه مادرِ حسینم

هر ساله عُمر من یه آیه ست
سوره ی کوثر حسینم

کشته ی راه دفاع از
دین اسلام منم

فاتح کوفه عقیله
فاتح شام منم

مثل عباس من ذخیرةُ الحسینم
مثل زینب من شریکةُ الحسینم

ای جَوُونِ امام حسینی
با عشق هم قسم شدی تو

دعای من بوده که امروز
مدافع حرم شدی تو

مقتدای تو، تو این راه
شد شهید علقمه

ای مدافعان زینب
اجرتون با فاطمه

مثل عباس من ذخیرةُ الحسینم
مثل زینب من شریکةُ الحسینم

من غم و مهر حسین با شیر از مادر گرفتم
روز اول کامدم دستور تا آخر گرفتم

بر مشام جان زدم یک قطره از عطر حسین
سبقت از عود و گلاب و نافه و عنبر گرفتم

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

تشنه ی آب فراتم ای اجل مهلت بده
تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

____________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت رقیه (س)

بابا کجا رفتی ندیدمت
از خیمه ها رفتی ندیدمت

رو نیزه ها بودی می دیدمت
طشت طلا رفتی می دیدمت

می دیدمت با این چشای بارونی
می دیدمت رو نی با لبهای خونی
می دیدمت که داری قرآن می خونی

وای وای وای وای

بوسه ی من که بود چرا خیزران؟
چادر من که بود چرا بی عبا؟

گیسوی من که بود چرا طشت زر؟
دامن من که بود چرا نیزها؟

وای وای وای وای

____________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت رقیه (س)

حق داری نشناسی پیر شدم
حق داری نشناسی زمین گیر شدم

دخترتم هنوز این دَمِ آخر
از تو و مادر پیر تر و پیر تر

دخترتم هنوز با موی کم پشت
میریزه مشت مشت
زجر که منو کشت

امون ای فلک
بابایی کمک
کتک با کتک فرق میکنه

زدن با زدن
بدن با بدن
سه ساله با زن فرق میکنه

حق داری نشناسی پیر شدم
حق داری نشناسی زمین گیر شدم

تو بابامی هنوز با لب خونی
باز تو میتونی قصه بخونی

تو بابامی هنوز صبح میری بازار
میخری گوشوار، پیرهن گل دار

تنم شد سیاه
بریم بزم شام
نگاه با نگاه فرق میکنه

زمین خورد رباب
نریختن گلاب
گلاب با شراب فرق میکنه

حق داری نشناسی پیر شدم
حق داری نشناسی زمین گیر شدم

سرت زخمی ولی باز میدرخشی
شمرُ نبخشی
زد منو‌ وَحشی

سرت زخمی، ولی زخمتو بستم
با پر خسته ام
خیلی شکسته ام

من از خواهرم
شکسته ترم
ورم با ورم فرق میکنه

همش حرف بد
دیدم وقتی زد
لگد با لگد فرق میکنه

امون ای فلک
بابایی کمک
کتک با کتک فرق میکنه

زدن با زدن
بدن با بدن
سه ساله با زن فرق میکنه

حق داری نشناسی پیر شدم
حق داری نشناسی زمین گیر شدم

____________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت رقیه (س)

گفتم میای، با اکبر میای
سوار اسب با اصغر میای

فکرشم نمی‌کردم با سر میای
ابر چشات خونه، بارونه

خرابه‌مون مثل زندونه
بابا جون! بیا ما رو ببر خونه

کجا بودی محبوبم؟!
بدون تو آشوبم

حال منو می‌پرسی
تو خوب باشی، من خوبم!

موهات چی شده باباجون؟!
چشات چی شده باباجون؟!

فدای لب شیرینت
لبات چی شده باباجون؟!

تنگ غروب، تو هجوم غم
مثه رباب، سینه می‌زدم
می‌شکست بغض دل‌تنگی حرم

میومدن دخترای شام
به دیدن اشک بی‌صدام
دیدن چادر پاره و عصام

اگه تو رو می‌دیدن
بهم نمی‌خندیدن

عصای کوچیکم رو
ازم نمی‌دزدیدن

پاهامو ببین باباجون!
موهامو ببین باباجون!

چشاتو به سختی دیدم
چشامو ببین باباجون!

دیدی بابا شد موهام سفید
از بس‌که زجر موهامو کشید
آخرش به دادم، مادرت رسید

دل‌تنگتم بیشتر از همه
میگن شدم عین فاطمه
مادرت بغلم کرد یه عالمه

می‌خوام به پات پرپر شم
می‌خوام برات مادر شم

شونه کنم موهاتو
اگه یکم بهتر شم

ندارم جون باباجون!
بریم خونه‌مون باباجون!

رو نی به عمو عبّاسم
سلام برسون باباجون

 

متن سینه زنی و توسل به سیدالشهدا (ع) ویژه شب جمعه و پیاده روی اربعین ۱۴۰۱

6
متن سینه زنی و توسل به سیدالشهدا (ع) ویژه شب جمعه و پیاده روی اربعین 1401

سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهدا ویژه شب جمعه و پیاده روی اربعین

خواب می بینم
که شب جمعه با سینه زنها
حرمت عازمم

اصلاً دارم
دیگه دق میکنم من این روزا
کربلا لازمم

جانِ زینب
طاقتم سر شده
حال و روزم
خیلی بدتر شده

خیلی وقتِ
دلِ من تنگ اون
پایین پایِ
علی اکبر شده

باور کن
نمی تونم دیگه
مثل این چند ماهه
از حرم دور باشم

دنیا رو
من به هم میریزم
برای پا بوست
اگه مجبور باشم

ای داد از اون
لحظۀ آخرت
از زخم های
بدن بی سرت

از اشک هایِ
خواهرت رو تل
از فریادُ
نالۀ مادرت

آقای من!
ای شه بی کفن…

______________________________________________________________

سینه زنی ویژه پیاده روی اربعین اجرا شده دهه دوم محرم ۱۴۰۱

این جاده های پر رفت و آمد
پس کی قرارِ حس کنه بویِ حضورت رو

این چشم های ماتم گرفته
پس کی می بینه اولین روزِ ظهورت رو

ما که اومدیم با چشای گریون آقا
ما آماده ایم برا سربازیتون آقا!

ما آماده ایم، آماده ایم…

چشم زائرا باید روشن، به نورِ مهدی بشه
اربعین باید سر آغازِ، ظهورِ مهدی بشه

صدا پیچید تو عالمین
وَسَارِعُوا إِلَى الحُسِین

ما با امیدِ گوشه نگاهت
با جون و دل سختیِ این راهو پذیرفتیم

هر ساله آقا! واسه ظهورت
تو هر قدم لبیک یا صاحب زمان گفتیم

عشق همینکه پای اسمت غوغا باشه
شور همینکه عَلَمِ تو بالا باشه

از نجف تا کربلا میشه
بهشتِ رویِ زمین

عاشقی همینه آی دنیا!
حسینیارو ببین

صدا پیچید تو عالمین
وَسَارِعُوا إِلَى الحُسِین

______________________________________________________________

سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهدا ویژه پیاده روی اربعین

گفتی: اربعین میام کرب و بلا
اَلْوَعدِ وَفا، اَلْوَعدِ وَفا

گفتی: وعدمون حرم، پایین پا
اَلْوَعدِ وَفا، اَلْوَعدِ وَفا

همه رو دیدم
همه جا رفتم

نشد اون روز که
کربلا رفتم

حَرَمَ اللّه حَرَم
عرشِ مُعَلّیٰ حَرَم

دلم آروم نشد
هیچ جایی اِلا حَرَم

ته دنیا حَرَم
جَنَتُ الاَعلیٰ حَرَم

شبِ جمعه میاد
حضرت زهرا حَرَم

اُطْلُبْنٰا، اُطْلُبْنٰا
کربلا کربلا

هوامو داره یَلِ اُمِّ بَنین
چی بهتر از این، چی بهتر از این

علقمه دیدنی میشه اربعین
چی بهتر از این، چی بهتر از این

سرو کار ما با اَباالفضلِ
ذکر طوفانی، یا اَباالفضلِ

دشمنش لال میشه وقتی میگه اُسْکُتوا
یه تنه با یه لشکر تا میشه روبرو

توی خیمه میگه: رقیه! جانم عمو!
پس چرا ساکتی؟ بلند اباالفضل بگو

یا اَباالفضل! یا اَباالفضل!…

______________________________________________________________

سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهدا ویژه پیاده روی اربعین

دارن میان
دونه دونه عاشقا

دارن میان
همه پا برهنه ها

دارن میان
با رفیق و آشنا

دارن میـــان، کربلا…
دارن میـــان، کربلا…

مگه چیزی غیر از اینه؟!
محشره روی زمینه!

به خدا! دنیا به کامِ
زائرای اربعینِ..!

می بینی، منِ تنها رو؟
آشوبِ، توی دلها رو؟

اربابم! بطلب ما رو…
اربابم! بطلب ما رو…

تو هرقدم، مژده سعادتِ
تو سینه ها حسرت زیارتِ

رو شونه ها عَلَمِ ولایتِ
نشونۀ بیعتِ

اولش شوق حضورِ
آخرش ساحل نورِ

این تلاطمِ حسینی
موج دریای ظهورِ

این روزا
همه آگاهن

این مردم
که تو این راهن

اصحابِ
وَلیُّ اللّٰهَن

لَبَّیکَ یٰا اَبٰا صالِح…
لَبَّیکَ یٰا اَبٰا صالِح…

______________________________________________________________

سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهدا ویژه پیاده روی اربعین

همه قافله ها
به امید خدا
راهین دوباره سوی کرب و بلا

زائرینِ حسین
اربعینِ حسین
جون میدن واسۀ سرزمینِ حسین

سرو سامون دلا حَرَمِ
ذکر هر لحظه ی ما حَرَمِ

نَفَسِ خسته دَمِش حَرَمِ
دلِ شکسته غمش حَرَمِ

ای ماه حسین!
ای شاه حسین!

من نوکرمُ
تویی تو ارباب حسین!

ای نازنین
ای مه جبین
این نوکر بی مَرامُ
دریاب حسین!

به عشق تو، من اومدم
منو بخر، اگر بَدم

آقام حسین! آقام حسین!…

حِسِّ پیرُهَنت
غُربتِ وطنت
جَوُونا رو کشونده بسمت خدا

پر زدن شهدا
سوی کرب و بلا
شهدای عزیز کجا و ما کجا

یاد زین الدّین و کاوه بخیر
یاد حاج احمد و پاوه بخیر

یاد یارای خمینی بخیر
یاد گُلایِ حسینی بخیر

ای ماه حسین!
ای شاه حسین!

من نوکرمُ
تویی تو ارباب حسین!

ای نازنین
ای مه جبین
این نوکر بی مَرامُ
دریاب حسین!

به عشق تو، من اومدم
منو بخر، اگر بَدم

آقام حسین! آقام حسین!…

______________________________________________________________

سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهدا ویژه پیاده روی اربعین

مثل نسیمی از پی تو
صحرا به صحرا اومدم من

راه نجف تا کربلا رو
موکب به موکب بلدم من

با زائرات، با همشون رفیقم
انگاری که رو اَبرام وقتی توی طریقم

دورت بگردم، دور عَلَمِت
دورت بگردم، دور حَرَمِت

تا کربلا قطره به قطره
اشکای ما اِذن دخولِ

هر یک قدم‌ توی مسیرش
قدر هزار حج قبولِ

این سرزمین جادۀ سرنوشته
اسمشو‌ چی بذارم؟ اگه نگم بهشته

اینجا مسیرِ دلدادگیِ
تمرین عشق و آزادگیِ

دورت بگردم، دور عَلَمِت
دورت بگردم، دور حَرَمِت

شبهای مشایه همیشه
روشن ترین جلوۀ نورِ

هرصبح این جاده برا ما
یاد آورِ صبح ظهورِ

این آخرِ قصۀ این‌جهانِ
کجای جاده جای پای امام زمانِ

یا حجة الله! بی تابِ توایم
ما لشکری از اصحاب توایم

دورت بگردم، دور عَلَمِت
دورت بگردم، دور حَرَمِت

______________________________________________________________

سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهدا ویژه پیاده روی اربعین

قدم قدم موکبارو میگردم
ستون ستون دنبال یک نشونم

کجای این جمعیتی که میخوام
نمازمو پشت سرت بخونم

مگه میشه، شبای درد و غم به سر نیاد؟
مگه میشه، حبیب من تو این سفر نیاد؟

ما رو اینجا، امام عسکری صدا زده
مگه میشه، پدر صدا کنه پسر نیاد؟

میدونم، که بین زائرا
میدونم، میونِ مردمی

می سوزم، تو آتیش غمت
ای آقا! عمود چندمی؟

لَبَّیکَ یاصاحب الزمان…

شاید الان، تو جاده ای و شاید
گوشه کنارِ موکبا نشستی

دلم خوشه، که این قَدَر میدونم
تو هم کنار من تو جاده هستی

شاید الان، به زائرای تشنه آب میدی
یا تو موکب مسافرا رو جای خواب میدی

میشه باهم، یه بار بریم مزار مادرت مطمئنم، یه روز به این سوال جواب میدی

این لشکر، به یاری خدا هر چیزی براش فراهمه
از کوفه، با پرچم علی میریم تا مزار فاطمه

لَبَّیکَ یاصاحب الزمان…

قبول دارم، پیش تو رو سیاهم
منو سیاهی لشکرت حساب کن

از این سپاهِ اربعینی آقا
سربازای ظهور و انتخاب کن

کی میدونه، توو قلبت این روزا چی میگذرِ؟
غم غربت، یا غصه ی نبود لشکرِ؟

میدونم، که دلت ازم یه کم مُکَدَّرِ
ولی آقا! همیشه بخشش از بزرگترِ

میگردم، ولی مثه شما محبوبی
نمی بینم آقا

تا دنیا، حسینُ نشناسه
من از پا نمی شینم آقا

لَبَّیکَ یاصاحب الزمان…

______________________________________________________________

سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهدا ویژه پیاده روی اربعین

امسالم که راه‌ ها باز شد
باز جا موندم

امسالم منو نخواستی
تنها موندم

همین الان، همین لحظه
رفیقام کربلان

بگو آخه چیکار کردم
جا نبود من بیام

بدا هم دل دارن وٰاللّه
خوبا باید بیان

کاش لااْقل به گوش تو حرفامو
اشک برسونه

چند ساله حرم نرفتم
باشه اینم بمونه

نه کربلا، نه امام رضا
خَسَرَ الدُّنیٰا خَسَرَ الدُّنیٰا

______________________________________________________________

سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهدا ویژه پیاده روی اربعین

دلمان به شوق پرچمت می آید
سرمان به شوق قدمت می آید

اربعین امسال چیه تکلیف من
بوی جدایی از حرمت می آید

دردمو دوا بده، قلب منو جلا بده
هرچی که دارم بگیر، درعوض کربلا بده

ای جونم کربلا، مِی خونه ام کربلا
قال الصادق میگه که، خونم کربلا

مجنونم کربلا سامونم کربلا
بگو شب جمعه مهمونم کربلا

توی روضه ات دنیا برا ما زیبا شد
پدرم حیدر شد مادرم زهرا شد

بهشتو من دیدم، تو نجف حیدر
خیلی دلم تنگه، نجفِ مولا شد

شور و شعفم بده، حیدر تو شرفم بده
جونمو بگیر ولی، اِیوُونِ نجفم بده

ای جانم یا علی، قرآنم یا علی
من گدای نجف سلطانم یا علی

هدفم یا علی، شرفم یا علی
خوار بیابانِ نجفم یا علی

مولانا یا علی …
مولانا یا علی …

 

متن سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهدا ویژه دهه دوم محرم ۱۴۰۱

11
متن سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهدا ویژه دهه دوم محرم 1401

سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهدا (ع) دهه دوم محرم

رفتی و حرم شد آواره
بی تو یا حسین ندارم چاره

رفتی و دلِ حرمو خون کردن
قامتمو کمون کردن ..

شکستن حرمت منو .. میون کوچه ها
میخندیدن یه عده‌ای به اشک دخترا

نمی‌گذرم از اونی که چادرمو کشید
غربتِ زینبُ و ببین از روی نیزه ها

داری خبر حسین! شکسته شد سرم
خاکستر از رو بام، ریختن رو چادرم

«غریبِ مادرم .. غریبِ مادرم ..»

با زخم زبون منو آزردن
اطفال حسین هی کتک خوردن

تو کوفه، حرمتو غریب دیدن
میزدن و میرقصیدن ..

تو کوفه حرفِ ناروا فقط شنیدمو
بدون تو یه لحظه من خوشی ندیدمو

گوشواره از تو گوش دخترات کشیدنو
تو این سفر خدا می‌دونه که بریدمو

با تازیونه‌ها ما رو کتک زدن
به زخمای دلم همه نمک زدن

«غریبِ مادرم .. غریبِ مادرم ..»

یادِ غم تو، منو پیرم کرد
موندم من حسین با یه دنیا درد

دلخونم، یاد لب تو گریونم
رسیده به لبم جونم

یادم نمیره لحظه های آخرت
جدا جدا شد همه‌ی بال و پرت حسین

از رو بلندی دیدمت که دست و پا زدی
بریده شد تشنه لبای حنجرت حسین

رفتی و قاتلت با من شد همسفر
ببین که زینبت نداره سایه سر

«غریبِ مادرم .. غریبِ مادرم ..»

متن روضه دفن ابدان مطهرشهدای کربلا ویژه شب جمعه

14
متن روضه دفن ابدان مطهر شهدای کربلا ویژه شب جمعه

متن روضه دفن ابدان مطهر شهدای کربلا ویژۀ شب جمعه

زمانِ دفن شهیدان و سیدالشهداست
سه روز پیکرشان روی خاک کرب و بلاست

بنی اسد متحیر شدند و در ماندند
میان اینهمه جسم بدون سر ماندند

سواری از طرف عرش بر زمین آمد
برایِ دفن پدر، زین العابدین آمد

امام گفت: که من وارث شهیدانم
نشانی همه را خوب خوب میدانم

روی تن شهدای سپاه افتادند
بنی اسد پی آقا به راه افتادند

به روی خاک تنی همچنان پیمبر بود
تن نواده ی زهرا علی اکبر بود

امام گفت که این تن، امام زاده ماست
علی عزیزترین عضو خانواده ی ماست

یکی از این شهدا رَدّی آشنا دارد
میان هر دو کف دست خود حنا دارد

تن یتیم حسن روی خاک افتاده است
امام گفت که این قاسم است و داماد است

رسیده است به مقتل کنارِ عبدالله
و گریه کرد کنار مزارِ عبدالله

نشسته است کنارِ یتیم های حسن
امام سینه زنی میکند بجای حسن

امام آمد و بالای قتلگاه رسید
زمانِ دفن تن چاک چاکِ شاه رسید

“بنی اسد! پدرم در میان گودال است
تنش به زیر سُم اسب رفته پامال است

هنوز داخل گودال نیزه و تیر است
چقدر روی تنش جای زخم شمشیر است

*نزدیک به هزار و نهصد و پنجاه زخم بر بدنِ ابی عبدالله زده بودن، ببین چه کردن با بدنِ اربابِ ما، زخم روی زخم میزدن..*

بنی اسد! پدرم تشنه کام جان میداد
چه سخت در وسط ازدحام جان میداد

حسین را ته گودال گیر آوردند
برای دفن تن او حصیر آوردند

امام جسم پدر را درون قبر گذاشت
سر مزار دو رکعت نماز صبر گذاشت

*به هر سختی بود بدن بابا رو رویِ حصیر جمع کرد، اما دیدن آقا مستاصل شده، هی این پا و اون پا میکنه، سئوال کردن آقا چی شده برا چی مُعطل کردید؟ امام زین العابدین فرمودن: توی دینِ ما رسمِ صورتِ مَیّت رو، رو به قبله میذارن، من چیکار کنم با این بدن که سر نداره؟…
چرا؟ آخه خولی سر رو جلو جلو بُرده جایزه اش رو بگیره… دیدن آقا زین العابدین رگهای بریده رو، رو به قبله گذاشت…*

امام رفت بیارد شهیدِ آخر را
امام رفت بیارد علی اصغر را

گذاشت جسمِ علی رابه روی جسم پدر
نوشت اسمِ علی را به روی اسم پدر

خلاصه داشت کنار شهیدها میمرد
تَنِ تمامی اصحاب را به خاک سپرد

هنوز پیکر فرزند فاطمه مانده
تن برادر زینب در علقمه مانده

کنار جسم عمو، مشک آب افتاده
به روی خاک، امید رباب افتاده

ترک ترک شده الماس را تکان ندهید
بنی اسد تنِ عباس را تکان ندهید

در علقمه به عمویم هجوم آوردند
نگاه کن چه به روز عموم آوردند

*اربعین وقتی قافله برگشت کربلا، زین العابدین میگه: دیدم رباب داره از پشتِ نخلها میاد از طرف علقمه، اومد جلو گفت: آقا! ممنونتم، ما نبودیم اون روزی که شما ابدان رو دفن کردید، پسرِ من رو خوب جایی دفن کردید… گفتم: خانوم جان! اشتباه متوجه شدی ، من پسر شمارو علقمه دفن نکردم… دیدم با یه تعجبی داره به من نگاه میکنه، گفت: آقاجان! من همه مزارهارو دیدم، فقط یه مزار کوچیک بود، گفتم: حتما این قبرِ پسرِ منه… گفتم: خانوم جان! من علی اصغررو روی سینه ی بابام دفن کردم، اما اون قبر کوچکی که دیدی اون قبرِ عموم عباس بود…*

مزارت عشق را بی تاب كرده
فلك را بنده ی سرداب كرده

گواهی می دهد این قبر كوچك
كه مَردی را خجالت آب كرده

*حالا زین العابدین میخواد رویِ بدنها خاک بریزه، اما مگه دلش میاد، میخواد بدنِ بابارو زیر خاک کنه، آروم آروم اشک میریزه، بنی اسد هم کمک میکنن، بدن رو که خاک کرد، دیدن داره رویِ قبر مینویسه با انگشتِ اشاره: “هذا قَبْرُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَليِّ بْنِ ابيطالِب، الّذي قَتَلوُهُ عَطْشانا” بابام رو تشنه کشتن… بلند بگو:حسین…

 

10 آگوست 22
بدون دیدگاه
16,231
دانلود

متن روضه و توسل به حضرت زینب (س) محرم ۱۴۰۱

13
متن روضه و توسل به حضرت زینب (س) محرم 1401

متن روضه و توسل به حضرت زینب (س) و ماجرای ام حبیبه در کوفه

نذر کرده بود تا استاد قرآنش رو پیدا کنه هر کاروانی وارد کوفه بشه نان و خرما براشون ببره .. قافله‌ی اسرا رو که میارن نان و خرما بخش کنه بینشون .. مثل همیشه قافله که وارد کوفه شد شاگردان این زن اومدن نان و خرما پخش کردن .. دیدن یه خانم دوید بین بچه ها نان و خرما رو از دست بچه ها میگیره .. تعجب کردن آخه همیشه اسرا از این کار خوشحال میشدن، چیه این زن نان و خرما رو از دست بچه ها پس میگیره؟! .. شروع کرد نان و خرماها رو از دست بچه ها گرفتن هی زیر لب میگه ان صدقه علینا حرام ..

ای روزگار .. کل کوفه صدقه خوره علی بودن چه روزگاری شده .. نان و خرماها رو جمع کردن اومدن پیش ام حبیبه، گفتن خانم یه قافله ای وارد شد ما نان و خرما رو که پخش کردیم یه خانمی نان و خرما رو از دست همه گرفت! فرمود صدقه بر ما حرامه.. ام حبیبه تا شنید بلند شد چادر سر کرد بیرون اومد خودش رو سریع رسوند به قافله .. گفت به من بگید بزرگ قافله‌تون کیه؟! دید با دست همه یه خانمی رو نشون میدن .. اومد مقابلش ایستاد گفت خانم من نذر دارم، هر قافله ای میاد تو کوفه نان و خرما پخش میکنم .. من شاگرد کلاس درس قرآن زینب بنت علی در کوفه بودم .. از موقعی که بین من و خانمم فاصله افتاده نذر کردم نان و خرما میدم به اسرا تا خانمم رو ببینم .. دیدن خانم یه نگاه کرد، گفت ام حبیبه نذرت قبول من تو رو شناختم .. اما تو حق داری منو نشناسی .. دیدن داره هی نگاه می‌کنه .. ام حبیبه من زینبم ..

باور نکرد .. گفت من خانمم رو خوب میشناسم، یه نشونه داره خانم من، بدون برادرش جایی نمیره !! اگه تو زینبی حسین کجاست .. دیدن زینب داره نگاه می‌کنه .. ام حبیبه داداشم اینجا بالای نیزه هاست ..

سوخته گرچه پرش از شرر غارت ها
پا نهاده است روی تاج ابر قدرت ها

اسکتوا گفت‌ و عوالم همگی لال شدند
ریخت از هیبت او هیمنه ی هیبت ها

*پیرمردای کوفه گفتن این صدای آشناست .. این صدا، صدای علیِ .. *

سال ها پیش در این شهر بزرگى مى کرد
آه دیگر خبری نیست از آن عزت ها

بین این شهر بنا بود که مهمان باشد
اُف بر این رسم پذیرایى و این دعوت ها

شاهبانوى جهان باشى اگر هم ، وقتى
دست بسته برسى ، مى شکند حُرمت ها

دختر پرده نشین علی و فاطمه را
نگهش داشته کوفه سرِ پا ساعت ها

لااقل کاش اباالفضل برایش می ماند
با حضورش چه کسی داشت از این جرأت ها

خارجى زاده که گفتند دلش سوخت ولى
قارى اش آمد و برداشته شد تُهمت ها

داشت‌ مانند علی خطبه ی غرّا می خواند
سر که آمد به سر آمد سخن و صحبت ها

دست بر شانه‌ی طفلان حرم می گیرد
آنکه خم بود به پایش همه ی قامت ها

می دوَد تا که کسى نانِ تصدّق نخورد
آرى افتاده به دوشش همه ی زحمت ها

شد قبول اُمّ حبیبه ! همه نذرى هایش
خانمش آمده در کوفه پس از مدت ها

*چه خانمی .. قد خمیده .. صورت سوخته .. سر شکسته .. دست بسته .. آی زینب ..*

اولش هرچه نظر کرد کسی را نشناخت
تا سرِ نیزه نشین کرد عیان نسبت ها

روز از شدت گرما و شب از سرمایش
پوست انداخته بودند همه صورت ها

سَر که افتاد زمین زود برَش داشت رباب
چون‌ دگر گیر نمى آمد از این فرصت ها

این طایفه تا به حال از کسی تمنایی نکردن .. خانم ام کلثوم سلام الله ، امام سجاد علیه السلام یه بار یه خواهش از این نانجیب ها کردن که ای کاش نمی‌کردن .. خانم فرمود اگه میشه اینا به هوای این سرها به ما نگاه میکنن از یه محله های خلوتی ما رو عبور بدید .. ما آل الله هستیم .. قافله رو بردن سمت بازار .. همه رو صدا زد گفت بیاید خارجی ها اومدن .. ای وای .. ای گریه کن ها برا مرد تصورش هم اذیت می‌کنه نگاه کسی به قد و قامت ناموسش بیفته .. میگه سر بریده چشم باز کرد تو مجلس عبیدالله، دیدن چشم ابی عبدالله داره می‌چرخه تو مجلس، تا رسید به زینب چشماش رو بست ..

سایه‌ی خواهر من را زن همسایه ندید ..

زینب و کوچه و بازار خدا رحم کند
بین جمعیت و انزار خدا رحم کند

ای حسین ..

_____________________________________________________________________

متن روضه و توسل به حضرت زینب (س) و روضه دروازه کوفه

بریم دروازه کوفه ببینیم چه خبره .. یااباعبدالله ..

زینب و کوچه و بازار ، امان از کوفه
بین جمعیت و انظار ، امان از کوفه

حجة بن الحسن آقا دمِ دروازه ببین
عمه ات گشت گرفتار ، امان از کوفه

حرمله گشته عنان گیر و نگهبان خولی
شمر هم قافله سالار ، امان از کوفه

سنگهایی که ز گودال زیاد آمده بود
خورد او از در و دیوار ، امان از کوفه

آبروریزی این شهر کم از شام نبود
کم ندید از همه آزار ، امان از کوفه

آبرو داشت در اینجا به چه روزی افتاد
دختر حیدر کرار ، امان از کوفه

نشنود کاش پیمبر ، صدقه میدادند
همه بر عترت اطهار ، امان از کوفه

وسط خطبه او همهمه در شهر افتاد
دید بر نیزه سرِ یار ، امان از کوفه

چه سری خونی و خاکستری و خاک آلود
وای از لحظه دیدار ، امان از کوفه

تا رسید امّ حبیبه زخجالت شد آب
هیچ عزیزی نشود خار ، امان از کوفه

زینبِ پرده نشین حبس نشین شد آخر
داد از کوفیِ بی عار ، امان از کوفه

سختی حبس به دیده نشدن می‌ارزید
سخت تر مجلس اغیار ، امان از کوفه

وامصیبت ، “دَخَلَت زینب علی اِبنِ زیاد”
پس کجا بود علمدار ، امان از کوفه

طعنه ها بود که بر اشک دو عینش میزد
با عصا بر لب و دندان حسینش میزد

کاروان وارد کوفه شد دیدن یه عده ای دارن از بام خانه ها خاکستر میریزن .. یه عده هم کنار این اسرا دارن پای کوبی میکنن .. ای بمیرم برات بی بی جان .. یه وقتی زینب سلام الله علیه یه نگاه کرد به دروازه شهر یادش افتاد باباش اینجا حکومت می‌کرده .. یه خانمی آمد یه مقدار نان و خرما بده بی بی فرمود برش گردانید به خدا صدقه به ما حرامه .. گفتن خانم صدقه فقط به بچه های پیغمبر حرام هست !! فرمود ام حبیبه من زینبم .. به خدا ما بچه های پیغمبریم .. ای حسین ..

صل الله علیک یا اباعبدالله ..