آهنگهای ویژه

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1403

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1403

  • حاج عبدالرضا هلالی

    حاج عبدالرضا هلالی

    آلبوم مراسم عزاداری شب پنجم محرم 1403/04/20 هیئت الرضا (ع)

  • کربلایی جواد مقدم

    کربلایی جواد مقدم

    نماهنگ رفیق

  • حاج محمد طاهری

    حاج محمد طاهری

    نماهنگ ساعتی بندگی - رمضان 1402

متن روضه و مقتل

متن روضه و توسل ویژه شب چهارم محرم ۱۳۹۹

0
متن روضه و توسل ویژه شب چهارم محرم 1399

متن روضه و توسل به حضرت زهرا و سیدالشهداء (ع)

بغض کرد و گفت مردم! شعله ها از در گذشت
بر سر دختر چه آمد تا که بابا درگذشت
زد به سینه، چند یازهرای اشک آلود گفت
بعداز آن از چند و چونِ روضه ی مادر گذشت
روضه خوان رفت و به ظهرِ داغِ عاشورا رسید
من‌ همان جا ایستادم… شعله ها از در گذشت
من میان کوچه بودم روضه خوان در کربلا
آه، آن شب بر دلِ من روضه ای دیگر گذشت

*حالا یه مصرع میره مدینه یه مصرع میره کربلا…*

تازیانه رفت بالا و غلاف آمد فرود
تیغ پشتِ تیغ از جسمِ علی اکبر گذشت

*امشب رو جدی بگیر…امشب شهادتنامه عشاق امضا می شود…من رو ببخش امامِ زمانِ من…*

شعله بود و محسنِ شش ماهه و دیوار و در
تیری آمد از گلوی تشنه ی اصغر گذشت

*حسین…..اگه اربعین کربلا نیومدم امشب صدامُ به کربلا می رسونم..*

میخِ در بر سینه ی پرمهرِ مادر حمله کرد

*آی مادرم با صورت به زمین افتاد….صدا زد:”وَ سَقَطتُ لِوَجهی…”من با صورت به زمین افتادم…*

میخِ در بر سینه ی پرمهرِ مادر حمله کرد
آب دیگر از سرِ عباسِ آب آور گذشت

*شاید تا شب تاسوعا زنده نباشم…همین یک بیت رو میگم…از الان نگرانِ شب تاسوعام….*

دستی نداری تا از زمین پاشی
میشه دوباره باز علمدارِ حرم باشی

این بچه ها دیگه نمیخوان آب،تو رو میخوان
میخوام دوباره باز سقا شی..

*یا صاحب الزمان! آجرک الله….*

ریسمان بر گردن حبل المتین انداختند

*علی رو می بردند…دنبال حیدر می دوید…از سینه اش خون می چکید….*

ریسمان بر گردن حبل المتین انداختند
قافله از بین غوغایِ تماشاگر گذشت

*همه ناله بزنند…آقامونُ کشتند…*

ذکرِ حیدر داشت زهرا مسجد از جا کنده شد

*وقتی آمد خطبه بخونه زمین و زمان گریه می کردند…*

ذکرِ حیدر داشت زهرا مسجد از جا کنده شد
ذکر حیدر داشت مولا از دلِ لشکر گذشت

*فَقَطَّعوهُ بِاَسیافِهِم اِرباََ اِرباََ….دیگه خسته شد…”وَ ضَعُفَ عَنِ القِتال…وَ وَقَفَ لِیَستَریحَ ساعةََ…”کجا رو داری میگی؟! *

درد پهلو، زخم بازو… فاطمه از پا نشست
تیر و نیزه از تنِ فرزندِ پیغمبر گذشت

*وَ بَقِیَ کَالقُنفُذ..‌.”بدنش مثل خارپشت شد….حسین….*

من سراپا اشک بودم، طاقتم از دست رفت
روضه خوان از ماجرایِ خنجر و حنجر گذشت
روضه ها اینجا گره می خورد، بابا رفته بود
هیچکس اما نمی داند چه بر دختر گذشت…

*دخترش آمد کنار بدن پاره پاره…”فَاعتَنَقَت جسَدَالحسین…وَاجتَمَعَت عدّةٌ مِنَ الاعراب…حتّی جَرّوها عنه…”انقدر به دخترش لگد زدن،شبیه مادرش زهرا شد…‌اما فقط همین یه جمله رو بگم…اون ساعتی که دیگه تنها شد…اضطراب به خیمه هاش افتاد…”وَ نَظَراََ الی یَمیناََ و شِمالاََ….”یه نگاهی به راست و چپ کرد….”وَ لم یَرَ مِنَ اصحابِهِ اَحَداََ…”دیگه کسی رو ندید…صدا زد:”اَما من مغیثِِ یُغیثُنا لِوَجهِ الله…؟!هل مِن ذابٍّ یَذُبُّ مِن حَرَمِ رسول الله….؟!هل مِن مُعینِِ یُعینُنا….؟! “کسی جوابش رو نداد….صدایی بلند نشد….فقط یه صدا بلند شد…” فَارتَفَعَت اَصواتُ النِّساء بالعَویلِ والبُکاء….”دختراش ناله می زدند…..

______________________________________________________________

متن روضه اصحاب حضرت ابا عبدالله (ع)

کجا بودید؟!
لحظه‌ای که امامتون صداتون کرد
هی گریه کرد و زیر لب دعاتون کرد
وقتی که دست و پا می‌ زد نگاتون کرد

کجا بودید؟!
با ناسزا بچه‌ها رو که می‌بردن…
سرِ روی نیزه‌ها رو که می‌بردن…
با گریه گوشواره‌ها رو که می‌بردن…

*عینِ مقتلِ….اومد گوشواره دختر حسین رو می کشید گریه می کرد….گوشواره رو می بری ببر…دیگه چرا گریه می کنی؟گفت:دلم به حالتون می سوزه…خب از این کار دست بردار….*

کجا بودید؟!
با ناسزا بچه‌ها رو که می‌بردن…
سرِ روی نیزه‌ها رو که می‌بردن…
با گریه گوشواره‌ها رو که می‌بردن…

*آقا! حرف ما اینه…*

گدا مگه جز تو کیُ داره
یا ثارالله وابن ثاره…

چشام فقط برا تو می‌باره
یا ثارالله و ابن ثاره…

______________________________________________________________

متن روضه و توسل به جناب حر (ع)

متن روضه و توسل به جناب حر (ع) شب چهارم محرم ۹۹

*پسر فاطمه تنها شد…یه وقت صدا زد:”یا مسلمَ بن عقیل! یا هانی بن عروه! یا مسلمَ بنَ عوسَجه! یا حبیب ابن مظاهر! یا بُرَیر! یا زُهَیر!قومو عن نَومَتِکُم اَیُّهاالکرام! “بلند شید…”وَادفَعوا عَن حَرَمِ الرَّسول..”بیاید دفاع کنید…دخترام تنها موندن…*

کاشکی اونجا بودم وقتی تنها بودی
با لب های خشکت هل من ناصر خوندی
زیر لب می پرسید کو هانی و کو مسلم…؟!

کو حر و کو عابس؟
کو اکبر و کو قاسم ؟

*امشب می خواستم روضه حر رو بخونم…همون آقایی که وقتی اومد مقابل لشگر ایستاد،صدای غریبی بلند کرد…راوی میگه: “وَاضطَرَبَ قُلبُه،وَ دَمَعَت عَیناه فَخَرَجَ باکیاََ مُتَضَرِّعاََ… ” یه مرتبه دلش آشوب شد…شروع کرد گریه کردن…یه گوشه ای ایستاد…تصمیم خودش رو گرفت…” فَضَرَبَ فَرَسَه قاصداََ نَحوَالحُسَین.. ” چندتا کارم انجام داد…اول سپر رو واژگون کرد…یعنی من برای جنگ نیامدم …”وَ یَدُهُ عَلی رأسِه” دست ها رو روی سر گذاشت… شروع کرد با خودش حرف زدن… خودش رو توبیخ کردن… مناجات کردن…یه وقت صدا زد:” اللّهُمَّ الیک اَنَبتُ و تُب عَلَیَّ..”من توبه کردم…توبه من رو قبول کن…مگه چه کار کردی؟!” فَقَد هَرَبتُ قُلوبَ اَولیائک و اولاد بنتِ نبیّک صلی الله علیه و آله ….”من دل دخترای حسین رو لرزوندم…اومد مقابل آقا ایستاد…”اِرفَع رأسَکَ یا شَیخ! “سرت رو بلند کن…رفت میدان یه حرفی به مردم زد…مقابل لشگر ایستاد…گفت:آی مردم! آبی که ماهیان دریا ازش متنعمند؛ وحشِ بیابون ازش می خوره؛ شما به پسر پیغمبرتون نمیدید؟!وقتی رو زمین افتاد آقا رو صدا نزد… یه هو یه دست مهربونی سر رو بلند کرد،رویِ دامن گذاشت… “فَجَعَلَ الحُسین یَمسَحُ التُّرابَ عَن وَجهِه…”شروع کرد خاک ها رو پاک کردن… آی باوفا!… ساعتی نگذشت تنها شد… وقتی به گودیِ قتلگاه افتاد…وقتی سینه مبارکش سنگین شد…فقط یه نفر به دادش رسید… یه صدایی شنیده شد…”بُنَیَّ…. بُنَیَّ…. قَتَلوکَ… ذَبَحوکَ… وَ مِنَ الماء مَنَعوکَ…” پس خواهرش چه کار می کرد…؟!می نشست… بلند می شد…. با صورت به زمین می افتاد….صدا می زد:یکی به برادرم کمک کنه….

______________________________________________________________

متن روضه و توسل به طفلان حضرت زینب (س)

اگر سنگِ مسی را کوه زر کردم ضرر کردم
اگر اینگونه خود را معتبر کردم ضرر کردم

منم آن تآجرِ یوسف فروشی که، نفهمیدم
در این بازار سودی هم اگر کردم ضرر کردم

من از “اِلّا جمیلا” یی که زینب گفت، دانستم
به غیر از پرچمت هر جا نظر کردم ضرر کردم

مرا جز بی قراری در هوای تو ، قراری نیست
بجز خاک تو هر خاکی به سر کردم ، ضرر کردم

“لَفی خُسری” که حق گفته، بُوَد توصیفِ حال من
که یک لحظه بدونِ روضه سر کردم ضرر کردم

به غیر از خاطراتِ راهِ تو ، وِرد زبانم نیست
به غیر از کربلا ، هر جا سفر کردم ضرر کردم

نکیر و منکر از من هر چه پرسیدند یادم رفت
بجز نام تو هر نامی ز بر کردم ضرر کردم

*حضرت آیت الله نخودکیِ اصفهانی از دنیا رفت، خوابش رو دیدن، گفتن چه خبر؟ گفت: وقتی همه رفتن، نکیر و منکر اومدن ازم سئوال کنن، گفتن: “مَن رَبُّک؟”گفتم: “الله جَلَّ جَلاله” دوباره پرسید:”مَن نَبیُّک؟مَن کِتابُک مَن دینُک”جوابشون رو دادم”مَن اِمامُک” گفتم:علی، گفت: خوب بعدی، گفتم:امام حسن، گفت: بعدی، گفتم: امام حسین، میگه: تا گفتم امام حسین، گریه ام گرفت، رو کرد به اون یکی گفت: ولش کن، حسابش با امام حسینِ…
آقا! حسابِ منم خوت بردار، یادتِ شیطنت می کردی، میگفتن:بابات بیاد مدرسه، می گفتیم: من رو کتک بزن من جلو بابام خجالت میکشم، یه روزی بشه بگن اربابت بیاد، آقا من سرم رو میندازم پایین میرم طرفِ جهنم، من از خجالتِ گناهام تو چشمِ اربابم نمی تونم نگاه کنم…
امشب شبِ حضرتِ زینبِ، شیخِ سامرایی تعریف کرده بود برا حضرتِ آیت الله سیبِویه، گفته بود من امام زمان رو سامرا دیدم، آقا فرمودن، شیخِ سامرایی! به شیعیان ما بگید برا من دعا کنن، گفتم:آقاجان! همه شما رو دعا میکنن، فرمود: بهشون بگو: خدا رو به عمه جانم زینب قسم بدن، وقتی خدا رو به حضرت زینب قسم بدی دستِ رَد نمیزنه…*

زینب زینب زینب
کنزِ حیا زینب، جانِ وفا زینب

زینب زینب زینب
درد آشینا زینب، غرقِ بلا زینب

*سوریه که بری، وقتی وارد حرم حضرت رقیه سلام الله علیها میشی، دیگه زانوهات توان نداره، اشکات بی اختیار میاد، اما وقتی میری وارد حرم حضرت زینب میشی، مبهوت میشی، میگی: برا کدوم روضه هات گریه کنم؟زینب که بچه بود، چادر نمازِ مادرش رو سر می کرد، از چهار پنج سالگی بی مادر شد، مادرِ خونه شد…*

زینب زینب زینب
درد آشینا زینب، غرقِ بلا زینب

*کنارِ بستر باباش امیرالمؤمنین بوده، زینب زینب زینب، کنار داداش حسنش، کربلا، گودی قتلگاه بوده، زینب زینب زینب،اسارت رفته، خرابه ی شام بوده، کوفه بود، زینب زینب زینب، بدترینش رو بگم؟کاخِ یزید، زینب زینب زینب، رقاصه ها دارن میرقصن، نوازنده ها دارن مینوازن، دخترِ علی رو وارد کردن….
دوتا پسر داره خانوم زینب، وقتی خبر شهادت علی اکبر رسید، خبر شهادت حضرت قاسم رسید، بچه هاش رو آماده کرد، بچه ها دیگه نوبتِ شماست،دایی خیلی تنها شده…
مادرِ شهید کشوری تو خاطراتش میگه خودم موهایِ بچه ام رو شونه زدم، خودم سُرمه کشیدم، گفتم برو، تو رو میسپرم به امام حسین…
زینب بچه ها رو آماده کرد ولی خودش نرفت، از گوشه ی خیمه نگاه کرد، دید بچه ها رفتن برگشتن، گفتن: دایی به ما اجازه نمیده، فرمود: ناراحت نباشید،خودم می دونم چیکار کنم، چادر سر کرد حرکت کرد رفت…*

______________________________________________________________

متن روضه و توسل به طفلان حضرت زینب (س)

نیوفته تو چشمات، نگاهِ حزینم
بمیرم ولی بی کَسیت رو نبینم

اگه اِرباً اِربا شده اکبرِ تو
هنوز دو فدایی داره خواهرِ تو

گرفتارِ سر نیزه ها دیدمت
گرفتم تو آغوش و بوسیدمت

اگه هدیه هایِ من و رد کنی
به پهلو شکسته قسم میدمت

حسین جان،حسین جان
حسین جان،حسین

میرن تا به صحرا، بشن فرشِ راهت
نیوفته به گودال، یه وقتی نگاهت

میرن تا ببندن، چشِ کوفیارو
میرن تا نبینه، کسی دخترارو

میرن تا نبینن، رو دستم طناب
من و دلِ شکسته تویِ اضطراب

میرن تا نبینن من و با سَرِت
میارن تو بازار و بزمِ شراب

*دو تا بچه هایِ حضرت زینب شهید شدن، امام حسین دوتا بچه ها رو آوُرد تو خیمه، اما زینب بیرون نیومد، بعداً که برگشتن مدینه، شوهرش حضرت عبدالله سئوال کرد: خانوم! شنیدم وقتی جنازه ی بچه هامون رو آوُردن بیرون نیومدی، چی شده بود، بچه هام چیزی گفتن؟ نه عبدالله! نمک به زخم دلم نزن، عبدالله! نگاه کردم دیدم آقام داره خجالت میکشه، گفتم: اگه چشمش به چشمِ من بیوفته، نخواستم امامم خجالت بکشه…*

دیدی میوه هایِ دلم رو بُریدن
دیدی جسم شون رو، به نیزه کشیدن

دیدی زیرِ آفتاب، همه جسمشون سوخت
تن هاشون رو نامرد، با نیزه بهم دوخت

چشام سیلِ اشکِ، دلم غرقِ خون
میدونی برام سختِ داغِ جَوُون

دیدی که چه جوری زیرِ دست و پا
بهارِ من و نیزه کرده خزون

*زینبی که برا بچه های خودش از خیمه بیرون نیومد، اما تا صدا ناله ی امام حسین بلند شد: ” وَلَدی علی!علی!علی!” آخه میگن: امام حسین تو کربلا یه جا خیلی داد زد، اونم کنارِ بدنِ علی اکبر بود، هی صدا میزد:” وَلَدی! وَلَدی!…” همین زینبی که برا بچه هاش بیرون نیومده بود، دیدن داره سینه زنون میاد، هی میگه: وای برادرم، وای علی اکبرِ حسینم، وای عزیزِ برادرم…اینجا زینب خودش رو رسوند حسین رو نجات داد،علما میگن: اگه زینب نبود، شاید حسین همون جا جون میداد، یه جایِ دیگه هم زینب خیلی کمک داد، دید حسین صورت رو کفِ پایِ مادر گذاشته، آخه پسر برا مادر میمیره…
یکی از علما میگه: یک جوانی اومد به من گفت: چرا شما هیئتی ها اینقدر گریه می کنید، گفتم: بشین برات یه قصه بگم، پیغمبرِ ما یه دختر داشت، این دختر باردار بود، تو کوچه میرفت، جلوش رو گرفتن،جلو چشم بچه اش سیلی به صورتش زدن، که امام صادق میگه: گوشواره تو گوشِ مادرِ ما زهرا شکست، میگه: دیدم این جوان داره گریه میکنه، گفتم: دیدی؟ دیگه به من نگو گریه نکن…

______________________________________________________________

متن مناجات و توسل به امام زمان (عج)

ما فراموش کرده ایم آقا
کارِ دنیا بدونِ تو لنگ است
بی حضور تو تا صف محشر
جلویِ پایِ این جهان سنگ است

ما فراموش کرده ایم آقا
با تو دنیا بهار می گردد
با تو بر روی موج خوشبختی
همه‌ دنیا سوار می گردد

ما فراموش کرده ایم آقا
دردها از تو نسخه میگیرد
بی تو ای صاحب زمانه‌ی ما
روح و جانِ زمانه میمیرد

ما فراموش کرده ایم آقا
با تو پا تا به سر همه دردیم
بی تو در کوچه های گمراهی
با تو ختم به خیر می گردیم

ما فراموش کرده ایم اما
تو فراموشمان نخواهی کرد
می کشد انتظارت این عالم
ای سفر کرده از سفر برگرد

شعرِ بی‌روضه شعر بی نمک است
یا اباصالح ای بهارِ حسین
میرسد آن زمان که میخوانی
روضه ای بر سرِ مزار حسین

*آره والا .. این طالب بدم المقتول بکربلا ..*

بی گمان در کنار شش گوشه
از تن و آفتاب میخوانی
با دو چشم ترت برای همه
روضه هایِ رُباب میخوانی

*آقاجان ما کنار قبر ابی عبدالله سلام میدیم اما سلام تو با سلام ماها خیلی فرق داره .. صدا میزنی أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ …*

______________________________________________________________

متن روضه و توسل به طفلان حضرت زینب (س)

*امشب، شبِ زینب سلام الله علیها ست .. شب بچه های بی بی‌ست .. ان شاءالله نباشه کسی بعد از این روضه دست خالی برگرده .. التماس کن به بی بی جان .. به حق دو تا آقازاده‌ی غریبت یه نگاه امشب به ما بنداز ..

اومد دست بچه هارو گرفت، عون و محمد رو آورد مقابل ابی عبدالله ‌.. مادرای شهدای ما از این مادر یاد گرفتن .. خودش تن بچه ها کفن کرده .. موها رو شانه زده .. مرتب این دو تا بچه رو آورد جلوی دایی داره التماس میکنه .. (از قبل بهشون گفته) بچه ها من میدونم داداشم بهتون اجازه نمیده .. اما یه اسم رمز هست اگر خواستید از دایی اجازه بگیرید اون لحظه که کار گره خورده، بگید دایی جان به حقِ مادرت زهرا .. گفت حسین : *

رو سفیدم میکنند و فخر مادر میشوند
نوجوان‌هایم سپرهای برادر میشوند
این پسرها پیشکش های منو عبدالله‌اند
صحبت جنگ و جدل باشد قلندر میشوند

*رجزها خوندن این دو آقازاده .. امیری حسین و نعم الامیری ..*

آینه انگار پیش مرتضی بگذاشتند
هیبت جنگی که میگیرند حیدر میشوند
دست بر شمیر میگیرند طوفان میکنند
یک تنه قطعاً حریف چند لشکر میشوند

*بچه‌های منو دست کم نگیر داداش ..*

خون قتال‌العرب جاری‌است در رگهایشان
قابض الارواح کوفی هایِ کافر میشوند
بوی زهرا میدهد پهلوی آقازاده ها
چونکه با یک واسطه فرزند کوثر میشوند

*من خواهشم اینه مخصوصاً خانومایِ در محفل امشب خیلی باید حق و ادا کنن .. آخه تنها شهدایی بودن که این مادر از خیمه بیرون نیومد .. هر کدوم از شهدا رو زمین میفتادن عمه‌ی سادات تو بعضی جاها نوشتن جلوتر از ابی عبدالله میرسید بالای سر کشته ها .. اما حالا تو خیمه نشسته داره گریه میکنه .. اما از خیمه بیرون نیومد ..*

زیر نیزه یاد غم های مدینه میکند
گریه کن های جوان مرگی مادر میشوند
هرچه باشد هر دو خواهرزاده‌های‌ محسنن
منتقم های شهید ضربه‌ی در میشوند
اکبر تو ارباً ارباً شد ولی شکر خدا
دست‌گل هایم پس از او زود پرپر میشوند

*گفت داداش بذار برن این بچه ها .. اینا طاقت ندارن ببینن دستای مادرشونُ بستن .. اینا طاقت ندارن ببینن تو شام منو سنگ میزنن ..*

______________________________________________________________

متن زمزمه و توسل به طفلان حضرت زینب (س)

داداش، نذار ببینن که تنهام
مَردم همه میخندن به اشکام
داداش، نذار ببینن دست بسته
زیر بارونِ سنگم تویِ شام

داداش، برات بمیرن
نبینن اینا که من اسیرم
داداش، تو اوج عذاب
منو نبینن تو بزم شراب

حسین بمیرم برات ..

*ابی عبدالله داره گل هاشونُ میاره .. شاید یه گل قمر بنی هاشم گرفته باشه روی دست .. یه گل زینبُ ابی عبدالله .. دارن میارن هرچی نگاه کرد به خیمه حالا دیگه داره حسین میخونه : *

بازم، منو غریبی ای دنیا
بازم منو خجالت واویلا
آخه، چطور باید این دو تا رو
سمت حرم بیارم دست تنها

ای وای، از پا نشستم
دو تا امانت مونده رو دستم
ای وای، ای داد بی داد
مادرشون کو؟! چرا نمیاد ..

ای وای،‌ کجایی زینب ..

گفتم، این دو تا لااقل میمونن
از تو شمر و سنانُ میرونن
اما دست گلای تو حالا
زیرِ پاها میونِ میدونن

ای وای، ندیدی خواهر
پیکر عُونت شد مثل اکبر
ای وای، وقتی محمد رو
خاکا افتاد تو رو صدا زد

ای وای،‌ کجایی زینب ..

______________________________________________________________

متن روضه و توسل به طفلان حضرت زینب (س)

پدرم کرده دعا پیرغلامت بشوم
یا جوان مرگ، شهیدِ سَرِ راهت بشوم
مادرم خواسته از مادرتان بعدِ نماز
تا نَفَس هست فقط خَرجِ عزایت بشوم

*اگه مي بيني از اين روضه به اون روضه ميري برا خاطر مادرهايِ ماست،شیرِ حلالی که با اشکِ روضه به ما دادن، الان هم اگه خودشون نميتونن بيان، ميگن: روضه ميري سلامِ مارو هم برسون…*

کیمیایی ست عجب روضه ی جانسوزِ حسین
مددی صاحبِ عزا تعزیه دارت بشوم
رخصتِ خیمه ی خود را بده تا مثل زهیر
خيمه ات آيم و مجنونِ صدايت بشوم

*زهيري كه هر جا ابي عبدالله مي رفت راهش رو عوض مي كرد، خيمه هاش رو عوض مي كرد، داشت نهار مي خورد، زنش گفت: زهير! يه سوار داره مياد، اومد بيرون ديد علي اكبر رو فرستاده، گفت: سلام زهير، بابام سلامِت رسونده گفته بيا…گفت: برو سلامم رو به بابات برسون، بگو راهِ ما از هم جداست، تا اومد بره، زنش اومد گفت: زهير! ردش كردي، پسرِ زهرا دنبالت فرستاده، گفت: زهير الان بچه هام رو بر مي دارم ميرم، پسرِ فاطمه دنبالِ تو فرستاده ردش كردي، ديد الانِ زنش بره، گفت: باشه الان ميرم پيش حسين ببينم حرفِ حسابش چيه، سوارِ بر مركبش شد، نزديكاي خيمه ي ابي عبدالله شد، همه روشون رو از زهير برگردوندن.
خبر دادن به ابي عبدالله زهير اومده، اومد دَمِ خيمه، دستاش رو باز كرد زهير رو بغل گرفت، واردِ خيمه شدن، لحظاتي گذشت اومدن بيرون، ديدن زهير مثل مجنونا داره راه ميره، گفتن: چي شده زهير؟گفت: الان منم ميام.
اومد سمت خيام خودش، به زنش گفت: زود باش وسيله هات رو جمع كن، بچه هات رو هم بردار، هر چي دارم مالِ تو، برو…
زنش پرسيد: تو كه اول نمي خواستي بري، چي شد؟ گفت: آي زن! حسين يار نداره. گفت: زهير! من باعث شدم بري، حالا ميخواي بري برو، حسين با زن و بچه اش اومده، تو برا حسين، منم كنيزيِ زن و بچه ي حسين رو مي كنم…*

عالم علی و نورِ جهانتاب زینب است
مثلِ علی و مثلِ نبی ناب زینب است
از جلوه های فاطمه سیراب زینب است
تشنه حسین، تشنه حسن، آب زینب است
یعنی که پنج تَن دلِ یک قاب زینب است

این کیست این عقیله ی آقایِ کربلاست
این کیست این که غیرتِ فردایِ کربلاست
این کیست این رَاَیتُ جَمیلایِ کربلاست
این کیست حضرت زهرایِ کربلاست
عصمت کم است، صاحبِ القاب زینب است

*كاروان از مدينه دور نشده بود، اومدن گفتن: حسين! دوتا سوار دارن ميان، با عجله كاروان رو نگه داشت، رسيدن، ديد عبدالله دو تا آقازاده هاش رو آوُرده، اومد مقابل ابي عبدالله، گفت: بچه هام رو قابل ندونستي ببري؟ هر دو مهريه هايِ خواهرت هستن.
عمه ي سادات پرده ي كجاوه رو زد كنار، گفت: خير ببيني عبدالله، شيرِ مادرت حلالت، داشتم دق مي كردم، بچه هام رو آوُردي.عبدالله گفت:حسين! هر جا ديدي بچه هام به كارِت ميان، هر دوتاشون فدايِ تو…
كاروان راه افتاد، تا رسيدن كربلا، روزِ عاشورا هي مي اومدن دورِ ابي عبدالله، هي شمشيراشون رو نشون مي دادن، يعني دايي جان اجازه بدي رفتيم، امام حسين هي مي گفت: نه بروید پيش مادرتون.
هر دوتا بغض كردن، اومدن تويِ خيمه، ناراحت، زانو بغل گرفتن، بي بي زينب اومد گفت: چي شده؟ گفتن: برو از دايي بپرس، اصلاً مارو نمي بينه، هر کی خواست بره ميدان گذاشت بره، اما نميذاره ما بريم، زينب خوشحال شد، يعني دلتون ميخواد بروید؟ آره مادر! اگه رفتید كشته ميشيد؛ مادر! فدايِ سَرِ دايي…يه ذوقي كرد خانوم، چادرش رو به كمر بست، گفت: الان ميرم اجازه ي شما رو مي گيرم…*

آورده رویِ دست خودش جانِ خویش را
آماده کرده است دو قرآن خویش را
رو کرده است بر همه شیرانِ خویش را
دو گِرد بادِ خویش دو طوفانِ خویش را
خورشیدِ این دو اخترِ نایاب زینب است

______________________________________________________________

متن روضه و توسل به طفلان حضرت زینب (س) و روضه اصحاب

*گفت: داداش! اگه تو پسرِ علي هستي، منم دخترِ علي هستم، مي خواي جلو نجمه سرم رو بالا نيارم؟ بچه هام رو عباس شمشير زدن يادشون داده، بيا ببين بچه هام دارن دق مي كنن…*

زخمِ دل شکسته ی خود را که هَم گذاشت
اذن دخول خواند به خیمه قدم گذاشت
از خود گذشت و تُحفه ای از بیش و کم گذاشت
سنگِ تمام پیشِ امیرِ حرم گذاشت
قبله حسین باشد و محراب زینب است

زینب رسید و باز امام احترام کرد
مثلِ علی ، حسین به پایش قیام کرد
تا او سلام کرد خدا هم سلام کرد
زینب که است؟ آن که ادب را تمام کرد
در کربلا معلمِ آداب زینب است

دو مرد از قبیله یِ خود انتخاب کرد
آئینه بود و رو به سوی آفتاب کرد
با التماس دامنِ خود را پُر آب کرد
بر روی نام مادرش اما حساب کرد
فرمود این شکسته ی بی تاب زینب است

*شروع كرد با ابي عبدالله حرف زدن…*

بالی اگر نیست برادر دلی که هست
آورده ام شعله کشم حاصلی که هست
حل کن به دست خویش مرا مشکی که هست
از من بخر دو هدیه ی ناقابلی که هست
باور بکن که اولِ اصحاب زینب است

* ابي عبدالله به همين راحتي اجازه نداد بچه ها برن ميدان، هر چي زينب مي گفت: آقا مي گفت: نه، من جوابِ حسن رو می تونم بدم، بچه هایِ برادرم هستن، اما من جوابِ عبدالله رو چی بدم؟ گفت: باشه نمیخوای برن نمیرن، اما حسن رو یادت هست یه بار جلوش مادرم رو زدن، همه ی موهاش سفید شد، میخوای دوتا بچه هام بمونن، میخوای کتک خوردن زینب رو ببینن؟ تا حرفِ مدینه رو زد گفت: بگو برن…حرفِ مدینه رو اینجا نزن، بدو اومد خیمه، پاشید لباسِ رزم بپوشید، مُهیّایِ رفتن شدن، لباسِ رزمشون رو که می پوشوند، هی می گفت: حواستون به حرمله باشه، حواستون به سنان باشه، اون از پشت میزنه، هی دست می کشید رو سر و صورتشون، آبروم رو بخرید،رو سفیدم کنید، مهیای رفتن شدن، دَمِ دَرِ خیمه، یه وقت دیدن زینب بیرون نمیآد، یکی از بچه ها اومد گفت: مادر! چرا بیرون نمیآی؟ گفت: آروم پاش پسرم، دوتا خواسته دارم از شما، گفت: من اگه پشتِ سرتون بیام، حسین خجالت میکشه، من از اینجا براتون دعا میکنم، اما خواسته دومم اینه: مادر! هر کی از اسب افتاد حسین رو صدا کرد، یه وقت از بالای اسب افتادید من رو صدا نکنید، حسین خجالت میکشه…*

از دور دید و گفت علمدار مرحبا
بر ضربه هایشان صدو ده بار مرحبا
بر دو امیر بر دو جگردار مرحبا
زینب شدند و حیدرِ کرار مرحبا
اما میانِ خیمه ی بی آب زینب است

اما رسید لحظه ی در خون صدا زدن
خونین نَفَس نَفَس زدن و دست و پا زدن
یک بار تیغ و بار دگر نیزه را زدن
دور از نگاهِ مادرشان بی هوا زدن
در بینِ خمیه شاهدِ گرداب زینب است

*یه وقت یه حرومی داد زد، الان داغشون رو به دلِ مادرشون میذارم، از دور نیزه اش رو رها کرد، از بالای اسب افتادن، صدا زدن:”اَمیری حسینٌ و نِعمَ الاَمیر” حسین رسید بالا سرشون، یه نگاه به اینا می کرد یه نگاه به زینب، بی بی صدا می زد: فدا سرت بچه هام،خونشون حلالت حسین….هرجا هستی صدا ناله ات کربلا برسه:حسین!….*

 

متن روضه و توسل ویژه شب سوم محرم ۱۳۹۹

0
متن روضه و توسل ویژه شب سوم محرم 1399

متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س)

سلام بابا
تو آسموونا دنبالت بودم اما
تووي خرابه اومدي كنار ما
صفا آوردی قدمت رو چشم بابا

باباجونم
يه دنيا حرف دارم باهات اما
مي خوام فقط بگم دوست دارم حالا
بگم بابا حسين بگي جونم بابا

بازم بهم بگو دوسم داری
خيلی وقته كه نگفتی

بهم بگو تنهام نمي ذاری
خيلی وقته كه نگفتی

*دلم برات تنگ شده بود بابا….کجا بودی؟!…*

آن دم که مرا ظالم اظهار کنیزی کرد
بابا تو کجا بودی؟ از ما تو جدا بودی ..‌

آن دم که تو را ظالم اظهار کنیزی کرد
در تشت طلا بودم .. کی از تو جدا بودم..؟

آن دم که من از ناقه افتادم و غش کردم
بابا تو کجا بودی ..؟ از ما تو جدا بودی ..

آن دم که تو از ناقه اُفتادی و غش کردی
بر رأس سنان بودم کی از تو جدا بودم..؟

چشات بسته اس
خوبه نمي بيني بال و پرم سوخته
خوبه نمي بيني كه معجرم سوخته
خوبه نمي بيني موي سرم سوخته

چشات بسته اس
نمي بيني نگاهشون چه سنگينه
هر چشم ناپاكي ماها رو مي بينه
سيلي و تازيونه بهتر از اينه

بابا ازت من يه سوال دارم
ميدوني كنيزي يعني چي…؟
كسي بهم نميگه معنيشو
ميدوني كنيزي يعني چي…‌؟

ما را به سخت جانی خود این گمان نبود‌
ما روضه ی حسین شنیدیم و زنده ایم

*چه بلایی سر بچه هات آوردن .. شاید سال بعد محرم ما دیگه نباشیم….*

__________________________________________________________

متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س)

سرم رفته از بس توی سر صدا
سرم رفته از بس سرم داد زدن

نگو که چرا موم سفیده آخه
خودت رو یه لحظه بذار جای من

خواب دیدم که، تنت رو زمین
نفس میزدی، گلوتو برید

گریه کردم، همون که زدت
اومد منو زد، موهامو کشید

او می کشید و من می کشیدم
او می دوید و من می دویدم

خدا خواسته من مثل زهرا بشم
زیر کوله بار غمت تا بشم

رمق تو تنم نیست عزیز دلم
ببخشم نمیشه به پات پا بشم

چند روزی هست، میلرزه پاهام
دیگه نمازام، نشسته شده

افتادم من، گمون بکنم
که هردوتا پام، شکسته شده

من، روی ناقه، از جا پریدم
او می دوید و من می دویدم

کجا بودم حالا کجا اومدم
تا رفتی دیگه دل به دریا زدم

تو اون قصه ی غارت خیمه ها
سرم رو شکستم که معجر ندم

بعد غارت، ندیدی ما رو
چجور می‌برن، به زورِ طناب

بعد غارت، ندیدی ما رو
نگم که چی شد، تو بزم شراب

*چوب خیزرانُ بلند کرد ..*

با دست بسته، هرجا رسیدم
هرچی بگی از، مَردم شنیدم

__________________________________________________________

متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س)

*بچه از خواب بلند شد بهانه گرفت .. شروع کرد ناله کردن .. دونه دونه دخترا بلند شدن صداهای ناله بلند شد .. خدایا زینب دوباره چه کنه .. داره دختر حرف می زنه: ..بابا نبودی موهامو کشیدن … بابا نبودی به ما صدقه می دادن…*

زِ خانه ها همه بویِ طعام می آمد
ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم…

*صدا به گوشِ اون ملعون رسید .. چی شده؟! چه خبره؟! دختر سه ساله ای از خواب بلند شده بهانۀ پدرُ گرفته .. خب این که کاری نداره سر باباش رو براش ببرید .. سر رو آوردن جلوش گذاشتن‌ .. همه دخترا دارن نگاه می کنند یه وقت صدا زد:“هذا رأسُ مَن… ؟!این سرِ کیه؟! ” رَأسُ ابیکَ الحُسَین..سرِ بابات حسینِ..پارچه رو کنار زد …‌ دستاش کوچیکه …“فَرَفَعَتْهُ مِنَ الطَّشت حاضَنَه له…” با این دستای کوچیک سر رو بلند کرد .. مراقب بود سر از رو دستاش نیفته .. سر رو به سینه چسبانید .. شروع کرد به حرف زدن ..“یا اَبَتاه ! مَن ذَالّذی خَضَّبَکَ بِدِمائِک …”قربونت سر و صورتت برم .. کی موهاتو خونی کرده ..؟*

__________________________________________________________

متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س)

” اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّه”
“اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ”

من مثل قطره ام و تو مثل دريا، مگه نه؟
بايد اين قطره كنه دريا رو پيدا، مگه نه؟

تويِ خواب، خودت بهم گفتي خيلي زود ميآي
قول دادي كه من و مي بري از اينجا، مگه نه؟

به جايِ عروسك اين بار، برا من عصا بيار
دخترِ شامي ميگه: افتادم از پا، مگه نه؟

اينجا بازارش مثلِ كوچه هايِ مدينه بود
صورتم درست شده شبيه زهرا، مگه نه؟

جونِ بابا بگو دل تنگي هامُ چيكار كنم؟
جونِ من بگو من و دوست داري يا، مگه نه؟

رويِ نيزه فهميدم چرا عمو چشماشُ بست
قصه ي گوشواره امُ گفتي به سقا، مگه نه؟

داداشم با پيرهنم ميخواد من و كفن كنه
ديگه وقتِ رفتم رسيده بابا، مگه نه؟

*مگه ميشه دختر بابارو نشناسه، روپوش رو از رويِ تشت زد كنار، بابارو نشناخت…چي شد بابارو نشناخت؟ اول اينكه اين سر زياد چوب خورده بود، هم عُبيدالله بن زياد زده بود و هم يزيد، شايد توي چشم زياد ضربه زدن، وقتي چشم صدمه ببينه قيافه عوض ميشه، دليلِ دوم: اين سر يه شب تا صبح تويِ تنور بوده، خاكستر با خون قاطي شده،دليل سوم: هر منزلي كه استراحت مي كردن، سر رو از نيزه در مي آوُردن، داخل يه صندوقچه ميذاشتن، چهل منزل توقف كردن، يعني چهل بار اين سر رو در آوُردن روزِ بعد دوباره به نيزه زدن، شايد ميخواستن سر رو به نيزه بزنن، جايِ قبل بند نميشد يه جايِ جديد مي زدند…تو بابايِ مني؟ بابايِ من خيلي خوشكل بود…*

__________________________________________________________

متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س)

تو این شبِ تاریک، ستاره مبهوته
خواب می دیدم بازم، سرم رو بازوته

تقصیر من نیست که، اشکم سرازیره
یادِ تو می افتم، خواب از سرم میره

کجای دنیا، اینطوری بابا، جوابِ اشک و میدن
جلو چشایِ، عمه سرت رو، روی زمین کوبیدن

کسی نمی پرسه، از حال و احوالش
پروانه ای رو که، سوخته پر و بالش

ممنون تو هستم، که اومدی پیشم
غصه نخور بابا، خودم فدات میشم

اهالیِ شام، به دخترِ تو، مگه امون می‌دادن
تو کوچه بازار، هی با اشاره، منو نشون می دادن

حسين…
من و ببر بابا، دورِ تو مي گردم
چشام نمي بينه، عمه رو گم كردم

يادم ميره دردِ، پارگي گوشم
وقتي سَرِ خونيت، باشه تو آغوشم

يه نانجيبي اومد تو خيمه، گوشواره هامُ بُردش
نديدي بابا، چه وحشيونه، خلخال پامُ بُردش

اون بي حيايي كه، كشيده گيسومُ
دستايِ سنگينش، شكسته اَبرومُ

تا ديد عموم رفته، حرفايِ بد ميزد
كارش فقط اين بود، به من لگد ميزد

از ترس و وحشت، لُكنت گرفتم
از وقتي رفتي رقيه ات سامون نداره

* ” يا أبتاه! مَن ذا الذي خَضَّبَكَ بدَمائك؟”بابا! محاسنت خوني شده”يا أبتاه! مَن ذا الذي قطع وَريدَك؟” بابا! رگ هايِ حنجرت رو كي بُريده؟…*

خيلي غمت واسم، سخته و سنگينِ
خولي رسيد ديدم، سرت تو خُرجينِ

خسته شدم بابا، از زندگيم سيرم
سه ساله ام اما، ببين چقدر پيرم

كسي نفهميد، بينِ خرابه من چي كشيدم
خسته شدم از اين همه دوري،ديگه بُريدم

*ان شاءالله راه كربلا امسال باز باشه، بريم ازطرف بي بي، رو به رويِ شش گوشه سلام بديم…ياد كنيم شهدايِ مدافعِ حرم رو، ياد كنيم بچه هايي رو كه بابا ندارن…خيلي مراقبت كن تويِ مهموني ها، حضرت آيت الله مرعشي، تويِ يك مهموني بچه هاش رو صدا زد، گفت: بچه ها! اون بچه اي كه اونجا نشسته بابا نداره، خواستيد من رو صدا بزنيد، بابا نگيد، دلش ميگيره…
يكي از مداحان اهلبيت تعريف ميكنه، ميگه: من رو دعوت كردن مراسم تقدير از رزمندگان مدافعِ حرم، ديدم همه ي رزمنده ها با لباسِ نظامي نشستن، دونه دونه بچه هاشون ميرن بالا با بابا، يه دختر بچه ميكروفن رو ميگيره شعر ميخونه، همه براش دست ميزنن بهش جايزه ميدن،يكي ديگه قرآن ميخونه بهش جايزه ميدن، يكي دعاي فرج ميخونه،نگام افتاد به يه دخترِ چهار پنج ساله ديدم چشماش كاسه ي خونِ، گفتم: عمو! تو چرا نميري شعر بخوني؟ گفت: من بابا ندارم، من بابام شهيد شده، اينا كه ميرن بالا شعر ميخونن به خاطر باباشون ميرن، گفت: عصباني شدم رفتم بالا ميكروفن رو گرفتم، اون دخترِ شهيد رو هم با خودم بردم، گفتم: اين بچه شهيده، كسي صداش نميزنه، ميكروفن رو گرفتم يه شعر خوند، نه تنها همه براش دست زدن، ديدم همه ي بچه هايي كه هديه گرفته بودن اومدن بالا گفتن: هديه ي ما مالِ تو…
من بميرم برا رقيه، گفت: عمه! اين بچه ها كجا دارن ميرن، گفت: عمه اينا دارن ميرن خونه هاشون، گفت: عمه! مگه ما خونه نداريم…

__________________________________________________________

متن مناجات و توسل به حضرت رقیه (س)

«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهم»

«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولا و نعم النصیر»

«السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی .. »

خراب آمده ام، باز رو به راهم کن
مسیحِ من بِدَم و عاری از گناهم کن

نیامدم به تمنای آب و نان سویت
کمی به حُرمت ام البنین نگاهم کن

فدای جُون شوم ، روسپید عالم شد
نگاه لطف به ظرف دل سیاهم کن

عطا به جای خودش ، جای این همه گریه
برای سینه زنت ، ذوالکرم! دعا هم کن

به زیر بار گرانِ علامتت گفتم:
گذر ز توشه‌ی سنگین اشتباهم کن

مقدّم است به کارم ، همیشه کار شما
بیا و پیر همین راه و دستگاهم کن

*یه کاری کن غیرِ درِ خونه‌ی تو درِ خونه‌ی کس دیگه رو نزنم .. *

عجیب دلهره دارم به کربلا نرسم
براتِ کرب و بلای مرا فراهم کن

*همه میدونن، من به همه گفتم شبِ سوم براتِ کربلا رو باید بگیریم .. امشب شبِ دستای کوچیکِ .. امشب شبِ کسیه که درسته دستاش خیلی کوچیکه، درسته دستاش دستاش مثه مادر بزرگش بالا نمیاد .. اما گره های خیلی بزرگُ باز میکنه ..*

میان گودی قبرم ، زمانِ تلقینم
اسیر روضه‌ی گودی قتلگاهم کن

حسین .. اون لحظه ای که میخوان منو تو قبر بزارن یکی بیاد بالاسرم بگه حسین .. منو اینجوری داخل قبر نزارید .. ان شالله روضه خوانا باشن، گریه کنا باشن، سینه زنا باشن دور و برم .

__________________________________________________________

متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س)

*بریم درِ خونۀ سه ساله امشب خیلی باهاش کار داریم ..*

به یادم مونده روزایی،
که تو آغوش تو بودم
به روی زانوی عمه،
یا روی دوش تو بودم

موهامُ شونه میکردی،
بهم میگفتی دُردونم!
نبینم تو خودت باشی،
چراغ کوچیک خونم

همین میومدی خونه،
فقط میگشتی دنبالم
برام یه چادر مشکی،
خریدی کردی خوشحالم

میگفتی ای گل یاسم،
منو می‌بوسیدی آروم
می‌دیدی تا که خوابیدم،
عباتو میکشیدی روم

ولی حالا با دلتنگی،
نشستم زیر نور ماه
کجا رفتی بابایی‌جون،
ببین قدم شده کوتاه

ببین افتاده دندونم،
رو لب هام رَدی از خونه
به جای روی زانوهات،
نشستم کنج ویرونه

نبودی دستامو بستن،
رو گونم خیلی میسوزه
یهو سرگیجه میگیرم،
چشام تاره یه چند روزه

دیگه میترسم از اسبا،
نمیخوابم دیگه راحت
یه شب از ناقه افتادم،
نه با پاهام که با صورت

برای تفریح و سرگرمی،
هولم میداد با دعوا
منو هی راه به راه میزد،
بیا زجر رو بزن بابا

کف پاهام زده تاول،
ببین دستام چقدر سرده
ازش بس که لگد خوردم،
ببین پهلوم ورم کرده

شدم شرمنده‌ی عمه،
واسم شد بهتر از مادر
بزار واست بگم حالا
که پیشم آمدی با سر:
ـــــــــــــــــــــــ
پایِ درد و دلِ دخترت بشین
با لبای پاره میخونم برات
لکنتم داره اذیت میکنه
روضه با اشاره میخونم برات

اینطوری دستِ منو گره زدن
دستای عمه رو بستن اینطوری
سرتُ نمیتونم بغل کنم
مچ دستمُ شکستن اینطوری

وقتی تویِ تب میسوزم باباجون
لرزه بر تنم میفته اینطوری
با ته نیزه یه جور منو زدن
سر رو گردنم میفته اینطوری

روز و شب یه دست سنگینی
روی گونه هام درازه اینطوری
نمیشه که خوب ببینمت بابا
با چشمی که نیمه بازه اینطوری

چشای هرزه‌ی سنان و حرمله
خیره شد به قامت من اینطوری
یکی در میون نزد سیلی بهم
ضربه زد به صورت من اینطوری

تو کوچه پس کوچه‌های شهر شام
چکمه روی بالم افتاد اینطوری
یکی دید رمق نموند تو پاهام
بی ادب هولم داد اینطوری

تا خجالتم بدن زنای شام
هی به من اشاره کردند اینطوری
جلوی چشم عمو میون راه
پیرهنم رو پاره کردند اینطوری

کمرم شکسته از غصه بابا
خم شده رو سرم آوار اینطوری
میدونی که بدتر از اینا چیه؟
هو شدم میون بازار اینطوری

با سر اومدی به دیدنم ولی
هیچ کجا بابا نمیاد اینطوری
گریه‌ی زیاد امونم و برید،
نفسم بالا نمیاد اینطوری

همه سنگ از روی پشت بوم زدند،
ناز دختر و خریدند اینطوری
موهایی که عمه بافته بود برام،
شمر و حرمله کشیدند اینطوری
ـــــــــــــــــــــــ
نکنه رو به رومی!
خودتی یا عمومی
نشناختمت هنوزم
خودت بگو کدومی ..

صورتِ نصفه نیمه‌
حالِ سرت وخیمه
به همه گفتم این سر
تموم زندگیمه ..

خوش اومدی بابا
خونه‌ی دخترت امشب
مهمونم شد سرت امشب،
کنج خرابه ..

منو ببخش بابا
دخترت دیگه زیبا نیست
وقتی که دیگه بابا نیست
چطور بخوابه ..

منو زدن .. منو زدن ..
دشمنت سرم ریخت
منو زدن .. منو زدن ..
صورتم بهم ریخت

تو رو زدن .. تو رو زدن ..
نیزه ها و خنجر
تو رو زدن .. تو رو زدن ..
پیشِ چشم مادر
ـــــــــــــــــــــــ
خبر داری به کی پناه بردم
خبر داری که من کتک خوردم
بالای نی سرت رو که دیدم
اینجور برات بگم بابا: مُردم..

بابا شنیدی بهم چیا گفتن
باور نمیکنی کیا گفتن
تو مسجد کوفه مسلمونا
تو بازار هم یهودیا گفتن

بابا کجا بودی میترسیدم
میدونی چند شبه نخوابیدم
بابا جونم میدونی چند روزه
اون روی ماهتو نبوسیدم

معلوم نبود به عمه‌ ها میخورد
یا نه به اون تشت طلا میخورد
چوبی رو که بالا میرفت دیدم
اما نمیدیدم کجا میخورد

اون ماجرا رو تازه فهمیدم
تا این لبای زخمی رو دیدم
حالا لب خشک منم سرخه
از بس لب خونی تو بوسیدم

*قربونت برم بابا، میدیم چوبش بالا میرفت اما عمه جلو چشمامُ میگرفت نمیدیدم کجا فرود میاد .. همه‌ی گذشته و زیر خاک خوابیده ها فیض ببرن .. قربونِ اون سه ساله ای برم که زنِ غساله گفت دست به این بدن نمیزنم .. آخه این بدن همه جاش کبوده .. نکنه مریضی داره .. ای حسین …

__________________________________________________________

متن مناجات و توسل به امام زمان (عج)

درونم درد بسیار و مداوایِ تو میخواهد
*من از زبان شماها میگم و الا ما که قابل این حرفا نیستیم ..*

درونم درد بسیار و مداوایِ تو میخواهد
دو چشم پر گناه من تماشای تو میخواهد

چه تنبیهی ازین بدتر که‌دورم از تو آقاجان
نگاهم کن که‌چشمم چشم زیبای تو میخواهد

سگ کهفِ وجودِ من برای پاکی ذاتش
چنان ظرفیست که خاک قدم هایِ تو میخواهد

سر پیری جوانی میکنم با گریه‎کن هایت
قدم خم شد زِبس که قد طوبایِ تو میخواهد

زِ دیوار گناهان رفته‌ام بالا پشیمانم
بلندم کن که این دیوار، حاشایِ تو میخواهد

*اگر که نوکر خوبی شوم حتما تو میخواهی
حسین فاطمه من را به امضای تو میخواهد

*یا صاحب الزمان .. تا اون انتهای مجلس این دست گداییتُ بیار بالا آقاتُ صدا بزن .. *

__________________________________________________________

متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س)

*السلام علیک یا مولاتی و یا سیدتی یا رقیه ..
بی بی جانم .. بی بی جانم .. شب سوم شبِ عاشورایِ عاشقاست .. دلت رفته تو حرم سه ساله برات بگم یا نه؟!.. گفت بابا :*

دختری شاداب بودم رنج و غم آموختم
آنچه می بایست با این سن کم آموختم

*ببین چه کرده دخترت بابا ..*

با همین دستانِ بسته باز شد مشت یزید
فتح کردن را اسارت آمدم آموختم

گم شدم، یا نور گفتم‌نیمه شب زهرا رسید
اینهم از مستوحشین فی الظلم آموختم
ــــــــــــــــــ
آن شب که من‌از ناقه افتادمُ غش کردم
بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی

*نگو عزیزم‌اینطوری به بابا برمیخوره .. *

آن شب که تو از ناقه افتادی غش کردی
من بر سر نی بودم کی از تو جدا بودم

آن دم که مرا ظالم اظهار کنیزی کرد
بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بود

*گفت بابا اینجا هم من بودم قربونت برم ..*

آن دم که تو را ظالم اظهار کنیزی داشت
در تشت طلا بودم کی از تو جدا بودم ..*
ــــــــــــــــــ
پیکرم اُفتاد، باباجان نیفتاد از لبم
فاطمی سینه زدن پای علم آموختم

میگرفتم چادرِ خود را به‌دندان مثل مشک
استقامت را ز سردار حرم آموختم

ریگ ها و خارها آموزگار من شدن
هروله با پایِ پُر زخم و ورم آموختم

گوشواره‌ام را خودم‌دادم به دخترهای‌ شام
من زِخاتم بخشی شاهم کرم آموختم

*بچه‌ی دو سه ساله دیگه خیلی بلد باشه تا ده بلده بشمره .. *

من فقط تا ده بلد بودم که بشمارم ولی
تا هزار و نهصد و پنجاه هم آموختم

*بالا سرت هی یک به یک زخماتُ شمردم ..*
ــــــــــــــــــ
تو نیستی و گریه‌ی من بی امان شده
خشت خرابه بغض مرا هم زبان شده

بازیِ دخترانه‌ی من بین عمه ها
تنها شمردنِ گره گیسوان شده

راحت مرا به سخره گرفتند شامیان
با این لباس پاره و قد کمان شده

نسبت به من نهایتِ رحمی که داشتند
پرتابِ چند لقمه‌ی خرما و نان شده

*فقط یه بیتِ دیگه از این غزل رو صدا ناله ت بلند شه .. یه دختر بچه‌ی سه ساله رو تجسم کن .. گفت بابا : *

بی حس شده‌ست پیکرم از تازیانه ها
یا دستِ زجر بس که زده ناتوان شده؟!

*دیگه درد نمیفهمم بابا ..*

__________________________________________________________

متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س)

گفتی، بگو غماتُ من گفتم
درد دلمو با تو من گفتم
گفتن نداره موهای سوخته
هرچی بودُ برا تو من گفتم

بابا، کبوده تنم
به گریه نفس نفس میزنم
بابا، نگاه کن منم
سرت رو بذار روی دامنم

بابا، بمیرم برات ..

کنج خرابه چشمامو بستم
دیگه منو ببر خیلی خستم
اونقدر که دیگه میدونم حتی
می‌افته سر تو از رو دستم

بابا، چی شد اون نگات
خرابه نشین شدن بچه هات
بابا، غمِ تو چشات
منو میکُشه بمیرم برات

بابا، بمیرم برات ..

*بعد این بند دیگه هیچ روضه ای نداره بخوام برات بگم .. بذار صدات بگیره امشب داد بزن شب سومیه صدات بگیره ..*

خیلی غمتُ این دختر خورده
بنگر که گل یاست پژمرده
اون مجلس حرام آشوبم کرد
خیلی به منو عمه برخورده

بابا، عَمومُ میخوام
اذیت شدیم تو بازار شام
بابا، بریده صدام
رَدِ سنگُ چوب روی دست و پام

ای حسین …

__________________________________________________________

متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س)

“اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى صاحبِ الدَّعوَهِ النَّبویَّه،وَ الصَّولَهِ الحَیدریَّه، و العِصمَهِ الفاطِمیَّه، و الحِلمِ الحَسَنِیَّه،و الشّجاعَهِ الحُسَینِیَّه”

وقتی همه جا شُهره به عنوانِ تو باشیم
باید که فقط ریزه خورِ خوانِ تو باشیم

دامن نکش از دستِ گداهای گرفتار
بگذار کمی دست به دامانِ تو باشیم

*ديدي گفتم يه روز به دردت ميخورم، ديديم راه كربلا رو به روي ما بستن، ما خودمون برات كربلا درست كرديم، ما تو هر جلسه اي كه ميريم به نيابت كربلا و بين الحرمين ميريم، فردا قيامت پامون خيلي كربلا نوشتن…*

خیرالعمل این است که ارباب تو باشی
ما هم یکی از مُزد بگیران تو باشیم

فردای قیامت خبر از دربدری نیست
امروز اگر بی سر و سامان تو باشیم

ما یاد گرفتیم که در روضۀ گودال
آشفته تر از زلف پریشان تو باشیم

#شاعر : مصطفی متولی

آفتابِ شَرَفَم، مظهر توحیدم من
با همین سن کمم مرجع تقلیدم من

بخدا لحظه ای از کفر نترسیدم من
لحظه های جا نزدم هرچه بلا دیدم من

در ره عشق چه بی ترسم و بی واهمه ام
آیت الله جلیله نوه ی فاطمه ام

گریه ام حکمت محض است که گشته سپرم
خم شده قامت لشگر به مَصافِ جگرم

مثل عمه چه قشنگ است بلا در نظرم
نکند فکر کنی بی کَسم و در به درم

من کَس و کار حسینم به لبم این سخن است
سرو سامان همه از سر و سامان من است

هرچه را غیر حسین بن علی خط زده ام
رگ هر مفسده را با رگ غیرت زده ام

روی لبهای ستم چوب صلابت زده ام
به رخ زجر لعین سیلیِ عفت زده ام

حال که چشم تو از وصف مقامات تر است
روضه ام را ز خودم بشنو که دلسوز تر است

روز ها چون شب تار است خدا رحم کند
جنگ من یک به هزار است خدا رحم کند

قاتلم اسب سوار است خدا رحم کند
کفِ پایم پُرِ خار است خدا رحم کند

تازیانه به تنِ من گذر انداخته است
ناقه ی لنگ مرا از کمر انداخته است

فاطمه بودم و قنفذ به سراغم آمد
آنقدر تند دویدم که نفس کم آمد

زجر کم بود که یکدفعه سنان هم آمد
به تو تا خیره شدم سیلی محکم آمد

دست سنگین کسی بر رخ من رد انداخت
آنکه انداخت مرا روی شتر بد انداخت

سپرش تا به سرم خورد سرم درد گرفت
زد به بازوی من و بال و پرم درد گرفت

به پدر حرف بدی زد جگرم درد گرفت
بشکند پاش الهی کمرم درد گرفت

یاعلی گفتم و با کینه به من سنگ زدند
پیرزن ها همه بر پیرهنم چنگ زدند

حق بده خواهرم اینقدر حزین و زار است
مست ها صحبتشان صحبت خدمتکار است

مويِ سوخته امُ مسخره كردن
دخترايِ شاميِ تو خرابه

لُكنتِ زبونمُ كه مي بيني
يادگاريِ بزمِ شرابه

نفسم بند اومد
اوني كه مومُ تويِ خرابه مي كَند اومد

تويِ بازار بَرده فروشا
ما بوديم اما تو نبودي

دندونايِ شيرم رو شكستن
پيرمردايِ مستِ يهودي

معجرا رو بردن
تا النگوهاي دستِ خواهرام رو بردن

*حسين….

__________________________________________________________

متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س)

بابایی ..
به هم خورده وضعم پریشونمُ سوخته موهام
منو مسخره کردنم از بس که کهنه ست لباسام
واویلا …

منو میزدن بی بهونه بابایی ..
روی صورتم رد خونِ بابایی ..

تو این مدتی که نبودی می خوردم
به جایِ غذا تازیونه بابایی ..

بابایی ..
فضایِ خرابه برایِ رقیه ت عذابه
یه گوشه زمین گیرم و گریه هام بی جوابه
واویلا …

بابایی ..
تموم تنم زخمیِ زیر چشمام کبوده
اینا یادگاری از اون کوچه هایِ یهوده
واویلا …

شکستن تو بازار سرم رو بابایی
لگد می زدن پیکرم رو بابایی

همونی که گوشواره مو کندُ با خنده می گفت
کشید از سرم معجرم رو بابایی

ز خانه ها همه بوی طعام می آید
ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم ..

حسین ….

متن روضه و توسل ویژه شب دوم محرم ۱۳۹۹

6
متن روضه و توسل ویژه شب دوم محرم 1399

متن روضه و توسل ویژۀ ورود خاندان آل الله به کربلا

“اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَظلوم یا حُسِین”

“السَّلَامُ عَلَى مَهْتُوكِ الْخِبَاء”

بمیرم…بمیرم…

فریاد یا محمّداه !
حسین رسیده کربلا…

*فردا همه با احترام پیاده شدند…یه وقت صدا زد:” اعوذ بِالله مِن الکَربِ و البَلاء…هَاهُنَا مَسْفَكُ دِمَائِنَا و سَبیُ حَریمِنا و مقبَحُ اطفالِنا…”یه ساعتی هم رسید…*

امان از ماجرايِ پيكر او
امان از سرگذشتِ حنجر او

تني ماند و سری بر نيزه ها رفت
بماند قصّه ی انگشترِ او….

*حسین…*

__________________________________________________________________

متن روضه و توسل ویژۀ ورود خاندان آل الله به کربلا

فردا که زینب با احترام پیاده میشه.. عباس میاد.. علی اکبر میاد…قاسم میاد…عُلیا مخدره نزولِ اِجلال می کنه…از همون اول خواهر رو آماده می کنه…*

ببین زینب
این دشت و بی حضورِ من تصور کن
برادرت رو بی‌کفن تصور کن
سَرِ من و بدون تن تصور کن

تصور کن…
جهان بدون من چه سوت و کور باشه
سر حسین رو نیزه از تو دور باشه
سر حسین یه شب توی تنور باشه…

*آخ بمیرم برات…اون موقعی که کوفه خطبه می خوندی…گفتند: چه کار کنیم زینب آروم بشه…؟!

سری به نیزه بلند است در برابر زینب…
خدا کند که نباشد سر برادر زینب…

*یه وقت دیدند زینب لحنش عوض شد… ” یَا هِلَالًا لَمَّا اسْتَتَمَّ کَمَالًا،غَالَهُ خَسْفُهُ فَأَبْدَا غُرُوبَا ” ای هلالِ زینب! “ما تَوَهَّمتُ یا شَقیقَ فُؤادی، کانَ هذا مُقَدَّراً مَکتوبا” فکرِ امروز رو نمی کردم…یه وقت اشاره کرد: ” يا أخی فاطِمة الصَّغيرَةَ کَلِّمها، فَقَد کادَ قَلبُها أن يَذوبا”با این دختر حرف بزن…*

تصور کن…
جهان بدون من چه سوت و کور باشه
سر حسین رو نیزه از تو دور باشه
سر حسین یه شب توی تنور باشه

حسین مگه جز تو کیُ داره
آه ای زینب، آه ای زینب….

چشام داره برا تو می‌باره
آه ای زینب، آه ای زینب….
یا ثارالله و ابن ثاره

*دلم برا کربلا تنگ شده به کی بگم؟*

صبوری کن
قرارِ بی حسین به خونه برگردی
با سیلی و با تازیونه برگردی
با بدترین قومِ زمونه برگردی

*خبر داری یا نه! حتما خبر داری…دخترت آمد کنار بدن پاره پاره ات…اونقدر به دخترت لگد زدن…من همه ش می گفتم: مادر یازهرا!…*

ببخش من رو
قرارِ خیمه‌هامونُ بسوزونن
دلایِ بچه هامونُ بلرزونن
ببخش که حرمت تو رو نمی‌دونن

*یه وقت زینب صدا زد:دخترا ! “علیکُنَّ بِالفِرار…”همه فرار کنید…*

حسین مگه جز تو کیُ داره
آه ای زینب، آه ای زینب….

چشام داره برا تو می‌باره
آه ای زینب، آه ای زینب….
یا ثارالله و ابن ثاره

چقد خوبه
اگه یه شب حسین منُ دعا می‌کرد
صداش که میزدم خودش نگاه می‌کرد
منو به اسم کوچیکم صدا می‌کرد

چقد خوبه
دلم پر از تپیدنِ حسین باشه…
یه شب سرم رو دامنِ حسین باشه
نگام به روضه خوندنِ حسین باشه

*اگه ما خوب شدیم…اگه لایق شدیم…دو خط روضه ی مادرت رو برای ما بخون…ما یه عُمر روضه خوندیم،مادرت گریه کرد…یه شب تو روضه بخون از مادرت بگو…بگو:آتش زبانه می کشید…صورت مادرم می سوخت…*

نمونده جز گریه برام چاره
یا ثارالله وابن ثاره…

میدونم این گریه اثر داره
یا ثارالله وابن ثاره…

__________________________________________________________________

متن روضه و توسل ویژۀ ورود خاندان آل الله به کربلا

دارند در کرب و بلا تعویضِ پرچم می ‌کنند
دارند عالم را پُر از اندوه و ماتم می ‌کنند

فرقی ندارد خوب و بد وقتی که در هم می ‌خرند
این خانواده فکر هر آلوده را هم می ‌کنند

*يكي از علما مي فرمود: امام حسين جنس بُنجُل رو هم مي خرند…*

پاداش هر بانی در این وادی مضاعف می ‌شود
هر دِرهمی که می دهد ، هفتاد دِرهم می ‌کنند

صد مُرده را جان می دهد ،یک یا حسینِ سینه زن
سینه زنانش کارِ صد عیسی بن مریم می ‌کنند

رَختِ شه عریانِ شده ، از عرش آویزان شده

*روايت داريم،شبِ اولِ مُحرم، حضرتِ حق، لباسِ خونينِ امام حسين رو به عرش آويزان ميكنه…*

رَختِ شه عریانِ شده ، از عرش آویزان شده
جن و مَلَک گریان شده ، روضه مجسم می ‌کنند

نَظمِ زمین و آسمان یکدفعه بر هم می ‌خورد
تا جسمِ شاه کربلا را نامنظم می‌ کنند

*چيكار كردن خواهرت هم تو رو نشناخت آقا؟…*

نامردها با حوصله، یک بی کس و بی یار را
تنها برای دِرهمی دارند دَر هم می ‌کنند

ده تا سوار از یک طرف ، یک ساربان از یک طرف
دارند تکه تکه عضو از پیکرش کم می کنند

*هر كسي يك گوشه رو بُرد”السلامُ عَلَي الحُسين، السلامُ عَلَيكَ يا اَباعبدالله” شب دوم مُحرمِ، كاروانِ امام حسين رسيد كربلا، زياد شنيديد يه نفر اومد زمين رو معرفي كرد: آقا! اينجا كربلا هم نام داره…ابي عبدالله يه دو جمله روضه مكشوف خوند، فرمود: “هاهُنا وَاللّهِ هَتْکُ حَریمِنا” اينجا حُرمت ما رو زيرِ پا ميذارن”وَ هاهُنا وَاللّهِ ذِبْحُ اَطْفالِنا”… رُباب!رُباب!،رُباب!…اول كه نيزه هارو ديدن، بچه ها فكر كردن نخلستونِ، عمه داريم مي رسيم، الان ميآن استقبالِ ما…*

پريشون و خسته ام،پُر از اضطرابم
بيا و نگاه كن، به حالِ خرابم

بذار بيشتر از قبل، چشات رو ببينم
الهي كه هيچ وقت، غمت رو نبينم

هوايِ دلامون، زمستونيِ
چرا چشمِ تو، خيس و بارونيِ

برايِ خوش آمد، يه لشكر رسيد
آخه اين چه جور، رسمِ مهمونيِ

شنيدم كه كوفه، پُر از نيزه دارِ
برا اينه داداش، دلم بي قرارِ

چه كابوسِ تلخي، بازم پيشِ رومِ
چه بغضِ عجيبي، ميونِ گلومِ

نگو بي تو بايد بمونم داداش
نگاه كن به بارونِ چشمِ تَرَم

نگو يه روزي با حالِ خراب
از اينجا تا گودال بايد برم

بگو شيبِ گودال، اصلاً كجاست؟
كه از هولِ غارت زمين مي خورن

نگو كه رگايِ داداشِ منُ
با يه خنجر كهنه، كج مي بُرن

*آره امروز كاروان رسيد كربلا، با چه احترام و عزتي مخدّرات رو پياده كردن، حضرتِ عباس زانو گذاشت، خواهرم پياده شو، پا رويِ زانويِ من بذار، علي اكبر يه طرف، قاسم يه طرف، نامحرم نباشه، خانوم پياده بشه…
خواهرا از خدا بخواهيد، سايه مَردت هميشه بالا سرت باشه، اگه سايه ي مَردت بالا سرت باشه، كسي به خودش اجازه ي بي ادبي نميده، لذا زينب تا سايه ي مرد بالا سرش بود كسي بهش نگاهِ چپ نكرد، كسي بي ادبي نكرد، آي حسيني ها! من اشاره به عاشورا نميكنم، چهل رو ميرم جلوتر، كاروان از كوفه و شام برگشت كربلا، اومد زينب كنارِ قبرِ حسين، گفت: داداش! مستحبِ، وقتي كنارِ يه قبري ميري آب بريزي، داداش! چطور آب رو قبرت بريزم، الهي خواهرت بميره، يادم مياد از لبايِ خشكت، داداش!يه چيزي بهت بگم، حيف كه نامحرما دارن مي بينن، اگه نامحرما نبودن لباسم رو بالا ميزدم كبودي و زخم هاي تنم رو ببيني، كنايه از اينكه همه ي كاروان همين وضع رو دارن…
عزيزِ دلم يه مسافرت ميخواي بري، بچه ي كسي رو همراه خودن نبر،اگه اتفاقي براش بيوفته، رويِ برگشتن نداري،گفت: داداش! يه امانت پيشِ من داشتي، داداش! براش كم نذاشتم،اما دستِ خالي برگشتم، اگه اون شب سَرِ تو رو نياوُرده بودن، من سالم مي آوردمش…ديدن خانم از سَرِ قبر بلند شد، كجا ميري؟ گفت: عباس مادرش كربلا نيست، عباس گريه كن نداره…اي حسين…

__________________________________________________________________

متن روضه و توسل به حضرت ابا عبدالله (ع)

«اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ»

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ..
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

باحق بگو از نوکران غم را نگیرد
دار و ندارِ ماست ماتم را نگیرد

*شنیدم هرجایی نامت برده بشه حرمتِ .. فلذا فرقی نمیکنه کجا بگم حسین .. انگار تو حرمت دارم میگم حسین ..

به تو از دور سلام
به سلیمان نبی از طرف مور سلام
به تو از دور سلام
به حسین از طرف وصلۀ ناجور سلام*

ماه حسین آمد بخواه از مادر او
از ما گنه کاران محرم را نگیرد

از چشمهای گریه کن های حسینش
ارث به جا مانده از آدم را نگیرد

دلبستگی ها را بگیرد صحبتی نیست
اما فقط، ذکر حسینم را نگیرد

پرچم بماند بر زمین و زنده باشد
حاشا برا نوکر که پرچم را نگیرد

گمراه خواهد شد یقیناً ،هر کسی که
دامان او این حبلِ محکم را نگیرد

یک عمر با هم در عزایش گریه کردیم
از ما خدا این اشکِ با هم را نگیرد

ای کاش! شمشیر و سنانُ خنجرُ تیر
جسم ولیُّ اللّهِ أعظم را نگیرد

حداقل ای کاش در گودال قاتل
در پنجه موی شاه عالم را نگیرد

کس نیست تا با ساربانِ او بگوید
اینگونه از انگشت، خاتم را نگیرد

__________________________________________________________________

متن روضه و توسل ویژۀ ورود خاندان آل الله به کربلا

قرارِ زندگی هامون، همش دور و ورت باشه
مرام و باورم مثلِ، مرام و باورت باشه

نشد بشناسمت آقا، حالا این نوکرت گیره
یه کاری کن حسینی شم، که دیگه واقعاً دیره

فدای خونوادت شم، کمک کن خونوادم رو
یکم بهتر شده حالم، نگیر از من محرم رو

یه چندوقته که دلگیرم، من از زندونِ این دنیا
تو که دلواپسم بودی، پَرُ بالم بده حالا

قرار این بود و میمونه، که با برنامه ترباشم
برای بچه هام باتو، یک الگو یک پدر باشم

تا وقتی با توام مولا، توخونم آشنادارم
یه عمره توی این خونه، یه عکس از کربلا دارم

دلم سنگه ولی حتما، یه روزی باتو دُر میشه
یه روزی اخرش این بد،میاد پیش تو حُر میشه

شاعر: #محسن_ناصحی

من حقم که، لایق نشدم
من حقمِ چون، عاشق نشدم

مثه فردایی کاروان رسید کربلا .. همه خیالشون راحته چون نگهبانی مثه عباس داره از خیمه ها محافظت میکنه .. رقیه راحت بخواب ..
ــــــــــــــــــ
نگرونم به جون خودت قسم
چه کنم خیلی برات دلواپسم
وقتی گفتی کربلا، دلم گرفت
جوری که بالا نمیاد نفسم

گله از این دلِ عاشق می‌کنم
میشنوی صدامو هق‌هق می‌کنم
یه چیزی بگو دلم، آروم بشه
یه چیزی بگو دارم، دِق می‌کنم

نمیدونم چه خاکی سرم کنم
خیمه‌هامونو باید علم کنم
باید از جلوی پای بچه‌ها
دونه‌دونه سنگ و تیغ و جمع کنم

قول بده مراقب خودت باشی
زبونم لال اگه افتادی پاشی
بلایی سرت بیاد من چه کنم
جز تو هیچکی و ندارم داداشی

قول بده به سمت درگیری نری
طرفِ مسیر هیچ تیری نری
دم گوش ذوالجناح اینو میگم
قول بده سمت سرازیری نری

آروم آروم توی ازدحام بزن
اگه افتادی زمین صدام بزن
حرمله به جای سینه‌ی حسین
تیرتو به سمت بچه‌هام بزن
ــــــــــــــــــ
یک دم تصورکن، که زینب بی‌تو باشد
اکبر نباشد، تازه سقا هم نماند
برگرد تا زخم گلوی خشک اصغر
تشنه برای جرعه‌ای مرهم نماند

نزد رقیه باش تا آرام باشد
درسینه‌اش یک ذره درد و غم نماند
برگرد تا اینکه زبانم لال، زینب
وقت شلوغی بین نامحرم نماند

انگشترت دستت نمی‌ماند رَدش کن
تا ساربان در فکر این خاتم نباشد
ــــــــــــــــــ
خدا رو شکر که خیمه سیرابه
حالا که مشکامون پُر از آبه
رقیه رو دوش اباالفضل و
علی رو دست مادرش خوابه

ولی دلم یه دنیا غم داره
دلشوره آرومم نمیزاره
جای گلای باغ زهرا نیست
تو این بیابون که پر از خاره

اشکم می‌ریزه داداش به احوالت
زخمی نشه یه وقت پَر و بالت
بری ازم جدا بشی و من
بخوام بگردم اینجا دنبالت

نمیزدی حرف جدایی کاش
تو رو خدا فکر دل من باش
حتی واسم سخته می‌بینم که
خاکی شده صورت تو داداش

میدونم اینا نقشه‌ها دارن
میخوان تو رو جدا کنند ازمن
دلواپسیام میشه بیشتر با
صدای پای مرکب دشمن

از تیغ و نیزه‌ها نشی سیراب
نمونی تشتۀ جرعه آب
لباس کهنه رو تنت کن که
نسوزونه تنِ تو رو آفتاب

__________________________________________________________________

متن روضه و توسل ویژۀ ورود خاندان آل الله به کربلا

همه اینا برا امروز بود بریم روز عاشورا ..

منم زینبی که، غریبیتو دیدم
توی نصف روز از، زمونه بریدم
تو میدونی داداش،که من چی کشیدم
یه جوری به دور، حرم میدویدم

تموم امیدم، یهو نامید شد
که باد مخالف، وزید و شدید شد
تو گرد و غبارا، تنت ناپدید شد
موهامو می بینی، یه روزه سفید شد

که دیدم به دورت، عدو حلقه بسته
یکیشون با چکمه، رو سینه‌ات نشسته
دیدم قاتلت رو، که خنجر به دسته
صدا میزدی با، دهان شکسته

همون روضه‌ای که، گلوتو بریدن
با سر نیزه هاشون، تورو میکشیدن
منو مادرت رو، گمونم ندیدن
که با مرکباشون، به روت میدویدن

همه دور زینبُ گرفتن .. عقیله میخواد از ناقه پیاده بشه ، همۀ بنی هاشم اومدن؛ حلقه زدن دور این خانم و گرفتن .. چه خبره؟؟ عمۀ سادات میخواد از ناقه پیاده بشه ، کسی نباید قد و بالای این خانم و ببینه ..

یه بار تو کوچه ها قد و بالای مادرم و دیدن بسه .. یه بار در خونه برا علی مادر ما از خونه بیرون اومد .. کمربند علی رو گرفت. همه مادر مارو دیدن بسه ..

همه بنی هاشم اومدن؛ چه خبره؟ عقیله میخواد از مرکب پیاده بشه .. اما یه روزی هم رسید همه رو بی بی سوار ناقه ها کرد؛ یهو دورش رو نگاه کرد دید دیگه کسی نمونده .. میخواد سوار ناقه بشه؛نمیتونه ..

__________________________________________________________________

متن روضه و توسل ویژۀ ورود خاندان آل الله به کربلا

السلام علی القلب زینب الصبور
همه گفتن آقاجان این چه سرزمینی ست که مارو آوردی؟.. زینب شروع کرد حرف زدن فرمود: *

بیابان با وجودِ تو برای ما بیابان نیست
کسی که با تو می آید سفر دیگر پریشان نیست
کنار تو کسی دلواپس خارِ مغیلان نیست
بیابان گردمان کردی ولی زینب پشیمان نیست

اگر در به در کوه و بیابانم کنی عشق است
اگر زخمی صد خار مغیلانم کنی عشق است
پریشانم کنی عشق است حیرانم کنی عشق است
اگر دنبال معشوق است دل دنبال سامان نیست

بپرسی جای جایِ کربلا را شرح خواهم داد
بپرسی مو به موی ماجرا را شرح خواهم داد
مسیر کوفه تا شام بلا را شرح خواهم داد
هر آنچه از تو پنهان نیست از من نیز پنهان نیست

برادر جان تو ثارالله و ثارالله دیگر من
حسین قبل خنجر تو حسین بعد خنجر من
تجلی میکنم در تو تجلی میکنی در من
شهادت یا اسارت هردو آغاز است پایان نیست

به زیر سایبان قد و بالای تو میخوابیم
منو این کاروان از چشمۀ فیض تو سیرابیم
نبین که دست ما دور است از آب و پای آبیم
فراتِ بی لیاقت لایق لب های طفلان نیست

چه خوشبخت است طفلی که به حلقومش نگات افتاد
چه خوشبخت است آنکه روی نعشش عبات افتاد
یکی با لب یکی با دل یکی با سر به پات افتاد
دلِ سلطان عالم را به دست آوردن آسان نیست

به طفلان تو گریه بر پدر کردن نمی آید
به زینب معجر پاره به سر کردن نمی آید
برادر جان به ما اصلاً سفر کردن نمی آید
کسی در خیمه های ما به جز شش ماهه خندان نیست

جانم بِنِه پا بر زمین این خاک ها مشتاق لبریزند
تمام دختران یک یک مژه بر پات میریزند
نباید هم به مهمان داری ات این قوم برخیزند
چرا که خلق میدانند صاحب خانه مهمان نیست

*مهمان داری تو لیاقت میخواد حسین جان .. خودم به تنهایی دورت میگردم*

میان کاروانِ تو ندیدم غیر زیبایی
جوانان رشید و نونهالانِ تماشایی
به همره بارِ گل آورده ام آن هم چه گل هایی
غلط گفته هر آنکه گفته این صحرا گلستان نیست

*خیالت راحت باشه داداش ..*

نقاب افکن مرا با مظهر حق رو به رو گردان
طنابی گردن زینب ببند و کو به کو گردان
همانگونه که مردی از شهادت نیست روگردان
به پای تو زنی هم از اسارت روی گردان نیست

محال است از میان خیمه آه سرد برخیزد
ز کوه صبرِ من حتی نشان درد برخیزد
اگر زن شیر زن باشد به جنگ مرد برخیزد
بجنگم با سنان هرگز سنان جزو مردان نیست

*تا ابی عبدالله سوال کرد هرکسی یه جوری از این سرزمین نام برد .. یکی گفت شاطی الفرات یکی گفت طف .. یکی گفت نینوا .. تا گفت آقا جان اسم این سرزمین کربلاست .. یه وقت دیدن یه آهی کشید حسین فرمود: اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْکَرْبِ وَ البَلا .. هاهُنا وَاللّهِ مَناخُ رِکابِنا، وَ هاهُنا وَاللّهِ سَفْکُ دِمائِنا، وَ هاهُنا وَاللّهِ هَتْکُ حَریمِنا، وَ هاهُنا وَاللّهِ قَتْلُ رِجالِنا، وَ هاهُنا وَاللّهِ ذِبْحُ اَطْفالِنا نوشتن ابی عبدالله همه رو دور هم جمع کرد مرحوم شیخ شوشتری اینطور نقل کرده ابی عبدالله شروع کرد ساعتی گریه کردن .. اینجا همونجایی که زن هامونُ به اسارت میبرن .. ای حسین …*

__________________________________________________________________

متن روضه و توسل ویژۀ ورود خاندان آل الله به کربلا

گفت حسین:

دارم، با اشک کربلاتُ میبینم
دارم، غم نگاهتُ میبینم
اونقدر گرم هوا که از حالا
زخم روی لبات و میبینم

ای وای، منو اشکُ آه
تو این سرزمین، نزن خیمه گاه

ای وای، جلوتر نرو
میترسم ازم بگیرن تورو

ای وای، بمیرم برات ..

چشمام خیره به سمت گوداله
اینجا میشنوم از مادر ناله
ای وای تعبیر خواب من اینجاست
جسمت به زیر مرکب پا ماله

ای وای، بمیرم حسین
بدون تو من اسیرم حسین

ای وای، یه روز از جفا
میبینم تورو توی بوریا

ای وای، بمیرم برات ..

اینجا به روت میبندن دریارو
اینجا میبینم اشک زهرا رو
تیری که توی قلبت میشینه
ای وای میدره چشم سقا رو

ای وای، روی خاک میشینی
تو آسمونا رو دود میبینی

ای وای، که رحم ندارن
رو سینه‌ی تو قدم میذارن

ای وای، بمیرم برات ..

__________________________________________________________________

متن روضه و توسل ویژۀ ورود خاندان آل الله به کربلا

کوچه به کوچه گشته ام میخانه ای نیست
این روزها یک عاقلِ دیوانه ای نیست

انگار خاکِ مُرده پاشیدند بر اين شهر

*مي بيني حال و روزِ مارو، ما هر جايي باشه روضه رو برپا مي كنيم، حتي اگه شده تويِ بيابون هم ميريم، رو ما چي فكر كردن، ما ولِ كنِ روضه ها نيستيم، ما با زن و بچه هامون اومديم اينجا روضه، اما اينم بگم اينجا خيلي ها مواظبِ اونا هستن، يه وقت خدا نكرده، يه نامحرمي از كنارشون رد نشه…*

انگار خاکِ مُرده پاشیدند بر اين شهر
این سرزمین بی روضه جز ویرانه ای نیست

*از اولِ روزِ ماه محرم۶۱ (هجري قمری) تا حالا، اينقدر بساط روضه ها غريب نبوده، تكيه ها كو؟ پرچم ها كو؟”وقتي ابي عبدالله، غلامش جُون رو صدا زد: كيسه ي پولي بهش داد، گفت اين حسابتِ برو…تا حالا اين غلام نگاه به نگاهِ آقا نكرده بود، يهو سر آوُرد بالا، گفت: برم؟ تو خوشي هاتون بودم، حالا برم؟…”حسين جان!ما هم نمك نشناس نيستيم، از درِ خونه ات جايي نميريم…*

باید مصیبت های زینب را بیان کرد
حالا که دیگر بین ما بیگانه ای نیست

روزی به زلفت شانه می زد، دستِ زینب
جز پنجه هایِ شمر حالا شانه ای نیست

از بس سرت افتاده از بالای نیزه
دیگر برايِ صورتِ تو چانه ای نیست

عباس چشمان خودش را بسته یعنی
جایِ حرم در بزمِ بی شرمانه ای نیست …

*بَزم ميدوني يعني چي؟ بزمِ بي حياها، شراب داره، قمار داره، خريد و فروشِ……ناله بزن:حسين.
امشب شبِ ورديِ كربلاست، زينب هنوز كربلا نرسيده بود هي به عباس مي گفت: عباس به حسين بگو بياد، حسين مي اومد اما بغض گلويِ زينب رو گرفته بود، نميذاشت حرف بزنه، دوباره به علي اكبر مي گفت: برو بگو بابات بياد، حسين مي اومد، چي شده خواهر، از صبح ده بار صدام زدي؟ يهو بغضش تركيد، داداش بيا برگرديم، من دلم برا قبرِ مادرم تنگ شده، دلم شور ميزنه….*

با مدینه چقدر؟ فاصله دارد اینجا
فکرِ آشفتگیِ قافله دارد اینجا

کربلا گفتی و یکباره دلم ریخت حسین
از جدائیِ تو قلبم گله دارد اینجا

این بیابان چقدر خارِ مُغیلان دارد
خبر از پایِ پُر از آبله دارد اینجا

این سرازیریِ گودال دل نگرانم كرده
همچنان سعی و صفا هروله دارد اینجا

بادهایش دَمِ مغرب چه غبار آلوداست
سخن از کف زدن و هلهله دارد اینجا

تو بیا زیرِ زره پیرُهن تنگ مپوش
عده ای قاتل بی حوصله دارد اینجا

حیفِ ترکیبِ رُخَت نیست که تغییر کند؟
سر بریدن ز قفا مسئله دارد اینجا

پایِ گیسویِ تو، موهام همه گشته سپید
گیسوان من وتو قائله دارد اینجا

از نظر بازی این قوم دلم می لرزد
غارتِ چادر و معجر صله دارد اینجا

غَبغَبِ ناز علی را زنظر پنهان كن
وای بر حال رباب، حرمله دارد اینجا

*پرده ي كجاوه رو رباب كنار زد، ديد كه دارن ميرن و ميان، علي اكبر رو صدا زد: گفت: چه خبر شده؟ گفت: بابام گفته اينجا مي مونيم، گفت: چرا داريد همه بارها رو روي زمين ميذاريد؟ گفت: بابام گفته اينجا خيلي مي مونيم، دست و پاش لرزه افتاد، علي اصغر رو بغل گرفت، اول زني كه از محمل پياده شد رباب بود، اومدن كنار مركب زينب، گفت: خانوم قرارِ بمونيم؟ گفت: آره رباب. گفت: زينب جان! اينجا آب هم هست؟ گفت: آره رباب، ما بچه ي اين سرزمين هستيم، اون دجله است، اون فراتِ، يه لبخندي رباب زد، خير ببيني، خيالم راحت شد، اما ده روزي گذشت، ديدن چادر به كمر بسته، از اين خيمه به اون خيمه، نفس بُريده، چي شده رباب؟ كسي آب داره؟ لبايِ علي اصغرم خشكيده، چشاش وا نميشه، حسين…

 

 

متن روضه و توسل ویژه شب اول محرم ۱۳۹۹

4
متن روضه و توسل ویژه شب اول محرم 1399

متن روضه و توسل به حضرت مسلم ابن عقیل (ع)

محرم شد
بازم تو کوفه مسلمِ تو تنها شد
خیمه‌های غریبی تو برپا شد
بازم سر انگشتر تو دعوا شد

محرم شد
دوباره میشه دختر تو جون بر لب
دوباره قصه‌ی اسارت زینب
دوباره آه و گریه از غمت هر شب

گدا مگه جز تو کیو داره؟
یا ثارالله وابن ثاره…

چشام فقط برا تو میباره
یا ثارالله و ابن ثاره…

*حالا مسلم داره میگه..*

ازت دورم
نمی‌دونم کجای این بیابونی
شاید داری نامه‌‌ ی من رو می‌ خونی
حالِ دلِ مسلمتو نمی‌ دونی

ازت دورم
به جاده‌ ی اومدنت نگاه کردم
از این بلندی هی تو رو صدا کردم
برای بچه‌های تو دعا کردم

چشام فقط برا تو می‌باره
یا ثارالله وابن ثاره…‌

مگه بگم نیا، اثر داره؟
یا ثارالله وابن ثاره….

*این شبا اومدیم فقط بگیم دوست داریم…همین…دوست داریم…*

هراسونم…
از کوفیا از راه و رسمِ فرداشون
بویِ خدا نداره دیگه درداشون
چه می‌کنی تو با نگاهِ مرداشون..؟!

هراسونم..‌.
نگه ندارن احترام زینب رو
هر ناکسی بیاره نام زینب رو
جواب نده کسی سلامِ زینب رو

چشام فقط برا تو می‌باره
یا ثارالله وابن ثاره.‌‌…

مگه بگم نیا، اثر داره؟
یا ثارالله وابن ثاره.‌‌‌…

*خب روضه ی ما تمامِ…شب اولِ…نیتامون رو خالص کنیم…از خدا کمک بخوایم…*

سلام بی بی…
به روضه ی حسین، تو راهمون دادی
برای گریه به چشا توون دادی
راه بهشتی شدنو نشون دادی

سلام بی بی….
می بینمت تو کوچه ی عزاداری…
شده رو صورت کبودت اشک جاری‌‌‌…
با قدِ خم چه نوحه ای به لب داری

با تیر و تیغ و سنگ، توی گودال
یا ثارالله و ابن ثاره….

داره میره زینب دیگه از حال
یا ثارالله و ابن ثاره….

*بی بی سلام! ماه محرم شروع شد…*

سلام بی بی…
به روضه ی حسین، تو راهمون دادی
برای گریه به چشا توون دادی
راه بهشتی شدنو نشون دادی

سلام بی بی….
می بینمت تو کوچه ی عزاداری…
شده رو صورت کبودت اشک جاری‌‌‌…
با قدِ خم چه نوحه ای به لب داری

با تیر و تیغ و سنگ، توی گودال
یا ثارالله و ابن ثاره….

داره میره زینب دیگه از حال
یا ثارالله و ابن ثاره….

___________________________________________________________

متن روضه و توسل به حضرت مسلم ابن عقیل (ع)

بِسمِ رَبِّ النُّور، رَبِّ العِشق، رَبِّ العالمین
بِسمِ احمد ، بِسمِ زهرا و امیرالمؤمنین

بِسمِ رَبِّ الجود، بسم مجتبی، بسم کریم
بِسمِ ثارالله، بِسمِ الله رَحمنِ الرَّحیم

السلام ای بهترین ماه، ای مُحرم السلام
السلام ای بهترین ارباب عالم، السلام

از تو ممنونم که از غم راحتم کردی حسین
با تمامِ روسیاهی دعوتم کردی حسین

تا شدم مجنونِ تو، عقلم دو چندان رشد کرد
در محرم نورِ ایمانم فراوان رشد کرد

ذره ای هستم که از مِهر شما آکنده ام
شک اگر کردم به درمانِ شما شرمنده ام

آنکه اهلِ حرف بود و در عمل جا زد منم
آنکه دائم پایِ عشقت رنگ می بازد منم

تو همان آقایی و روضه همان بيتُ الشفاست
گریه بر داغِ تو بر هر دردِ بی درمان دواست

هست مدیون تو سر تا پا وجودم یاحسین
بی نگاهت صد کفن پوسانده بودم یاحسین

واجبِ عینی است، گریه قابل تبدیل نیست
کعبه هم تعطیل باشد، روضه ات تعطیل نیست

می شود این روضه ها بی سایبان هم برقرار
برتر از عرش است، روضه سقف می خواهد چه کار

چادر زهرایِ اطهر سایبانِ روضه هاست
بانویِ پهلو شکسته میزبانِ روضه هاست

ما تأسّی می کنیم امسال بر بانو رباب
سینه زن خواهیم شد حتی به زیرِ آفتاب

فاصله فرقي ندارد بهرمان بي اختيار
گریه باید کرد مثل مادرانِ داغدار

*امام صادق عليه السلام فرمود: “نوحوا عَلَی الحُسین، نوحَ الثَکلی عَلَی وَلَدَها” برا جَدِّ ما مثه مادراي جوان مُرده گريه كنيد…*

گریه های مادرانه یادگارِ فاطمه است
روضه خواندن کار ماها نیست، کارِ فاطمه است

*اگه ميخواي خوب گريه كني برا امام حسين، اين چند روز مواظب چشمات باش، به هر چيزي نگاه نكن، زيارت عاشورا رو بخون برايِ سلامتيِ هر كي كه داره پرچمِ ارباب رو بالا نگه ميداره، برا همه دعا كنيد…
شبِ اول، شبِ مسلم بن عقيلِ، با اذن حضرت مسلم واردِ دهه ي اول محرم ميشيم، هجده هزار نامه دادن به امام حسين كه ما بزرگتر نداريم، ما امام نداريم، ما رهبر نداريم، آقا فرمودند: من مي فرستم برادرم رو، پسر عموم رو، شخص قابلِ اعتمادي رو، اِبنِ عقيل رو…
حضرت مسلم حركت كرد، هزاران نفر اومدن استقبال،لذا وقتي اوضاع رو ديد نامه نوشت برا امام حسين، نوشت: ميخواي بياييد بيا…
اما چيزي نگذشت، قول پست و پول باعث شد دورِ مسلم رو خالي كردن، حالا مسلم تك و تنهاست.*

___________________________________________________________

متن روضه و توسل به حضرت مسلم ابن عقیل (ع)

تو اين شهرِ غربت كسي رو ندارم
رو خاكِ غريبي اگه سر ميذارم

نبودي ببيني چه سنگِ دلاشون
من و راه ندادن تويِ خونه هاشون

غريب و پريشون و بي هم نفس
دارم بي تو فكرِ اَجَل مي كنم

يه گوشه تو اين شهرِ پستِ دو رو
بي تو زانوهامُ بغل مي كنم

حسين جان، حسين جان
حسين جان،حسين…

چه قلباي سنگي، چه چشماي هيزي
آخه دخترِ تو، كجا و كنيزي

حالا كه ميآيي، نيار دخترات رو
بكش رويِ اصغر، حسين جان عبات رو

مي بينم گوشايِ بي گوشواره رو
رويِ نيزه ها رأسِ شيرخواره رو

بميرم ربابت رو اين ميكُشه
ببينه تو بازار گهواره رو

حسين جان، حسين جان
حسين جان،حسين…

كجايي ببيني كه دستامُ بستن
تويِ كوچه هاشون سرم رو شكستن

من و تشنه بردن رو دارالاماره
تنم رو كشيدن به ميخِ قناره

قرارِ ما باشه وروديِ شهر
همونجا رويِ مركبِ نيزه ها

همونجا كه خواهرِ تو مياد
ميونِ نظرهايِ نامحرما

*آيت الله فاطمي نيا مي فرمايند: خانم ها بايد برا حضرتِ مسلم داد بزنن، چون هر كسي تويِ كربلا رو زمين افتاد، زنها از تو خيمه ها بيرون اومدن، برا اون شهيد ناله و عزاداري به پا كردن، اما وقتي حضرت مسلم از بالايِ دارالاماره پايين افتاد زنهاي كوفه لياقت نداشتن براش گريه كنن…
شهادت شهدايِ كربلا خيلي شباهت به امام حسين داشت، اما شهادت حضرت مسلم يه شباهتي به امام حسين داشت، كه بين بقيه شهدايِ كربلا نبود، همه ي شهدايِ كربلا تشنه شهيد شدن، ارباب ما هم تشنه شهيد شد، حضرت مسلم هم تشنه شهيد شد، خوب اين شباهت بين همه بود، اگه حضرت مسلم از بالايِ دارالاماره افتاد، شهدايِ كربلا هم از رويِ مركب افتادن، اما يه شباهت بود فقط بين حضرت مسلم و ارباب بي كفن بود، حضرت مسلم كه افتاد رو زمين هيچكي نبود بياد سرش رو به دامن بگيره، تو كربلا هر شهيدي رويِ زمين افتاد ارباب اومد بالا سرش، برا اون غلام سياه هم اومد، غلام سياه تعجب كرد، ديد يه نفر داره سر رو به زانو ميذاره، چشماش رو باز كرد ديد پسرِ پيغمبرِ،حُر وقتي رويِ زمين افتاد فكرش رو هم نميكرد وقتي چشماش رو باز ميكنه سرش تو بغلِ امام حسين باشه، اما اربابِ ما وقتي رويِ زمين افتاد، هيچكي نبود بياد سَرِ اربابِ مارو به دامن بگيره، يه نفر اومد كاش نيومده بود…*

او مي نشست و من مي نشستم
او رويِ سينه من در مقابل

او مي بُريد و من مي بُريدم
او از حسين سر ، من از حسين دل

*ناله بزن بگو: حسين!….*

___________________________________________________________

متن روضه و توسل به حضرت مسلم ابن عقیل (ع)

«اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ»

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ..

از سرِ شب، غربت و دلشوره‌ام بسیار شد
غصۀ یک عمر، بین سینه‌ام انبار شد

خواب بودم، غافل از احوالِ خود، تا ناگهان
با صدای ناله‌ای محزون، دلم بیدار شد

ناله می‌فرمود:« یا عَطشان… بُنیَّ یاحسین»
از همین ناله، دو چشم عرشیان خونبار شد

چشم وا کردم لباسِ غرق خون دیدم به عرش
تا نظر کردم بر آن، از گریه چشمم تار شد

شاعر: #محمدجواد_شیرازی

*هر کسی سفر میره یه سوغاتی میاره .. همچین که کاروان رسید مدینه هر کسی سفر میره یه سوغاتی میاره .. یه مرتبه دیدن بی بی شتابان رفت بالا سرِ قبرِ رسول الله .. دیدن یه بقچه در آورد .. از تو بقچه یه پیراهن غرق در خون و پاره پاره رو درآورد .. بعضیا تعجب کردن این چیه بی بی از تو ساروق بقچه درآورد یه مرتبه پیراهنُ رو دست گرفت .. این پیراهنِ داداشمِ .. اینا جای نیزه و شمشیر و نعل اسباست که رو بدنِ داداشم تازوندن ..

___________________________________________________________

متن مناجات و توسل شبِ اول محرم ۹۹

نه امروز و دیروز دلتنگتم
که دل خیلی وقته پر از غم شده
من از شام عاشورای سال قبل
دلم تنگ ماه محرم شده

یه سال همه فکر و ذکرم اینه
محرم شه، روضه بگیرم برات
یه ساله دارم روز و شب می‌شمارم
که تا روز سوم، بمیرم برات

هزارون هزار بار شکرت خدا
رسوندیم به ماه عزای حسین
حالا تنها چیزی که می‌خوام اینه
بذاریم بمیرم برای حسین

شب اوله، اشک چشمم بده
بذار خون ببارم به حال خودم
دوباره زدم زیر قولم ولی
دوباره نذارم به حال خودم

چقدر حرف دارم، کجاشو بگم؟
که از درد و غصه پُرم یاحسین
چیه این بلائی که نازل شده؟
از این فاصله دلخورم یاحسین

دلم تنگه واسه همون روزایی
که زانو به زانو، نفس توو نفس
صدامونو توو هم گره می‌زدیم
با هم می‌پریدم از توو قفس

یه عمره که باهم برات سوختیم
جدایی حالا واسه‌مون مشکله
نذاری که فردای محشر دیگه
میون ماها باشه این فاصله

توی خلوت روضه، کِز می‌کنم
شلوغیه باب‌الحسین و می‌خوام
دلم لک زده واسه اینکه بازم
پیاده مسیر حرم رو بیام

خودت میدونی قصۀ اربعین
روی قلب زارم چه داغی شده
ببین خسته‌م از کار دنیا
چقدر دلم تنگه چای عراقی شده

دلم تنگه عکس شهدائیه که
رو هر ستون خیره بودیم به هم
شهیدا هم الان شهادت میدن
چه اندازه دلتنگه حاج قاسمم

آهای مردم شهر باور کنید
که از هرچی گفتید دل می‌کَنَم
ولی روضه‌ها رو نگیرید ازم
که والله بی‌روضه، دق می‌کنم

آقامون به خاک و به خون میکِشَن
مگه میشه روضه نگیرم براش
مگه میشه از غربت مادرش
نخونم، نسوزم، نمیرم براش

الهی شما غم نبینید ولی
دل ما که از دست دنیا پره
الهی نبینید هیچ مادری
جلو چشم بچش کتک می‌خوره

الهی نبینید مردی غریب
با چشمای گریون تماشا کنه
که زخم روی بازوی خانمش
توی غسل دادن دهن وا کنه

چجوری نمیرم برای علیم
که زهراش و داره کفن میکنه
حسینش رو می‌گیره آروم کنه
چه فکری برای حسن می‌کنه؟

___________________________________________________________

متن روضه و توسل به حضرت مسلم ابن عقیل (ع)

تو کوفه آهِ غربتم پیچید
اما کسی فریادم و نشنید
سنگم زده اونیکه تا دیروز
سنگِ تو رو به سینه می‌کوبید

تنها که موندم یه چیزایی دیدم
جز ناسزا هیچ چیزی نشنیدم
تو کوچه‌ها اون حال زهرا رو
سیلی که خوردم تازه فهمیدم

راه منو توو کوچه‌ها بستن
دستامو مثل مرتضی بستن
اما دلیل اشکام اینه که
کمر به کشتن شما بستن

«مظلوم کربلا حسین جانم
غریب کربلا حسین جانم»

دردای بی‌اندازه می‌بینم
هر روز یه درد تازه می‌بینم
توو کوچه بازارا که می‌گردم
تیرایی مثل نیزه می‌بینم

دیگه دلم از کوفه بیزاره
هر کس برات یه فکرایی داره
از توو چشای خولی می‌بینم
دست از سرِ تو برنمی‌داره

حال دلم، حالم پریشونه ،چشمام گریون
از حرفاشون، میشه دلم پر خون
به دختراشون قول گوشواره
قول کنیز میدن به زن‌هاشون

هرجوری میتونی میگم برگرد
با این لبِ خونی میگم برگرد
من تشنه جون میدم میدونم که
لب تشنه می‌مونی میگم برگرد

حرف از خرید خنجره، برگرد
حرف از گلو و حنجره، برگرد
تیری که دست حرمله دیدم
از نیزه‌ها هم بدتره، برگرد

تو کوفه زینب میشه پیر برگرد
مخدرات میشن اسیر، برگرد
اینجا کسی هم بازی اون نیست
دست رقیه‌ت بگیر برگرد

«مظلوم کربلا حسین جانم
غریب کربلا حسین جانم»

___________________________________________________________

متن مناجات و توسل به امام زمان (عج)

محرمی که نباشی در آن محرم نیست
بدون تو ضربان زمین منظم نیست

چقدر ساده گرفتیم بی تو بودن را
هزار سال بدون تو زندگی کم نیست

خودت بخواه که دست از گناه بردارم
*اونی که اهل ناله‌س فرقی نداره چجوری تو جلسه بشینه با فاصله بشینه ماسک بزنه ..*

خودت بخواه که دست از گناه بردارم
که عهدهای منِ رو سیاه محکم نیست

هزار بار خودت را به ما نشان دادی
ولی چه فایده چشمان ما که محرم نیست

خودم به چشم خودم دیدم که در روضه
حلاوتی است که در هیچ جای عالم نیست

*با هر سختی شده ما روضۀ ارباب رو میگیریم .. خدا به همتون خیر بده .. همه دنبال این بودیم که این خیمه رو پا بشه .. نگن که حالا این بیماری اومد جا زدن نه!! برای ارباب جا نمیزنیم*

حوائجم همه در بین روضه یادم رفت
غمت چه کرده غم روزگار یادم نیست

*آقاجان شب اولِ .. اجازه بدید بدونِ مقدمه بگم :*

بیا و روضۀ گودال را بخوان آقا
محرمی که نباشی در آن محرم نیست

___________________________________________________________

متن زمزمه و توسل به حضرت سید الشهدا (ع)

بازم لباس مشکی پوشیدم
رویِ دیوارا پرچم کوبیدم
آقا چقده دلشوره داشتم
بازم سیاهیاتُ من دیدم

یک سال، پُر از غمتم
که منتظرِ محرمتم

شکر خدا که برات
نفس میزنم تو ماه عزات

آقا بمیرم برات ..

قلبم شبایِ جمعه بی تابه
بی تاب، برا ضریحِ اربابه
بازم به یا طفلی معصومم
طفلی، که توی خیمه بی تابه

لالا میخونه رباب
میگرده برا یه قطرۀ آب

بی تاب برای علی
سیاهی میره، چشمای علی

لای لای، لالایی علی ..

مظلوم رو خاک صحرا افتادی
مجروح میون دست صیادی

تشنه به زیر چَکمَش بی تابی
مذبوح تو ته گودال جون دادی

آقا، تنت به زمین
سرت روی نی، با چشم حزین
آقا، صداتُ شنید
پیش مادرت سرت رو برید

آقا بمیرم برات ..

___________________________________________________________

متن روضه و توسل به حضرت مسلم ابن عقیل (ع)

سخت در غربتِ این شهر شدم مضطرتان
خنجرِ کوفه گرفته ست نشان حنجرتان

وای از این شهرِ طلبکار که راضی نشود
جز به اعضاء مقطع شدۀ پیکرتان

ریختند از همه سو بال و پرم را کندند
کاش مقراض نریزد سر بال و پرتان

کوفه شمشیرُ سنان، سنگُ عصا می آرد
بِبَرَد جوشن و عمامه و انگشترتان

*ماسکم زدی پشت این ماسکا میخوای ناله بزنی حتماً یاد میکنی از بچه های حضرت زهرا(س) .. آستین به دهان میگرفتن ناله میزدن حالا این یه بیتُ خوب گوش بده، حقشو ادا کن ..*

مرد بودم منو در کوچه ای گیر افتادم
آه در کوچه چه آمد به سر مادرتان

حرمله در دهنم زد که نگویم برگرد
دو سه دندان من اُفتاد فدایِ سرتان

*با این بیت مادرش حضرتِ رُباب امشب ضجه میزنه*

قصد شومیست پسِ تیرِ سه پر ساختنش
نکند غبغب ناز علیِ اصغرتان …

فقط از آمدنِ کوفه حذر کن بلکه
سر بازار تماشا نشود خواهرتان

حاضرم دختر من را به کنیزی ببرند
نکند دستی اشاره به سویِ دخترتان

هرچه در قافله مشک است پُر از آب کنید
خواهشم را برسانید به آب آورتان

عذرِ تقصیر که بازویِ مرا هم بستند
همۀ هستی من پیشکش محضرتان

*هی دست روی دست میزدُ اشک میریخت .. بعضی وقتا زخم طعنه، زخم زبان از زخم شمشیر کاری تره .. بیشتر آدمُ اذیت میکنه .. از همۀ وجودش داره خون میریزه مسلم .. اما برای این حرف خیلی آزرده شد یه نفر گفت مسلم به توام میگن سفیر حسین نایب حسین؟.. آبروی یارای حسین و بردی حالا که گرفتار شدی اینطور داری گریه میکنی اشک میریزی از مرگ ترسیدی ..
یه وقت صدا زد نانجیب، گریۀ من برای خودم نیست .. آخه برا آقام نوشتم بیاد به سمت کوفه .. گفتم دست زن و بچه تم بگیر بیا .. همۀ اینا آمادۀ مهمون نوازی هستن .. داره رقیه رو میاره .. داره شیرخواره رو میاره .. مهمان نوازیتونُ دیدم ..

از آب هم مضایقه کردند کوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

ظرف آب طلب کرد براش، نتونست بخوره .. سه بار آوردن ظرف غرق خون شد .. دندان شکسته لب پاره پاره است .. گفت بهره ای از این آب ندارم .. مسلم آب طلب کردی حداقل برات آوردن .. بمیرم برای اون آقایی که هرچه میگفت آه جگرم داره میسوزه …*

___________________________________________________________

متن روضه و توسل به حضرت مسلم ابن عقیل (ع)

کوچه به کوچه گشته ام میخانه ای نیست
این روزها یک عاقلِ دیوانه ای نیست

انگار خاکِ مُرده پاشیدند اینجا
این سرزمین بی روضه جز ویرانه ای نیست

*روضه ها کو؟ تکیه ها کو؟ این روزها پرچم مشکی ها هم کم شده….*

وقتی که دیوارِ حسینیه نباشد
دیگر برای تکیه کردن شانه ای نیست

* تو این کرونایی، امام حسین یه اَلَک گرفته دستش، الحمدالله ما هم ته این اَلَک موندیم، من رو نگهدار، من گفتم به کارِت میام، با دهنِ بسته هم میگم:حسین! یه روز خاک پُر میشه تو این دهن، از حالا تمرین کن، با دهنِ بسته داد بزن: حسین!…*

روزیِّ یک شهر از هوارِ یک گدا بود
فقر آمده چون نالۀ مستانه ای نیست

*اون عالم میگه: بارها قرار بوده تهران خراب بشه، حضرت زهرا هی واسطه میشده، هی میگفته: اینها برا حسین گریه میکنن…*

باید مصیبت های زینب را بیان کرد
حالا که دیگر بین ما بیگانه ای نیست

روزی به زلفت شانه می زد، دستِ زینب
جز پنجه های شمر حالا شانه ای نیست

از بس سرت افتاده از بالای نیزه
دیگر برایِ صورتِ تو چانه ای نیست

عباس چشمان خودش را بسته یعنی
جایِ حرم در بزمِ بی شرمانه ای نیست …

*بَزم میدونی یعنی چی؟ بزمِ بی حیاها، شراب داره، قمار داره، خرید و فروشِ……ناله بزن:حسین*

میدَرد داغِ تو هر لحظه گریبانِ مرا
کاش خاموش کُنی سینه‌ی سوزانِ مرا

خنده کردند در این شهر همین که گفتم:
برسانید به او حالِ پریشانِ مرا

آتش از بام سرم ریخت که گیر اُفتادم
شعله سوزاند میانِ همه مژگانِ مرا

*یه وقت زجر یه سردارِ نظامی مثلِ مسلم رو میزنه، یه وقت زجر یه دختر بچه رو میزنه، این کجا، اون کجا…*

زجر اینجا به لبم زد که نگویم برگرد
ریخت در کاسه‌ی آبی دو سه دندانِ مرا

آقا ابی عبدالله اومد گشت تویِ یارانش، همه رو که نگاه کرد دید از همه امین تر مُسلمِ، چون فامیلشِ، صدا زد: گفت: بیا پسر عمو، مسلم اومد، جانم آقا، گفت: میخوام بری کوفه، برام خبر بیاری از اونجا، ببینی چه خبرِ، می دونی که من میخوام با زن و بچه ام برم کوفه…مسلم گفت: اطاعت، فقط من دو تا پسرام رو می برم، بار رویِ دوش شما کمتر بشه، اما این دخترم رو هواش رو داشته باش…
وقتی یه سوار اومد خبر شهادتِ مسلم رو بده، آقا ابی عبدالله رو که دید، گفت: میشه با شما تنها حرف بزنم؟ ابی عبدالله گفت: چی شده، چرا سر و صورتت خونیِ؟ گفت: آقا! مسلم رو کشتن…ابی عبدالله دستاش رو گذاشت رو سرش، گفت: بگید زینب بیاد، خانوم اومد، گفت: همه رو جمع کن من باهاشون کار دارم، همه جمع شدن، گفت: حمیده دخترِ مسلم رو بیار، حمیده اومد رو پایِ ابی عبدالله، آقا فرمود: حمیده از این به بعد من بابایِ تو هستم. یه جوری بغلش گرفت، سکینه داشت میدید، رقیه داشت می دید، گفت: از این به بعد علی اکبر برادرتِ، هی دست رو سرش می کشید، اما گذشت، ظهر عاشورا اومد با ذوالجناح بره میدان، دید اسب حرکت نمیکنه،نگاه کرد دید سکینه پاهای اسب رو گرفته، گفت: بابا! تا نیایی پایین نمیذارم بری، اومد پایین، گفت: بابا! قشنگ بشین، نشست رو خاک، بابا رو تو بغلش گرفت، گفت: بابا سفت بغلم کن، گفت: دست رو سرم بکش. ابی عبدالله گفت: چی شده بابا؟ گفت: یادت میاد خبرِ مسلم رو آوُردن نشوندیش تو بغلت، دلم خواست، الان بری بر نمیگردی، کی سکینه رو بغل کنه…
مثل امروز روز اول ماه محرم، پسرِ شبیب اومد دید امام رضا زانویِ غم بغل کرده، اومد از آقا سئوال کرد: آقاجان! چی شده؟ امام رضا بغض امونش نمیداد حرف بزنه، گفت: آقا اتقاقی افتاده؟ گفت: پسرِ شبیب امروز اولِ محرمِ…*

یابن شبیب یاد کن از پیکرِ حسین
ضجه بزن برایِ تنِ بی سرِ حسین

عالم اگر بمیرد از این غصه کم بود
کف می زدند دور و برِ خواهرِ حسین

از خیمه تا به تل به زمین خورد عمه ام
یابن شبیب دست به سر بُرد عمه ام

یابن شبیب گُل ته گودال دیده ای؟
قرآن پاره پاره و پامال دیده ای؟

هنگام دست و پا زدنش دست می زدند
یابن شبیب غارتِ خلخال دیده ای؟

*حسین….*

 

متن سرود و مدح ویژه میلاد امام هادی علیه السلام

0
متن سرود و مدح ویژه میلاد امام هادی علیه السلام

مدح خوانی ویژه میلاد امام هادی (ع)

آستان خدا کمال شما
هفت پرواز زیر بال شما
با شما می شود به قرب رسید
ای وصال خدا وصال شما
گاه با آدم و گهی با نوح
بی زمان است سن و سال شما
مثل جبرئیل می شود بالم
با همین غوره های های کال شما
روزگاری ست در پی دلم آید
گر چه نا قابل است مال شما
بال ما را به آسمان ببرید
تا خداوند لا مکان ببرید
هر کسی تو را سلام کند
به مقام تو احترام کند
کاش در صحن سامرات خدا
تا قیامت مرا غلام کند
پر و بال کبوترانه ی من
در حریم تو میل دام کند
هر که بی توست واجب است به خود
خواب احرام را حرام کند
بر دلم واجب است بعد طواف
عرض دین محضر امام کند
نیمه ی ماه حج که شد باید
شیعه در محضر شما آید
ای مسیحای سامرا هادی
آفتاب مسیر ما هادی
علی بن محمد بن علی
نوه ی اول رضا هادی
نیست جز دامن کرامت تو
پردهٔ خانهٔ خدا هادی
ذکر هر چهارشنبه ام این است
یا رضا یا جواد یا هادی
به ملک هم نمی دهم هرگز
گریهٔ زائر تو را هادی
یک شبی را کنار ما ماندی
سر سجاده جامعه خواندی
تو دعا را معرفی کردی
مرتضی را معرفی کردی
با فراز زیارت سبزت
راه ما را معرفی کردی
مرتضی و حسین و فاطمه و
مجتبی را معرفی کردی
نه فقط اهل بیت را بلکه
تو خدا را معرفی کردی
سامرایت غریب بود اما
کربلا را معرفی کردی
با تو ما مرتضی شناس شدیم
تا قیامت خدا شناس شدیم
ریشه های محبت ما تو
مزرعه های سبز دنیا تو
خواهش سرزمین پائین من
اشتیاق بهشت بالا تو
گاه ابلیس می شوم بی تو
گاه جبریل می شوم با تو
من نمی دانم این که من دارم
به تو نزدیک می شوم یا تو
چه کسی از مسیر گمراهی
داده ما را نجات؟… آقا تو
تو مرا با ولایتم کردی
آمدی و هدایتم کردی
دل من در کفت اسیر بود
به دخیل تو مستجیر بود
گر شود ثروتم سلیمانی
باز هم بر درت فقیر بود
شکر حق می کنم صدای بلند
حضرت هادی ام امیر بود
آبرو خرج می کنی بس که
کرم سفره ات کثیر بود
شب میلاد تو به ذی الحجه
مطلع شوکت غدیر بود
ریشه ي ناب اعتقاد علی
پسر حضرت جواد علی
دوست دارم گدای تو باشم
سائل دست های تو باشم
مثل بال و پر کبوترها
دائماً در هوای تو باشم
دوست دارم که از زمان ازل
تا ابد خاک پای تو باشم
نیمه شب های ماه ذی الحجه
زائر سامرای تو باشم
یا دعای قنوت من باشی
یا قنوت دعای تو باشم
ما فقیریم سفره ای وا کن
سامرایی حواله ی ما کن
با تو این عقل ها بزرگ شدند
اعتقادات ما بزرگ شدند
پای دل های شیعیان آن قدر
گریه کردید تا بزرگ شدند
با نگاه تو با محبت تو
اِبن سکّیت ها بزرگ شدند
خوب شد بچه های هیئت ما
پای درس شما بزرگ شدند
بچه های قبیله ما با
کربلا کربلا بزرگ شدند
بی تو دل های ما بهار نداشت
مثل یک شاخه ای که بار نداشت

__________________________________________________

متن سرود ویژه میلاد امام هادی (ع)

شکر خدا تو سینه عشق امام هادی دارم
تموم زندگیم و پای ولایتش میذارم

یه ساقی رسیده چرا باهات پیمونه نیست
اگه تو کاهلی تقصیر صاحبخونه نیست

لطف خدا زیادِ
امشب شبِ عزیزِ دل جوادِ

خدا بیامرزه اونی که منو برات جدا کرد
سفارش تو، شهر ریُ شبیه کربلا کرد

تو هستی امام جامونده های کرب و بلا
گدامُ ندارم، بده تو در راهِ خدا

لطف خدا زیادِ
امشب شبِ عزیزِ دل جوادِ

شبای نزدیکِ غدیرِ دوباره بی قرارم
علی علی شعارمِ، شاعر ذوالفقارم

محبت به حیدر برای خِلقت هدفِ
دل بی قرارم مُریده شاهِ نجفِ

لطف خدا زیادِ
امشب شبِ عزیزِ دل جوادِ

ذکر علی علی می گیرم اسم تو هم علیِ
حاجیا دور کعبه میگن صاحب حرم علیِ

ولایت حیدر شده همه ی تاب و تبم
اشهد ان علی ولی الله رو لبم

حیدر شه غدیرِ
بر مومنین عالم علی امیرِ

__________________________________________________

متن سرود ویژه میلاد امام هادی (ع)

شده ام بر آن که پری زنم، به هوات یا عَلیَّ النقی
سفری کنم و سَری زنم ، به سَرات یا عَلیَّ النقی

به هوات تازه کنم نفس، به سَرات آیم از این قفس
برسم به مأمنِ آسمانِ رهات یا عَلیَّ النقی

هله اِی قلم تو شروع کن ز درون درا تو طلوع کن
بنویس سر در مشق های سیات یا عَلیَّ النقی

بنویس دستِ مِداحتم ،نرسد به عرشِ فضائلت
شود آب های جهان اگر ،که دَوات یا عَلیَّ النقی

علی علی …

تو همان تجلّی ایزدی ، که به شکل بنده در آمدی
و سروده ای غزل از زبانِ خدات یا عَلیَّ النقی

بنویس اوج کدام دَم ،برسد به وسعت آن قلم
که دمیده جامعه ای بدان جلوات یا عَلیَّ النقی

و به استناد زیارتت، تو و اهل بیت نبوتت
شده اید رب جلّی ولی ،به صفات یا عَلیَّ النقی

ز عدم وجود درست کن، ز نبود بود درست کن
و به شیر جان بده با مسیحِ نگات یا عَلیَّ النقی

نَبُود به بودن تو غَمم ،به خدا که حُرِ جهنمم
که گرفته ام به وِلات برگِ برات یا عَلیَّ النقی

علی علی …

__________________________________________________

متن سرود ویژه میلاد امام هادی (ع)

این دل عاشقم دوباره
تا به آسمونا پر کشیده

همه بیاین بریم گدایی
نوه ی امام رضا رسیده

اگه در حال نمازی ، یا که در راز و نیازی
تمومش کن تا بریم ما برایِ غریب نوازی

مولانا یا امام هادی…

قدم می زارم روی اَبرا
تا میونِ مجلسش میشینم

حس می کنم که خنده هایِ
رضایتِ زهرا رو می بینم

ذاتِ رحمان و رحیمِ، با اصالت و کریمِ
نمایندش تویِ ایران، حضرت عبدُ العظیمِ

مولانا یا امام هادی…

تو دلبری رو دست نداره
کیه که اسیرِ این آقا نیست

شاعرِ لحظه ی حضورش
به خدا به جز خود خدا نیست

اگه از مسافرایِ حرم آقا جا موندم
خدا میدونه همیشه، زیارت جامعه خوندم

مولانا یا امام هادی..

__________________________________________________

متن سرود ویژه میلاد امام هادی (ع)

از عرش خدا بوی گل زهرا میاد
خورشید هُدی میتابه رو دستِ جواد

با نغمه شادی
پیچیده صدای منادی
میخونه سرود ولادت
که اومده حضرت هادی

امشب آسمون دل بیتابه
نور ازلی میتابه به ظلمت دنیا

بارون تا دم سحر میباره
زمانه رو دستاش داره یک غنچه زیبا

از عرش خدا بوی گل زهرا میاد
خورشید هُدی میتابه رو دستِ جواد

دریای کَرَم تو نگاه آسمونیشِ
عالم اسیر سخاوت و مهربونیشِ

مهتاب سعادت
طلیعه ی نور هدایت
یه روزی میشه عاشقا رو
میبره برای زیارت

هستی بیقرار و خاطرخواشه
دلا میون دستاشه که یوسف زهراست

عشقش چراغ شبای تاره
که نور محبت داره تجلی یکتاست

از عرش خدا بوی گل زهرا میاد
خورشید هُدی میتابه رو دست جواد

شوق حرمش آرزوی اهل ولا
شیش گوشه ی تو آینه ی کرب و بلا

تو عین بهاری
یه عالمه دیوونه داری
سائلای تو همه میگن
برای ما کم نمی ذاری

دلها به کرامتت مدیونن
تو حریم تو مهمونن
عنایتِ عشقی

شیعه به ولای تو پاینده
به هوای تو پابنده
حقیقت عشقی

__________________________________________________

متن سرود ویژه میلاد امام هادی (ع)

حاجت دلارو خدا با مهر تو داده
خنده تو برای ما، باب المراده

خیرُ العبادی، مُهجَةُ الفؤادی
ای جان جانان، یا مولا یا هادی

سوره حُسن خدایی، روشنای اِنّمایی
هستی امام جواد و، دومین ابن الرضایی

برای وصف مقامِت، وصف نور ناتمامِت
می‌خونم جامعه امشب، چیه برتر از کلامِت؟

خیرُ العبادی، مُهجَةُ الفؤادی
ای جان جانان، یا مولا یا هادی

به شبای تار دنیامون، شمس‌ الضحایید
کوثر و قدر و هل أتی، نور خدایید

إِلَیهِ تَدْعُون، عَلَيْهِ تَدُلُّون
بِهِ تُؤْمِنُون، لَهُ تُسَلِّمُون

قبله اهل ولایید، روح مکه و منایید
بأبی انت و امی، همه هستی مایید

أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَم، أَنْتُمُ السَّبِيلُ الْأَعْظَم
وَ بِكُمْ يُنَزِّلُ الْغَيْث، وَ بِكُمْ يُنَفِّسُ الْهَمّ

خیرُ العبادی، مُهجَةُ الفؤادی
ای جان جانان، یا مولا یا هادی

هوایی سامرا شده، امشب دوباره
دلی که جز صحن و سرات، جایی نداره

نعم‌الامیری، مولا بی‌نظیری
من خوب می‌دونم، دستامو می‌گیری

إِيَابُ الْخَلْقِ إِلَيْكُمْ، وَ حِسَابُهُمْ عَلَيْكُمْ
فَإِنِّي لَكُمْ مُطِيعٌ، آياتُ اللهِ لَدَيْكُمْ

با نگات خدایی می‌شم، عاشقی ولایی می‌شم
یه سحر کنار سرداب، آقا کربلایی می‌شم

نعم‌الامیری، مولا بی‌نظیری
من خوب می‌دونم، دستامو می‌گیری

 

 

متن سرود ویژه عید سعید غدیر خم

4
متن سرود ویژه عید سعید غدیر خم

متن سرود ویژه عید غدیر خم

ای دین و زندگیِ من مولا
بَخِّن بخِّن ابالحسن مولا

جون هر کی که دوس داری امشب
به ما هم یه سری بزن مولا

امشب تو رویام با عشقه بیعت با تو
می بوسم از سر تا پاتو

مستم به تولات و
خاکم به سر رات و
امشب شبِ عید و من
میبینم رویات و

مولا مولا علی علی مولا
ــــــــــــــــــ
این عشق مثه آتیشه
این سیل اگه جاری شه
اصل و نسب تکفیر
میسوزه از ریشه

شیعه نسل تکفیری رو بر میداره
پای این عهد سرمیذاره

مولا مولا علی علی مولا
ــــــــــــــــــ
پاک میشه لا الا اله الله
از هر بیرق به غیر حزب الله
کامل میشه شکوه این پرچم
با تصویر علی ولی الله

هر کس به تو دل داده
از هر نظر آباده
هرچی به جز عشق تو
از چشمش افتاده

شد کامل با تو دین پیغمبر ، حیدر
جانم جانم ، حیدر حیدر

سر مست از باده‌ی غدیرم من
عیدی از فاطمه میگیرم من
هم دینم هم تمام هستیم و
مدیون حضرت امیرم من

مولا مولا علی علی مولا
ــــــــــــــــــ
ایمان مثه امیدِ ، امید خود توحیدِ
امشب شب تجدیدِ ، بیعت با خورشیدِ

سر تا پا وقف حضرت حجت هستیم
پا بند این بیعت هستیم

تجدیده بیعت و سلام ما
تقدیمه محضرِ امام ما
ان شاءالله برای آقامون
جؤن و قنبر بشیم تمام ما

بیعت شرفِ مرده ، نامردِ که برگرده
محسن حججی اینو با خون ثابت کرده

پای عهدی که میبندیم امشب هستیم
سربازای زینب هستیم

سربازی که شرف تو چشماشه
شوق وصل و شعف تو چشماشه
سرباز لشکر نجف آباد
تفسیر لا تخف تو چشماشه

مولا مولا علی علی مولا
ــــــــــــــــــ
با اذن رسول الله ، پشت سر آل الله
امشب همه میخونیم ، لبیک یا ثارالله

بیچشیده لبیک از نجف تا کربلا
یا کربلا ، یا کربلا ، یا کربلا

حیدر حیدر شهادتین ما
اینه میراث والدین ما
میرسه روزی که همه عالم
پر میشه از حسین حسینِ ما

مولا مولا حسین حسین مولا

_________________________________________________

متن سرود ویژه عید غدیر خم

ساقی از خمّ ولایم
بچِشان باده که امشب
به تولای علی مست شوم
بی خبر از هست شوم
عاشق یکدست شوم
سر بکشم پَر بکشم
حلقه‌ی اقبال زنم
از قفس خاکی تن بال زنم
لب به سخن باز کنم
خوانم و پرواز کنم
گویم و اعجاز کنم
بر دو جهان ناز کنم
مدح علی بر همه آغاز کنم

هان منم و عشق امیرم
به همین عشق اسیرم
که کِشد سوی غدیرم
روَم و دامن دلدار بگیرم
نِگهی افکند آنگونه که
صد بار شوم زنده و صد بار بمیرم

چه غدیری، چه امیری
چه بشیری، چه مه ماه و مهر منیری
چه قیامی، چه پیامی
چه امامی، چه مقامی
همه جا بحر عنایت
همه جا نور لایت
شده از خالق معبود روایت
که بود عید ولایت

ملک و حور و پری، ارض و سما
کوه و چمن، دشت و دمن
ریگ و حجر، نخل و شجر
جنّ و بشر یکسره کوشند مگر تا شنوند،
از دو لب ختم رُسل
فخر سُبل، هادی کل
مدح علی شیر خدا را

جبرئیل آمده از سوی خداوند تعالی
به رُخش نور تجلی
به لبش حکم تولّی
که اَلا ختم رسالت
گوهر بحر جلالت
نبی امی خاتم
پدر عالم و آدم
صلوات از سوی حق بر تو بر آل تو هردم
به علی باش مبلّغ
به تو امر از طرف خالق سرمد شده بلّغ
برسان حکم خدا را
وَ بگو گفته ی ما را
که خدا یار تو باشد
اگر امروز زبان را نگشایی
و تولای علی را به خلایق ننمایی
و دل اهل ولا را نربایی

به خدایی که تو را داده
چنین قدرُ جلالت
به تو و حیدر و آلت
همه ابلاغ تو باطل شود از بَدو رسالت
بگشا لعل لب و بانگ به عالم بزنُ
سیطره ی کفر و دو رویی همه بر هم بزن
از شیر خدا دم بزن
اینک بچشان بر همگان جام ولا را ..

_________________________________________________

متن سرود ویژه عید غدیر خم

به نام نامی حضرت حیدر
علی شیر خدا فاتح خیبر
دلم راهی ایوون نجف شد
آخه عیدی میده ساقی کوثر

علی امام من ، منم غلام علی
دل خراب من اسیر دام علی

شده عید غدیر تا که همه بدونن
خدا هر چی داره زده به نام علی

عین الله یا علی ، وجه الله یا علی
اُذُن الله یا علی ، أسدالله یا علی

سیف الله یا علی
علی علی علی علی علی ….

هنوزم به خدا مست غدیرم
از در این خونه هیچ جا نمیرم
یه سلام میدم امشب سمت مشهد
تا از امام رضا عیدی بگیرم

خدا میدونه که به زیر دِینِ دلم
گدای مبتلای کاظمینِ دلم

شب تولد باب الحوائج اومد
واسه زیارتش به شور و شینه دلم

یا موسی ابن جعفر ..

علی مالک افلاک و زمینِ
علی بالاتر از عرش برینِ
شده ذکر تموم آسمونا
فقط حیدر امیرالمؤمنینِ

واسه دلِ همه دوای درده علی
به دنبال گدا خودش میگرده علی

امیر لا فتی امیر ارض و سما
کسی نشد حریف یک نبرد علی

عین الله یا علی ، وجه الله یا علی
مولانا یا علی ، اسدالله یا علی

به لطف و کرم موسی ابن جعفر
میرم تا حرم موسی ابن جعفر

ملائک روی لب هلهله دارند
به ناز قدم موسی ابن جعفر

همیشه اسم زیباش رو لبهای منه
آخه کلید حاجتهای منه

پریشونم و آرزو به دل به خدا
زیارت کاظمین دوای منه

یا علی ، یا علی ، یا علی ، یا علی…..

رسیده روز خوشحالی زهرا
آخه رفته بالا دستهای مولا

فاطمه میگه به به چه امیری
واسه علی میخونه قل هو الله

آخه به هیچکی احتیاج نداره علی
خودِ فاطمه هست همیشه یار علی

رجز مرتضی فاطمه فاطمه بود
آخه فاطمه بوده ذوالفقار علی

عین الله یا علی ، وجه الله یا علی
قلب الله یا علی اسدالله یا علی

سیف الله یا علی مولانا یا علی

_________________________________________________

متن سرود ویژه عید غدیر خم

خورشیدُ رو قله دعوت کردن
با فُوقَ اَیدیهم بیعت کردن
دنیا ببینه، کی جانشینِ
من کُنتُ مولاه فَهذا عَلی مولاه

بگو عید اهل ولا مبارک
ولیعهدی مرتضی مبارک
میتابه چراغ هدایت
نعمت ها شده بی نهایت
به یُمن ولایت
من کُنتُ مولاه فَهذا عَلی مولاه

دین پیغمبر تا کامل میشه
هر حرفی جز حیدر باطل میشه
خنده ی زهرا داره تماشا
من کُنتُ مولاه فَهذا عَلی مولاه

اون که دوش احمد جای پاهاشه
بعد طاها باید خلیفه باشه
عیدالله سحر غدیرِ
جبرائیل داره دم می گیره
که حیدر امیرِ
من کُنتُ مولاه فَهذا عَلی مولاه

ما با هم عقد اخوت بستیم
سرباز ابناء الحیدر هستیم
شیعه ی حیدر ، مطیع رهبر
من کُنتُ مولاه فَهذا عَلی مولاه

علی اعتبار عالم بالا
علی افتخار احمد و زهرا
سردار و فاتح حنینِ
دلدار همه عالمینِ
بابای حسینِ
من کُنتُ مولاه فَهذا عَلی مولاه

_________________________________________________

متن سرود ویژه عید غدیر خم

به افتخار حیدرُ و به برکت غدیر خم
داره میگه خود خدا الیَوم اَکملتُ لَکُم

علی یاعلی تویی فاتح بدر و خیبر
علی یاعلی سلام الله علیک حیدر
علی یاعلی تو جای خود داری منم غلام قنبر
علی یاعلی ترنم صدای زهرا
علی یاعلی نوشته رو لبای زهرا
علی یاعلی جونم فدای تو سرم فدای زهرا

بر رسولِ حق تو نائب
به کی میشه گفت به جز تو مظهر العجائب!

علی یاعلی علی اسدالله
علی یاعلی علی ولی الله
ــــــــــــــــــ
عیدالله اکبرِ جشن غدیر حیدرِ
مرغ دلای عاشقا، به سمت نجف میپره

علی یاعلی امیر و شاه مه جبینم
علی یاعلی ولایت تو اصل دینم
علی یاعلی بگو که ایوون طلاییتُ میبینم
علی یاعلی می کوثر تو زلاله
علی یاعلی نباشی بودنم محاله
علی یاعلی مرامت شده اسمت قسم جلاله

دشمن تو دین نداره
رسول خدا به جز تو جانشین نداره

علی یا علی علی اسدالله
علی یا علی علی ولی الله
ــــــــــــــــــ
یه روز میاد که ریشه‌ی آل سعودُ میکنیم
رو بوم کعبه پرچم علی مدد رو میزنم

علی یاعلی گدای تو هزار تا حاتم
علی یاعلی شعار رو پل صراطم
علی یاعلی خوشم که پدر خاکیُ خاک پاتم
علی یاعلی پی نگاه دلرباتم
علی یاعلی توی سپاه نوکراتم
علی یاعلی یه عمریه غلام سیاه بچه هاتم

جان فدای نور عینت
آرزومه از نجف بیام حرم حسینت

_________________________________________________

متن سرود ویژه عید غدیر خم

بین عیدایی که دارن همه شیعه ها
یکیشون سیده اعیاد برای ماها
هرکی عیدیشو میگیره از در خونه ای
از در خونه‌ی زهرا عیدی میدن به ما

عاشقای حیدری شب شب شادی رسیده
عالم اینجور آقایی هیچ وقت به عمرش ندیده
و به دستور خدا علی به امامت رسیده

“آی مردم عیده غدیرِ
حق میگه حیدر امیرِ ..”

دستای دست خدا رو دستای پیمبره
دستایی که فاتح قلعه ی بدر و خیبره
بدونه اهل سقیفه که خود خدا میگه
امیر مسلمونا الا و بلا حیدره

پهلوون شیعه ها خیلی رشید و دلبره
هرکی آقامو نخواد باید بره زود بمیره
هرکی یاعلی بگه دستشو مادر میگیره

“آی دنیا آقام علیِ
خوشحالم مولام علیِ ..”

_________________________________________________

مدح خوانی ویژه عید غدیر خم

قسمتم نیست بال و پر بدهند
به من از آن طرف خبر بدهند
جگرم را وسط گذاشته ام
به همه گفته ام نظر بدهند
به خدا گریه می‌ کنی تا صبح
شرح حال مرا اگر بدهند
من از این در نمی‌ روم هر چند
جای این در هزار در بدهند
چند تا مثل من خبر داری ؟!
پای تو حاضرند سر بدهند
دردسر مایه‌‌ی کمالات است
نذر کردیم دردسر بدهند
ای امیر نجف به نفع تو نیست
عاشقانت اگر ضرر بدهند
درد و دل کردن تو را اغلب
به گدایانِ خون جگر بدهند
خاک پای تو قیمتش عرش است
پس نباید به جاش زر بدهند
چه کسی دیده هفت عالم را
همه اش را به یک نفر بدهند

آفریده شدم برای علی
تا بیفتم به دست و پای علی
این که ما از چه آفریده شدیم
علتش هست خاک پای علی
جان سائل چه ارزشی دارد
جان پیغمبران فدای علی
صد هزار آفتاب می‌ ریزد
با تکان خوردن عبای علی
هم علی می‌ شود علی خدا
هم خدا می‌ شود خدای علی
این صدای علی صدای خدا ؟
یا صدای خدا صدای علی ؟
هم نشسته علی به جای خدا
هم نشسته خدا به جای علی
لطف معراج مصطفی این بود
شد صدای خدا صدای علی
عرش را شرع را شریعت را
همه را آفریده ” با ” ی علی
ذکر بالا سرش حسین بُوَد
پس نجف هست کربلای علی
انا مشتاق به جوار نجف
انا محتاج به دعای علی
بچه‌ های بزرگ و کوچکمان
همه قربان بچه‌ های علی
دست مولا و چادر بی بی
دست ما و نخ عبای علی
چه مقامی ست که هزاران بار
می شود فاطمه فدای علی

_________________________________________________

متن سرود و شور ویژه عید غدیر خم

به آوای علی ولی‌الله
به امضای علی ولی‌الله
همه عالمو می‌لرزونه
فقط با یه علی ولی‌الله

بگو با پیغمبر، ولی‌الله حیدر
رو لبای مادر، ولی‌الله حیدر

علی علی علی علی
صوت جلی علی
اول ولی علی
خوردی زمین بگو
بی‌معطلی علی

حیدر علی مولا، صفدر علی مولا
جانم به فاتح، خیبر علی مولا

جانم علی علی ، جانم علی علی ..
ـــــــــــــ
علی حبه جنة علی
امام الإنس و الجن علی
وصی المصطفی أنت علی
قسیم النار و الجنة علی

کیه اول آخر، ولی الله حیدر
کیه مسجد و منبر، ولی الله حیدر

علی علی علی علی
معبود علی علی
تا بود علی علی
کعبه بهانه و مقصود علی علی

محور علی مولا، یکسر علی مولا
الگوی اکبر و اصغر علی مولا

جانم علی علی ، جانم علی علی ..
ـــــــــــــ
به شمشیر علی ولی‌الله
به تکبیر علی ولی‌الله
تو همراه خدا و پیمبر
بگو شیر علی ولی‌الله

شده دشمن مضطر، اسدالله حیدر
یه تنه یک لشکر، اسدالله حیدر

علی علی علی علی
سالار علی علی
معیار علی علی
در خلقت بشر ، معمار علی علی

محشر علی مولا ، نوبر علی مولا
سربند مالکِ ، اشتر علی مولا

جانم علی علی ، جانم علی علی ..

_________________________________________________

متن سرود ویژه عید غدیر خم

غدیرِ و دلها شده چراغونی
هوای چشمای عاشقا بارونی

یاعلی به فدای نامِ تو
یاعلی دو جهان غلامِ تو
یاعلی دل اسیر دام تو، یا علی

یاعلی ، یا علی علی علی ..

جشن ولایت رو در اوج خوش عهدی
بگیم همه تبریک به حضرت مهدی

شد عیان گلِ خنده ی شما
تهنیت ای عزیز مصطفی
شد علی جانشین مصطفی، یا علی

یاعلی ، یا علی علی علی ..

نبی به فرمانِ یگانه ی داور
حقِّ خلافت رو رسونده بر حیدر

این علی یه سر از سَرا سرِ
این‌ علی جَلواتِ داورِ
این علی وصیّ پیمبرِ ، حیدرِ

یاعلی ، یا علی علی علی ..

_________________________________________________

متن سرود ویژه عید غدیر خم

مولا مولا همه‌یِ بود و هستم
مولا مولا به دامنِ تو دستم

صلوات الله عَلی ولیُّ الله
حبُّهُ جُنَّه، علی حبیبُ الله

حیدر .. عشق تو دلم رو تکون میده
حیدر .. خدا با تو به من امون میده
حیدر .. قبله نما تو رو نشون میده

مولا مولا، علی مولا علی مولا …

مولا مولا به عَدو پشت نکردی
مولا مولا خدایی خیلی مردی

می گیری دستم که دل به تو بستم
عمریه زیرِ بیرقِ تو هستم

حیدر .. تو امیری و صاحبِ تاجی
حیدر .. خلاصه حدیث معراجی
حیدر .. کعبه تویی و دورِ توحاجی

صلوات الله عَلی ولیُّ الله
حبُّهُ جُنَّه، علی حبیبُ الله

مولا مولا، علی مولا علی مولا …

_________________________________________________

مدح خوانی ویژه عید غدیر خم

چه شود ز راه وفا اگر
نظری به جانب ما کنی؟
که به کیمیای نظر مگر
مس قلب تیره طلا کنی

چمن از رُخِ تو روایتی
شکر از لب تو حکایتی
چه شود گهی به عنایتی
نظری به سوی گدا کنی

تو به شهر علم نَبی دری
تو زِ انبیا همه برتری
تو غضنفری و تو صفدری
چو میان معرکه جا کنی

تو زنی به دوش نبی قدم
فکنی بُتان همه از حرم
حرم از وجود تو محترم
زِ صفا صفا تو صفا کنی

تو مراد من تو نجات من
به حیات من به ممات من
چه زیان برم چه ضرر کنم
تو براوری و عطا کنی

نرسد اگر به علی کسی
به کجا رود به کجا رسد
به خدا قسم که اگر کسی
به علی رسد به خدا رسد

_________________________________________________

مدح خوانی ویژه عید غدیر خم – قسمت اول

دلم مست شراب الغدیر است
سرا پایم کتاب الغدیر است

الا ساقی سر و جانم فدایت
تمام هست خود ریزم به پایت

نجات از بند و دام هستیم ده
زمینای ولایت مستیم ده

چنان بر گیر با یک جرعه هوشم
که چون خم در غدیر خم بجوشم

دل از کف دادۀ ما اُنزلم کن
ز اکملت لکم دین کاملم کن

بده جامم که عیدی دل پذیر است
نه نوروز است این عید غدیر است

وجودم مست از جام تولاّست
دلم دریایی از نور تجلاّست

بیا تا مدح مولا را بگوییم
به صحرای غدیر خم بپوییم

پیمبر نغمۀ توحید دارد
در آن صحرا خدا هم عید دارد

چه صحرایی ز جنّت با صفاتر
ز دامان منی هم دلرباتر

چه عیدی خوب تر از عید قربان
چه روزی روز عترت روز قرآن

محمّد وقت ابلاغ است، بلّغ
منافق را به داغ است، بلّغ

پیمبر پیک حق را این پیام است
رسالت بی ولایت نا تمام است

نمایان کن جلال حیدری را
کز آن کامل کنی پیغمبری را

بگو با مردم عالم علی کیست
بگو دین جز تولاّی علی نیست

بگو حکم علی نصّ کتاب است
بگو خطّ علی اسلام ناب است

بگو این آیه بر من گشت نازل
نبوّت بی ولایت نیست کامل

تویی پیغمبر و حیدر امیر است
تو را غار حرا او را غدیر است

رسالت با ولایت یک کتاب است
یکی ماه است و دیگر آفتاب است

الا ای خلق عالم سر به سر گوش
پیمبر دم زند، خاموش خاموش

محمّد را به لب دُرّ ثمین است
ثنا گوی امیرالمؤمنین است

تو گویی می رسد بر گوش جان ها
پیامش در زمین و آسمان ها

که هر کس را منم امروز مولا
علی از نفس او بر اوست اُولی

علی دین را امام راستین است
علی دست خدا در آستین است

علی یعنی چراغ اهل بینش
علی یعنی پناه آفرینش

علی آیینۀ آیین اسلام
علی یعنی تمام دین اسلام

علی میزان، علی ایمان، علی حق
علی سر تا قدم توحید مطلق

علی مولود کعبه رکن دین است
علی آیینۀ حقّ الیقین است

علی بر حزب حق صاحب لوا بود
علی فرماندۀ کلّ قوا بود

علی شمعی که در بزم ازل سوخت
علی جبریل را توحید آموخت

علی در ملک هستی ناخدا بود
علی پیش از خلایق با خدا بود

علی حمد و علی ذکر و علی دم
علی حجر و حطیم و بیت و زمزم

علی حجّ و صلوة است و صیام است
علی رکن و قعود است و قیام است

علی دست خدا در فتح خیبر
علی روز اُحد یار پیمبر

علی در راه یاری ترک جان گفت
علی در بستر ختم رسل خفت

علی جوشن به تن پوشید بی پشت
علی در جنگ عمر عبدود کشت

علی بگذاشت بر دوش نبی پا
علی خورشید را بر کند از جا

علی بازوی دیو نفس بسته
علی در کعبه بت ها را شکسته

علی اسلام را در صدر تابید
علی در بدر هم چون بدر تابید

علی دین است و قرآن است و احمد
علی یعنی علی یعنی محمّد

ولی الله اعظم رکن دین اوست
اولوالامر تمام مسلمین اوست

که قرآن می کند وصف خضوعش
ز خاتم بخشی و حال رکوعش

هزاران سلسله آوارۀ اوست
حدیث منزلة دربارۀ اوست

گُهر از سلُمک سلمی فشانم
حدیث لحمک لحمی بخوانم

عدم بود و عدم بود و عدم بود
که حیدر با پیمبر همقدم بود

دُر توحید افشاندند با هم
خدا را هر دو می خواندند با هم

علی داد از ولادت با نبی دست
نبی عقد اخوّت با علی بست

علی در چرخ ماه انجمن بود
شنیدی مهر با او هم سخن بود

اگر خورشید حرفی با علی گفت
یقین دارم که تنها یا علی گفت

نمی دانم که بودم چیستم من
اگر پرسید یاران کیستم من

نه صوفّیم نه سالوِس ریایی
نه وهّابی نه بابی نه بهایی

نه آن را و نه این را دوست دارم
امیرالمؤمنین را دوست دارم

مسلمانم مسلمان غدیرم
امیرالمؤمنین باشد امیرم

بود خاک در او آبرویم
غلام یازده فرزند اویم

دلم از خردسالی با علی بود
سخن ناگفته ذکرم یا علی بود

چو از اوّل گِلم را می سرشتند
بر آن گِل نام مولا را نوشتند

ولای مرتضی بود و گِل من
علی بود و علی بود و دل من

سرم در هر قدم خاک رهش باد
که مادر یا علی گفت و مرا زاد

چو پا در عالم خاکی نهادم
برون آمد خروشی از نهادم

سراپای وجودم یا علی بود
خروشم بانگ یا مولا علی بود

لب خاموشم از مولا علی گفت
مؤّذن هم به گوشم یا علی گفت

به عشق مادر از آن رو اسیرم
که با اشک ولایت داده شیرم

مرا اندر غدیر عشق زادند
سرشک شوق و شیر عشق دادند

سرشک و شیر با خونم عجین شد
تولاّی امیرالمؤمنین شد

مرا شیر ولایت داد مادر
مرا با عشق حیدر زاد مادر

_________________________________________________

مدح خوانی ویژه عید غدیر خم – قسمت پایانی

ولایت روح را آب حیات است
ولایت خَلق را فلک نجات است

ولایت گوهر دریای نور است
ولایت همدم موسی به طور است

ولایت هدیه رب جلیل است
ولایت رهنمای جبرئیل است

ولایت گُل بر آرد از دل خار
ولایت میثم است و چوبۀ دار

ولایت یعنی از حیدر حمایت
ولایت یعنی از عترت روایت

ولایت یعنی از جان دست شستن
به موج خون رضای دوست جستن

ولایت یعنی از گهواره تا گور
طریق عترت از روی خط نور

ولایت بستگی دارد به فطرت
ولایت خطّ قرآن است و عترت

به قرآن، قول پیغمبر همین است
تمام دین امیرالمؤمنین است

به حقّ حق همین است و جز این نیست
که هر کس را ولایت نیست دین نیست

تو را گر مهر مولا نیست در دل
ز طاعات و عباداتت چه حاصل

اگر گیری وضو با آب زمزم
اگر سجّاده گردد عرش اعظم

اگر گویی اذان بر بام افلاک
گر از تکبیر گردد سینه ات چاک

اگر ضرب المثل گردد خضوعت
به حمد و قل هو الله و رکوعت

اگر در سجده صدها سال مانی
خدا را از درون خسته خوانی

اگر باشد به توحیدت تعهّد
اگر گردی شهید اندر تشّهد

مبادا بر نماز خود بنازی
ولایت گر نداری بی نمازی

گرفتم اینکه مانند تن و جان
وجودت شد یکی با کُّل قرآن

همه آیات آن را خواندی از بر
ز باء اوّلین تا سین آخر

اگر مهر شه مردان نداری
به قرآن بهره از قرآن نداری

پیمبر شهر علم است و علی در
ز در ، در شهر وارد شو برادر

هر آنکو ناید از در دزد باشد
که در محشر جحیمش مزد باشد

مرا غرق تجّلا کن علی جان
مرا مست تولّا کن علی حان

ز جام معرفت سیراب گردان
چو شمع محفل خود آب گردان

اَگر آلوده ام دل بر تو بستم
و گر خارم کنار گُل نشستم

نمک پروردۀ خوان تو هستم
نمک خوردم نمکدان را شکستم

اگر خار و پستم، تو عزیزی
مبادا آبرویم را بریزی

اردتمند زهرای بتولم
قبولم کن قبولم کن قبولم

کیم من میثم بی دست و پایی
گنه کاری تهی دستی گدایی

بگو دشمن کِشَد بر اوج دارم
امیرالمؤمنین را دوست دارم

قنبر که خود لیاقت قنبر شدن نداشت
افتاد بین جذبه ی قنبر کشانی ات

تو ر ی دست آمده ای ، پس میا به زیر
بالا مکان بمان به همان لا مکانی ات

_________________________________________________

مدح خوانی و توسل ویژه عید غدیر خم و عید قربان

کویر خشک حجازست و سرزمین مناست
مقام اشکُ مناجاتُ سوز و شورُ دعاست

به هرکه می‌نگرم در لباس احرامش
دلش به جانب کعبه‌ست، رو به سوی خداست

یکی به جانب مسلخ برای قربانی
یکی روانه به دنبالِ یوسف زهراست

یکی بهشت خدا را به چشم خود دیده
یکی به یاد جهنم ز تابش گرماست

یکی به خیمه ندای الهی العفوش ..
یکی دو دیده‌‌اش از اشکِ شوق چون دریاست

یکی به امر خداوند سر تراشیده
یکی دو دست دعایش‌به سوی حق بالاست

سلام باد بر آن مُحرم خداجویی
که روح بندگی از اشک دیده‌اش پیداست

سلام باد بر آن کاروان صحراگرد
که لحظه‌لحظه به دنبال سیدالشهداست

سلام باد به عباس و اکبر و قاسم
که حج واجبشان در زمین کربُبَلاست

سلام باد به اخلاص و صدق ابراهیم
که بهر ذبح پسر همچو کوه پابرجاست

سلام باد به ایثار و عشق اسماعیل
که سر به دست پدر دادُ خویش را آراست

وجود او همه تسلیم محض پا تا سر
که دست شست زِ جانُ سر و خدا را خواست

کشید تیغ ولی آن گلو بریده نشد
فتاده بود به حیرت که عیب کار کجاست

به تیغ گفت ببر! تیغ گفت ابراهیم!
خدات گفته نبر! گر برم خطاست‌خطاست

«خلیل یَأمُرُنی وَ الجَلیل یَنهانِی»
هوالعزیز، همانا که حکم، حکم خداست

چه امتحان عظیمی چه صدق و اخلاصی
تو از خدا و خداوند از تو نیز رضاست

به جای ذبح پسر سر زگوسفند ببر
که این پسر، پدر بهترین پیمبر ماست

مباد تیغ کشی بر گلوی اسماعیل
بهوش باش که در سلب این پسر زهراست

گذار خنجر و دست ذبیح خود بگشا
که ذبح اعظم ما ظهر روز عاشوراست…

ذبیح‌ ماست حسینی که پیکر پاکش
هزار پاره زشمشیر و تیغ وتیر جفاست

سلام باد برآن‌محرم خداجویی
روح بندگی از اشک دیده اش پیداست

سلام باد به عباس و اکبر و قاسم
که حج‌واجبشان در سرزمین کرببلاست

سلام باد بر آن‌ کاروان زهرایی
که لحظه به لحظه به دنبال سید الشهداست

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ …

_________________________________________________

مدح خوانی و توسل ویژه عید غدیر خم

امروز روز عید خدا، روز یاعلی است
نقل دهان خلق و کلام خدا علی است
فریاد جنّ و انسُ ملک یک صدا علی است
جبریل را ترانۀ یا مرتضی علی است
نزدیک و دور هرکه به هرجاست باعلی است
شور و دعا و زمزمه و ذکر ما علی است
ای جبرئیل وحی ز مولا علی بگو
امشب بگرد دور علی یا علی بگو

عید بزرگ خالق و خلقت خجسته باد
جشن سرور احمد و امّت خجسته باد
آوای وحی و مژدۀ رحمت خجسته باد
صوت خوش منادی وحدت خجسته باد
روز زمامداری عترت خجسته باد
اکمال دین تمامی نعمت خجسته باد
این قول احمد است چه نیکو روایتی
یَومُ الغَدیر اَفضل اعیاد امّتی

عید غدیر عید خداوند اکبر است
عید غدیر عید بزرگ پیمبر است
عید غدیر عید تولّای حیدر است
عید غدیر عید بتول مطهّر است
عید غدیر عید امامان سراسر است
عید غدیر از همه اعیاد برتر است
عید کمال و دانش و عرفان و بینش است
عید من و تو نه، عید همه آفرینش است

ساقی به جام ریز شراب ولایتم
سیراب کن زکوثر ناب ولایتم
سرمست کن ز شعر کتاب ولایتم
بر رخ صفا بده ز گلاب ولایتم
من عبد بو تراب و تراب ولایتم
پیوسته التجاست به باب ولایتم
امشب دعای هر شب من مستجاب شد
روحم کبوتر حرم بو تراب شد

غیر از علی که هم سخن آفتاب شد
غیر از علی که جان پیمبر خطاب شد
غیر از علی که صاحب علم الکتاب شد
غیر از علی که فاتح اسلام ناب شد
غیر از علی که روی زمین بو تراب شد
غیر از علی که منقبتش بی حساب شد
غیر از علی که یک تنه در جنگ پا فشرد
دور رسول گشت و نود بار زخم خورد

غیر از علی که خوانده محمّد برادرش
غیر از علی که فاطمه‌بوده است همسرش
غیر از علی که داده‌خدا فتح خیبرش
غیر از علی که بوده نبی مدح گسترش
غیر از علی که زیر لوا هست محشرش
غیر از علی که زینب کبری است دخترش

شیری که سر گرفت ز عمر و دلیر کیست
میری که بود مونس فرد فقیر کیست
پیری که گشت همدم طفل صغیر کیست
مردی که دیو نفس ورا شد اسیر کیست
در بیشۀ شجاعت و ایثار، شیر کیست
بر مسلمین به جان پیمبر امیر کیست

مولای اولیای خدا کیست جز علی
گیرنده لوای خدا کیست جز علی
دست گره گشای خدا کیست جز علی
مصداق هل اتیِ خدا کیست جز علی
ممدوح انّمای خدا کیست جز علی
روی خدا نمای خدا کیست جز علی
مرد نبرد خیبر و ننگ اُحد کجا
حیدر کجا فراری جنگ اُحد کجا؟!

یاری که خفت جای رسول خدا، علی‌است
ممدوح جبرئیل به ارض و سما، علی‌است
الاّ علی پس از سخن لافتی، علی است
رکنُ مقامُ مروه و سعی و صفا، علی‌است
قرآن، نماز، ذکر، عبادت، دعا علی است
دنیا بدان که رهبر و مولای ما علی است
مرد غدیر پیرو خطّ سقیفه نیست
با غصب منبر نبوی، کس خلیفه نیست

زخم جگر به شعر مداوا نمی‌شود
با صد قصیده عقدۀ دل وا نمی‌شود
هر سامری خلیفۀ موسی نمی‌شود
اعمی دلیل مردم بینا نمی‌شود
نادان زعیم عالم دانا نمی‌شود
غیر از علی امام به زهرا نمی‌شود
«میثم» به مهر حیدر کرّار منجلی است
پیغمبرش محمّد و مولای او علی است

_________________________________________________

متن سرود و شور ویژه عید غدیر خم

می بینیم دوباره باز نورِ جلی رو
جَلواتِ قدرت لَم یَزلی رو

روی دستای نبی اهل زمینُ آسمون
خیره شدن تا ببینن دست علی رو

دل توی آسمون علی پر میگیره
حیدرِ که تنها شه بی نظیره
یا محمد امروز برسون خبر رو
بعد تو علیِ که فقط امیرِ ..

یاعلی ولی الله، یاعلی اُذُنُ الله
اسدالله الغالب، علی علی علی علی
علی ابن ابی طالب، علی علی علی علی
ـــــــــــــ
تشنه جام تو اَم ساقی کوثر
تویی از درک بشر خیلی فراتر

من عبادت میکنم وقتی که با جونُ دلم
ذکر تو رو لب میارم یاعلی حیدر

من گدای پشت درِ بارگاهم
من رعیت آقا، تویی پادشاهم
پای ایوونت من، تا سحر می‌شینم
تا که زیر ایوون بدی سر پناهم

یا علی سر الله یا علی وجه الله
غالب کل غالب، علی علی علی علی
علی ابن ابی طالب علی علی علی علی

یاعلی ولی الله، یاعلی اُذُنُ الله
اسدالله الغالب، علی علی علی علی
علی ابن ابی طالب، علی علی علی علی
ـــــــــــــ
مظهر العجائب و عین یقینه
علی تصویر خدا روی زمینه

نَباءُ العظیم و سَیِد الوصیین و انیس المومنین شیر خدا، حبل متینِ

تا علی رو دارم، دیگه غم ندارم
نوکریه حیدر شده اعتبارم
عشقشُ تو سینه، دارم و یه روزی
آخرش به پایِ علی سر میزارم

یاعلی ولی الله، یاعلی اُذُنُ الله
اسدالله الغالب، علی علی علی علی
علی ابن ابی طالب، علی علی علی علی

_________________________________________________

مدح خوانی و توسل ویژه عید غدیر خم

در نورِ چشمانت دل ناهيد گم شد
در طرح لبخندت هزاران عيد گم شد
تا اينكه نابينا نگردد ديدگانش
پشت نقاب ابرها خورشيد گم شد
مهر تو را تا ناكجا ها عرضه كردند
آنكس كه از مهر تو سرپيچيد گم شد
خيل ملك مشغول تفسير تو بودند
آنقدرها كه سوره‌ی توحيد گم شد
در چشمهايم شوق ايوان طلايت
باران گرفت و شأن مرواريد گم شد
گفتند تصوير خدايی؛ خوب گفتند
گفتند تو شير خدايی؛ خوب گفتند

آيات چشمان تو ما را با خدا كرد
مهر تو زنگار دل ما را طلا كرد
از كوله‌بار خويش جز پاكی نديديم
انگار لب های شما ما را دعا كرد
من دوزخی بودم نه اهل جنّتُ‌ُالعشق
جای مرا آقايی تو جابجا كرد
يك عمر در سجّاده‌ها نام تو برديم
تا در كنار تو خدا ما را صدا كرد
خير از جوانی اش ببيند آن كسی كه
بال مرا در آسمان تو رها كرد
من كنج ايوان طلا می‌خواهم از تو
بعد از نجف، يك كربلا می‌خواهم از تو

سجّاده‌ی تو بوی جبرائيل می‌داد
چشمت هزاران آبرو بر نيل می‌داد
تو جمله‌ی پيغمبرانی و به دستت
گاهی خدا تورات و گه انجيل می‌داد
هر شب به پاس احترام تو خدايت
در آسمان ها مجلسی تشكيل می‌داد
پروردگارت كارهای خانه‌ات را
هر روز و هر شب دست ميكائيل می‌داد
گرد و غبار لحظه‌ي جنگيدن تو
همواره بوی صور اسرافيل می داد
تو بی‌نظير عالمی همتا نداری
تو شاهكار حضرت پروردگاری

ای آنكه ختم‌الانبيا را جانشينی
شايسته‌ی نام اميرالمؤمنينی
زيبايی گلواژه‌ی مهر و محبّت
از بهترين‌های خدا روی زمينی
ای بی‌بدل، ای بی‌مَثَل، ای مرد اوّل
در هر صفاتی كه بگويم بی قرينی
با ذوالفقار و شهسواری ات هميشه
از ميمنه تا ميسره طوفان‌ترينی
تو از همان روز ازل شير خدايی
ای حيدر كرّار ای شير خداوند
تو ريشه‌ی شير نر امّ‌البنينی
تو از همان روز ازل شير خدايی
فرمانروای عرصه‌ی قالو بلايی

يك پرده از حُسن تو جنّاتُ النّعيم است
دستت تجلّی گاه رحمان و رحيم است
نام تو معراج تمام انبيا بود
يك گوشه از مصداق آن طور كليم است
شأن نزول آيه‌های مؤمنونی
عطر نفس‌های تو بر دوش نسيم است
از روی تو وجه خدا را می‌توان ديد
با حُبّ تو هر كافری عبدالكريم است
اينجا اگر خانه‌نشين بودی غمی نيست
تنها زمان بعثتت يوم‌العظيم است
هر شيعه بشناسد علی اين زمانش
در ضربه‌ی احزاب تو بی‌شك سهيم است
بی معرفت آنكه رهی جز تو گزيند
راه علي تنها صراط‌المستقيم است
لعنت به آنكه دشمن حقّ اليقين است
تا به ابد حيدر اميرالمؤمنين است

بايد شما را در فراسوی زمان ديد
در آسمان بيكرانِ بيكران ديد
بايد سوار بال‌های سال نوری
پرواز كرد و آنسوی هفت‌ آسمان ديد
در لابه لای آيه‌های سبز توحيد
در ابتدا تا انتهای يك اذان ديد
از چه مسلمان دو چشمانت نباشم؟
وقتی خدا را در نگاهت می‌توان ديد
سنّ تو را وقی كه پرسيدم ز مردم
چشمم فقط سرهای در حال تكان ديد
روزی يتيم كوچه‌گرد كوفه خود را
بر شانه‌های پيرمردی مهربان ديد
ياد صدای گريه‌‌‌یِ چاه تو كردم
وقتی نگاهم بلبلِ آتشفشان ديد
من با صدای پای تو مأنوس هستم
با نان و با خرمای تو مأنوس هستم

دستان تو حالا شده بالاترين دست
جبريل بوسه می‌زند بر اين چنين دست
وقتي كه دستان تو را بالا گرفتند
تا داد، يزدان با اميرالمؤمنين دست
يادِ تو و دست تو افتاديم وقتی
در علقمه افتاد بر روی زمين دست
هر سه حكايات نگاهت را نوشتند
پس آفرين آب، آفرين مشك، آفرين دست
اين دست از وقت ولادت باز بوده‌ست
از پشت بسته می‌شود روزی همين دست
پشت و پناه محكمي بودند اين‌ها
زهرا توقع داشت در كوچه از اين دست
دست مغيره، دست زهرا، دادِ بي داد
افتاد دست بدترين‌ها بهترين دست
جبريل بوسه می‌زند بر اين چنين دست

_________________________________________________

مدح خوانی و توسل ویژه عید غدیر خم

اَلحَمدوللِه الَذی جَعَلنا مِنَ المُتَمَسِکین بِولایهِ مولانا امیرَالمومنین علیِ بنِ ابیطالب وَ اولادِهِ المَعصومین صَلواتِکَ علیهِ وَ عَلیهِم اَجمَعین…

کسی نیامده او را علی جواب کند
علی به سمت گدایان خودش شتاب کند

کسی که رویِ علی ذرّه ای حساب کند
به آسمان رود و کار آفتاب کند

علی که فقط علی نیست چهارده نور است
از او جدا شدن از هفت پشتِ ما دور است

برایِ دایره‌ی شاعران بی تکرار
شُدست خطبه‌ی بی نقطه نقطه‌ی پرگار

در اولین خمِ زلفش اسیر شد عطار
هزار شاعر مضمون سرا هزارن بار

خیالِ وصف علی را قلم به دست شدند
شراب عشقِ علی را نخورده مست شدند

علی علیست و زهرا شناسنامه‌ی اوست
شروع او حسن استُ حسین ادامه‌ی اوست

صفات خاصِ ملائک صفاتِ عامه‌ی اوست
من از خودم که نمی گویم این چکامه‌ی اوست

برای او به خدا دل شریک قائل نیست
میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست

که گفته در زمین قرنهاست گم شده ایم
نه ما مجاور کوی صَدو دهم شده ایم

مسافر نجف و کربلا و قم شده ایم
مبلغ جریان غدیر خُم شده ایم

غدیر از نظر شیعه عیدُ الَاعیاد است
چرا خدا ولایت خود را به شیعیان داده است

به هر که عاشق او شد اسیر می گویند
به دستهایِ علی دستگیر می گویند

به اهل عرش علی را امیر می گویند
هنوز جن و ملک از غدیر می گویند

جماعت این دو سه خط را ولی نمی فهمند
که چیزی از درجات علی نمی فهمند

علی که بود؟ نَه می دانم و نَه می دانی
محبِ او چه عرب باشد و چه ایرانی

چه آشکار سلامش کند چه پنهانی
چه در سلامت کامل چه در پریشانی

جواب می شنود از علی سلامُ علیک
اگر مُرید مرامش شدی بگو لبیک

_________________________________________________

متن سرود و شور ویژه عید غدیر خم

برا شب های تارم
تو شدی ماه یا حیدر
مددی یا مولانا
اسدالله یا حیدر ..

تو چشم تو اقتدار، تو دست تو ذوالفقار
هستی تو خدا نما، هستم من علی تبار

سرمستی دل من، از جام کوثر تو
بابای خاکی و من هستم خاک در تو

علی یا مولا ؛ علی یا مولا ..

رجز من هشدارِ ، برا اونی که خوابه
یا علی بدخواهاتو ، می‌کشیم به صُلّابه

خوش به حال قنبرت، عمری بوده نوکرت
من رو هم بخر مثل، سلمان و ابوذرت

خوش به حال اونی که، شد عبد سالک تو
مثل عمار و مثل مقداد و مالک تو

علی یا مولا ؛ علی یا مولا ..

رسول الله دستای ، کیو جز تو بالا برد
به همه عالم میگم ، دل ما رو مولا برد

تو شاهُ ، منم فقیر
من عبدُ ، تویی امیر
گفته مادرم ، فقط از مولا مدد بگیر

علی یا مولا ؛ علی یا مولا ..

_________________________________________________

متن سرود ویژه عید غدیر خم

یا مولا علی تویی یارم
عمریه گدایِ دربارم
از هر جای دنیا من بیشتر
ایوون طلاتُ دوست دارم ..

کاش شوم یار تو
میثم تمّار تو
مالک و عمّار تو یا مولا ..

من که خاک پاتم ، محتاج دعاتم
نوکرِ شما و آقازاده هاتم

حیدر امیرالمومنین حیدر ..

هرکسی که خوبه و پاکِ
مست روح پاکِته حیدر
چی دارم که من بگم ، وقتی
کعبه سینه چاکته حیدر

شاه مردان ، علی
قبر و میزان ، علی
معنی قرآن علی یا مولا ..

ای شمس الضُّحَی و صبح بی غروبم
غدیرت مبارک ای بابای خوبم

من که خاک پاتم ، محتاج دعاتم
نوکر شما و آقازاده هاتم

حیدر امیرالمومنین حیدر ..

_________________________________________________

مدح خوانی و توسل ویژه عید غدیر خم

أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا

کیم من قطره ای اُفتاده درد امان دریایم
و یا چون ذرّه در دامان مهر عالم آرایم

به خاک چارده معصوم رخ سودم عجب نبود
که گردد سرمه‌ی چشم ملک خاک کف پایم

نه‌نام از می نه‌حرف از خم نه‌اسمی بود از صهبا
که دست غیب از خُمّ ولایت داد صهبایم

اگر آواره ام آواره ی آل رسول استم
اگر دیوانه ام دیوانه ی اولاد زهرایم

بگو تا عضو عضوم را جدا سازند از پیکر
نخیزد جز صدای یا علی از کلّ اعضایم

بود از صد هزاران سال طاعات و عباداتم
تولاّی علی بهتر وز آن بهتر تبرّایم

اگر بی مهر او قرآن بخوانم خصم قرآنم
و گر بی حبّ او ایمان بیارم کفر تنهایم

به بینایی قسم صد بار نابینائیم بهتر
که افتد لحظه‌ای بر خصم کوُرَش چشم بینایم

بگو گردد چو قرآن آیه آیه پای تا فرقم
به قرآن جز امیرالمؤمنین کس نیست مولایم

جانم علی جانم علی
ای جان جانانم علی ….

هنگام سرور کائنات است امشب
اوقات گرفتن برات است امشب
بفرست مدام بر محمد صلوات
زیرا که بهار صلوات است امشب

_________________________________________________

متن سرود و توسل ویژه عید غدیر خم

حس خوب، یعنی تاآخرین نفس برای هدف بری
این شبا، برا تبریک زیرِ ایوون طلای نجف بری

دلتنگم برای حرم
دلتنگ ایوون طلای حرم

اومد نجفُ ساخت جنت جابجا شد
خورشید خودشُ باخت تا ایوونش طلا شد

علی حُبه جُنه، قَسیم النارِ والجَنه
وَصیُ المُصطَفی، حقا امام الانس والجِنه

علی ولی الله علی ..

یاعلی، همیشه اسم توئه که از ما دل میبره
برا ما، نگین دُرّ نجف از طلا بالاترِ

با اذنت می چرخه فلک
بدخواهت آقا بره به درک

عشقت دنیامه صحنت رویامه
تو که جای خود قنبرت هم آقامه

علی حُبه جُنه، قَسیم النارِ والجَنه
وَصیُ المُصطَفی، حقا امام الانس والجِنه

علی ولی الله علی

این شبا، میخوام از دستای رحمت تو حاجت بگیرم
اومدم قبل کربلا اَزت اِذن زیارت بگیرم

حالا که به تو رسیدم
کربلا ندیده جون نمیدم

حالا که سر من مسته از زیارت
می رم پابرهنه پابوسِ آقا زادت

علی حُبه جُنه، قَسیم النارِ والجَنه
وَصیُ المُصطَفی، حقا امام الانس والجِنه

علی ولی الله علی

_________________________________________________

مدح خوانی و سرود ویژه عید غدیر خم

شهی که از علو شأن، ثنای او خدا کند
دگر مدیح ذات او چگونه ماسوا کند

سزد که او به نطق خود ثنای خود ادا کند
که آگه از علی نبوده هیچ کس به جز علی

یا علی مولا .. یاعلی مولا مدد

پیش پیمبر، آنکه روی منبر است
آی همه عالم، سرور من حیدر است

یا رسول الله اوج ولایت ببین
بر روی دستت، دست خدا را ببین

ببخشد از تبسمی، وجود ممکنات را
ستاند از تکلمی، قرار کائنات را

ز لطف و قهر میدهد، حیات را ممات را
امیر کائنات و صاحب اختیار هر دلی

یا علی مولا .. یاعلی مولا مدد

عِطر نسیم، مَن کُنتُ مولا وزید
روح ولا را در تن عالم دمید

نور ولایت، از علی تابیده است
در پس پرده، فاطمه خندیده است

یا علی مولا .. یاعلی مولا مدد

هرچه فرشته است آمده روی زمین
گفته مبارک، یا امیرالمؤمنین

معلوم شد فرشته ها کیان …

شیعه گل است و آب و گِلَش در غدیر
این همه گل ها، حاصل بذر امیر

من اَر به قبله رو کنم، به عشق روی اون کنم
اقامه صلاة را ، به گفتگوی او کنم

ز حج و بیت بگذرم، طواف کوی او کنم
تمام عمر سر نهم، به خاک پای آن ولی

یا علی مولا .. یاعلی مولا مدد

الا که رحمت آیتی، ز رحمت علی بُوَد
همه کتاب انبیاء، حکایت علی بوَد

اَجلِّ نعمت خدا ولایت علی بود
بیا بیا بیا بیا، به مرتضی بگو بلی

یا علی مولا .. یاعلی مولا مدد

ناد علیا مظهر العجائب
تجده عونا لک فی النّوائب
کلّ غمٍّ و هَمٍّ سَینجَلی
بِوَلایَتِکَ یا علیّ .. یا علی یا علی

انکار خدای ازلی نتوان کرد
تفریق رسول، از علی، نتوان کرد
گفتم: که علی را، به که تشبیه کنم
تشبیه علی جز به علی نتوان کرد

یا علی یا علی مالک ملک دلی
نام زیبای تو شد رافع هر مشکلی
یا علی یا مولا ای نگار زهرا
یا حیدر یا حیدر یا مرتضی

یا علی یا علی دست ما دامان تو
دست ما دامان تو دست ما دامان تو

ای سخا ای کرم چشم ما احسان تو
چشم ما احسان تو چشم ما احسان تو

یا علی یا مولا ای نگار زهرا
یا حیدر یا حیدر یا مرتضی

 

متن سینه زنی و توسل به حضرت مسلم ابن عقیل (ع)

1
متن سینه زنی و توسل به حضرت مسلم ابن عقیل (ع)

متن سینه زنی و توسل به حضرت مسلم ابن عقیل (ع)

کاش می شد بنویسم که گرفتار شدم
مثل خورشید گرفتار شب تار شدم

مرد این شهرم و بر پیرزنی مدیونم
این هم از غربت من بود که ناچار شدم

من نمی خواسته ام مایه دلواپسیِ
معجر زینب کبری شوم ، انگار شدم

تا بدهکاری خود را به همه پس دادم
به تو اندازه‌ی یک شهر بدهکار شدم

دیدم از مردم این شهر خریدار تری
علّت این بود اگر یوسف بازار شدم

من در این خانه، تو در خانه‌ی خولی تازه
با تو همسایه‌ی دیوار به دیوار شدم

کاش می شد بنویسم کفنی برداری
کفنی نیست اگر، پیرهنی برداری

________________________________________________________________

متن روضه و توسل جانسوز به حضرت مسلم ابن عقیل (ع)

در بهارم، خزون می زنه رنگ زردی
آشنا شد، سفیرِ تو با کوچه گردی
زار و بی کس، میزارم سرم رو رو دیوار
تویِ کوفه، نمونده بجز طوعه مردی

گرد غم به رویم نشسته
دست کینه دستامُ بسته
سنگاشون لبم رو شکسته

آقا آقا ، میا میا ..

جونم آخر می شه فدات
حیف از تو و کبوترات
برگرد میشه رونیزه ها جات

*آقایه گزارش بدم ازوضعیت این شهر *

کشتن تو، شده آب خوردن براشون
سوی حنجر، گرفته شده خنجراشون
حرفِ معجر، النگو و خلخاله اینجا
از برایِ جهیزیه‌ی دختراشون

هرچی داشتن دادن تیغُ نیزه خریدن
واسه زینب لباس اسیری بریدن
تیر و نیزه کنارِ امون نامه هاشون
نقشه‌ی شوم واسه چشم سقا کشیدن

روخاکا می مونه پر تو
بعد ساقی لشگر تو
آواره میشه خواهر تو

جون زهرا، میا میا ..

سمت این قوم بی حیا
رحمی کن بر جوون لیلا

*همه جمع شده بودن پایین مناره یکی میگفت آزادش میکنن .. یکی می گفت زندانش میکنن .. یکی می گفت اعدامش میکنن .. تو این حرف ها بودن یه وقت دیدن یه بدن بی سری ازبالایِ دارالاماره به سمت خاک کف کوچه ..

________________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت مسلم ابن عقیل (ع)

توی شهر غربت شدم زار و تنها
با لبهایِ خونین میگم کوفه نیا

آه، این کوفیا پلیدن
نقشه برات کشیدن
بیعتشون همه سرابه ..

آه، رو من درا رو بستن
دلِ منو شکستن
کوفه برام شهر عذابه ..

زینبت میشه، دل‌خون
دخترت میشه، بی‌جون
میدمت قسم آقا کاروان‌ُ برگردون

«واویلا، کوفه نیا حسین جان»
ـــــــــــــ
اینجا بین کوفه، حرف منع آبه
پیچیده بینشون کُشتَنت ثوابه

آه، اگه میای به کوفه
مشکارو پر کن از آب
آخه داری تو بچه شیرخوار

آه، یه وقت نمونن حیرون
دخترا تو بیابون
معجرای اضافه بردار

توی کوچه‌ها آقا، دخترات میشن خسته
قاتلم میشه اینجا، روضه‌های سر بسته

«واویلا، کوفه نیا حسین جان»
ـــــــــــــ
راه من رو بستن، تو کوچه نامردا
سرمو شکستن، تو کوچه نامردا

آه، رسیده کارم آخر
لب‌تشنه بر سر دار
الهی برگردی، الهی ..

آه، اینا رحمی ندارن
حتی به بچه شیرخوار
الهی برگردی، الهی ..

کوفه حرمله داره، این شبا چقدر تاره
زجر به دخترش داده قول چندتا گوشواره

«واویلا، کوفه نیا حسین جان»

________________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت مسلم ابن عقیل (ع)

دلشوره دارم پسر عمو
ببین که دست و پام می لرزه
خودم شنیدم که می گفتن
سر حسین چقدر می ارزه

داری میای اگه میشه
نیا تو رو جون مادرت
می دونی که اینا دارن
نقشه برای انگشترت
آرزوشون همینه که
بسوزونن دل خواهرت

ای وای، اَمون از این زمونه
مسلم داره آروم می خونه
حسین حسین حسین ..

کوفه میا سالارِ زینب ..
ــــــــــ
وقتی که پام رسید به اینجا
چیزی به جز کینه ندیدم
از بس برا تو گریه کردم
ببین آقا نفس بریدم

برای تو پسر عمو
جونم و قربونی آوردم
فدا سرت آقایِ من
هر جایی که زمین می خوردم
آروم آروم زیر لبم
فقط اسم تو رو می بردم

چشام دیگه کاسۀ خونه
مسلم داره آروم می‌خونه
ای وای، اَمون از این زمونه
مسلم داره آروم می خونه
حسین حسین حسین ..

کوفه میا سالارِ زینب ..
ــــــــــ
حالا برات روضه می خونم
لحظۀ آخرم رسیده
کاشکی برات خبر بیارن
مسلم تو کوچه ها چی دیده

نبودی تو ببینی که
مهمونتُ دوره می کردن
برا گلوی اصغرت
دنباله حرمله می گردن
خدا کنه جلو چشات
به اشک بچه هات نخندن

کوفه، با ما نامهربونه
مسلم داره آروم می خونه
ای وای، اَمون از این زمونه
مسلم داره آروم می خونه
حسین حسین حسین ..

کوفه میا سالارِ زینب ..

________________________________________________________________

متن زمزمه و توسل به حضرت مسلم ابن عقیل (ع)

سلام ای بی کفن
شَهِ دور از وطن
منم نوکر تویی آقایِ من

میگم با اشکِ سوزان
دوست دارم حسین جان

سر دارم حسین
گرفتارم حسین
میا کوفه که غم دارم حسین

غمت دلواپسم کرد
بیا از کوفه برگرد
میا کوفه حسین جان ..
ـــــــــــــــ
پر از دردم حسین
سر آوردم حسین
ببخش آواره ات کردم حسین

نیاور اصغرت را
سه ساله دخترت را
میا کوفه حسین جان

رخم رنگین شده
سرم خونین شده
برایت جایزه تعیین شده

سلام ای بی کفن
شَهِ دور از وطن
منم نوکر تویی آقایِ من

میگم با اشکِ سوزان
دوست دارم حسین جان

________________________________________________________________

متن روضه و توسل به حضرت مسلم ابن عقیل (ع)

شبِ شهادت حضرت مسلم ابن عقیلِ .. قربون اون آقایی برم که پیغمبر انقدر دوستش داشت که برا گریه‌کنای مسلم هم دعا کرد…

آخه آدم اینجوری مهمون دعوت میکنه؟!
اون نامرد یهو دید مسلم داره گریه میکنه؛ طعنه زد، گفت مرد که گریه نمیکنه ..
فرمود من به‌خاطر این که میخوای منو بکشی گریه نمیکنم، من دلواپس اون آقایی‌ام که زینب همراهشه .. پشیمون شدم نامه نوشتم بیا ..

یحیای مازنی میگه همسایه دیوار به دیوار علی‌ابن‌ابیطالب بودم یه‌بار تو طول این سالها سایه‌ی زینب رو ندیدم. بعدِ فاطمه هم که اینا میخواستن برن سر مزار، همه دورش رو میگرفتن، کسی قد و بالاشو نبینه.
(چی میخوای بگی؟!)
مسلم داره میگه: زینب‌و نیار، اینا بی‌حیان…

من پیک عشق هستم و نامه‌بر حسین
اول فداییِ حرم خواهر حسین

لب تشنه‌ام ولی نزدم لب به آب‌ها
سیراب میشوم فقط از ساغر حسین

دوتا سردار داره سیدالشهدا، هردوتا تشنه‌لب جون دادن ..
امشب در خونه‌ی اولی رفتیم.
شب نهم محرم هم باید روضه‌ی اباالفضل رو بخونیم…

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
سقای حسین سید و سالار نیامد

آب‌و آوردن اولین بار، دومین بار، سومین بار؛ گفت قسمت نیست من این آب‌ُ بخورم .. یه نگاهی کرد؛ به‌یاد اون روایتایی که شنیده بود افتاد:
قربون لبای خشکت؛ انگار سرنوشت منم مثل توئه…
آب‌ُ ریختن….

روز عاشورا، همین اتفاق تکرار شد..
اومد از تو گودال بیرون دید یکی آب داره میبره سمت گودال؛ بدنش میلرزید، گفت کجا داری میری؟
گفت: مگه صداشو نمیشنوی میگه تشنه‌م…
گفت برگرد، کارش‌و یک‌سره کردم…

حسین …..

________________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت مسلم ابن عقیل (ع)

حسین وای ..
نیمه شبُ تنهایی، نیمه شبُ غم
داره میریزه چشمام بارون نم نم
داره میاد آقا با کاروونی خسته که
جونمُ میگیره کم کم ..

قلب من شده پاره
غصه هام برام یاره
کاش میشد که اصغرُ نیاره

کوچه ها پر از سنگه
کوفه شهر نیرنگه
این بیابونا همه پُرِ خاره

وای .. کوفه پره از نامرد
وای .. شاخه گلات میشه زرد
آقا برگرد ..

خدایا موندم تنها چه غریبونه
توی دل من غصه زده جوونه
اومدن تو اینجا میونِ این مردا
دلِ منو میسوزونه ..

مردم اینجا صد رنگن
کوچه ها پُر از سنگن
آمادن بیای با تو بجنگن

تو کینه پر آوازن فکرنعلای تازن
روز و شب دارن نیزه میسازن

وای .. تو سوزِ شبهای سرد
وای .. آقا سفیرت دق کرد
آقا برگرد ..

وای .. کوفه پره از نامرد
وای .. شاخه گلات میشه زرد
آقا برگرد ..

تو نفسای آخر بالای دارم
کاشکی بیای سر رو پایِ تو بزارم

چقده غربت سخته
روی لبام خون لخته
بالا سرم یاری ندارم

دل پر از تَب آقا
روزِ من شبِ آقا
غصه هام مال زینبه آقا

مسلم تو بی تابه
غرق توی گردابه
اینجا صحبت از طفلِ ربابه

وای .. از دردِ سرنیزه ها
وای .. افتادم روی خاکا
برگرد آقا ..

حسین میا به کوفه کوفه وفا ندارد
کوفی بی مروت شرم وحیا ندارد

بنام آنکه فاتح حنین است
عشق تمام انبیا حسین است

________________________________________________________________

متن زمزمه و توسل به حضرت مسلم ابن عقیل (ع)

کوفه نیا حسین ..
برات نوشتم که بیای آقا
کوفه نمیکنه بهت وفا
منو زمین زدن چه بی هوا
حسین ..

با تیغ و نیزه ها ..
منو زدن خونی شده لبم
برا حرم در تاب و در تبم
دلواپس رباب و زینبم
حسین ..

کوفه نیا کوفه پر از نیرنگه
تو دست بچه هایِ کوفه سنگه
اینجا سرکُشتنت آقا جنگه
حسین ..

________________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت مسلم ابن عقیل (ع)

نوکرا پرچم می زنن
از تو فقط دم می زنن
این شبا قید همه رو
برا محرم می زنن ..

مادرا از غم میمیرن
دخترا هم یاد میگیرن
باز پسرا با پدرا
به مجلسِ روضه میرن

باز دل نوکرا خونه
مشکی پوشیده هر خونه
مادر مظلومی داره
روضه‌ی گودال می خونه

روضه بخون .. روضه بخون
روضه بخون از قمرت
از پاره های جگرت
مسلمُ این جور می زدن
وای به حالِ پسرت

غریبِ مادر .. غریبِ مادر ..

بخون که مسلم همونه
که زار و بی یار می مونه
روضه مسلم روضه‌ی
غربت اربابمونه

کوفیا عهدُ میشکونن
رو حرفشون نمی مونن
مسلمُ تنها و غریب
تو کوچه ها می گردونن

توی کمین نشستنُ
دندونشُ شکستنُ
این کوفیا خوب بلدن
دستایِ مظلوم بستنُ

روضه بخون .. روضه بخون ..
روضه بخون از کربلا
بگو حسین کوفه نیا
کوفه نیا که این مسیر
می رسه به شامِ بلا ..

غریبِ مادر .. غریبِ مادر ..

خوندم از این رسمِ جنون
پیکرِ مسلم غرقِ خون
بالای دروازه‌ی شهر
دلش برا تو نگرون

دل نگرونِ سرته
فکر تو و دخترته
کوفیُ بی حیا دیده
دلواپسِ خواهرته

میگه ببار ای بادِ خزون
سلام به آقام برسون
بگو که زینبُ نیار
روضه رو از چشام بخون

روضه بخون .. روضه بخون ..
روضه بخون از لبِ آب
روضه‌ی آب واسه رباب
روضه بخون که جون بدیم
از غمِ مجلسِ شراب

غریبِ مادر .. غریبِ مادر ..

________________________________________________________________

متن سینه زنی و زمزمه تقدیم به حضرت مسلم ابن عقیل (ع)

کوفه پُر از نامردُ
به کی بگم این دردُ
تو هم این حسُ داری
دل نگرانیم هر دو

برگردُ .. فکری واسه خیمه‌ت کن
برگردُ .. خیالمُ راحت کن
برگردُ .. دوری از این غربت کن

برگردُ برو ..
میکشن اینا با لبِ تشنه تورو
برگردُ برو ..
میزنن تازیونه گلایِ تو رو

دلمُ غم خون کردُ
میکشم آه سردُ
برا گلایِ یاست
دلنگرانیم هر دو

برگردُ .. نیا که هستیت میره
برگردُ .. نیا دلا میگیره
برگردُ .. نیا رُباب میمیره

برگردُ برو ..
میکشن با سه شعبه ناز اصغرتو رو

پاییز خشک و سردُ
یه غریبه شبگردُ
برا غمای زینب
دلنگرانیم هر دو

برگردُ .. حرمت رو برگردون
برگردُ .. نبینمت سرگردون
برگردُ .. کوفه نمیخاد مهمون

برگردُ برو ..
میکشن علی اکبر ماه تو رو
برگردُ برو ..
میکشن اینا با لب تشنه تو رو

اگه بیای ..
رحم نمیکنن به طفل رباب
میزنن رقیه تُ میون خواب،کوفه نیا

اگه بیای ..
دخترت اسیر سلسله میشه
تو بیابونا پاهاش پر آبله میشه،کوفه نیا

متن سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهداء (ع)

0
متن سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهداء (ع)

متن سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهداء (ع)

ارباب!
این روزا حرف تو همه جا هست
دل توی روضه ها شده پابست

برای این دل بی سامون
حرم تو داره آرامش

این همون حسیِّ
که میخوامش

غمای سینه زنو میدونی
تو آرزوی منو میدونی

تو حتی درد و دل زائرات
که با تو نمیگن و میدونی

ارباب!
آقام آقام آقام ثارالله

پس کی
دوباره پام به حرم وا میشه
برات کربلام امضا میشه

شب و روزم شده تکراری
دلهره دارم ازت دورم

بخدا کم نمیشه
دلشوره ام

منم همون که صدا میزدت
نیاز دارم به لطف بی حدت

خراب نکن منو جلو همه
محل بزار به نوکر بدت

ارباب!
آقام آقام آقام ثارالله

_____________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهداء (ع)

کار خـودم رو من فقط زیاد کردم
به هرکسی که جز تو اعتماد کردم
منی که عمری پای روضه های تو
به محضرت عرضه‌ی اعتـقاد کردم

پس چی شد اعتماد من به نام تو ای آقا
اینقدر عوض شده چرا غلام تو ای آقا
شفا میداد یه‌روز به‌اعتقادِمن یادم‌هست
ته استکان چای پیرغلامِ تو ای آقا

من عوض شـدم روضه همــون روضست
من عوض شــدم آقا همــون آقــاست
کم توفیقم چایی همون چایِ
من عوض شدم تربـت تو اعـلاست

یا اباعبداللّٰـه…

به روی مهربونیـات حساب کردم
هردفعه‌هرکسی رومن جواب‌کردم
یه پل بزن برای من بیام پیشت
پُـلای پشت سرمو خراب کردم

از دل من یه پل بزن تا کربلات ای آقا
ببر به بار اسم منو وقت دعات ای آقا
اگه دلم سنگ کف صحن حرم جامیشه
بزار دلم رو زیر پای زائرات ای آقا

خیلی بد کردم دلت برام خون شد
خیلی بد کردم تو غصه می‌خوردی
خیلی بد کردم خودم خبر دارم
خیلی بد کردم به روم نیـاوردی

یا اباعبداللّٰـه…

تا خطری رو دور آبروم دیدم
آغوش باز تورو روبروم دیدم
با اینکه کربلا نمی‌بریم هرشب
کرببلا رو توی آرزوم دیدم

داره دیگه این دوری ماجرا میشه ای آقا
زندگیــ‌مون حسرت کربلا مـیشه ای آقا
وقتــی درای حــرم و باز کنند مـی‌بینم
این آغوش توئه که داره وا میشه ای آقا

ادبم کن باز تو سر به راهم کن
ادبم کـن باز ولی نه این‌جوری
ادبم کن باز با کربلا رفتــن
ادبم کـن باز فقط نه با دوری

یا اباعبداللّٰـه…

_____________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهداء (ع)

هرچی بیشتر میگم حسین
بیشتر اشکم روون میشه
هرچی بیشتر میگم حسین
بیشتر دل روضه خوان میشه

میگم حسینُ .. قتلگاه جلو چشمامِ
میگم حسینُ .. روضه ها همش باهامِ
میگم حسینُ .. حسین تموم دنیامِ

عمریه میسوزم با غم عزایِ حسین
از میون مقتل میاد، هنوز صدایِ حسین ..

بمیرم برایِ حسین ..

هرچی بیشتر میگم حسین
آروم تر میشه زندگیم
هرچی بیشتر میگم حسین
زیباتر میشه بندگیم

میگم حسینُ .. واسم سختی آسون میشه
میگم حسینُ .. همه دردا درمون میشه
میگم حسینُ .. رزقِ من فراوون میشه

هرجا حرفِ عشقِ، راهی نیست دیگه تاحسین
دیدنی زیادِ ولی، ما رأيت الاّ حسین

ما رأيت الاّ حسین ..

ای غمِ مقدس که باز
تو دلم جونه زدی
چقدر بهت محتاج بودم
چقدر به موقع اومدی

سر حالم تو روضه اصلاً انگار غم میخوام
من اصلا از دنیا چی میخوام” محرم میخوام!

یه دقیقه از عمرم مونده باشه دَم میخوام
نفسای آخر رو پایِ این پرچم میخوام

دنیایِ من همین غمِ
این غم دوایِ دردمِ
دنیا یه دلخوشی داره
اونم محرمِ ..

آقام حسین ، فقط حسین ..

هرچی بیشتر میگم حسین
نزدیکتر به خدا میشم
هرچی بیشتر میگم حسین
زودتر حاجت روا میشم

میگم حسینُ .. دلم باز کبوتر میشه
میگم حسینُ .. حالم خیلی بهتر میشه

هرجا حرف دنیاست، دنیا رو میخوام باحسین
هرجایی که باشم میگم ما رأيت الاّ حسین

ما رأيت الاّ حسین ..

_____________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهداء (ع)

بذار اشکای ما رو
همه دنیا ببینه
بذار دنیای ما رو
فقط خدا بیینه

ما با حسین بندگی می‌کنیم
ما تو حرم زندگی می‌کنیم

خدا حفظ کنه تو رو واسم
میخوام پای پرچمت باشم
حسین ای آبروی عالم

همین چشمای خیسم
خودش حکمتی داره
شاید قراره بازم
بیام حرم دوباره

این زندگی با غمت میگذره
این اربعین ما رو یادت نره

یه کاری بکن که امسالم
زیارت باشه تو اعمالم
حسین ای آبروی عالم

_____________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهداء (ع)

بگرد تو حرم، دوایِ دردتُ پیدا کن
بگرد تو حرم، دلی که مرده رو احیا کن
بگرد تو حرم، بهشت همینه تماشا کن

عشق فقط کربلا
عشق فقط یا حسین
عشق یعنی تا نفس داری بمونی باحسین

کجا میخوای بهتر از حرم
چی بهتر از سایۀ علم
چیکار داری با این آدما
بمون توی صحن کربلا
ــــــــــــــــــ
بگرد تو حرم، سیاهیا رو ببین نورِ
بگرد تو حرم، می‌بینی غصه ازت دورِ
بگرد تو حرم، حسین مقصد و منظورِ

عشق فقط این ضریح
عشق فقط این عَلم
عشق یعنی کربلا همیشه باشه تو دلم

ببین که عرش اینجا زائره
بیا غبار از دلت بره
بهشت مگه غیر کربلاست
بهشت همین گنبد طلاست
ــــــــــــــــــ
بگرد تو حرم، یه لحظه‌شم نره از دستت
بگرد تو حرم، تا آسمون بشه سرمستت
بگرد تو حرم، وا میشه راهای بن بستت

عشق فقط این مسیر
عشق فقط اربعین
عشق یعنی عاشقای پا برهنه رو ببین

هدف نه تنها زیارتِ
بیا بیا فصل بیعتِ
بیا توی ارتش خدا
بیا تو سیل حسینا
ــــــــــــــــــ
بگرد تو حرم، دوایِ دردتو پیدا کن
بگرد تو حرم، دلی که مرده رو احیا کن
بگرد تو حرم، بهشت همینه تماشا کن

عشق فقط کربلا
عشق فقط یا حسین
عشق یعنی تا نفس داری بمونی باحسین

_____________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهداء (ع)

سر کنم، با چای روضه لبمو تر کنم
میخوام همه عالمو خبر کنم
محاله به پای تو ضرر کنم
سر کنم ، سر کنم

سر کنم، میخوام به کربلا یه سفر کنم
تو حرمت شبمو سحر کنم
فقط به ضریح تو نظر کنم
سر کنم، سر کنم

من و میکُشه حسین جان
غم عشق تو به قرآن
چه کنم با غم دوریت
تو عراقی و من ایران

ان شاءالله که امسال اربعین عازمم
حرم لازمم آقا، حرم لازمم
حبیبی حسین مولا، حبیبی حسین
ــــــــــــــــــ
دلخوشم به اسم تو که میده آرامشم
طعم شیرین عشقت و میچشم
ای کاش میشد رسولِ تُرکت بشم
دلخوشم، دلخوشم

دلخوشم منت نوکری تونو میکِشم
نیاد روزی که از تو جدا بشم ️
آقا تورو خدا نزن حرفشم
دلخوشم، دلخوشم

به دلم غمِ تو دارم
به لبم دَمِ تو دارم
یه تعصب عجیبی
روی پرچم تو دارم

غلام تو و ماه بنی هاشمم
حرم لازمم آقا حرم لازمم
حبیبی حسین مولا، حبیبی حسین
ــــــــــــــــــ
دَم حسین، برای تو سینه میزنم حسین
پیرهنِ مشکیمه کفنم حسین ️
کرب و بلای تو وطنم حسین
دَم حسین، دَم حسین

دَم حسین، ای آبرو دار دو عالم حسین
به اسم اعظم تو قسم حسین
به عشق تو میزنه قلبم حسین
دَم حسین، دَم حسین

رحمت خدا به اونکِ
پای عشق تو هلاکِ
هر کسی یه یا حسین گفت
ولی حالا زیر خاکِ

به یاد دَمِ حاج اکبر ناظمم
حرم لازمم آقا حرم لازمم
حبیبی حسین مولا، حبیبی حسین

_____________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهداء (ع)

در می زنم ، در وا کن آقایِ من
پشتِ درم جا موندم مولایِ من

تو که در به رویِ ما نمی بندی پس چرا
نمیزاری که بیام ، شبِ جمعه کربلا ..

دَقُ الباب می کنم اون در رو
که همیشه بازه حتی رویِ دشمن ها
این سینه زنی ها یعنی در زدنِ
هر روز و شبِ سینه زنها

از حالِ سینه‌زن معلومه
تویِ خونت فقط آرومه ..

دل می کنم از دنیایِ بی حرم
آقا نزار جز خونت جایی برم

بزار تا نفس دارم ، در این خونه باشم
عقلِ من اینو میگه ، بزار دیونه باشم

دیونه جز درِ این خونه
چه پناهی داره یا اباعبدالله
با سینه زنایِ تو مهدی
چه سپاهی داره یا اباعبدالله

ما پایِ رکابِ خون خواهِت
می میریم ان شالله تو راهت

از حالِ سینه‌زن معلومه
تویِ خونت فقط آرومه ..

متن روضه و توسل به امام حسن مجتبی (ع)

64
متن روضه و توسل به امام حسن مجتبی (ع)

متن روضه و توسل به کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع)

تقصیر تو نبود که مادر پرش شکست
تقصیر تو نبود اگر زیورش شکست

تقصیر تو نبود دل اطهرش شکست
تقصیر تو نبود زدند و سرش شکست

گیرم که دست تو سپر مادرت نشد
تقصیر تو نبود ، قدت یاورت نشد

بیرون بریز این جگر پاره پاره را
بیرون بریز غصۀ آن گوشواره را

زینب رسیده بگو راهِ چاره را
خونآبه های لبِ پرشراره را

با مقنعه دهانِ تو را پاک می کند
این خاک گیسوان تو را پاک میکند

___________________________________________

متن سینه زنی و توسل به کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع)

تو عاشقی چه حالیه ، تو عاشقی رازیِ
حسینیا بگید حسن ، شب غریب نوازیِ

رویِ سرِ من سایۀ دستِ کریمه
این عرضِ ارادت همۀ زندگیمه

بطلب ، منو بگو بیا
تویی عشقِ کربلاییا
آخرش مدینه تو بقیع
میخونن امام رضاییا ..

قربونِ کبوترایِ حرمت امام حسن ..
قربونِ این همه لطفُ کرمت امام حسن ..

« یا امام حسن .. آقا .. »

تویی که ماهِ هر شبی ، تویی که ذکر هر لبی
شده فقط یه جلوه از ، صبر توصبرِ زینبی

ای شیر جمل جنگِ تو کرده چه غوغا
استادِ اباالفضلِ علمداری آقا

چه دلاوری و چه یلی
ولیعهدِ حضرت علی
به فدایِ قاسمت آقا
تو خودت اَحلی مِن عَسلی

شنیدم سَجیَتُکم الکرم امام حسن
تو منو رها کنی کجا برم امام حسن ..

« یا امام حسن .. آقا .. »

ضریحِ تو بنا میشه ، با چه شکوه و عزتی
دیدنیه تو اون حرم ، صف غذایِ حضرتی

هر زائر مشهد میخونه یادِ حسن
رویایی میشه پنجره فولادِ حسن

عاشقِ تو و مدینه مُ ، سر سفره تون میشینمُ
مثه هر سال امسالم میدی خرجِ اربعینمُ

تو که آخر گره رو وا می کنی امام حسن
پس چرا امروز و فردا می کنی امام حسن

تو منو رها کنی کجا برم امام حسن
نمیتونم دیگه کربلا برم امام حسن

« یا امام حسن .. آقا .. »

___________________________________________

متن سینه زنی و توسل به کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع)

ای همه صدق و صفا ، یا حسن بن علی
آیینۀ مصطفی ، یا حسن بن علی
خاکِ بقیعت شفا ، یا حسن بن علی
مظهر حُسن خدا ، یا حسن بن علی
بر دو جهان مُقتدا ، یا حسن بن علی
سَیِّدَنَا المجتبی ، یا حسن بن علی

«سَیِّدَنَا المجتبی یا حسن بن علی»

سائل کویت کرم ، بندۀ لطفت عطا
حاکم مُلک قدر ، عالِم سرِّ قضا
سائل جودت کرم ، بندۀ لطفت مُصام
احمد پا تا به سر ، حیدر سر تا به پا
مُصحف پیغمبران ، در بغل مصطفی
کریم اِبنُ الکَریم ، شریف خَیرُ الوَراء
امام ارض و سماء، یا حسن بن علی
سَیِّدَنَا المجتبی، یا حسن بن علی

«سَیِّدَنَا المجتبی یا حسن بن علی»

تو روح و ریحانۀ ، پیمبری یا حسن
تو از ثنایِ بشر ، فراتری یا حسن
تو جان خَتم رُسُل ، به پیکری یا حسن
تو اولی یا حسن ، تو آخری یا حسن
تو احمدی یا حسن ، تو حیدری یا حسن
وَ الشَّمسِ وَ الضُحا ، یا حسن بن علی

«سَیِّدَنَا المجتبی یا حسن بن علی»

کیست به غیر از حسن ، امام خون خدا
امام خون خدا ، تَجّلی ابتدا
تجلی ابتدا ، مِهر سپهر هُدی
مهر سپر هدی ، شاه و گدایش گدا
شاه و گدایش گدا ، جان و جهانش فدا
جان و جهانش فدا ، یا حسن بن علی

«سَیِّدَنَا المجتبی یا حسن بن علی»

ای به وجودت سلام ، از طرف داورت
ای تو کریم و همه ، اهل کرم سائلت
چو شمع در انجمن ، غریب در منزلت
شراره جای نفس ، شعله کشید از دلت
ریخت ز کامت جگر ، سوخت همه حاصلت
فِکند یارت ز پاه ، یا حسن بن علی

«سَیِّدَنَا المجتبی یا حسن بن علی»

لشگر اندوه ریخت ، از همه سو بر سرت
دشمنت بی دادگر ز پشت زد خنجرت
اگر چه خون دلت روان شد از حنجرت
روح تو پرواز کرد ، لحظه ای از پیکرت
تو پیش چشم تَرت ، خورد زمین مادرت
بدون جُرم و خطا، یا حسن بن علی

«سَیِّدَنَا المجتبی یا حسن بن علی»

ای شده سر تا قدم شمع صفت آبِ آب
ای جگر آب هم بر جگر تو کباب
ریخته بر تربتت دیدۀ زهرا گلاب
عالَم در سایه ات ، قبر تو در آفتاب
غصۀ تو بیشمار ، مِحنت تو بی حساب
کشته شدی بارها ، یا حسن بن علی

«سَیِّدَنَا المجتبی یا حسن بن علی»

ای شده در قلب شب فاطمه زَوارِ تو
دوست تو دشمن و قاتل تو یار تو
لطف و عطا بار تو، جود و کرم کار تو
کاش که یک شب نَهَم، چهره به دیوار تو
میثمم و بودم سائل بازار تو
خواستم از تو، تو را یا حسن بن علی

«سَیِّدَنَا المجتبی یا حسن بن علی»

___________________________________________

متن روضه و توسل به کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع)

نزن که مادرم جوانِ
نزن که بی گناهِ
خالی نکن دقّ و دلیتُ
نزن که غرق اشک و آهِ

رفت آبروم ببین چشای ترمُ
بگو چطور بلند کنم من سرمُ
بسه دیگه کشتی آخه مادرمُ

«وای مادرم .. وای مادرم ..»

به کی بگم که چی کشیدم
از همه ناسزا شنیدم
به کی بگم که توی مسجد
زیر عبا زره پوشیدم

میخوام که جام زهرمُ سر بکشم
از سرزمین مادری پر بکشم
آخه چقدر از داغ مادری بکشم

«ای وایِ من .. ای وایِ من ..»

از من به جز کرم ندیدن
ولی همه ازم بریدن
این نانجیبا جانمازُ
از زیر پایِ من کشیدن

موندم تو این شهر بی کس و بی هم نشین
به کی بگم که کار دنیا رُ ببین
به من میگن سلام مضلَّ المومنین

*نه فقط دشمنا .. دوستان .. حتی حجربن عدی که بعدها در راه امیرالمومنین شهید شد .. حضرت کشیدش کنار تو دیگه چرا این حرفُ میزنی؟! *

یه عمر غریب بودم تو این شهر
خیلی به من سخت گذشته
خونِ دلایی رو که خوردم
حالا دیگه میون طشتِ

رو منبرا سَبّ بابامُ میشنیدم
*یه عمر پای منبرا می نشست ، خطبایِ نانجیب اول منبرشون لعن می کردند مولا امیرالمومنین علیه السلام رو .. میگن یه بار امام حسن نرفت مسجد ابی عبدالله علیه السلام رفت تا این نانجیب شروع کرد سب کردن ، ابی عبدالله خطیب نانجیب رو کشید از منبر پایین .. گفت نانجیب میکشمت! بابای من رو داری سب می کنی؟!
خبر رسید به امام حسن .. گفتن بیا.. نیای ، داداشت جون اینو می گیره… امام حسن داره میاد دوان دوان .. تا اومد میدونست چطور باید ابی عبدالله رو آروم کنه .. تا رسید گفت داداش! تو رو به حق مادرم رهاش کن .. فرمود چشم .. ولی نبودی ببینی که چیگفت .. گفت یه روز آمدی عزیز دلم.. من یه عمر پا منبرا نشستم .. این امام حسن هم فقط یه جا از کوره در رفت.. بلند شد فرمود نانجیب بشین اونم جایی بود که مغیره بالامنبر بود.. تا اومد سب کنه.. فرمود نانجیب بشین من هنوز یادم نرفته تو کوچه چطور با غلاف شمشیر ..*

رو منبرا سَبّ بابامُ میشنیدم
قاتل مادرُ تو کوچه می دیدم
از این کوچه رد میشدم،می لرزیدم
یادم نرفته….

*فرمود عبدالزهرا ! روضۀ منِ حسن اینه .. همۀ اینا که خوندی خدا ازت قبول کنه ، اما روضه منُ این طور بخون :
دستم تو دست مادرم بود داشتیم از مسجد برمیگشتیم خوشحال بودم .. گفتم الان میرم به بابا میگم مادر چه غوغایی کرد تو مسجد.. اما اون نانجیب جلو اومد‌‌ .‌. اجازه نداد حرف مادرم تموم شه .. چنان سیلی تو صورت مادر.. مادر یه طرفِ کوچه افتاد..

اما امام حسن منتظرِ تو روضه ش اینطور اشاره کنند: همه دور بسترش جمعن .. سرش رو پای خواهرش ، عباس یه گوشه از حجره سر رو دیوار گذاشته داره اشک می ریزه .. داداشاش یه جور دارن گریه می کنن .. خواهرا یه طور ..همه رو داره نگاه می کنه امام حسن.. اما تا نگاهش افتاد به ابی عبدالله دید حسین داره گریه میکنه ؛ فرمود داداش تو دیگه گریه نکن.. چرا گریه نکنم؟! اماممُ دارم از دست میدم.. (هیچ کی مثل ابی عبدلله،امام مجتبی رو نشناخت.. فرمود یک بار جلوتر از برادرش حرف نزد.. این ادبُ ابالفضل داره یاد می گیره..) چرا گریه نکنم؟! یه وقت نگاه کرد دید امام مجتبی داره گریه می کنه.. فرمود لایوم کیومک یا اباعبدالله .. هزار تا حرف داره.. هزار تا اشاره داره.. یکیش اینه:
یعنی داداش این لحظۀ آخر سر من رو زانوی زینبِ .. همه دور من جمع شدید گریه می کنید….اما یه لحظه ای برای تو میرسه حسین همه دارن هلهله میکنن .. نه اینکه سرت رو دامن کسی نیست .. یه وقت زینب داره نگاه می کنه… میبینه نانجیب داره وارد گودال میشه .. “والشمر جالس علی صدرک..‌”*
دستِ گداییتُ بیار بالا بلند بگو یا حسین ..

___________________________________________

متن سینه زنی و توسل به کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع)

سلام آقا ، سلام مظهرِ عطا و کرم
سلام آقا ، سلام بابِ رحمتِ محشرم
سلام آقا ، امامزادۀ بدون حرم..

سایۀ تو بالِ کبوترهاست ، آقام.. آقام..
زائرِ تو فقط خودِ زهراست ، آقام.. آقام..
مزارِ خاکیت آخرِ دنیاست ، آقام.. آقام..

ان شالله خیلی زود ، بقیع میشه آباد
می سازیم صحنت رو ، شبیهِ گوهرشاد

«آقام.. آقام.. آقام.. آقام..»

تو خواب دیدم ، نشسته به رویِ دوشم علم
با چشمِ تر ، با پیراهنِ سیاه اومدم
تویِ صحنت ، برات عاشقونه سینه زدم

یه روضه خون با گریه دم می داد ، آقام.. آقام..
فاطمه رو به تو قسم می داد ، آقام.. آقام..
کاشکی خدا به تو حرم می داد ، آقام.. آقام..

ان شالله از قبرت ، غبار روبی میشه
ضریحت تو ایران ، طلاکوبی میشه

«آقام.. آقام.. آقام.. آقام..»

غریب بودُ ، غبارِ غصه به رویِ دلش
غریب بودُ ، یه یارم نداره توی منزلش
غریب بودُ ، همسرش قاتلش

اسیر دست قوم کافر شد، ای وای.. ای وای..
با این یه روضه عمر اون سر شد، ای وای.. ای وای..
تو کوچه ها عصای مادر شد، ای وای.. ای وای..

یه عمری بار غم ، نشسته رو شونه ش
شکسته تو کوچه غرور مردونه ش

«آقام.. آقام.. آقام.. آقام..»

از اون لحظه ، براش دنیا غیر ویرونه نیست
دیگه حرفاش ، به جز نالۀ غریبونه نیست
یادش اومد ، می گفت پاشو راهی تا خونه نیست

یاد یه روضه تنش رو لرزوند ، ای وای.. ای وای..
جای یه پنجه رو صورت موند ، ای وای.. ای وای..
سه ماه روشو از علی پوشوند ، ای وای.. ای وای..

سه ماه از این غصه فقط زاری میکرد
با گریه از مادر پرستاری میکرد

«آقام.. آقام.. آقام.. آقام..»

سلام آقا ، سلام مظهرِ عطا و کرم
سلام آقا ، سلام بابِ رحمتِ محشرم
سلام آقا ، امامزادۀ بدون حرم..

سایۀ تو بالِ کبوترهاست ، آقام.. آقام..
زائرِ تو فقط خودِ زهراست ، آقام.. آقام..
مزارِ خاکیت آخرِ دنیاست ، آقام.. آقام..

ان شالله خیلی زود ، بقیع میشه آباد
می سازیم صحنت رو ، شبیهِ گوهرشاد

«آقام.. آقام.. آقام.. آقام..»

___________________________________________

متن روضه و توسل به کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع)

تاکنون لاجرعه از غم خورده ای
تاکنون سیلی محکم خورده ای
گوشواره دانه دانه برده ای
مادرت را سمت خانه برده ای

درسته که کارم تمومه
یه بغضی میونِ گلومه
یه کوچه هنوز رو به رومه ..

خواهر نبودی ببینی به روزم چی آورد
خواهر نبودی ببینی تو کوچه حسن مرد
خواهر نبودی ببینی که مادر زمین خورد

منُ از همه دنیا سیر کرد
منُ زندگی وقتی پیر کرد
که مادر تویِ کوچه گیر کرد ، وای ..

*یه قدم جلو می اومد .. امام حسن و مادر یه قدم عقب می رفتن .. آخ تا رسیدن به دیوار .. *

به یک ضربت دو سیلی خورد زهرا
یکی را از عدو یک را زِ دیوار

*الهی اَحدی زیرِ این گنبد کبود نبینه یه روز مادرش بیاد تو خونه گوشۀ چادرش خاکی باشه .. الهی هیچ کس نبینه یه روزی یکی به مادرت چپ نگاه کنه ..*

خواهر نبودی ببینی تا از راه اومد زد
خواهر نبودی ببینی که نامرد چه بد زد
خواهر نبودی ببینی چه جور با لگد زد

___________________________________________

متن سینه زنی و روضه کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع)

دست در دست حسن بود که بیرون آمد
مهر با ماه از اشراقِ مدینه سر زد

سویِ مسجد به شکوه و عظمت گشت روان
گوییا حیدر کرار رود در میدان

گام مردانۀ او لرزه به عالم انداخت
گرد و خاک ره او خیبر دیگر می ساخت

کوچه ها گرم تماشای خداوند جلال
عرش در زیر قدمهاش رسیده به کمال

خطبه آغاز شد و با سخنش شد محشر
ذوالفقار اخته انگار علی در خیبر

محضر هیبت او کوه احد زانو زد
آسمان سجده به خاک قدم بانو زد

بانگ زد دست از این خواب گران بردارید
هر چه دارید همه از من و حیدر دارید

سر این سفره اگر روزی خود را بستید
همگی ریزخور حیدر و زهرا هستید

گردش چرخ فلک نیز به دستانِ علی است
در رگُ ریشه زهرا به خدا جانِ علی است

اگر از بند به بند تن من جان برود
نگذارم که علی بی کس تنها بشود

به رخ سرخ و پریشانی این گیسویم
تا زمانی که نفس هست علی میگویم

حرمت نان نمک حق علی بود علی
غرض از باغ فدک حق علی بود علی

آنچنان تیغِ کلامش نفس از دشمن برد
عاقبت پرچم حیدر به سر مسجد خورد

تا شنیدند حقیقت به رهش افتادند
با خجالت فدکِ فاطمه را پس دادند

حسنش بود که تکبیر مکرر می گفت
ون یکاد از نفس حضرت مادر می گفت

آفرین بر تو و بر خطبه تو مادر من
همه دیدند چطور آمده قرآن به سخن

دست در دست حسن بود که بیرون آمد
بعد چندی همه دیدند که لبخندی زد

گرچه زن بود ولی نیست چو او مردِ غیور
کوچه ها از قدمش پر شد از احساس غرور

ناگهان سایۀ یک پست به دیوار افتاد
بند بند فلک از دست ستم شد فریاد

تیره شد کوچه و در شهر سکوتی پیچید
دست شب رنگ سیاهی به رخ دهر کشید

کوچۀ تنگ و دلی سنگ خدا رحم کند
حضرتِ حوریه و جنگ خدا رحم کند

می وزید از دل کوچه خبری سرخ کبود
دیده ای تنگ حرامی به فدک دوخته بود

دورُ بر را نظری کرد نباشد خبری
یا مبادا که از این ره گذرد رهگذری

هرچه مادر به عقب رفت عدو پیش آمد
عاقبت تکیه به ناچار به دیواری زد

ناگهان سایه دستی روی خورشید افتاد
پسرش سینه سپر کرد مقابل استاد

جگر شیر حسن داشت ولیکن افسرد
دستی از رویِ سرش رد شد و بر مادر خورد

*دستا رو رویِ سر بگیرید هر حاجتی که دارید .. اسم رمزِ اسمیِ که اهلبیت با این اسم حاجت میگرفتند ، مریض که می شدند آل الله دستاشون رو مقابل صورتشون می گرفتند و سه بار می گفتند یازهرا .. هرجا صدا منو میشنوی سه مرتبه بلند بگو یا زهرا …..*

___________________________________________

متن روضه و توسل به کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع)

مثل خورشید بود می‌تابید
کرمش می گرفت عالم را
بخشش‌اش بی کران‌تر از دریا
غرق می کرد هرچه حاتم را

*امشب مادرش ایستاده .. امشب هر چی حسن حسن بگیم مادرش میگه جانم حسن ..
حسن جان .. *

سبط اکبر ، امید پیغمبر
نور چشمان حضرت حیدر
تکیه گاه غریبیِ مادر
مجتبی بود نسل آدم را

یاد آن روزها که می‌افتاد
یاد کوچه .. مغیره .. تنهایی
چشم‌هایش به رنگ خون می شد
جوششی می گرفت زمزم را ..

*من با مادرم تنها بودم‌ .. دستِ مادرم رو گرفته بودم ..
غریب اونیِ که همدم اشک و آهِ
دیده که مادرش تو کوچه بی پناهِ ..‌
حسن جان .. حسن جان ..*

بعدِ مادر کنار بابا بود
همه جا غمگسار بابا بود
بارِ دیگر شکست وقتی دید
تیغ مسمومِ إبن ملجم را

*امیرالمومنینُ آوردن صحن مسجد کوفه .. سر رو بر دامن پسر گذاشته ، امیرالمومنین از حال رفته .. قطرات اشک حسن بن علی بر روی صورت بابا نشست یه وقت علی چشما رو باز کرد .. پسرم چرا گریه میکنی؟! عرضه داشت پدر کمرم رو شکستی ..*

بعدِ مادر کنار بابا بود
همه جا غمگسار بابا بود
بارِ دیگر شکست وقتی دید
تیغ مسمومِ إبن ملجم را

بعد بابا غریب شد مولا
دشمنش زخم‌ها به قلبش زد
دوستداران بی بصیرت هم
هی نمک می زدند زخمش را

مرد وقتی دلش پُر از غم شد
می‌رود خانه پیشِ همسر تا
با کمی همدلی و همدردی
ببرد خاطراتِ آن غم را

آه! مظلوم باشد آن مردی
که پس از غصه هایِ پی در پی
می رود خانه تازه می بیند
غصّه های تمام عالم را

کاش زینب بیاوری طشتی
جگرم خون شده است می سوزد
*جناده میگه وارد شدم دیدم طشت مقابلشه .. لخته هایِ خون داخل طشت می ریزه .. رفتم جلو گفتم آقا منو موعظه کن .. فرمود: *یا جُنادَه! اِستَعِدَّ لِسَفَرِک..* ای جناده برا سفر آخرت آماده شو.. *وَ حَصِّل زادکَ قَبلَ حلولِ اَجَلِک.‌.* قبل از اینکه مرگ فرا برسه توشه فراهم کن .. *یا جناده هوَاعلَم اَنَّ تطلُبُ الدُّنیا یَطلُبُک..* تو در پی دنیایی مرگ در قفای توست .. ای جناده ”
*وَاعْلَمْ اَنَّ فی حَلالِها حِسابٌ وَ فی حَرامِها عِقابٌ وَ فیِ الشُّبَهاتِ عِتابٌ..* میگه یه وقت روی مبارکش به کبودی گرایش پیدا کرد .. اینجا برادرش وارد شد ..*

کاش زینب بیاوری طشتی
جگرم خون شده است می سوزد
از نگاهت به طشت می خوانم
روضه های سرِ محرّم را ..

من غریبم ولی برادر جان
هیچ روزی شبیه روز تو نیست
*اومد بین دیدگانِ برادر رو بوسه زد ، شروع کرد های های گریه کردن .. حسینم چرا گریه می کنی؟! عرضه داشت *اَبکی لِما یُصنَعُ بِک..* فرمود از این منظره ای که میبینم گریه می کنم..

فرمود گریه نکن چیزی نشده.. *الذی یؤتی الی سَمٌّ یَدُسُّ الی فَاقتَلُ به..* فقط به من سم دادند چیزی نشده.. *و لکن لا یوم کیومک یا اباعبدالله..* روزی مثل روز تو نیست ..

حسینم گریه نکن .. حسینم! سی هزار نفر دورت رو می گیرن ، همه شون ادعا می کنند ما امت پیغمبریم.. حسینم! حرمتت رو میشکنن .. بار و بُنه ت رو به غارت می برن .. بعد فرمودند همه برات گریه می کنند حتی *وُحوشِ فی الفَلوات… والحیتان فی البحار..* گرگایِ بیابونم برات گریه می کنند.. (من یه دونه شو بگم…) زینب از خیمه ها بیرون آمد دید عمرسعد ایستاده نگاه میکنه.. *والدُّموع یَسیلُ علی خَدّیه..* اشک چشمش روانه شده .. نامرد دارن برادر منو میکشن داری گریه میکنی ..؟! یه عده گرگ هم داشتن قتلگاه قطعه قطعه ش می کردن .. حسین ..*

___________________________________________

متن سینه زنی و توسل به امام حسن مجتبی (ع)

فدای ، جیگر پر خون شُدت
فدای ، کفنِ گلگون شُدت
فدای ، تنِ تیر بارون شدت

خداوند‌ کرم ، امیرِ بی‌حرم
خودم‌قربونی‌تم ، به جونِ مادرم
نگاه کن زیر پات ، به حال نوکرت
به‌جون‌بچه‌هات ، به جونِ مادرت

مولا حسن ، آقا حسن
قدمی از حسین است تا حسن
فَتَصَدَق عَلَینا یاحسن

بمیرم ، برا اشک غربتت
بمیرم ، که‌ شکستِ‌ حرمتت
بمیرم ، برا بویِ تربتت

کریم بن کریم ، صراط المُستقیم
امام بن امام ، عظیم بن عظیم
تو هستی ابد ، کنارِ فاطمه
کنارِ غربتِ مزاره فاطمه

اسرار حسن ، دلدار حسن
به سپاه علی ، سردار حسن
سؤلتِ حیدرِ کرار حسن

مولا حسن ، آقا حسن
فَتَصَدَق عَلَینا یاحسن

تو گفتی ، با نگاه آخرت
به‌زینب ، که‌یه‌روز بال‌و‌پرت
میسوزه ، مثه زهرا مادرت

میاد روزی پر از ، غم و رنج و بلا
بمونِ گریه ها ، برای کربلا
برای روضه ها ی جان سوزه حسین
شده گریون حسن ، برا روزِ حسین

عطشان حسن ، عریان حسین
جان عالم حسن ، جانان حسین
جان عام سن قوربان حسین

مولا حسن ، آقا حسن
فَتَصَدَق عَلَینا یاحسن

____________________________________________

متن سینه زنی و توسل به امام حسن مجتبی (ع) و پیامبر اکرم (ص)

رسیدم به شبهایِ تو
سَرِ من کفِ پایِ تو
رسولِ خدایی
تو بابایِ مایی
از امشب یتیم است،طفلِ اُمتِ تو
می میرم برایِ روزِ غربتِ تو
فاطمه شد زار و حزین
یا رحمةَ لِلعالمین

به اشک دو چشمِ ترش
به خاکستر بر سرش
شد آماجِ غربت
برایِ هدایت
مولا زار و گریان،زهرا پایِ بستر
آغوشِ شریفش،جایِ سبطِ اکبر
به پایِ تو،حسین غمین
یا رحمةَ لِلعالمین
فاطمه شد زار و حزین
یا رحمةَ لِلعالمین

شده سبط اکبر فدا
مدینه شده کربلا
دلم پُر شرر شد
حسن خون جگر شد
غم از سینه ی تو، آمد تا دهانت
خون شد حرفت آخر،راحت گشته جانت
گریه ی بی صدا، حسن
گُشته ی کوچه ها، حسن

 

متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س) – سال ۱۳۹۹

29
متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س) - سال 1399

متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س)

به یادم مونده روزهایی که تو آغوش تو بودم
به رویِ زانویِ عمه یا روی دوش تو بودم

موهامو شونه می کردی بهم میگفتی دردونه
نبینم تو خودت باشی،چراغ کوچیکِ خونه م

همین می آمدی خونه،فقط می گشتی دنبالم
برام یه چادر مشکی خریدی کردی خوشحالم

می گفتی ای گل یاسم منو می بوسیدی آروم
می دیدی تا که خوابیدم عباتو میکشیدی روم

ولی حالا با دلتنگی،نشسته ام زیرِ نور ماه
کجا رفتی بابایی جون؟ ببین قدم شده کوتاه

ببین افتاده دندونم،رو لب هام ردی از خونه
به جای روی زانوهات،نشسته ام کنج ویرونه

نبودی دستامُ بستن، رو گونه م خیلی میسوزه
یه هو سرگیجه می گیرم، چشام تارِ یه چند روزه

دیگه می ترسم از اسبا، نمیخوابم دیگه راحت
یه شب از ناقه افتادم، نه با پاهام که با صورت

*بابا خواب بودم افتادم .. کسی که خواب باشه بیفته ، نمیتونه از خودش دفاع کنه..*

برا تفریح و سرگرمی هُلم می داد با دعوا
منو هی راه به راه میزد بیا زجرُ بزن بابا

کف پام زده تاول، ببین دستام چقدر سرده
ازش بس که لگد خوردم، ببین پهلوم ورم کرده

شدم شرمندۀ عمه، واسم شد بهتر از مادر
بذار واست بگم آروم، که پیشم آمدی با سر

پایِ درد و دل دخترت بشین
با لبای پاره میخونم برات
لکنتم داره اذیّت میکنه
روضه با اشاره می خونم برات

اینطوری دست منو گره زدن
دستای عمه رو بستن اینطوری
سرتُ نمیتونم بغل کنم
مچ دستمُ شکستن اینطوری

وقتی توی تب میسوزم باباجون
لرزه بر تنم می افته اینطوری
با ته نیزه یه جور منو زدن
سر رو گردنم می افته اینطوری

روز و شب یه دست سنگینی بابا
روی گونه هام درازِ اینطوری
نمیشه که خوب ببینمت بابا
با چشمی که نیمه بازه اینطوری

چشای هرزۀ سنان و حرمله
خیره شد به قامتِ من اینطوری
یکی در میون نزد سیلی بهم
ضربه زد به صورتِ من اینطوری

تو کوچه پس کوچه های شهر شام
چکمه رویِ بالم افتاد اینطوری
یکی دید رمق نمونده تو پاهام
بی ادب اومد هُلم داد اینطوری

تا خجالتم بدن زنهای شام
هی به من اشاره کردن اینطوری
جلویِ چشمِ عمو میون راه
پیرهَنم رو پاره کردن اینطوری

کمرم شکسته از غصه بابا
غم شده رو سرم آوار اینطوری
میدونی که بدتر از اینا چی بود؟!

با سر اومدی به دیدنم ولی
هیچ کجا بابا نمیاد اینطوری
گریۀ زیاد اَمونمُ برید
نفسم بالا نمیاد اینطوری

همه سنگ از رویِ پشت بوم زدن
ناز دختر و خریدن اینطوری
موهایی که عمه بافته بود برام
شمر و حرمله کشیدن اینطوری

کمرم شکسته از غصه بابا
غم شده رو سرم آوار اینطوری
می دونی که بدتر از اینا چیه
هُل شدم میون بازار اینطوری

نکنه رو به رومی
خودتی یا عمو می
نشناختمت هنوزم
خودت بگو کدومی؟

صورت نصفه نیمه
حال سرت وخیمه
به همه گفتم این سر
تموم زندگیمه ..

خوش اومدی بابا
خونۀ دخترت امشب
مهمونم شد سرت امشب
کنج خرابه ..

منو ببخش بابا
دخترت دیگه زیبا نیست
وقتی که دیگه بابا نیست
چطور بخوابه ..

منو زدن، منو زدن دشمنت سرم ریخت
منو زدن، منو زدن صورتم به هم ریخت
تو رو زدن، تو رو زدن نیزه ها و خنجر
تو رو زدن، تو رو زدن پیشِ چشم مادر

خبر داری به کی پناه بردم؟
خبر داری که من کتک خوردم؟
بالای نی سرت رو که دیدم
این جور برات بگم بابا ، مُردَم

شنیدی بهم چیا گفتن
باور نمیکنی کیا گفتن
تو مسجد کوفه مسلمونا
تو بازارم یهودیا گفتن ..

بابا کجا بودی می ترسیدم
میدونی چند شبه نخوابیدم
باباجونم میدونی چند روزه
اون روی ماهتُ نبوسیدم

معلوم نبود به عمه هام میخورد
یا نه! به اون تشت طلا میخورد
چوبی رو که بالا می رفت دیدم
اما نمی دیدم کجا میخورد

اون ماجرا رو تازه فهمیدم
تا این لبایِ زخمی رو دیدم
حالا لب خشکِ منم سرخه
از بس لب خونیتو بوسیدم

*قربونت برم بابا .. میدیدم چوبش بالا میرفت، اما عمه جلو چشمامو گرفته بود نمی دیدم به کجا می خوره .. اما حالا که سرتو برام آوردن فهمیدم .. اجازه بدیدروضه م رو اینطور بگم ..تو این ایامی که عده ای این ویروس رو میگرفتن و از دنیا میرفتن کسی نبود بره اینا رو غسل بده ، کفن کنه .. میگفتن اینا مریضی دارن .. (فهمیدی چی میخوام بگم..؟)

قربون اون سه ساله ای برم که زن غساله اومد غسلش بده اما یه مرتبه دیدن داره عقب عقب میره .. من این بدنُ غسل نمیدم .. آخه این بدن همه جاش سیاه و کبوده .. نکنه مریضی داره .. اما خودِ این خانوم اومد شبانه از زیر پیراهن این بدنُ غسل داد .. (دلت کجا رفت ؟)
یاد اون شب افتاد که باباش تو مدینه داشت بدن مادرشُ غسل میداد*
ای حسین

_______________________________________

متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س)

بابایی ..
به هم خورده وضعم پریشونمُ سوخته موهام
منو مسخره کردنم از بس که کهنه ست لباسام
واویلا …

منو میزدن بی بهونه بابایی ..
روی صورتم رد خونِ بابایی ..
تو این مدتی که نبودی می خوردم
به جایِ غذا تازیونه بابایی ..

بابایی ..
فضایِ خرابه برایِ رقیه ت عذابه
یه گوشه زمین گیرم و گریه هام بی جوابه
واویلا …

بابایی ..
تموم تنم زخمیِ زیر چشمام کبوده
اینا یادگاری از اون کوچه هایِ یهوده
واویلا …

شکستن تو بازار سرم رو بابایی
لگد می زدن پیکرم رو بابایی
همونی که گوشواره مو کندُ با خنده می گفت
کشید از سرم معجرم رو بابایی

ز خانه ها همه بوی طعام می آید
ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم ..

حسین ….

_______________________________________

متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س)

سلام بابا
تو آسموونا دنبالت بودم اما
تووي خرابه اومدي كنار ما
صفا آوردی قدمت رو چشم بابا
باباجونم
يه دنيا حرف دارم باهات اما
مي خوام فقط بگم دوست دارم حالا
بگم بابا حسين بگي جونم بابا
بازم بهم بگو دوسم داری
خيلی وقته كه نگفتی
بهم بگو تنهام نمي ذاری
خيلی وقته كه نگفتی

*دلم برات تنگ شده بود بابا….کجا بودی؟!

آن دم که مرا ظالم اظهار کنیزی کرد
بابا تو کجا بودی؟ از ما تو جدا بودی ..‌

آن دم که تو را ظالم اظهار کنیزی کرد
در تشت طلا بودم .. کی از تو جدا بودم..؟

آن دم که من از ناقه افتادم و غش کردم
بابا تو کجا بودی ..؟ از ما تو جدا بودی ..

آن دم که تو از ناقه اُفتادی و غش کردی
بر رأس سنان بودم کی از تو جدا بودم..؟

چشات بسته اس
خوبه نمي بيني بال و پرم سوخته
خوبه نمي بيني كه معجرم سوخته
خوبه نمي بيني موي سرم سوخته
چشات بسته اس
نمي بيني نگاهشون چه سنگينه
هر چشم ناپاكي ماها رو مي بينه
سيلي و تازيونه بهتر از اينه

بابا ازت من يه سوال دارم
ميدوني كنيزي يعني چي…؟
كسي بهم نميگه معنيشو
ميدوني كنيزي يعني چي…‌؟

*ما را به سخت جانی خود این گمان نبود‌
ما روضه ی حسین شنیدیم و زنده ایم
چه بلایی سر بچه هات آوردن .. شاید سال بعد محرم ما دیگه نباشیم….*

_______________________________________

متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س)

بچه از خواب بلند شد بهانه گرفت .. شروع کرد ناله کردن .. دونه دونه دخترا بلند شدن صداهای ناله بلند شد .. خدایا زینب دوباره چه کنه .. داره دختر حرف می زنه: ..
بابا نبودی موهامو کشیدن … بابا نبودی به ما صدقه می دادن…

زِ خانه ها همه بویِ طعام می آمد
ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم…

صدا به گوشِ اون ملعون رسید .. چی شده؟! چه خبره؟! دختر سه ساله ای از خواب بلند شده بهانۀ پدرُ گرفته .. خب این که کاری نداره سر باباش رو براش ببرید .. سر رو آوردن جلوش گذاشتن‌ .. همه دخترا دارن نگاه می کنند یه وقت صدا زد:”هذا رأسُ مَن… ؟!
این سرِ کیه؟! ” رَأسُ ابیکَ الحُسَین..
سرِ بابات حسینِ..

پارچه رو کنار زد …‌ دستاش کوچیکه …”فَرَفَعَتْهُ مِنَ الطَّشت حاضَنَة له…” با این دستای کوچیک سر رو بلند کرد .. مراقب بود سر از رو دستاش نیفته .. سر رو به سینه چسبانید .. شروع کرد به حرف زدن ..”یا اَبَتاه ! مَن ذَالّذی خَضَّبَکَ بِدِمائِک …”قربونت سر و صورتت برم .. کی موهاتو خونی کرده ..؟

_______________________________________

متن زمزمه و توسل به حضرت رقیه (س)

سرم رفته از بس توی سر- صدا
سرم رفته از بس سرم داد زدن
نگو که چرا موم سفیده آخه
خودت رو یه لحظه بذار جای من
خواب دیدم که، تنت رو زمین
نفس میزدی، گلوتو برید
گریه کردم، همون که زدت
اومد منو زد، موهامو کشید
او می کشید و من می کشیدم
او می دوید و من می دویدم

خدا خواسته من مثل زهرا بشم
زیر کوله بار غمت تا بشم
رمق تو تنم نیست عزیز دلم
ببخشم نمیشه به پات پا بشم
چند روزی هست، میلرزه پاهام
دیگه نمازام، نشسته شده
افتادم من، گمون بکنم
که هردوتا پام، شکسته شده
من، روی ناقه، از جا پریدم
او می دوید و من می دویدم

کجا بودم حالا کجا اومدم
تا رفتی دیگه دل به دریا زدم
تو اون قصه ی غارت خیمه ها
سرم رو شکستم که معجر ندم
بعد غارت، ندیدی ما رو
چجور می‌برن، به زورِ طناب
بعد غارت، ندیدی ما رو
نگم که چی شد، تو بزم شراب

*چوب خیزرانُ بلند کرد ..
با دست بسته، هرجا رسیدم
هرچی بگی از، مَردم شنیدم

_______________________________________

متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س)

گوشۀ خرابه ها نشسته بود
هی میگفت بابایی امشب میرسه
واسه خاطرِ منم اگه نیاد
با دعایِ عمه زینب میرسه

یه نگاهش به درِ خرابه سُ
یه نگاه به همه زینب میکنه
به همون دستایِ زخمی و کوچیک
هی لباساشُ مرتب میکنه

آخه باباش داره از سفر میاد
نباید سوختگیاشو ببینه
دوست نداره وقتی باباش میرسه
کبودی دست و پاش و ببینه

اومدن تویِ خرابه با طبق
به کویرِ خشک بارون اومده
عمه‌ش اومد کنارش نشست و گفت
دخترم بیا که مهمون اومده

وقتی روپوشُ کنار زد چی میدید
که همش با دست میزد تو دهنش
به لب باباش نگاه کرد و میگفت
این لب و دندون و با چی زدنش

روی موهات پُرِ خاکستره و
روی اَبروی تو داره شکافی
بابایی غصۀ موهامو نخور
موی سوخته رو نمیشه ببافی

*بابا طاقت داری برات بگم؟*

همه جایِ بدنم کبود شده
هرجارو دست میزنم درد میکنه
از شبی از که از رو ناقه افتادم
بابایی همه تنم درد میکنه

نه میتونم بخوابم نه بشینم
نه که راه برم بابایی چند قدم
واسه دلخوشی عمه این شبا
الکی هی خودمُ به خواب زدم

وقتی که تاولا سر وا میکنن
دیگه آبِ وضومم آتیش میشه
خشتی که یه ماهه بالشم شده
آخرش سنگ لحد میشه برام

حرفای رقیه نصفه کاره موند
مثل زخماش درد دل هاش زیاد
تو خرابه یه دفعه همه دیدن
صدایِ رقیه دیگه نمیاد ..

تا حالا دختر بچه دیدی هی بی جون باشه ؟..

عمه ش اومد سرشُ بغل گرفت
فکر میکرد رقیه بیهوش شده بود
ولی فهمید که برایُ همیشه
بلبل خرابه خاموش شده بود

متحیر شده بود چیکار کنه
چجوری بشوره برگ لاله رو
باید امشب مثل غسل مادرش
ببینه غسل تن سه ساله رو

_______________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت رقیه (س)

با اینکه سنگ خوردم
سنگ تو رو به سینه زدم
با سرِ پر خون آمدی
با دلِ پرخون آمدم استقبالت

بابایی بگو خوبه حالت؟
چقده من این چند روزه میگشتم دنبالت..

نصف جون شدم آخه این رسمشه؟..
بعدِ رفتنت سرم تیر میکشه..
میزنن منو میگن این حقشه

دیگه بی من نرو ، باشه
دیگه تنهام نذار ، باشه
بغلم کن بازم بابا ، حتی واسه یه بار ، باشه

خوب شد که برگشتی
دوباره روی پات میشینم
دوباره منو ناز میکنی
نکنه دارم خواب میبینم ، نه بیدارم

اومده کنار من یارم
دخترای شامی دیدین بابا دارم

با سر اومدی ، سر و سامونِ من
پا گذاشتی رو ، چشمِ پرخونِ من
رویِ خاک نشین ، پاشو مهمونِ من ..

بابا دستای من حتی اگه زخم از طناب باشه
روی نیزه نخوابیدی رویِ دستم بخواب .. باشه؟

دیگه بی من نرو ، باشه
دیگه تنهام نذار ، باشه
بغلم کن بازم بابا ، حتی واسه یه بار ، باشه

_______________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت رقیه (س)

دنبال بهونه بود از اول این سفر
شب بود رسید به من ، میزد تا دم سحر

هی میگم نزن تو گوشم اما،
کو گوش شنوا ..
هی میگم نکش منو رو خاکا،
کو گوش شنوا ..
هی میگه منو معطل کردی
بعد بدتر میزنه ..
هی میگم خواب بودم من به خدا
کو گوش شنوا ..

درد و دلامو من همون شب گفتم ، برا مادرت
نفس که می کشم تنم می لرزه ، فدایِ سرت

شاید همین الان ، بابا نفسم بره
پاهام پُرِ از ورم ، موهام پُرِ از گره

هی می خواستم که بلند شم از جا
آه ، بابا مگه شد ..
هی می خواستم که نلرزه دستام
آه ، بابا مگه شد ..
تو که خون گرفته روی چشمتُ
ولی چشماتو ببند ..
میخواستم که نسوزه موهام
آه ، بابا مگه شد ..

کجا میری از بغل من امشب ، از اینجا بهتر..؟
حالا چی کار کنم با این موهایِ پر از خاکستر..؟

یر اومدی پیش من ، بی حوصله ام زیاد
راستی موهایِ سفید ، بابایی بهت میاد

بوی نون میده موهایِ سر تو
آه! چشمت روشن ..
جلوی تو میزدن خواهر تو
آه! چشمت روشن ..
تو نبودی که چه حرفایی زدن
آه! چشمت روشن ..
به کنیزی ببرند دخترتو..
آه! چشمت روشن ..

_______________________________________

متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س)

خودم را از اوّل دوباره کشیدم
نشستم برایت ستاره کشیدم

کمی گریه کردم و پایین چشمت
نشستم دوتا راه چاره کشیدم

نشستم در این روضه های پر از نور
بهشتی پر از استعاره کشیدم

و آن دست هایی که سینه زنت بود
شبیه هزاران مناره کشیدم

به دنبالِ تو انبیا را پیاده
تو را رویِ نیزه سواره کشیدم

وَ چندین شب بعد در یک خرابه
تو را رویِ دست ستاره کش

نمیشد بخوانی ولی روضه اش را
فقط یک کمی با اشاره کشیدم

قد کوچکش خم شده بود و او را
در آغوشِ یاسِ بهاره کشیدم

دلِ علقمه خون شد آن لحظه ای که
سرش معجری پاره پاره کشیدم

سر آمد شام غم هایم مه عیدم کجا بودی
شبِ آرامشِ من صبحِ امیدم کجا بودی

سفر انقدر طولانی ، نگفتی دختری داری
نمیدانی چقدر از عمع پرسیدم کجا بودی

مغیلان چیست میدانی فقط این را بگو بابا
زِ پایم دانه دانه خار می چیدم کجا بودی؟!

نه! لالایی نمیخواهم دگر اما در این مدت
که من از درد یک شب هم نخوابیدم کجا بودی؟!

نمیخواهم بگویم که کجا رفتم..
نمیخواهم بپرسم از تو در بازار چرخیدم کجا بودی؟!

*نصف جون شدم ..
تو مسیر شام تو رو گم کردم
تویِ ازدحام تو رو گم کردم*

نمیخواهد بگویی که کجا رفتی
نمیخواهد که از خاکستر گیسوت فهمیدم کجا بودی

به زحمت رویِ پنجه ایستادم در میانِ بزم
خودم با چشم خود دیدم ، خودم دیدم کجا بودی

*بابا ..
می دونستم آخر میای پیشم.. انقدر صدا زد نازدانه بابا رو نصف شب آوردن خرابه.. نانجیب فردای عاشورا همه شون رو جمع کرد صدا زد شما فکر می کنید ما نمیتونستیم این چندتا زن و بچه رو هم بکشیم و همین جا دفنشون بکنیم؟!

_گفت به من دستور رسیده اینقدر باید بچه ها رو کرامتشون رو بشکونیم ما نمیخوایم دیگه اسمی از علی تو این دنیا بمونه .. اینقدر این بچه ها رو گشنگی بدیم التماس کنند بهشون غذا بدیم ..

_وقتی اومد کنار یزید ملعون گفت چی شد دستورم رو انجام دادی؟
گفت امیر! هر چی گشنگی دادیم یک کلمه این بچه ها از ما چیزی نخواستن گفت امیر دستور دادم اینقدر بزننشون .. اونقدر تازیانه می زدن یه دفعه آخ نگفتن این بچه ها .. فقط بعضی موقع ها تازیانه به سر و صورتشون میخورد .. دستاشونو می آوردن جلو چشاشون .. ای جانم به این عزت .. ای جانم به این شوکت ..

تا نالۀ بچه بلند شد.. یه مرتبه زینب (س) دید در خرابه باز شد .. بی بی بدو آمد جلو گفت به خدا خودم آرومش می کنم..برید بیرون خودم آرومش میکنم..

نانجیب تشت رو کوبید زمین ..خانوم یه نگاهی کرد صدا زد امام زین العابدین عمه.. بگو همه جمع شن‌ .. چی شده؟! عمه بابا اومده خرابه .. وای دخترا جمع شدن .. سه ساله آمد.. تا بابا رو دادن بغلش دیگه جون نداشت بلند حرف بزنه دیدن لبا داره به هم میخوره..*

بابا..
میدونستم آخر میای پیشم
بابا..
میدونستم که همدمت میشم

میای که برا تو ابر بهاری شم
میای بابا

چقدر شکسته شدی
شکسته شدم
شکسته شده عمه

*محاسنت سفید شده قربونت برم..
راستی بابا.. بعد علی اکبر دیگه محاسنت همه سفید شدن..*

چقدر شکسته شدی شکسته شدم شکسته شده عمه
بهت نگفته که از فراق و غم تو خسته شه عمه
چقدر شکسته شده عمه

بابا
با اشک من برا تو گریه می کنه
تا میشنوه صداتو گریه می کنه

چقدر گرفته صداش گرفته صدام گرفته صدات بابا
خدا نبخشه اونو که پیش چشام میزد به لبات بابا
چقدر گرفته صدات بابا

ما که جبریل به خلوتگه مان راه نداشت
بعد تو راهی هر کوچه و بازار شدیم

دمِ در دروازه تبِ عمۀ ما بالا رفت
وقتی انگشت نمای همه انظار شدیم

*خدا رحمت کنه آیت الله خوشوقت رو ، می فرمودن روضه هایِ سنگین نتیجۀ سنگین میده .. امام زمان من معذرت میخوام .. بچه هایی که یه شب بیرون نخوابیده بودن ،بچه ای که یه بار باهاش بلند حرف زده نشده حالا ببین گیر چه آدمایی افتاده*

ما که شب با تشر زجر و سنان خوابیدیم
صبح ها با لگد حرمله بیدار شدیم

اومد محضر امام صادق میگه دیدم تو دست آقا یه مقدار تارِ مو هست گفتم آقا اینا چیه؟.. آقا فرمودن اینا پر فرشته هست. عرض کرد آقا یعنی چی؟ آقا فرمود موی دختر رو که شونه میزنی تار مویی که میاد روی شونه اینا پر فرشته هست..

گفت بابا یادت میاد چقدر آروم و با احتیاط موهامو شونه میزدی؟
میگفتی اینا پر فرشته هست کنده نشه.. گفت بابا ببین..

ای حسین..*

_______________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت رقیه (س)

ازم نپرسید چه حالی دارم
تو این دل شب ، چرا بیدارم

ازم نپرسید از اشک چشمام
دلم گرفته بابامو میخوام

ازم نپرسید .. ازم نپرسید ..

وقت قراره ، رنگم پریده
تو این شبِ تار سر زد سپیده
عمه نگاه کن بابام رسیده ..

آه .. حالا به آرزوم رسیدم
آه .. خدا می دونه چی کشیدم
آه .. بالاخره بابامو دیدم ..

«آه .. باباجونم خوش اومدی ..»

برات بمیرم میون گودال
به زیر مرکب ، شدی لگدمال

برات بمیرم سرت جدا شد
تن شریفت ، رو خاک رها شد

برات بمیرم .. برات بمیرم ..

یادم نمیره ، حتی یه لحظه
از وقتی رفتی تو روی نیزه
دیدم که عمه داره می لرزه

آه .. وبال خواهرت شدم
آه .. شبیه مادرت شدم
آه .. شهیدۀ سرت شدم

«آه .. باباجونم منو ببر..»

ازت میپرسم کجاست عموجون؟!
چرا نیومد ، توی بیابون؟!

ازت میپرسم با حال خسته
کجا بودی که سرت شکسته

ازت می پرسم .. ازت می پرسم ..

بابا نبودی حالم خرابه
چیزی که واست ، بدجور عذابه
حرف کنیزی ، بزم شرابه ..

آه .. گلایه دارم از زمونه
آه .. منو زدن با تازیونه
آه .. جوری زدن که جاش بمونه

«آه .. باباجونم چه دیر اومدی»

برات بمیرم میون گودال
به زیر مرکب،شدی لگدمال

برات بمیرم سرت جدا شد
تن شریفت رو خاک رها شد

برات بمیرم .. برات بمیرم ..

یادم نمیره ، حتی یه لحظه
از وقتی رفتی تو روی نیزه
دیدم که عمه ، داره می لرزه ..

آه .. وبال خواهرت شدم
آه .. شبیه مادرت شدم
آه .. شهیدۀ سرت شدم

«آه .. باباجونم منو ببر..»

_______________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت رقیه (س)

قرارمون بود بیای ، سر قرارم پدر
حالا که تو اومدی ، آروم ندارم پدر

قرار بود بیای پیش رقیّه تو خرابه
کو آغوشت تو آغوشت بخوابه
چشاتو وا کن این آفتاب بتابه

سرت رو میبوسم به روی زانوهام
نیفتی از دستم امون از بازوهام
نه تو دستی داری نه من مویی دارم
که دستاتو بابا بذاری تو موهام

دست حرامی شده ، حوالۀ صورتم
این جای انگشتره نه چالۀ صورتم

تو گوشم صدایِ مادرت میپیچه بابا
که افتاده کنارِ کوچه بابا
فدک، کوچه، کتک، یعنی چه بابا؟

یه بی رحم ظالم منو زجر آور زد
که انگاری قنفذ لگد به مادر زد
بهش گفتم آقا این انگشتر مالِ
بابامه اون هم با همون انگشتر زد

دلم گرفته چقدر، دلخورم از آدما
به گریه افتادم از، خنده ی نا محرما

نگاه کن منو عمه الآن هم سنیم انگار
نگاه کن پیر شدیم تو کوچه بازار
ما بودیمو یه عده مردم آزار

اگه جا میموندم کتک میخورد عمه
به سختی تا اینجا منو آورد عمه
حالا قبل از اینکه بمیرم آهسته
میدونم قبل از من واسه تو مُرد عمه

_______________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت رقیه (س)

چقدر سرده بابا ، هوای خرابه
دیگه خسته م از این شبایِ خرابه

دیگه هیچ کسی نیست بفهمه چی میگم
دیگه لکنتم خسته کرده لبم رو ..

*دیگه باز نکنم بعضی حرفا رو .. از اون شبی که تو بیابون گم شد دیگه لکنت گرفت .. به جای اینکه بگه اَبَتا .. میگفت اَبَ .. حرفاشو دیگه کسی نمیفهمید..*

دیگه هیچ کسی نیست بفهمه چی میگم
دیگه لکنتم خسته کرده لبم رو ..
دیگه وا نمیشه چشایِ کبودم
تا که گریه پایین بیاره تبم رو

دیگه دخترت موندنی نیست
دیگه بغضم آروم نمیشه
میخوام در بیام از خرابه روم نمیشه

نبودی ببینی ، تو بازارایِ شام
به جای النگو طناب بود رو دستام

چه زجری کشیدم تا زجرُ میدیدم
فقط این طرف اون طرف میدویدم
یه جوری منو زد که دادم در اومد
دیگه بعد از اون هیچ کجا رو ندیدم

دیگه دخترت بی قراره دیگه تو تنم نا ندارم
میخوام پیشِ پای تو وایسم ، پا ندارم

من الذی ایتمنی ..
تو هستی و عشق منی ..

_______________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت رقیه (س)

خدا ببین کی برگشته
همون که گریونش بودم
خدا ببین کی برگشته
همون که دنبالش بودم
همون که خیلی گریونِ
روضۀ گودالش بودم

بابا ..
سلام عشق من ای همه زندگیم
شکسته شدم اولِ بچگیم
یه دختر به بابا فقط دلخوشه
رگایِ بریدت منو میکشه

برا لب خونی تو ، الهی من بمیرم
دیدی که تو بزم شراب بین طناب اسیرم
نشد که خیررون رو از دستِ یزید بگیرم

کشتۀ کربلا ، سن یارالی من یارالی
بو نه عالمدی بابا ، سن یارالی من یارالی

رفتی رقیه ت تنها شد
اسیر نامحرم ها شد
روی کبود من مثلِ
مادر بزرگم زهرا شد

بابا ..
بیا و بکش دستی رویِ سرم
مثِ موی تو سوخته مویِ سرم
خودم رو زدم وقتی که دیدمت
لبم خونی شد وقتی بوسیدمت

تو کجا اینجا کجا ، سن یارالی من یارالی
بو نه عالمدی بابا ، سن یارالی من یارالی

میون راه حس میکردم
میباره بارون هر لحظه
دیدم که خونِ بابامه
میریزه از رویِ نیزه ..

بابا ..
دیدم تا که رفتیم تو بزم شراب
جلویِ چشامو گرفته رباب
نمیخواستم اما شنیدم دیگه
یکی داره حرف از کنیزی میگه

اینه ختم روضه ها ، سن یارالی من یارالی
بو نه عالمدی بابا ، سن یارالی من یارالی

میسوزه هر نفس وجودم
مثل پرستویِ کبودم
طبق برایِ چی عمه
من که غذا نخواسته بودم

رقیه جان ..
پرده رو از طبق کشید نترسیا
اگر سر بریده دیدی نترسیا
اگر دیدی خاکی موهاش نترسیا
اگر دیدی خونی لب هاش نترسیا

چاره ای تو چاره ساز کن
یتیمتُ بیا و ناز کن
تنگه دلم برای نگاهت
یه بار دیگه چشاتو باز کن

بابا حسین ..
اگر دیدی قدم خمیده نترسیا
اگر دیدی مو هام سفیده نترسیا
اگر دیدی زخمی بازوم نترسیا
اگر دیدی شکسته پهلوم نترسیا

ببین که گوشۀ خرابم
خسته از این همه عذابم
یادم نمیره گفتی بابا
یه شب که اومدی بخوابم

رقیه جان ..
نیمۀ شب تو دل صحرا نترسیا
پشتِ سر قافله تنها نترسیا
وقتی که زجر اومد سراغت نترسیا ..

کشتۀ کربلا ، سن یارالی من یارالی
بو نه عالمدی بابا ، سن یارالی من یارالی

_______________________________________

متن زمزمه و توسل به حضرت رقیه (س)

دلت اومد منو تنها بذاری؟
اسیرِ دستِ دشمن‌ها بذاری
سرم رُو پای تو آروم می‌شد
دلت اومد پاهاتو جا بذاری؟

اجازه بده تا نگم که رقیه‌ت چیارو دید
نگم که سکینه چرا تویِ بازار به خود لرزید

بابای غریبم .. الهی بمیرم برای تو ..

چه سخته ناسزاها رو شنیدن
بهت گفتن که موهامو کشیدن؟
به روی عمه‌ام زینب نیاری
که مردای غریبه اونو دیدن

بزرگ که بشم من، اجازه نمیدم، به هیچ مردی
موهامو ببینه‌، آخه تو سفارش، بهم کردی

بابای غریبم .. الهی بمیرم برای تو ..

دلم تنگه برا روزای خونه
دلم خونه از این دور و زمونه
منو می‌زد همین دیشب یه شامی
بعیده که عمو عباس بدونه

که غیرت عباس اجازه نمیده جسارت رو
زن بنی‌هاشم چجوری ببینه اسارت رو؟

بابای غریبم .. الهی بمیرم برای تو ..