آهنگهای ویژه

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1403

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1403

  • حاج عبدالرضا هلالی

    حاج عبدالرضا هلالی

    آلبوم مراسم عزاداری شب پنجم محرم 1403/04/20 هیئت الرضا (ع)

  • کربلایی جواد مقدم

    کربلایی جواد مقدم

    نماهنگ رفیق

  • حاج محمد طاهری

    حاج محمد طاهری

    نماهنگ ساعتی بندگی - رمضان 1402

سبک نوحه و شور

شعر و سبک زمینه شب نهم محرم ۱۴۰۰

1
شعر و سبک زمینه شب نهم محرم 1400

زمینه قمربنی هاشم (ع)

ای سقای آب آور من، یل لشگر من
به تو گرمه عباس، دل خواهر من

پاشو دخترم بیقراره،حرم آب نداره
پیچیده تو خیمه، عمو آب میاره

ببین طفلان بی تاب ِ پریشون و..
ببین آب آورم چشمای گریون و..
صدای العطش پُر کرده صحرا رو
توی خیمه ببین طفلان بی جون و..

راهی میشی_تنها با مَشک
خیسه چشما_از سیل اشک

اینا رحمی اصلا ندارن،فقط کینه دارن
میخان داغتو رووو، دل من بزارن

دخترهام بهونه میگیرن، به غصه اسیرن
اگه میشه برگرد، وگرنه میمیرن

شده تو خیمه زینب زار و سردرگم
برا چشمات کشیدن نقشه این مردم
میترسم چشم اینا شوره عباسم
توی بارون تیر و نیزه میشی گُم

تا افتادی_قلبم ایستاد
بین خیمه_زینب افتاد

پاشیده شده پیکر تو، چی اومد سرتو
شده مادر من، حالا مادر تو

با یک ضربه فرقت دوتا شد، عزا باز بپا شد
دیگه پای دشمن ، توی خیمه وا شد

چی میشه پا بشی از جات علمدارم
میون دشمنا بی تو گرفتارم
بِنفسی انتَ چشماتو کمی واکن
گره بعد از تو میفته توی کارم

بی تو میشه_زینب اذیت
دیگه خیمه _میشه غارت

_____________________________________________________________

زمینه حضرت عباس (ع) شب نهم محرم ۱۴۰۰

بند اول:

ای ساقی لشکر، ای میر و علمدار
باز از سینه ی من، درد و غم رو بردار
از داغ تو دنیا، رو سرم شد آوار

آه، قلبم مثل چشمات غرق خونه
آه، حسین بی تو زنده نمیمونه
آه، ببین بزم شادی تو میدونه

دشمن شده خندون با اشک چشام، پاشو عباس
الان فقط از تو، خودت رو میخوام، پاشو عباس
دیگه نمونده هیچکی جز تو برام، پاشو عباس

آه و واویلا، آه و واویلا ابوفاضل

بند دوم:

ای سقای خیمه، شد مشک تو پاره
هر طفلی برای تو چشم انتظاره
میگن که عموجون رفته آب بیاره

آه، رباب چشم به راهِ مشکِ آبه
آه، از تشنگی اصغر نمی خوابه
آه، رقیه واسه ی تو بی تابه

بشنو ببین تو گوشمه یه صدای محزونی
پاشو ببین زهرا رسید با چشای بارونی
میگه فداتشم که چشای ماهت شده خونی

آه و واویلا، آه و واویلا ابوفاضل

بند سوم:

ای غلطیده در خون، ای صد پاره پیکر
وای پشتم شکسته، از داغت برادر
صحرا پیش چشمام، شد غوغای محشر

آه، چاره ای نیست واسه بردنِ تو
آه، چه قده کم شده از تنِ تو
آه، میکُشه زینبو دیدنه تو

میذارمت اینجا با چشم ترم، علمدارم
تو نیستی که میره رو نیزه سرم، علمدارم
میرن حرومی ها به سمت حرم، علمدارم

آه و واویلا، آه و واویلا ابوفاضل

شعر و سبک زمینه شب هفتم محرم ۱۴۰۰

2
شعر و سبک زمینه شب هفتم محرم 1400

زمینه حضرت علی اصغر (ع)

لالایی بخواب ای عزیزم،دارم اشک میریزم
تو از تب میسوزی ،منم پات میسوزم

دستات خشک و بی جون وسرده،لبات زرد زرده بمیرم براتو، عطش با(ها)ت چه کرده

میبینی لشگر و تو فکر آزاره
چرا آروم نداری توی گهواره
صدا هل مِن مُعین و تا شنیدی تو…
شدی آماده ی میدان به یکباره

بودی بی تاب_واسه رفتن
گریون تو_حتی دشمن

احساس میکنم دیگه دیره، رو دستم بمیره
چی میشد خدایا،که بارون بگیره

نه یک قطره شیرمونده واسم،اصن نیست حواسم
تو لب تشنه ای من،پُر از التماسم

شدم از گریه ی تو زار و بیچاره
خدا هم‌ پا به پای من عزاداره
بالام لای لای چرا آروم نمیگیری
میترسم حرمله تیر سپر داره

ای شیرخواره _پیرم کردی
من میمیرم_تا برگردی

با تیر سه شعبه بریدن،گلوتو دریدن
تو رو بی هوا از، روی شاخه چیدن

میخندن به اشک تَر من،گل پرپر من
سفر به سلامت،علی اصغر من

بمیری حرمله خون کردی چشمامو
گرفتی از منه بیچاره دنیامو
چی فک میکردم و چی شد دم آخر
به باد دادی تموم آرزو هامو

تو آغوشم _خالیه جات
کاشکی بودم_رو نی همرات

________________________________________________________________

زمینه حضرت علی اصغر (ع) شب هفتم محرم ۱۴۰۰

بند اول:

ای طفل بی گناهم
از نگاهت
آیه های غریبی می باره

روضه ی بی صدا و
این تلظی
هر نفس اشکمو در میاره

شرمندم ای عزیزم
واسه ی تو
مادرت دیگه شیری نداره

الهی، بمیرم، برای خشکیِ لبهات
الهی، بمیرم، برای چشمای دریات
الهی، بمیرم، نداره نایی دست و پات

تشنه ی یه قطره آبی
التماس بی جوابی
کاش یکم دیگه بخوابی، عزیزم عزیزم

بند دوم:

دائم تر میکنم با
اشک چشمام
کام خشک و کویرِ لباتو

گریه نکن علی جان
که نبینم
اشکِ شرمندگیِ باباتو

یکّم طاقت بیار تا
از شریعه
آب بیاره عموجون برا تو

رو قولش، حساب کن، آخه این قول یک مرده
میدونم، عمو باز، با دست پُر بر میگرده
وفا کرده عباس، به هرچی که وعده کرده

یوسفم، عزیز ترینم
ماه گهواره نشینم
داغتو علی نبینم، عزیزم عزیزم

بند سوم:

امّیدم نا امید شد
تا شنیدم
برنمیگرده هیچ وقت عموجون

جز رو زدن به دشمن
واسه ی آب
دیگه راهی نمونده برامون

میمونم چشم به راهت
توی خیمه
تا که سیراب بیای از تو میدون

تحمل ندارم، تمومِ دلشورم اینه
که یک وقت، سه شعبه، گل نازم رو نچینه
گلوتو بپوشون، داره حرمله می بینه

کاش نگا کنن به حالت
کاش بدن یِکم مَجالت
رحم کنن به سن و سالت، عزیزم عزیزم

________________________________________________________________

زمینه حضرت علی اصغر (ع)

لالا لالا ، بخواب همون بالا
لالا لالا ، راحت شدی حالا

میبینی با دستای بسته
مادرتو روضه گرفته
جای تو رو دستای من بود
جای منو نیزه گرفته

بالا بلنده رباب ، برگرد بخنده رباب
افتاد سرت چشماشو ، باید ببنده رباب

لالا لالا ، بیا تو آغوشم
لالا لالا ، نکن فراموشم

از این به بعد تو آسمونا
بده ادامه زندگیتو
مطمئنم زهرا میگیره
تولد یه سالگیتو

باید دعا از روی ، نیزه به حالم کنی
محشر جلو فاطمه ، میشه حلالم کنی

بالا بلنده رباب…

لالا لالا ، میگم و میبارم
لالا لالا ، میون بازارم

حرمله و زخم زبوناش
داغ روی دل ربابه
قاتل تو چهل تا منزل
کنار محمله ربابه

خیلی من از نیزه دار ، منت کشیدم علی
کشتن ، نگفتن برات ، زحمت کشیدم علی

بالا بلنده رباب…

 

شعر و سبک زمینه شب هشتم محرم ۱۴۰۰

1
شعر و سبک زمینه شب هشتم محرم 1400

زمینه حضرت علی اکبر (ع)

آهسته برو سمت میدون،شدم دیده گریون
ببین خواهراتو، تو خیمه پریشون

رحمی کن میبینی غریبم،بلا شد نصیبم
دخیلم به اشک و ،به اَمّن یُجیبم

عجب دنیای پُر آشوب و نامردی
میگیرم رو سرت قرآن که برگردی
داری میری به جونم لرزه افتاده
ببین آخه با قلب من چها کردی

سرو لیلا_علی اکبر
بی تو میشم _زار و مضطر

از اسم علی کینه دارن،به فکر شکارن
میترسم که تنها،تو رو گیر بیارن

بند بندت رو از هم گسستن،همینا که پستن
یه لشگر با خنده، دلم رو شکستن

تو که چشم و چراغ ام لیلایی
چرا صدپاره پیکر روی خاکایی
چجور ای اربا اربا تا دم خیمه؟
برت گردونم آخه من به تنهایی

بین صحرا_تیکه تیکه
دنیام بی تو_چه تاریکه

قرآنم شدی آیه آیه،ندارم گلایه
بُریدم علی جان،دیگه از کنایه

پاشو عمه اومد کنارت،شده بیقرارت
بمیرم برا زخم……ای بیشمارت

شبیه مادرم پهلوت پُر از خونه
دیگه دنیا برام بعد از تو زندونه
چشاتو واکن و حرفی بزن بابا
کسی حال منو آخه نمیدونه

چشمات خونه_لبهات خونه
از فرق سر_تا پات خونه

_______________________________________________

زمینه یا شور حضرت علی اکبر (ع)

داغ تو انداخته
من و علی از پا
میونه این لشگر
نزار من و تنها

افتادی روی خاک
با تنی غرق خون
به روی دست من‌
می زنی دست و پا

می کشی روی زمین پا اکبر

می کنی خون دله بابا اکبر

ای عصای وقت پیریه من

از غمت شدکمرم تا اکبر

بند دوم:

حرمتم و این قوم
نگه نمی دارن
ببین می خندن به
اشکای من بابا

چقدر زدن ضربه
به فرق تو اکبر
با کینه ی حیدر
این ابن ملجم ها

می کشم از بدنت نیزه من

از لای پیروهنت نیزه من‌

نفست حبس شده توی سینه

می کشم از دهنت نیزه من

هر جایی می بینم
از تو نشونی هست
پیکر تو ریخته
رو خاک این صحرا

ای غیرتیه من
بعد تو می شه باز
پای حرومی ها
به خیمه ی زن ها

بی تو نطقم از بیان می افته

نبض من از ضربان می افته

تو نباشی طرف خیمه گاه

نگاه خیره سران می افته

_______________________________________________

زمینه شب هشتم محرم شهادت حضرت علی اکبر (ع)

کنارت ای اکبر
رسیدم امّا دیر
رسیدم با ناله
شدم از داغت پیر

نشونه داره از
تنت کلّ صحرا
جوونم در میدون
شدی ارباً اربا

ای تو شبه پیغمبر
شدی پاره پاره پیکر
شبیه بابام حیدر
فرق تو شکسته اکبر

ای وای من
ای لاله ی خزون
از داغ تو
شد قامتم کمون
روی زمین
پاشیده پیکرت
شد روبه روم
خون از سرت روون

ای وای علی،شبه پیمبرم…

نشد آروم قلبم
ببین غرق دردم
دارم با آه ِ سرد
به دورت می گردم

نگاه ِ من خیره ست
به جسم بی جونت
گذاشتم صورت رو
به روی پرخونت

پاشو که عمّه اومد
وسط این همه دشمن
اومده تا در این داغ
بشه مرهم دل من

ای وای من
ای وای از این جفا
شد اکبرم
هر قسمتت جدا
سخته علی
تا خیمه بردنت
ای وای من
شد چاره ام عبا

ای وای علی،شبه پیمبرم…

_______________________________________________

سینه زنی زمینه شب هشتم محرم حضرت علی اکبر (ع)

آرامش قلب حسین گردش یک نگاهته

پیغمبر کرببلا آمنه چشم به راهته

گفتم بری تاکه نگن چون پسرش بود گفت نرو

شکافته نیزه پهلوتو داری روضه مادرو

مسیح من چون اول سوره مریم دیدمت

کاف و ها یا عین صاد داغ مجسم دیدمت

داغت سخته جوون رعنای من

نباشی دنیای من نداره دیگه صفا

تشییع میشه بدنت تو ای اکبر

روعبای پیغمبر شد زمونه بی وفا

واویلتا ولدی علی اکبر، ولدی علی اکبر

فرق سرتو وا شده کرببلاست یا نجفه

کنار جسم توببین موهام سفید شد یه دفه

این آخرین باره علی یه دونه بابا بجون بگو

برا نماز ظهر و عصر پا شو خودت اذون بگو

بعد تو ای شهزاده ام رقیه ام تنها میشه

برا بنی هاشم دیگه راه شهادت وامیشه

مثل تسبیح تنت ازهم پاشیده

می بینی نور دیده جون براین لب اومده

دشمن خندید براین زاری بابا

برا یاری بابا عمه زینب اومده

داغت سخته جوون رعنای من

نباشی دنیای من نداره دیگه صفا

تشییع میشه بدنت تو ای اکبر

روعبای پیغمبر شد زمونه بی وفا

واویلتا ولدی علی اکبر، ولدی علی اکبر

 

 

شعر و سبک پیش زمینه ماه محرم

4
شعر و سبک پیش زمینه ماه محرم

پیش زمینه ماه محرم

بند اول:

باز از سرِ مأذنه ها
میاد صدا آی عاشقا
لباسِ مشکی بپوشید
بیاین به مجلسِ عزا

بیاین عزاداری کنیم
اشکامونو جاری کنیم
پا روضه ی امام حسین
بسوزیم و زاری کنیم

بسم الله
از غمه ابی عبدالله
میکنیم ناله و گریه
هم نوا میشیم همه با
زهرا و بی بی رقیه

حسین واااای

 

شعر و سبک نوحه حضرت مسلم (ع) محرم ۱۴۰۰

1
شعر و سبک نوحه حضرت مسلم (ع) محرم 1400

نوحه حضرت مسلم (ع)

لب تشنه روی بام،اشهد روی لبم
گریه میبارمو، تو فکر زینبم ۲

حال زارمو ببین یابن الزهرا
بین کوفیا ببین موندم تنها
آقا خواهشا نزاری پا اینجا

جان مادرت نیا یابن الزهرا

قول این کوفیا،نیرنگه یا حسین
اینجا قلب همه، از سنگه یا حسین۲

اینجا مردمُش به فکر آزارن
با اهل و عیال تو کینه دارن
داغ اکبر و به قلبت میزارن

جان مادرت نیا یابن الزهرا

پیچیده توی شهر، زینب همراهته
دلشوره هام فقط،واسه شش ماهته۲

با گریه میگم حلالم کن باشه؟
برگرد و نزار جسارت معناشه
میترسم سرت به رونیزه جاشه

جان مادرت نیا یابن الزهرا

 

متن و سبک نوحه زمینه ده شب اول محرم الحرام ۱۴۴۳-۱۴۰۰

19
نوحه زمینه ده شب اول محرم الحرام 1443-1400

نوحه زمینه طلیعه ماه محرم و حضرت مسلم بن عقیل (ع) ۱۴۰۰-۱۴۴۳

بند اول:

اومد ماه غم…بر پا شد علم
سینه میزنیم…با نوحه،دو دم
(پَر میدیم دل و…تا سمت حرم)

یا اهل البکا…یا اهل العزا
بشتابید همه…با شور و نوا
(سمت تکیه ها…پای روضه ها)

عزیز زهرا
امیر دل ها
سلام ای آقا۲

سلامِ منه نوکرو میشنوی
بازم مثه هر بار منو میخری
امیدم فقط اینه که تو منو
یه باره دیگه کربلا میبری

حسین جان حسین جان حسین جان،آقا

بند دوم:

من عبد توام…ای فرمانروا
تحت پرچمت…میگیرم نوا
(حک شد نام تو…رو قلبم آقا)

مِهرت از ازل…در جان و دلم
شد با تربتت…قاطی این گِلم
(با گوشه نگات…حله مشکلم)

ذبیح اکبر
امیر بی سر
غریب مادر۲

شب اول انگار صدایی میاد
صدای پُر از غصه ی مادری
با یه نالهء محزونی میخونه
بُنَیَّ حسینم چرا بی سری

حسین جان حسین جان حسین جان،آقا

بند سوم:

داره مسلمت…جون میده نیا
از کوفی شدم…من دلسرد آقا
(اینجا هیچ کسی…نیستش با شما)

قلباشون همه…شده مثه سنگ
بر من عرصه رو…کردن اینجا تنگ
(هر روز میدمن…بر شیپور جنگ)

کی میگه مَردن
یه مشت نامَردن
اسیرم کردن۲

اینا نیزه هاشون همه تیزه و
علیهت یه لشکر به پا میکنن
میترسم من از حکم قاضی شُرَیح
اینا از قفا سر جدا میکنن

حسین جان حسین جان حسین جان،نیا

_______________________________________________________________________

نوحه زمینه شب دوم محرم ۱۴۰۰-۱۴۴۳ ورودیه کاروان به کربلا

بند اول:

قافله رسید…به دشت بلا
مهمونت شدن…حجاج خدا
(آه ای کربلا…آه ای کربلا)

خیمه میزنه…تا خون خدا
ناله میزنه…عرش کبریا
(آه ای کربلا…آه ای کربلا)

شده ذکر شاه
اعوذ بالله
واویلتا آه۲

امون از دل خواهرت زینب و
امون از غریبی و دلواپسی
میاد بوی غربت از این سرزمین
امون از دیار غم و بی کسی

یا کرب و بلا کربلا کربلا

بند دوم:

داری زیر لب…میخونی دعا
نجوا میکنی…چی تو با خدا
(میدونم میشم…من ازت جدا)

اسم اینجارو…از تو پرسیدم
گفتی کربلا…حالا فهمیدم
(از دستم میری…از دستت میدم)

میبینم انگار
تورو من بی یار
میونه اشرار۲

میبینم که افتادی توو قتلگاه
میبینم روی حنجرت خنجرو
تو از تشنگی میزنی دست و پا
دارم میشنوم ناله ی مادرو

واویلا واویلا واویلا،حسین

_______________________________________________________________________

نوحه زمینه شب سوم محرم ۱۴۰۰-۱۴۴۳ حضرت رقیه (س)

بند اول:

گریه میکنم…که داره اثر
تا شاید بشه…از بابام خبر
(عمه میگه که…می آی از سفر)

روی گونمه…اشکای من و
این دنیا گرفت…دنیای من و
(خواب دیدم میاد…بابای من و)

خرابه حالم
ببین بی حالم
شکسته بالم۲

بیا که دلم فرش راهت بشه
بیا دخترت دیگه راحت بشه
بذار این بار همراهِ بابام برم
حلالم کن عمه دیگه وقتشه

حسین جان حسین جان حسین جان،بابا

بند دوم:

با سر اومدی…دیدنم بابا
مهمونم شدی…آوُردی صفا
(با تو گُلشنه…این ویران سرا)

میزدن من و…بابا شامیا
مثه راس تو…بودم زیر پا
(خوردم بعد تو…سیلی بی هوا)

بابا،زجرِ پست
اومد رامو بست
سرمو شکست۲

به زیر لگدهای اون نانجیب
شده خورد همه استخونه تنم
یه جوری منو میکِشوند روی خاک
شده پاره مثه لبت پیرهنم

حسین جان حسین جان حسین جان،بابا

_______________________________________________________________________

نوحه زمینه شب چهارم محرم ۱۴۰۰-۱۴۴۳ ابناالزینب (س)

بند اول:

نور عینم ای…یار بی حبیب
بمیرم شدی…تنها و غریب
(میمیرم اگه…باشم بی نصیب)

آوُردم برات…دو شیر دلیر
این ناقابل و…از من بپذیر
(تا راهی بشن…با نعم الامیر)

ببین آمادن
برا جون دادن
به پات افتادن۲

نکن دستمو رد میشم ناامید
بذار پیش مادر بشم روسفید
بذار بچه هامو کنم نذر رات
تا سهم منم باشه دوتا شهید

حسین جان حسین جان حسین جان،داداش

بند دوم:

بچه شیرن از…نسل جعفری
مثه حیدرن…توو رزم آوری
(رفتن اینا به…سمته مادری)

مِیدونه نبرد…در تسخیرشون
میخونن رجز…با شمشیرشون
(غوغا میکنن…با تکبیرشون)

با دستی ناپاک
میُفتن رو خاک
میرن تا افلاک۲

خبر میرسه به بی بی زینب و
ولی خم به ابروش نمیاره که
توو خیمه نشسته داره دلهره
ولی پا تو مِیدون نمیذاره که…

حسین جان حسین جان حسین جان،داداش

_______________________________________________________________________

نوحه زمینه شب پنجم محرم ۱۴۰۰-۱۴۴۳ حضرت عبدالله بن الحسن (ع) و گودال قتلگاه

بند اول:

قلبمو شکست…نالت ای عمو
یک لشکر شده…با تو روبرو
(افتادی رو خاک…میشی زیرورو)

یه عده پلید…دوره کردنت
دعوا میکنن..‌.واسه کشتنت
(تنها و غریب…گیر آوردنت)

رو خاکِ گرمی
شدی تو زخمی
لا اُفارِقُ عَمّی۲

برات دستمو میکنم من سپر
رها شی تو از گیر و دار بلا
فدای سرت میکنم جونم و
که جای سرت دست من شه جدا

حسین جان حسین جان حسین جان،عمو

بند دوم:

توو گودالی و…ریختن رو سرت
تو بی حالی و…خونی شد پرت
(زیر دست و پا…له شد پیکرت)

پیشونیت شکست…با سنگ جفا
رو سینت نشست…شمر بی حیا
(ده ضربت زد و…راست شد جدا)

میبینه خواهر
میبینه مادر
بریده شد سر۲

تنت زیر سُمّ و سرت روی نی
خدایا چی شد با دل خواهرت
زبونه کشید آتیش از خیمه ها
گرفته آتیش دامنه دخترت

حسین وای حسین وای حسین وای،حسین

_______________________________________________________________________

نوحه زمینه شب ششم محرم ۱۴۰۰-۱۴۴۳ حضرت قاسم بن الحسن (ع)

بند اول:

دنیا شد برام…زندون ای عمو
راهیم کن برم…میدون ای عمو
(واست میگذرم…از جون ای عمو)

دارم دست خط…از شیر جمل
توو راهت جهاد…شد خیرالعمل
(طعم مرگمه…احلی من عسل)

بده اذنم تا
بشم از غمها
عمو من رها۲

اگر که بشه قطعه قطعه تنم
بازم پا میشم از تو دم میزنم
نباشه غمت یارتم ای عمو
توو کرب و بلا جای بابا منم

حسین جان حسین جان حسین جان،عمو

بند دوم:

آوردن عمو…رو لب جون تو
تیغ و نیزه ها…بُرد‌ امون تو
(پاشو که شدم…سرگردون تو)

گرفتن ازت…ای گلم گلاب
میزنم صدات…تا بدی جواب
(پا زمین‌ نکش…میکِشم عذاب)

عمو واویلا
گذاشتن اسبا
روی سینت پا۲

تنت مثه تسبیحِ پاره شده
تو از اصغرم هم سبکتر شدی
گلدمال شدی زیر سم ستور
بمیرم که هم قد اکبر شدی

حسین جان حسین جان حسین جان،عمو

_______________________________________________________________________

نوحه زمینه شب هفتم محرم ۱۴۰۰-۱۴۴۳ حضرت علی اصغر(ع) و شب عطش

بند اول:

پژمرده گلم…ای جان رباب
کم بیتابی کن…قلبم شد کباب
(قول داده عمو…که میاره آب)

من هم مثه تو…بی تقصیرم و
با این تشنگی…هم درگیرم و
(تلظی نکن…من بی شیرم و)

گلم لالایی
عزیز لالایی
علی لالایی۲

صداتو یِوقت حرمله میشنوه
ببین اومده واسه آزاره تو
جای اینکه آبت بِدَن اصغرم
سه شعبه میشه چاره ی کاره تو

علی جان علی جان علی جان،لالا

بند دوم:

لبخندت دل و…به آتیش کشید
تا تیر حنجر و…گوش تا گوش بُرید
(دیدم که سرت…ناگهان پرید)

از خونت علی…سرخه آسمون
واویلا سرت…به پوست آویزون
(توو آغوش من…داری میدی جون)

دلم مضطر شد
علیم بی سر شد
گلم پرپر شد۲

برات پشت خیمه یه قبر میکَنم
نگو که هنوزم شده باورم
تو راحت بخواب ای عزیزم لالا
لالایی لالا ای علی اصغرم

علی جان علی جان علی جان،لالا

_______________________________________________________________________

نوحه زمینه شب هشتم محرم ۱۴۰۰-۱۴۴۳ حضرت علی اکبر(ع)

بند اول:

آه از دل کشید…شاه کربلا
میره از حرم…ماه خیمه ها
(ماه خیمه ها…شبه مصطفی)

زنده میکنه…رزمش حیدرو
میریزه بِهَم…نظم لشکرو
(انگاری میشه…بر پا محشرو)

یه پهلوونه
توی مِیدونه
رجز میخونه۲

انا علی بن الحسین بن علی
که در وجه من نور حق منجلی
منم وارث شیر خیبر شکن
که رمز جهادم شده یا علی

علی یا علی یا علی یا علی

بند دوم:

ای سرو رشید…افتادی چرا
پاشو اکبرم…همراهم بیا
(بعد تو بابا…میشم بی عصا)

گریه میکنم…واسه پیکرت
ای وای اکبرم…چی اومد سرت
(خون میریزه از…چشمای ترت)

عزیز لیلا
جوونه بابا(رعنا)
ای ارباً ارباً۲

زمینگیر شدم تا که دیدم تورو
توونی نمونده توو پاهام علی
منه پیر کجا داغ تو ای جوون
خودت پاشو بده تسلام علی

علی جان علی جان علی اکبرم

_______________________________________________________________________

نوحه زمینه شب تاسوعا محرم ۱۴۰۰-۱۴۴۳ حضرت ابالفضل العباس (ع)

بند اول:

میر لشکرم…تنها یاورم
سقای حرم…ای آب آورم
(راه میندازمت…با چشم ترم)

با مشک پُر آب…از دریا بیا
علمدارم ای…یار با وفا
(دارم من امید…برگردی اخا)

تو بی همتایی
برو تنهایی
امید مایی۲

برو علقمه ای پناهه حرم
برو آب بیار ساقیِ محترم
برو علقمه و بیا دست پُر
رو دوشت بگیر پهلوونم علم

ابالفضل ابالفضل ابالفضل،اخا

بند دوم:

وای از تیری که…تو چشمات نشست
راهه چارم و…دستای تو بست
(پشتم خالی شد…کمرم شکست)

بی تو که حرم…نا امنه نرو
خواهش میکنم…عباسم پاشو
(حمله میکنه…دشمن بعد تو)

ای تکیه گاهم
همه سپاهم
داداشِ ماهم۲

چجوری برم بی تو به خیمه من
بگم چی به زینب،رقیه،رباب
کی اینجوری از پادرآوُرد تورو
چرا واسه رفتن تو داری شتاب

ابالفضل ابالفضل ابالفضل،اخا

_______________________________________________________________________

نوحه زمینه شب عاشورا محرم ۱۴۰۰-۱۴۴۳ شب وداع

بند اول:

امشب آخرین…دیداره منه
دیداره من و…دلداره منه
(فردا زیر تیغ…سالاره منه)

امشب آسمون…گریونه منه
از بسکه دله…من شور میزنه
(نگاهم به این…کهنه پیرهنه)

ندارم باور
که میشم آخر
جدا از دلبر۲

شبه آخره که نگاش میکُنم
کناره منه و کنارش منم
شبه آخره که دارم سایشو
شبه آخره که صداش میزنم

داداشم داداشم داداشم،حسین

بند دوم:

باید امشب و…با غم سر کنم
من بی تو چطور…باشم سر کنم
(فردارو چجور…من باور کنم)

میدونم میری…اینجا میمونم
من با دشمنت…تنها میمونم
(تنها بین این…صحرا میمونم)

نگو از گودال
که میشه جنجال
میرم من از حال۲

داداش سخته واسم وداعه با تو
بگو که به کی میسپاری خواهرو
داداش سخته واسم،ببوسم،چجور
آخه جای مادر من این حنجرو

داداشم داداشم داداشم،حسین

 

 

دوبند سبک واحد سنگین شب تاسوعا حضرت ابالفضل (ع)،زبانحال امام حسین (ع)

3
دوبند سبک واحد سنگین شب تاسوعا حضرت ابالفضل (ع)،زبانحال امام حسین (ع)

واحد سنگین شب تاسوعا حضرت ابالفضل (ع)،زبانحال امام حسین (ع)

بند اول:

امیر لشکر من،پشت و پناهم عباس
ای یار و یاور من،همه سپاهم عباس
چرا شدی زمینگیر،پاشو بریم به خیمه
افتاده دست تو وای،بر سر راهم عباس

برادرم ماه حرم
پاشو بگیر برام علم
چرا شده دستت قلم

برادرم ای دلبرم
پاشو بریم دلاورم
پاشو بریم آب آورم

اگر نشد آبی میّسر
فدا سرت پاشو برادر
عباسم ای امیر لشکر

عباسم ای امیر لشکر

بند دوم:

ای نور دیدهٔ من،ماه منیرم عباس
ای مه جبین برادر،یل دلیرم عباس
ای همه ی امیدم،بستی تو راه چارم
بالا سر تو دست به،کمر میگیرم عباس

برادرم ای یاورم
تنها امید اصغرم
پاشو امیر لشکرم

برادرم تاج سرم
پاشو که اومد مادرم
پاشو امیر لشکرم

چرا به خاک و خون نشستی
پشتم رو از غمت شکستی
پشت و پناه من تو هستی

عباسم ای امیر لشکر

 

دودمه های دهه اول محرم

32
دودمه های دهه اول محرم

دودمه حضرت مسلم (ع)

شد غرق به خون نقش زمین پیکر مسلم
میا کوفه حسین جان
شد زینت دروازه ی کوفه سر مسلم
میا کوفه حسین جان

ذکر لبهای پر از خونم شده خون خدا
یا حسین کوفه میا
زینبت را سنگ باران می کنند از بامها
یا حسین کوفه میا

بر فراز دارم و دلواپس یک کاروان
آه از این کوفیان
من از اینجا دیده ام یک زینب و یک ساربان
آه از این کوفیان

بشنو از جان و دلم پیغام خونبار مرا
یا حسین کوفه میا
بر سر دار الإمارة شد سرم از تن جدا
یا حسین کوفه میا

من سفیرت هستم و از کوفه دارم یک پیام
یابن زهرا السلام
قتلگاه مسلم اینجا می شود بالای بام
یابن زهرا السلام

شد وصیت نامه ی من ای عزیز مصطفی
یا حسین کوفه میا
آن قدر گفتم حسین تا کوفه شد کرب و بلا
یا حسین کوفه میا

در میان کوفیان تنها طرفدار تو ام
من گرفتار تو ام
این همه دشمن ولی من یک تنه یار تو ام
من گرفتار تو ام

با لب خونین تو را پیوسته می خوانم حسین
کعبه ی جانم حسین
می دهم سر لیک بر پای تو می مانم حسین
کعبه ی جانم حسین

کوفه را نبود به غیر رسم نامردی حسین
کاش برگردی حسین
آمدی اهل حرم را از چه آوردی حسین
کاش برگردی حسین

بوی نامردی رسد از کوفه ای خون خدا
یا حسین کوفه میا
مسلمت آواره گشته در میان کوچه ها
یا حسین کوفه میا

_________________________________________

دودمه ورود به کربلا

از سما آید ندا با ناله ی وا غربتا
یا اباصالح بیا
زینبش گوید مزن خیمه در این دشت بلا
یااباصالح بیا

همراه حسین آمده ام بهر اسیری
منم دختر زهرا
بر صورت من نقش زند ضربت سیلی
منم دختر زهرا

خواهرت زینب کجا و خاک صحرا یا حسین
کربلا منزل مکن
جان من بر لب رسیده جان زهرا یا حسین
کربلا منزل مکن

آمد از ره یادگار فاتح بدر و حنین
پادشاه عالمین
کربلا آماده شو کرب و بلایی شد حسین
پادشاه عالمین

کربلا بار گشا قافله‌ی شاه رسید
زینب از راه رسید
همره شاه بنی هاشمیان ماه رسید
زینب از راه رسید

آمدم تا جان دهم در راه دین و باورم
بار الها این سرم
این من و این پیکر و این اصغر و این اکبرم
بار الها این سرم

حاجی فاطمه آمد به منای ازلی
یا حسین بن علی
کربلا کعبه ی عشق است و بلای ازلی
یا حسین بن علی

خسته از ره کاروان آل اطهار آمده
دخت کرار آمده
همره زینب اباالفضل علمدار آمده
دخت کرار آمده

بر سپاهی چرخش تیغ نگاهت غالب است
عصمت الله حرم
احترام محملت مانند کعبه واجب است
عصمت الله حرم

عصمت کبرای حق آمد به دشت کربلا
آه و صد واویلتا
وای از آن ساعت که در خون می تپد خون خدا
آه و صد واویلتا

با ادب زانو گرفته زاده ی ام البنین
عصمت الله حرم
ظهر امروزت کجا و ظهر روز اربعین
عصمت الله حرم

_________________________________________

دودمه حضرت رقیه (س)

پنجه ی خصم پر از موی پریشان من است
عمه گریان من است
سر بابای من امروز به دامان من است
عمه گریان من است

عمه جان کنج خرابه بیت الاحزان من است
دیده گریان من است
مادرم زهرای اطهر مو پریشان من است
دیده گریان من است

مهمان رقیه شده خونین سر بابا
امان از دل زینب
در کنج خرابه بدهد جان بَرِ بابا
امان از دل زینب

عمه بابا آمده برخیز تا کاری کنیم
آبرو داری کنیم
با لباس پاره باید میهمان داری کنیم
آبرو داری کنیم

گوشه ی ویرانه را کرب و بلایت می کنم
جان فدایت می کنم
بوسه ای می گیرم و شکر لقایت می کنم
جان فدایت می کنم

کنج این ویرانسرا خورشید زهرا آمده
عمه بابا آمده
بی عمو عباس و اکبر از چه تنها آمده
عمه بابا آمده

ای سر بی تن که در ویرانه مهمان منی
بهتر از جان منی
یوسف زهرایی و مهمان کنعان منی
بهتر از جان منی

از سفر برگشته و مهمان دامان من است
او پریشان من است
با لبان خیزرانی مرثیه خوان من است
او پریشان من است

گر چه از هجران تو کوهی پر از دردم پدر
کم نیاوردم پدر
شام را با گریه ام ویرانه ای کردم پدر
کم نیاوردم پدر

امشبی را شه دین در بغلم مهمان است
مکن ای صبح طلوع
روی لبهاش هنوز آیه ای از قرآن است
مکم ای صبح طلوع

مثل عباس جگر دارم و بی پروایم
نوه ی زهرایم
خیزرانم بزنید جای لب بابایم
نوه ی زهرایم

من اگر گریه کنم عرش خدا می لرزد
نوه ی زهرایم
پای این سر به خدا جان بدهم می ارزد
نوه ی زهرایم

امشب آغوشم شبیه سینه ی خیر النساست
جای شاه کربلاست
دامن خاکی من هم رتبه ی عرش خداست
جای شاه کربلاست

گوشه ی ویرانه می میرم حرم برپا کنم
دختر زهرا منم
ذکر یا عباس می گیرم علم برپا کنم
دختر زهرا منم

عمه جان روشنی چشم ترم آمده است
پدرم آمده است
شانه کن موی مرا تاج سرم آمده است
پدرم آمده است

بابا بنگر روی بهم ریخته ام را
منم وارث زهرا
این اشک به خون لبت آمیخته ام را
منم وارث زهرا

می رسد بر گوش من گویی صدای هلهله
سویم آمد حرمله
عمه بر دادم برس از تو نگیرم فاصله
سویم آمد حرمله

چه شد به گوشه ی ویرانه سر زدی بابا
خوش آمدی بابا
تو را صدا زدم و با سر آمدی بابا
خوش آمدی بابا

عمه بابا آمده آبی بزن روی مرا
شانه کن موی مرا
پیش چشمش بازکن چشمان بی سوی مرا
شانه کن موی مرا

_________________________________________

دودمه شب چهارم محرم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

دودمه چهارم محرم- سبک قاتل جون

سینه ها غرق تاب و تب
ذکـر لب ها شده امشب
ای امان از دل زینب۲

حرف دوتـّا کفن پوشه
چاوُشی داره شیش گوشه
ای امان از دل زینب ۲

پاسخ هل من معینت آمدم کاری کنم
شاه رایاری کنم

بی زره مانندقاسم آبروداری کنم
شاه رایاری کنم

آخرین حاجی ام و آمده ام قربانگاه
لک لبیک عمو

حسن کوچک این دشت منم عبدالله
لک لبیک عمو

_________________________________________

دودمه حضرت قاسم بن الحسن (ع)

نوگل باغ حسن افتاده زیر دست و پا
یا اباصالح بیا
چشم دارد سوی خیمه ای عمو جانم بیا
یا اباصالح بیا

ای عمو بنگر تنم اندازه ی سقا شده
قاسمت رعنا شده
بند بندم زیر نعل اسب از هم وا شده
قاسمت رعنا شده

داماد حسین یا که گل یاسمنی تو
عزیز حسنی تو
از چیست عزیزم که مشبک بدنی تو
عزیز حسنی تو

قاسم به عمو گفت یل صف شکنم من
یتیم حسنم من
محبوب حسن آن شه خونین کفنم من
یتیم حسنم من

پسر شیر به تاراج سپاه آمده است
قرص ماه آمده است
با نیابت ز حسن یاری شاه آمده است
قرص ماه آمده است

ای شده در باور تو مرگ احلی من عسل
یابن زهرا العجل
سوی میدان می روی حی علی خیر العمل
یابن زهرا العجل

قاسمم افتاده ام از زین مرکب بر زمین
ای عمو حالم ببین
در کنار من نشسته قاتل من در کمین
ای عمو حالم ببین

تو میان خیمه هستی من به زیر دست و پا
ای عمو جانم بیا
تیر باران شد تنم همچون امام مجتبی
ای عمو جانم بیا

پسر ارشد شیر جمل انداز منم
قاسم بن الحسنم
آمدم گردن یل های عرب را بزنم
قاسم بن الحسنم

نوه ی شیر عرب، شیره ی جان حسنم
نوجوان حسنم
صاحب خاطره ی نام و نشان حسنم
نوجوان حسنم

بی زره آمده و پیرهن او کفن است
قاسم بن الحسن است
مثل عباس عمویش بخدا صف شکن است
قاسم بن الحسن است

به گمانم که حسن آمده در یاد حسین
ماه داماد حسین
جمل انداز سپاه آمده امداد حسین
ماه داماد حسین

شده ذکر همه‌ی اهل حرم یا قاسم
یابن زهرا قاسم
زنده شد خاطره‌ی جنگ جمل با قاسم
یابن زهرا قاسم

کربلا با رجز تو حسن آباد شده
پسرم ای قاسم
حمله کن باز که روح پدرت شاد شده
پسرم ای قاسم

یادگار مجتبایم در شجاعت حیدرم
قاسم بن الحسنم
می روم با روی خونین نزد زهرا مادرم
قاسم بن الحسنم

من نشان می دهم امروز عقیق یمنم
قاسم بن الحسنم
شده حرز علی و فاطمه جوشن به تنم
قاسم بن الحسنم

بیش از قبل من امروز شبیه حسنم
قاسم بن الحسنم
پدرم جای زره دوخته بر تن کفنم
قاسم بن الحسنم

از حرم تا قتلگه قاسم شتابان می‌ رود
ماه تابان می رود
یادگار مجتبی با چشم گریان می‌ رود
ماه تابان می رود

مثل سقای حرم خوش قد و بالا شده ای
تو چه رعنا شده ای
چقدر مثل علی اکبر لیلا شده ای
تو چه رعنا شده ای

این حسن زاده به تنهایی خودش یک لشگر است
یادگار حیدر است
بهترین شاگرد عباس و علی اکبر است
یادگار حیدر است

پدرم شیرِ جمل بوده و نامش به لبم
قاسم‌ بن‌ الحسنم
حسنی زاده‌ام ای قوم و حسینی نَسَبم
قاسم‌ بن‌ الحسنم

_________________________________________

دودمه حضرت علی اصغر (ع)

آخرین قربانی ذریه ی پیغمبرم
من علی اصغرم
باب من باشد حسین زهرای اطهر مادرم
من علی اصغرم

طفل چون نامش علی شد اصغرش هم اکبر است
در شجاعت حیدر است
گر چه باشد شیرخواره شیر مرد لشگر است
در شجاعت حیدر است

ای مدال افتخارم ای امید آخرم
لایی لایی اصغرم
کنده ام قبر تو را با دست خود پشت حرم
لایی لایی اصغرم

خون می چکد از حنجر خشک علی اصغر
لب تشنه دهد سر
مانده به روی دست من این غنچه ی پرپر
لب تشنه دهد سر

روی دست شاه دین شش ماهه پرپر می زند
خنده اصغر می زند
زینب اندر خیمگه بر سینه و سر می زند
خنده اصغر می زند

نام آب هر که برد طعمه ی شمشیر شود
پدرت پیر شود
تو چه گفتی که گلویت هدف تیر شود
پدرت پیر شود

مزنید تیر سه شعبه به گلوی پسرم
به خدا من پدرم
خون شد از داغ علی اصغر عطشان جگرم
به خدا من پدرم

آمدم تا که کنم رفع گرفتاری تو
می کنم یاری تو
بند قنداقه گسستم به هوا داری تو
می کنم یاری تو

دست و پا گم کردم و می بوسم از پا تا سرت
دیدنی شد حنجرت
اصغرم کشتی مرا با خنده های آخرت
دیدنی شد حنجرت

تا روز ابد من ز تو شرمنده ام اصغر
تویی غنچه ی پرپر
من پشت حرم قبر تو را کنده ام اصغر
تویی غنچه ی پرپر

پسر فاطمه فرمود که جان در تعب است
اصغرم تشنه لب است
علی از فرط عطش مضطر و در تاب و تب است
اصغرم تشنه لب است

امشب حرم آل علی آب ندارد
رسان آبی به طفلان
از تشنگی اصغر به خدا تاب ندارد
رسان آبی به طفلان

سند غربت من شد گلوی پاره‌ی تو
منم آواره ی تو
وای بر حال دل مادر بیچاره‌ی تو
منم آواره ی تو

گر چه من شش ماهه ام اما ز نسل حیدرم
من علی اصغرم
تشنه لب هستم ولی سیراب حوض کوثرم
من علی اصغرم

آخرین یار تو ام، سرباز میدان تو ام
جان به قربان تو ام
شیر خواره هستم و شمشیر برّان تو ام
جان به قربان تو ام

جگر مادرت از تشنگی ات سوخته است
آتش افروخته است
تیر را حرمله بر حنجره ات دوخته است
آتش افروخته است

تو به میدان آمدی یا حیدر خیبر شکن
ای علی اصغر من
با سلاح گریه‌ات بر قلب این لشکر بزن
ای علی اصغر من

گرچه در ظاهر علی اصغر ولی در باطنم
من علی اکبرم
روی دستان پدر بر قلب لشگر می زنم
من علی اکبرم

خون شده اشک دو چشمان قتیل العبرات
بسته شد آب فرات
بر همه اهل حرم گشته حرام آب حیات
بسته شد آب فرات

سفره ی این خانوده شیر میدان پرور است
هر نفر یک لشگر است
اکبر و اصغر ندارد کودکش هم حیدر است
هر نفر یک لشگر است

امشب حرم آل علی آب ندارد
علی خواب ندارد
از سوز عطش قلب حرم تاب ندارد
علی خواب ندارد

چشم همه بر دست شما درصف محشر
مدد یا علی اصغر
آقای قیامت بشوی با تن بی سر
مدد یا علی اصغر

سوی میدان می‌روی از خیمه خارج می ‌شوی
ای علی اصغرم
در دو دنیا عاقبت باب الحوائج می شوی
ای علی اصغرم

این که آوردم به روی دست کرار من است
مرد پیکار من است
کوچک است اما چنان عباس علمدار من است
مرد پیکار من است

بند قنداقش حریف جنگ صد ها لشگر است
یادگار حیدر است
شیرخواره چون علی شد اصغرش هم اکبر است
یادگار حیدر است

امشب حرم آل علی آب ندارند
عمو جرعه ی آبی
طفلان حسین بن علی خواب ندارند
عمو جرعه ی آبی

پسرم جای پدر کشته‌ی این تیر شدی
چه قَدَر پیر شدی!
آمده حرمله؛ از زندگی‌ات سیر شدی
چه قَدَر پیر شدی!

نام مولا روى او بوده ست و يك پا حيدر است
اين على اصغر است
شيرخوار من براى خود على اكبر است
اين على اصغر است

تا بگيرد حق باباى خودش را مى رود
سوى زهرا مى رود
او به خوابى گرم در آغوش بابا مى رود
سوى زهرا مى رود

لشگری در پیش رویت هست و تنها می روی
ای علی اصغرم
گوئیا داری به استقبال زهرا می روی
ای علی اصغرم

دردها را حضرتِ شش‌ماهه درمان می‌کند
مرحبا طفل رباب
زائران را اربعین سوی تو مهمان می‌کند
مرحبا طفل رباب

تو غریبی جای من دیگر در این گهواره نیست
ای به قربانت پدر
من نمی خواهم گلویی را که پاره پاره نیست
ای به قربانت پدر

_________________________________________

دودمه حضرت علی اکبر (ع)

می رسد از همه دشت صدایت اما
خبری نیست ز تو

خواستم تا که نهم بین عبایت اما
خبری نیست ز تو

تیغ بردار و به پیکار علی وار برو
ای علی جانم علی

در دل معرکه چون حیدر کرار برو
ای علی جانم علی

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

دودمه – هشتم محرم سبک ای اهل حرم…

پیغمبرِ مختارِ سپاهم علی اکبر
علی اکبرِ لیلا (۲)
ای حیدرِ کرّارِ سپاهم علی اکبر
علی اکبرِ لیلا (۲)

_________________________________________

دودمه حضرت ابوالفضل العباس(ع)

پاره شد مشک تو و علقمه بی تاب شده
ساقی عطشانم
بوسه بر لعل لبت آرزوی آب شده
ساقی عطشانم

بروی هستی من می رود از دست مرو
ای پناه زینب
چشم دارد به حرم حرمله پست مرو
ای پناه زینب

از لب تیغ دو ابروش جگر می ریزد
چه وقاری دارد
پلک بر هم بزند سر روی سر می ریزد
چه وقاری دارد

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

دودمه تاسوعا حضرت عباس علیه السلام سبک قاتلم….

مشکِ پاره روی خـاکا
روضه خونْ حضرت زهرا
ذکر ما آه و واویلا(۲)

کـُلِّ پیکـر پُراز تیره
شاهِ عالـَم زمین گیره
ذکر ما آه و واویلا(۲)

_________________________________________

دودمه شب عاشورا امام حسین (ع)

باز در عرش خدا ولوله ای بر پا شد
شب عاشورا شد

شب پایانی عمر پسر زهرا شد
شب عاشورا شد

صحبت از داغ نکن ، می روم از حال حسین
یا اخا یا مظلوم

وا مکن پای مرا تا دم گودال حسین
یا اخا یا مظلوم

صبر کن هر چه بلا بر سر من می آید
ای پریشان زینب

دست و پا می زنم و مادر من می آید
ای پریشان زینب

یوسفم گر بروی، پیرهنت را چه کنم
یا عزیزالزهرا

عصر فردا ته گودال ، تنت را چه کنم
یاعزیزالزهرا

_________________________________________

دودمه عصر عاشورا

آتش به خیام پسر فاطمه افتاد
امان از دل زینب

بر راس بریده نظر فاطمه افتاد
امان از دل زینب

_________________________________________

دودمه روز عاشورا

روز عاشورا صدا زد زینب قامت کمان
العجل صاحب زمان

روی تل زینبیه گفت او لطمه زنان
العجل صاحب زمان

_________________________________________

دودمه امام حسین (ع)

راس جدت را ببین در کوفه بالای سنان
العجل صاحب زمان

عمه مظلومه ات در پای نیزه شد کمان
العجل صاحب زمان

_________________________________________

دودمه حضرت رقیه (س)

عمه جان کنج خرابه بیت الاحزان من است
دیده گریان من است
مادرم زهرای اطهر مو پریشان من است
دیده گریان من است

عمه بابا آمده برخیز تا کاری کنیم
آبرو داری کنیم
با لباس پاره باید میهمان داری کنیم
آبرو داری کنیم

گوشه ی ویرانه را کرب و بلایت می کنم
جان فدایت می کنم
بوسه ای می گیرم و شکر لقایت می کنم
جان فدایت می کنم

کنج این ویرانسرا خورشید زهرا آمده
عمه بابا آمده
بی عمو عباس و اکبر از چه تنها آمده
عمه بابا آمده

ای سر بی تن که در ویرانه مهمان منی
بهتر از جان منی
یوسف زهرایی و مهمان کنعان منی
بهتر از جان منی

از سفر برگشته و مهمان دامان من است
او پریشان من است
با لبان خیزرانی مرثیه خوان من است
او پریشان من است

گر چه از هجران تو کوهی پر از دردم پدر
کم نیاوردم پدر
شام را با گریه ام ویرانه ای کردم پدر
کم نیاوردم پدر

امشبی را شه دین در بغلم مهمان است
مکن ای صبح طلوع
روی لبهاش هنوز آیه ای از قرآن است
مکم ای صبح طلوع

امشب آغوشم شبیه سینه ی خیر النساست
جای شاه کربلاست
دامن خاکی من هم رتبه ی عرش خداست
جای شاه کربلاست

گوشه ی ویرانه می میرم حرم برپا کنم
دختر زهرا منم
ذکر یا عباس می گیرم علم برپا کنم
دختر زهرا منم

عمه جان روشنی چشم ترم آمده است
پدرم آمده است
شانه کن موی مرا تاج سرم آمده است
پدرم آمده است

می رسد بر گوش من گویی صدای هلهله
سویم آمد حرمله
عمه بر دادم برس از تو نگیرم فاصله
سویم آمد حرمله

عمه بابا آمده آبی بزن روی مرا
شانه کن موی مرا
پیش چشمش بازکن چشمان کم سوی مرا
شانه کن موی مرا

_________________________________________

دودمه حضرت قاسم بن حسن (ع)

نوگل باغ حسن افتاده زیر دست و پا
یا اباصالح بیا
چشم دارد سوی خیمه ای عمو جانم بیا
یا اباصالح بیا

ای عمو بنگر تنم اندازه ی سقا شده
قاسمت رعنا شده
بند بندم زیر نعل اسب از هم وا شده
قاسمت رعنا شده

داماد حسین یا که گل یاسمنی تو
عزیز حسنی تو
از چیست عزیزم که مشبک بدنی تو
عزیز حسنی تو

قاسم به عمو گفت یل صف شکنم من
یتیم حسنم من
محبوب حسن آن شه خونین کفنم من
یتیم حسنم من

پسر شیر به تاراج سپاه آمده است
قرص ماه آمده است
با نیابت ز حسن یاری شاه آمده است
قرص ماه آمده است

ای شده در باور تو مرگ احلی من عسل
یابن زهرا العجل
سوی میدان می روی حی علی خیر العمل
یابن زهرا العجل

قاسمم افتاده ام از زین مرکب بر زمین
ای عمو حالم ببین
در کنار من نشسته قاتل من در کمین
ای عمو حالم ببین

تو میان خیمه هستی من به زیر دست و پا
ای عمو جانم بیا
تیر باران شد تنم همچون امام مجتبی
ای عمو جانم بیا

پسر ارشد شیر جمل انداز منم
قاسم بن الحسنم
آمدم گردن یل های عرب را بزنم
قاسم بن الحسنم

نوه ی شیر عرب، شیره ی جان حسنم
نوجوان حسنم
صاحب خاطره ی نام و نشان حسنم
نوجوان حسنم

بی زره آمده و پیرهن او کفن است
قاسم بن الحسن است
مثل عباس عمویش بخدا صف شکن است
قاسم بن الحسن است

به گمانم که حسن آمده در یاد حسین
ماه داماد حسین
جمل انداز سپاه آمده امداد حسین
ماه داماد حسین

شده ذکر همه‌ی اهل حرم یا قاسم
یابن زهرا قاسم
زنده شد خاطره‌ی جنگ جمل با قاسم
یابن زهرا قاسم

کربلا با رجز تو حسن آباد شده
پسرم ای قاسم
حمله کن باز که روح پدرت شاد شده
پسرم ای قاسم

یادگار مجتبایم در شجاعت حیدرم
قاسم بن الحسنم
می روم با روی خونین نزد زهرا مادرم
قاسم بن الحسنم

من نشان می دهم امروز عقیق یمنم
قاسم بن الحسنم
شده حرز علی و فاطمه جوشن به تنم
قاسم بن الحسنم

بیش از قبل من امروز شبیه حسنم
قاسم بن الحسنم
پدرم جای زره دوخته بر تن کفنم
قاسم بن الحسنم

از حرم تا قتلگه قاسم شتابان می‌ رود
ماه تابان می رود
یادگار مجتبی با چشم گریان می‌ رود
ماه تابان می رود

مثل سقای حرم خوش قد و بالا شده ای
تو چه رعنا شده ای
چقدر مثل علی اکبر لیلا شده ای
تو چه رعنا شده ای

این حسن زاده به تنهایی خودش یک لشگر است
یادگار حیدر است
بهترین شاگرد عباس و علی اکبر است
یادگار حیدر است

پدرم شیرِ جمل بوده و نامش به لبم
قاسم‌ بن‌ الحسنم
حسنی زاده‌ام ای قوم و حسینی نَسَبم
قاسم‌ بن‌ الحسنم

_________________________________________

دودمه شهادت حضرت قاسم بن حسن (ع)

بین میدان سنگباران شد عزیز مجتبی’/
یااباصالح بیا
قدکشیده حضرت قاسم به زیر دست و پا/
یا اباصالح بیا

شد حسین از داغ قاسم بین میدان نیمه جان/
العجل صاحب زمان

می برد او را به روی سینه با قدّ کمان/
العجل صاحب زمان

زیر دست و پای مرکب مانده یاس مجتبی’/
یااباصالح بیا

از گلش دارد نشان هر گوشه ی کربوبلا/
یااباصالح بیا

_________________________________________

دودمه حضرت علی اصغر (ع)

آخرین قربانی ذریه ی پیغمبرم
من علی اصغرم
باب من باشد حسین زهرای اطهر مادرم
من علی اصغرم

طفل چون نامش علی شد اصغرش هم اکبر است
در شجاعت حیدر است
گر چه باشد شیرخواره شیر مرد لشگر است
در شجاعت حیدر است

ای مدال افتخارم ای امید آخرم
لایی لایی اصغرم
کنده ام قبر تو را با دست خود پشت حرم
لایی لایی اصغرم

خون می چکد از حنجر خشک علی اصغر
لب تشنه دهد سر
مانده به روی دست من این غنچه ی پرپر
لب تشنه دهد سر

روی دست شاه دین شش ماهه پرپر می زند
خنده اصغر می زند
زینب اندر خیمگه بر سینه و سر می زند
خنده اصغر می زند

نام آب هر که برد طعمه ی شمشیر شود
پدرت پیر شود
تو چه گفتی که گلویت هدف تیر شود
پدرت پیر شود

مزنید تیر سه شعبه به گلوی پسرم
به خدا من پدرم
خون شد از داغ علی اصغر عطشان جگرم
به خدا من پدرم

آمدم تا که کنم رفع گرفتاری تو
می کنم یاری تو
بند قنداقه گسستم به هوا داری تو
می کنم یاری تو

دست و پا گم کردم و می بوسم از پا تا سرت
دیدنی شد حنجرت
اصغرم کشتی مرا با خنده های آخرت
دیدنی شد حنجرت

تا روز ابد من ز تو شرمنده ام اصغر
تویی غنچه ی پرپر
من پشت حرم قبر تو را کنده ام اصغر
تویی غنچه ی پرپر

پسر فاطمه فرمود که جان در تعب است
اصغرم تشنه لب است
علی از فرط عطش مضطر و در تاب و تب است
اصغرم تشنه لب است

امشب حرم آل علی آب ندارد
رسان آبی به طفلان
از تشنگی اصغر به خدا تاب ندارد
رسان آبی به طفلان

سند غربت من شد گلوی پاره‌ی تو
منم آواره ی تو
وای بر حال دل مادر بیچاره‌ی تو
منم آواره ی تو

گر چه من شش ماهه ام اما ز نسل حیدرم
من علی اصغرم
تشنه لب هستم ولی سیراب حوض کوثرم
من علی اصغرم

آخرین یار تو ام، سرباز میدان تو ام
جان به قربان تو ام
شیر خواره هستم و شمشیر برّان تو ام
جان به قربان تو ام

جگر مادرت از تشنگی ات سوخته است
آتش افروخته است
تیر را حرمله بر حنجره ات دوخته است
آتش افروخته است

تو به میدان آمدی یا حیدر خیبر شکن
ای علی اصغر من
با سلاح گریه‌ات بر قلب این لشکر بزن
ای علی اصغر من

گرچه در ظاهر علی اصغر ولی در باطنم
من علی اکبرم
روی دستان پدر بر قلب لشگر می زنم
من علی اکبرم

خون شده اشک دو چشمان قتیل العبرات
بسته شد آب فرات
بر همه اهل حرم گشته حرام آب حیات
بسته شد آب فرات

سفره ی این خانوده شیر میدان پرور است
هر نفر یک لشگر است
اکبر و اصغر ندارد کودکش هم حیدر است
هر نفر یک لشگر است

امشب حرم آل علی آب ندارد
علی خواب ندارد
از سوز عطش قلب حرم تاب ندارد
علی خواب ندارد

چشم همه بر دست شما درصف محشر
مدد یا علی اصغر
آقای قیامت بشوی با تن بی سر
مدد یا علی اصغر

سوی میدان می‌روی از خیمه خارج می ‌شوی
ای علی اصغرم
در دو دنیا عاقبت باب الحوائج می شوی
ای علی اصغرم

این که آوردم به روی دست کرار من است
مرد پیکار من است
کوچک است اما چنان عباس علمدار من است
مرد پیکار من است

بند قنداقش حریف جنگ صد ها لشگر است
یادگار حیدر است
شیرخواره چون علی شد اصغرش هم اکبر است
یادگار حیدر است

امشب حرم آل علی آب ندارند
عمو جرعه ی آبی
طفلان حسین بن علی خواب ندارند
عمو جرعه ی آبی

پسرم جای پدر کشته‌ی این تیر شدی
چه قَدَر پیر شدی!
آمده حرمله؛ از زندگی‌ات سیر شدی
چه قَدَر پیر شدی!

نام مولا روى او بوده ست و يك پا حيدر است
اين على اصغر است
شيرخوار من براى خود على اكبر است
اين على اصغر است

تا بگيرد حق باباى خودش را مى رود
سوى زهرا مى رود
او به خوابى گرم در آغوش بابا مى رود
سوى زهرا مى رود

لشگری در پیش رویت هست و تنها می روی
ای علی اصغرم
گوئیا داری به استقبال زهرا می روی
ای علی اصغرم

دردها را حضرتِ شش‌ماهه درمان می‌کند
مرحبا طفل رباب
زائران را اربعین سوی تو مهمان می‌کند
مرحبا طفل رباب

تو غریبی جای من دیگر در این گهواره نیست
ای به قربانت پدر
من نمی خواهم گلویی را که پاره پاره نیست
ای به قربانت پدر

_________________________________________

دودمه شب هشتم شهادت حضرت علی اکبر (ع)

ارباً اربا شد تن پیغمبر کربوبلا/
یا اباصالح بیا

عضو عضو پیکر پاکش شده با خون حنا/
یااباصالح بیا

با عبا بردند اکبر را به سمت خیمه ها/
یا اباصالح بیا

پاره های پیکرش را چیده اند روی عبا/
یا اباصالح بیا

شد حسین مویش سپید از محنت داغ جوان
العجل صاحب زمان
گوئیا که در کنار اکبرش او داده جان
العجل صاحب زمان

_________________________________________

دودمه شب تاسوعا شهادت حضرت عباس (ع)

در میان علقمه دست عمویت شد جدا/
یا اباصالح بیا
خورده بر رأسش عمود آهنینی بی هوا/
یا اباصالح بیا

در میان هلهله آمد حسین ناله زنان/
العجل صاحب زمان
در کنار حضرت عباس شد قامت کمان/
العجل صاحب زمان

عضو عضو حضرت عباس از تن شد جدا/
یااباصالح بیا
پیکر صدپاره اش در بین دشمن شد رها/
یااباصالح بیا

_________________________________________

دودمه شب عاشورا

شد حسین امشب برای خواهرش آرام‌ جان/
العجل صاحب زمان

عصر فردا می شود تنها میان دشمنان/
العجل صاحب زمان

دارد امشب اکبر و عباس و قاسم،کاروان/
العجل صاحب زمان

صبح فردا باغ گلها می شود اینجا خزان/
العجل صاحب زمان

در حرم غرق عبادت گشته شاه کربلا/
یا اباصالح بیا

عصر فردا می رود رأسش به روی نیزه ها/
یا اباصالح بیا

_________________________________________

دودمه شب عاشورا

اینگونه مکش تیغ به روی حنجر او ، نبر ز تن سر او

آخر بنما شرم ز آه مادر او ، نبر ز تن سر او

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است ، مکن ای صبح طلوع

عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است ، مکن ای صبح طلوع

شاه گفتا کربلا امروز میدان من است ، عید قربان من است

مادرم زهرا(س) در این گودال مهمان من است ، عید قربان من است

_________________________________________

دودمه حضرت عباس (ع)

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد علمدار نیامد
سقای حسین سید و سالار نیامد علمدار نیامد
**
امشب حرم آل عبا آب ندارد رسان آبی طفلان
اصغر ز عطش هیچ دگر تاب ندارد رسان آبی طفلان
**
آسمان در علقمه افتاده بر روی زمین پیش چشمان حسین
خفته در آغوش زهرا زاده ی ام البنین پیش چشمان حسین

دم پـاره

الا العباس واویلا حسین تنهاست واویلا

_________________________________________

دودمه شب عاشورا

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است مکن ای صبح طلوع
عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع
**
امشبی را عاشقان دارند به لب ذکر و دعا عصر فردا سر جدا
در میان خیمه ها نجوا نمایند با خدا عصر فردا سر جدا

دم پـاره

امشب پریشان زینب است محزون و گریان زینب است

امان از دل زینب چه خون شد دل زینب

_________________________________________

دودمه روز عاشورا وداع از حرم

کمی آهسته تر ای جان زینب حسین جانان زینب
نظر کن دیده ی گریان زینب حسین جانان زینب
**
شاه گفتا کربلا امروز مهمان من است عید قربان من است
مادرم زهرای اطهر دیده گریان من است عید قربان من است
**
تا ببوسم حنجرت آرامتر ای نور عین یبن الزهرا یا حسین
گوییا زهرا به دنبالت نماید شور و شین یبن الزهرا یا حسین

دم پـاره

آهسته رو برادر رحمی نما به خواهر

عمه بیا محشر کبری ببین مرکب بی صاحب بابا ببین

به پیش چشم فاطمه مادرش تشنه بریدند سر از پیکرش

_________________________________________

دودمه شام غریبان

شمع دل میسوزد و شام غریبان امشب است مو پریشان زینب است
گم شده طفلان و حیران در بیابان زینب است مو پریشان زینب است
**
آسمان کربلا تیره شده واویلتا حضرت زهرا بیا
سر به روی نی تن شه مانده زیر دست و پا حضرت زهرا بیا

دم پـاره

آتش گرفته خیمه ها رأس حسین به نیزه ها

رأس حسین به نیزه ها آتیش زدن به خیمه ها

بر خیز ای باب نجات حسین جان آزاد شد آب فرات حسین جان

_________________________________________

دودمه شب عاشورا

باز در عرش خدا ولوله ای بر پا شد
شب عاشورا شد

شب پایانی عمر پسر زهرا شد
شب عاشورا شد

صحبت از داغ نکن ، می روم از حال حسین
یا اخا یا مظلوم

وا مکن پای مرا تا دم گودال حسین
یا اخا یا مظلوم

صبر کن هر چه بلا بر سر من می آید
ای پریشان زینب

دست و پا می زنم و مادر من می آید
ای پریشان زینب

یوسفم گر بروی، پیرهنت را چه کنم
یا عزیزالزهرا

عصر فردا ته گودال ، تنت را چه کنم
یاعزیزالزهرا

_________________________________________

دودمه عصر عاشورا

آتش به خیام پسر فاطمه افتاد
امان از دل زینب

بر راس بریده نظر فاطمه افتاد
امان از دل زینب

_________________________________________

دودمه عاشورا

روز عاشورا صدا زد زینب قامت کمان
العجل صاحب زمان

روی تل زینبیه گفت او لطمه زنان
العجل صاحب زمان

 

راس جدت را ببین در کوفه بالای سنان
العجل صاحب زمان

عمه مظلومه ات در پای نیزه شد کمان
العجل صاحب زمان

_________________________________________

دودمه شام غریبان

گشته تنها زینب کبری میان دشمنان/
العجل صاحب زمان

خون چکیده جای اشک از دیدگانش بی امان/
العجل صاحب زمان

می شمارد لاله ها را زینب ِ قامت کمان/
العجل صاحب زمان

لاله ای در زیر دست و پای مرکب داده جان/
العجل صاحب زمان

شیر هست و آب هست و نیست اصغر بینشان/
العجل صاحب زمان

مادرش خیره شد به سمت یک تیر وکمان/
العجل صاحب زمان

 

10 آگوست 21
بدون دیدگاه
47,228
دانلود

اشعار اهل بیت (ع) ویژه ماه محرم

1
اشعار اهل بیت (ع) ویژه ماه محرم

شعر سیاه پوشان

جانم حسین

خورد در عالم ذر تا نظر ما به حسین

سجده کردیم که شد گرم سر ما به حسین

فاطمه دست کشیدست به چشم تر ما

گره خوردست اگر چشم تر ما به حسین

یک شب آمد پی ما گفت شما مال منید!

دیگر افتاد از آن شب‌ گذر ما به حسین

دل ما وادی امنش شده، فاخلع نعلیک!

بخدا سوخته مردم جگر ما به حسین

صد برابر شده این وسع کم ما به حسن

سود خالص شده حتی ضرر ما به حسین

چهارده قبله خدا خلق نموده اما..

انس دارد نفس بیشتر ما به حسین

پدری کرده برای همه نوکرهایش

بدهی داشت از اول پدر ما به حسین

گریه کردیم و جراحات تنش بهتر شد

جلوه کردست در عالم هنر ما به حسین

درحسینیه همه زائر ارباب شدیم

وصل شد تا که دل یک نفر ما به حسین

کاش در موقع تلقین گدا سر برسد

آن زمانیکه رسیده خبر ما به حسین

اربعین باز میایم حرم ان شالله

منتهی میشود آخر سفر ما به حسین

شاعر:سید پوریا هاشمی

______________________________________________________

شعر شهادت حضرت عبدالله ابن الحسن (ع)

ابن الکریمم
ابن الکریمم وپسرِ شاهِ بی حرم

از خیمه آمدم به تماشایِ دلبرم

من از تبار ِ شیرِ جمل هستم ای سپاه

ده ساله ام ولی ز رگ وخونِ حیدرم

خالی کنید دورِ بزرگِ قبیله را

تعظیم کن سپاه، به این شاهِ محترم

خونِ حسن میانِ رگم موج می زند

گردن زده ز ازرقِ شامی برادرم

از خیمه پابرهنه دویدم به قتلگاه

افتاده شاه رویِ زمین در برابرم

تا استخوانِ بازوی من بی هوا شکست

بی اختیار ناله زدم وای مادرم

تا آمدم بغل کُنمت حرمله رسید

پاشیده شد به ضربه یک تیر،حنجرم

ممزوج شد حسین وحسن زیرِ ضربه ها

اینجا به بعد روضه بخوانم من از شما

باجانِ فاطمه که چنین تا نمی کنند

جان دادنِ غریب تماشا نمی کنند

زهرا نشسته گوشه گودالِ قتلگاه

باحال ِ مادر از چه مدارا نمی کنند

خالی کنید دورِ عمویِ غریب من

دورِ کسی که هلهله برپا نمی کنند

یابن الدعی مکن همه جا نیزه را فرو

پهنایِ نیزه را به گلو جا نمی کنند

بردار پایِ نحس خود از رویِ صورتش

این گونه بغضِ سینه خود وا نمی کنند

در پیش ِ چشم عمه رها کن محاسنش

شیب الخضیب را همه معنا نمی کنند

در بین دنده ها مَشِکَن چوبِ نیزه را

از بهرِ جایزه به تن امضا نمی کنند

آقایِ عالم است برهنه نکن تنش

بر بُردنِ لباس تَقَلا نمی کنند

شاعر :قاسم نعمتی

______________________________________________________

شعر شهادت حضرت عبدالله ابن الحسن (ع)

یا عبدالله ابن الحسن(ع)
باید عبدالله بود و خدمتِ ارباب کرد

لحظه های نوکری را با محبّت ناب کرد

باید عبدالله بود و زیرِ پای دشمنان..

آب را موّآج گونه مثلِ یک گرداب کرد

باید عبدالله بود و در دلِ تاریکِ کفر…

تابشی بنموده و کارِ دو صد مهتاب کرد

باید عبدالله بود و دل به جانان داد و بس

در رهِ عشقِ حسینی سینه را بیتاب کرد

باید عبدالله بود و از حسن ارثیه داشت

در میانِ رزم کاری پخته و کمیاب کرد

باید عبدالله بود و از سر و جان دست شُست

صورت و پیشانیِ خود را چنان محراب کرد

باید عبدالله بود و نُه فلک مبهوت کرد

نقشه های خصمِ دین را نقشه ای بر آب کرد

شاعر: محسن راحت حق

______________________________________________________

شعر شهادت دو طفلان حضرت زینب (س)

امیری حسین و نعم الامیر
با دو طفلانِ خودش خونِ خدا را زنده کرد

کودکانش را فدا کرد و صفا را زنده کرد

زینب است و بی تفاوت نیست اصلاً بر حسین

با قیام و با قعودش..جانِ ما را زنده کرد

البلا ُ للولا ..را معنی و مفهوم داد..

حادثه سازِ دو دنیا شد ولا را زنده کرد

پای عشقِ حضرت ارباب با طفلانِ خویش

در تمامِ عرصه ها..حسّ و وفا را زنده کرد

کودکانش را خود بی بی کفن پوشاند و بعد

با همین کارش تمامِ اقربا را زنده کرد

زندگی یعنی شهادت زندگی یعنی حسین

هستی اش را خرج کرد و مه لقا زنده کرد

یادگاری های عبدالله زینب را زنده کرد

بانوی رزمنده هم آل عبا را زنده کرد

هیچ می دانی که خاتونِ جزا..دختِ علی

با تمامِ کارهایش کربلا را زنده کرد

شاعر: محسن راحت حق

______________________________________________________

شعر شهادت دو طفلان حضرت زینب (س)

نذر روضه‌هایِ حسین
جان من نذر روضه‌هایِ حسین

می تپد قلب من برای حسین

این دو قربانی‌اَم به جای خود

پدر و مادرم فدای حسین

بچّه های عقیله‌یِ سادات

نذر یک موی بچّه های حسین

نیزه و تیر و تیغ حمله کنید

به دو دلبندِ من به جای حسین

غیرت‌ُالله هایِ دامن من

سِپر اهل نینوایِ حسین

بر روی نیزه‌ها سرِ دو شهید

سهم این یار مبتلای حسین

دست و پا می زند تَهِ گودال

می خورم تازیانه پای حسین

همسفر با حریمِ بی حرم است

سارقِ خاتم و عبای حسین

پای سرنیزه سنگ خواهد خورد

ندبه‌خوان خرابه‌های حسین

شاعر: حسین ایمانی

______________________________________________________

شعر شهادت دو طفلان حضرت زینب (س)

مدافع حرمت
به هرکجا بروی می‌شویم هم‌قدمت

حسین! غصه نخور می‌شوم شریک غمت

بمیرم و نگذارم زمین خورد علمت

حسین! یک تنه هستم مدافع حرمت

بلاکش توام، ام‌المصائبت هستم

چه مادرانه برادر مراقبت هستم

هرآنچه را که نگفتی خودم خبر دارم

به جز تو چند برادر دگر مگر دارم؟

اگر اجازه دهی تیغ و نیزه بردارم

نشان دهم به همه مثل تو جگر دارم

ببین که دختر حیدر چه کار خواهد کرد

ببین که شمر چگونه فرار خواهد کرد

نشان دهم به همه اقتدار زینب را

برات خرج کنم اعتبار زینب را

به معرکه ببرم شاهکار زینب را

به رویشان بکشم ذوالفقار زینب را

دوتا پسر نه دوتا شیر بار آوردم

دوتا معلم تفسیر بار آوردم

چقدر خواسته‌ام از خدا قبول کنی

هزار مرتبه خواندم دعا قبول کنی

بگو چه کار کنم باز تا قبول کنی؟

چه می‌شود پسران مرا قبول کنی؟

بیا و این دو جوان رشید را بپذیر

بیا و خواهش این موسفید را بپذیر

غلام‌ها همه پای امیر می‌میرند

به هرکدام بگویی بمیر می‌میرند

جوابشان ندهی ناگزیر می‌میرند

مرا اگر که ببینند اسیر می‌میرند

مخواه تا که نظاره کنند اسارت را

چگونه صبر کنند آنهمه جسارت را

هوای عشق تو هی می‌کند هوایی‌شان

به دست و پات می‌افتند هر دوتایی‌شان

سر دو خواهرزاده فدای دایی‌شان

دلم نسوخته والله از جدایی‌شان

خدا مرا به فراق تو مبتلا نکند

من از تو دور شوم لحظه‌ای؟ خدا نکند

کشیده‌ای دو شهید مرا به پهلویت

گذاشتی سرشان را به روی زانویت

خجالتم مده شرمنده‌ایم از رویت

عزیز فاطمه زحمت مده به بازویت

تو باشی از پسرانم خبر نمی‌خواهم

حسین! بی‌تو من اصلا پسر نمی‌خواهم

شاعر: آرش براری

______________________________________________________

شعر شهادت حضرت رقیه (س)

یا بنت الحسین(ع)
می زنی؟..قدری تامّل کن ببین افتاده ام؟

زجر…بدجوری در این صحرا کمین افتاده ام

ضربه ای با پا زدی و سینه ام تنگ آمده..

یک نظر کن بی حیا ..آخر زمین افتاده ام

صبر کن تا که نَفَس تازه کنم ..بعداً بزن

زیرِ پاهایت ببین مثلِ نگین افتاده ام

دست بر معجر نزن بدجور نفرین می کنم

رحم کن نامرد!من که دل غمین افتاده ام

خواب بودم از روی ناقه نمی دانم چه شد؟

گوئیا بر خاک از عرشِ برین افتاده ام

مثلِ بابایم شدم آن لحظه ای که زخم داشت

چون پدر انگار من از صدرِ زین افتاده ام

آمده مادر بزرگم فاطمه …بر دیدنم

غصّه ها را برده است و دلنشین افتاده ام

لعنتِ هفت آسمان بر تو پلیدِ بی حیا…

می زنی؟..قدری تامّل کن ببین افتاده ام؟

شاعر: محسن راحت حق

______________________________________________________

شعر شهادت حضرت رقیه (س)

چه معراجی
دلم میخواست معراجت ببینم

چه معراجی عجب رنگین کمانی

نرو دیگر! تو رفتی سنگ خوردم

بیا قولی بده دیگر بمانی

تورا با زخم صورت میشناسم

مرا بشناس با قد کمانی

نمیدانم چرا این زجر نامرد

بدش می آید از شیرین زبانی

عبایت روی دوش نیزه داری

عقیق تو بدست ساربانی

چه مویی داشتی بابا زمانی

چه مویی داشتم بابا زمانی

اگر مال منی پس پیش من باش

چرا دائم بدست این و آنی؟!

نشد غارت پدر جان!چادرم را..

خودم دادم به آن دختر امانی!

نفهمد هیچکس بازار رفتم

بماند بین ما راز نهانی

رخت را سیر دیدم سیر گشتم

تو بودی آن غذای آسمانی

سرت خاکی شده دراین خرابه

شدم شرمنده ازین میزبانی

شاعر: سید پوریا هاشمی

______________________________________________________

شعر شهادت حضرت رقیه (س)

شبیه مادر
این صحنه‌ها را پیش از این یکبار دیدم

من هر چه می‌بینم به خواب انگار دیدم

شکر خدا اکنون درون تشت هستی

بر روی نی بودی تو را هر بار دیدم

بابا خودت گفتی شبیه مادرم باش

من مثل زهرا مادرت آزار دیدم

یک لحظه یادم رفت اسم من رقیه است

سیلی که خوردم عمه را هم تار دیدم

احساس کردم صورتم آتش گرفته است

خود را میان یک در ودیوار دیدم

مجموع درد خارها بر من اثر کرد

من زیر پایم زخم یک مسمار دیدم

سوغات مکه توی گوشم بود بردند

کوفه همان را داخل بازار دیدم

شاعر: کاظم بهمنی 

______________________________________________________

شعر شهادت حضرت رقیه (س)

بابا کجایی
بابا کجایی گل تو

شوق بیابان ندارد

گلبرگ کوچک توان

خار مغیلان ندارد

با خیمه می سوزد این دل

از طعنه های اراذل

تا تو کنارم نیایی

این درد درمان ندارد

دیده النگوی من را

هی می کشد موی من را

بابا چرا مرد شامی

بی رحم ایمان ندارد

هر مجلس و محفلی تا

آوردم اسم علی را

سیلی جانانه خوردم

اینجا مسلمان ندارد

از چه برایت بگویم؟

مرگم شده آرزویم

تو روی نی… من خرابه…

این هرگز امکان ندارد

یک تکه نان هم نخوردم

بی تو چگونه نمردم

گیرم که نانی بیاید

طفل تو دندان ندارد

امشب که در التهابم

شاید بیایی به خوابم

ای سر نیا این خرابه

سودای مهمان ندارد

اینجا فقط گرد و خاک است

از تشنگی دل هلاک است

نفرین بر این آسمان و

ابری که باران ندارد

از کینه آباد هستند

با گریه ام شاد هستند

اینجا کسی از غم ما

سر در گریبان ندارد

شامم شده گریه و غم

از بی کسی غصه خوردم

جز روشنی نگاهت

این شام پایان ندارد

شاعر : مهدی کبیری 

______________________________________________________

شعر شهادت حضرت رقیه (س)

خرابه نشین شدم
حالا که اومدی موهامو ببین

خرابه نشین شدم جامو ببین

کاش میشد به دختر یزید بگم

حالا دیگه بیا بابامو ببین

اومدی آروم جونم مگه نه؟

قراره پیشت بمونم مگه نه؟

یه ذره فقط زبونم میگیره

هنوزم شیرین زبونم مگه نه؟

گریه جوهر صدامو می‌گرفت

زنجیرا جلوی پامو می‌گرفت

هرجا حرف بد به ماها میزدن

دستای عمه گوشامو می‌گرفت

راستی چشمامو دیدی کبود شده؟

صورتم رو شنیدی کبود شده؟

هرجاتو که بوسیدم نیزه زدن

هر جامو که بوسیدی کبود شده

هر جا میرم یکی دنبال منه

خواهرت دلواپس حال منه

چرا شمرو روی سینت جا دادی؟

بغلت آخه فقط مال منه

موقع دوری رسید دلم شکست

هیشکی حالمو ندید دلم شکست

خیزران دیدم لباتو میبوسه

توی مجلس یزید دلم شکست

دیگه روزای خوشایند نمیاد

رو لبام بعد تو لبخند نمیاد

یه جوری گوشواره هامو دزدیدن

که هنوز خون گوشم بند نمیاد

شاعر: آرش براری

______________________________________________________

شعر شهادت حضرت رقیه (س)

ای یاورم
ای یاورم شکسته شدی نیست باورم

باید برای پای تو مرهم بیاورم

با اینکه سوختم دو سه جا بین خیمه ها

داغی شبیه زخم تو آتش نزد مرا

دیگر رعایت دل ما را نکن بس است

تو درد داری ، از حرکاتت مشخص است

زارِ سه ساله از چه غمی زار میزنی؟

زودست اینکه دست به دیوار میزنی

هرچند با تمام توان راه میروی

داری شبیه پیرِزنان راه میروی

خاکستر است روی سرت یا که موی توست؟

مویت سفید گشت و کبودی به روی توست

تو آه میکشی جگرم پاره میشود

تسبیح عمر پر خطرم پاره میشود

تو آه میکشی دل من تیر میکشد

اشکت به روی خاک علمگیر میکشد

خاک خرابه سرد تر از قلب دشمن است

سردی این «خورابه» تورا مثل من شکست

شب سرد و خاک سرد و تن زخمی تو سرد

سرما امان نداده بخوابی و یا که درد!؟

تقصیر زجر شد که سرت درد میکند

بال و پرت ، سرت ، کمرت درد میکند

تقصیر زجر شد که صدایت گرفته است

زخم است دست تو ، چه به پایت گرفته است؟

بابا می آید از سفر امشب به هوش باش

خیلی مواظب رگ زیر گلوش باش

رگ های او بریده بریده بریده است

این سر هزار مرتبه سرنیزه دیده است

بابا می اید ای نفس عمه! صبر کن

فکری به حال رویت و این لکه ابر کن

گفته امانتی تو ، خجالت نده مرا

چیزی به او نگو ز غم گوشواره ها

حرفی به او ز حمله‌ی اشرار هم نگو

از گریه هایمان سر بازار هم نگو

اما بگو که معجر عمه تکان نخورد

آری بگو که ابرو از شام و کوفه برد

شاعر: عماد بهرامی

______________________________________________________

شعر ورود به کربلا

اعوذ باالله من الکرب والبلا
غصه گرفته تمام پیکر من را

این زمین کجاست حسین آمدم اینجا

می دهد اینجا چه قدَر بوی آشنا

اعوذ باالله من الکرب والبلا

کاش بدانی چه قدَر مضطرم حسین

خیمه در اینجا مزنی دلبرم حسین

کرده سفارش چه قدَر مادرم، حسین

اعوذ باالله من الکرب و البلا

خسته نکن بهر خیمه بازوی خود را

تاب نده بیش از این دو ابروی خود را

یا که نده دست باد ،گیسوی خود را

اعوذ و باالله من الکرب و البلا

شام سیاهش فراق قافله دارد

دشت پر از خار و زخمِ آبله دارد

خولی و شمر و سنان و حرمله دارد

اعوذ و باالله من الکرب والبلا

فکر خودم نه فکر دخترت هستم

فکر تو بعداز علیِّ اکبرت هستم

فکر تو و قتلگاه و حنجرت هستم

اعوذ باالله من الکرب والبلا

فکر گل هستم ولی به فکر گلابند

فکر ربابم به فکر بستن آبند

فکر تو هستم به فکر بزم شرابند

اعوذ باالله من الکرب والبلا

خوب نگاه کن به قد و قامت عباس

خوب نگاه کن به شور و اینهمه احساس

می رسد از علقمه شمیم گل یاس

اعوذ بااله من الکرب والبلا

می کُشدم ماجرای پیکر و گودال

دیدن شمشیر شمر و حنجر و گودال

می کُشدم غارت انگشتر و گودال

اعوذ باالله من الکرب والبلا

شاعر: مهدی شریف زاده

______________________________________________________

شعر شهادت حضرت مسلم (ع)

برگرد
مائیم و شهری که هوایم را ندارد

من نه هوایِ بچه‌هایم را ندارد

نامرد دیدم باز مردی کردم آقا

با این دو کودک کوچه گردی کردم آقا

دیدم که خوشحالند خوشها جمع هستند

مظلومِ من مظلوم کُشها جمع هستند

طوعه در این نامردها یک شیر زن بود

تنها پناهم خانه‌ی یک پیرزن بود

بیرون زدم تا شعله بر معجر نیفتد

مثل مدینه طوعه پشتِ در نیفتد

در راه‌ها و کوچه‌هایش چال کندند

رسم است اینجا ابتدا گودال کندند

گودال وقتی که بیفتی شیر گردند

دستت اگر زخمی شود شمشیر گردند

از پشتِ سر نامرد آمد گیرم انداخت

تیری به پایم خورد در زنجیرم انداخت

شُکر خدا خواهر ندارم تا ببیند

این دور و بَر دختر ندارم تا ببیند

ای آبرویم آبرویم را که بردند

از دور با نیزه گلویم را که بردند

نامِ تو را بردم لبم را چاک کردند

خون ریخت باچکمه زخم را پاک کردند

ای کاش سنگی گوشه‌ای پنهان نمی‌ماند

جای شما از من لب و دندان نمی‌ماند

طفلی اگر مهمان کوفه گردد آقا

سرگرمیِ طفلان کوفه گردد آقا

از راه آمد زجر و خوشها جمع هستند

شمر آمده با زجر کُشها جمع هستند

رویِ زمین بودم که رویم را کشیدند

تا پشتِ بام از کوچه مویم را کشیدند

طوری کشیدند آنقدر مژگان من ریخت

تقصیرِ سنگ‌ِ پله شد دندان من ریخت

خورشید جایش در دل شب نیست برگرد

میدانِ کوفه جای زینب نیست برگرد

باخنده می‌آیند و خوشها جمع هستند

سربسته گفتم بچه‌کُشها جمع هستند

شاعر: حسن لطفی

______________________________________________________

شعر طلیعه ماه محرم

یابن زهرا(س)
حالِ دلِ ما زیرِ پرچم رو به راه است

عمریست گرچه رویمان آقا سیاه است

تغییر ده احوالِ ما را یابن زهرا..

اوضاعِ این نوکر فقط گیرِ نگاه است

با روضه هایت زنده ام اصلاً حسین جان

این روضه ها از بهرِ من چون قبله گاه است

ای وای اگر سستی کنم‌بینِ مجالس..

در خواستم از محضرِ تو اشک و آه است

(حُرّ ِ پشیمانی حسابم کن که مستم)

(دل را سرِ پرچم سیاهِ توست بستم)

راهم بده خیلی پریشانم حسین جان

عیسای من!لطفی که بی جانم حسین جان

لطفت شود گر شاملِ حالم ..چه غصّه

لطفت رسیده مثلِ بارانم حسین جان

در مجلست شرکت نمودم بی تکلّف..

پیوسته من دنبالِ احسانم حسین جان

عادت شده در هر شرایط هر مصیبت

در زیرِ لب نامِ تو می خوانم حسین جان

(کرببلایی کن مرا با یک براتی)

(الحق که آقاجان تو کشتی نجاتی)

حالا که اینجا آمدم از در نرانی

تنها تو بودی دادی ام نام و نشانی

حالا که اینجا آمدم حالم عوض کن

هم‌ میهمانم آخرش تو میزبانی

غصّه نخوردم ذرّه ای بر خرجی خود

مولا تویی و می دهی هم آب و نانی

در پای مقتل های عمرم به سر شد

شد حاصلِ اش موی سپید و قد کمانی

(من هرچه دارم را به تو مدیونم آقا)

(در روضه های تو چنان مجنونم آقا)

شاعر: محسن راحت حق

سبک های تک محرم ۱۳۹۹

0
سبک های تک محرم 1399

زمینه یا واحد یا شور تک یا زنجیرزنی محرم ۹۹

بند اول:

سفینه النجات،جونم به فدات
قبله ی قلبمه،صحن با صفات
پر میزنه دلم،سمت کربلات
رو گنبد طلات

گریه برات،حکم عبادتو داره حسین
نوکر ازت،قول شفاعتو داره حسین
دلم چقدر،میل زیارتو داره حسین

کرم کن ای،شاه با کرم
ببر منو،اربعین حرم

یا حسین‌ (اباعبدالله)۳

بند دوم:

عقیله العرب،معدن حیا
شیرزن کربلا،ناموس خدا
گوهر فاطمه،شبه مرتضی
آبروی کسا

تو جبل،الصبری برا ما الگویی بی بی
با ذکر،طوفانیت برا ما نیرویی بی بی
برای این،نوکرها تو دعاگویی بی بی

پیروتم،من مذهبی ام
شکر خدا،که زینبی ام

یا زینب (شریکه الحسین)۳

بند سوم:

الله اکبر از،اینهمه جلال
شبه پیمبری،در خلق و جمال
مثال حیدری،در رزم و جدال
هستی بی مثال

تا رفتی به،میدون علی اکبر از حرم
با رجزت،نظم یه لشکرو ریختی بِهَم
یک تنه تو،کُشتی ۲۰۰نفر رو دست کم

تو کربلا،اونکه محشره
دلاوره،علیِ اکبره

یا اکبر (موذن حسین)۳

بند چهارم:

باب الحوائج ای،معدن سخا
چون تو نیومده،در عشق و وفا
ای پسر علی،شیر کربلا
علمدار خدا

کوه ادب،بحر شجاعت ای ماه منیر
شیر عرب،عباس ای یل بی مثل و نظیر
عالی نصب،بی دست کربلا ای دست گیر

از تو مدد،یابن فاطمه
نوکرتم،شاهه علقمه

یا عباس (علمدار حسین)۳

_________________________________________________

زمینه یا واحد تند یا زنجیرزنی محرم ۹۹

بند اول:

بازم به تو دل میدم…خداروشکر
محرمت رو دیدم…خداروشکر
بازم یه سال دیگه زیر این بیرق
پیرهن سیاه پوشیدم…خداروشکر۲

خداروشکر،،،رسیدم پای علم
خداروشکر،،،منو اینهمه کرم
خداروشکر،،،دستته روی سرم

خداروشکر،،،که به سینم میزنم
خداروشکر،،،وقفته جون و تنم
خداروشکر،،،میبینی چشم ترم

آقام حسین،،،یا اباعبدالله

بند دوم:

دل به هوات حیرونه…خداروشکر
چشام برات بارونه…خداروشکر
دوباره غوغا میکنم با ذکرت
منم همون دیوونه…خداروشکر۲

خداروشکر،،،زیر پرچم توام
خداروشکر،،،محزون از غم توام
خداروشکر،،،سایته روی سرم

آقام حسین،،،دل و دلدار منی
آقام حسین،،،تو خریدار منی
آقام حسین،،،به هوات دربدرم

آقام حسین،،،یا اباعبدالله

بند سوم:

سلام علی مصباح…الهدا حسین
سلام علی شاهه…کربلا حسین
با ذکر تو این دل من آرومه
سلام علی تسکین…دلا حسین۲

آقام حسین،،،کرمت رو عشقه
آقام حسین،،،حرمت رو عشقه
آقام حسین،،،قطره ام دریایی

آقام حسین،،،علمت رو عشقه
آقام حسین،،،پرچمت رو عشقه
آقام حسین،،،عبدم و مولایی

آقام حسین،،،یا اباعبدالله