آهنگهای ویژه

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1403

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1403

  • حاج عبدالرضا هلالی

    حاج عبدالرضا هلالی

    آلبوم مراسم عزاداری شب پنجم محرم 1403/04/20 هیئت الرضا (ع)

  • کربلایی جواد مقدم

    کربلایی جواد مقدم

    نماهنگ رفیق

  • حاج محمد طاهری

    حاج محمد طاهری

    نماهنگ ساعتی بندگی - رمضان 1402

سبک نوحه و شور

متن و سبک واحد سنگین شب اول محرم

7
متن و سبک واحد سنگین شب اول محرم

واحد سنگین شب اول محرم

بند اول:

رسیده ماه عزا و ماتم
اومده از راه دوباره ماه محرم
دوباره مشکی به تن میپوشیم
گرفته بوی غم و درد تموم عالم…

بازم؛خیمه ی ماتم و عزا
توو هر؛شهر و دیار میشه به پا
اسمت زینت روی پرچما…

وعده ی سینه زنا
حرم باشه اربعین
کربلا واسه نوکر
بهترین جای زمین…

///واویلا واویلتا…///

بند دوم:

کوفی نداره رحم و مروت
به بی وفایی همشون کرده ان عادت
قصه ی شهر کوفه عجیبه
نامردن و نامردیشون داره حکایت…

برگرد؛رحمی بکن به دخترت
خنجر؛ساختن برای حنجرت
دارن؛سه شعبه واسه اصغرت…

خرما فروش این روزا
میفروشه تیر و شمشیر
یکی داره میخره
واسه اسیرا زنجیر…

///واویلا واویلتا…///

بند سوم:

یه کوچه گرده غریب و تنهام
کاشکی میشد خبر بدم برگرده آقام
حرفای اهل کوفه دروغه
برا غریب فاطمه پهن کرده ان دام…

دسته؛مردم اینجا خنجره
توو شب؛نشینی شون حرف سره
صحبت؛از معجر و انگشتره…

حرفه شون نیزه سازی
کارشونه اخاذی
بازیه بچه هاشون
از روو بام سنگ اندازی…

///واویلا واویلتا…///

 

متن و سبک واحد سنگین شب دوم محرم

6
متن و سبک واحد سنگین شب دوم محرم

واحد سنگین شب دوم محرم

بند اول:

قافله ی عشق رسیده از راه
حسین میخونه زیر لب اعوذ بالله
اکبر و قاسم مدد میدن تا
خیمه به پا کنه توو صحرا حضرت ماه…

زینب؛غمینه و پریشونه
وقتی؛رسیده حالش محزونه
چشماش؛ابریه و پر بارونه…

با چشمای پره اشک
با غم توی سینه
میگه به برادرش
برگردیم به مدینه…

///واویلا واویلتا…///

بند دوم:

دلشوره دارم بریم از اینجا
چند روز دیگه زینبت می مونه تنها
داداش نمیخوام یه روز ببینم
که افتادی به روی خاک گرم صحرا…

اینجا؛سر به سر من میزارن
نیزه؛توی تن تو می کارن
معجر؛از روو سرا بر میدارن…

گریه میکنم داداش
با غم تو میسوزم
گریه کردن واسه تو
شده کار هر روزم…

///واویلا واویلتا…///

متن و سبک واحد سنگین شب سوم محرم

6
متن و سبک واحد سنگین شب سوم محرم

واحد سنگین شب سوم محرم

بند اول:

بابا کجایی حالم خرابه
میدونی که عیادت مریض ثوابه
منو ببر با خودت از اینجا
موندن من دیگه واسه عمه عذابه…

بابا؛برس به داد دخترت
دیگه شدم شبیه مادرت
هر چی غصه دارم فدا سرت…

موندنم دردسره
منو با خودت ببر
امونمو بریده
بابایی درد کمر…

///واویلا واویلتا…///

بند دوم:

بابایی جسمم نحیف و زاره
دختر زجر سر به سرم خیلی میزاره
انگشت نمای مردم شهرم
به خاطر لباسای کهنه و پاره…

بابا؛درد میکنه سرتا به پام
از بس؛صدات زدم گرفت صدام
دیگه؛خسته شدم تو رو میخوام…

از ضربه ی سیلی شون
صورتم ریخته به هم
بس که مصیبت دیدم
پیر شدم توو سن کم…

///واویلا واویلتا…///

 

 

متن و سبک واحد سنگین شب چهارم محرم

8
متن و سبک واحد سنگین شب چهارم محرم

واحد سنگین شب چهارم محرم

بند اول:

دو دسته گل از تبار حیدر
برات اوردم که بشن فدات برادر
دسته گلامو رد نکن آقا
تو رو قسم به چادر خاکی مادر…

داداش؛مرحمتی بکن به من
داداش؛گل پسرام فدات بشن
داداش؛تو رو جون داداش حسن…

رد نکن بچه هامو
اینا غرق احساسن
شیر بیشه ی زینب
شاگردای عباسن…

///واویلا واویلتا…///

بند دوم:

بزارن برن تا نمونن اینجا
دق میکنن ببیننم اسیر اعدا
خواهر فدای غمت برادر
عون و محمد فدای غم تو آقا…

جای؛زره کفن به تن دارن
دیگه؛طاقت موندن ندارن
داداش؛به عشق تو گرفتارن

ذکر نام تو بوده
لالایی شباشون
امیری یا حسینه
رجز رو لباشون…

///واویلا واویلتا…///

متن و سبک واحد سنگین شب پنجم محرم

2
متن و سبک واحد سنگین شب پنجم محرم

واحد سنگین شب پنجم محرم

بند اول:

دستم توو دست عمه روی تل
عمومو میبینم که افتاده توو مقتل
از طرفی هم دارم میبینم
لشکر دشمن پای اسباشون زدن نعل…

عمه؛عموم غریب و بی کسه
عمه؛بی پدری برام بسه
عمه؛عموم برام مقدسه…

آرزومه فدا شم
مثل قاسم و اکبر
توو راه عمو حسین
میگذرم از جون و سر…

///واویلا واویلتا…///

بند دوم:

باید یه کاری کنم که دیره
عدو رسید سر از تن عمو بگیره
موندنم اینجا عذاب محضه
اگه بمونم میبینم عمه اسیره…

هر جور؛بود رسیدم به قتلگاه
دیدم؛عموم رو خاکه بی پناه
میزد؛منو عمو رو یک سپاه…

از ضرب تیغ عدو
دستم به مویی بنده
یه بی حیا به غم
منو عمو میخنده…

/// واویلا واویلتا…///

__________________________________________________________________________

واحد سنگین شب پنجم محرم حضرت عبدالله بن حسن (ع)

بنداول:

زجابرخیز ای گل زهرا تنت عریان در
دل صحرا
بزن گلچین شاخ وبرگم را رهاکن ازکف
عمویم را
بمیرم من درره جانان مراازغم ها
رها بنما
شوم قربانِ عموجانم رها کن عمه
تو دستم را

زنم نعره بهر جانبازی
بزن تیغت رابه سوی من
بزن خنجر برگلوی من
مزن تیغت برعموی من

عبدالله را چون غمت کشتهِ
ای عموجانم
برنگ خون چون رخت گشتهِ
ای عموجانم

۳(عمو جانم ای عمو جانم)۳

بنددوم:

شده چشمام عمه بارونی عمو جونم
توی گوداله
رهایم کن تا که پر گیرم بمیرم از جان
زند ناله
شده وقته رزم و پیکارم که امد بابم
کناره شاه
بگوید ای جان جانانم بیا در اغوشِ
ثار الله

ازخیمه تاقتلگاه باسر
امده ام مثل شیره نر
به راه تو دستم و میدم
عمو جانم با چشان تر

شده پیکرتومولاپشت وپناه من
ای عموجانم
شده قتلگاه غریبونه قتلگاه من
ای عمو جانم

۳(عمو جانم ای عمو جانم)۳

 

متن و سبک واحد سنگین شب ششم محرم

1
متن و سبک واحد سنگین شب ششم محرم

واحد سنگین شب ششم محرم

بند اول:

کار ما هر شب سینه زنیه
دیوونگیمون توی دنیا علنیه
دو شب توو ماه عزای ارباب
حال و هوای هیئتامون حسنیه…

مولا؛کرم با تو معنا میشه
عشقت؛توی دلا کرده ریشه
از تو؛میخونیم آقا همیشه…

عمریه دخیلیم به
ضریحی که نداری
شده اسم تو روی
دلامون آینه کاری…

///واویلا واویلتا…///

بند دوم:

از بعد اکبر آروم نداری
ای یادگار حسنم چه بیقراری
دل توو دلت نیست برای رفتن
میخوای بری و عموتو تنها بزاری…

قاسم؛ای پسر یل جمل
میشه؛رزم تو روی لب مثل
با تو؛معنا شد اهلا من عسل…

حسن کرب و بلا
داری میری به میدون
میری و با رفتنت
مادرت میشه گریون…

///واویلا واویلتا…///

بند سوم:

برات بمیرم له شده ابروت
ای گل پرپر حسن شکسته بازوت
تداعی شد توو خاطره ی من
یاد مدینه وقتی خورد لگد به پهلوت…

اسبا؛رد شدن از روو پیکرت
قاسم؛بلاها اومده سرت
ای وای؛یه وقت نبینه مادرت…

ماشالله قد کشیدی
ای نوجوون حسن
یه بار دیگه صدام کن
ای گل صد پاره تن…

///واویلا واویلتا…///

 

متن و سبک واحد سنگین شب هشتم محرم

2
متن و سبک واحد سنگین شب هشتم محرم

واحد سنگین شب هشتم محرم

بند اول:

میری به میدون اکبر عزیزم
به جای آب پشت سر تو اشک میریزم
با رفتن تو غصه م میگیره
داری میری علی فقط فکر یه چیزم…

اینها؛کینه ی حیدر و دارن
نیزه؛توی تن تو می کارن
چیزی؛از تن تو نمیزارن…

اربا اربا اکبرم
پخش شدی توی صحرا
چجوری ببرمت
تا خیمه ها واویلا…

///واویلا واویلتا…///

بند دوم:

هر مردی داغ پسر میبینه
زود پیر میشه توی دلش ماتم میشینه
ایشالله داماد بشه جوونش
آرزوی هر پدری فقط همینه…

وای از؛اون لحظه ای که این پسر
پرپر؛بشه جلو چشم پدر
بابا؛می مونه و اشک بصر…

داغ جوون سنگینه
دلا رو میسوزونه
از همه بیشتر دل
پدره که محزونه…

///واویلا واویلتا…///

_______________________________________________

واحد سنگین حضرت علی اکبر

ای علی جان
ای عصای پیری ام پشتم شکستی
برروی من
چشم همچو احمد خود را توبستی
من بمیرم
زیر تیر و نیزه ها از پا نشستی

اکبر
ببین دل پدر شده کباب
محاسنم ز خون تو خضاب
به ناله های من بده جواب

اکبر
تو را زدند چه بی محابا
جلوی چشم ِ زار بابا
شدی جوانم ارباً ارباً

علی علی علی علی جان….
یا
علی شهید اربا اربا…

ای علی جان
بعدتو جانی دگر بر تن ندارم
کن نگاهم
بین خنده ی عدو ابر بهارم
بادل خون
برروی ماه تو صورت میگذارم

اکبر
ببین که خواهرم رسیده
ولی با قامت خمیده
دیده که موهایم سپیده

اکبر
تورا زدند چه بی محابا
جلوی چشم ِ زار بابا
شدی جوانم ارباً ارباً

علی علی علی علی جان…

ای علی جان
بر تنت مانده هزاران زخم کاری
اربا اربا
بر تنت یک جای سالمی نداری
سوی خیمه
باعبا صدپاره جسمت گشته جاری

اکبر
شدی چو آیه های قرآن
به هر طرف دراین بیابان
تو می روی ومی رود جان

اکبر
تو را زدند چه بی محابا
جلوی چشم ِ زار بابا
شدی جوانم اربا اربا

علی علی علی علی جان….

 

متن و سبک زمزمه دهه اول محرم

56
متن و سبک زمزمه دهه اول محرم

زمزمه حضرت مسلم (ع)

یه جوری سوزوندن دلم رو که انگاری درمون نداره
گمونم غمی که رو این سینه افتاده پایون نداره

الهی کسی کار و بارش به کوفه نیفته
الهی که هیشکی گذارش به کوفه نیفته

اینا بیعتاشون کف روی آبه حسین جون
نیا وضع این کوفه خیلی خرابه حسین جون

مگه یادمون میره اینها اون آخر چه کردن
مگه یادمون میره اینها با حیدر چه کردن

همونان که عمری براشون علی آب و نون برد
همونا که حیدر غم بچه هاشون و میخورد

دارم خوب می فهمم غم کربلات و حسین جون
به کوفه نیا و نیار بچه هات و حسین جون

من و توی کوفه غریب و اسیر گیر آوردن، مهم نیس
منِ بی پناه و به شمشیر کینه سپردن، مهم نیس

دلم خونه اینها برای سرت نقشه دارن
دلم خونه این نیزه ها رو برا تو میارن

یکی قول گهواره داده به اهل و عیالش
شده کشتنت فکر روز و شب و ماه و سالش

یکی گفته از اصغرت چشماش و برنداره
یکی گفته داغ علی رو به سینه ت میذاره

یکی توی خونه ش تنورش رو روشن گذاشته
بمیرم یکی چشم از انگشترت بر نداشته

برا کشتنت میرسه هرکی با هرچی داره
یکی پیره اما عصای خودش رو میاره

______________________________________________

زمزمه ورود به کربلای معلی

از اول توو عالم گِل شیعه ی ما رو با غم سرشتند
حسین جون برادر قرار ما رو با جدایی نوشتند

بگو روضه خونا از احوال زینب بخونن
بگو که بیان مَحرَما دور محمل بمونن

داره خواهرت پاشو توو این بیابون میذاره
بگو که ابالفضل از این خیمه چش برنداره

هنوزم کسی قامتم رو ندیده برادر
نیفتاده چشم حرومی به من جون خواهر

بنامون نبود این که تنها بذاری منو بین اطفال
بنامون نبود این که از من جدا شی بمونی تو گودال

مگه میشه باور کنم روز آخر نباشی
الهی بمیرم ولی زیر خنجر نباشی

الهی نبینم که دشمن رو سینه ت نشسته
نبینم که اسب استخون تنت رو شکسته

اسیری و غربت برا خواهرت خیلی زوده
که زینب یه لحظه م بدون حسینش نبوده

از اول توو عالم گِل شیعه ی ما رو با غم سرشتند
حسین جون برادر قرار ما رو با جدایی نوشتند

بگو روضه خونا از احوال زینب بخونن
بگو که بیان مَحرَما دور محمل بمونن

داره خواهرت پاشو توو این بیابون میذاره
بگو که ابالفضل از این خیمه چش برنداره

هنوزم کسی قامتم رو ندیده برادر
نیفتاده چشم حرومی به من جون خواهر

بنامون نبود این که تنها بذاری منو بین اطفال
بنامون نبود این که از من جدا شی بمونی تو گودال

مگه میشه باور کنم روز آخر نباشی
الهی بمیرم ولی زیر خنجر نباشی

الهی نبینم که دشمن رو سینه ت نشسته
نبینم که اسب استخون تنت رو شکسته

اسیری و غربت برا خواهرت خیلی زوده
که زینب یه لحظه م بدون حسینش نبوده

______________________________________________

زمزمه ورودیه به کربلای معلی

یاحسین(۲) داداش دلم میون سینه بی قراره
این سرزمین اینقدر چرا دلهره داره

یاحسین(۲)خیمه زدی برای چی تو این بیابون
پاشو بریم اینقدر دل منو نلرزون

آه-بگو با ما چیکار دارن اینهمه لشکر
آه-آیه بخون بازی نکن با دل خواهر
آه-بیا کنار گهواره علی رو دریاب
آه-از صدای طبل اینا می پره از خواب

چه ‌فکری‌ دارند توی سر
بیامنو مدینه ببر
میدونی بی‌تو دق میکنم
نده تو از جدایی خبر
(حسین من)

نکنه(۲)این بی حیاها که دارند بلند میخندند
میخوان که دست خواهر تورو ببندند
نکنه(۲)این طایفه که خیلی ناپاکه نگاشون
پر بشه از گوشگواره ی ما خورجیناشون

آه-بی تو صدای ناله هام میره به افلاک
آه-اگه ببینم با شکم افتادی رو خاک
آه-چقدر بیام بالاسرت آشفته احوال
آه-غارت زده چطور ببینمت تو گودال

پیش پاهام‌‌یه راهی بزار
توشلوغی و دادوهوار
چیکارکنم اگه با لگد
پرتم کنند یه گوشه کنار
(حسین من)

______________________________________________

زمزمه حضرت رقیه سلام الله علیها

بابائی(۲)قرار نبود با پا بری با سر بیایی
ولی بازم خوبه که باز کنار مایی
بابائی(۲)امشب نمیدونی باتو چه حالی دارم
میرم به خواب و سرمو زمین میزارم

آه-بابا نبودی خندمو ازم گرفتند
آه-گیسوهای بلندمو ازم گرفتند
آه-نامردای شامی غریب گیرم آوردند
آه-گوشواره هامو واسه ی سوغاتی بردند

روساقه هام نشونه زدند
نامردای زمونه زدند
دیدند یتیمیّ منو و باز
منو به این بهونه زدند
بابا حسین

بابائی(۲)شبی‌بیاد موندنی‌رو امشب میسازم
بخون تو فاتحه برام بالا جنازم
بابائی(۲)با گریه هام دمارشونو درمیارم
لبامو مثل عمو رو گلوت میزارم

آه-سوزش پا امونمو بابا بریده
آه-تاولهای پام توی صحرا ترکیده
آه-چی بگم از سیلی محکم اسیریم
آه-توی گلوم افتاد دوتا دندون شیریم

دیدن نبودن عمومو
بردند تو کوچه آبرومو
تاگریه‌هامو بندبیارن
بادست‌فشار دادند گلومو
(باباحسین)

______________________________________________

زمزمه حضرت رقیه سلام الله علیها

رسیدم به جایی که حس می کنم آخر ماجرامه
کی گفته یتیمم سری که برا من آوردن بابامه

سلام ای مسافر قدم روی چشمام میزاری
چطور اومدی مهربونم تو که پا نداری

به من از توو کوچه یه شامی دو روزه میخنده
چرا از رو موهات عزیزم بوی نون بلنده

بزار شونه هام و نشونت بدم از کبودی
منو میزدن بین صحرا کجا رفته بودی

همینجا برام راز زهرا شدن برملا شد
که خاستم سرت رو ببینم برام کوچه وا شد

من از تو نوازش میخام ای عزیزم ولی دس نداری
خجالت نداره همین خوبه سر روی پاهام میذاری

عزیز دلم بعد از این با دوتا گوش پاره
به گوشواره هاش دخترت احتیاجی نداره

یه شب گم شدم بین صحرا و کاش مونده بودم
نموندم همونجا که حالا سیاه و کبودم

برام سخته اما میخاستم بدونی یه چیزی
اینا خواهرم رو میخاستن برای کنیزی

______________________________________________

زمزمه طفلان حضرت زینب سلام الله علیها

اجازه نمیده مگه داییمون از ما دوتّا چی دیده
الهی بزاره که وقت رهایی برا ما رسیده

به ما گفته مادر که این غصه هم چاره داره
قسم دادنش با غم فاطمه راه کاره

حسین مادری بوده از بچگی تا همیشه
حسین از غم و غصه ی فاطمه رد نمیشه

قراره ما هم مثل زهرا نشونی بگیریم
قراره که ما هم با زخمای پهلو بمیریم

قراره که زینب از این لحظه دیگه بدون پسر شه
الهی سرامون جلو سنگا رو نیزه واسش سپر شه

الهی که ما عمرمون رو توو پیری نبینیم
بمیریم و زینب رو توی اسیری نبینیم

حالا زینبم مثل لیلا یه مادر شهیده
ایشا.. که مادر پیش داییمون روسفیده

الهی رو نیزه دو تا چشممون بسته باشه
نبینیم که زینب گرفتار نامحرما شه

______________________________________________

زمزمه طفلان حضرت زینب سلام الله علیها

یاحسین(۲)بازی نکن توروخدا با جون خواهر
نزار خجالت زده شم به پیش لشکر
یاحسین(۲)میون چنته هرچی که داشتم آوردم
بچه هامو نزن کنار تا که نمردم

آه-به دست و پات میوفتم ای غریب مادر
آه-من اومدم منت کشی پیشت برادر
آه-بعد علی اکبر موی سیاه نداری
آه-بزار اینا برن نگن سپاه نداری

کبوترام فدات یاحسین
فدای‌کربلات یا حسین
تاکه‌قبول‌‌کنی‌اینارو
سرمیذارم‌رو پات یاحسین
(حسین من)

یاحسین(۲)دلت میاد باشن و به غمت بشینند
بردن گوشواره های منو ببینند
یاحسین(۲)دلت میاد فقط همین حرفی ندارم
بازار برده فروشا باشن کنارم

آه-سخته واسه پسر ببینه با پا لشکر
آه-پرت میکنند مادرشو اینور و اونور
آه-چطور ببینند بی حیایی های دشمن
آه-خاکسترو آب دهان میوفته رومن

درسته بچه هام عزیزن
غلام تو ازاین کنیزن
ولی نزار باشن ببینند روی‌سرت‌شراب‌بریزن

حسین من

______________________________________________

زمزمه حضرت عبدالله (ع)

رهام کن رها شم عموجونم از تشنگی رفته از حال
هنوزم یه سرباز عموی من اونجا داره توی گودال

یه دسته حرومی عموی منو دوره کردن
نمیزارم ایندفعه بابام و از من بگیرن

نمیخام تداعی بشه خاطرات قدیمی
دوباره رو موهام بشینه غار یتیمی

یتیم حسن مثل بابا شجاع و غیوره
مث عنه هرچی مصیبت ببینه صبوره

یه چکمه داره زیر و رو می کنه پیکرش رو
یه نامرد تو دستش گرفته موهای سرش رو
میخام که با دستم جلو ضربه هاش و بگیرم
قراره تو آغوش گرم عموجون بمیرم
با خنجر نشسته رو سینه ش بمیرم الهی
عموم و رها کن که زهرا رسیده با آهی

سلاحی ندارم می ترسم بیام و برات دردسر شم
ولی نه، میام تا با دستی که دارم برا تو سپر شم

محاله بزارم گلوت و با خنجر ببرّه
نمیزارم این نانجیب از تنت سر ببرّه

مگه مُرده باشم بزارم که دستش بلند شه
مگه مُرده باشم که دورت بگو و بخند شه

یتیم حسن ترسی از خشم قاتل نداره
عموجون فدای سرت، سر که قابل نداره

_______________________________________________

زبانحال حضرت عبدالله و قاسم ابن الحسن المجتبی (ع)

عموجون(۲)صداتو تا از تو شلوغی ها شنیدم
مثه یه آهو بالای سرت رسیدم
عموجون(۲)از دور دیدم بالاسرت غریب کشونه
دیدم یکی رو خاک سرت رو میکوبونه

آه،ازدوردیدم بدجوری دارن بغض و کینت
آه،باپاشنه ی پا میکوبن به روی سینت
آه،ازدور دیدم خون از تنت فواره میزد
آه،توناله میزدی و باز دوباره میزد

لاله شدی و خون چمنت
هی زیرورو میشه بدنت
قفل شده بود لبات از عطش
با نیزه وا میشد دهنت
(عموحسین)

عموجون(۲)دشمن نمیدونه که ما بچه ی شیریم
کوچیک بزرگمون برای تو میریم
عموجون(۲)دستای کوچیکم که قابلی نداره
حرمله کو؟بگو سه شعبه شو بیاره

آه،من مگه مرده باشم و تو این بیابون
آه،صیقل بدن با دندون تو نیزه هاشون
آه،من مگه مرده باشم و یه بدقواره
آه،بیاد کف چکمه رو صورتت بذاره

منو صوا بزن پسرم
یه کم خنک بشه جگرم
دلم میخواد باتو زیرنعل
خرد بشه ای عمو کمرم
(عموحسین)

______________________________________________

زمزمه حضرت قاسم بن الحسن(ع)

تا اومد به خیمه مث نوجوونیّ باباش حسن بود
دلم ریخت تا دیدم به جای زره بر تن او کفن بود

چجوری بزارم بره این جوون سمت میدون
چجوری ببینم تن قاسمم رو پر از خون

اینا از حسن کینه دارند و تشنه ن به خونش
با بغض حسن آه میریزن سر نوجوونش

یکی گفته پهلوش و میشکافه از بغض زهرا
به فرق سرش فکر کرده این از کین مولا

تا افتاد تو میدون برا کشتنش از همه سو دویدن
یه لشگر گذشتن با اسباشون از پیکر قاسم من

چه سخته برا روزای شادی تو عموجون
که سنگا بشن نُقل دامادی تو عموجون

برا من خود مجتبی بودی ای قاسم من
تو رو کشتن از من دوباره حسن رو گرفتن

چه زود ای عزیزم به این قدّ و بالا رسیدی
سر تو چی اومد تو صحرا یهو قد کشیدی

______________________________________________

حضرت قاسم بن الحسن(ع)

عموجون(۲)بیا ببین به آرزوم رسیدم
یه معجزه شد مثه عباس قد کشیدم
عموجون(۲)بیا ببین که جشن دومادیم عزا شد
جناق سینه م زیر دست و پاها وا شد

آه،عسل داره میچکه از گوشه ی لبهام
آه،پاره شده با ضرب نعلا پلک چشمام
آه،تنم فرو رفته میون خاک صحرا
آه،بگو برام کل بکشن تو خیمه زنها

شد خاک و خون عمو کفنم
سوراخ سوراخ شده بدنم
ازبس لگد زدن به سرم
چشمم رسیده به دهنم
(عموحسین)

عموجون(۲)شد استخونام آسیاب برس به دادم
پهلوی زهرا مادرت اومد به یادم
عموجون(۲)ببین داره میکشه مومو قاتل من
جدا شده ازهم دیگه مفاصل من

آه،این قربونیت موندنی نیست داره میمیره
آه،نرمی پیکرم عمو مثله خمیره
آه،به جای نقل،سنگ رو سرم بارون زد ای وای
آه،از تو گوشام خون سرم بیرون زد ای وای
خیلی کریم شدم براشون
تا دیگه درنیاد صداشون
پوست تنم رو برد با خودش
نعلهای پای مرکبهاشون
(عموحسین)

______________________________________________

زمزمه حضرت علی اصغر(ع)

سه روزه که آبی تو خیمه نداریم بخاب ای علی جون
سه روزه برا من نمونده نه شیر و نه آب ای علی جون

قراره بزرگتر بشی سر رو پاهام بذاری
قراره یه چن روز دیگه تو دندون درآری

بازم حرمله با کمونش رسیده، دلم ریخت
گمونم برات نقشه هایی کشیده دلم ریخت

بهم قول بده تو عبای باباجون بمونی
بهم قول بده که گلوت و نگیره نشونی

لالایی لالایی منو بی خبر این حوالی نذاری
لالایی لالایی منو با یه گهوار خالی نذاری

بخاب شاید امشب عمو واسمون آب بیاره
عمو هم که رفته دعا کن که بارون بباره

چقد سخته از گوش تا گوشت و خون بگیره
چه سخته یه بچه تو آغوش باباش بمیره

چه سخته حسین مضطر از طعنه و خنده ها شه
مسیر حرم رو چقد سخته گم کرده باشه

______________________________________________

زبانحال مولانا باب الحوائج علی اصغر(ع)

لالایی(۲)خالی جات دیگه رو دستام ای علی جون
کنار گهوارت شدم گیسو پریشون
لالایی(۲)من به حرم بابا به دشمن رو زد اما
آخر شدیم شرمنده ی من و تو بابا

آه،چقدر با چشمام التماس کردم به ابرها
آه،شاید که بارون بباره از اون بالاها
آه،دشمنا بهتر دست خالیمو ببندند
آه،دستای خالیمو تکون میدم میخندند

تو دیگه نیستی خوب میدونم
جات خالیه به روی شونم
هو میکنند منو ولی من
هی لالایی برات میخونم

(لالالالا لالا پسرم)

لالایی(۲)وقتی تکون میخوری روی نیزه اصغر
فکرکن خوابیدی میون گهواره مادر
لالایی(۲)یه دونه، مادر عاقبت به من نگفتی
رو نیزه ها محکم بمون رو خاک نیفتی
آه،انگار که تیر اومد درست به قلب من خورد
آه،تیر سه شاخه زبون کوچیکتو برد

آه،تو دست و پا زدی و دل ازتو بریدم
آه،سرم رو به چوبه ی گهواره کوبیدم

خوب شد نبود ببینه عموت
تیر خوردی خندیدن روبروت
حرمله خیر نبینه که بد
گره ی کوری زد به گلوت
لالا….

______________________________________________

زمزمه حضرت علی اکبر(ع)

بمون تا دوباره عزیزم قد و قامتت رو ببینم
میدونم که ناچار کنار تن پاره پاره ت می شینم

دل من شبیه تن تو شده اربا اربا
زمین خوردنم رو ندیده کسی تا به حالا

میترسم که اسب اشباهی بره بین دشمن
تو اسمت علیّه، اینا از علی کینه دارن

میریزن سرت هرکی با هرچی داره علی جون
یکی نیزه شو توو تنت جا میذاره علی جو

شبیهِ پیمبر تویی وارث پهلوونیه حیدر
بفهمن کی هستی میترسم بریزن سر تو یه لشگر

به گوشم دیگه بانگ الله اکبر نمیاد
اذانم! شدی قطعه قطعه صدات در نمیاد

سرت رو میگیرم تنت روی خاکا میمونه
تنت رو میگیرم سر تو چرا جا میمونه

اگه عمه زینب نبود ای علی مرده بودم
عبام و برا بردن تو نیاورده بودم

______________________________________________

زمزمه حضرت علی اکبر(ع)

پسرم(۲)کمتر پیش من دست و پا بزن عزیزم
خودت بگو چه خاکی رو سرم بریزم
پسرم(۲)چطور بلند کنم تنت رو از رو خاکا
از لای دستام میریزی به روی صحرا

آه،قاتلاتو خدا الهی که نبخشه
آه،شبیه برگ گل تنت تو صحرا پخشه
آه،از لای جوشنت میاد خونای تازه
آه،موندم چجوری بگیرم تشییع جنازه

نفس بکش قرار ندارم
سرروی صورتت میزارم
برای بردن تو باید
هرچی عبا که هست بیارم

(علی علی علی پسرم)

پسرم(۲)مثه بابام فرق سرت واشد تا ابروت
شبیه مادرم دهن واکرده پهلوت
پسرم(۲)باور نداشتم که یه روز اینو ببینم
تنت رو تیکه تیکه تو عبا بچینم

آه،بالاسرت جون بابا به مویی بنده
آه،تو خون بالا میاری و دشمن میخنده
آه،غیرتتو نشون بده پاشو دلاور
آه،پاشو تا خیره نشدن به عمه ،اکبر

عمه رسیده پیش بابا
زبون درازن این ناکسا
برای تسلیت رو بروم
میرقصن این حروم زاده ها

______________________________________________

زمزمه مولانا قمربنی هاشم اباالفضل العباس(ع)

برادر ابالفضل بنامون نبود اینکه تنهام بزاری
بنابود نجنگی بنا شد برا بچه ها آب بیاری

رباب اصغرش رو بغل کرده چشم انتظاره
رباب از کنار حرم چشم به مشک تو داره

چجوری بگم با رقیه غمت بام چه کرده
مگه باورش میشه اصلا عمو برنگرده

دارن بچه ها وعده میدن بهم دیدنت رو
بهم حق بده که نتونم بگم رفتنت رو

یه دست تو این سو یه دست تو افتاده اون سوی صحرا
سرت رو شکستن شدی مثل اون فرق خونین مولا

شکستی منو قامتم خم شد از رفتن تو
بمیرم یه لشکر چه کردن با جسم و تن تو

نشسته کنار تو زهرا بهت میگه مادر
دیگه وقتشه ای برادر، صدام کن برادر

پاشو از رو خاکا که بی تو حرم در امون نیست
پاشو تا بفهمن حرم باتو بی پاسبون نیست

______________________________________________

زمزمه مولانا قمربنی هاشم اباالفضل العباس(ع)

یااخا(۲)پاشو چرا افتادی روی خاک برادر
بلند بلند داره میخنده به ما لشکر
یااخا(۲)چقدر کوچیک شده تنت دارم میمیرم
میشه مثه اصغر تورو بغل بگیرم

آه،پاشو توتنها منجی طفل ربابی
آه،کنار مشک پاره واسه چی میخوابی
آه،دستاتو آوردم پاشو دوباره بپر
آه،از طرفت سکینه قول داد به اصغر

حال و روز داداشو ببین
بی تو شدم شکسته ترین
عمود چه کرده با سر تو
افتاده دندونات رو،زمین
(عباس من)

یااخا(۲)اینا که از چشمای تو حساب میبردن
زدند با تیر چشمتو از سردرآوردن
یااخا(۲)ترسم اینه اگه برم بمونی تنها
بدتر از اکبرم بشی تو اربا اربا

آه، پاشو ببین دارن میرن به سوی خیمه
آه، پاشو وگرنه میره آبروی خیمه
آه، پاشو که جز تو نداره دردم علاجی
آه میزنه دشمن به حرم چوب حراجی

بی تو حرم امون نداره
سنگ بلا همش میباره
میرم بگم که دخترکم
گوشواره هاشو دربیاره

______________________________________________

زمزمه عاشورا

رسیدی به جایی که تنهای تنهای تنها بمونی
رسیدی به ظهری که لب تشنه در بین صحرا بمونی

یه لشکر پر از شمر و زحر و سنان روبه روته
یکشون به فکر سرت اون به فکر گلوته

رسیده سر پیکرت هرکی با هرچی داره
یکی نیزه آورده و اون عصاشو میاره

بمیرم همین که لبِ تشنه رفتی تو از حال
غریب گیر آوردن یه لشکر تو رو بین گودال

داره از روی تل صدایی می پیچه که میگه اُخَیَّ
پیچیده تو گودال صدای غریبی که میگه بُنیَّ

بمیره برات مادر تو بُنیَ بُنیَ
چی آوردن اینها سر تو بُنیَ بُنیَ

عزیزم نذاشتن که تو جرعه آبی بنوشی
چی شد پیرهنی که برات دوخته بودم بپوشی

زیر تیغ و خنجر شکسته نبینم تنت رو
نبینم که زینب میبوسه رگ گردنت رو

______________________________________________

زمزمه وداع

یاحسین(۲)کجا داری میری مارو تنها میزاری
یه مشت زن و بچه رو میری جا میزاری
یاحسین(۲)آهسته تر برو ببین پشت سرت رو
پیاده شو خودت آروم کن دخترت رو

آه،نمیذارم همین جوری بری برادر
آه،همین جوری راحت بری به زیر خنجر
آه،بمون با دستام بزنم یه شونه موتو
آه،به جای مادر ببوسم زیر گلوتو

بمون و قلبمو نسوزون
دخترتو روپات بنشون
از مادر و مدینه داداش
خودت برام یه روضه بخون
(حسین من)

یاحسین(۲)برو با حسرت برو با یه آه سردی
برو میدونم که دیگه برنمیگردی
یاحسین(۲)برو برو مسافرم برو عزیزم
یه ظرف آب نیست تا که پشت سرت بریزم

آه،برو الهی واژگون نشی برادر
آه،پاخور پای این و اون نشی برادر
آه،برو الهی نشی از خونریزی بی حال
آه،غلطت ندن با نیزه ها تا ته گودال

رو میزنه به مرکب تو
دلواپس تو زینب تو
تا که آروم نیوفتی زمین
له نشه چونه و لب تو

حسین من

______________________________________________

زمزمه گودال شریف قتلگاه

یاحسین(۲)همینکه افتادی روخاک یه لحظه مردم
انگاری که منم باتو نیزه میخورم
یاحسین(۲)باد سیاه و سرخ اومد طوفان به پا شد
تو اون شلوغی ها یهو سرت جدا شد

آه،کشتن تو داشت برای اینا چه اجری
آه،آروم آروم میزدنت بردی چه زجری
آه،چند بار دیدم نیم خیز شدی که پاشی ازجا
آه،ولی زدن با نیزه رو پیشونیت اینا

دیدم که داری جون میکنی
ولی همش به فکر منی
جیغ میزدم به خاطر این
خوردم یه چندتا تو دهنی

(حسین من)

یاحسین(۲)تو تشنه بودی و پیش تو آب میخوردن
سر بریدت و واسه جایزه بردن
یاحسین(۲)تو اون مصیبت بزرگ و بی شعاعی
تو اولین بی سری که قطع نخاعی

آه،روضه ی تو مکشوفه و روضه ی بازه
آه،چیزی ازت نموند بهش بگن جنازه
آه،تورو به نامردی ترین طریقه کشتن
آه،پای یزید به نیت عقیقه کشتن

کوبیدنت با سم ستور
باید بره سرت راه دور
واسه همین باید که موها
خاکستری بشه تو تنور

(حسین من)

______________________________________________

زبانحال و زمزمه دروازه کوفه و بی بی زینب(س)

یاحسین(۲)بالای نیزه ها شدی هلال زینب
ببین طناب پیچ شده دست و بال زینب
یاحسین(۲)سرت رو نیزه توی صحرا پیکرتو
پشت سرت روخاک میوفته خواهر تو

آه،مجلس ترحیمت تو کوفه برگزاره
آه،بارون سنگ داره روی سرم می باره
آه،سوزوند دلم رو دست و دلبازی اینها
آه،پرت میکنند جلوی ما،هی نون و خرما

گشواره ای نمونده تو گوش
دشمن گرفته جوش و خروش
دعایی کن نشیم روبرو
با دلال های برده فروش

(حسین من)

یاحسین(۲)شاگردای کلاس قرآنم رسیدند
جا تسلیت ناخن به صورتم کشیدند
یاحسین(۲)اینا هنوز از علی خیلی عقده دارند
زباله هاشونو روی سرم میبارند

آه،راست راستی که اینا تو بی حیایی خوبن
آه،پیاله ی شراب و رو سرت میکوبند
آه،تو مجلس ابن زیاد میشه قیامت
آه،سرت مرتب میشه با تیغ حجامت

گرفته بوی نون سر تو
دق مرگ شه کاشکی خواهر تو
پیش چشام با تیغ میگیرند
اضافی های خنجرتو

(حسین من)

 

اشعار استقبال از ماه محرم

0
اشعار استقبال از ماه محرم

شعر استقبال از محرم امام حسین (ع)

شادی برای تو غم عالم برای من
از ماه های سال، محرم برای من

آوای آسمانی داوود مال تو
خاموشی مقدس مریم برای من

از عشق خود جدایم و جای گلایه نیست
این بود ارث حضرت آدم برای من

بی مهری است رسم محبت برای تو
تنهایی است مونس و همدم برای من

این زخم ها معلم خندیدن من اند
حیرانم از ترحم مرهم برای من

یوسف که نیستم ولی آن بنده ام که هیچ
نگذاشته ست صاحب من کم برای من

بگذار عمر در گذر عشق طی شود
حتی اگر نشد که تو یک دم برای من…

شاعر:میلاد عرفان پور

__________________________________________________

شعر استقبال از محرم امام حسین (ع)

ما هر چه بود پای محرم گذاشتیم
در چَشم ها دو چِشمه ی زمزم گذاشتیم

قطعاً دعای فاطمه پشت و پناه ماست
وقتی دم حسینیه پرچم گذاشتیم

ما ارث گریه از پدر خویش برده ایم
پا جای پای حضرت آدم گذاشتیم

این اشک ها برای تو باشد ، حسین جان
شاید به روی زخم تو مرهم گذاشتیم

تفسیر روضه هاست ، حروف مقطعه
جان را میان سوره ی مریم گذاشتیم

خیلی حسین زحمت مارا کشیده ای
خیلی برای روضه ی تو کم گذاشتیم

عمریست دم حسن شده و بازدم حسین
این عشق را به سینه دمادم گذاشتیم

یک اربعین زیارت مارا ردیف کن
ما هر چه بود پای محرم گذاشتیم

شاعر:احمد ایرانی نسب

__________________________________________________

شعر استقبال از محرم امام حسین (ع)

اهل عالم باز هم دارد محرم میرسد
در نگاه عاشقان اشکی دمادم میرسد

موجِ خونت گشته جاری ، چشم ها گردیده تر
خیمه ات را غم گرفته ، یا حسینا ، یا پدر

دامنِ اهل حرم آتش گرفت و سرد شد
گفتگوی بچه ها نقلِ روایت ، درد شد

از عمو عباس و مشکی پاره میگوید کمی
از رشادت های اکبر ، زخم پیکرها دمی

کودک شش ساله پرپر شد ز تیر حرمله
نیزه ها ، شمشیرها رنج غریبی قافله

حجله ی داماد با خونِ عزیزش بسته شد
مظهرِ آزادگی مظلوم و تنها گشته شد

دختری ماتم زده بی گوشواره میرود
خواهری صحرا به صحرا غمگنانه میدود

اهل عالم شال ها را سر بسر مِشکی کنید
آب را بستند فکرِ خشکی وُ مَشکی کنید

شاعر :محمد جهان زاد

__________________________________________________

شعر استقبال از محرم امام حسین (ع)

صدای تپش های قلبم حسین
همیشه تمنّای قلبم حسین

تو شیرینی روزگار منی
مسیح دل بی قرار منی

خدا در دلم بود گفتم حسین
فراتر ز هر اسم اعظم حسین

به یاد تو دست از هوس می کشم
به شوق تو تنها نفس می کشم

همه می روند و غمت ماندنی ست
حسینیه ی ماتمت ماندنی ست

در این روضه ها عشق باران شدیم
از این اشک ها ما مسلمان شدیم

بزرگی کن و عشق یادم بده
بیا زاد راه معادم بده

سرم خم نشد جز تو بر هیچ کس
دلم زیر دین حسین است و بس

تویی اصل این زندگانی حسین
گذشته به پایت جوانی حسین

از این شهر پر های و هو خسته ام
به احسان چشم تو دل بسته ام

شاعر:حسن کردی

__________________________________________________

شعر استقبال از محرم امام حسین (ع)

عمری‌ست عبد این درم الحمدلله
در خیمه‌هایت نوکرم الحمدلله

مادر مرا باشیر روضه پرورش داد
رحمت به شیر مادرم الحمدلله

از کودکی تا سن پیری سقف هیئت
شد سایه‌ی بالاسرم الحمدلله

حال‌دلم با یاحسین روضه خوب است
با تو همیشه بهترم الحمدلله

این روضه‌رفتن سجده‌های شکر دارد
ای رازق چشم‌ترم الحمدلله

من شادی‌ام را می‌فروشم هر محرم
با آن غمت را می‌خرم الحمدلله

بالی‌شکسته دارم و با بال‌روضه
تا عرش‌اعلی می‌پرم الحمدلله

با سینه‌زن‌های شما یک عمر گفتم
وااکبرم، وااصغرم الحمدالله

شاعر :امیر عظیمی

__________________________________________________

شعر استقبال از محرم -مناجات با امام زمان

مه اشک است بیایید محرم آمد
ماه ذریه ی پیغمبر اکرم آمد
خواستم ، آیه بخوانم کمی آرام شوم
از قضا بر لب من سوره ی مریم آمد

“کاف” و “حا” خواندم و دل بوی بلا را حس کرد
یاد از شال عزای تو گل نرجس کرد

گل نرجس بخدا یک دل پر غم داری
بیشتر از همه، تو شوق محرم داری
کربلا ، مکه ، نجف ، کوی منا یا عرفات
آه…. امسال کجا خیمه ی ماتم داری

بخدا من به تو و گریه ی تو حساسم
نوکرم ، عبد توام، گرچه نمک نشناسم

خیمه ای سبز به پا کردی و تنها تنها
می کنی گریه و ای کاش کنی یاد از ما
جای اشک از سر مژگان تو خون می ریزد
ذکر لبهای من غمزده هم “ای آقا”
جان من آه نکش، گریه نکن مولا جان
مثل یعقوب نشین گوشه ی بیت الاحزان

اینقدر یاد رقیه نکن و داد نزن
از غم شام بلا اینهمه فریاد نزن
هی به سر می زنی و روضه ی سر می خوانی
مثل ویرانه شدی خانه ات آباد ، نزن

ای فدای سر تو جان من و اجدادم
یاد گودال و تن و نیزه و سر افتادم

شمر تا رفت، تنش زیر لگدها افتاد
خواهرش در وسط دسته ی بدها افتاد
تازه از دست سنان و همه راحت شده بود
روی آن پیکر سم دیده چه ردها افتاد

تا که افتاد حسین، حضرت زهرا غش کرد
آنقدر خورد زمین زینب کبری، غش کرد

شاعر : جعفر ابوالفتحی

__________________________________________________

شعر استقبال از محرم

کم کَمَکْ دارد مُحرم می رسد
ماه حزن و گریه و غم می رسد

حضرت زهرا که صاحب روضه هست
وقت روضه با قدی خَم می رسد

هر مُحرم بر مشامِ نوکرت
بوی ناله بوی ماتم می رسد

وقت روضه که رسید از چشم ها
اشک هایی مثل زمزم می رسد

روضه ی سقا بخوانی العجل
مهدی صاحب زمان”عج” هم می رسد

روضه ی گودال و تیغ و نیزه ها
آخرش دارد به یادم می رسد

ظهر عاشورا به دقت گوش کن
ناله های واحسینم می رسد

لحظه ی مردن که اربابم حسین
حتم دارم که به دادم می رسد

شاعر: سیدامیرمیثم مرتضوی

__________________________________________________

شعر استقبال از محرم

این روزها دلشوره دارم بیش از پیش
کاری بجز گریه ندارم بیش از پیش

این روزها قلب مرا ماتم گرفته
باز این لبم نام شمارا دم گرفته

این روزها دلشوره دارم مثل هرسال
هر شب گریزی میزنم تنها به گودال

اما همه ترسم جدایی از تو شد ، آه
اینکه نباشد دستم از ماه تو کوتاه

ای کاش با عشق تو در روضه بمیرم
من ، این منه بی ننگ و بی عرزه بمیرم

ای کاش با گریه توانم را بگیری
امسال بین روضه جانم را بگیری

ای کاش این ماه محرم با تو باشم
ای کاش در این روضه مَحرم با تو باشم

تا اینکه مارا مادرت درهم ببیند
مارا سیه پوش غم و ماتم ببیند

کاری بکن غیر از غمت ، غم را نبینم
ماهی بجز ماه محرم را نبینم

زهراست مارا راهی این جاده کرده
مارا برای نوکری آماده کرده

فهم محرم را به ما امشب عطا کن
راه حسین ابن علی را راه ما کن

هر چند که صحرایی از غم تشنه اوست
او تشنه بود اما دوعالم تشنه اوست

شاعر: امیر فرخنده

__________________________________________________

شعر استقبال از محرم

این راز پُر از عذاب پیشت باشد
تصویر منِ خراب پیشت باشد
شاید که محرمت نبودم آقا !
این اشک علی‌الحساب پیشت باشد

شاعر: وحید قاسمی

 

اشعار مناجات با امام حسین (ع)

33
اشعار مناجات با امام حسین (ع)

شعر مناجات امام حسین (ع)

هزار مرتبه گر سر برند از بدنم
خدا نیاورد آن دم کـه از تـو دل بکنم

تمام عمر سخن از تـو گفته ام چـه شود؟
کـه وقت مرگ بود نامت آخرین سخنم

گریستم بـه تـو، یک عمر و از تـو می‌خواهم
در آخرین نفسم باز بر تـو گریه کنم

در آشیانه ی تن با تـو بوده ام مانوس
مباد بی تـو از این آشیانه پر بزنم

سری کـه خاک تـو نبوَد بـه دورش اندازم
دلی کـه بر تـو نسوزد در آتشش فکنم

بـه خاک کربلا سجدهِ کرده ام عمری
کـه بوی تربت پاک تـو خیزد از کفنم

بـه چشم مـن نگهی کن کـه وقت جان دادن
تـو را نگه کنم و جان برآید از بدنم

شاعر : سید محمد امین جعفری

_________________________________________

شعر مناجات امام حسین (ع)

من و این روضه ها الحمدلله
من و یاد شما الحمدلله

من و ماه محرم زنده بودن
بود حُسن عطا الحمدلله

نبودم، حق مرا سینه زنت کرد
شدم اهل بکا الحمدلله

من از دامان پاک مادر خود
تو را گشتم گدا الحمدلله

من از هیئت هزاران خیر دیدم
شدم حاجت روا الحمدلله

سیاهی عزایت نور محض است
که گشته رزق ما الحمدلله

رسد روزی که در سجده بگویم
رسیدم کربلا الحمدلله؟

شاعر :جواد حیدری

_________________________________________

شعر مناجات امام حسین (ع)

غمخوارِ کربلا غم عالم نمی‌خورد
دنیایِ بی حسین به دردم نمی‌خورد

هرکس که خورد نان تو جایی نمی‌رود
هرکس که خورد داغِ تو را غم نمی‌خورد

شأنِ دو چشمِ خیسِ عزادار عرشی است
این حرفها به چشمه‌ی زمزم نمی‌خورد

آنکه به زیر سایه‌ی زهرا نشسته است
غمهای روزِ حشر مسلم نمی‌خورد

آنکس که جای بستر بیماری ، از غمت
آتش گرفت حسرت عزیزم نمی‌خورد

من با محرم تو نفَس می‌زنم هنوز
هرچند طعنه نوکرتان کم نمی‌خورد

من حتم دارم از نفسِ گرمِ مادرت
این سینه باز داغِ محرم نمی‌خورد

شاعر:حسن لطفی

_________________________________________

شعر مناجات امام حسین (ع)

من و جدا شدن از کوی تو خدا نکند
خدا هر آن‌چه کند از تو ام جدا نکند

صفای دل توئی و دل زهر چه داشت صفا
صفا ندارد اگر با غمت صفا نکند

جواب ناله دل‌های خسته بر لب تو است
که را صدا کند آن کو تو را صدا نکند

هزار مرتبه حیف از نماز مرده بر او
که زنده ماند و جان در رهت فدا نکند

رضا مباد خدا از کسی که در همه عمر
تو را به قطره اشکی ز خود رضا نکند

رهایی همه عالم بود به دست کسی
که هر چه بر سرش آید تو را رها نکند

کشیدم از دو جهان آستین که دولت عشق
مرا به جز در این آستان گدا نکند

کسی که خاتم خود را دهد به دشمن خود
چگونه از کرم خود نگه به ما نکند

گذشت عمر و اجل پر زند به دور سرم
بمیرم و نروم کربلا خدا نکند

تو درد داده‌ای و تو طبیب درد منی
به جز تو درد مرا هیچ‌کس دوا نکند

هزار مرتبه میثم اگر رود سردار
به جز علی و به جز آل را ثنا نکند

شاعر: غلامرضا سازگار

_________________________________________

شعر امام حسین (ع) مناجات محرمی

از چشم‌ گریه مانَد و از گریه عزتش
از جام باده مانَد و از باده لذتش

فرمود امام صادق ما روضه جنت است
دنیا جهنم است برو سمت جنتش

ما را حسین، بهر خودش انتخاب کرد
اینجا کسی نیامده الا به دعوتش

عرفان ناب چیست؟همین گریه بر حسین
صدسال فیض ریخته در نیم ساعتش!

تا زنده ای به هرنفسی یا حسین‌ بگو
فردا میان قبر تو هستی و حسرتش

یک روز هم شبیه به حر میخرد مرا
بخشیده میشویم همه در نهایتش

آنکس که کار کرد برای عزای او
حتی عبادت است دم استراحتش

صدبار قهر کردم و دنبالم آمده
ماندم دگر چکار کنم از خجالت

خون حسین قاطی کرببلا شده
صد مرده زنده میشود از بوی تربتش

جان داشت و به خیمه او حمله ور شدند
فابک علی الحسین! شکستند حرمتش

شاعر: سیدپوریا هاشمی

_________________________________________

شعر مناجات با امام حسین (ع)

شکر حق روز و شبم با روضه ات سَر میشود
چشم های من فقط با نام تو تَر میشود

قیمتی داده به من این کیمیای مِهر تو
خاک هم زیر قدم هایت چُنان زَر میشود

خوانده ام آقا ثواب زائران کربلا
همتراز با نود حج پیمبر میشود

هر کسی که جان دهد پای بساط روضه ات
چون شهیدان پیکرش پاک و مطهّر میشود

لحظه ی مرگم سرم را روی زانویت بگیر
خار در آغوش گل باشد معطّر میشود

حرف گل آمد گریز روضه ام اینگونه شد
گل اگر بی آب باشد زود پرپر میشود

مادری خیمه به خیمه در پی یک قطره آب
در دل صحرا روان مانند هاجر میشود

اسمعیلم پا مکش برخاک اینجا کربلاست
حال و روزت از عطش هر لحظه بدتر میشود

نه غذایی خورده ام نه آب که شیرت دهم
خنج بر سینه مزن شرمنده مادر میشود

کودک لب تشنه ام اینگونه بی تابی نکن
میرسد سقّا گلوی خشک تو تَر میشود

عاقبت این تیر های حرمله شَر میشود
مقصد تیر سه شعبه حلق اصغر میشود

شاعر: نوید طاهری

_________________________________________

شعر مناجات با امام حسین (ع)

در میان جمعم اما باز غربت می کشم
جرم من این ست که بار محبت می کشم
من همین در کنج عزلت آخرش می بینمت
دودمان هجر را بعدش به عزلت می کشم
من به جرم عاشقى هر شب ملامت می شوم
من به جرم عاشقى هر شب ملالت می کشم
با محبت می کشى و با محبت می کشى
هر چه دارم می کشم از این محبت می کشم
هم میایم پیش تو هم پیش تو می آورم
هم عبادت می کنم هم به عبادت می کشم
هر چه ام، دارم درِ این خانه خدمت می کنم
هر که ام، دارم درِ این خانه زحمت می کشم
گریه کن های تو آقایند، آقاى منند
خاک پاشان را به دیده عین تربت می کشم
یک دلى بشکن ز من تا گریه سیرى کنم
ورنه بعد روضه ات تا صبح حسرت می کشم
آبرویم را بگیر و گریه هایم را نگیر…
گریه ام وقتى نمی گیرد خجالت می کشم
سمت روضه آمدن طى طریقت کردن است
وقت مردن هم خودم را سمت هیئت می کشم
تا که من یک روز در هفته بیایم پیش تو
جان زهرا مادرت شش روز منت می کشم
بچه هایم را بگیر و بچه هایت را بده
با تو دور بچه هاى خویش را خط…

شاعر: علی اکبر لطیفیان

_________________________________________

شعر مناجات با امام حسین (ع)

وقتی که ما به سوی حرم بال می زنیم
یک سر به عرش و قبله ی آمال می زنیم
پیوند شاخه های دل خویش را فقط
با آن درخت سبز کهنسال می زنیم
شکر خدا که ماه محرم فرا رسید
امسال هم به سینه چو هر سال می زنیم
عطری که از سفر به خراسان خریده ایم
بر پیرهن سیاه و بر این شال می زنیم
ما میهمان سفره ی ششماهه می شویم
وقتی گریز روضه ی منهال می زنیم
با فاطمه برای حسین گریه می کنیم
با هم سری به داخل گودال می زنیم
ثابت نموده اند شهیدان ، زمان مرگ
بوسه به پای دوست به هر حال می زنیم

شاعر :رضا رسول زاده

_________________________________________

شعر مناجات با امام حسین (ع)

اشعارمناجاتی امام حسین علیه السلام ـ
دوباره شعله بر این سینه ی حزین افتاد
که باز بر جگرت داغِ آتشین افتاد
نسیم بوی گُل آورد، چشمِ تو خون شد
گمان کنم که دلت یادِ لاله چین افتاد
به روضه دیدنش از تو شنیدنش از ما
چه دیده ای که به پیشانی تو چین افتاد
همیشه سجده ی ما رو به روی شش گوشه ست
هزار شکر که بر تُربتش جبین افتاد
دلِ شکسته ی ما خرجِ کاشیِ حرم است
به لطفِ توست که این آینه زمین افتاد
حسین قاتل تو شد حسین قاتل ما
ببین چه می کنی آقا دوباره با دلِ ما

شاعر: حسن لطفی

_________________________________________

شعر مناجات با امام حسین (ع)

ذکر خیر تو به هر جا شد و یادت کردیم
دست بر سینه به تو عرض ارادت کردیم
پادشاهی جهان حاجت ما نیست حسین
به غلامی در خانه ات عادت کردیم
زیر این بیرق پاک تو شبیه شهدا
دم به دم ما طلب جام شهادت کردیم
آه محزون چو کشیدیم به غمهای شما
طبق فرمایش معصوم عبادت کردیم
رحمت محض خداوند تو هستی ارباب
بر در خانه ی تو کسب سعادت کردیم
امر فرموده خدا بر غم تو گریه کنیم
ما به دستور عمل از حین ولادت کردیم

شاعر: رضا رسول زاده

_________________________________________

شعر مناجات با امام حسین (ع)

می خواهمت به جای نفس جای هر چه نیست
در این دلم حساب شما چیز دیگریست
من در هجای دوم تو فتح می شوم
آری در این حروف مقدس بگو که چیست ؟
می آیی و برای زیارت دو چشم من
در سایه ضریح گلویت شکستنی است
با کاروان عاشقی از شهر می روی
ما را ببر مسافر ماتم کمی بایست
حق می دهم برای کسی جز تو نشکنم
آخر شبیه دست تو آقا کجاست؟ کیست ؟
در کهکشان لطف شما غرق می شود
هر کس به پای روضه تو قطره ای گریست

شاعر: علیرضا لک

_________________________________________

شعر مناجات با امام حسین (ع)

نام تو بلند است به هرجا ، خبری هست
هر جا که کریم است ، گدا پشت دری هست
ما مشتری درهم اجناس تو هستیم
در کیسه بریز هرچه غم و خونجگری هست
رمزی است که ما سوی حسینیه دوانیم
از هیئت ارباب خدا را گذری هست
غصه نخور ای فاطمه ” ما زنده به عشقیم
آرام نگیریم ” که تا چشم تری هست
بازار عزای پسرت گرم نماییم
این قدر که این کهنه گدا را هنری هست
ما مدعی معجزه با قطره ای اشکیم !
کو شعله ی آتش که ببیند اثری هست ؟
تا پرچم اشک غمت افراشته باشد
بی شک جلوی هجمه ی دشمن سپری هست
دل قصد حرم کرده توکلت علی الله
تا کرب و بلا هست امید سفری هست
آقا به رویم باز نما باب شهادت
مرغی که به خونش بزند بال و پری هست

شاعر: رضا رسول زاده

 

12 آگوست 21
بدون دیدگاه
90,373
دانلود