آهنگهای ویژه

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1403

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1403

  • حاج عبدالرضا هلالی

    حاج عبدالرضا هلالی

    آلبوم مراسم عزاداری شب پنجم محرم 1403/04/20 هیئت الرضا (ع)

  • کربلایی جواد مقدم

    کربلایی جواد مقدم

    نماهنگ رفیق

  • حاج محمد طاهری

    حاج محمد طاهری

    نماهنگ ساعتی بندگی - رمضان 1402

سبک نوحه و شور

متن و سبک زمینه شب چهارم محرم

5
زمینه شب چهارم محرم

زمینه در مدح حضرت زینب (س)

دم شعر

زینب زینب دختر مولا زینب
زینب زینب خواهر مولا زینب
زینب زینب عمه ی مولا زینب
زینب زینب روح تولا زینب

بند اول

زینب زینب اول و آخر زینب
زینب زینب جان برادر زینب
هم مادر بودی هم خواهر زینب
زینب زینب شافع محشر زینب

خدیجه و احمد مختاری تو
هم زهرا هم حیدر کراری تو
هم حسینی هم حسنی هم عباس
بعد از سقا میر و علمداری تو

زینب زینب دختر مولا زینب
زینب زینب خواهر مولا زینب
زینب زینب عمه ی مولا زینب
زینب زینب روح تولا زینب

بند دوم

ای دومین حضرت زهرا زینب
مثل مادر ام ابیها زینب
پرچمدار شور حسینی زینب
ای معشوق آخر دنیا زینب

به زلفِت بسته دل دنیا زینب
تسبیح من اسمته هرجا زینب
مدد میگیره از نام تو مهدی
زینب زینب زینب کبری زینب

زینب زینب دختر مولا زینب
زینب زینب خواهر مولا زینب
زینب زینب عمه ی مولا زینب
زینب زینب روح تولا زینب

بند سوم

خیمه گاهِت جمع کبوترها شد
چادرِت سجده گاه سرها شد
ای مدافع حرم رسول الله
مدافع پرچم تو دنیا شد

هر شهیدی میومد از سوریه
روی چشماش آره قدمگاهِت شد
خوشبحال هرکی سپر شد واست
هرکی سر داد و خاک راهِت شد

زینب زینب دختر مولا زینب
زینب زینب خواهر مولا زینب
زینب زینب عمه ی مولا زینب
زینب زینب روح تولا زینب

________________________________________

متن زمینه شب چهارم محرم

بند اول

حرم تو بهترین نقطه ی عالم منه
جنت بدون تو حسین جهنمه منه
اولین امید من گوشه ی پرچم توعه
هر کی عالمی داره کربلا عالم توعه

اسمون تو
فرق داره با آسمونای دیگه
اون کبوتری
که میگرده دور گنبدت میگه
میگه هرکجا
خونمو ساختم یه طوفانی اومد
تا بوی حرم
اومد اینجا و در خونمو زد

دردمو درمون داد
این دلو سامون داد
یه مرده بودم کربلا به جسم من جون داد

رزقم فراهم هست
ایوون طلا هم هست
هرجا که رفتم دیدم اون گوشه خدا هست

بند دوم

چی داره کرببلا که قبله ی دنیا شده
هرکی که گم شده حالا تو حرم پیدا شده
هر دو عالم زیر این گنبد چه جوری جا شده
عرش حق به حرمت این دو برادر پا شده

چه خبر شده
چرا چشم عالم از داغت تره
چرا هرکی که
میرسه پیش تو آقا بی سره
هرکی که چشاش
بارونی تر باشه حالش بهتره
دست عاشقا
واسه سر دادن به پای مادره

هرکی رسید اینجا
نیت قربت کرد
با اشکای چشمش آقا غسل شهادت کرد

چه جمعشون جمعه
دور تو سردارا
سرداری تو سر دادنه خوشبحال اونا

بند سوم

زینبت میاد به استقبالشون با چشم تر
میکنه داغ زمین و اسمون و تازه تر
دست رو سر میگیره میگه عاشقا خوش اومدین
شما که با جون و دل دور حرم حلقه زدین

اما کاش میشد
که زمان برگرده یه قدری عقب
به همون شبی
که حرم افتاده بود تو تاب و تب
اون غروبی که
بوی غربت کل صحرا رو گرفت
تا حسین من
با لگد تو عمق مقتل جا گرفت

خوش اومدین اما
کاش که بودین اونجا
حسینو تنها دیدن اومدن کمون دارا

اگه بودین کارم
نمیکشید اینجا
کسی نمیدید زینبو میون بازار

_________________________________________

زمینه لطمه زنی طفلان حضرت زینب (س)

بند اول

شده آه دلم شعله ور
از غم تو شده چشمام تر
ای برادر قبول کن تو از
خواهرت این دوتا شیر نر

اینا داداش پر از احساسن
خیلی رو نام تو حساسن
خون حیدر تو رگهاشونه
اینا شاگردای عباسن

ای همه ی کَسم
میدم تو رو قسم
به جون مادرم/حسین حسین حسین
بزار برن اینا
خون جگرن اینا
گلای مضطرم/حسین حسین حسین

بند دوم

یکی دشنه به پهلوشون زد
یکی با سنگ به ابروشون زد
نا نجیبی رسید از راه و
با لگد به سر و روشون زد

توی میدون چقد بلوا بود
دو بدن زیر صد ها پا بود
سر بریدن سر هاشون
بین یک لشگری دعوا بود
…..
به این دوتا پسر
چقد زدن تبر
تو دشت کربلا خدا خدا خدا خدا
شد سرشون جدا
جلوی خیمه ها
تو دشت کربلا خدا خدا خدا خدا
….
آه و واویلا واویلا

_________________________________________

زمینه شور واحد روضه ای شب چهارم محرم ابناالزینب

بند اول

قبول کن /قسم می دمت من تورو جون مادر
قبول کن/بخر این گلای من و ای برادر
قبول کن/برن سمت میدون واسه تو بدن سر
برادر

رسیده دیگه وقت پرواز این دو کبوتر
بزار تا بشن اربا اربا مثل علی اکبر
همینه فقط رویاشون که بدن پای تو سر
برادر

یه عمره شدم همسفر با تو من توی هر راه
همیشه با تو بوده ام من همیشه که همراه
برادرببین حال من رو تو این وقت جانکاه

برادر نزن تو رومو زمین
غمارو داداش توچشمام ببین

بند دوم

بمیرم/ کی گفته تواین دشت تولشکر نداری
بمیرم /تواین دشت غربت که مادر نداری
عزیزم/ مگه مُرده زینب که خواهر نداری

برادر/ تواین دشت یه چیزی ازت من میخوام و
حسین/ببین اشکای گریه ی بی صدامو
عزیزم/ نزن توزمین روی این بچه هامو

قبول کن/اینا کل داراییِ خواهرهستن
درسته/که طفلن ولی مثل یک لشکر هستند
شاگرده/علی اکبر و نوّه ی حیدر هستن

دوتا پهلوونای خواهرن
دوتا شون مث باباحیدرن

بند سوم

برادر/نبینم که از غم توآکنده باشی
بمیرم/ نبینم که از من تو شرمنده باشی
بمیرم /هزاربارمیمیرم که تو زنده باشی

برادر /من از توی خیمه همه چیز و دیدم
صدای/رجزخوندنه نوگلام وشنیدم
به عشق/تو من از هردو شون دل بریدم
برادر

میدیدم/همه طول راه و تامقتل دُویدی
میدیدم/تورو وقتی به جسم طفلام رسیدی
بمیرم/که از روی خواهر خجالت کشیدی

گل مادرم بمیرم برات
بمیرم برای اشک چشات

_________________________________________

زمینه یا شور طفلان زینب

بند اول :

داداش داداش
واسه تو دو شیره نر اوردم
داداش داداش
دو تا شیر با جگر اوردم

داداش داداش
اینا دانش اموز عباسن
داداش داداش
خیلی رو ناموسشون حساسن

اینا داداش
شمشیراشون
تیزه و اماده هست و صیقلیست

اینا داداش
رجزاشون
توی میدون ذکر یا علی علیست

اینا داداش
هر دوتاشون
زخمیه سینه ی یاسه پر پرن

اینا داداش
هر دوتاشون
داغدار سیلیه روی مادرن

ای حسینم ای حسینم
ای حسینم ای حسینم ای حسین

ای وای ای وای

بند دوم :

چقدر بر تنشون ضربه زدن
ای وای ای وای
چقدر بر تنشون نیزه زدن

ای وای ای وای
پیشه چشمه مادر دست و پا زدن
ای وای ای وای
سرشون و روی نیزه ها زدن

شبیه بابا
علیشون
سرشون وا شد تا بین ابروشون

نیزه دارا
نیزه هارو
می زدن ازقصد میونه پهلووشون

لحظه های
اخرشون
می زدن مادرشون هی صدا

تنشون شد
مثل اکبر
زیر تیغ و نیزه ها جدا جدا

_________________________________________

زمینه شب چهارم محرم ۹۹

تا من هستم دست به زانو نگیر
تا من هستم غم نخور جان من
یه خواهشی دارم ، بیائو رومو زمین نزن

بزار برن گلام داداش
تورو به جون مادرت
بذار بشن فدای تو
مثل علی اکبرت

اگه بگی نه از تو بعیده
اگه قبول کنی روم سفیده
میگن مادر دو شهیده
۲)
تو چشاشون مملو از خواهشه
بچه هامو داغ تو میکشه
چی میشه بذاری نذر خواهرت قبول بشه

بزار برن که این دوتا
نواده های حیدرن
بزار برن که هر کدوم
یه پهلوونه خیبرن

بزار برن که عالم ببینه
چه جوری میزنن سمت دشمن
به یاد کوچه های مدینه

۴)
روی لبهات ذکر امن یجیب
من فداتم ای امام غریب
گرفته با اشکات، جسمشون بوی سیب

تو خیمه ها دیدم چطور
محاصره شدن داداش
دیدم چطور اوردیشون
ولی بدون من داداش

اگه نیومدم پیشت اینجا
واسه اینه غمم رو نبینی
کم منو ببخش جان زهرا

متن و سبک زمینه شب سوم محرم

13
زمینه شب سوم محرم

زمینه شب سوم محرم

بند اول :

ببار بارون
بزار تر بشه زخمای رو لبامون
که از تشنگی درنمیاد صدامون
بیا سایه بنداز سر عمه هامون
که رفت معجرامون

کجا موندی
خودت رو تو کاش کربلا میرسوندی
واسه آب عمو رو به مقتل کشوندی
سه شعبه توی چشم سقا نشوندی
دلم رو سوزوندی

نگفتی سه سالم
تحمل دوری بابا ندارم
دارم میرم اما
شده زخمای رو تنم یادگارم
حالا که بابا رفت
باید پا رو خارای صحرا بزارم

خداحافظیه منه و این
دلی که واسه بابا بیتابه
دلم تنگه لالاییه باباست
سه ساله بی بابا نمیخوابه

خداحافظی سخته بابایی
واسه دخترا سخته مخصوصا
بابا من میرم چون که مجبورم
ولی تو بمن سر بزن حتما

بند دوم :

ببار بارون
میبنی تن بابا بی سایبونه
سرشم روی نیزه ی ساربونه
بشور اون چشایی روکه غرق خونه
منو میسوزونه

دلت اومد
نباری رو چشمایی که نیمه بازه
به ماهی که حتی رو نی دلنوازه
چه جوری سرش با سر نی بسازه
چشاش نیمه بازه

نباریدی بارون
تو وقتی سیاهی میرفت چشم بابا
نباریدی بارون
گذاشتی تو لب تشنه اونو رو خارا
نباریدی بارون
چه فرقی داری تو با چکمه سیاها

به بابا نگو چی سرم اومد
نگو چی به روز حرم اومد
نگو یکی گوشواره هامو برد
یکی هم پی معجرم اومد

نگو به بابا کی سوزوند مومو
کی با سنگ شکسته دو ابرومو
یا اون دست سنگینی که میزد
نگو ماجرای دو گیسومو

بند سوم :

نبار دیگه
تماشا نداره چشای پر از تب
یا این گیسوایی که شد نامرتب
میباره بجات چشمای عمه زینب
چه دلخونم امشب

برو بارون
به اون پیکری که پر از زخمه برگرد
خبر از بابایی بیار باد شبگرد
نگو نیزه دارت چیا با دلم کرد
چه جور عمه رو زد

نباریدی بارون
دیدی دشمنای بابایی زیادن
نباریدی بارون
دیدی خوردن آب اما آبش ندادن
نباریدی بارون
دیدی همه با نیزه هاشون آمادن

دیگه نیست نیازی نبار بارون
شده ماهِ رو نیزه سقامون
دیگه نیست نیازى بتو خوش باش
حالا که دیگه رفته بابامون

فقط کاش نفهمه النگوهام
همونایی که هدیه ی باباست
یکی برده با سیلی از دستم
الان دست اون بچه شامی هاست

__________________________________________

زمینه لطمه زنی حضرت رقیه (س)

بنداول :

بی بهونم زدندم بابا
تازیونم زدندم بابا
زجر و خولی وشمر بدمست
وحشیونه زدندم بابا

میسوزه چشمای گریونم
نگم از این تنه پر خونم
یه جوری سیلی زداون نامرد
که دیگه کنده شد دندونم

تو کوچه ها می زد
با ناسزا می زد
سیلی من و بابا بابا بابا

یکی به قصد کشت
یکی میزد با مشت

خیلی من و بابا بابا بابا

یاابتا حسین حسین(ع)

بنددوم :

دیگه از زندگانی  سیرم
سه ساله هستم اما پیرم
شبیه مادرتو زهرا
دست به پهلو دارم راه میرم

دیگه بابا کم اوردم من
هر جا اسم تو می بردم من
می شندم فقط دشنام و
تازیونه ها می خوردم من

تنم شد ارغوون
شکسته استخوون

از جای تازیون بابا بابا بابا

بارونیه چشام
در نمیاد صدام

فقط تورو می خوام بابا بابا بابا

یاابتا حسین حسین(ع)

بندسوم :

کاش می مردم بابا جای تو
قربونه اشکه چشمای تو
یادمه وقتی اون نامرد زد
خیزرون رو به لبهای تو

جلوی خواهر بی جونت
تا میزد بر لب و دندونت
یادمه از لبات که می ریخت
توی تشت لخته های خونت
……

یادمه هرکجا
اون قوم بی حیا
میزدنم بابا بابا بابا
…..
خسته شدم پدر
آه ای بریده سر
بیا من و ببر ببر ببر
…..

یاابتا حسین حسین(ع)

__________________________________________

زمینه شب سوم محرم ۹۹

بند اول :

بابایی، می دونی بی تو چی کشیدم
بابایی، حتی یه روزِ خوش ندیدم
بابا ببین، قدِّ خمیدم
بابا ببین، مویِ سفیدم
سه سالمه، اما می بینی
بدجوری از، دنیا بریدم
کوچولویِ سه ساله کجا وُ، سر بریده
صورتِ آلاله کجا وُ، رنگ پریده

بند دوم :

بابایی، عمه کمک میکرد نیفتم
بابایی، می زَدَنم هر چی میگفتم
امشب دیگه، آخر کاره
حال و روزم، می بینی زاره
میشه بابا، برام بخندی
اینجا کسی، که چوب نداره
زمین سرد این خرابه، می‌ده عذابم
کاشکی می‌شد بابا یه لحظه، روو پات بخوابم

بند سوم :

بابایی، تویِ بیابونا دویدم
بابایی، توو خرابه بهت رسیدم
انقد زدن، با تازیونه
توو این مسیر، به هر بهونه
بابا دیگه، نایی ندارم
حرفام دیگه، بزار بمونه
پیاده راه اومدم انقد، پاهام گرفته
یه چیزیم بگو تو بابا، صدام گرفته

__________________________________________

زمینه شب سوم محرم – حضرت رقیه(س)

بند اول :

سپردم آئینه ها رو از جلو چشمات بردارن
هنوزم تو قشنگی سر به سر تو می‌ذارن

شرمندم
گله سری برات نداشتم

گل بوسه
رو زخمای سرت گذاشتم

بخند تا بخندم/ عمه به قربون تو
زخماتو خودم میبندم / عمه به قربون تو

بند دوم :

بخواب که دیگه دیر وقته می‌دونم بابا دیر کرده
شاید که توی تشته شاید به نیزه گیر کرده

می‌دونی
چقد سرش شلوغه بابا

می‌دونی
کجاها که نرفته شبها

بخواب تا بخوابم / عمه به قربون تو
به فکر غم ربابم / عمه به قربون تو

بند سوم :

زخمای تنت خوب می‌شن نگران نباش عمه جان
دس نکش روی لثه هات دندونات بازم درمیان

می‌بینم
ورم دارن لبات هنوزم

می‌بینم
کبوده سرتا پات هنوزم

بمون تا بمونم / عمه به قربون تو
سخته واسه تو می‌دونم / عمه به قربون تو

__________________________________________

زمینه شب سوم محرم – حضرت رقیه(س)

بند دوم :

ضربه های دست عدو
صورتم رو کرده کبود
راستی یادم نبود بگم
یکی بود یکی نبود
حال و هوامون خزونی بود
به ماها گفتن مهمونی بود
آرزو داشتم که ای خدا….!!
توقّعم مهربونی بود
گلای لالۀ گلشن و می زدن
با سیلی و با نیزه ها زن و می زدن
با هرچی دستشون اومد من و می زدن آی می زدن آی می زدن
آی می زدن

بند دوم :

به خدا اهل معرفت
مثه بابام کسی نبود
یکی میگه بهم چرا؟؟
سر بابام رو نیزه بود
هر دفعه با طعنه آب می داد
من و با خنده اش عذاب می داد
وقتی می پرسیدم از بابام
با کعب نی جواب می داد
با بغض و کینۀ جدّمون می زدن
ما رو شبا تو اوج گریمون می زدن
حالا دارم لک.. نت زبون می زدن آی میزدن آی می زدن
آی می زدن

بند سوم :

به تمنّای بوی تو
به تماشای روی تو
بیا تا بوسه بزنم
طرّه های گیسوی تو
باشه.. میگین آسمونی بود..
آخه بابام همونی بود…
که شما دعوتش گرفتین
این چه رسم مهمونی بود؟؟
برای غارت خیمه گاه می زدن
تو رو میونه قتله گاه می زدن
عمه می گفت رو یک سپاه می زدن آه می زدن آه می زدن
آی می زدن

__________________________________________

زمینه شب سوم محرم

بند اول :

شبا تا سحر از غصه، دل من بی‌تابه
دختر تو خیلی وقته، راحت نمی‌خوابه

من فقط تو رو می‌خوام/ بی تو نیمه جونم
بی تو تاره این شب‌هام/ ماه آسمونم
دردسر شده بابا برام/ لکنت زبونم

می‌بینی که پام سوخته
تموم موهام سوخته
الهی من بمیرم
صورت بابام سوخته

بند دوم :

از بالای نیزه بابا، که منو میدیدی
وقتی صدات میزدم من، صدامو میشنیدی

پای نیزه بودم با/ قامت کمونی
درد دل می‌کردم تا/ دردمو بدونی
تو دلم می‌گفتم بابایی/ کاش پیشم بمونی

تاری چشام بسه
دوری بابام بسه
میشه منو ببری بابا
یتیمی برام بسه

بند سوم :

سفیده همه موهام و/ سو نداره چشمام
می بینی که نیستم دیگه/شبیه هم سِنّـــام

زخمام و اگه بابا/ من بدم نشونت
حق داری که از غصه/ بند بیاد زبونت
خورشید خونت حالا شده/ ماه قد کمونت

پیری واسه من زوده
خمیده شدن زوده
برای دختر تو
تابوت و کفن زوده

__________________________________________

زمینه شب سوم محرم

بند اول :

چه کار خوبی کردی که
پیش من آخر اومدی
فدای تو بشم که با سر اومدی

روشن شده با اومدنت چشای تارم
وقتی که توباشی باکسی کاری ندارم
شرمنده اگه پیش تو با لباس پاره م

بابا میدونی ازچی
دلگیرم و غمگینم
آخه با چشه تارم
روتو خوب نمی بینم

بند دوم :

باباتو راه این سفر
هرچی بلا سرت اومد
همون بلاها سر دخترت اومد

سوخته تو آتیش موی تو و موی رقیه
خونی شده هم روی تو هم روی رقیه
زخمه مثه ابروی تو ابروی رقیه

ماهردوتامون داریم
لبهای ترک خورده
عین تو بابا خیلی
دخترت کتک خورده

بند سوم :

بیا بشین تو بغلم
میخوام ببندم زخماتو
این دفه هرجا که بری میام باتو

موندن نداره اینجایی که حرمله باشه
هرجای تنم کبوده جای لگداشه
بابا دیگه عمر دختر تو آخراشه

وقتی که بیام باتو
دیگه نمیشم اذیت
از گریه ی هر روزم
عمه جون میشه راحت

__________________________________________

زمینه شور واحد روضه ای شب سوم محرم حضرت رقیه (س)

بند اول :

بابایی کجایی ببینی که دارم میمیرم
ببینی خداییش دیگه از همه دنیا سیرم
تودست یه مشت بی مروت اسیرم

بابایی ببین بچه شامی چه بی بندوباره
میگه این یتیمه و بابا نداره
میرسه به من سربه سرم میزاره

کجایی ببینی دله پرغم وبیقرارم
ببینی سرم رو رو خشتا وُ سنگا میزارم
ببینی همین لکنته خنده دارم

بیا و نظر کن به چشمای تر
بیا و من و از خرابه ببر

بابایی بابا جون کجایی (۳)

بند دوم :

بابایی دلم خیلی تنگه برای تو امشب
بابایی ببین که دارم می سوزم بدجور از تب
بابایی شدم دردسر من واسه عمه زینب

بابایی ببین که برای پریدن دیگه پر ندارم
ببینی جای سالمی توی پیکر ندارم
نه خلخال نه دیگه النگو و زیور ندارم

بابایی کجایی ببینی دلم بیقراره
بابایی کجایی ببینی چشام سو نداره
بابایی کجایی ببینی سرم مو نداره

ببین دختره سه ساله ت منم
سفیدشدموهام کبودشد تنم

بابایی بابا جون کجایی (۳)

بند سوم :

توی خواب دیدم که می بوسی چشای ترم رو
دیدم که به اغوش گرفتی تن لاغرم رو
گذاشتم روی بازوی مردونه ت من سرم رو

توی خواب میدیدم عمو مو که من رو بغل کرد
عموجان میدیدم به گوشم چه گوشواره ای زد
ولی حیف پریدم من ازخواب باسیلیِ نامرد

اومدضجر
من و با لگدهاش از این خواب پروند و
نبودی دل دخترت رو چقدضجر سوزوند و
موهام وگرفت و من و روی خاکا کشوند و

ازون ضرب ِ دستِ اون بی حیا
لُ لُ لُ لُکنتم گرفته بابا

بابایی بابا جون کجایی(۳)

__________________________________________

زمینه یا شور حضرت رقیه (س)

بند اول :

بابا بابا
پره سوزو اشک و اه و فریادم
بابا بابا
بغلم کن من و ازپا افتادم

بابا بابا

دخترت از دنیا دیگه دل برید
بابا بابا
تو سه سالگی شده موهاش سپید

لبه من شد
مثل لبهات
زخمی و خونی و پر ترک بابا
تو نبودی
بد جوری زد
من و زجر بی حیا کتک بابا

دندونای
شیریه من
افتاده بابا با ضربه های مشت
دور از چشمه
عمو عباس
حرمله من و می زد به قصد کشت

بابا جونم بابا جونم

بابا جونم بابا جونم بابا جون

بند دوم :

بابا بابا
می سوزه از گریه چشمای ترم
بابا بابا
مثل پیر زن ها تا شد کمرم

بابا بابا
می بینی شکستگیه پرم و
بابا بابا
می بینی لخته ی خونه سرم و
با این دست و
پای زخمی
واسه عمه خیلی درد سر شدم

با این روی
ارغوونی
خیلی بیشتر شبیه مادر شدم

دل من رو
خیلی سوزوند
مرد مستی که کنیز صدام می کرد

از اون بدتر
اونی بود که

خیزرون به لبه خونه تو می زد

با با جونم با با جونم

با با جونم بابا جونم بابا جون

بند سوم :

بابا بابا
از گریه چشم ترم می سوزه
بابا بابا
دست و پاوو کمرم می سوزه

بابا بابا
شبیه من هیچ کسی مضطر نیست
بابا بابا
واسه ی شبه غمم اخر نیست

چند دفه
دیدم که افتاد
از رو نیزه سرت رو به روی من

کاش که بودش
کناره ما
بازار شام لا اقل عموی من

به لباسه
پاره ی من

خیلی دخترای شامی خندیدن

تاکه دیدن
عزاداریم
دور مون جمع شدن و می رقصیدن

__________________________________________

زمینه حضرت رقیه (س) – محرم ۹۹

سراومده عمه ، شبه پریشونی
مهمون داریم امشب ، اونم چه مهمونی ۲
خوش اومدی بابا ۲
بابا شباهتامون امشب چه گریه داره ۲
من با لباس پارم تو با لبای پاره
نبودی بابا ۲
از رو ناقه ها افتادم
خیلی بی هوا افتادم
زیر دست و پا افتادم
نبودی بابا ۲

با سیلی دشمن ، چشم تَرَم سوخته
منم شبیه تو ، موی سَرَم سوخته ۲
خوش اومدی بابا ۲
ببین که سر میذارم رو سنگهای خرابه ۲
زخمهای گردن من از زبری طنابه
نبودی بابا ۲
تو بیابونا افتادم
خیلی بی صدا افتادم
زیر دست و پا افتادم
نبودی بابا ۲

از دست شامی ها ، چِشام نمی بینه
دستای مرداشون ، آخ که چه سنگینه ۲
دلم میسوزه ۲
دستای ظلم و بستی با اقتدار عمه ۲
بابا قَدِ کمونم شد ذوالفقار عمه
نبودی بابا ۲
بِین خنده ها افتادم
توی کوچه ها افتادم
زیر دست و پا افتادم
نبودی بابا ۲

__________________________________________

زمینه حضرت رقیه (س) – محرم ۹۹

لب های من خشک و – لب های تو زخمی
دق میکنم بی تو – بر حال من رحمی
چشمای تو بسته – چشمای من تاره
میخوام به پات پاشم – دردام نمیذاره
دلتنگیام بابا // اشک چشام بابا
یک کاری کن امشب // باهات بیام بابا
قدش خمید عمه // شد مو سفید عمه
خیلی برا زخمام // زحمت کشید عمه
با سر رسیدی بابا * آخر رسیدی اما
خیلی دیگه دیره * دخترت میمیره

موی سرم خاکی – موی سرت خونی
بی دخترت بابا – رفتی به مهمونی
بی ما چرا رفتی – از ما تو دور بودی
از صورتت پیداس – کنج تنور بودی
امشب عزادارم // دست به کمر دارم
پیش چشات زخم // پاهامو میشمارم
بین طناب رفتم // مثل رباب رفتم
من دست و پا بسته // بزم شراب رفتم
چشمام پرآبه بابا * توو این خرابه بابا
توی شب تیره * دخترت میمیره

متن و سبک زمزمه شب سوم محرم

3
زمزمه شب سوم محرم

زمزمه جانسوز شب سوم محرم – حضرت رقیه (س)

بند اول :

درسته رو نیزه نشستی اما
این که میگن یتیم شدم دروغه
سایت هنوزم بالای سرم هست
شاید سرِ رو نیزه هم دروغه

شاید دارم خوابای بد میبینم
سنگی که خورده به سرت دروغه
خونی که داره میچکه رو نیزه
از تو رگای حنجرت دروغه

بگو دروغه که
شب و سپر کردی توی تنور
بگو دروغه که
داری میری بی من یجای دور
روزم رو شب کنم بیتو چه جور

بند دوم :

میخوام که درد دل کنم بابایی
مونده تو قلبم حرفای نگفته
اما میون زنها پنهون میشم
تا که چشات به صورتم نیافته

آخه دیگه چیزی نمونده از من
نگام کنی بال و پرم میریزه
یجوری سوختم توی شعله ها که
نازم کنی موی سرم میریزه

فقط اگه میشه
از اون بالا بخند توو روی من
مثه تو میسوزه
از تشنگی هنوز گلوی من
رو نیزه ها نشستی روبروی من

بند سوم :

حالا که اومدی بیا بشینیم
خستگی در کن روی دامن من
پاک کنم این غبارو از رو چشمات
اگرچه خاکیه پیراهن من

لباس من خاکی تر از زمینه
اما تو خاکی تری از لباسم
چقد عوض شدی ولی هنوزم
همون بابای مهربونی واسم

منم عوض شدم
چقد بابا شبیه دختره
تو بی انگشتری
دخترتم بدون معجره
ولی هنوز چشات نازمو میخره

متن و سبک شور شب سوم محرم

0
متن و سبک شور شب سوم محرم

شور مقتلی شب سوم محرم

بند اول :

راه رفتنت رو آهسته تر کن
فکری برای خستگی همسفر کن
ای نیزه داری ، که روبرومی
فکری برای این زنای خون جگر کن

مسیر عمه رو سد نکن
طفل مریضو لگد نکن
بی معجرن زنای حرم
برو نگاهای بد نکن

نگاه نکن گوشواره هامو
هدیه ی باباییه بمن
نمونده نایی دیگه برام
تورو خدا آرومتر بزن

نزن چشمام شده کم سو نمیبینم
یا لااقل نزن محکم ندارم جون
نزن با پا بزن با دست تنم زخمه
بیا بابا از این صحرا برم گردون

بند دوم :

ماه منو به ، آتیش کشوندن
هم رومو هم گیسومو هم دل رو سوزوندن
یادم میمونه ، بابا همیشه
که عمه هامونو روی خارا نشوندن

انگار نمیشناسن عمه رو
بگو که ناموس حیدره
اون که نشونش میدن به هم
خواهر سقای لشکره

اون کسی که زمین خورده
بهش میگن بنت الحیدر
یکم حرمت نگهدارو
با کعب نی نزن رو سر

اونی که پیش چشم دخترت داره
سرتو بین این لشکر میچرخونه
میدونه داغ بابا از همه بیشتر
دل دختر بچه هارو میسوزونه

بند سوم :

از نی طلوع کرد ، خورشیدم امروز
کم سو شده مثل چشام امیدم امروز
به اون کسی که ، انگشتتو برد
گوشواره هامو با یه سیلی میدم امروز

منو روی خاکا میکشن
تنم رو رو خارا میکشن
دستی که قد صورتمه
رو روی موها میکشن

افتاده عمه روی زمین
یکی با تازیونه اومد
هردفعه عمه سپر میشد
با هرچی داشت عمه رو میزد

تا وقتی که عمو عباس کفیلش بود
ندیده بود سایشو هیچ کجا هیچ کس
حالا میخوره سیلی میشنوه دشنام
داره میچرخه بین هرکس و ناکس

__________________________________________

شور شب سوم محرم ۹۹

دوباره ماه غم، ماه عزا اومد
ولی این دفه تو اوج بلا اومد

الهی این بلا از سرما کم شه
روضه های حسین به دردا مرهم شه

آقا تورو قسم به سفره ی بذلت
تو رو قسم به دستای ابوالفضلت

نگیری از ما اربعینتو امسال
حال و هوای سرزمینتو امسال

نگی یه وقت برات روضه نمیگیریم
ما اگه روضه هات نباشه میمیریم

حتی نوکری که مراقبت میشه
خونش امسال آقا حسینیه ات میشه

حسین ای شه سرجدا
اعوذ بک من بلا

همین که دارمت آقا خداروشکر
حتی میگم تو این بلا خداروشکر

خدا تورو برای ما نگه داره
مارو تو جمع نوکرا نگه داره

تا که بشیم فدای غصه های تو
بلای ما کجا و کربلای تو

این بلا هرچی باشه بی عدالت نیست
خدا میدونه بدتر از جهالت نیست

عمری تو روضه ی تو شور وشین داشتم
اگه بمیرمم میگم حسین داشتم

بلا اونه که شر به پا کنه آقا
مارو از این علم جدا کنه آقا

حسین ای شه سرجدا
اعوذ بک من بلا

امام حسینی ها جهاد دوست دارن
تو سیل و زلزله همیشه پا کارن

امام حسینی ها بی روضه میمیرن
با روضه ی حسین روحیه میگیرن

امام حسینی یعنی خادم مردم
نمیشه تو ی زرق و برق دنیا گفت

امام حسینی لحظه ای که جون میده
شهادتش یه دنیا رو تکون میده

آره امام حسینی یعنی حاج قاسم
پی شهادته هرجا باشه لازم

امام حسین یعنی با ولی موندن
پای ولایت آل علی موندن

حسین ای شه سرجدا
اعوذ بک من بلا

اشعار مناجات محرمی – امام زمان (عج)

2
اشعار مناجات محرمی - امام زمان (عج)

امام زمان (عج) – مناجات محرمی

ای داغدار ساقی عطشان…نیامدی
سوز دعای خضر و سلیمان …نیامدی

یکسال هم گذشت امام غریب من
دل بی قرار از غم هجران…نیامدی

حافظ که گفت؛ یوسف گم گشته می رسد …!
نگذشتی از حوالی کنعان…!نیامدی

تنها بهانه ی دلِ تنگ و شکسته ی
این جمعه های بی سر و سامان…نیامدی

ما بی وفا شدیم و دلت را شکسته ایم
بشکسته ایم عهد و پیمان …نیامدی !

خنجر برید لاله به لاله سر از قفا
سرها به روی نیزه پریشان …نیامدی

این روز ها کوچه پریشان شد از غمِ
یاسی شکسته و درِ سوزان …نیامدی

شبگرد کوچه…شال عزا روی دوشتان
ای روضه خوان کوثر قرآن …نیامدی

کشتی بساز نوحِ زمان و قیام کن
ما دل سپرده ایم به طوفان …نیامدی

پیراهنت به دست کدامین نسیم ماند
حسرت نشین شدند غریبان …نیامدی

این خشکسالی از غم و اندوه مهدی است
ای لحظه تبسم باران نیامدی

شاعر : نعیمه امامی

_______________________________________________

امام زمان (عج) – مناجات محرمی

تا خدا پیراهنش آویخت عالم گریه کرد
باز حوا نوپریشان کرد آدم گریه کرد

آه با هرکس که زد بیرق پیمبر گفت آه
وای با هرکس که زد مشکی علی هم گریه کرد

ما کنارِ دست زهرا گریه را آموختیم
منبری تا گفت بسم‌الله یک دم گریه کرد

روضه‌خوان چیزی نخوانده هیاتِ ما شد خراب
مادرش غش کرد از بس زیرِ پرچم گریه کرد

با لباسِ مشکی و با اشک ما هم کعبه‌ایم
کعبه احرامِ عزا پوشید زمزم گریه کرد

لطفِ شیرِ مادر و نانِ پدر دارم اگر
تا که گفتم واحسینا چشمهایم گریه کرد

قرن‌ها با نام زینب صبح و شامش خون شده
آی مهدی بازهم با اینهمه غم گریه کرد

شاعر : حسن لطفی

_______________________________________________

امام زمان (عج) – مناجات محرمی

نگاه رحمتت بر ماست؛ می‌دانم که می‌آیی
ز اشک دوستان پیداست؛ می‌دانم که می‌آیی

گذشته چارده قرن و هنوز ای یوسف زهرا
تو تنها و علی تنهاست می‌دانم که می‌آیی

به گوش شیعه از پشتِ در آتش‌زده گویی
صدای نالۀ زهراست می‌دانم که می‌آیی

به یاد کربلا، کرب و بلا شد عالم امکان
زمان، هر روز عاشوراست، می‌دانم که می‌آیی

هنوز آیات قرآن از لب جدّت به نوک نی
به گوش زینب کبراست، می‌دانم که می‌آیی

به یاد آب‌ آب تشنگان، چشم محبانت
ز اشک و خون دل دریاست، می‌دانم که می‌آیی

هنوز آن زخم پیکانی که بر چشم عمویت خورد
به چشم خون‌فشان ماست می‌دانم که می‌آیی

تماشای خیالیِّ سر اصغر به نوک نی
شرار آتش دل‌هاست می‌دانم که می‌آیی

به خون پاک مظلومانِ عالم می‌خورم سوگند
که مهدی مصلح دنیاست می‌دانم که می‌آیی

اگر چه غایبی «میثم» به چشم خویش می‌بیند
لوای دولتت برپاست می‌دانم که می‌آیی

شاعر : استاد حاج غلامرضا سازگار

_______________________________________________

امام زمان (عج) – مناجات محرمی

چه مي شود كه سرانجام، آن زمان برسد
و قطره نيز به درياي بيكران برسد

محرم است بيا تا كه چشم مرده ما
براي گريه در اين روضه ها به جان برسد

چقدر نزد تو با آبروست دستي كه
براي خرجي اين ماه بر دهان برسد

شبيه فاطمه خوشحال مي شوي وقتي
براي مجلس جد تو ميهمان برسد

به كربلاي شب دومت ببر ما را
خبر رسيده قرار است كاروان برسد

به عرش مي رسد آقا صداي ناله ي تو
اگر به روضه ي گودال، روضه خوان برسد

حسين آمده و راس او قرار شده
به شمر و حرمله و خولي و سنان برسد

شاعر : محمد علی بيابانی