آهنگهای ویژه

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1403

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1403

  • حاج عبدالرضا هلالی

    حاج عبدالرضا هلالی

    آلبوم مراسم عزاداری شب پنجم محرم 1403/04/20 هیئت الرضا (ع)

  • کربلایی جواد مقدم

    کربلایی جواد مقدم

    نماهنگ رفیق

  • حاج محمد طاهری

    حاج محمد طاهری

    نماهنگ ساعتی بندگی - رمضان 1402

اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار استاد زارع شیرازی ولادت حضرت ابوالفضل العباس (ع) سال ۱۳۹۹

0
استاد زارع شیرازی

شعر سروده استاد زارع شیرازی بمناسبت میلاد حضرت عباس (ع)

وارث رزم علی… مولای دلها یَابنَ حیدر
حضرت عباسِ من… آقای یکتا یابن حیدر

روز میلادت جهانم رنگ و بوی عشق دارد
سینه ی عشاق تو روی نکوی عشق دارد

ای نهایی. حضرت معشوق. یا مولا اباالفضل
درجمالت شوکت معشوق یا مولااباالفضل

حضرتت. رهبر به عالم ..باب حاجاتی اباالفضل
ای تمام دین و دنیایم سماواتی اباالفضل

مِهرِ تو خوب از طریقت با دلم گشته عجین و
کل این دلدادگانت عاشقند حبل متین و

هر که عاشق بر علی شد عاشقِ عباس گشته
هر که از دل. صیقلی شد عاشق عباس گشته

ای خدای عشق . یا عباس. من دور تو گردم
ذکر تو دارم اباالفضل. عاشق رزم و نبردم

روز میلادت همان حاجات اصلی را عطا کن
جان زینب . این دلم را شعبه ای از کربلا کن

یابن زهرا یابن حیدر.. تو یَلِ ام البنینی
جان من جانان من… عشقِ امیر المومنینی

با تو مجنونم چه حالی دارم از عشقت اباالفضل
بی تو حیرونم چه حالی دارم از عشقت اباالفضل

سَروَر شیعه. تو محبوب تمام عاشقانی
یک ستاره نی. تو از بهر تمامم آسمانی

غایتِ آمالِ این نوکر…ابوفاضل. تویی تو
روح من اقبال این نوکر ابوفاضل تویی تو

قبله من کعبه ی من… قبر عباس علی شد
عشقِ عالی رتبه ی من ..قبر عباس علی شد

شاهت آقایم حسین و ماه قلبت روی زینب
نور چشمانت فقط باشد به سمت و سوی زینب

اِکشِف آقا از تمام کرب. این جانم اباالفضل
ماهِ هاشم. دین و دنیا روح و ریحانم اباالفضل

ای فدای قد و بالایت تمامِ شیعه ی تو
یا ابو فاضل ابو فاضل کلام شیعه ی تو

دست عالم را گرفتی دست من در دست پاکت
در کرم یکتایی و سُبحانی از شِرک و شراکت

هر چه هستم هرچه دارم از تودارم یااباالفضل
در حرم چون ابرِ بارانی ببارم یااباالفضل

من که حیرانم فقط دیوانه ی عباس هستم
تا ابد همچون گدایان بر در لطفش نشستم

نور عرشی را بدیدم در حریم کربلایت
بشنوم تا صبح محشر صوت تو جانم فدایت

آن اخا ادرک اخایت برده دل از این جهانم
ای بقربانت تمام من عیان من نهانم

زارع شیراز اسراری گرفته از حریمت
عالَمی . دریافت کرده از تو و دست کریمت

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار استاد زارع شیرازی عید نوروز ۱۴۰۰

0
استاد زارع شیرازی

شعر سروده استاد زارع شیرازی نوروز ۱۴۰۰

عید امسالم دعایی میکنم از جان. بیا
دیده. گریانم تویی فرمانده ی دوران. بیا

ذکرِ عباست گرفتم یاحسینا گفته ام
هرچه دارم از تو دارم منصب و عنوان .بیا

سال شمسی ام به شمسِ روی تو روشن شود
عاشقی درمانده ام ای باطنِ قرآن .بیا

حفظ کن. دنیا پر از گرگ و بلا و فتنه شد
ای امام عالمین ای صاحب انسان بیا

بیکسم جز تو ندارم تکیه گه…یابن الحسن
تو پناهم باش ای بخشنده ی ایمان بیا

من گنهکارم تو آقایی .حفاظت کن مرا
پادشاها لطف کن ای حضرت جانان بیا

استغاثه میکنم تا بر درت اعطاکنی
یک نظر .رحمت کن ای بر غصه ام درمان. بیا

تا ندایت آید از دل . مرده و زنده شوم
درظهورت جنبِ کعبه با لب خندان بیا

ای فدای دیدگانت… حجت بن العسکری
جانِ شیعه بس فدای نورِ آن چشمان. بیا

نَفسِ عباست قسم دادم نهایی عشق من
حقِّ زهرا حفظ کن ای حضرتِ باران بیا

روضه خوان زینبم …دلسوز غمهای حسین
بر تمام درد من. روز تو شد پایان بیا

دین و دنیایم به عباس علی بسپرده ام
من فقیر این درم ای حجت رحمان بیا

ظلم و نیرنگ و دغل. دزدی و فقر و بیکسی
ای کَسِ شیعه… تویی منجی ی این طوفان بیا

زارع شیراز. صدبارش میان گریه گفت
یابن حیدر صاحب من .حضرت احسان بیا
مالک این جان بیا

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار استاد زارع شیرازی – مناجات حضرت ابوالفضل سال ۱۴۰۰

0
استاد زارع شیرازی

شعر سروده استاد زارع شیرازی مدح حضرت ابوالفضل

نوکری بیکس …کسی جز.تو ندارم . یا اباالفضل
ای پناه بی پناهان اشکبارم یااباالفضل

ای عزیز قلبِ حیدر .ناگرفتی گر تو دستم
من نبودم نیستم هستی تو یارم یااباالفضل

دشمنی.حقد و حسادت .لقمه ی ناحق فراوان
من تمام پاکی ام را از تو دارم یااباالفضل

دوره ی اخرزمان و مملو اینجا صد حرامی
دست ببریده کند حفظِ بهارم یااباالفضل

هیچکس جز خالقِ یزدان نداند رتبه ی تو
ای یلِ ام البنین عشقِ تو کارم یااباالفضل

سوختم آتش گرفتم از غم و درد فراقت
کربلایت قبله ی لیل و نهارم یااباالفضل

آرزوی مرگ کردم تا لقایت را ببینم
زندگی دادی دوباره شهریارم یااباالفضل

هیچ هستم پوچ هستم در مقامِ بارگاهت
در تمامِ عالمی . بس اعتبارم یااباالفضل

جان زهرا. جان حیدر .نسپری من‌ را به دنیا
با پناهم بر حریمت استوارم یا اباالفضل

ای امیدم هستی ی روز و شبم عباسِ زینب
در پناهِ اختیارت اختیارم یااباالفضل

در حریمت نور دیدم عشق دیدم زنده گشتم
جان شده احیا دوباره… ای قرارم یااباالفضل

حضرت آقا نرفت از یاد من تنهایی من
ابن حیدر با هوایت رستگارم یااباالفضل

خوب میدانی که روز و شب ز هجرت. اشک دارم
از فراقِ قبر تو من بیقرارم یااباالفضل

علت فقر و گرانی.بستنِ راه زیارت
من نبخشم در همه عمر تا مزارم یااباالفضل

شیعه ات مظلوم و تنها. مهدی ی عالم کجایی
یک دعا کن تا بیاید افتخارم یااباالفضل

بیکسم تنهای عصرم .منتظر برروزِ نَصرم
حافظِ من… ناصرِ این روزگارم یااباالفضل

تا فرج . دستم به دستت در ره تاریکِ اینجا
در غمِ عشقت چه رسوا آشکارم یااباالفضل

سال نو را سال دوری از بلایا کن مقرر
حفظ از کل مَشاکِل.اقتدارم یااباالفضل

یارب از عشقم به عباس. عفو بنمایم گناهان
باش تا روز قیامت… سایه دارم یااباالفضل

زارع شیراز عَجِّل فی فَرَج.. بر لب بخوانَد
در ره یاری ی مهدی بیشمارم یااباالفضل

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار استاد زارع شیرازی – ولادت حضرت علی اکبر سال ۱۴۰۰

0
استاد زارع شیرازی

شعر استاد زارع شیرازی بمناسبت ولادت حضرت علی اکبر

نورِ رخسارت ز رویِ حضرت پیغمبرست
اسم ناز تو .جنابِ عشق..علی ی اکبرست

هرکه دل دارد شده عاشق به اولاد حسین
روح پاکت بر تمام روح و جانها سَرورَست

یوسف عبد درگهت در وصف رخسارت علی
چهره ی تو وارثِ نورِ جمالِ کوثرست

ابنِ اول بر حسینی و حَفیدی بر علی
آفتاب ار ریزه خوار این جمالِ انورست

مادرت لیلا و زهرا جده ی پاکت علی
رزم ناب تو چنان جنگاوری ی حیدرست

باشد استادت عموجانت اباالفضل رشید
بین میدان با تو عباسست که همسنگرست

دوستدار عاشقان حضرت بابا توییشعر
لطف چشمانت. شفیع شیعه .روزمحشرست

از مقامت نور میتابی به قلبِ شیعیان
جانِ پاکت رافع مشکل به قلب مضطرّست

هر که دلداده ست دلداده به روی تو شده
هر که حُبَّت را ندارد بر خدایت کافرست

لطف لبخندی به ارباب و نگاه نافذش
طُرّه ی گیسوی تو بر راهِ دلها رهبرست

گر حسین فاطمه باشد نگین خاتمم
دست نوکر را جناب اکبرش انگشترست

زارع شیراز . یا حیدر به لب گفت و نوشت
مستی و دیوانگی ام‌ از شرابِ ساغرست

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار استاد زارع شیرازی – ولادت امام زمان سال ۱۴۰۰

0
استاد زارع شیرازی

شعر استاد زارع شیرازی ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

روز میلادت نشاطی دارم از جنس بهشت
حضرت ربّ..عشقِ مهدی را به قلبِ من نوشت

با ولای مرتضی و آل پاکش عاشقم
خدمتِ درگاه مهدی شد تمامِ سرنوشت

روز میلادِ امام عصر .پروازی کنم
طاهرست این دل ز هر چه خُبث هست و هرچه زِشت

کافرست آنکه ندارد عشق مهدی را به دل
باید از اول.. خدا بنویسد او را در سِرِشت

سینه ام ام جز بر درِ حیدر وَ آلِ او نرفت
فاطمه. روز ازل . دیوانه ی زینب نوشت

من که مجنونم ز آثار محبت بر علیست
خانه ام‌ را مهدی زهرا بسازد خِشت خِشت

حضرتِ آقا نمازی نیست بی تو مهدیا
بی ولا…بیزارم از صد مسجد و صدها کِنِشت

نیست درمانی بجز لطف قدومت ای عزیز
رهبر من دست خطی خواهم از تو رونِوِشت

رونوشتی که ز اسم و مُهر تو دارد نشان
اهل مِهرم من …نی ام خردادی و اردیبِهشت

دست خطی شد نوشتی مهدی بن فاطمه
مُهر کردی …حفظ گشتم از کِلیسا و کِنِشت

رازِ دل. آن خواب شیرین . هست با من گوییا
میخورم‌ یک آبِ سرد و میخورَم یخ در بِهِشت

خاکبوسِ بابم ای تنها امامم مهدیا
پاک گردان سینه را با تو شدم نیکو سِرشت

زارع شیراز در روز ظهور سَروَرَش
تازه زنده میشود از جنسِ غِلمانِ بهشت

___________________________________

سروده جدید استاد زارع شیرازی نیمه شعبان

سَروَر قدسی ی عالم حجت بن العسکری
روح آدم.. نَفسِ خاتَم حجت بن العسکری

نیمه ی شعبان حیاتی را به دنیایم دمید
مثل یک بارانِ نم نم حجت بن العسکری

باقدومت. میشود تعظیم گر . جبریلِ وحی
آسمانِ دل چه خرّم .حجت بن العسکری

روز میلادت مقابل با مقام و رتبه ات
قامتِ عیسی شود خَم حجت بن العسکری

نیست جز تو منجی و جز روز تو بر شیعه ات
نیست درمان نیست مرهم حجت بن العسکری

حضرت فرمانده . دستوری بده بر ارض و عصر
کن بلند عنوانِ پرچم . حجت بن العسکری

اولین بر چاکری حاضر شود چون عبد تو
حضرت عیسی ی مریم .حجت بن العسکری

ای امام شیعه… ای سلطانِ این عصر و زمان
حجتُ الرّحمانِ اعظم… حجت بن العسکری

در کرامت . رهبرِ جمله کریمانی… امام
خاک درگاه تو‌حاتم‌…حجت بن العسکری

نور چشمانت همان نور عیونِ فاطمه
در تو حیدر شد مجسم حجت بن العسکری

ای بقیّه بر تمامِ انبیا و اولیا
از تو انوارِ مسلَّم حجّت بن العسکری

گفت امام صادقم گر باشم اندر روز او
خدمتش باشد مُقدَّم… حجّت بن العسکری

گفته ربُّ العالمین خَیرُ لَکُم نورِ رُخَت
حضرت روحِ معظَّم حجّت بن العسکری

نیست درمانی به درد شیعیانت جز ظهور
قائدِ دلهای محکم . حجت بن العسکری

روز میلادت چو باران بهاری …اشکریز
دیده ام ریزد چه شبنم . حجت بن العسکری

جز خداوند از زمان تو نداند هیچکس
بر همه باشد چه مُبهَم حجت بح العسکری

روز ذبحِ قاتلین و ظالمین بر مردمست
خون چه جاری چون محرّم. حجّت بن العسکری

امتحانات از تمام‌ِ شیعیان بگرفته ای
ای شهنشاهِ مصمَّم . حجّت بن العسکری

جان حیدر دستِ بگرفته. نگردانی رها
جانِ زهرای مُکَرَّم حجّت بن العسکری

زارع شیراز. هر لحظه ز هجرِ روی تو
اشک میریزد ز ماتم حجّت بن العسکری

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار استاد زارع شیرازی – ماه رمضان

0
استاد زارع شیرازی

شعر عید فطر استاد زارع شیرازی

عیدفطرم از برای مهدی است
کل شاگردان فدای مهدی است

گرهزاران شد تلامیذم به باب
اینهم از لطف صدای مهدی است

ساختم یک باب خدمت بر حسین
در میان دل. هوای مهدی است

یک عنایاتی ز ساداتی که هست
روضه هامان با ولای مهدی است

سوز و فن و حزن و این مجموعه ام
یاعلی گویان ز نای مهدی است

هرچه دارم از نگاه قلب اوست
پاکی دل از دعای مهدی است

هشت بیتی گفته ام در عید فطر
حافظم در ره . خدای مهدی است

زارع شیراز پابوس علیست
منتظر بس بر ندای مهدی است

___________________________________

شعر سروده شب قدر

غیر حیدر با کسی کاری ندارم
عشق مولایم علی دار و ندارم

در شب داغت .چه بغضی در گلو شد
از نجف رفتن.دلم در جستجو شد

زینب کبری به سر زد با غم تو
قلب عباست شکست از ماتم تو

گریه ی شاهم حسین و داغ بابا
مجتبی و ناله و این درد تنها

رفتی و از رنج و غمها پر کشیدی
پر سوی دیدارِ آن مادر کشیدی

بیقراری از برای روی زهرا
سوی چشمانت نشسته سوی زهرا

در همین دنیا غم هجران کشیدی
ناسزا از پَستی ی عُدوان شنیدی

سر به چاه و بغض در حنجر علی جان
گریه کردی بر غم مادر علی جان

پهلوی زهرا شکست و تو شکستی
گریه کردی بر سر قبرش نشستی

درد خود را با کسی دیگر نگفتی
شب که شد بر قبر زهرایت تو خفتی

گفتی ای زهرا ببین بیکس شدم من
سُخره ی دستِ دو صد ناکس شدم من

ای علی جان درد دل با ماه گفتی
گاه از داغ دلت با چاه گفتی

گفتی ای چاه از دلم بشنو غمینم
من غریبم من امیرالمومنینم

روبرویم همسرم را او لگد زد
روبرویم بود او زد ضَربِ بد زد

کشته شد زهرا برای غربت من
بوی او اید فقط از تربت من

ای همه عالم… خودم شُستم تنش را
دیده ام خونی شده پیراهنش را

رفتم و دنیای بی حیدر سزاتان
دشمنانم خود بدانید و خداتان

گریه ناکن زینبم روزت بیاید
روز پُر داغ و غم افروزت بیاید

یک نگاهت سوی علقم… سنگ دشمن
یک نگاهت بین مقتل… راس بی تن

یک نگاهت اربااربا جسم اکبر
یک نگاهت پشت خیمه …قبر اصغر

یک نگاهت گریه و آه سکینه
یک نگاهت قبر جدت بر مدینه

بین مقتل راس آقایت بریدند
خط داغی بر دل پاکت کشیدند

ناگهان دست عزیزانت گرفتی
دست عباس و حسین جانت گرفتی

گفتی ای عباس.ای نور دوعینم
کربلا جان تو و جان حسینم

ای پسر جانم.. حسین من غریبست
کربلا شد بین صد دشمن غریبست

ای فدای اشک چشمانت علی جان
ای فدای چشم گریانت علی جان

در دم آخر . صدای ضجه آمد
یک نفس دیگر به مولامان نیامد

زینبت نالان .پریشان شد حسینت
چشم واکن بنگراشک زینبینت

صورت عباس پُر گشته ز گریه
مثلِ یک ماهست دُرّ گشته زگریه

آمشب آنشب هست بی باباست زینب
ناله زن از بهر این غمهاست زینب

کن وداع. عباس با بابایت حیدر
رفت مولای دلِ تنهایت حیدر

مجتبی امشب بیاد آنشب افتاد
از غم مادر بگفت و زینب افتاد

گفت بابا داغ مادر با غم تو
چون کشم این غم ز زجرِ ماتم تو

نوکرت دیوانه هست و خوب دانی
دارد از دست تو بر قلبش نشانی

یا علی بگشا تمامی ی غمم را
فتح کن اتمام کن این ماتمم را

سوز آهم را به نامت جاودان کن
خادم درگاه. قلب این جهان کن

سِرِّ مکتوم و نهان در دست حیدر
ای خدا بنگر بدادم دست مادر

اسمم از اسم حسن جانت نشانی
ای امامم بر دلم روح و روانی

در شب قدرم تمامم خاک پایت
سینه جانسوز و شیدایم سرایت

زارع شیراز. حاجاتت گرفتی
از علی… سوز مناجاتت گرفتی

___________________________________

شعر سروده مناسبت شب قدر

ضربتِ دشمن به فرقِ حضرتِ بابا نشست
گوییا یک آسمان خون شد. همه رکنش گسست

گشته محرابِ علی خونین و فرقش شد دوتا
نقشِ محرابست مولایِ جهان .شیر خدا

شیعه بر سر زن . بپاکن پرچم. حیدر کشته شد
اشک ریز از دیده ها. نفسِ پیمبر کشته شد

زینبش بر سر زنان . عباس . اشکِ غم به چشم
هم حسین و هم حسن صد حالتِ ماتم به چشم

خون نیاید بند …از فرقِ علی ای وای من
صورتِ مولا چو ماهِ منجلی ای وای من

ای مجانینِ علی . بابایِ ما هم کشته شد
باید از دل گفت بس خونِ خدا هم کشته شد

فاطمه بر بابِ جنت.. منتظر بر روی او
داغِ قلبِ عاشقانِ مرتضی شد سوی او

گریه ی کلثوم و زینب در کنار بسترش
رنج و غصه شد مجدّد …بعدِ قبرِ مادرش

شیعیانِ مرتضی امشب چه بی بابا شدیم
باهمین اشک وهمین غم… زائر زهرا شدیم

ای فدایِ گریه ی عباسِ تو …بر ماتمت
آتشی زد بر دلم ای حضرتِ آقا… غمت

گرببینم اشکِ اربابم بمیرم در دمم
نامِ تو باشد الی الجنه نشانِ پرچمم

دیده ام با عشق. اشک خون بباردیاعلی
حاجتی اعظم بدرگاه تو دارد یا علی

یک نظر از چشم عباست . تمامِ خواهشم
هم نجف هم‌ کربلا باشد فقط ارامشم

بیکسم مولا در این دنیا اَغِثنی یاعلی
گشته ام آواره ی صحرا اغثنی یا علی

زارع شیراز. نالانست از هِجرِ نجف
عالم امکان . علی هست و علی قصد و هدف

___________________________________

شعر سروده ولادت امام حسن مجتبی (ع)

رخ ماه آمد و ماه از نظرش شرمنده
آسمانها و زمین . خلق بر او شد بنده

اسم نازش حسن است و چه حسن در حسن است
نور پاکش بخداوند در این جان و تن است

مادرش حضرت زهراست حسن آورده
خالقش مدح حسن بین کتابش کرده

چه بگویم‌ به مدیحت که تویی حجت حق
و کلامت که امیرست به دل. شوکت حق

پسر اول مولا تویی یابن الحیدر
بخدا حضرت آقا تویی یابن الحیدر

من اسیرم به غم عشق تو و مادر تو
جان ناقابل من هست گدای در تو

تو کریم بن کریم و تو امام بن امام
جز خداوند نداند ز تو و اوج مقام

پدرت قدرت حق .دیده ی حق .علت خَلق
مادرت کوثر حق . دلبر حق . قوت خلق

نور از کلِّ وجود تو سرازیرشده
آفتابِ خجل از شرم به زنجیر شده

شمس. رخساره ی تو هست نه آن شمسِ سماء
بر سراپات تو داری ز نبی نور و نماء

دومین حجت و مالک به قلوب همه ای
ای امام حسنم تو پسر فاطمه ای

لطف کردی که بمن اسم خودت را دادی
از ازل .مثلِ رخِ عشق.به دل افتادی

روزمیلاد تو این زارع شیرازی را
بده از دست کرم. هدیه ی طنازی را

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی