آهنگهای ویژه

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1404

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1403

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1403

  • حاج عبدالرضا هلالی

    حاج عبدالرضا هلالی

    آلبوم مراسم عزاداری شب پنجم محرم 1403/04/20 هیئت الرضا (ع)

  • کربلایی جواد مقدم

    کربلایی جواد مقدم

    نماهنگ رفیق

  • حاج محمد طاهری

    حاج محمد طاهری

    نماهنگ ساعتی بندگی - رمضان 1402

اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار استاد زارع شیرازی شهادت حضرت ام البنین ۱۳۹۹

0
استاد زارع شیرازی

شعر سروده استاد زارع شیرازی در وصف حضرت ام البنین (س)

از زیادی ی غم و گریه ی بسیارش بود
داغِ پاکی به همان قلبِ گهربارش بود

نام او فاطمه و کنیه ی او اُمِّ بَنین
همسر پاک و عزیزی به دل حبل متین

بعد زهراست شده خادمه ی بیت علی
نور طالع بُوَد از صورتش از عشق جلی

گفت همسر به علی. فاطمه ی زهرا هست
خادمه بهر علی. این دل و این دنیا هست

عشقِ حیدر به تمامی ی جهانش دارد
و ارادت به حسینست به جانش دارد

چه کنیزست به زینب. چه اصالت دارد
مادر حضرت عباس . رسالت دارد

پسرانی ز دل از بهرحسین. پرورده
ز برِ شیعه ی او. نور دوعین پرورده

ساقی کرببلا را به حسینش داده
عشقِ حیدر به نهانخانه ی دل بنهاده

مادر چارپسر. هست بقیع بنشسته
کمرش از غم و داغ پسران بشکسته

تربیت کرده ی او هست اباالفضل رشید
به وقار و ادبش. دَهر… دگر مَرد ندید

خبر آمد که عزیزان تو در کرببلا
کُشته گشتند یَلان تو به آن کوی بلا

دست عباس قلم شد بخدا. ام بنین
ز تنش دست. جدا شد چه جدا. ام بنین

خانومم گفت خبر ده به دل از جان حسین
و بشیر عرض نمود از تن عریان حسین

گفت بی بی بخدا نورِ دو عینت کشتند
بینِ دو نهر . عزیز تو حسینت کشتند

سرش از تن چه جدا کرد . به نی شد سر او
ضجه زد پایِ نی از دل بخدا خواهر او

بِنِگر زینب از این راهِ اسارت برگشت
چه کتک خورده به این نورِ زیارت برگشت

چه زیارت به تنِ زخمی ی عباس نمود
کربلا جز بدنِ بی سر و جز خون که نبود

زینبت راهِ غمِ کوفه و شامش رفته
دیگر او پیر شده عشق و قوامش رفته

به خرابه. بدنِ دختِ حسینت دفن است
آن سه ساله تو نگو که حَسَنِینَت دفن ست

بدنی زخمی و مجروح .به ویران. دفنست
و تنی خونی از آن ضربتِ عدوان.دفنست

چه بر این زارع شیراز. ز اشعارش هست
لطفِ زینب شده. خدمت به حسین.کارش هست

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار استاد زارع شیرازی ولادت حضرت زهرا (س) ۱۳۹۹

0
استاد زارع شیرازی

شعر سروده استاد زارع شیرازی مدح حضرت زهرا (س)

دختری نور ز عرش اللهِ رحمان آمد
بخدا.عالمیان.باطن قرآن آمد

کوثرِ احمدِ مختار به اَعطَینا شد
علت خلق جنان.فاطمه ی زهرا شد

مادرست ام ابیهاست مقامی دارد
عاشق روی علی هست مرامی دارد

و خدیجه ست که خندان شده از دیدارش
صوت قران محمد… به دلِ دلدارش

فاطمه نور سماوات و زمینست ای دل
فاطمه عشقِ دلِ حبلِ متینست ای دل

سپر آتش دوزخ . به محبانش هست
و دعاگوی تمامی ی غلامانش هست

فاطمه… نور خدا هست خدامیداند
ذکرِ مامورِ خدا هست خدامیداند

مادرِ هم حسنینست و دو زینب دارد
مولدش.ربِّ علی . رحمت خود میبارد

سوره ی کوثرِ قرآنِ محمد . زهرا
رخ حورست چه بی حصر و چه بیحد .زهرا

حوریه شعبه ای از نور جمالش باشد
زینبش نائبه از اوج کمالش باشد

روز تو من هیجانیّ و چه شادم زهرا
نامت از عشق. علی داد به یادم‌زهرا

نور چشمان رسولی تو از این چهره ی‌نور
حوریه شیفته شد از رخت ای خالق حور

آسیه . مریم و حوا به کنیزی ی درت
حضرت عیسی ی مریم که غلام پسرت

حَسَنت نورسما…رمزِ بهشتست حسین
خالقم بر سرِ هرباب. نوشته ست حسین

فاطمه .عاشق دردانه ات حیدر باشد
و مربی به همین روح. پیمبرباشد

حضرت حیدر کرار چه فخری دارد
لحظه لحظه به دلم عشق تو رابگذارد

نورت از رخصتِ حق هست چه اشعاری شد
باعنایات علی از ثمر عشق.نگهداری شد

مادر کل ائمه …..تو نگهدارم باش
حاجتم‌ را تو بده… حقِّ علی .یارم‌باش

فاطمه اشفعی ای راز دوعالم …زهرا
ادرکینی بحق حضرت خاتم‌.. زهرا

کلمه ای. زارع شیراز به اشعارش خواند
حضرت عشق نوشت و به جنان یارش خواند

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار استاد زارع شیرازی شهادت امام هادی (ع) ۱۳۹۹

0
استاد زارع شیرازی

شعر سروده استاد زارع شیرازی مدح امام هادی (ع)

بین زندان . بین این اعدا منم
من غریبی بین زجر و آهنم

هادی امت گرفتارم به سِجن
مثل مظلومی چه غم دارم به سِجن

زهر شد آخر وداعِ این تنم
کهنه شد در غربت. این پیراهنم

پاره پاره شد جگر از دردِ زهر
میکُشد من را شدم همدردِ زهر

عسکری ماند و حسن شد وارثم
من هدایت را به دلها باعثم

غم به قلب عسکری بنشسته است
قامتش از داغ من بشکسته است

ای حسن جان …مهدی آید بعد تو
منتقم حتما بیاید بعد تو

بس سلامم را به مهدی ام‌ رسان
درظهورش میرود درد و فغان

پاره پاره شد دلم از جام زهر
کشته اولاد علی را نام زهر

این عطش دردی عجیب است ای دلم
حس پاک و بس غریب است ای دلم

یاد لبهای عطشناک حسین
من غریبم جمله بر خاک حسین

یاد کردم از امیر کربلا
یاد عمه جان اسیر کربلا

یاد اصغر یاد لبهای عطش
یا حسین باشد چه آوای عطش

ای هدایت را ولی…دستم‌ بگیر
هادی دلها به دل هستی امیر

منتقم در روح و جانم شد عجین
شکر حق دارم امیرالمومنین

ای حَفیدِ هادی ی امّت بیا (نوه)
مهدی زهرا به صد شوکت بیا

یادگار فاطمه ای نازنین
ای ولی حق .به حیدر جانشین

روز و‌شب. عَجِّل فرج گفتم بیا
وصل تو …با اشک شب خفتم بیا

بس خبرهایی ست میماند به ارض
عدل و پاکی را چه بنشاند به ارض

قصه هایی هست بر اهل ولا
زنده میگردند. شهیدان .کربلا

یاوران.از بین گمنامان به دُور
پاک خواهدکرد اینجا را ز جُور

زارع شیراز در روز فرج
روز نور و شادی افروز فرج

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار استاد زارع شیرازی مناجات امام زمان (عج) ۱۳۹۹

4
استاد زارع شیرازی

شعر سروده استاد زارع شیرازی ۳ اسفند ۱۳۹۹

دیده. گریانم .نگاهت میکنم
جان و سر قربان راهت میکنم

کس نفهمد سِرِّ این دلداده را
تو قیامی داده ای …افتاده را

دیده ی عاشق به دنبالت منم
نوکر گریان و خوشحالت منم

لمس کردم گرمی ی دستان تو
کعبه و دینم فقط چشمان تو

حالتِ مهجوری ام از عاشقی ست
رنج و درد دوری ام از عاشقی ست

مهدی زهرا نگاهی بس لطیف
نیک اندازم به این جان ظریف

بند ناشد سنگ بر سنگ از فساد
عدل و انصافش دگر رفته ز یاد

عکس گشته کار این دنیای دون
پاکی از خبث خبیثان شد برون

مومنانِ پاک تو …تنها شدند
دل گرفته از سرِ غمها شدند

گوشه گیر عزلتند این بیکسان
ای سر ببریده بس قرآن بخوان

هرکه را دیدم‌ غمی حامل شده
سینه ها بر سوی تو مایل شده

با عنایاتت غمم زائل شده
نورِ دل با عشق تو کامل شده

امر و جانم را به دستت داده ام
منتظر هستم کنار جاده ام

دل ندادم جز به چشمانت عزیز
نور خود دادی به یارانت عزیز

روشنایی ده به کارم ای امام
از فراقت بیقرارم ای امام

قائدم فرمانده ام دلدار دل
حضرت حجت… نگاهت یار دل

بر سرم دست کرامتهای تو
بر عمل. لطف نظارتهای تو

جان مادر… دیده هایت حافظم
شد دعای تو نگاه نافذم

من ندارم‌ جز تو آیین و صلات
صوم و قرآن منی از هر جهات

یک قیامت در ظهورت .مستقر
دشمن حیدر ندارد بس مَفرّ

خون شود جاری ز ذبح کافران
بر سر شهرست آویز آن سران

گنج دنیا کن تفضل بر فقیر
کل مظلومان جُیوشَت ای امیر (جیوش.لشگرها)

عدل تو میخواهد این دنیا بیا
جان پاک حضرت زهرا بیا

زارع شیراز. در گهواره بود
از سما . روحش به تو آواره بود

___________________________________

شعر سروده استاد زارع شیرازی مناجات امام زمان (عج)

مثل بارانم که دریایی جراحت زد مرا
روز اول خالقم نورِ صراحت زد مرا

پاک اِستادم ز خاک و روح تابید از درون
بر جبینم زد چه محکم با شعف..مُهر جنون

گفت این مجنون . غلامی هست بر باب علی
دل گرو دارد الی الجنه به محراب علی

چشم وا کردم جمال نور دیدم از قریب
عشق کردم من بحق آیه اَن مَن یُجیب

صورتش خورشید و روحش عرش یزدان منست
حضرت مولایم حیدر دین و ایمان منست

هم گِلم برداشت هم میساخت نوکر را ز عشق
یک صدا پاشید و عنوان کرد حنجر را ز عشق

تا صدا آمد بگفتم یا علی مولا علی
قلب و جسمم آیه و روح ذوی القربی علی

ای امامم رهبرم ای سَرور و تاجم علی
تا ابد بر لطف پاک تو چه محتاجم علی

عاشقم‌ دیوانه شهر نجف هستم ز عشق
روح دارم از محبت بر تو سرمستم ز عشق

از علی تا مهدی زهرا امامان منند
نورِ چارده نور تا جنت… نگهبان منند

روز اول .کوثرت نوشانده ای بر نوکرت
ای که جنت چلچراغ و روشنست از پیکرت

روز اول ..عهدِ نوکر..مُهر کردی بر گِلم
هرکجاباشم فقط سوی حریمت مایلم

چون‌کبوتر صبح وشامم را نجف بنشسته ام
لطف زهرا هست بر مِهرِ علی دل بسته ام

در زمانی دور… خیلی دور…دنیا آمدم
لیک مستم من ز انفاست ز لطفت بیحدم

ازهمان هنگام .مِهر مهدی ات دستم گرفت
حجت خالق تمام رجس از هستم گرفت

مِهر بی پایان زهرا را میانِ دل نشاند
ای خدایا شکر جز حب علی در دل نماند

عاشقانه انتظارم بر دل مهدی نشست
ناگهان سینه ز اثارِ رُخش. از جای جَست

دست بگرفت و صدایش را شنیدم یاعلی
من به زیبایی ی چشمانش ندیدم یاعلی

در ظهورش . رفع گردد این حجاب از نور حق
ظلم و ظالم محو گردد با یدِ مستور حق

مردِ جنگی ام برای یک ندا بنشسته ام
حبل خود را از تمامِ غیرِ او بگسسته ام

حفظ عباسست بر روی سرم جان و تنم
مثل عابس در ظهورش میدرم پیراهنم

طَرف چشمانت …حفاظ روح و دینم مهدیا
نوکر پاک امیر المومنینم مهدیا

زارع شیراز …قلبی متصل دارد ز تو
از تمام این محبت .شعر بنگارد ز تو

___________________________________

شعر سروده استاد زارع شیرازی مدح حضرت بقیه الله الاعظم

بی تو من چشم انتظارم اشکبارم مهدیا
در تمامم از فراقت غصه دارم مهدیا

زیر پایم حب دنیا و به قلبم عشق توست
یک نظر کن از ولا بر حال زارم مهدیا

من گنهکارم‌ بدست تو چنین آدم شدم
از صفا با غیر روی تو چکارم مهدیا

از تمام این جهان . دل داده ام بر کربلا
حضرت عباسِ حیدر …شد نگارم مهدیا

سینه مالامال درد و دل شکست از هجر تو
پاک کن ازسینه این گرد وغبارم مهدیا

افتخارم نوکری بر آستانِ شه بود
با محبت بر شهنشه…رستگارم مهدیا

درد هجرت را میان قلب.پنهان کرده ام
تا ندای تو بر آید من کنارم مهدیا

لطف حق .سرِّ ادب اموختم از نور حق
لذتم باشد بدرگاهت وقارم مهدیا

مثل یک دیوانه ام مجنون عباست شدم
با ولای فاطمه.من آشکارم مهدیا

لطف اربابم شده در ظاهر اندر یک تنم
لیک از صوت تلامیذم هزارم مهدیا
(تلامیذ=شاگردان)

عشق تو زنده ست‌ پاینده ست در قلب و تنم
بی حضورت سرد باشد روزگارم مهدیا

از همان ایام که دست مرابگرفته ای
گشته اسراری ز تو حفظ و حصارم مهدیا

از کرامات ره ارباب خونینم حسین
لحظه هایم‌ را بیادت بیقرارم مهدیا

ظاهرا میخندم و دردم چه مخفی شد به دل
از تمامِ بی تو در حال فرارم مهدیا

اشک باشد محرم تنهایی ام در هجر تو
درد عشقت شد چراغ شام تارم مهدیا

میپرستم عشق پاکت را که دنیای منست
تا ابد نور علی دار و ندارم مهدیا

در همان‌ غاری که تنهایی دعایم کن ز قلب
خدمت درگاه تو شد اعتبارم مهدیا

من غلام حیدرم دیوانه ی عشق حسین
پرگناهم لیک عبد کردگارم مهدیا

دست من در دست تو شد ای نگهدار دلم
بین دستانت عنان اختیارم مهدیا

از تمام این شدائد . مهربارانم نما
خوب میدانی به نورت استوارم مهدیا

شکر حق . در بارگاه یار . محرم گشته ام
خانه عشق و ولا را پرده دارم مهدیا

تاظهورت .نور . پنهان و عیان.خیل نفاق
بیمه ی دست علی با ذوالفقارم مهدیا

گرچه در دنیا کنار خلوتم حق برگزید
از جنانم اهل آن شهر و دیارم مهدیا

با در بیت حسینی صد ریا نآورده ام
طینت عباس شد ذکر و شعارم مهدیا

هرچه کردم هر چه ناکردم به الطافت ببخش
پاک کن بشنو صدای اعتذارم مهدیا

نور دادی لطف کردی رحمتت وسعت بده
لطف چشمانت فقط شد اقتدارم مهدیا

یک قسم دادم‌ بحق مادرت زهرای نور
نور کن دنیا و هم قبر و مزارم مهدیا

حفظ عباس علی از قبه همراهم شده
یک گدایم لیک در دل . چون هزارم مهدیا

هرچه دارم از هزاران بخشش سقا شده
در ره شاه شهیدم گلعذارم مهدیا

ابن زهرا سرور من ابررحمت را ببار
زارع شیراز گفت ای شهریارم مهدیا

___________________________________

شعر سروده استاد زارع شیرازی مناجات حضرت بقیه الله الاعظم

در دلم دنیایی از تنهایی است آقابیا
سینه ام مملو ز صد شیدایی است آقابیا

گرگها جولان دهند از کفر در این عصرِ پَست
من پناه آورده ام بر تو… دل از غربت شکست

مهدی زهرا نشستم بر سر راهت عزیز
عاشقم کردی بر آن چشمانِ چون ماهت عزیز

ظلم پُرشد ناله ی مظلوم بر گوشَت رسید
لیک قلب عاشقم روز ظهورت را ندید

من که مثل نور میدانم قریب است و قریب
ای دل عاشق .فدای گریه هایت ای غریب

آیی و سر میزنی از قامت کفر و نفاق
روز و شب از آسمان گیرم ز مهدی ام سراغ

ای امام من عزیز و دلبر زهرا بیا
عادل مطلق.به عشق اطهر زهرا بیا

پیرهنها میدرند اینجا ز یوسف. سرورم
هرشبم تا آسمانها..عشق نابی می بَرم

مثل شیر زخمی ام در گوشه ای پنهان شدم
تا نوای سرورم آید بر این بُرهان شدم

امر مولاصادق است حق گفت و حق باید سرود
لطف فرمود و ز رب العالمین حیّ ودود

گفت در اخرزمان بنشین زمین .ساکت بمان
تاکه گردی حفظ . از بهر دل صاحب زمان عج

راه شهرت .راه شهوت باز تا خائن شوی
لطف حق خواهد که با صد برتری .ساکن شوی

راههای حق و باطل روبروی دیده ات
مال و اموال حرام از شوکت نشنیده ات

اهل دل دانند از لطف و مقام انزوا
خلوتی باخالق و نورانی از فرط دعا

باید از دل .روز وشب باصد جزع باالتماس
خواهی از عباس تاامضا کند با نور یاس

تا شوی جزء ذخایر در صف یاران او
خاکبوس راه مهدی.یاور قرآن او

اشتباهی کم . ز دفتر پاک گرداند تورا
لطف دستان اباالفضلست رویانَد تورا

روز و شب عباس ع را از دل صدا کن ای رفیق
با توسل بر قمر.نامت جدا کن ای رفیق

روز وشب از دل …امامت را دعا کن ای رفیق
قلب مهدی را برای خود سوا کن ای رفیق

این زمانه گشته عصر ظلم و عصر بیکسان
ارض در دست حرامی ها و نطق کرکسان

فقر و مظلومی مظلومان دلم بشکسته است
دیده هایم برره مولافقط بنشسته است

روز مهدی .ذبح گردد قامت تزویر و کفر
از تجلی ی عدالت ریشه ی زنجیر و کفر

با ندایش مُنعَدِم گردد بِناهای ریا
وای اگر پرسد ز کافر پس چراکردی چرا

روزشمشیرست شیعه…انتظارش رابکِش
درد دوری و فراق بیقرارش را بکِش

وه چه روزی هست روز رجعت شاه شهید
حضرت عباس برگردد به ایام مدید

انتقام کافران را دست عباسم بس است
فاطمه فرموده سقاجان.حسینم بیکس است

انتقام حضرت سقا. نگه کردن. خوشست
یک سلام عشق بر عشق دلم بردن خوشست

چاپلوسانِ زمانِ کفرِ این آخرزمان
درصف اعدام و بر راس یکایک. ناظران

ناظرانی متقی از سوی مهدی .استوار
واقف و شاهد به قتل فاسقانِ روزگار

عدل از بهر تمام مردمان جاری شود
سیف مهدی بر عیون کافران کاری شود

عادلانی از خداآگاه .نزد مردمند
برفقیران .ثروت انبوه و حق را میدهند

یک منادی بین شهر از عدل مهدی گریه کرد
دیگری از لطف بی پایان مولا مویه کرد

یک جهان دارد نگاهت میکند آقا بیا
صد نگه بر سوز آهت می کند آقا بیا

آه مظلومان شنو ای عادل مطلق بیا
بهرنابودی باطل.برحیات حق بیا

دوره ی نحسی ز دوری میکشم آقای من
در دلم درد صبوری میکشم آقای من

بادوچشمی داغ وخونین بر تو گریه میکنم
بادوصد ایمان سنگین بر توگریه میکنم

دوره گشته مرکز جولان کفتاران .ببین
روزوشب آید بلای سنگ چون باران‌ ببین

قلبهای آهنین . بابازوانی آتشین
منتظرهستند برروزت. گل حبل المتین

یادگارفاطمه دستم نگهدار از کرم
باهمان لطفی که کردی بر تمامم در حرم

زارع شیراز. در بین الحرم .الماس شد
ازهمان وقتی که محفوظ از یدِ عباس شد♥️

___________________________________

متن شعر استاد زارع شیرازی – مناجات حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف

ای همه ارامشم دستم به دامانت بیا
من قسم دادم خدا را حقِّ قرآنت بیا

روزگارم پر ز غم هست از فراق روی تو
از تمام آسمان گیرم سراغ روی تو

درد بر دل دارم و اشکست بر چشمان من
اشک امانم رابرید از هجر تو ای جان من

باتمام جان. به جز روزت نکردم آرزو
از تعالیم تو دارم بر تمامم رنگ‌و بو

خواستی نوکر شوم جان میدهم در راه تو
چهره را بگشا که هستم خادم دلخواه تو

من ندانستم تودانستی ومیدانی مرا
ازسرلطف و ز خوان عشق.میخوانی مرا

هیچکس خادم نشد جز تو نوشتی نام او
عاشقت داند ز اسرار ره و راز سبو

امتحاناتت فراوان و چه آسان شد ز عشق
چشم من از سختی این راه.گریان شد زعشق

صدهزاران بار برچشمم هزاران اشک شد
دست بردامان دستان قلم با مشک شد

صدهزاران بار غصه خوردم و قلبم شکست
تااجازه داده ای این دل به درگاهت نشست

ای رفیق از دل بگویم راه وصل روی یار
از دوصد دشمن گذر دارد.هزاران نیش خار

باید از دل شست. غیر یار را تا ره دهند
واصلان روی عشق آن سینه چاکان رهند

تا نخوردی غم به اسرار رهت بیگانه ای
راه دادند و تو بیگانه در این کاشانه ای

حضرت مهدی نگار آسمانهایم بیا
ای عزیز فاطمه بی تو چه تنهایم بیا♥️

آسمان ابری ام میبارم از غصه بیا
اشکبار آن در و دیوارم از غصه بیا

مهدی زهرا به جز تو هیچ امیدی نیست نیست
جز ظهورت دوره سبز و سپیدی نیست نیست

روز و شب با یاد روی تو تنفس میکنم
از گرامی خلق و خوی تو تنفس میکنم

ای همه زیبایی ای زیبای زهرا مهدیا
راه رفتم گریه کردم بین صحرا مهدیا

لیک میدانم که نزدیکست روز انتقام
انتقام درد و خون با سیفت ای عالی مقام

زارع شیراز در قلبش سرایی هست هست
در دلم از چهره ات… غار حرایی هست هستپ

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار استاد زارع شیرازی ولادت امام جواد (ع) ۱۳۹۹

0
استاد زارع شیرازی

شعر سروده استاد زارع شیرازی مدح حضرت جواد الائمه (ع)

ابر رحمت… روح باریدن گرفت
شمس دل. یارای تابیدن گرفت

خانه موسی الرضا روشن شده
مثل عرش الله.دل گلشن شده

آمده خورشید جان …باب المراد
گر گدا هستی ندا کن یا جواد

بوستان خنده بر روی رضاست
آنکه مولودست ابن المرتضاست

ای گدای درگهت جود ای جواد
ای امامم قصد و مقصود ای جواد

کردگار از رحمتش افزون نمود
با ولای تو جنان را بس گشود

ای به دلهای عزیزانت ثبات
بر وجود مومنین. آب حیات

نور رخسارت چه حل مشکلات
دست من را گیر ای باب نجات

نعره از جان میزنم روحم تویی
در دلِ غم… رهبر و نوحم تویی

آشیان کردم به زیر سایه ات
عشق زهرا و علی سرمایه ات

شادی از دیوار دلها شد نزول
از ولای غیر تو کردم عدول

خود. تو. سلطانی و سلطان زاده ای
دل گرفتی و محبت داده ای

روز وشب گرد حریمت میپرم
ای به قربانت دل و جان و سرم

روز میلاد جواد بن الرضاست
روی اسمم مُهر عبد المرتضاست

جودکن ای عالمینت ریزه خوار
بر تمامم رحمت و فضلت ببار

شکر حق.. عَجِّل. فرج. گویان شدم
با ولایت ….مومنِ قرآن شدم

انتظارِ روحِ قرآن میکِشم
درد از دوری ی جانان میکشم

من جنون دارم ز هجران امام
خاک پای مهدی زهرا تمام

آخرشعرم …….عنایت میشود
مستی ی این جان …صدایت میشود

قبله ی این سینه ام شد کاظمین
ذکر این لبها علی و یا حسین

زارع شیراز… مجنون گشته است
عاشقست از عقل بیرون گشته است

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار استاد زارع شیرازی ولادت امام علی (ع) سال ۱۳۹۹

1
استاد زارع شیرازی

شعر سروده استاد زارع شیرازی مدح حضرت علی (ع)

ای شیر خدا قدرت یزدان حیدر
ای چشم حق و روح به قرآن حیدر

مولای زمان و سَروَرِ حق. علی است
در کل جهان . حاکم مطلق علی است

ای شیعه بناز .سروری داری تو
گلواژه ی عشق.حیدری داری تو

مولود . به گهواره ی خالق. حیدر
زهرا به دلت نائل و عاشق . حیدر

سردارعرب. عشق نهایی . مولا
بابای شه کرببلایی مولا

میلاد علی. عشق تشیع دارد
میلاد علی اسم مرا بنگارد

اسمم تو نویس عشق زهرایی تو
چون خالق خود. پاک و چه یکتایی تو

بنگر چه شکافی به تنش شد کعبه
نوزادِ خدا. پیرهنش شد کعبه

حیدر متولد شد و این خانه شکافت
دیوار بر این قامتِ کاشانه شکافت

یعنی که علیست صاحب خانه ی حق
عاشق به علی هست چه دیوانه ی حق

هرکس که علی گفت چه فائز گشته
شاهد به تمامی ی لذایذ گشته

یا حیدر کرار منم نوکر تو
تا روز ابد… عشق من و این در تو

حیدر چو جلی گشت مدد میگیرم
باعشقِ علی ی مرتضی میمیرم

ای سرور عالم . اثری ظاهر کن
این قلب و تنم بهر خودت . طاهر کن

یا فاتح خیبر به مددها اِفتَح
ای نور ز تو شده هویدا اِفتَح

بس فتح فتوحی بنما یا مولا
از ارض الی عرش خدا یا مولا

این. زارع شیراز .علی گویان شد
ایوان نجف دید سوی جانان شد

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار استاد زارع شیرازی وفات حضرت زینب (س) ۱۳۹۹

0
استاد زارع شیرازی

شعر سروده استاد زارع شیرازی مدح حضرت زینب سلام الله علیها

در پیِ یار …شکستم.. دل و دلبر دادم
سرِ خود بر سرِ تقدیرِ غمم بنهادم

چشم در چشمِ حسین .دیده ی خود وا کردم
تا ابد عشق. به دل..دورِ حسین میگردم

کربلا رفتم و همراه حسینم بودم
روح بر عشق عیان. از ته دل…افزودم

زینبم من بخدا صد سرِ بی تن دیدم
شهدا مثلِ گلِ پرپرِ بی تن دیدم

اربا اربا بدن پاکِ علی اکبر بود
و چه خونین شده آن حنجره ی اصغر بود

بدن قاسم و عباس چه گلزاری داشت
نجمه دور بدنش ناله و صد زاری داشت

کوفه و شام فقط زجر .به زجرم دادند
شامیان دور همین قافله ی غم شادند

کف زنانند زنان. دخترکان رقصانند
ز تعجب .همه ی این اُسَرا حیرانند

سنگ بر روی و تنم خورد منم زینب تو
بر سر و بر بدنم خورد منم زینب تو

و رقیه که به هنگامه ی دیدارت بود
بین ویرانه ی این شام چه غمدارت بود

سر تو بود و رقیه . دلِ من بود و خراب
ناگهان آن تن بی جان و همین قلب کباب

با همین دست .. حسین جان ..کفنش کردم من
قطره ی اشک . نثار بدنش کردم من

بخدا زارع شیراز . صداقت دارد
عمه ام زینب کبراست که طاقت دارد

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار استاد زارع شیرازی شهادت امام کاظم (ع) ۱۳۹۹

0
استاد زارع شیرازی

شعر سروده استاد زارع شیرازی شهادت امام کاظم

چه حالی داردآن زندانی ی مظلوم در زندان
چه حالی دارد آن لحظه ..میانِ درد و صد افغان

چه حالی دارد آن زخمی که مجروحست اعضایش
بمیرم از برای او برای قلب تنهایش

چه حالی دارد آن صائم که افطارش شده شلاق
بگریند از برای تو تمامِ دیده ی عشاق

که افطاری ی موسی الکاظمم شد ضربِ جلادش
خدایا رحم کن ای وایِ من از داد و فریادش

چه حالی دارد آن بابا که دوری شد نصیب او
چه دلتنگی کند بهرِ پدر… اِبنِ غریبِ او

گَهی بر کربلا گِریَد به یاد جدِّ عطشانش
گهی افتاده یادِ مادرِ غمگین و نالانش

تنش زخمی. رُخَش نیلی. شبیهِ مادرش زهرا
ولی اینجا نشد در.. پشت دیوار و دَرَش زهرا

بیا مادر ..تنم بشکسته و جلادم انسان نیست
مرا دیگرتب و تابِ سزایِ ظلم و عدوان نیست

دلم دلگیرِ فرزندان.تنم مجروحِ شلاقش
رضاجان گر تنم بینی. بمیری از سرِ داغش

سلامم را رسان بر فاطمه.معصومه ی جانم
بگو بابا. نکن گریه . عزیزم روح و ریحانم

به روزِ دفنِ من همراهِ من باشد غل و زنجیر
چه زنجیریست در این استخوانِ من شده درگیر

جدا کن ای رضا این غل ز دستِ من ز پای من
فقط صوتِ شما باشد رضای من دوای من

میان قبر هم بابا. منِ دلتنگ می گِریَم
منم دلتنگِ فرزندان.به زیرِ سنگ میگریم

سلامِ من به معصومه… سلامِ من به عشاقم
بگریاند همه… عشاقِ من را غصه و داغم

تو باب حاجتِ قلبِ تمامِ عاشقان هستی
ز لطف خود دلم را بر درِ خوانِ خودت بستی

نگاهم تو پناهم تو اَغِثنی جدِّ پاکِ من
بیاید تا ابد بویت ز قبرِ من ز خاکِ من

خدارا شکر از اولادت هستم موسِیَ الکاظم
شب مظلومی ی تو یادت هستم موسِیَ الکاظم

دل این زارع شیراز بشکسته ست آقاجان
تمامم در… حریم تو چه بنشسته ست آقاجان

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار استاد زارع شیرازی عید مبعث ۱۳۹۹

0
استاد زارع شیرازی

شعر سروده استاد زارع شیرازی عید مبعث

عید مبعث روز احیای بشر
نور آگاهیست در هر خیر و شر

رحمت للعالمین شد واسطه
روح قرآن مبین شد واسطه

آمد و همراهش عشق مرتضاست
حضرت آمِر به احکامش خداست

گفت از عشق علی بر گو سخن
هر که را عاشق بُوَد رفته مِحَن

روحِ آیات الهی را بگو
از دلت برگو به الحانِ نِکو

گفت یا احمد کلامم را بخوان
بین خوب و بد . تو نامم را بخوان

آیه ی قرآن بخوان بر عالمین
عشق حیدر. عشق زهرا و حسین

دین نباشد جز به حب حیدرم
مالکِ عالَم منم من داورم

رمز عرشم رمز جناتم علیست
ای بشر روح مناجاتم علیست

یا نبی . اتمام حجت کن به خلق
بازگو ایامِ حجت کن به خلق

از علی تا حجت بن العسکری
گو به حیدر . بر همه کس..سَروری

یا محمد با بشر ختم کلام
حرف آخر را بزن با احترام

بنده ی من گر به حیدر نوکری
در قیامت همره پیغمبری

گر علی را میشناسی از وجود
روز و شب نورم به تو آید فرود

از علی گو از علی و آل او
مرتضی هست و به دین . اکمال او

یک علی گفتم جنان شد مشتری
نگذر از این شعر نابم سَرسَری

گفت مولا من تمام نعمتم
بر مسیر کهکشانها حرکتم

قدرت خالق.بدستان من است
دیده ی عیسی که حیران منست

ناصر پیغمبرانم در زمین
ریسمان حق منم حبل المتین

من نَبَا هستم دلیل دین منم
محیی ی این دین و این آیین منم

با ولای من نمازت شد قبول
امر حق باشد ز غیرم کن عدول

من پدر بر اوصیای برترم
چشم حق هستم جناب حیدرم

آیه ی اَلیومَ اَکمَلتُ منم
هر چه را ناحق بُوَد من دشمنم

آیه ی انفاقِ بر مسکین منم
آنچه بر کافر شود سنگین منم

صوت ابواب بهشتست اسم من
مُعطی ی صد سرنوشتست اسم من

بعثت احمد برای حیدرست
کعبه ی خالق نمای حیدرست

گفت هرکس صد نمازش را بخواند
گرنباشدباعلی. دینی نماند

هرکه مبغض بر علی باشد به نار
دست مهدی هست سیفش یادگار

روز عید مبعث و شادی کنان
با دعای عجل ای صاحب زمان

دوره ای هستیم کذبست و نفاق
باید آقایم بیاید بر بُراق

آید آن یکتا امام منتقم
کیست تا داند مقام منتقم

عجل آقا جان. تویی محیی ی نور
وارث قرآن و انجیل و زبور

هدیه ای از حضرتت جانم گرفت
سرِّ پاکی روح و ریحانم گرفت

باب حاجات الامان صاحب زمان
عاشقانه بر امیر مومنان

حاجت قلبم عطا کن یا علی
قلب من را کربلا کن یا علی

انتخابِ روز موعود و امام
راز مکتومیست با این دل. تمام

زارع شیراز. را صد حاجتی ست
عاشقست و کار او بی طاقتی ست

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

اشعار استاد زارع شیرازی ولادت امام حسین (ع) سال ۱۳۹۹

0
استاد زارع شیرازی

شعر سروده استاد زارع شیرازی ولادت امام حسین (ع)

شاه کونین و رئیس جنت الاعلی حسین
علت خلق بهشت و رهبرِ یکتا حسین

حضرت معشوقِ عالم. نفسِ قرآنِ خدا
لا عشیق الا حسین و لا حرم جز کربلا

السلام ای حضرتِ مولود یا سِرَّ الوَدود
غایت دنیای عشقی…ذکر تو قَصدِ الوُعود

یک شعاعِ نورِ پاکت… خَلقِ جنّت میکند
ما سِوَی الله در حریمت. قصدِ قُربت میکند

یا سبیلَ الله یا اَسرَع طَریقِ الرَّب… حسین
یا حبیبی. حضرتِ المقصود . عَشیقِ الرَّب . حسین

رحمت الله الوسیعه . ابنِ حیدر یا حسین
چهره ی نازِ تو شد محبوبِ کوثر یاحسین

یا حبیبَ النور ای عاشق به اسمت شد سعید
سجده کرده آسمانها بر تو یا عشقَ الفرید

نام بابایت علی ی مرتضی شاه نجف
شد بهشت. این سینه ام از عزت و جاه نجف

مادرت زهراست آن دُخت رسولِ کردگار
از محبت بر حسین فاطمه… لَیسَت فرار

بس بگویم در مقام و جاه و عِزّ و شوکتت
حضرتِ عباس باشد با ادب در خدمتت

در فُتُوَّت… وارثِ فتاح خیبر یا حسین
نورِ اعطینا به نفسِ سورِ کوثر یاحسین

علتِ لبخندِ زهرا یا دلیلَ الانبیاء
شاه مذبوح و غریبم در حریم کربلا

یا رحیم . اَربابِ عَرش. اِرحَم بقلبی یا حسین
یا کریم. اَصلُ الکَرَم کَرِّم عَلَیّی یا حسین

یک نظر . ایام خورشیدت .جهانم‌ را بتاب
ای که تحت امر تو باشد جنابِ آفتاب

زارع شیراز . درد عشق را فریاد زد
کربلا آمد به گریه… آه از بیداد زد

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی