آهنگهای ویژه

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1401

  • حاج مهدی رسولی

    حاج مهدی رسولی

    مداحی الحمدلله که نوکرتم الحمدلله که مادرمی

  • حاج عبدالرضا هلالی

    حاج عبدالرضا هلالی

    آلبوم دهه اول محرم 1399

  • حاج محمود کریمی

    آلبوم فاطمیه 99

  • حاج سعید حدادیان

    حاج سعید حدادیان

    آلبوم دهه اول محرم الحرام سال 1398

  • حاج سید مهدی میرداماد

    حاج سید مهدی میرداماد

    آلبوم ظهر عاشورا محرم الحرام سال 1398

اشعار استاد زارع شیرازی

شعر ولادت امام رضا (ع) سروده استاد زارع شیرازی ۲۱ خرداد ۱۴۰۱

1
استاد زارع شیرازی

روز میلاد امامست امامی ضامن
شاه این سینه و دل شد به ولایش مومن

حضرت ثامن و سلطان رئوفست رضا
پسر کاظم و مولای عطوفست رضا

هشتمین نور ز انوار الهیست بحق
حرم اطهر او عرش خداییست بحق

عالِم الِ محمد . بخداوند . رضاست
همه احوالِ محمد . بخداوند. رضاست

پدرش باب حوائج . شه دلها موسی
مادرش نجمه بیاورده به دنیا عیسی

نه که عیسی بخدا . بنده ی او هست مسیح
مدح گویم ز رضا نور کلامم چه فصیح

بشنو ای عالم خلقت که چه میگویم من
مشک شد از اثر شعر رضا… بوی دهن

نور الانوارِ تمامی ی رسل هست رضا
ناصر و یارِ تمامی ی رسل هست رضا

نورش عنوان خدا . هیبت او حجّت حق
و حریمش که شده کرسی ی ربّ . شوکت حق

زادگاهت به مدینه ست… وَ قبرت در طوس
دل رود لحظه به لحظه . حرمت در پابوس

السلام حضرت آقام رضا سلطانم
بخدا هر شب و هرروز زیر ایوانم

دلم از دور و ز نزدیک . چه قربت دارد
ای به قربان تو خاکت بوی تربت دارد

زائرت زائر ارباب و شه کرببلاست
مثل زائر به حسینست مویَّد ز خداست

دل زوّار تو جنّات برین است رضا
حرم پاک تو در ارض . نگین است رضا

قبر تو نور و ز الطاف خدا هست رضا
قلب تو در حرم کرببلا هست رضا

پسر پاک حسین بن علی هستی تو
نور هستی به دل شیعه چه بنشستی تو

عشق دارم به تو ای شاه . پناهی دارم
چه پناهی که ازین عشق. چه شاهی دارم

تنگ دل هستم ازین عشق . زیارت خواهم
من ز تو حضرت معشوق . حرارت خواهم

اثر نور ولای تو اثرها دارد
عاشق روی تو ملکیّت دنیا دارد

حضرتت شاه غریب الغربای دل من
تو رئوفی و خدای تو خدای دل من

مومنم بر تو و اجداد تو ای پاک . امام
اصل پاکی و طهارت تویی ای نورِ تمام

منتظر بر پسر منتقمت بنشستیم
از عنایات دل مهدی ی زهرا هستیم

عهدبستیم به نورانیت آل علی
مافقط حال بپرسیم ز احوال علی

بر در غیر . نرفتیم ز لطف ازلی
مافقط بنده ی درگاه علی. آل علی

هرچه داریم‌ دعای علی بن موساست
هرچه هست از اثر نور جمال زهراست

عاشقم عاشق دیوانه . رضاجان. مولا
حرم پاک توام خانه . رضاجان مولا

دل این زارع شیراز. حریمت شده است
عبد درگاه تو از نور کریمت شده است

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

شعر ولادت حضرت معصومه (س) سروده استاد زارع شیرازی ۱۱ خرداد ۱۴۰۱

0
استاد زارع شیرازی

متن شعر ولادت حضرت معصومه (س)

روح تو وصلست بر عرش خدا معصومه جان
بر حریم پاک تو جانم فدا معصومه جان

روزمیلاد تو یوم رحمت الله العظیم
روز بخشش بر عباد از سوی رحمانِ رحیم

روز لبخند امام کاظم و مولی الرضاست
بر لبان شیعیانت ذکر یا حق. مرتضاست

ای شفیعه . آبرومند در یزدان تویی
دختر پاک امامی . باطن قرآن تویی

در مقامت الکن است اینجا زبان هر بشر
روح آرامش. نگاه تو به جان هر بشر

هر که آمد در حریمت . سجده کرده بر مقام
فاطمه ای حضرت معصومه . عرشت مستدام

خواهر مولا علی موسی الرضا معصومه جان
شکر حق داری مقام ارتضا . معصومه جان

نور بارانست روز تو به قلب شیعیان
عشق و شوری هست در قلب و دل پیر و جوان

دختر معصوم . امام کاظم و اخت امام
خواهر ثامن . امام العشق . آن والامقام

عمه ی پاک جواد بن الرضایی فاطمه
از حقیقت هست که روح خدایی فاطمه

هر گنهکاری به لحظه در حریمت نورشد
مغفرت شد شاملش. از لطفِ تو مسرورشد

ای مقام فاطمه دخت پیمبر در زمین
قبر تو یادآور قبر گل حبل المتین

گر که پنهانست قبر مادر ساداتِ دین
قبر تو دارد چراغی از امیرالمومنین

هرچه دارم از علی و از نظرهای علیست
از نگاه فاطمه . آن دین و دنیای علیست

تربیت در راه میر مومنین ممکن نبود
جز به لطف حضرت زهرا چنین ممکن نبود

این هزاران خادم از لطف و عنایت هست و بس
از تمام کشوری . شاگرد. حمایت هست و بس

تانباشد نور چشمان علی در کارِ کس
بر بلندایی نگردد هستی ی بیدارِ کس

زارع شیراز گر بر روضه ات خادم شده
از تو و از لطفِ قلبِ حضرت قائم شده

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

شعر شهادت امام صادق (ع) سروده استاد زارع شیرازی ۵ خرداد ۱۴۰۱

0
استاد زارع شیرازی

شعر شهادت امام صادق (ع)

خانه اش شد آتشین و مضطرب. اهل و عیال
مثل زهرا مادرش . او روضه دارد در مثال

درب بیتش سوخت مثل درب بیت مرتضی
گریه کرده سخت بر زهرا. به تقدیرش رضا

کل فرزندان مولا دلپریش و دیده. تر
ضجه ها آنشب بلند از خانه از دیوار و در

دربِ خانه سوخت . قلبت سوخت آنشب .سرورا
زنده شد آنشب درآن غم . یاد زینب . سرورا

پابرهنه . بی عمامه . پیرمرد .ای وای من
پشت مرکب. داغ زینب . آه سرد ای وای من

اشکریزان . روضه های عمه ات را ای امام
یاد زینب با رقیه….. یاد زهرا ای امام

حجت حق . پابرهنه . ضرب شلاق عدو
وای من از این مصیبت . شاعر از داغش نگو

روبروی حضرت آقا اهانتهای دور
دشمنش گستاخ . قلب حضرتش صاف وصبور

یک تعارف از شراب ار شد به ذات آن امام
صدجسارت شد به هستی و صفات آن امام

حضرت آقا غریب بن غریب . ابن علیست
مثل بابایش علی در روح ومنطق. منجلیست

ای به قربان غمت . روح و تمام پیکرم
سوخت زهر کین . جگر را ای فدایت سرورم

یااباالکاظم . تمام روضه ات جان منست
اسم تو ای نور یزدان . دین و ایمان منست

زهر دادند و شهید راه زهرا گشته ای
با ولایت. عشق بر این دین و دنیا گشته ای

لیک اقا پشتِ این در . همسری نیلی نبود
رویِ او .مجروح از زخمِ غمِ سیلی نبود

سقط ناشد پشتِ این در. محسن بن فاطمه
گشت انجا . غنچه . پرپر. محسن بن فاطمه

فاطمه زخمی و محسن .سقط شد. پهلو شکست
غصه ی عالم به قلبِ حضرتِ حیدر نشست

فاطمه نقشِ زمین و دست. بسته . حیدرست
سینه ی بشکسته .حالِ دخترِ پیغمبرست

حیدر کرار . شاهد.بود زهرا زیر ضرب تازیان
گریه میکرد از غم حیدر به جسمی ناتوان

گفت ای نامردمان.این مولودکعبه حیدرست
این علی ی مرتضی . حجت به ربّ داورست

این علی باشد وصی ی خاتم پیغمبران
این علی نفس رسولست و ولی ی این زمان

لیک جز ضرب لگد پاسخ به زهرایت نشد
یک ترحم هم به آن انسی ی حورایت نشد

فاطمه .قامت کمان از دار دنیا رفته است
باتنی نیلی و زخمی . سوی عقبی رفته است

اشک دارم از دو دیده بر غریبی ی علی
گشت قاتل بر دل کوثر . غریبی ی علی

فاطمه .زهرای حیدر بود . دخت مصطفاست
در جوانی رفت گر از آه و اشک مرتضاست

دست عباست نگهدارم شد از لطف علی
بس دعای حضرتش یارم شد از لطف علی

در تمام این جهان کاری ندارم بر کسی
اخر العصرست پرگشته فقط خار و خسی

جز ولای حضرت قائم ندارم در دلم
من فقط بر حب زهرا و امامش مایلم

حجتِ بر فاطمه .مولاعلی هست و تمام
سرور پاکان . همه . مولاعلی هست و تمام

شکر حق . گشتم گدای باب مولایم علی
بنده ای گریان . فدای باب مولایم علی

زارع شیراز. عبدِ بیتِ زهرا و علی ست
حضرت مولاست شاهد در رهِ حق. صیقلی ست

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

شعر شهادت امام علی (ع) سروده استاد زارع شیرازی ۲۱ رمضان ۱۴۰۱

2
استاد زارع شیرازی

شعر شهادت امیر المومنین (ع)

شبِ غمهاست شب داغ علی هست ای دل
در سماوات . تبِ داغ علی هست ای دل

فرش و عرشست عزادارِ امامی بر حق
سینه ها غصه شد از نورِ مقامی بر حق

حضرتِ حیدر کرّار بُوَد بعدِ رسول
جانشینست بِلافَصل و بُوَد زوج بتول

در شبِ داغ تو. گریانِ مصیباتِ توام
یادِ آه تو و آن صوتِ مناجاتِ توام

چقدَر درد به آن چاهِ غمین میگفتی
چقدَر روضه ز زهرای حزین میگفتی

گفتی ای چاه .زدند همسرِ مجروحم را
جان و جانانم و بر کشتی ی غم . نوحم را

روضه ام فرق دوتا نیست عزیزانِ علی
روضه ام روضه ی زهراست دل و جان علی

دل من رفت همان وقت که زهرایم رفت
جانِ من رفت که آن یاورِ تنهایم رفت

فاطمه. عشقِ علی بود که خونین . جان داد
وایِ من از اثرِ ضربتِ سنگین جان داد

صورتش نیلی و من سوختم از این غصه
قامتش خم شد و افروختم از این غصه

من ز آثارِ جراحاتِ تنش جان دادم
از کبودی ی زیادِ بدنش جان دادم

روضه ام روضه ی کوچه ست.نخوان از شمشیر
دست. بسته شدم و فاطمه ام شد درگیر

چه بگویم که چهل مرد .لگدها زده اند
پشت در . همسر من . هستی من را زده اند

وقتِ مرگم شده. ای زینبِ من گریه نکن
اخرِ کار به تاب و تب من گریه نکن

وقتِ اشکِ تو در آن کرببلا می آید
غمِ تو با غم شاه شهدا می آید

پسرم حضرتِ عباسِ من ای نور دوعین
کربلا جای منی. جان تو و جان حسین

مُهر وامضای تو بر زارع شیراز رسید
یا علی خادمت از هر چه به جز توست بُرید

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

شعر شب ضربت امیر المومنین (ع) سروده استاد زارع شیرازی ۱۹ رمضان ۱۴۰۱

0
استاد زارع شیرازی

متن شعر شب ضربت امیر المومنین (ع)

شبِ ضربت به سرِ حیدرِ کرّار شده
نقش بر خاک . تنِ دلبر و دلدار شده

خونِ مولا به تمامیّتِ محراب نشست
کمرِ عرش از این داغِ شرربار شکست

فرقِ مولایم علی وا شده از ظلمِ زمین
غرقِ خون گشته عبا و بدنِ حبلِ متین

منهدم ُرکن هدایت شد و خون . بال و پرش
عرش در لرزه شد از شدتِ ضربت به سرش

ابن ملجم چه زده ضربتِ آلوده به زهر
کل محراب به خونِ سرِ مولاست چو نهر

لعنت خلق. چه نازل شده بر قاتل من
بِنِگر فاطمه جان .خون شده چون تو …سر و تن

مشهدِ من شده محرابِ نمازم زهرا
ای تو نورِ علی و راز و نیازم زهرا

ناله ی کلِّ ملایک به سماوات رسید
فُزتُ گفته ست علی . صوت مناجات رسید

گفت راحت شدم از دردِ فراقت زهرا
دلم از روزِ تو بگرفته سراغت زهرا

از همان روز که پشتِ درِ بیت افتادی
ازهمان روزکه بهرِ علی ات. جان دادی

از همان روز که پهلویِ تو بشکسته شد و
و علی بعدِ تو در خانه ..چه بنشسته شد و

من و اَیتامِ تو و مقتلِ تو بر دیوار
خونِ پاکت به درِ خانه و بر این مسمار

ناله ات گشت رسا یا ابتا یاابتا
محسنم گشت فدا یاابتا یاابتا

سی وپنج سال . فراقِ تو کشیدم زهرا
در غم و داغِ تو جز غصه ندیدم زهرا

شامگاهان به تهِ چاه. کلامی گفتم
صبحگاهان به همان . کور . سلامی گفتم

بیکسِ دهر شدم بیکس و تنهای تو ام
پیر گشته ز همان داغِ غم افزای توام

داغت از ریشه بر این قلبِ دوتا افتاده
آخرِ قصه ی تو کرببلا افتاده

خون تو ..روی زمین. خونِ من اندر محراب
قلبِ شیعه ست در این روضه چه پُر درد و کباب

بعد داغم حسنت پاره جگر خواهدشد
زینبت شاهد غمها چو قمر خواهدشد

کربلا راس حسینت برود بر نیزه
حنجرِ پاکِ همان خونِ خدا در نیزه

اولِ قصه شده فاطمه و قامتِ خم
آخر قصه .رقیه ست خرابه ست عَلَم

عُمرِ آن دخترِ معصومه …سه ساله ست فقط
وجراحاتِ تنش… ژاله به ژاله ست فقط

نیّتِ زارعِ شیراز. غُلامیِّ ی علیست
گر پذیرفته مرا . لطفِ مرامیّ ی علیست

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

 

شعر ولادت امام حسن مجتبی (ع) سروده استاد زارع شیرازی ۲۸ فروردین ۱۴۰۱

0
استاد زارع شیرازی

متن شعر ولادت امام حسن مجتبی (ع)

پسرِ پادشهِ عرشِ ولایت آمد
بر دل شیعه ی حق.پرچم و رایت آمد

مادرش سیّده ی جمع زنان… فاطمه است
پدرش شیرخدا . حیدرِ بی واهمه است

پسرِ اولِ زهراست حسن …ابن علی
در رخ و روی . چه غوغاست حسن …ابن علی

او امامست چونان حیدر کرار . علی
دلبرِ دل شده چون سَروَر و سالار . علی

متولّد شد و سردار به دلهاست حسن
رُخَش آرامِ دل زینب کبراست حسن

کَرَمِ خَلق . گدایِ درِ بیتش باشد
نامِ حُبِّ علوی. سر درِ بیتش باشد

او کریمست کریم بن کریمست حسن
علّتِ خِلقتِ جنّاتِ نعیمست حسن

دستگیری کن از این دل که گدایت هستم
عاشقت هستم و من عبد سرایت هستم

شکر حق دارم از این نام که بر من باشد
نامم از نام قشنگ تو مُبَرهَن باشد

نورِ زیبای خودت را به دلم می چینی
عاشق و مست تو هستم تو فقط میبینی

یا حسن. دست من و دامنت ای شاه کریم
لطف کن. نور بده ای مهِ انوارِ رحیم

نور و رزق و همه حاجات دلم در دستت
من و این قلب و تمامیّت من. سرمستت

روزِ میلاد تو ای حضرتِ آقام حسن
حسنِ زارعِ شیراز بگوید تویی مولام حسن

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

شعر مناجات با امام زمان (عج) سروده استاد زارع شیرازی نوروز ۱۴۰۱

1
استاد زارع شیرازی

متن شعر مناجات با امام زمان (عج)

عیدِ نوروزم. نگاهِ دل به توست
سویِ چشمِ این دلِ مایل به توست

ای امامِ عصر. من عاشق شدم
شکرِ خالق بر دَرت لایق شدم

نوکری بر بابِ حیدر میکنم
گریه ها بر داغِ کوثر میکنم

یااباصالح . دَخیلَک یاامام
حجّتِ یزدانی و والامقام

سال نو .با تو گلستان میشود
از عدالت . خاک . بُستان میشود

یادگارِ قلبِ زهرایِ علی
تو نِشینی بس فقط جایِ علی

سال نو با یادِ تو . شادان شدم
شاد از ذکرِ تو ای جانان شدم

عجّل ای مولای عالَم. مهدیا
حَقِّ قلب و باطن زهرا بیا

ظلم را بَرکَن عدالت. گستران
ای امامِ زنده ای صاحب زمان

مستم از نورِ علی و آل او
از جمالِ مهدی و بس. خالِ او

از نگاهِ فاطمه از شورِ عشق
در دلم از شادی ی مسرورِ عشق

از ولایِ پادشاهِ جان .حسین
از محبّت بر شهِ اَرکان . حسین

عشق دارم زینبت را یا علی
ای امیرِ دین و دلها یا علی

انتظارِ منتقم را میکِشم
دردِ هجران را بخوبی می چِشم

باشد ای عالم. فرج در دست او
آسمانها و زمین. سرمست او

هیچکس جز حضرتِ صاحب زمان
نیست امید و فرج بر این جهان

زنده شو ای ادمِ جاهل ببین
عالمی شد مست بر حبل المتین

چنگ زن بر حُبّ مولَی المُنتَقِم
حفظ گردی با ولایی منسجم

قبلِ او.دنیا پُر از جهل و ریا ست
از نفاق و از تملّق . پُر جفاست

نیست نوری جز به وجهِ آن امام
خاک شو بر درگهش . این شد پیام

ای تمام جان من. قربان تو
ای فدای نام تو. عنوان تو

ای امامِ حق . امیرِ لاشریک
ای ولای تو . تمامِ کارِ نیک

ای امامم . مهدیِ زهرا بیا
بر نجات از ظلم این دنیا بیا

زارع شیراز با عشقت خوشست
بس دهد بهر تو. جان و جسم و دست

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

شعر ولادت امام زمان (عج) سروده استاد زارع شیرازی ۲۶ اسفند ۱۴۰۰

0
استاد زارع شیرازی

متن شعر ولادت امام زمان (عج)

منجی ی عالم و احیاگر سنّت آمد
حضرت حجّت دین . طاووس جنّت آمد

حسن عسکری باباست به مهدی جانم
خنده ی عشق چه زیباست به مهدی جانم

مادرش سیده نرجس . چه مقامی دارد
باب حاجات به شیعه ست مرامی دارد

حضرتِ منتقم از کفر . جناب مهدیست
عدل و انسانیتش نسخه ی ناب مهدیست

صاحب اِنس و مَلک . صاحبِ خشکی و بحار
سببِ متّصل اَرض و سَما . لَیل و نَهار

قائدِ کل محبّین علی. مهدی ماست
روحِ روشنگرِ تبیین علی .مهدی ماست

اصل انسانیّت از او به جهان می آید
همه . پاکان زمین! صاحبمان می آید

سر زند از تن و از جسمِ تملّق. بیشک
اوست نابودگرِ رَسمِ تملّق . بیشک

اصل عدلست که با روح ظهورش اینجاست
چهره ی مهدوی و قلب صبورش اینجاست

پسر حیدر کرّار . امامم مهدیست
سید و سرور و مولای تمامم مهدیست

محیی ی دین محمّد به نهایت . مهدی
بهر احیاءِ فرامین . به کفایت . مهدی

منجی ی خلق که کلّیه ی پیغامبران
وعده ی روز ظهورش به همه . آدمیان

داده اند از طرفِ خالقِ اعظم بر حق
مهدیِ فاطمه آن حجّت خاتم بر حق

آید آن نور . ز عدل و ز خدا خواهد گفت
از سماوات ز هر امرِ جدا خواهدگفت

آورَد رویِ زمین. دین جدیدی با خود
مهدی فاطمه . آیینِ جدیدی با خود

سرِ ظلم از تنِ ظالم . به زمین می افتد
و دورویی و نفاق از سرِ زین می افتد

جوی خون راه بیفتد ز قتال کفار
ذبح گردد همه ی ظلم به وقت دیدار

یاورانش همه. پاکانِ زمینند به حق
لشکر منجی ی ما . جان‌ زمینند به حق

چه قیامت بشود روز ظهورت آقا
ما فدایی ی تن و قلب صبورت آقا

عدل و پاکی بخدا دینِ جدیدت باشد
مهربانی .صفتِ قلبِ حدیدت باشد

پسر حیدری و منتقم از ظالم دهر
حجتِ پاک و خداوند زمین . عالِم دهر

چه حدیثست بگفته که خداوند زمین
باشد آن حجت حق از طرف دین مبین

و امامی که خداوند کند تاییدش
بگرفته ست ز او هر شک و هر تردیدش

که به قرآن خداوند بفرموده امام
شود ازجانب حق. منتخب و نور تمام

فقر بر چیده شود از اثرِ شمشیرت
ثروت ارض شود نشر . چنان انجیرت

نشر بین فقرا . ثروت عالم گردد
عاشق روی تو بس . عالم و آدم گردد

ظالمین. محو ز سیفِ تو شوند آن اَیّام
هر که شمشیر کشد با تو… شود با فرجام

مست عشق تو ام ای یار . حبیبم آقا
یک نظر. سوی دلم یار و طبیبم آقا

پسر فاطمه .من دست به دامان توام
نوکرِ عاشق و بس بی سر و سامان توام

راضیم باز شود مطلعِ نوری در خواب
شده از هجرِ رخت . عاشق مستت بی تاب

دل .شکسته . رُخم از گریه چه خیس است بیا
انتظارِ دلم هر یوم خَمیس است بیا

(یوم خمیس . روز پنجشنبه . شب جمعه منظورست)

نور چشمان تو شد قبله ی راهم آقا
تو بده نور به دل . جاه و پناهم آقا

جز ولای ره تو .سر به کسی نسپردم
لقمه از مالِ همین… مالِ همان ناخوردم

گرگها بر سر هرسفره . نشستند ببین
دلِ این نوکرِ پاکِ تو شکستند ببین

سفره ها از سر ظلمست که برپا گشته
همه . روبَه صفتان . عاشق دنیا گشته

مدعیان . چه فراوان شده اند آقا جان
بعض هم عابد شیطان شده اند آقا جان

بَلبَشوریست بر این اخرِ دوران بیشک
عادل ارض تویی حضرت سلطان بیشک

پاک کن سطح زمین از همه ی ناپاکی
همه .یاران تو نازم . همه .دلها خاکی

سر زنی از بدنِ کفر و نفاق ای مهدی
تو بیا با حَشَم و اسبِ بُراق ای مهدی

هیبتت را چه بنازم که بگویی کعبه
و بیایی و بخوانی و ببویی کعبه

و بگویی که منم ابن علی . ابن حسین
و منم منتقم و من پسر شاه حنین

جد من حضرت عطشان . شه دینست حسین
آن ذبیحی که سرش نور زمینست حسین

جدِّ من. حیدر کرّار. علی شیر خداست
سیفم امروز فقط بر حق و شمشیر خداست

آمدم کفر از این ارض به دین . بردارم
آمدم فقرِ فقیرانِ زمین بردارم

اهل عالم .منم آن منتقم کرببلا
به قدومم برود درد و غم و رنج و بلا

من فقط روز ظهورت بخدا میخندم
اشک میریزم و با گریه .جدا میخندم

سرورا قاطبه ی ارض .که ظلمست و فساد
ریشه ی عدل چه خشکانده شده از بنیاد

و ریا کل جهان .پخش شده روی زمین
دین نمانده ست که اسمش بشود دین مبین

حفظ کردی که نشد بنده ی پاکت ناپاک
حرف من. از سر تعظیم به تو گردم خاک

من فقط منتظر قائمِ دین هستم و بس
عبد و چاکر به درِ حبل متین هستم و بس

سخن زارع شیراز. چه بویی دارد
مهدی فاطمه زیباست چه رویی دارد

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

شعر ولادت حضرت علی اکبر سروده استاد زارع شیرازی ۲۳ اسفند ۱۴۰۰

0
استاد زارع شیرازی

متن شعر ولادت حضرت علی اکبر (ع)

شاهنوری ز سماوات . نموده ست نزول
یا که آمد ز جنان . حضرتِ بابایِ بتول

گوییا بارِ دگر. احمدِ مختار آمد
یا ز بهر پدرش دلبر و سردار آمد

خَلق و خُلقش چه شبیهست به انوارِ رسول
لطفِ چشمانِ علی . علتِ حیرانِ عُقول

پدرش شاهِ شهیدانِ ولا هست حسین
پدرش پادشهِ کرببلا هست حسین

رزمِ او حیدری و ذکرِ لبش یا حیدر
بین جنگاوری.. آن تاب و تبش یا حیدر

نوه ی حضرت زهراست علی بن الحسین
گوییا حضرت طاهاست علی بن الحسین

همه . آرامشِ ارباب. صدایش باشد
و اذانی که بیاید ز نوایش باشد

مادرش حضرت لیلاست چه اسوه به زنان
پدرش خونِ خدا. اِبنِ علی. شاهِ جهان

همه. آموزشِ رزمش که ز عباس گرفت
فن جنگاوری از حضرتِ الماس گرفت

غُرّشش مثل اباالفضل . نگاهش چو علیست
سینه اش مخزن اسرارِ خدا هست و جلیست

ای علی اکبرِ ارباب. غلامت هستم
تاابد از غمِ عشقِ رخِ تو. سرمستم

در دلِ زارع شیراز . ارادت باشد
فقط حبِّ علی از سینه . عبادت باشد

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی

شعر ولادت امام سجاد (ع) سروده استاد زارع شیرازی ۱۷ اسفند ۱۴۰۰

0

متن شعر ولادت امام سجاد (ع)

پسرِ شاهِ شهیدان .علی بن السّلطان
به دلم حافظ و جانان . علی بن السّلطان

خَلَفِ حضرتِ ارباب. علیّ بن الحسین
بر دلم سوز و تب وتاب. علیّ بن الحسین

اسم او اسم علی و لقبش زِینُ العِباد
با ولایش همه ی خانه ی دل شد آباد

شهربانو چه سُروری به جمالش دارد
حضرت شاه .نگاهی به کمالش دارد

پسرِ شاهم حسین و نوه ی فاطمه هست
زاده ی پادشه و عشقِ شهِ علقمه است

در دعا مثل علی. سوزِ خدایی دارد
و صحیفه ست کتابش چه نوایی دارد

پسرِ اَوسَطِ شاهنشه دلهاست علی
وه ز زیبایی ی رُخ . محشرِ کبراست علی

گلِ لبخند به لبهای علی اکبر هست
او حفید و پسر فاتحِ جان . حیدر هست

عصمت و چشم خدا هست جنابِ سجّاد
روحِ عشقست به دل . نسخه ی ناب سجّاد

همه ی نطق و کلامش ز سماوات بُوَد
عشقِ سجّاد. به دل. روح مناجات بود

کربلا آینه ی لطف مقامش باشد
آنچه اعجاز کند هدیه ی نامش باشد

قلم زارع شیراز . عبادت کرده
به مقامات علی. عرض ارادت کرده

 

لینک کانال اشعار استاد زارع شیرازی