آهنگهای ویژه

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1401

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1401

  • حاج مهدی رسولی

    حاج مهدی رسولی

    مداحی الحمدلله که نوکرتم الحمدلله که مادرمی

  • حاج عبدالرضا هلالی

    حاج عبدالرضا هلالی

    آلبوم دهه اول محرم 1399

  • حاج محمود کریمی

    آلبوم فاطمیه 99

  • حاج سعید حدادیان

    حاج سعید حدادیان

    آلبوم دهه اول محرم الحرام سال 1398

  • حاج سید مهدی میرداماد

    حاج سید مهدی میرداماد

    آلبوم ظهر عاشورا محرم الحرام سال 1398

متن سینه زنی و توسل ویژه دهه اول محرم ۱۴۰۱

21
متن سینه زنی و توسل ویژه دهه اول محرم 1401

متن سینه زنی و توسل به حضرت سیدالشهدا (ع)

به سر بریدت که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

به قد خمیدت که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

به تن دریدت که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

من شنیدم خواهرت دید رو زمین افتادی
من شنیدم مادرت دید تشنه جون میدادی

یِابُنَیَّ یِابُنَیَّ یا حسین

به گلوی اصغرت که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

به رگای حنجرت که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

به صیحه ی مادرت که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

من شنیدم فکر خیمه جون به لبهات آورد
من شنیدم دخترت از قاتلت سیلی خورد

یابُنَیَّ یابُنَیَّ یا حسین

به خروش خیمه ها که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

به هجوم نیزه ها که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

به شرار شعله ها که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

من شنیدم بین خیمه موی دخترها سوخت
من شنیدم روسریِ دخترِ زهرا سوخت

یابُنَیَّ یابُنَیَّ یا حسین

به غروب قافله که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

به زینب و هروله که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

به کمون حرمله که فکر میکنم
میمیرم حسین جان

من شنیدم دخترات از ناقه ها افتادن
من شنیدم تو که رفتی بچه هات جون دادن

یابُنَیَّ یابُنَیَّ یا حسین

____________________________________________________________

متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س) – قسمت اول

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّه
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْن
وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْن

وقتی ندارم سرپناهی غیر از اینجا من
دستم به دامانت نکش از دستِ من دامن

شأنی برای خویش قائل نیستم اصلاً
خوب، نوکران بهتر از من داری اما من

پیدا نخواهم کرد بهتر از تو آقایی
تنها تو را دارم حسین! از دارِ دنیا من

خوب و بدِ عالم به زیرِ پرچمت جمع
هستم میانِ گریه کن های تو حتی من

مانند حُر که عاقبت او را بغل کردی
وا میکنی آغوش خود را میرسم تا من

*همه ی مارو حسین بغل گرفته، خبر نداریم، عجب آغوشِ گرمی، حسرت این آغوش به دلِ سه ساله موند، گفت: بابا! حالا که اومدی با سر اومدی…*

از دوستی با غیر تو خیری نمی بینم
تنها تو هستی که رفاقت میکنی با من

سرمایه ای دارم اگر قطعاً خودت هستی
اصلاً که را دارم به جز اولاد زهرا من

کی رو زدم، چیزی طلب کردم به جز اینکه
سالی فقط یک کربلا دارم تمنا من

 

متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س) – قسمت دوم

امشب برایت دخترت مرثیه میخواند
آزرده شد روحم همانند تو بابا من

آنکه سرش پی در پی افتاد از نوک نی تو
آنکه کنارِ نیزه ات افتاده از پا من

ماهِ کبودِ من، بیا تا صبح بشماری
تو بیشتر از شمر سیلی خورده ای یا من
ــــــــــــــــــ
قصه ی ناقه و آن نیمه ی شب یادت هست
به زمین خوردم و دیدم کمرم زخم شده

زجر هم مثل مغیره چه قدَر بد می زد!
زیر شلّاق و لگد، بال و پرم زخم شده
ــــــــــــــــــ
گفت: حالا که آمدی بابا!
یا مرا با خودت ببر یا باش

راستی دختری که آن کوچه است
کتک سیر خوردم از باباش
ــــــــــــــــــ
چگونه شد مویم این مثالِ ناگهانی را
کمانِ اَبرویِ من خوشحال کردی قد کمانی را

چگونه یافتی مارا در این ویران سرا امشب
گرفتی از صدایِ گریه ام شاید نشانی را

سرت را از طبق برداشتم با یاریِ عمه
چهل منزل تحمل کرده ام این ناتوانی را

حلالم کن که اشکم را به استقبال آوردم
پدر از یاد بُردم شیوه ی شیرین زبانی را

خبر دارم شبی کنجِ تنوری میهمان بودی
بجا آورده کوفه خوب حقِ میزبانی را

به قولِ تازیانه من یتیمی دردسر سازم
معطل میکنم با زخم پاهایم کاروانی را

لبت را قاریِ قرآن هزاران بار می بوسم
که طشت زر ببیند راه و رسمِ قدر دانی را

اگرچه دختران شام تحویلم نمی گیرن
نیاوُردم به رویِ خویش این نامهربانی را
ــــــــــــــــــ
دلِ آسمان میلِ دارد ببارد
که ویران نشینیِ ما گریه دارد

سَرانگشتِ مشکل گشایم ضعیف است
که خار از کفِ پایِ من دربیارد

بیا تا تماشاچیانم نگویند
که این طفلِ آواره بابا ندارد

بیا تا که همسایه يِ این خرابه
برایم دگر نان و خرما نیارد

عجب روزگارِ عجیب و غریبی ست!
یهودی مرا خارجی می شمارد

اَلا خیزران خورده يِ مجلس طشت
غم تو گلوی مرا میفشارد
ــــــــــــــــــ
تا رفته ام از حال
گوشواره خلخال گم کردم

اینا چیزی نیست
بابا تو گودال گم کردم

با صورتم چیکار کنم
فقط بگید کدوم طرف فرار کنم

چجوری دست به موم زدن
منو درست جلو سر عموم زدن

خشکِ حلقومم
گفتم مظلومم، بدتر زد

بعد از هق هق هام
تا دید آرومم، بدتر زد

یه جوری زد، که جون بدم
یه روز بیا زجر رو بهت نشون بدم

همون که قد بلندتره
یه ساعت هم از زدنم نمیگذره

این پهلو ناقص
این بازو بی حس، ای بابا!

مارو چرخوندن
مجلس به مجلس، ای بابا!

یه شهری رو شریک کنن
فقط میخواستن عمه مو کوچیک کنن

چطور بگم که پیر نشد
این خونواده مَردِش هم اسیر نشد

بند اومد راهها
دستِ بد خواهها سنگین بود

هرکی سنگم زد
باریک الله ها سنگین بود

یتیم و با طناب زدن
سرِ تو رو تو بغل رباب زدن

برا یه زن بدِ غمش
زمین که میخوره نباشه مَحرمش
ــــــــــــــــــ
عمه! من از عمو عباس توقع دارم
چند وقت است کز او هم خبری نیست که نیست

*اینقدر بابا بابا کرد، همین جور که نشسته بود زانوهاش رو بغل گرفته بود، یهو دید یه بویی داره میاد، عمه! خبری شده؟ عمه این چیه؟ یه طبقی واردِ خرابه شد، بی بی دوید جلویِ دَرِ خرابه، گفت: نمیذارم سر رو ببرید براش، بچه ببینه دق میکنه، خودم قول میدم آرومش میکنم، اول زینب رو با تازیانه توی خرابه زدن، بعد سر رو گذاشتن جلوی این بچه، بعد از چند لحظه دیدن دیگه صدایِ این بچه نمیآد، یه مرتبه دیدن سر از توی دستای این بچه یهو افتاد رو زمین، بچه یه طرفه، سَرِ بابا هم یه طرف، ای حسین!…*

 

متن روضه و توسل به حضرت رقیه (س) – قسمت پایانی

پشت خرابه دخترکی کج نشسته بود
می خواست تا ادای مرا در بیارود

زخانه ها همه بوی طعام می آمد
ولی به جانِ تو بابا گرسنه خوابیدم

به جرم اینکه ندارم پدر، زدند مرا
شبیه مادرِ در پشتِ در، زدند مرا

نهادی سر به زانوی عُبیدالله و خوش خفتی!
نگفتی دختری داری که آن هم شانه ای دارد

داره موهام یواش یواش، شبیه مادرت سفید میشه
بیا که داره از همه رقیه نا امید میشه

اون زخمی که تو گلومِ، زخم رو سَرِ عمومِ
امشب تا سحر بابا جون، کارم تمومِ

____________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت رقیه (س)

می دونستم خیلی دوسم داره
رقیه اشو تنها نمی ذاره

کمکم کن تا پاک کنم روشو
با گوشه ی این چادر پاره

دیدی اومد مسافر من
شبونه برگشت به خاطر من

میریم خونه باهم شبونه
ویرونه امشب معراج مونه

عمه بیا گمشده پیدا شده واویلا واویلا
کنج خرابه شب یلدا شده واویلا واویلا

پای نیزه زخماشو میشمردم
با هر کدوم از غصه می مُردم

خدا کنه یادم نره امشب
بهش بگم چند بار زمین خوردم

روی نیزه چشماشو وا کرد
زمین که خوردم منو نگاه کرد

روی نیزه اشکاشو دیدم
تا رفتم از حال منو صدا کرد

عمه شده غصه فراموش من واویلا واویلا
گم شده ام آمده آغوش من واویلا واویلا

دیده و دل محو تماشا شده واویلا واویلا
عمه بیا گمشده پیدا شده واویلا واویلا

عمه به همراه پدر می روم واویلا واویلا
با پدرم من به سفر می روم واویلا واویلا

____________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت رقیه (س)

كجايي تو بدون من
نمی رفتی آخه جایی

ببین رو گردنم رَدِّ
طناب افتاده بابایی

کجایی تو ببینی که
نمی‌تونم پاشم از جام

نشستم کنج ویرونه
می‌گیریم خار رو از پاهام

هجوم آوردن و بی تو
تو قلب من تلاطم شد

تموم‌خاطرات من
میون شعله ها گم شد

کشیدن از پاهام خلخال
نمونده گردن آویزی

سرم ریخت آتیش خیمه
نمونده از موهام چیزی

کتک از حرمله خوردم
بدم‌میاد ازش بی حد

رباب و گریه می انداخت
به عمه حرف بد میزد

گمونم گوشه ی اَبرو‌م
شکسته مضطرم‌کرده

یه شب افتادم از ناقه
با پهلوی ورم‌ کرده..

____________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت رقیه (س)

نیزه دار سرت با من راه نمیاد
میشه بگی زجر چرا کوتاه نمیاد

بهش میگم منو زدی دیگه بسه
تازه کتک خوردم و جاش مشخصه
هیشکی چرا به داد من نمیرسه

من دلم بابا میخواد
آبو از دست سقامیخواد
این جدایی رو دنیا میخواد
طاقت ندارم

خدا مهربونی کنه
زود منو آسمونی کنه
نیزه پا در میونی کنه
بیای کنارم ….

آغوشِ تو کجایِ این سره بابا؟
یه کم بخند لحظهٔ آخره بابا

منو‌کشیدن روی خاک درد بکشم
دیگه نذار منت نامرد بکشم

موهامو از دسته یه ولگرد بکشم
میخوام‌ روخاکا رخ مهتاب بکشم

شیش ماهه رو تو بغل خواب بکشم
عمو رو‌ با مشک‌ پر از آب بکشم

باز صداتوگوش کنم‌
حق بده میل آغوش کنم
غصه هامو فراموش کنم
بابا بابایی

میشه چشماتو بازکنی
دست توکو‌؟منو‌ناز کنی
بال نداری که پرواز کنی
بابا بابایی

آغوشِ تو کجایِ این سره بابا؟
یه کم بخند لحظهٔ آخره بابا

خوش اومدی بابای خاکی خودم‌
یادته اون‌چادری که تولدم‌
خریدی وگفتی چقدر قشنگ شدم

اگه ازم‌بپرسی از کبودیا
یه راست میرم محله ی یهودیا
تو‌دستاشون سنگ تو چشاشون حسودیا

هی گم‌ بشی دیر کنی‌ بین نامحرما گیر کنی
با غمت عمه رو پیرکنی این سخته بابا

اشک رباب و نگم دیگه بزم و نگم
دور دستم طناب و‌ نگم این سخته بابا

آغوشِ تو کجایِ این سره بابا؟
یه کم بخند لحظهٔ آخره بابا

____________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت رقیه (س)

من با همین لباس پاره
آبرودار عالمینم

یه دختر سه سالَم اما
اُم ابیهای حسینم

پای این سر جان نبازم
من رقیه نیستم

شام را ویران نسازم
من رقیه نیستم

مثل عباس من ذخیرةُ الحسینم
مثل زینب من شریکةُ الحسینم

فدایی راه ولایت
شبیه مادرِ حسینم

هر ساله عُمر من یه آیه ست
سوره ی کوثر حسینم

کشته ی راه دفاع از
دین اسلام منم

فاتح کوفه عقیله
فاتح شام منم

مثل عباس من ذخیرةُ الحسینم
مثل زینب من شریکةُ الحسینم

ای جَوُونِ امام حسینی
با عشق هم قسم شدی تو

دعای من بوده که امروز
مدافع حرم شدی تو

مقتدای تو، تو این راه
شد شهید علقمه

ای مدافعان زینب
اجرتون با فاطمه

مثل عباس من ذخیرةُ الحسینم
مثل زینب من شریکةُ الحسینم

من غم و مهر حسین با شیر از مادر گرفتم
روز اول کامدم دستور تا آخر گرفتم

بر مشام جان زدم یک قطره از عطر حسین
سبقت از عود و گلاب و نافه و عنبر گرفتم

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

تشنه ی آب فراتم ای اجل مهلت بده
تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

____________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت رقیه (س)

بابا کجا رفتی ندیدمت
از خیمه ها رفتی ندیدمت

رو نیزه ها بودی می دیدمت
طشت طلا رفتی می دیدمت

می دیدمت با این چشای بارونی
می دیدمت رو نی با لبهای خونی
می دیدمت که داری قرآن می خونی

وای وای وای وای

بوسه ی من که بود چرا خیزران؟
چادر من که بود چرا بی عبا؟

گیسوی من که بود چرا طشت زر؟
دامن من که بود چرا نیزها؟

وای وای وای وای

____________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت رقیه (س)

حق داری نشناسی پیر شدم
حق داری نشناسی زمین گیر شدم

دخترتم هنوز این دَمِ آخر
از تو و مادر پیر تر و پیر تر

دخترتم هنوز با موی کم پشت
میریزه مشت مشت
زجر که منو کشت

امون ای فلک
بابایی کمک
کتک با کتک فرق میکنه

زدن با زدن
بدن با بدن
سه ساله با زن فرق میکنه

حق داری نشناسی پیر شدم
حق داری نشناسی زمین گیر شدم

تو بابامی هنوز با لب خونی
باز تو میتونی قصه بخونی

تو بابامی هنوز صبح میری بازار
میخری گوشوار، پیرهن گل دار

تنم شد سیاه
بریم بزم شام
نگاه با نگاه فرق میکنه

زمین خورد رباب
نریختن گلاب
گلاب با شراب فرق میکنه

حق داری نشناسی پیر شدم
حق داری نشناسی زمین گیر شدم

سرت زخمی ولی باز میدرخشی
شمرُ نبخشی
زد منو‌ وَحشی

سرت زخمی، ولی زخمتو بستم
با پر خسته ام
خیلی شکسته ام

من از خواهرم
شکسته ترم
ورم با ورم فرق میکنه

همش حرف بد
دیدم وقتی زد
لگد با لگد فرق میکنه

امون ای فلک
بابایی کمک
کتک با کتک فرق میکنه

زدن با زدن
بدن با بدن
سه ساله با زن فرق میکنه

حق داری نشناسی پیر شدم
حق داری نشناسی زمین گیر شدم

____________________________________________________________

متن سینه زنی و توسل به حضرت رقیه (س)

گفتم میای، با اکبر میای
سوار اسب با اصغر میای

فکرشم نمی‌کردم با سر میای
ابر چشات خونه، بارونه

خرابه‌مون مثل زندونه
بابا جون! بیا ما رو ببر خونه

کجا بودی محبوبم؟!
بدون تو آشوبم

حال منو می‌پرسی
تو خوب باشی، من خوبم!

موهات چی شده باباجون؟!
چشات چی شده باباجون؟!

فدای لب شیرینت
لبات چی شده باباجون؟!

تنگ غروب، تو هجوم غم
مثه رباب، سینه می‌زدم
می‌شکست بغض دل‌تنگی حرم

میومدن دخترای شام
به دیدن اشک بی‌صدام
دیدن چادر پاره و عصام

اگه تو رو می‌دیدن
بهم نمی‌خندیدن

عصای کوچیکم رو
ازم نمی‌دزدیدن

پاهامو ببین باباجون!
موهامو ببین باباجون!

چشاتو به سختی دیدم
چشامو ببین باباجون!

دیدی بابا شد موهام سفید
از بس‌که زجر موهامو کشید
آخرش به دادم، مادرت رسید

دل‌تنگتم بیشتر از همه
میگن شدم عین فاطمه
مادرت بغلم کرد یه عالمه

می‌خوام به پات پرپر شم
می‌خوام برات مادر شم

شونه کنم موهاتو
اگه یکم بهتر شم

ندارم جون باباجون!
بریم خونه‌مون باباجون!

رو نی به عمو عبّاسم
سلام برسون باباجون

 

لینک کوتاه

اشتراک گذاری

در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاه ها

1- تنها دیدگاه هایی که با زبان فارسی نوشته شوند منتشر خواهند شد.

2- دیدگاه هایی که خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشند، تائید نخواهند شد.

3- از نوشتن دیدگاه هایی که ارتباطی با این مطلب ندارند خودداری کنید.