آهنگهای ویژه

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1403

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1402

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس استاد زارع شیرازی سال 1402

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1401

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1401

  • حاج مهدی رسولی

    حاج مهدی رسولی

    مداحی الحمدلله که نوکرتم الحمدلله که مادرمی

  • حاج عبدالرضا هلالی

    حاج عبدالرضا هلالی

    آلبوم دهه اول محرم 1399

اشعار ویژه مدح امام زمان (عج) سال ۱۴۰۲

0
اشعار ویژه مدح امام زمان (عج) سال 1402

متن شعر مدح امام زمان (عج)

ممنوتم که اومدم حوالی مناجات
من و آوردی قاطیِ اهالی مناجات

شبای شعبانه و باز  شبای عاشقیه
وقت مناجات دل و دعای عاشقیه

من اومدم  که از خودم دلم رو پس بگیرم
دو خط مناجات بخونم کمی نفَس بگیرم

الهی إِنْ خَذَلْتَنِي چه خاکی سر بریزم
الهی إِنْ حَرَمْتَنِي ، کجا برم عزیزم

الهی إن اَخَذْتَنی … اَخذْتُکَ بِعَفْوِکْ
و إِنْ اَخَذْتَنی بِجُرمی ، اَخذْتُکَ بِلُطفِکْ

إِلَهِی مَا أَظُنُّکَ تَرُدُّنِی  فقیرا
الهی جئتُ خائفاً بِبابک اسیرا

بیا به زندونی که باز برام گناها ساختن
هیشکی سراغم نیومد وقتی من و شناختن

بیا به سلولم و از غیر خودت رهام کن
فکری برا شکستن زنجیر دست و پام کن

جدام کن از هرچی من و از تو جدام می‌کنه
اهل سحر وقتی بشم  علی دعام می‌کنه

هرچی بزرگه جرمِ ما لطفِ تو بی حسابه
دلارو می‌بریم حرم  دعا که مستجابه

اگر هنوز سنگه دلت  خشکه چشات تو شعبان
سفارشِ مادرمه سه بار بگیم حسین جان

شاعر:حسن لطفی

_____________________________________________________

متن شعر مدح امام زمان (عج)

ای رفیق امروز خاک ما طلا شد یا نشد
بخت از خواب زمستانیش پا شد یا نشد
این دل وامانده ام حاجت روا شد یا نشد
نیمه ی شعبان قرارم کربلا شد یا نشد

مست مستم کوچه کوچه می‌زنم هرخانه را
تا ببینند اهل شهر امشب من دیوانه را

چهارده قرن است ماه و سال ما تکراری است
امشب اما از بهشت امواج کوثر جاری است
هرکسی امشب سرش برروی یک دیواری است
افضل اعمال عاشق ها امانت‌داری است

پس تو امشب مستی ما را ببین و دم نزن
حرف عاشق بودن ما را به نامحرم نزن!

عشق ما را از صف اغیار منفک می‌کند
کوری هرکس به خوشحالی ما شک می‌کند
حق تعالی امشب ما را مبارک می‌کند
فاطمه “عجّل فرج” در مصفحش حک می‌کند

از رسولان الهی تا امامان گرام..
یک قصیده در پی یک مصرعِ حسن ختام

تا به کی تاریک باشد آسمان سامرا
می‌دمد خورشید ما از پادگان سامرا
چشم و قلبت روشن ای مرد جوان سامرا
یک جهان هستند از امشب در امان سامرا

باد از بام بهشت امشب خبر آورده است
خوش به حال نوکران! نرجس پسر آورده است!

این پسر جان است و جانان است و ایمان همه
حرف هایش خط به خط آیات قرآن همه
گیسویش آرامش حال پریشان همه
پس نگو دیگر به او خورشید پنهان همه

او همیشه حاضر است و آنکه پنهان است ما
چشم او باز است و آنکه چشم خود را بست ما

عاشقان دیوانه ی روی نگار آخری
نام او مهدی‌ست، تنها یار،یار آخری
سفره دار آخری، دلدل سوار آخری
می‌رسد یکروز صاحب ذوالفقار آخری

نعره ی یا فاطمه در دشت و هامون می‌کشد
آن دو تا نامرد را از خاک بیرون می‌کشد

این‌همه گفتیم از مهدی آل مصطفی
این‌همه گفتیم ازآن آقایی و شور و صفا
ما کجا هستیم؟ فکر درهم و فکر شفا
نوکرانش بیخیال و دوستانش بی وفا

هرچه گفتیم عاشقیم افسوس لاف و لاف بود
در پی دنیا گدای غافلش علاف بود

مرهم مردم شدیم و مرهم او نیستیم
آدم مردم شدیم و آدم او نیستیم
همدم مردم شدیم و همدم او نیستیم
محرم مردم شدیم و محرم او نیستیم

جای دست باز او رو به کس و ناکس زدیم
دست خود آورد سوی ما ولی ما پس زدیم

مطمئنم راه ما آخر به کویش می‌رسد
نوکر بیچاره هم به آرزویش می‌رسد
گفت سائل از کدامین سمت بویش می‌رسد؟
گفت در هر خیمه ای حرف عمویش می‌رسد!

به تمنای فرج رخصت بگیر از فاطمه..
با خود صاحب زمان بنشین کنار علقمه

ای عمو ای خوش قد و بالا چرا پس کم شدی
ابرویت کو؟ چشم هایت کو؟ چرا درهم شدی
چون کمان حرمله از چند قسمت خم شدی
با خبر از حمله ی یک مشت نامحرم شدی؟!

بعد تو این روضه ها اوج مصیبات منند
زینب السادات را خولی و اخنس میزنند!

شاعر:سید پوریا هاشمی

_____________________________________________________

متن شعر مدح امام زمان (عج)

هوای نفسگیر و غمگین شهر
پر از عطر رویاییِ نرگسه
بازم بوی پیراهن سبز تو
داره به مشام همه میرسه

سیاهیه چشمامو پر میکنه
یه صبح دل انگیز نور خودت
برات جشن میلادبرپامیشه
ولی ایندفه باحضورخودت

اَلا زائر کوچه گرده بقیع
شده بی قرار تو بیت الحرام
به حال قیام وقعودت درود
به حس رکوع وسجودت سلام

شبایی که پر میشم از دلهره
فقط یادتو میشه آرامشم
اگه مثل هر روز پشتم باشی
باتو زود از این لحظه ها رد میشم

بذار این همه تلخی انتظار
با شور ظهور توشیرین بشه
بهت خیره باشیم و ذکر همه
سلام علی آل یاسین بشه

تو ذهنم یه سالو مرور میکنم
یه سالی که بی تو برا من گذشت
تو اون تک سواری که توقصه مون
یه روز جمعه رفت و دیگه برنگشت

تو دنیایی که پر شده از دروغ
دیگه سخت عاشق بشن آدما
ولی مطمئنم دلی هست که
برات گوشه ای بشکنه بیصدا

ترکهای قلبم گواهی میده
که تکراراسمت عجب شهدیه
یه عمره که روی لب جمعه ها
دم یا اباصالح المهدیه

شاعر:امیر اسدی ، عالیه رجبی

_____________________________________________________

متن شعر مدح امام زمان (عج)

گفتم بایستم که بیاید از من فقط عبور کند چه
چشم مرا مصیبت دوری پیش از ظهور کور‌ کند چه

تنها به دست سبحه گرفتیم هی لقمه های شبهه گرفتیم
نان ریای ما اگر او را از ما همیشه دور کند چه

عشق است و کارهای عجیبش قربان عاشقان نجیبش
یک روز اگر خدای نکرده دوری مرا جسور کند چه

این شرح حال ماست به غیبت یک عمر ناسپاسی مفرط
بعد از ظهور قصه‌ی ما را گاهی اگر مرور کند چه؟

ما از شهادتیم فراری دنبال کارهای اداری
ما را اگر به رسم امامت دعوت به آن تنور کند چه

اصلا چه دیده اید خدا را گر بعد از انتقام عزیزان
تقویم های پر ز عزا را لبریز از سرور کند چه

آدم به چیست زنده به امید گیرم همان دمی که مرا دید
آغوش‌خود گشاید من را  سرشار از غرور کند چه

ما بین خواب حاکم مصریم ای خلق ناامید ز یوسف
این قحط را اگر به دعایی اکنده از وفور‌ کند چه

آماده ایم امدنش را در شهرمان قدم زدنش را
آذین بیا به کوچه ببندیم فردا اگر ظهور‌ کند چه

شاعر:سید محمد حسین حسینی

_____________________________________________________

متن شعر مدح امام زمان (عج)

امشب خبر ز عالم بالا رسیده است
زیباترین ستاره‌ی دنیا رسیده است

امشب حکیمه باش و ببین پور عسکری
با هیبت و شمایل طاها رسیده است

در او خلاصه گشته خِصال پیمبران
موسی رسیده است، مسیحا رسیده است

جبریل با هزار فرشته از آسمان
کرده نزول، بهر تماشا رسیده است

امشب دلم به مأذنه این‌گونه داد اَذان
عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان
::
ای که کرم سجیّه و، لطف است عادتت
بالاتر است از همه عالم سیادتت

پنهان شدی اگرچه تو در پشت ابرها
هردم رسیده است به دل‌ها عنایتت

هر صبح وعده‌ی من و تو در دعای عهد
هر عصر جمعه زمزمه‌های زیارتت

آقا سلامِ ما به رکوع و سجود تو
آقا درود بر تو و ذکر و عبادتت

کِی می‌رسد ندای أنا المَهدی‌ات به گوش؟
بالاتر از تمام عَلَم‌هاست رایتت

کانون عدل و داد شود با تو این جهان
عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان
::
بار فراق یوسف زهرا کشیدنی‌ست
گر وصل او به جان بخَرم من، خریدنی‌ست

ای آنکه طعنه میزنی – آقای تو کجاست؟-
روز ظهور منجی عالم رسیدنی‌ست

آن‌روز ذوالفقار علی، دست او بُوَد
یعنی که رنگ از رُخ کافر پریدنی‌ست

یا فارس الحجاز! من از مشهدالرّضا
بیتی بیاورم ز شفق، که شنیدنی‌ست

(سوگند می‌خورم گل باغ تو چیدنی‌ست
چشم سیاه و خیمه‌ی سبز تو دیدنی‌ست)

ای آخرین امام من! ألغوثُ ألاَمان
عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان
::
وقتی که نیستی تو، خزان است روزگار
وقتی که می‌رسی، همه‌جا می‌شود بهار

تقصیر ماست اینکه بیابان‌نشین شدی
محروم مانده‌ایم ز درک حضور یار

ما از چه نیستیم شب و روز یاد تو؟!
وقتی که هست أفضل أعمال انتظار

آقا چقدر جمعه گذشت و نیامدی!
دیگر نمانده است برای دلی قرار

این اشک ماست کز غم هجران شده روان
عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان
::
ای هر غریبه‌ای همه‌جا آشنای تو
این بند را مدینه سرودم برای تو

این شهر بوی غربت خورشید می‌دهد
این کوچه‌هاست منتظر ردّ پای تو

رفتم به پشت پنجره‌های بقیع و بعد
خواندم به اشک چشم، زیارت به جای تو

گویا هنوز مادر تو درد می‌کِشد
در بستر است چشم به راه دوای تو

ای شاد از ظهور تو بانوی بی نشان
عَجِّل عَلی ظُهُورکَ یا صاحبَ الزّمان..

شاعر:علی اصغر انصاریان

_____________________________________________________

متن شعر مدح امام زمان (عج)

خدا کند که بیایی بهار با تو بیاید
امید با تو بیاید، قرار با تو بیاید

جفا و جور و ستم از عدالتت بگریزد
صفا و روشنی هر دیار با تو بیاید

زمانه صورت دیگر بگیرد از گل رویت
تو فخر عالَمی و افتخار با تو بیاید

به انتظار نشستن چه تلخِ تلخ و چه شیرین
نتیجه‌بخشی این انتظار با تو بیاید

درست بودن کردار و روشنایی پندار
به فضل و مرحمت کردگار با تو بیاید

فریب و وسوسه هرچند فتنه‌گر شده باشند
حساب کار و درستی کار با تو بیاید

رها ز پنجۀ ظالم، امور کار به دستان
و خیرخواهی ما بی‌شمار با تو بیاید

شاعر:محمد جواد محبت

_____________________________________________________

متن شعر مدح امام زمان (عج)

عشق رختی‌ست که بر قامت جان دوخته‌ایم
این متاعی‌ست که جان داده و نفروخته‌ایم
ترس از فقر و نداری دو جهان در ما نیست
عشق رزقی‌ست که تا آخرت اندوخته‌ایم
عشق مشقی‌ست که هرشب بنویسیم علی
عشق درسی‌ست کز آن زیستن آموخته‌ایم
عشق یعنی علی و آل علی؛ دیگر هیچ
شعله‌ی هستی از این عشق بر افروخته‌ایم
یازده بار علی بعد علی آمده است
یازده مرتبه از عشق علی سوخته‌ایم

گرچه در هردوجهان عشق به معنای علی‌ست
آخرین عشق از این سلسله لیلای علی‌ست

او همانی‌ست که جا در دل ایمان دارد
عاشق عاقل و دیوانه فراوان دارد
او همانی‌ست که از آل علی دل برده
جان زهراست که جا در دل جانان دارد
گرکه شانه بکشد سیل بَلاکش ریزد
سر هر زلف خمش، حلقه‌ی رندان دارد
هر که رفته به تماشای نگاهش گفته
جای چشمش به خدا مصحف قرآن دارد
او همانی‌ست که هر چند ندیدند او را
یک جهان آن قد و بالاش مسلمان دارد

خبرِ آمدنت را که ملائک دادند
همه از شوق تو بر سجده‌ی شکر افتادند

خبر آمد گل بی خار به دنیا آمد
عاشقان! حضرت دلدار به دنیا آمد
کُلُّهم نور نبی‌اند پسرهای علی
آخرین احمد مختار به دنیا آمد
یازده زاده‌ی زهرا همه شیرند و کنون
آخرین حیدر کرار به دنیا آمد
گرحسین بن علی سبط نبی شیرین است
او حسینی‌ست که نُه بار به دنیا آمد
سیزده کعبه به دور سر او می‌گردند
نقطه‌ی مرکز پرگار به دنیا آمد

اینکه از عشق رخش، عشق به فریاد آمد
مهدی ماست که با حُسن خداداد آمد

عطر نرگس شدی و نیست از این بو خوش‌تر
حلقه‌ی دام بلا نیست از این مو خوش‌تر
سوی چشمان شما کعبه به پا کرده نماز
قبله‌ای نیست به والله از این سو خوش‌تر
نه غلط گفته هر آنکس که بهشتت گفته
کِی بهشت است به اندازه‌ی این رو خوش‌تر
گر که دیوان غزل مدح تو گوید نشود
از دوبیتی که نوشتی به دو ابرو خوش‌تر
روی لب‌های تو انگار سلیل است روان
هست از آب بقا، کوثرِ این جو خوش‌تر

جان فدای لب تو باد که در دیده‌ی مست
چمن آرای جهان خوش‌تر از این غنچه نبست

نَقل کردند که تو هیبت طاها داری
نَقل کردند که تو عصمت زهرا داری
بی گمان پشت ندارد زره‌ات چون حیدر
نَقل کردند که تو قدرت مولا داری
دشمنت هر که شود، قبر خودش را کنده
همه جا پُر شده که دیده‌ی سقا داری
گر رجزخوان بشوی، اهل زمین می‌لرزند
این نشانی‌ست که از اکبر لیلا داری
تو خودت یک تنِ یک کرببلایی آقا
این مرامی‌ست که از زینب کبری داری

ای گل سر سبد عرشِ خدا! یا مولا
جان زهرا قسمت می‌دهم آقا که بیا

شاعر:موسی علیمرادی

_____________________________________________________

متن شعر مدح امام زمان (عج)

مژده بیداردلان! پیک سحر در راه است
شب دلواپسیِ منتظران کوتاه است

همه‌جا صحبت درمان تب سختی‌هاست
همه‌جا حرفْ سرِ نسخه‌ی خوشبختی‌هاست

گوش کن! زمزمه‌ی خاتمه‌ی تاریکی‌ست
خیمه‌ی حضرت خورشید، همین نزدیکی‌ست!

گوش کن لایحه‌ی دولت خوش‌عهدی را
بر دماوند بزن پرچم یا مهدی را

شوق دیدار رسانده‌ست به لب جان‌ها را
بوی اسپند قرق کرده خیابان‌ها را

خبر این‌بار دقیق است! می‌آید منجی
وعده‌ی عهد عتیق است، می‌آید منجی

لوح محفوظ بشارت به ظهورش داده
دل به آن لهجه‌ی آرام و صبورش داده

می‌رسد بت شکنی! چون بت و نمرودی هست
قول قرآن و زبور است که موعودی هست

گفته انجیل که فریادرسی می‌آید
صبح آدینه مسیحا نفسی می آید

دو قدم مانده فقط! خسته شدن بی معناست
پشت این گردنه‌ی سخت، بهشتی پیداست

عمر دجال به فردا نرسد، کوتاه‌ست
باخبر باش! خبرهای خوشی در راه‌ست

ذوالفقار خِردش مصلح کژ تابی‌‌ها
برسد کاش به گوش کر وهابی‌ها

کعبه آماده‌ی اثبات مسلمانی‌هاست
نوبت بستن پرونده‌ی سفیانی‌هاست

شاعر:وحید قاسمی

_____________________________________________________

متن شعر مدح امام زمان (عج)

باز قدسی‌نفسان زمزمه‌پرداز شدند
به سوی سامره آماده‌ی پرواز شدند
چهره‌ها با گل لبخند و شعف باز شدند
بلبلانِ چمنِ حُسن در آواز شدند

نورِ شادی به زمین و به فلک موج زند
از فلک تا به زمین، فوج ملک موج زند

باز هم شاهد غیبی به شهود آمده است
پیک شادی به سلام و به درود آمده است
چه وجودی‌ست که اکنون به وجود آمده است
این خبر چیست که جبریل فرود آمده است؟!

محشری گشت به‌پا گر که قیامت کردند
همـه در هاله‌ای از نور اقـامت کردند

نوری از بیت ولایت شده پیدا امشب
که از او گشته جهان غرق تجلا امشب
همه عالم شده چون وادی سینا امشب
مات از این نور بُوَد دیده‌ی موسی امشب

عشق پرسید چرا همهمه برپا شده است
همه گفتند که مهدی‌ست هویدا شده است

برهمه خلق جهان خیر کثیر آمده است
سوره‌ی نور خداوندِ قدیر آمده است
به محمد، به علی، باز نظیر آمده است
هاشمیون همه را ماه منیر آمده است

او بُوَد جنت ما، کعبه‌ی ما، مقصد ما
خال رخساره‌ی او شد حجرالاسود ما

هستی از یُمن قدومش ز غم آزاد بُوَد
خُرم از جلوه‌ی او گلشن ایجاد بُوَد
این همان وعده‌ی موعود و خداداد بُوَد
هرکه شد منتظر مَقدم او شاد بُوَد

آری ای اهل ولا! موسم دیدار شده
آیت نَصــرُ مِــنَ الله پــدیــدار شده

غرق آیات مبین است رخ رخشانش
شب‌نشینانِ سماوات همه حیرانش
عرشیان مات ز قدر و شرف و ایمانش
کرده در عرشِ خداوند سه شب مهمانش

در سماوات کنون فصل گل و هم عهدی‌ست
میزبانْ خالق و مهمان عزیزش مهدی‌ست

خیز کز مقدم مولا همگی بنده شویم
همچو گل‌ها ز نسیم سحری زنده شویم
پیرو مکتب آن دولت پاینده شویم
نکند روز وصالش همه شرمنده شویم

دل او را همــه با پیــروی‌اش گرم کنیم
همه در محضر اوئیم، از او شرم کنیم

همه گویند «وفایی» گل توحید کجاست
مروه پرسید کجا، کعبه بپرسید کجاست
آن دل‌انگیزترین مایه‌ی امید کجاست
آفتاب دل زهرا، گل خورشید کجاست

کاش ما را ز وفا ره به حضورش بدهند
عیدی ما همه را حکم ظهورش بدهند

شاعر:سید هاشم وفایی

_____________________________________________________

متن شعر مدح امام زمان (عج)

و باز افسوس فروردین نشد اسفندها باتو
بیا تا وا شود دلهای ما از بندها با تو

زمانش می‌رسد جایِ غم و اندوه‌ها داریم
فقط  لبخند‌ها  لبخندها  لبخندها با تو

مبارک کُن زمین را و خودت را آفتابی کُن
که در عالم بپیچد آتشِ  اسپند‌ها با تو

ببر ما را به شادی‌های محض از تلخ کامی‌ها
دلم قرص است شیرین می‌شود این قندها با تو

تو ما را امتحان کردی و دیدی پایِ تو ماندیم
تو ما را خوانده‌ای محکم شود پیوند‌ها با تو

زمین این روزها غرقِ نشانی‌های موعود است
چه نزدیک است می‌آییم با سربندها باتو

چه دارد خاک ما ایرانیان سهم تو می‌گردند
و عریان می‌شود شمشیرِ غیرتمند‌ها با تو

به جان چشم هایت حالِ حَوِل حالنا داریم
“بیا تا راست باشد عاقبت سوگند‌ها” با تو

شاعر:مرحوم قیصر امین پور

_____________________________________________________

متن شعر مدح امام زمان (عج)

سنگ در دستان تو لعل بدخشان می‌شود
گل به سرمای زمستان گرده افشان می‌شود

ماه اگرجمعه شبی چشمش به تو روشن شود
دیده‌اش نورانی از شمس درخشان می‌شود

ماه را تبدیل به خورشید کن یبن الحسن
چون ستاره با نگاهت ماه تابان می‌شود

گر قدم رنجه نمایی زیر خاک  مقدمت
سنگ هم گُل می کند گلشن فراواران میشود

این غلط باشدکه با یک گل نمی آید بهار
گر تو آن یک شاخه گل باشی که میزان میشود

بی تعارف یوسف زهرا دگر کم نازکن
گربیایی با تو  یک عالم گلستان میشود

نَیِّر تابنده هرآن پرُتو افشان گرشوی
ریگ سوزان  بیابانها دُر افشان میشود

کیمیاگرهای دیگر پیش تو خُنیاگرند
وه که مشکلهای ما دست تو آسان میشود

کیمیاگر در حقیقت نرگس چشم شماست
مور چون با یک نگاه تو سلیمان
میشود

کوردل بودم ولی دلداده دیدم با دمت
کور مادرزاد هم بینای  دوران میشود

گرکنی یک آن نظر کافر که باشد پیشکش
گبر و بودا و یهودی هم مسلمان میشود

شاعر:ساسان آقایی

_____________________________________________________

متن شعر مدح امام زمان (عج)

بعد سرما بهار می آید
لطف پروردگار می آید
بی قراری؟ قرار می آید
به سر این انتظار می آید

جام اعلاتری دهید امشب
باده ی کوثری دهید امشب
مژده بر عسکری دهید امشب
دلبرِ گل عذار می آید

عید موعودِ نیمه ی شعبان
روز مسعودِ نیمه ی شعبان
برکت و جودِ نیمه ی شعبان
ناجی روزگار می آید

پسر نرجس، آفتاب زمین
بهجت و شور هر دل غمگین
آرزوی تمام صدیقین
نور لیل و نهار می آید

مهر جانانِ خود نگه دارید
در دل، ایمان خود نگه دارید
عهد و پیمان خود نگه دارید
مرد باشیم، یار می آید

لحظه لحظه گناه من را دید
واسطه شد، خدا مرا بخشید
باز چشم از معاصی ام پوشید
با بدی ام کنار می آید

دیده ام اشک بار می بیند
همه را جز نگار می بیند
مثل یعقوب، تار می بیند
مرهمِ چشم تار می آید

از کرامات حضرتش خجلم
مِهر خود ریخت بینِ آب و گلم
نخلِ خشکیده ی کویرِ دلم…
…با نگاهش به بار می آید

شده قلبم به ذکر او مأنوس
مُحرمش نیستم هزار افسوس
خسته ام از فراق، نه مأیوس
مژده بر دل، نگار می آید

چهره اش انعکاسی از مادر
روی دوشش عبای پیغمبر
بر سر خود عمامه ی حیدر
یار با اقتدار می آید

هیبتش مثل هیبت زهرا
وارث نور عصمت زهرا
باز با یادِ غربت زهرا…
… بر دل او فشار می آید

می شود دولتش به نام حسین
سر دهد در جهان، پیام حسین
می رسد روز انتقام حسین
صاحب ذوالفقار می آید

روضه با آه و ناله می خواند
روضه از باغ لاله می خواند
گر که از آن سه ساله می خواند
چشم ما هم به کار می آید

یاد عمه رقیه و حالش
یاد آتش گرفتنِ بالش
یاد حال کنار گودالش
اشک، بی اختیار می آید

شاعر:محمد جواد شیرازی

_____________________________________________________

متن شعر مدح امام زمان (عج)

ندارم از تو به جز تو نه خاطری نه خیالی
نشسته‌ام سرِ راهی شکسته‌ام به چه حالی
به اشتیاقِ نگاهی در آرزوی وصالی
خدا کند که بیایی در این هوا و حوالی

خدا کند که بریزم به پات خون حلالی

قلم گرفتم و نقشت به قبله‌گاه کشیدم
ببخش حضرت قبله که اشتباه کشیدم
نه کعبه را که تورا تکیه‌گاه کشیدم
تمام خلقِ جهان را در این پناه کشیدم

که مثل قله بلندی  که مثل آب زلالی

مَلک به سجده بخواند که مالکِ ملکوتی
نفس به سینه بماند چه حیرتی چه سکوتی
و آمدی و سرودند  اُمیدِ این برهوتی
چه جلوه‌ای چه جلوسی، چه جذبه‌ای جبروتی

عجب جمال جمیلی عجب شکوه و جلالی

مُحامِد تو چه گویم که ماورای صفاتی*
که کردگار صراطی  محمدی و جناتی
همه حَسن سکناتی  همه علی جلواتی
چقدر پُر برکاتی  چقدر فاطمه ذاتی

که تو حسینِ حسینی که تو حسین خصالی

همینکه تیغ بگیری به اقتدار بگیری
علی شَوی و به دوشت که ذوالفقار بگیری
شبیه شیر بیایی فقط شکار بگیری
تقاص عالم و آدم زِ نابکار بگیری

رکاب تواست ابالفضل امیر ماه جمالی

خدای غیرت و قدرت  علیِ همت و صولت
نجف تبارِ شهامت شرف‌نژادِ شجاعت
به تیغ هول و مهابت  بزن به ریشه‌ی ذلت
که جهل و تلخی و غارت رسیده‌است به غایت

که تو امان و امینی که تو پیمبر و آلی

برس به دادِ زمانه  که کفر را بتکانی
که خصم را سرِ جایش به یک غضب بنشانی
برای اینهمه غزه ،  برای قبرِ نهانی
حرم بساز و  به آنجا سلامِ ما برسانی

تویی و لشگر ایرانی‌ات ، ببین چه وصالی

کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهی
نگاه دار دلی را که برده‌ای به نگاهی*
به کشتگانِ خودت خوان  نماز بر سرِ راهی
شهید عشق نخواهد نه شاهدی نه گواهی

به عاشقان تو مانده  نه قوَّتی نه مجالی

مخواه بی تو عزیزم در انتظار بمیرم
در اضطراب بمانم در احتضار بمیرم
در این هوای گرفته در این غبار بمیرم
بیا که آخرِ عمری  کنارِ یار بمیرم

خدا کند که جوابی دهی به  غرقِ مَلالی

گرفته‌ام به اُمیدی دوباره دست دعا را
که گفته‌اند برایم حدیثِ شاه و گدا را
نشسته‌ام که بگیرم کمی نگاه خدا را
برای مادرم امشب برات کرببلا را

که پیرزن بفرستد سلام و عرض سوالی

شنیده‌ام که شب و صبح  گریه نانِ تو است و
هزار سال غم و روضه داستانِ تو است و
هنوز قتلگهش پیش دیدگانِ تو است و
هنوز عمه‌ی سادات روضه‌خوان تو است و

که در برابر زینب به نیزه هست هلالی

شاعر:حسن لطفی

لینک کوتاه

اشتراک گذاری

در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاه ها

1- تنها دیدگاه هایی که با زبان فارسی نوشته شوند منتشر خواهند شد.

2- دیدگاه هایی که خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشند، تائید نخواهند شد.

3- از نوشتن دیدگاه هایی که ارتباطی با این مطلب ندارند خودداری کنید.