آهنگهای ویژه

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1403

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1402

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس استاد زارع شیرازی سال 1402

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1401

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1401

  • حاج مهدی رسولی

    حاج مهدی رسولی

    مداحی الحمدلله که نوکرتم الحمدلله که مادرمی

  • حاج عبدالرضا هلالی

    حاج عبدالرضا هلالی

    آلبوم دهه اول محرم 1399

اشعار مدح ویژه ولادت امام سجاد (ع) سال ۱۴۰۲

0
اشعار مدح ویژه ولادت امام سجاد (ع) سال 1402

متن شعر مدح امام سجاد (ع)

بسم عشقی که نشسته در دلم
عُلقه اش آمیخته شد با گلم
هست کل آبرو و حاصلم
فخر دارم تا قیامت سائلم

خوشه چینم، خوشه چینم، خوشه چین
خوشه چین بر خوان زین العابدین

بهره می گیرد زمین از خنده اش
شمس، سائل بر رخ تابنده اش
بنده ی حق است و عالم بنده اش
هست زین العابدین زیبنده اش

شکر، نامم عبد خانه زاد شد
نام او هم حضرت سجاد شد

آشنا کرده دلم را با حسین
یاد داده تا بگویم یا حسین
گفته در هر غم بگو تنها حسین
پشت بر هر کس نما الا حسین

هر که هستی هر چه هستی بنده باش
با حسین بن علی پاینده باش

او به ما لحن دعا آموخته
در صحیفه رازها آموخته
هم ابوحمزه به ما آموخته
هم بساط روضه را آموخته

با علی بن حسین بن علی
شد به دل ها نور ایزد منجلی

ما همه انسان سجادیم و بس
تشنه ی عرفان سجادیم و بس
در پی رضوان سجادیم و بس
دست بر دامان سجادیم و بس

کاش ما را در کلاسش جا دهد
مشق حب حیدر و زهرا دهد

حال خوبم بد شد از یک داغ و غم
قامتم را یک مصیبت کرده خم
با که گویم ای خدا از این ستم
مانده آقای دو عالم بی حرم

بر خلاف هر کسی مولای من…
سنگ قبری هم ندارد، وای من

در بقیعش مشهدی خواهیم ساخت
صحن های بی حدی خواهیم ساخت
روی قبرش مرقدی خواهیم ساخت
بر فرازش گنبدی خواهیم ساخت

قبر او هم چون خراسان می شود
شهربانو شاد و خندان می شود

شاعر:محمد جواد شیرازی

_______________________________________________________

متن شعر مدح امام سجاد (ع)

اگر چه در ره حق صدهزار دشواریست

میان حادثه ها کار حق نگهداریست

اگر چه جنگ، اگر چه اسارت است ولی
همیشه کار خدا یاری و مددکاریست

خوشا اسارت اگر آخرش حسین بُوَد
که بی حسین شدن اول گرفتاریست

سخن به مدح زنی می کنم شروع، که شعر
به مدح و منقبتش متهم به کم کاریست

سخن به مدح زنی می کنم شروع،‌ بلی
که از گناه، تمام وجود او عاریست

همان‌ که چشم و دلش رو به عالم بالاست
که قصر در نظرش جلوه ی دل آزاریست

همان که جلوه صد قصر غافلش ننمود
همان که چشم و دلش، پُر ز نور و هشیاریست

زبان و مرز به درگاهِ نور بی معناست
یگانه محور و معیارِ حق سزاواریست

به خاستگاری او فاطمه به خواب آمد
“زهی مراتب خوابی که به ز بیداریست”*

به هر کسی نرسد اینچنین مقام رفیع
که این نتیجه ی یک عمر خویشتن داریست

خدا برای حسین آفریدش از اول
جواب او به حسین از همان ازل آری ست

شرافتیست بلی مادر امام شدن
ز عشق بو نبرد آن دلی که زنگاریست

همین که دامن او مهد حجت الله است
نشان رفعت شان و بلندمقداریست

” دهد ثمر ز رگ و ریشه درخت خبر”*
که خُلق مادر در خُلق بچه ها جاریست

بُراق عشق تو را تا خود مدینه رساند
که در مسیر خدا مرکبت سبکباریست

که خواستی وطنت خانه‌ی حسین شود
کجای قصه هجرت ز جبر و ناچاریست؟!

تو آمدی که به زن شأن دیگری بدهی
به نُه امام نشان تو جاری و ساریست

“هزار مرتبه شستم دهان به مشک و گلاب”
هنوز از تو سرودن کمال دشواریست

شاعر:عاصی خراسانی

_______________________________________________________

متن شعر مدح امام سجاد (ع)

هرچه بین راه گفتم شد علی

هرچه وصف ماه گفتم شد علی
هرچه مدح شاه گفتم شد علی
هرچه بسم الله گفتم شد علی

تا حسین از برکت اولاد گفت
سجده و سجاده یاسجاد گفت

حاجت شاه و گدا پیوست شد
از شلوغی، کوچه ها بن بست شد
ساقی آمد میکده یکدست شد
شهربانو قبل ساقی مست شد

ریخت از تسبیح او بی معطلی
یا علی بن حسین بن علی

این حسین است و صدای او علی است
کعبه و سنگ بنای او علی است
مروه و سعی و صفای او علی است
اسم کلّ بچه های او علی است

من که ویران همین آبادی ام
نوکر اربابم و سجادی ام

ما رکاب و تاج ما سنگ یمن
او پیمبر، ما اویسی از قرن
بار داده نخل عمر پنج تن
آمده دلبند عباس و حسن

جلوهء مولاست، شکل حیدر است
سیرتش مثل علی اکبر است

انس دارد عشق با تب، بیشتر
بنده دارد خواهش از رب، بیشتر
ماه دارد جلوه در شب، بیشتر
ذوق دارد عمه زینب، بیشتر

در مدینه حال مردم عالی است
بین خانه جای زهرا خالی است

می نشیند نور سیمایش به دل
می نشاند کشتی غم را به گل
سائلانش را نمی بینی خجل
می شود هر یاعلی `یا مَن تُحِل”

اعتقادم بر امامم محکم است
چونکه او مشکل گشای عالم است

هر زمان که خورده چشمانش به آب
سقف دنیا بر سرش گشته خراب
چونکه دیده سوخته طفل رباب
قبر او هم مانده زیر آفتاب

پیکر ارباب یادش مانده است
بی مزار و بی حرم افتاده است

ماجرای شام را یادش نرفت
مردمان عام را یادش نرفت
سنگ روی بام را یادش نرفت
خیزران و جام را یادش نرفت

داغِ روی سینهء صد چاک شد
دختری که در خرابه خاک شد

شاعر:رضا دین پرور

 

لینک کوتاه

اشتراک گذاری

در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاه ها

1- تنها دیدگاه هایی که با زبان فارسی نوشته شوند منتشر خواهند شد.

2- دیدگاه هایی که خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشند، تائید نخواهند شد.

3- از نوشتن دیدگاه هایی که ارتباطی با این مطلب ندارند خودداری کنید.