آهنگهای ویژه

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1403

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1402

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس استاد زارع شیرازی سال 1402

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1401

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1401

  • حاج مهدی رسولی

    حاج مهدی رسولی

    مداحی الحمدلله که نوکرتم الحمدلله که مادرمی

  • حاج عبدالرضا هلالی

    حاج عبدالرضا هلالی

    آلبوم دهه اول محرم 1399

اشعار مدح ویژه ولادت امام حسین (ع) سال ۱۴۰۲

0
اشعار مدح ویژه ولادت امام حسین (ع) سال 1402

متن شعر مدح امام حسین (ع)

ترکیب بند ولادت امام حسین علیه السلام

مژده بده از زندگانی سیر ها را
آمد به سر عشق جوانی  پیرها را

امشب شب مخصوص ما دیوانگان است
آماده سازید عاقلان ، زنجیر ها را

در فطرس دل شد قیامت ، آمد آنکه
این رو به آن رو می کند تقدیرها را

قربان نقاشی که اینگونه کشیده
از عشق در یک رخ ، همه تصویرها را

شیر علی بن ابیطالب رسید و
لرزاند دلهای تمام شیر ها را

روح الامین گوید بزن فریاد با من :
یا عشق ، یا نعم الامیر اهلا و سهلا
…..

ای عشق شد تشریف فرما  سفره دارت
ای کربلا دیده گشوده شهریارت

یا مرتضی دوم عصای دستت آمد
آسوده شد زین پس خیال ذوالفقارت

یا فاطمه برده است دل از باغ رضوان
این عطر سیبی که وزیده در بهارت

کوری چشم هر چه بدخواه حسود است
یا مجتبی ! آمد قرارت ، بی قرارت

مولای مظلومان این عالم رسیده
ای ظلم از این پس سیه شد روزگارت

ای شمر از حالاست او دل ناگرانت
ای حر از امروز است او چشم انتظارت

مستانه می آید ندایی ای منابر
آمد حبیبت ای حبیب بن مظاهر
…….

تو زنده ی دیروز و امروزی و فردا
تو بوده ای از قبل خلقت ، مثل مولا

السابقون السابقون عاشقانت
نوح و خلیل و آدم و عیسی و موسی

ای عرش تا فرش خدا در اختیارت
ای آبرودار زمین و آسمان ها

نام من از قبل ولادت هست نوکر
نام تو از قبل ولادت هست آقا

آقای من وقتی تو کشتی نجاتی
در موج طوفان میزنم دل را به دریا

راه نجاتی نیست جز راه نجاتت
تنها صراط المستقیم ما صراطت

…….

ما در غلامی تو دیدیم آبرو را
نامت دوا کرده است هر درد مگو را

نا اهل ها را هم محل دادی همیشه
بنده نوازا ! سرورا ! سنگ صبورا

ای مهربان تر از پدرها مهربانیت
نگذاشت بر دل حسرت یک آرزو را

ناکام یعنی آن کسی که وا نکردند
با تربت کرببلایت کام او را

آقا دم چایی موکب های تو گرم
حتی خیالش می کند کار سبو را

هر چیز که خرج تو شد بالا نشین شد
بد در بهشت روضه آمد ،  بهترین شد

……

ای سایه ی خورشید ِ چشمت سرپناهم
من رو به تمثال تو تنها رو به راهم

جان همین پیراهن ِ مشکی ِ کعبه
تنهاست باب القبله ی تو قبله گاهم

من هر چه باشم بد ، تو خوب خوب خوبی
من هر چه باشم شب ، تو هستی قرص ماهم

جان ابوفاضل صدایم کن ، صدایم
جان زهیر آقا نگاهم کن ، نگاهم

هرگز سوا کردن نباشد در مرامت
لطفت خریدار بد و خوب است با هم

پایین نیاید پرچم آوازه ی تو
عاشق ندارد هیچ کس اندازه ی تو

……

ای فوق ادراک ، ای قیامت در قیامت
ای آبروی عشق ، ای فخر شهادت

عیسای آنها حرف زد در گاهواره
عیسای ما وا کرده لب ، قبل از ولادت

شش ماه زهرا بود و اشک و بی قراری
شش ماه می خواندی برای او مصیبت

شش ماه مادر گریه کرده ،گریه کرده
قربان این سوز ِ اناالمظلوم هایت

شش ماه ، تنها بود کار مادر و تو
گریه برای زینب و داغ اسارت

یک مقتل و یک پیکر و یک کربلا درد
شش ماه گفتی ماجراها ، از سه ساعت

مادر بهارش از غمت رنگ خزان شد
دیگر انا العطشان نگو ، او نصفه جان شد

شاعر:محمد حسین رحیمیان

_____________________________________________________________________

متن شعر مدح امام حسین (ع)

فاطمه مادر علی باباش اصالت را ببین
زادگاهش خانه مولا ولادت را ببین

آمده نورً علی نور و برای دیدنش
جبرییل از آسمان آمد عیادت را ببین

دستبوس حضرتش عیسی و موسای کلیم
رهنمای خضر گردیده است کسوت را ببین

حرمتش عفو خدا را شامل آدم نمود
روضه اش پیش از خودش بوده است قدمت را ببین

مصطفی در گوش او نجوای قرآن کرد و دید
پاسخش را داد با لبخند صحبت را ببین

خانه طاها شکوهی یافته ، اینجا خدا
خون خود را آفریده اوج عزت را ببین

چار تن غرق سرورند و شعف از مقدمش
پنج تن کامل شده جبریل عترت را ببین

مصطفی مولا حسن زهرا همه محو حسین
نعره جبریل می آید که حیرت را ببین

از حسین منیِ شخص نبی دریافتم
یک ستون از اصل دین این است حرمت را ببین

روی دوش مصطفی رفته است و آغوش بتول
زینت دوش نبی گردیده زینت را ببین

حک شده نامش به روی سر در باغ بهشت
نام او خون خدا شد اوج شو‌کت را ببین

رخصت از زهرا که آمد ذکر او برداشتم
لطف زهرا را ببین اوج سعادت را ببین

گر قلم در مدح نور چشم حیدر برده ام
این عنایت را ز لطف شخص مادر برده ام

قافیه دنباله دار است و به تکرار ردیف
شعر را در قتلگه با دیده تر برده ام

در هوای گندم ری خون او را ریختند
این چه سودای ذلیلی بود ذلت را ببین

سر جدا کردند از او تشنه لب با هلهله
در خیال خام نامردان رشادت را ببین

کوفه آب و نان خود از دولت حیدر گرفت
قدر نشناسی نگر عصیان ملت را ببین

زیر سم اسبها قرآن ناطق پاره شد
ناله قرآن به گوش آمد تلاوت را ببین

روی خاک افتاد عریان با لب تشنه ، حسین
سید خیل شهیدان شد جلالت را ببین

زیر تیغ و نیزه هم بر حال و روز قاتلش
بر لبش دارد دعای خیر ، رافت را ببین

کشته شد با سنگ و تیغ و نیزه و تیر و عصا
آه مظلومی ببین نوع شهادت را ببین

وقت تاراج خیامش شد ، یکی خلخال برد
دیگری انگشتری را برد قسمت را ببین

در اسیری حرامی ها حرم افتاد ، اما زینبش
فتح کرده شام را آری صلابت را ببین

یک به یک دارد حساب گریه کن ها را حسین
قطره ها را میکند دریا سخاوت را ببین

قطره ها را از کرم هم سنگ دریا میکند
میبرد در صحنه محشر کرامت را ببین

اشک حتی قدر یک بال مگس باشد ،حسین
روز محشر میخرد آری شفاعت را ببین

میزند فریاد جبراییل از کار حسین
های شیطان چشم خود وا کن قیامت را ببین

او که از روز ازل دارد عنایت میکند
در قیامت هم یقین دارم قیامت می …

شاعر:داریوش جعفری

_____________________________________________________________________

متن شعر مدح امام حسین (ع)

سحر آمد سلامش کرد و بعد از آن نمایان شد
بیابان چون توسل کرد بر او زود باران شد

از آن اول به دستش داشته حاجت روایی را
برای فطرس زخمی ببین قنداقه ، دامان شد

خدا هر آنچه را که داشت در دست حسینش داد
عجب دستی میان سفره ی خلقت نمکدان شد

در این گردش در این دواریِ حق مدعائیها
فقط عین دو چشم اوست در این حلقه ، عرفان شد

به آبادیِ مهرش ، آبها هم غبطه ها دارند
به صحرا چونکه نامش رفت آنجا هم نیستان شد

به یاد جایگاهش گریه ی بسیار کرد آدم
همینکه اشک را با او گره زد ، آدم  انسان شد

همین یک قطره اشکِ آدم از چل سال برتر بود
که با این قطره ، برگشتن به جنت نیز آسان شد

به روز اول خلقت خدا هم روضه اش را خواند
نه باران که از آن لحظه در عالم اشک ریزان شد

به وقت گفتن از او خوش ترین غم می رسد از غیب
اگر چه چشمِ ما گریان لب ما نیز خندان شد

به منبر رفت تا جاری کند حرف خدایش را
همه دیدند روی نیزه ها قاری قرآن شد

شاعر:حامد آقایی

_____________________________________________________________________

متن شعر مدح امام حسین (ع)

بالا گرفت کار من و کار عاشقی
افتاده ام به دام و زنم جار عاشقی
حالا که نیست چاره به جز دار عاشقی
مشتاق می روم سر بازار عاشقی

حلاّج یار می شوم از وادیِ جنون
اِنّی حسین و اِنّی الیه راجعون

شد مستجاب در حرمت آرزوی چشم
تکثیر شد در آینه ها گفت و گوی چشم
من مانده بودم و بغضِ گلوی چشم
مِی، ریخت پای غمت از سبوی چشم

بر خاک پات جای لب و بوسه های من
نقل محافل است دگر ماجرای من

ای چاره ساز..بر من و درد دلم..حسین
ای مهربان تر از پدر و مادرم…حسین
آقای خاص..حضرت جود و کرم…حسین
منّت نهاده ای به سرم با حرم..حسین

تا با تو ایم خسته از عالم نمی شویم
جز محضرت برای ادب خم نمی شویم

جمع است در حریم تو دیوانه بیشتر
شمعی و گرد زلف تو پروانه بیشتر
شش گوشه ات شبیه به میخانه بیشتر
میلم کشیده است به پیمانه بیشتر

دست دلم دخیل به پایین پای توست
اصلا خدا نوشت که عالم برای توست

ناز تورا از عالمیان مشتری ترم
چون بار عشق را به سر شانه می برم
تا در  هوای عاشقی تو کبوترم
ممنونِ لقمه ی پدر و شیر مادرم

“عمرش بلند..آنکه مرا خاک پات کرد
شیرش حلال…آنکه مرا مبتلات کرد”

شد نذر روضه های تو آقا جوانی ام
یارا مباد این که ز این در برانی ام
هرکس که گفت از من و نام و نشانی ام
گفتم غلام حضرت سبع المثانی ام

از سایه سار لطف تو دارم حکایتی
هرچه صلاح توست…نه حرف و شکایتی

عصری که بود قد تو رعنا تر از همه
بر روی نیزه رفت راس تو بالا تر از همه
با این که بود داغ تو زیبا تر از همه
سرو تن تو گشت معما تر از همه

پیچید در تمام فلک ماجرای تو
قلب خدا شکست به پایین پای تو

شاعر:آرمان صائمی

_____________________________________________________________________

متن شعر مدح امام حسین (ع)

تو‌ حسینی که تو را اهل دعا

می شناسند  به باران عطا …
پنجمین اختر تابان کسا
شاه بیت غزل کرب و بلا

السلام ای همه دارایی من
بهترین همدم  تنهایی من

ای حسینی که سراپا حسنی
با خبر باش که دنیای  منی …
روشنی بخش شب پنج تنی
کور گشتم برسان پیرهنی …

پر دهی نامه برت خواهم شد
ندهی خاک درت خواهم شد

در خورت بود دُر ناب شدن
در دل خاطره ها قاب شدن
قبله گاه دل احباب شدن
ناگزیری تو به ارباب شدن

ورنه خاکی تر از این القابی
همنشین با همه ی اصحابی

چوب،  منبرشد از این خانه نرفت
خاک تو ، زر شد از این خانه نرفت
پر ، کبوتر شد از این خانه نرفت
هرکه نوکر شد از این خانه نرفت

آبرو یافته از این خانه
زندگی کرد گدا شاهانه

لطف ، سر می رود از محضر تو
فطرس آورد نیازی برِ تو
پر در آورد به زیر پر تو
هر دری بسته شود جز در تو

نگرفته ست کسی جای تو را
از تو داریم تمنای تو را

ما هم از آمدنت خرسندیم
به پر شال تو دل می بندیم
اشک داریم ولی می خندیم
گریه کن های ارادتمندیم …

پر به شوق علمت آوردیم
سر برای قدمت آوردیم

بر نداریم سر از دامانت
همه هستیم بلا گردانت
آمدی جان جهان قربانت
روضه می خواند 🙁 أنأ العطشانت)

غم تو قبل تو آمد به جود
از ازل گریه کنت فاطمه بود

دل مادر به عزیزش بند است
لذتش بوسه ی بر فرزنداست
شاد از  آمدن دلبند است
شب میلاد شب لبخند است

پس چرا مادر تو گریان بود ؟
وقت بوسیدن تو نالان بود

جمله ات بغض ب ما داد حسین
کردم از غصه ی تو یاد حسین
کربلا یاد من افتاد ، حسین
نمک روضه ی میلاد : حسین …

ای مرتب شده در بین حصیر
از پریشان شده ها دست بگیر

شاعر:ناصر دودانگه

_____________________________________________________________________

متن شعر مدح امام حسین (ع)

از سر لطف اگر نامه بر خویش خطابش کردی

پر در آورد تو در کسوت دلداده  حسابش کردی

نا امید از در این خانه نرفته ست گدایی بیرون
کی گدایی به تو آورده پناه و تو جوابش کردی

انا عطشان تو شش ماه ، فقط اشک به چشمش آورد
شب میلاد دلش گریه نمی خواست ، مجابش کردی

شب میلاد شب شادی مادر پدر نوزاد است
شب میلاد شب گریه نبوده ست ، تو بابش کردی

جگر سوخته ام شمع شب جشن تو را روشن کرد
حیف شد شمع تو خاموش نشد، سوخت! تو آبش کردی

شاعر:ناصر دودانگه

 

لینک کوتاه

اشتراک گذاری

در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاه ها

1- تنها دیدگاه هایی که با زبان فارسی نوشته شوند منتشر خواهند شد.

2- دیدگاه هایی که خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشند، تائید نخواهند شد.

3- از نوشتن دیدگاه هایی که ارتباطی با این مطلب ندارند خودداری کنید.