آهنگهای ویژه

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس محرم و صفر سال 1401

  • استاد زارع شیرازی

    استاد زارع شیرازی

    آلبوم مجالس سال 1401

  • حاج مهدی رسولی

    حاج مهدی رسولی

    مداحی الحمدلله که نوکرتم الحمدلله که مادرمی

  • حاج عبدالرضا هلالی

    حاج عبدالرضا هلالی

    آلبوم دهه اول محرم 1399

  • حاج محمود کریمی

    آلبوم فاطمیه 99

  • حاج سعید حدادیان

    حاج سعید حدادیان

    آلبوم دهه اول محرم الحرام سال 1398

  • حاج سید مهدی میرداماد

    حاج سید مهدی میرداماد

    آلبوم ظهر عاشورا محرم الحرام سال 1398

اشعار مدح حضرت زهرا (س) سال ۱۴۰۰

1
اشعار مدح حضرت زهرا (س) سال 1400

متن شعر مدح حضرت زهرا (س)

هميشه در نظرم آب سهم سادات است
چرا كه مهر شما هست و از مهمات است
خداى كعبه گواه است مدح تو بانو
فقط نه شعر كه عيناً خود مناجات است
طلوع نور رخت آنچنان جهان گير است
كه غرق حيرت تو موج نور مشكات است
به سينه ى احدى دست رد نخواهى زد
تو رو زمين بزنى؟نه..از محالات است
چه دخترى..به پدر هم تو مادرى كردى
عجيب نيست…كه كار شما كرامات است
من و تصور درك مقام تو؟هيهات…
زمين به يمن قدومت پراست از بركات
ز پرس و جوى قيامت معاف يعنى تو
على تو و تو على…اعتلاف يعنى تو
به بارگاهِ خياليتان شدم مُحرم
قسم به مضجع تو اعتكاف يعنى تو
چنان كه مرتبه ات صدر سر بلندان است
به معنى كلمه كوه قاف يعنى تو
خدا دميده به روح تو از وجود خودش
به احتساب همين پس عفاف يعنى تو
نشد كه از تو بگويند شاعران زيرا
نبود واژه ى در خور…كلاف يعنى تو
بهشت هستى و عطر معطرى دارى
هميشه حال و هواى مطهرى دارى
هميشه در همه ى عمر سرورى كردى
سخن درست بگويم..پيمبرى كردى
هميشه نان يتيمان شهر را پختى
براى كل يتيمان تو مادرى كردى
نماز خواندى و جبريل محو تو اما
به سجده ات ز خداوند دلبرى كردى
تويى كه پاى ولايت گذشتى از جانت
و پاى حيدر كرار حيدرى كردى
كه گفته است كه زخمىِ كوچه ها شده اى؟
تو را زدند وليكن دلاورى كردى..
تو ساكن ملكوتى ز عقل ما دورى
تو نور و نورٌعلى نور و خالق نورى
نبرده ايم به جز خانه ات گدايى را
به سر نداشته ايم جز شما هوايى را
شنيده ام كه در آن چند روز آخرى ات
به غير مرگ نداشتى به لب دعايى را
تو فكر رفتن و مولا به فكر تنهايى..
خدا نصيب نگرداند اين جدايى را
به سينه غصه ى محسن تو را ز پا انداخت
ولى به گوش شنيدى خودت صدايى را..
صدا،صداى غريبيست پاى يك نيزه
رباب و زمزمه هاى لاى لايى را…
ز ناله هاى دلش آه آه مى ريزد
شبيه برگ خزان گاه گاه مى ريزد

شاعر:آرمان صائمی

______________________________________________

متن شعر مدح حضرت زهرا (س)

اين آستان كه هست فلك سايه افكنش
خورشيد شبنمي است به گلبرگ گلشنش

تا رخصت حضور نيايد شب طلوع
مهتاب از ادب نتراود به روزنش

جاري است موج معجزه جويبار غيب
در شعله شقايق صحراي ايمنش

اينت بهشت عدن كه دور از نسيم وحي
بوي خدا رهاست به مشكوي و برزنش

كو محرمي كه پرده ز راز سخن كشد
دارد زبان ز سبزه توحيد سوسنش

تا زينت هماره هفت آسمان شود
افتاده است خوشه پروين ز خرمنش

سر مي‌نهد سپيده دمان پاي بوس را
فانوس آفتاب به درگاه روشنش

جاي شگفت نيست كه اين باغ سرمدي
ريزد شميم شوكت مريم ز لادنش

روز نخست چون گل اين بوستان شكفت
عطر عفيف عشق فرو ريخت بر تنش

محتاج نقش نيست كه گردد بلند نام
گوهر، جهان فروز بر آيد ز معدنش

اينجاست نور آينه عصمتي كه بود
بر نقطه نگين نبوت نشيمنش

هم باشدش بهار رسالت در آستين
هم مي‌چكد گلاب ولايت ز دامنش

مرد آفرين زني كه خليلانه مي‌شكست
بتخانه خلاف خلافت ز شيونش

از سدره نيز در شب معراج مي‌گذشت
حرمت اگر نبود عنانگير توسنش

تا كعبه را ز سنگ كرامت نيفكند
از چشم روزگار نهانست مدفنش

احرامي زيارت زهراست اشك شوق
يا رب نگاهدار ز مژگان رهزنش

دارم گواه كوتهي طبع را به لب
بيتي كه هست الفت ديرينه با منش:

“من گنگ خوابدیده و عالم تمام كر
من عاجزم ز گفتن و خلق از شنيدنش”

شاعر:خسرو احتشامی

______________________________________________

متن شعر مدح حضرت زهرا (س)

شب بود و تاریکی طنین انداخت در دشت
سرما خروشی سهمگین انداخت در دشت

شب بود اما اختری سوسو نمی‌زد
دست ترحُّم شانه بر گیسو نمی‌زد

آن شب صبوری در سرشت مادران بود
زنده به گوری سرنوشت دختران بود

ناگاه فجری مژدۀ روشنگر آورد
از خاوران نور محمد سر برآورد…

آن مرد دل را شور محشر گونه‌ای داد
زن را کرامت‌های دیگرگونه‌ای داد

می‌گفت زن چون آسمانی بی‌کران است
آری بهشتی زیر پای مادران است

زیباترین فصل کتاب او تو بودی
والاترین زن در خطاب او تو بودی

ای نور تو شمع دل‌افروز پیمبر
مزد عبادات چهل روز پیمبر…

ای هم‌نشان با چاه در انبوه دردش
ای هم‌نشین ماه با گل‌های زردش

با آن جلالت پای پر آماس؟ آری
دستان پینه‌بسته و دستاس؟ آری

بانو! چقدر این سادگی را دوست داری!
پیش از سفر آمادگی را دوست داری!

بانو چقدر از حسرت دیدار گفتن؟
وقت دعا «اَلجّار ثُمَّ الدّار» گفتن؟…

ای روزه از صبر سه روزت طاقتش طاق
ای سفرۀ افطار تو سرشار انفاق

از بس پی انفاق‌ها لحظه شمردی
تا خانه‌ات رخت عروسی را نبردی…

پلکی بزن اردیبهشتی تو باشیم
سلمان خرمای بهشتی تو باشیم

ای هُرم صحرای عطش غالب به جانت!
ای سختی شعب ابی‌طالب به جانت!

شبنم بپاشان شاخه‌ساران سحر را
آغوش واکن بوسه باران پدر را

بعد از پدر صبر جمیل آرامتان کرد؟
یا گفتگو با جبرئیل آرامتان کرد؟!

ما در مدینه عطر گل‌ها را شنیدیم
اما نشانی از مزار تو ندیدیم…

ای خطبه‌ات مهر دهان یاوه‌گوها
ای ندبه‌ات بنیان کن بی چشم و روها

با خطبه‌ات مرز امید و بیم بودی
آنجا تبر بر دوش ابراهیم بودی

گفتی: مبادا کافری‌ها پا بگیرند
موسی نباشد سامری‌ها پا بگیرند

نگذاشتی که بیشه‌ها در گیر باشند
روباه‌ها فکر شکار شیر باشند…

ای چشمه‌ای که نبض هر دریا و رودی
از دامن خورشید ما تهمت زدودی

یعنی که گفتند ابتر است اما اینچنین نیست
انگشتر پیغمبر ما بی‌نگین نیست

اکنون خدا را شکر بی‌کوثر نماندیم
این انقلاب ماست؛ ما ابتر نماندیم

بانو! جوانانت خط شب را شکستند
با راه فرزندت خمینی عهد بستند

لب تر کنی در معرکه جان می‌سپارند
ای هاجر! اسماعیل‌هایت بی‌قرارند!

بار دگر دل مژده‌ای روشنگر آورد
از خاوران نور محمد سر بر آورد

شاعر:جواد محمد زمانی

______________________________________________

متن شعر مدح حضرت زهرا (س)

از فاطمه گفتن همان خیرالعمل بود
میلاد او امروز نه، روز ازل بود

نور است او، در لازمان و لامکان است
هرجا که می‌بینیم هست و بی‌نشان است

بی‌فاطمه جبریل هم نازل نمی‌شد
قرآن بدون کوثرش کامل نمی‌شد

سر در نیاوردیم هرگز از مقامش
می‌ایستاد احمد برای احترامش

جان پیمبر، جان مولا بود زهرا
تفسیر پیوند دو دریا بود زهرا

تعریف ما از عشق در یک جمله این است
زهرا فقط کفو امیرالمومنین است

تلفیق عقلانیت و احساس زهراست
خیرالنسا تنها نه، خیر الناس زهراست

در خانه‌ای کوچک هزاران راز دیدیم
از وصله‌های چادرش اعجاز دیدیدم

اذن شفاعت روز محشر در کف اوست
تقدیر عالم لا به لای مصحف اوست

باید برای بردن نامش وضو داشت
دیده‌ست نابینا حجابی را که او داشت

خیر کثیرش می‌رسد از آیه‌هایش
غرق دعایش خانۀ همسایه‌هایش

ما که فقیریم و یتیمیم و اسیرم
باید فقط از دست او روزی بگیریم

یک زن بزرگِ جمله مردان زمین است
دنیا تماشا کن حقوق زن همین است

زن را چنین چشم و چراغ خانه گفتند
در شأن او «اَلمَراَةُ ریحانه» گفتند…

زن نیست آن‌که فطرتش تاراج رفته
زن کیست؟ مرد از دامنش معراج رفته

جز راه دین رفتن برایش بی‌نتیجه است
دنبال الگویید آیا؟ زن خدیجه است

آنکه خدا یک روز دنیا را به او داد
دنیاش را بخشید، زهرا را به او داد

زن را ز مردان هم فراتر می‌شناسند
عیسی بن مریم را به مادر می‌شناسند

زن جلوه‌اش در بطن عاشوراست آری
نور حسین از زینب کبراست آری

او که جهان شد زیر و رو با انقلابش
محدود بوده زینب آیا با حجابش؟

زینب به جای مردها هم امتحان داد
آزاد بودن در اسیری را نشان داد

حالا کمی در بیت‌های آخرینم
باید بگویم از زنان سرزمینم

نام‌آور گمنام، نور در حجاب‌اند
در اصل آن‌ها صاحبان انقلاب‌اند

آن‌‌ها که فردای قیامت روسپیدند
جمع‌اند دور فاطمه، اُم الشهیدند

آن مادران که تا همیشه سرفرازند
با خون فرزندانشان تاریخ سازند

دنیا نمانده بی‌ولی‌الله مردم
فرزند زهرا می‌رسد از راه مردم

تقویم ما عطری دگر دارد بهارش
زهراست بیش از هر کسی چشم انتظارش

از غربتش یک روز بیرون خواهد آمد
با لشکری از فاطمیون خواهد آمد

شاعر:محمد رسولی

______________________________________________

متن شعر مدح حضرت زهرا (س)

پیغمبر و زهرا و حیدر یک وجودند
روز ازل تصویر یک آیینه بودند

این هر سه یک نورند و دارای سه اسم‌اند
در اصل، یک روح مجرّد در سه جسم‌اند

این بضعۀ طاهاست بلکه روح طاهاست
مرضیّه، زهرا، فاطمه، روحی فداهاست…

این آسمانِ آسمان‌ها در زمین است
محکم‌ترین رکن امیرالمؤمنین است…

مقصود حق در سوره کوثر جز او کیست؟
دخت رسول و همسر حیدر جز او کیست؟

تو کیستی افلاکی افلاکیانی
کز لطف و رحمت هم‌نشین با خاکیانی

فردوس، مسکینِ در کاشانۀ توست
بارِ ولایت همچنان بر شانۀ توست…

آدم چو در امواج غم نام تو را گفت
ذات الهی توبه او را پذیرفت

تو کیستی؟ که ذات پاک بی‌نیازت
نازد به اوج بی‌نیازی بر نمازت

تو کیستی؟ که عقل کلّ گوید فدایت
یا دست بوسد یا که خیزد پیش پایت…

تو کیستی؟ که وحی جوشد از پیامت
بعد از نبی، جبریل گشته هم‌کلامت

تو کیستی؟ که روز و شب ختم نبوّت
کرده زیارت خانه‌ات را پنج نوبت

تو آفتابی و جهان دریایِ نورت
تو نخل نوری، قلب احمد کوهِ طورت

تو عصمة اللّهی و ما غرق گناهیم
تو چشم حقّی، ما اسیر یک نگاهیم

تو بی‌کران دریای رحمت، ما حُبابیم
تو مهری و ما ذرّه‌های بی‌حسابیم

روز قیامت روز وانفساست فردا
ای وای بر آن‌کس که بی‌زهراست فردا

ای وای بر آنان که عهدت را شکستند
هنگام استمدادِ تو ساکت نشستند…

باید بگویم فاطمه یار علی بود
تا پای جان تنها طرفدار علی بود

شیعه جدا از آل پیغمبر نگردد
یک گام از راهی که رفته بر نگردد

شاعر:استاد غلامرضا سازگار

______________________________________________

متن شعر مدح حضرت زهرا (س)

ای یادگار آدم و ادریس، ای قلم
برکش قلم به صفحۀ تلبیس، ای قلم
کن شست‌وشو به چشمۀ تقدیس، ای قلم
وآن‌گه ثنای فاطمه بنویس، ای قلم

بنویس ای قلم، که خدا خواستار اوست
امر جهانیان همه در اختیار اوست

بنویس این‌که فاطمه، محبوبۀ خداست
مجموعه صفات و، کمالات انبیاست
یک زن، ولی معلم مردان پارساست
او از خدای باشد و از غیر او جداست

بنویس این‌که فاطمه، ناموس اکبر است
خاک رهش به هستیِ عالم، برابر است…

با آن‌که انبیا، غم دنیا نداشتند
دل جز به یاد حیّ توانا نداشتند
چیزی کم از عبادت و تقوا نداشتند
یک غبطه داشتند که زهرا نداشتند!

زهرا عطیه‌ای ز خدا بر پیمبر است
وین افتخار، فوق مباهات دیگر است

ای عصمت خدا، که خدایی‌ست یاد تو
عصمت نهاده است خدا در نهاد تو
عشق و محبت است و ادب، خانه‌زاد تو
در خانه‌داری است کمال جهاد تو

پیداست حُسن تربیت از زینبین تو
صلح حَسن گواه و، قیام حسین تو…

در چهرۀ تو، نور خدا دیده می‌شود
با هل أتی، عطای تو سنجیده می‌شود
در روز حشر، قَدر تو فهمیده می‌شود
آن¬جا به احترام تو بخشیده می‌شود،

جُرم کسی که هست به مِهر تو استوار
با هر که دوست‌دار تو را هست دوست‌دار…

شاعر:استاد سید رضا موید

______________________________________________

متن شعر مدح حضرت زهرا (س)

تو کیستی که ز دستت بهار می‌ریزد
بهار در قدمت برگ و بار می‌ریزد

ز چشم گرم تو خورشید، نور می‌گیرد
چو مِهرِ روی تو بر شام تار می‌ریزد

به زیر پای تو، ای یاس گلشن یاسین
نسیم عشق، گل انتظار می‌ریزد

چو عطر آمدنت را به سینه می‌کارند،
ز روی آینۀ دل، غبار می‌ریزد

به باغ، حضرت گل دست و روی می‌شوید
چو طرح یاد تو در جویبار می‌ریزد

نگاه عاطفه از بس به انتظار نشست
ز دست هر مژه‌اش آبشار می‌ریزد

چراغ گل به شبستان باغ می‌تابد
چو اشک شوق تو، بر لاله‌زار می‌ریزد

تو سر رسیدی و از شوق، گیسوان درخت
به روی آینۀ چشمه‌سار می‌ریزد

شمیم نام تو وقتی سفر کند با باد
گلاب از نفس روزگار می‌ریزد

شاعر:غلامرضا شکوهی

______________________________________________

متن شعر مدح حضرت زهرا (س)

بهار، سفرۀ سبزی‌ست از سیادت تو
شب تولّد هستی‌ست یا ولادت تو؟

تو سرّ مخفی لولاکی و جهان گم بود
اگر نبود گل‌افشانی ولادت تو

شهود، شمّه‌ای از ربّنای شعله‌ورت
حضور، گوشه‌ای از خلوت عبادت تو

تو نورِ نورٌ علی نوری، ای تمامت نور!
کدام ذرّه ندارد سرِ ارادت تو؟…

پُر از جمال و جلالِ جمادی و رجبم
شب ولادت مولاست یا ولادت تو؟!

شاعر:علیرضا قزوه

______________________________________________

متن شعر مدح حضرت زهرا (س)

به نام نور، به نام مطهّر زهرا
برای عرض ارادت به ساحت دریا
نشسته‌ام بنویسم به نام مادر، تا
خدا مرا بنویسد به پای نام شما

اگرچه کمتر از آنم که یاورم باشی
خدا به امر خودش خواست مادرم باشی

شبی که سیب خدا از درخت عرش افتاد
خدا به نور خدا هدیه‌ای منوّر داد
به اذن خالق یکتا، زمین، زمان، فریاد:
پیامبر! قدم فاطمه مبارک باد

قیام کرد زمین، نور منجلی آمد
دلیل خلقت پیغمبر و علی آمد

خدا نوشت: بگویید مهربان بانو
خدا که صاحب باغ است، باغبان بانو
قیامت است تمنّای این و آن، بانو
همیشه منبع الطاف بیکران! بانو!

اگر نفس بدهی، دست هم نمی‌خواهم
برای مدح تو گفتن، قلم نمی‌خواهم

عطای دست تو تفسیر کرده انسان را
بخاطر تو خدا وعده داده باران را
دعای نور تو تب‌دار کرده سلمان را
به باد داده دگر دودمان شیطان را

دعای نور بخوان، ما هم اهل ایرانیم
بخوان که ما همه ذریه‌های سلمانیم

دعا بخوان، پر جبریل را منوّر کن
کمی ملائکه را با خودت برابر کن
برای نافله، سجاده را معطر کن
خدا برای پیمبر نوشت: باور کن،

نگاه عرش به راز و نیاز فاطمه است
خلاصه نه، همۀ دین نماز فاطمه است

تمام قافله را وقف مرتضی کردی
همیشه شوهر خود را ز خود رضا کردی
و در جوار خدا، جار را دعا کردی
چه خوب دِین به همسایه را ادا کردی

هرآنچه را تو بخواهی، همان شود تقدیر
برای شیعۀ امروز هم قنوت بگیر

نظر به اینکه خدا بر شما نظر کرده
تو قبل خلقت آدم شدی نظرکرده
خدا وجود تو را منجی بشر کرده
علی کنار شما خستگی بِدَر کرده

غروب بود که خورشید تا سحر غم داشت
طلوع لحظۀ خندیدن تو را کم داشت

در آتشی که تمامیِّ خانه می‌سوزد
به جان خلق بیفتد، زمانه می‌سوزد
در آتشی که نشان، بی‌نشانه می‌سوزد
چرا قلم وسط شعله‌ها نمی‌سوزد؟

برای اینکه مزیّن به نام فاطمه است
و آتش از سرِ جبران، به کام فاطمه است

شاعر:حمید رمی

______________________________________________

متن شعر مدح حضرت زهرا (س)

شد همه آرزویِ من یک شب و یک خیالِ تو
شد همه عقل و هوش من محو تو و کمالِ تو

ای همه افتخارِ دین،مُهرِ تو اعتبارِ دین
من بِفَدایِ عصمت و شوکت بی مثالِ تو

آینهء صفات حق،جوهرهء ذوات حق
حُسنِ خدا نهفته در جامعهء خصال تو

سوز و گدازها توئی،در پَسِ رازها توئی
کن فیکون شود پس از قرعهء ناب فال تو

شعر کجا،غزل کجا،آیهء لم یزل کجا
مدحِ تو کی بود روا جز لب ذوالجلال تو

لوح توئی،قلم توئی،پیش تر از عدم توئی
خلق توئی،خدا بُوَد آینهء زُلال تو

عرش به جُنبِش آمده؛چرخ به گردش آمده
قلبِ تپنده در یَدِ قدرتِ لایزالِ تو

مال و منال دستِ تو،رزق حلال دستِ تو
روزیِ کُلِّ خلق در دانه ای از نهالِ تو

سِرِّ تو کی شود عیان،بانوی برترین زنان
فوق تصورِ بشر قدرتِ لا زَوالِ تو

قال و مقال میخری،با همه حال میخری
بنده که شرم می کنم،چونکه شدم وبالِ تو

مِهر چه شد،قمر چه شد،میکده را اثر چه شد
بادهء عشق میزنم در قدحِ سفالِ تو

روزِ هراس و واهمه،روزِ حساب؛فاطمه(س)
غبطه خورند عرشیان چوون برسد مجالِ تو

روضهء کوتهی بخوان تا نمکین شود غزل
وِلوِله کرده در دلم صحبتِ قیل و قالِ تو

حرمت من شکسته شد،فاطمه(س) آه خسته شد
آه پدر کنون منم مرغِ شکسته بال تو

اجرِ رسالتت پدر ،ماندنِ در قفایِ در
حجمهء آن چهل نفر،کامَده در جِدالِ تو

شاعر:محمد رضا افشان

______________________________________________

متن شعر مدح حضرت زهرا (س)

وقت نزول سوره کوثر رسیده
روح خدا بر عالم و آدم دمیده

گهواره جنبانش شده حوا ومریم
جبریل دم میگیرداز فیضش دمادم

ریحانه یعنی یک گل از باغ بهشت است
حوریه یعنی تحفه ای جنت سرشت است

انسیه یعنی یار مسکین و اسیران
شان نزول هل اتی مصداق انسان

زهره چراغ بی فروغی در اتاقش
خورشید عالم شعله ور شد از اجاقش

زهراکه بر انگشتر خاتم نگین است
خاک کف پایش پیمبر آفرین است

جز او کسی ام ابیها میشود؟نه
دربیشه اش جز شیر پیدا میشود؟نه

درکوه نورش یازده ققنوس دارد
در دامن خود چار اقیانوس دارد

حرزش علی را در شجاعت بی مثل کرد
شیرش حسن راشیر میدان جمل کرد

قلب تپنده در دل قالو بلا اوست
جاری میان لحظه های کربلااوست

روزی به عالم میدهد نان تنورش
زینب شعاع نوری از قلب صبورش

عشق وشرف را تا مرامش درهم آمیخت
شور شهادت شد به قلب خاکیان ریخت

هرکس که راه عاشقی ها را بلد بود
روی سرش سربند یازهرا مدد بود

هرکس که سوز سینه ی او بیشتر شد
دنبال مادر رفت و مفقود الاثر شد

سوریه، ایران و یمن، فرقی ندارند
ابناء زهرا غربی وشرقی ندارند

تاسایه سار چادرش روی زمین است
در جان انسانها حماسه آفرین است

اومادرانه سالها چشم انتظار
برگشت فرزند امیرالمومنین است

بنیان برنداز حکومتهای ظالم
مردی که چون دست خدا در آستین است

مهرش نمود رحمت رحمانی حق
خشمش برای دشمنانش آتشین است

مردی که زیر پرچم عدل الهی
بنیانگذار دولت مستضعفین است

شاعر:عالیه رجبی
سعید حمیدیان فر
سعیده کرمانی

______________________________________________

متن شعر مدح حضرت زهرا (س)

“تو آن رازی که تا روز جزا افشا نخواهد شد
شب قدری تو! هرگز مثل تو پیدا نخواهد شد

نه آسیه، نه حوا و نه مریم، تا قیامت هم،
کسی هم‌رتبۀ صدیقۀ کبری نخواهد شد

تو را کوثر لقب داده خدا؛ خیر کثیری تو
به غیر از تو کسی تأویل أعطینا نخواهد شد

فقیران و یتیمان و اسیران یک‌صدا گفتند:
رقیب دست بخشایشگرت دریا نخواهد شد

نه خورشید و نه مهتاب و نه فانوس و نه آیینه
زمین روشن بدون زهرۀ زهرا نخواهد شد…

«بحق فاطمه» گفتیم بعد از ذکر «یا فاطر»
که «یا فاطر» بدون «فاطمه» معنا نخواهد شد

خداوند آفرید او را برای تو که می‌دانست
کسی غیر از علی با فاطمه همتا نخواهد شد…

علی که نام او رمز ورود در سماوات است
بدون نام او درهای جنت وا نخواهد شد

دم من حیدر است و بازدم زهراست در هر دم
بدون عشقشان امروزِ من فردا نخواهد شد

به وقت کارزار مرگ تنها دلخوشی این است
که هر کس عاشق این دو شود تنها نخواهد شد

زمانی که همه لال‌اند در محشر، زبان ما
به جز با ذکر زهرا و علی گویا نخواهد شد…”

شاعر:سید علیرضا شفیعی

______________________________________________

متن شعر مدح حضرت زهرا (س)

“خدا نوشت به اسم شما سپیده‌دمان را
و آفرید به نام شما زمین و زمان را

نوشته بود خدا پیش از آفرینش دنیا
به مهر حضرت صدّیقه آب‌های روان را

به قلب پاک شما ریخت چشمه‌های یقین را
ز کنه ذات شما دور ساخت حدس و گمان را…

همیشه‌های خداوند بوده‌اید از آن رو
که آفرید به پاس شما تمام جهان را…

اشارتی‌ست به دست همیشه سبز شماها
بهارتان که ندیده‌ست رنگ و بوی خزان را…

به اسم اعظم زهرا گشوده‌اند رسولان
اگر به معجزه‌ای قفل دردهای نهان را…

در این همیشه که غربت نشسته بر سر عالم
سپرده‌ایم به دستانتان دل نگران را…”

شاعر:عباس شاه زیدی

______________________________________________

متن شعر مدح حضرت زهرا (س)

شور برپا شده و عشق، به بار آمده است
باز هم رایحۀ فصل بهار آمده است

ماه، چون مُهر شده جانب منبر رفته
سورۀ شمس، به مهمانیِ کوثر رفته

سیبِ معراج، به معراجِ زمین آمده است
بر رکابِ نبی‌الله، نگین آمده است

نور، از عرشِ زمین، سمت سماوات رسید
روی دستان پدر، مادر سادات رسید

بین گهواره که صدیقۀ اطهر باشد
وقت آن است که مدّاح، پیمبر باشد

دخترم، محشر کبراست بدانید همه
سایه‌اش بر سرِ دنیاست بدانید همه

راضیه، مرضیه، طوباست بدانید همه
اصلاً او امّ‌ابیهاست بدانید همه

و نوشتند که انسیۀ حورا باشد
او درخشید و خدا خواست که زهرا باشد

طعمِ لبخندِ بهشت است به روی لب او
بوسه دادن به رسول است، نماز شب او

نام او فتح مبین است که قرآن فرمود
شأن زهرای مرا سورۀ انسان فرمود

نورسیده‌ست ولی بوده از اول با من
علّت خلق جهان فاطمه بوده یا من؟

باغبان بوده‌ام و فاطمه گلشن بوده
فاطمه، خاص‌ترین معجزۀ من بوده

بهترین مادر دنیا که به دنیا آمد
عشق، در هیبت مولا به تماشا آمد

علی از راه رسیده به مبارک بادش
خاتم از دست درآورد و به زهرا دادش

پَرِ گهواره، عقیق علوی را دُر کرد
اشک شوق، آینۀ چشم نبی را پُر کرد

عشق، فرضیه شده، مسأله را می‌جوید
جبرئیل آمده، در گوش نبی می‌گوید:

نور تابنده به نور ازلی می‌آید
چقدَر فاطمۀ تو به علی می‌آید

کعبه، مُحرِم شده و دور علی چرخیده
در سراپای علی وجه خدا را دیده

روی دستان یدالله، خدا تابیده
چون پیمبر به علی دُرِّ نجف بخشیده

هدیه انگار که از باغ جنانش آمد
مدح صدیقۀ کبری به زبانش آمد

باز، مدّاحیِ زهراست، شنیدن دارد
مدح، از جانب مولاست، شنیدن دارد

او رسیده‌ست که افلاک، پر از لبخند است
نَفَس عرش، به یک نیم‌نگاهش بند است

گرچه پیداست ولی جلوۀ مستور شده
فاطمه جلوه‌گرِ نورٌ علی نور شده

او که قبل از همه امضای بلا را داده
چقدَر غصّۀ شیعه به دلش افتاده

«شیعتي» گفت و مماتِ همه بی‌واهمه شد
اینچنین بود که از روز ازل فاطمه شد

سیل می‌خواستم و بارش نم‌نم آورد
مثنوی هم جلوی مدح شما کم آورد

شاعر:حمید رمی

لینک کوتاه

اشتراک گذاری

در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دیدگاه ها

1- تنها دیدگاه هایی که با زبان فارسی نوشته شوند منتشر خواهند شد.

2- دیدگاه هایی که خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشند، تائید نخواهند شد.

3- از نوشتن دیدگاه هایی که ارتباطی با این مطلب ندارند خودداری کنید.