گفتگوی خواندنی با حاج حسین سازور

توفیق مدد کارمان شد و این شماره که در ماه مبارک رمضان در اختیار مخاطبان ارجمند قرار می گیرد در برگیرنده گفت و گوییبسیارخواندنی با یکی از بزرگان عرصه مداحی اهل بیت یعنی حاج حسین سازور باشد. او که یکی از شاگردان و ملازمان برادر بزرگوار حاج منصور ارضی است برای بسیاری از مداحان جوان حکم استادی را دارد. هر چند خود معتقد است که” همیشه شاگرد بوده و است و انشاالله خواهد بود.” حاج حسین در معرفی خود اینگونه سخن می گوید: “قبل از انقلاب حدود سال های ۱۳۴۷-۱۳۴۸ که آن زمان حدود ۹ الی ده سال داشتم. مسجد محل ما در خیابان غیاثی مسجد موسی بن جعفر بود که آیت الله شهید سعیدی در آن حضور داشتند. این روحانی بزرگوار وقتی بود جوان ها از جمله بنده دور او جمع می شدیم و بهره می بردیم. بخش عمده ای از کاری که الان انجام می دهم را مدیون نفس های گرم ایشان هستم. سال۴۸ جلسه ایی در خانه داشتیم که تعدادی جوان بودیم و به مناسبت محرم دور هم جمع می شدیم.بخشی هم در مدرسه و یک بخشی هم در بیرون . این کار تا انقلاب ادامه داشت و از زمان انقلاب به بعد این فعالیت  پررنگ تر شد تا اینکه بحمداله به اینجا رسید.” در این بخش از نشریه؛ نظر مخاطبان را به مشروح گفتگوی ۲ ساعته خبرنگار هیات با این عاشق و دلسوخته اهل بیت جلب می نماییم:

 

 به ابتدا اگر مایل باشید از تاثیر مداحی و روضه اهل بیت علیهم السلام در جبهه ها  شروع کنیم موافقید؟
بخشی از کار های فرهنگی جبهه همین روضه ها بود.  مدح خوانی ها و توسلات  دو بخش اساسی داشت، بخشی حماسی بود  که حاج صادق آهنگران قسمتی از این وظیفه  را انجام می داد ولی بخش مهمی هم مربوط به روضه بود یعنی توسلات، دعاها، شب زنده داری ها، هیئت ها، گریه ها و مناجات ها. این برنامه ها در جبهه نقش اساسی داشت که شاید یکی از ارکان پیروزی و نگه دارنده رزمنده ها درجبهه ها همین روضه بوده است. بحث در مورد مداحی در جبهه خودش یک فصل مفصلی است که من آن را به عنوان یک طرح درسی نوشتم. که اثرات مداحی در جبهه چه بوده است. آن دسته از مداحانی که در جبهه بوده و آن جا خوانده اند؛ اکنون خیلی از بقیه ی مداحان موثرترند. وقتی از شهدا و جانبازان حرف می زنند خودشان شهید و جانباز را لمس کرده اند و این امر باعث شده حال این افراد نسبت به دیگران متفاوت باشد. اثرات جبهه بعد از جنگ روی خود خواننده ها و ذاکران و مداحان خیلی بوده است گرچه بخش عمده ای از قشرهایی که با جبهه سروکار داشتند، آن زمان را فراموش کرده اند. ولی همین الان که حدود بیست و چند سال از جنگ می گذرد ما به دلیل نوع وظیفه ای که انجام می دهیم دائما با جبهه مانوسیم. ما در سالگردها، یادواره های شهدا، دفاع مقدس و در تشیع شهدایی که از جبهه می آورند، درگیر هستیم و مستقیما با این موارد ارتباط داریم و در خواندن های الانمان هم جبهه اثر گذار است.
 

 

شما سال های طولانی است که در کنار حاج منصور ارضی هستید. شاید تا ایشان در قید حیات هستند نتوانید خیلی از حرف ها را راجع به ایشان بزنید. اما ما دوست داریم مقداری از این گنجینه را برای ما باز کنید.
به دلیل چند خصوصیتی که درحاج منصور وجود دارد و شاید کمتر کسی این خصوصیت را داشته باشد؛ ایشان از سایر مداحان متمایز شده اند یکی از این خصوصیت ها ارتباط نزدیک ایشان با جبهه و شهدا و جانبازان است و خصوصیت دیگر اعتقاد ایشان است. ممکن است عده ای با شهدا و جبهه ارتباط داشته باشند ولی چون اعتقاد قلبی نداشته اند اکنون این موضوع را فراموش کردند و تا اینکه به مسئولیتی رسیدند راه شهید را فراموش کردند و آن تعهد دینی و اخلاقی که به شهدا داده بودند را در پیچ و خم زمانه گم کردند برای همین امام پیامی دادند و فرمودند: نگذارید پیش کسوتان جهاد و شهادت در پیچ و خم های زندگی فراموش شوند. وقتی شهدا را فراموش نکنیم شهدا هم ما را فراموش نمی کنند وحتی جاهایی که  کم بیاوریم و به بن بست برسیم کمکمان می کنند و راه را برایمان باز می کنند. برای اینکه شهدا می دانند ما به آنها معتقدیم و با آنها رابطه داریم و این رابطه دو طرفه است.

از خصوصیات دیگر حاج منصوراین است که ایشان استاد های خوبی داشته است و آدم های متقی خوبی بالای سر ایشان بودند مثل مرحوم آقا سید علی میرهادی که خیلی متدین بود و بنده ایشان را ندیده بودم؛ مرحوم شیخ محمود نجفی که من پسر ایشان را دیده بودم. مسئله ی مهمی که درباره حاج منصور وجود دارد و در نفس حق ایشان اثر گذار بوده ، شب زنده داری و اهل سحربودن این نوکر اهل بیت است. جلسه های کمیلی که حاجی در سید الکریم دارد بیش از چهل سال است که دایر است. نه چهار هفته، نه چهار ماه، نه چهل هفته و نه چهار سال؛ بلکه چهل سال؛ که شب های جمعه و سحر شب جمعه تا نماز صبح جمعه دعای کمیل و مناجات و گریه برقرار است. این موارد خیلی مهم است و در سالم نگه داشتن اثر بالایی می گذارد.

اگر این چند خصوصیت با خواننده ها و مداحان باشد انشاءالله عاقبت بخیری شان تضمین است  از مواردی هم که در من کمتر است و در دیگران بیشتر؛ اخلاص است که ما به مقوله مداحی باید به عنوان یک وظیفه نگاه کنیم، و نه اینکه بگوییم ما هنرمندیم. هنر و هنرمندی تحت الشعاع است، اصل این کار یک وظیفه است همانطور که بندگی وظیفه شماست. مداحی و ذاکری اهل بیت وظیفه ای است که ما باید آن را انجام دهیم این یک واجب کفایی است که یک عده ای این کار را انجام می دهند، از گردن بقیه افراد ساقط است اما اگر کسی انجام نداد همه باید مداحی کنند. اگر به این موضوع به حکم یک وظیفه نگاه کنیم باعث می شود که خیلی از سختی ها برای ما ساده شود، خیلی از مشکلات برای ما حل خواهد شد و توقعات مان پایین می آید. غیر از حکم وظیفه، هرحکمی پیدا کند،  مشکلاتی بوجود می آید لذا یکی از علل موفقیت های حاجی همین است که به مقوله مداحی به حکم وظیفه نگاه می کنند. بساط شب های ماه رمضان در مسجد ارک یک وظیفه است، بساط محرم یک وظیفه است و ما هم انشاالله  در حال انجام همین کار هستیم و همین رویه را پیش می گیریم. شما که در حال گرفتن مصاحبه هستید اگر وظیفه ی خود را انجام داده باشید در حال انجام عبادت هم هستید ولی اگر الان با من و چند روز بعد با فلان ترانه خوان مصاحبه کنید این یک وظیفه برای شما نیست بلکه این کار شغل شماست.

 

 
حاج حسین سازور بیشتر استاد است یا بیشتر شاگرد؟
همیشه شاگرد بوده و است و انشاالله خواهد بود. چون ما در دستگاه اهل بیت اصلا استاد نداریم. دستگاه اهل بیت یک استاد دارد و زیر دست آن استاد همه کار می کنند، یک ارباب دارد و همه هم غلام هستند منتها این غلامان رتبه بندی می شوند غلام جوان داریم و غلام مسن داریم و در آخر هم پیر غلام است. منظور از استاد و ارباب، اهل بیت هستند. از دیدگاه بنده وقتی به کسی استاد اطلاق می شود که آن فرد کاری را تمام کرده است لذا شما از خود حاج منصور و همه افراد مداحی که سن و سال دارند، بپرسید که دارای چه منصبی هستند یک نفر از آنها خود را استاد نمی داند و همه خود را نوکر و غلام اهل بیت(ع) می دانند. در دستگاه امام حسین (ع) استاد به کسی اطلاق می شود که کاری را تمام کرده و فارغ التحصیل رشته ای شده است. اما مداحی فارغ التحصیلی ندارد و هیچ کس نمی تواند ادعا کند که به آخر مداحی رسیده است.
 
 
اصولا شاگردی کردن و یادگیری را برای یک مداح اهل بیت تا چه حد ضروری می دانید؟
پیامبر فرمودند:” اطلبوا العلم من المهد إلى اللحد ” دانش را از تولد تا وقت مرگ  فرا بگیرید. معنای این جمله این نیست که تا وقت مردن چون درس یاد می گیریم پس همه ی درس را یادگرفتیم و همچنین به این معنا  نیست که از وقتی زنده هستیم تا یک مقطعی باید شاگردی کنیم. پیامبر فرمود شما از چشم باز کردن به این دنیا علم فرا بگیرید تا وقتی که می خواهید از این دنیا بروید، تا جایی که ظرفیت دارید علم فرا گیرید. در دستگاه سید الشهدا امتیاز به سنوات نیست بلکه به تقوا است، امتیاز به مطلوب اهل بیت شدن است هر کس بیشتر مطلوب اهل بیت شد دارای امتیاز بیشتری هم است. اگر کسی یک ساله از اخلاص و تقوا و پاکی به اهل بیت نزدیک شده باشد شاید نگاهی که اهل بیت به او دارند به یک فرد پنجاه ساله نداشته باشند
 
 
با توجه به این که این شماره مربوط به رمضان است، در خصوص شکل گیری مراسم نیمه شب مسجد ارک در این ماه بفرمایید. تا زمانی که من یادم می آید حاج حسن سازور پای ثابت این برنامه بوده اند ؟
سابقه مسجد ارک در مناجات های ماه رمضان خیلی سال است. یادم می آید که سال۱۳۶۵ در جنگ بخشی به نام جنگ شهرها باز شد. صدام همه ی شهرها را موشک می زد. در آن سال جلسات نیمه شب حاج منصور در مسجد پاچنار برگزار می شد در خیابان خیام . آن زمان من دو تا مجلس مناجات در تهران دیدم و همه مردم به پابوس امام رضا رفته بودند تا از تیررس موشک ها در امان باشند!! بیشتر مسجدها تعطیل شده بود و در وضع آن سال حتی خیلی ها به طویله های جاده ها پناه برده بودند ولی به مسجد خدا پناه نیاوردند! یعنی به خارج از شهر می رفتند شبی سی هزار تومان طویله اجاره می کردند که در امان باشند اما به مسجد خدا نمی آمدند تا مناجات کنند. فقط دو تا سه سال این جلسات در مسجد پاچنار برگزار شد و بعد از آن به خاطر کمبود جا این جلسات در مسجد ارگ برگزار می شود.
نوعا کسانی که با مناجات انس دارند مشتری این شب ها هستند که این شب ها تاثیر خیلی خوبی دارد و اگر به جنبه عبادت اجتماعی به این موضوع نگاه کنیم یک حسنی برای تهران است جلسات مناجات سحرها چه در ایام ماه رمضان و چه در روزهای دیگه مثل شب های جمعه ، شب عرفه، شب نیمه شعبان، شب عید فطر و…. که سحرهای این مناسبت ها با ارزش و خیلی موثر است واقعا برای شهر ما حسن است. یک وقتی در شهر تهران از سر شب تا اذان صبح شب زنده دار ها؛ کاباره دارها بودند گاهی الوات و اراذل و اوباش در یک شب پنج تا کاباره می رفتند!  امام خمینی این برنامه ها را برگرداند امام مردم را از صف کاباره درآورد و آنها را در صف مردن برای خدا جا داد مردم صف کشیدند که به جبهه بروند. امام شب زنده داری های مردم دوران طاغوت که در کاباره بود را تبدیل به شب زنده داری در مساجد کرد. به خاطر این شب زنده داری ها بسیاری از بلاها و گرفتاری ها از ما دور شده است. جلوه این مراسم در ماه رمضان و مسجد ارک است. این ها همه به حکم وظیفه است. وقتی شما به حکم وظیفه کاری را انجام می دهی کل شهر از آن فیض می برند. ” از یک خروش دعای شب زنده دارها   حاجت روا شوند هزاران هزارها ” چقدر ما باید گرفتار بلاهای دنیایی می شدیم که به واسطه همین مناجان و شب زنده داری ها از آن رهایی یافتیم. البته این ها به ما ارث رسیده است. یادم می آید یکی از رفقایمان که البته سن وسال زیادی هم دارد به نام حاج حسن آقای ناصحی که فکر می کنم الان حدود شصت هفتاد سالشان باشد. پدر ایشان مرحوم حاج مومن، شصت سال شب های جمعه سید الکریم کمیل می خوانده است. شصت سال خیلی زیاد است. این ها را نمی آیند برای مردم، روحانیون و دیگران بزرگ نمایی کنند. ما الان مدام می گوییم مساجد را برایشان برنامه ریزی کنید که از ساعت حدود ۹ الی ۱۰ صبح تا یکی دو ساعت بعد از نماز شب باز باشند. متاسفانه مساجد ما بیست دقیقه ای شده اند! قبل از نماز باز می کنند و بلا فاصله پس از نماز می بندند. حالا اگر کسی بخواهد بیشتر تعقیبات بخواند خادم مسجد او را بیرون می کند. ما شا الله برخی شان آنقدر هم خوش اخلاقند که با پنجاه کیلو عسل هم نمی شود خوردشان!! جالب آنجاست که پیش نمازهای ما هم تحت تاثیر همین خادم ها هستند. البته هستند پیش نمازهایی که قبل از نماز می آیند و برنامه های فرهنگی و مذهبی زیادی هم دارند که متاسفانه تعداد آنها بسیار بسیار کم است. شما در همین تهران ببینید چند تا مسجد برای نماز صبح باز است؟ در چند مسجد پیش نماز آن هنگام نماز ظهر در مسجد است؟
همه مساجد ما باید اهل شب زنده داری باشند. مساجد، سنگر دین ما است امام جماعت مسجد پیش قراول این سنگر است یعنی باید همیشه بیدار باشد. ما مسجدی می خواهیم که سنگر باشد و اگر دشمن حمله کرد ما بتوانیم در سنگر مسجد جوابش را بدهیم چه طور الان هیئت ها سنگر است هیئت ها در صف اول دفع فتنه بودند ولی در مساجد بسته بود و فقط ۲۰دقیقه برای نماز باز بود و بعد از آن در مساجد بسته می شد. تهران از شرق و غرب وسعت پیدا کرد ولی شب زنده داری هایش وسعت پیدا نکرد، چرا در هر منطقه نباید سه- چهار مسجد اسمی و به نام  داشته باشیم که شب زنده دار باشند تا برای ما دفع بلا کنند در اینجا است که باید هر کسی وظیفه خودش را تشخیص دهد الان حاج منصور به وظیفه عمل می کند بعد از جنگ که نوسازی معنوی حزب الله درست شد شب های جمعه دعای کمیل وارد تهران شد که یک بخشی از آن را حاج آقا می خواندند و بقیه را مداحان دیگر تشریف می آوردند و بعد از آن زمان خواندن دعای کمیل همه گیر شد. چند سال است که من به آقایون تذکر دادم که  شب اول ربیع در مساجد را باز کنند و یک پلاکارد بزنند که حلول ماه ربیع را تبریک بگویند و دستور نماز شب اول ماه را بیان کنند. در این زمان حتی خیلی از کسانی که بی نماز هستند هم نماز می خوانند آنهایی هم که اهل مسجد نیستند می دانند که وقتی گرفتار شدند باید کجا بروند. روحانی مسجد باید در چنین شبی به خاطر خدا  در مسجد باشد تا مردم مراجعه کنند و سوالاتشان را بپرسند که همین باعث جذب بیشتر مردم به مساجد می شود. چه طور وقتی در هیئت ها یک خط شعر غلط خوانده می شود همه موضع می گیرند ولی کسی برای این کارها موضع نمی گیرد! کسی بیلان کار از مساجد نمی خواهد ولی من به شما بیلان کار می دهم مرکز امور مساجد بودجه دارند اما چند تا از امامان جماعت ما در مسجد خودشان وضو می گیرند؟ خیلی از مساجد ما سرویس بهداشتی تمیز ندارند.
ما با مسجد بیگانه نیستیم بلکه خود ما در همین مساجد تربیت شدیم. اگر کار با وظیفه انجام شود خیلی از مشکلات حل خواهد شد  الان که نزدیک ماه رمضان است شما در همین نشریه با خط درشت اعلام کنید که: آقایون امام جماعت بزرگوار که در دلسوزی شما برای اسلام هیچ شکی نیست، بیایید در ماه مبارک رمضان  برای این که جلوی فتنه فرهنگی دشمنان را بگیرید به مساجد بروید سفره افطار پهن کنید. یک آمار ساده می دهم که اگر در هر مسجدی یک سفره پهن کنند و دویست نفر پای سفره بنشینند در طول ماه مبارک رمضان مبلغ ناچیزی می شود.  آیا امام جماعت یک مسجد نمی تواند در یک ماه چند میلیون جمع کند؟ این کار باعث دفع بی دینی و بلا می شود.این لقمه حلال است که وارد زندگی مردم می شود و لقمه حرام فرار می کند باید این کار به عنوان وظیفه انجام شود. اگر دوهزار روحانی قدر و عامل به وظیفه، فقط در مساجد تهران این کار را انجام دهند تاثیر زیادی در جامعه می گذارد. هر مسجد به حدود ۲۰۰ نفر در طول سی شب ماه رمضان افطار بدهد چیزی در حدود ۶۰۰۰ نفر در هر مسجد از لقمه حلال بهره می برند. چند تا مسجد در تهران داریم؟ دو هزارتا؟ یعنی در کل ماه رمضان می توان گفت دوازده میلیون نفر افطاری در مساجد می خورند.
 
شما چند تا فرزند دارید؟
دو تا فرزند دارم.
 
 پسر هم دارید؟
بله
 
 مداحی هم می کند؟
 نه به آن شکل، جسته گریخته یک چیزهایی می خواند.
 
 بهترین و مهم ترین توصیه ایی که به پسرتان می کنید چیست؟
 این است که خودش را خرج دین کند. خرج دین شدن فقط در مداحی نیست الان دانشمندان هسته ای ما دارند خرج دین می شوند و  دارند هزینه
 
پرداخت می کنند. خواننده ها، بزرگان، گوینده ها، مستمعین همه باید خرج دین خدا شوند.
 
 لطفا اولین لغت یا جمله ای را که پس از شنیدن این
کلمات به ذهنتان می رسد بفرمائید.
علم: نشانه دین
حاج محمود کریمی: رفیق خوبم
روضه: همه زندگی ما
پنجره فولاد: استارت روضه امام رضا
منبر: عروج روضه خوان
حاج منصور ارضی: عشق
آقا: نوکرشیم
هروله: بهترین آهنگ
کربلا: قبله حقیقی
سعید حدادیان : نوکری که خوب کارش را انجام می دهد
هیئت رزمندگان: ما راهم دعا کنند.
سید حسن نصرالله: یک مرد جنگی بهتر ازصدهزار
موج الحسین: محل تجمع همه موجی های امام حسین
نشریه هیئت: تا به حال ندیدم
 
 کلام آخر و حرف دل.
ان شااله که خدا عاقبت هایمان را به خیر کند و ما را در این مسیر ثابت قدم نگه دارد خدا همه زندگی ما را هزینه امام حسین قرار دهد و خدا به شما خیر دهد.