مصاحبه با حاج آقا ماندگاری

با سلام و عرض تسلیت محضر مبارک حضرت ولی عصر (عج) به مناسبت شهادت جانسوز جد غریب شان حضرت جواد الائمه (ع) و همچنین عرض سلام خدمت تمامی کابران گرامی.پایگاه فرهنگی این بار خیمه دل سوختگان به سراغ یک چهره ماندگار و معروف کشور رفته است.مصاحبه حضوری خبرنگار خیمه دل سوختگان با حجه السلام والمسلیمن محمد مهدی ماندگاری که در تاریخ ۹۱/۰۷/۰۴ در مراسم بزرگداشت شهید هاشمی نژاد در شهرستان بهشهر انجام شده است و ایشان حدود ۲۵ دقیقه از وقت شریفشان را به ما اختصاص داده اند. سوالات با همکاری سه تن از طلبه و ذاکران اهل البیت (ع) و همچنین و از دوستان نزدیک خیمه دل سوختگان آقایان حاج محمود بذری و کربلایی صابر رمضانی و برادر احمد وفازاده طرح گردیده است.و همچنین از ذاکر اهل البیت (ع) حاج مجتبی رمضانی به دلیل هماهنگی با استاد ماندگاری و برادر میلاد صلاحی از همکاران ما در خیمه دل سوختگان که زحمت ویرایش سوالات را برعهده گرفته اند. هم تشکر بعمل می آید.

 

لینک کامل مصاحبه با حجه السلام والمسلمین ماندگاری به صورت صوتی

لینک کامل  گالری تصاویر مصاحبه با حجه السلام والمسلمین ماندگاری به صورت (zip)

 

خیمه دل سوختگان: بسم الله الرحمن الرحیم.درابتدا مختصری از خودتان و نحوه ی  ورودتان به حوزه ی علمیه و اساتیدی که از آن ها کسب فیض نموده اید را بفرمایید.
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم.محمدمهدی ماندگاری هستم از اهالی مشهد.غیر رسمی از قبل از انقلاب در حوزه بودم ولی به طور رسمی در حوزه ی علمیه قم از سال۱۳۶۱ هستم.و خوب همه ی دروس را تقریباً در قم ازابتدا تا الآن بودم.دروس خارجه و فقه و اصول هم  هم محضر آیات عظام آیة الله وحید خراسانی؛آیة الله شیخ جواد تبریزی (ره)؛آیة الله فاضل؛وبزرگان دیگر.

خیمه دل سوختگان: به نظر شما چگونه می توان اهل بیت را برای جوانان قابل دسترسی نشان داد؟
پاسخ: ظاهراً خدا دو تعبیر در قرآن دوبار فرموده که پیغمبر این طور بفرماید به مردم : قل انما انابشرمثلکم یوحی علیکم.اگر ما منبری ها و مبلغین؛هم خودمان این طور بفهمیم و هم به مردم بفهمانیم که این ها بشری بودند مثل ما فقط فرقشان این بود که (پیامبران الهی البته و اهل بیت هم در ادامه ی راه آن ها) تنظیم زندگیشان براساس آیین نامه ی الهی که از قاعده و از کانال وحی نازل می شده.خیلی در تعابیر پیامبراکرم و اهل بیت هم هست این معنا که اگر مردم هم زندگیشان را بر اساس آیین نامه ی الهی که از طریق وحی به پیامبران وامامان رسیده تنظیم کنند.قطعاً شبیه ترین خواهند بود به اهل بیت عصمت و طهارت؛شاهد مثال زنده و واضحش علماء و شهدا.یکی از این شهدا (همه شان نازنیند)یکی از این شهدا که گل سرسبد است و خیلی نازنین است و در
منطقه ی شما زندگی می کردند شهید (شهید جوان مرد به تعبیر حضرت امام (ره) ) آیة الله سید عبدالکریم هاشمی نژادند.

http://dl.delsukhtehgan.ir/s-mandegari/0002.jpg

خیمه دل سوختگان: اگر از حضورتان سؤال کنند یک نکته اخلاقی برای مداحان و شاعران اهل بیت بیان نمایید در پاسخ چه جوابی می دهید؟
پاسخ: آن قدری که می فهمم برای سخنرانان و مداحان می گویم که سعی کنند نوکر آبرو دار باشند آبرو بر نباشند.

 

خیمه دل سوختگان: در جامعه ی امروز که علم و صنعت و تکنولوژی پیشرفت چشمگیری دارد وظیفه ی روحانیون و طلبه های جوان را در این عرصه چه می دانید؟
پاسخ: هرچه علم پیشرفت می کند مردم به اسباب ظاهری در این عالم بیشتر دست پیدا می کنند.اما اگر در کنار اسباب ظاهری باور کردند یک اسباب باطنی هم تو این عالم هست والبلد الطیب یخرج نباته باذنه ربه.ما ها از طریق پیشرفت تکنولوژی و علم و صنعت به اسباب ظاهری پی می بریم.اسباب ظاهری در اقتصاد؛در سیاست؛در مدیریت؛در هنر؛در تبلیغ؛در ارتباط ؛در ازدواج در همه ی امور زندگی مان.اما غافل از این که این اسباب ظاهری مربوط به لایه ی ظاهری ادم است.یک لایه ی باطنی هم هست که اگر ایمان به آن لایه ی باطنی داشته باشیم که تعبیر قرآن اینست:الذین یؤمنون باالغیب.آن ها هم یک اسبابی دارد و جالبی آن اینست که (تعبیر عامیانه من اینست که) سوئیچ هر دو اسباب دست خداست.لذا خدا به پیغمبر اولین کلید و جمله ای که یاد داد سوئیچ بود فرمود : اقرأ بسم ربک الذی خلق.هر جا می خواهی کار کنی کار کن فقط با سیستم بسم رب کار کن.امروز اگر من احساس کردم در علم اقتصاد؛درعلم مدیریت؛در علم سیاست؛در علوم مختلف به همه ی فرمول ها دست پیدا کردم.و خودم رو بی نیاز از خدا دیدم طغیان من است.کَلاّ اِنَّ الانسان لَیَطغی اَن رَآهُ ستغنی.قشنگی آن اینست که بشر در این پیشرفت علم و تکنولوژی خودش را روز به روز محتاج تر به خدا بداند نه بی نیاز از خدا.شاید معنای این آیه این باشد یا ایهاالذین آمَنو آمِنو ای کسانی که ایمان آوردید هرچه  که در روند زندگی و علم پیشرفت می کنید بیایید ایمانتان را به خدا پیشرفت کنید یعنی زیاد کنید.من هم خیلی ساده بیان می کنم چون علم ماهیتش کشف ارتباط بین پدیده های عالم است نه خلق ارتباط امروز می فهمند این خربزه برای یک مریضی خیلی خوب است.دکتر این ارتباط بین خربزه با یک مریضی را کشف کرد ؛ انار را با یک درمان کشف کرد.خوب کسی که کشف کرده باید بگوید خالق این ارتباط  چه کسی بود؟خدا.پس هرچه کشف بیشتر رؤیت خدا باید بیشتر باشد.ولی متأسفانه این اتفاق نمی افتد.اگر یک اتفاق بیافتد که هرچه علم بشر تکنولوژی؛صنعت؛ابعاد مختلف زندگی بشر پیشرفت می کند.خدا را در آن ببیند خیلی وضع بشر بهتر خواهد بود.حالا چه در علوم تجربی؛چه در علوم مهندسی؛چه حتی در علوم انسانی.من مبلغ یک علمی را باید دنبال کنم به نام علم ارتباطات؛علم مخاطب شناسی؛فنون مخاطب شناسی را روی منبر یاد بگیرم چه طوری بتوانم مخاطب را پای منبرم ساکت کنم.اما اگر غافل از این باشم که این قصه خدایی است همه ی اسباب را هم یاد گرفتید باید با خدا رفیق باشید.مداح همین جور؛هیئتی همین جور.اگر هیئت بفهمد همه ی فنون هیئت داری را یاد گرفته و بی نیاز از خداست شروع بدبختی اش است.

 

http://dl.delsukhtehgan.ir/s-mandegari/0003.jpg

خیمه دل سوختگان: به تکنولوژی های جدید مثل اینترنت؛ماهواره و فیس بوک هم آشنایی دارید؟اگر دارید نظرتان را در مورد فیس بوک هم بفرمایید.
پاسخ: تکنولوژی امروز یک ابزار است ابزار هیچ گناهی نکرده نوع استفاده از آن ابزار نیت استفاده از آن ابزار کسی که دارد از آن ابزار استفاده می کند این ها مهمند  و الا عرضم به خدمتتان یک روز به همین تلویزیون می گفتند که (خدا رحمت کند مرحوم کافی به آنتن تلویزیون می گفت: علم یزید) در زمان طاغوت هرکس در خانه اش تلویزیون و حتی رادیو داشت می گفتند این ها کافرند.اما الآن نه اتفاقاً می بینم تلویزیون یک وسیله ی ارتباطی ست؛اینترنت یک وسیله ی ارتباطی ست که الآن ما اینجا نشستیم آن سر دنیا هم به صورت مستقیم و غیر مستقیم می توانند حرف های ما را بشنوند.آن ها ابتذال پخش می کنند ما بیاییم نورانیت قرآن و عترت را پخش کنیم.ابزار در خدمت هر دوست.فیس بوک هم همین طوری ست.مگر ما در تبلیغ نمی گوییم. تبلیغ چهره به چهره ، خوب فیس بوک هم یکی از راه های چهره به چهره است (چت کردن) اما یکی می‌آید چت می کند برای مقاصد شیطانی ؛ یکی چت می کند برای مقاصد الهی.ابزار گناهی نکرده.لذا ما اعتقادمان اینست که وقتی خدا در غدیر خم این آیه را فرمود به پیغمبر و به مردم که : الیوم اکملت لکم دینکم؛و اتممت علیکم نعمتی.واتممت علیکم نعمتی را این طوری معنا می کنم.در این اتاقی که الآن من و شما نشسته ایم خیلی نعمت هاست یکی از این نعمت ها این نور است.این نور با بقیه فرق دارد این هم خودش نعمت است هم روشن کننده ی نعمت های دیگر است که این اگر نباشد هرچه امکانات در این اتاق بیشتر باشد امکان زمین خوردن ما بیشتر است.نعمت ولایت و امامت نور است.امام باقر(ع) فرمودند : الامام النورالساطع.اگر در غدیر خم بعد از رحلت پیغمبر مسیر به انحراف نمی رفت و ولایت در مسیر خودش مورد استفاده ی مردم قرار می گرفت هرچه امکانات بشر بیشتر می شد آن هم نور بود امکانات را می دانستند کجا استفاده کنند.امروز چون همه از نور ولایت بهره نمی برند در جهان هستی هرچه امکانات بیشتر می شود مشکلات بشر هم بیشتر می شود.اصل ماهواره را هم که ما روی منبر می گوییم بد است به این دلیل که استفاده ی بد از آن بیشتر است و الا آنتن که گناهی نکرده است وسیله ی ارتباطی گناهی نکرده است.

خیمه دل سوختگان: به نظر شما مهم ترین چالش جامعه ی امروز ما چیست؟ رابطه ی دختر و پسر ؛حجاب؛موسیقی و چیزهایی که خودتان می دانید.
پاسخ: ما هرچه می خواهیم سخنرانی در مجلس شهید هاشمی نژاد کنیم شما همین جا از بگیرید(با خنده).مهم ترین چالش زندگی بشر سه چالش است به صورت پله ای.اولین چالش زندگی بشر به اعتقاد بنده اینست که خدا یک عینکی برای بشر به عنوان قاعده ی لطف خلق کرد به نام عینک دین.گفت بیایید با این عینک دین؛با چراغ دین؛با دوربین دین؛باتلسکوپ دین (هرچه اسمش را می خواهید بذارید)بیایید با این عینک دین همه ی عالم را ببینید.اسمش را می گذاریم معرفت دینی.
می خواهید راجع به میوه فکر کنید که چیست؟ ببینید دین راجع به این میوه چه می گوید.راجع به ابزار ببینید دین چه می گوید؛راجع به پدر؛مادر؛همسر؛خوراک؛پوشاک بالاترین چالش بشر اینست که معرفتش غیر دینی ست. وقتی معرفت غیر دینی ست رعایتش هم غیر دینی ست.مرحله دوم وقتی معرفت و رعایت غیر دینی ست (الآن مردم معرفت دارند اما معرفت غیر دینی دارند بیشتر) علم هم عرض کردم خیلی زور بزند ظاهر را می فهمد.مردم معرفت عرفی دارند معرفت تجربی دارند معرفت دینی ندارند.ولایت؛علما؛فقاهت چراغی ست برای معرفت دینی.برای همین اینقدر ارزش دارد .الآن مردم در زندگیشان رعایت می کنند.رعایت پزشکی می کنند؛رعایت راهنمایی رانندگی می کنند؛رعایت قوانین نظامی آموزشی می کنند ولی رعایت قوانین الهی نمی کنند.یعنی چون معرفت دینی ندارند رعایت دینی هم ندارند.مردم در زندگیشان مجاهدت زیاد دارند.ببخشید دوست پسره برای رسیدن به دوست دخترش کلی مجاهدت می کند مجاهدت هایشان دینی نیست شهید هم مجاهدت کرد پس مهم ترین چالش سه چالش است.

یکی چالش معرفت دینی(به عنوان الویت اول)؛

رعایت دینی؛

مجاهدت دینی.

 

http://dl.delsukhtehgan.ir/s-mandegari/0004.jpg

 

خیمه دل سوختگان: اگر به دوران جوانی بازمی گشتید؛ دوست داشتید چه فعالیت جدیدی را انجام بدهید؟
پاسخ: این یکی از سؤالاتی ست که در روایات اهل بیت هم هست که اگر می خواهید ببینید کسی زندگی اش را درست انتخاب کرده یا نه از او بپرسید اگر برگشتی بیست سال قبل سی سال قبل به دوران جوانی کدام راه را انتخاب می کردی؟
من اگر برگردم به دوران بیست سالگی ام همین مسیری را که آمدم دوباره می آمدم.ولی ان شاءالله با تلاش بیشتر با سعی بیشتر.خدا را شاکرم که در مسیر طلبگی قرار دارم.از استاد موسیقی همین سؤال را کردیم با واسطه؛گفت اگر برگردم به دوران جوانی این مسیر را انتخاب نمی کنم استاد دانشگاه علوم پزشکی ؛علوم مهندسی؛علوم روانشناسی؛علوم انسانی نمی گویم همه.چندتایی را از آن ها سؤال کردیم.اکثرشان گفتند اگر برگردیم مسیر را انتخاب نمی کنیم.نه این که آن ها بدند؛چون بودند بچه هایی که در دوران دبیرستان با هم همکلاس بودیم.هرکسی یک رشته ای رفت؛ آن ها گفتند ما احساس می کنیم که از مسیر جوانی و دوران عمرمان بیشتر از این ها هم می شد استفاده کنیم.

خیمه دل سوختگان: آیا یک مبلغ و خطیب باید یک فرد سیاسی هم باشد یا فقط در مورد مسائل عقیدتی باید صحبت کند؟
پاسخ: اگر  سیاست را به تعبیر امام آن نامه ای که امینی به امام نوشت گفت:شما علما از سیاست بروید کنار چون سیاست پدر سوخته بازیست.اگر سیاست را ماکیاولی معنا کنیم؛اگر پدر سوخته بازی و کلک و عرضم به خدمتتان که رسیدن به قدرت به هر قیمتی معنا کنیم.هیچ روحانی اجازه ندارد به سیاست وارد بشود.اما اگر سیاست را آن طور امام هادی سلام الله علیه در زیارت جامعه کبیره معنا کردند و ساست العباد سیاست یعنی زعامت؛یعنی رهبری؛یعنی مدیریت دینی؛هر روحانی اگر وارد سیاست نشود روحانی بودنش ناقص است.
خیمه دل سوختگان: شما در اکثر منبرهایتان فرمودید که در تمامی منبرها از شهدا یاد می کنم.علت این کار چیست؟
پاسخ: یکی که ما کم آوردیم.از آن ها  کمک می خواهیم.یکی این که می خواهیم به مردم بگوییم که ببینید نگویید دین مربوط به ۱۴۰۰ سال پیش است دین مال خداست زمان و مکان هم در آن معنا ندارد این شهدا ثابت کردند در این عصر پست مدرنیسم هم می شود با دین زندگی کرد اصلا بهترین مدل زندگی با دینست.در قرن بیست و یکم می شود از قرن بیست و یکم یار کربلایی امام حسین(ع) شد.یار بدر و احد رسول الله شد؛یار جمل و صفین امیرالمؤمنین(ع) شد.برای این که می خواهیم به جوان ها ثابت کنیم شهدا اثبات کردند در این زمان بین همه ی این مظاهر فساد می شود یار دین شد می شود در خدمت دین بود می شود با دین زندگی کرد اصلاً بهترین اش اینست؛جاودانه ترین اش اینست.و نکته ی دیگری هم که می خواهم به جوان ها  بگویم که ان شاءالله شهدا پروژه ی قابل تکرارند.امروز سلول های بنیادین را شناسایی کردند گوسفند را بازسازی می کنند؛موجودات مختلف را بازسازی می کنند هم ما می گوییم شهدا هم می شوند سلول های بنیادین فرهنگ جهاد و شهادت را شناسایی کرد به جوان امروز بگوییم تو هم می توانی طوری زندگی کنی که قطعا مثل شهدا باشی.

 

http://dl.delsukhtehgan.ir/s-mandegari/0005.JPG

 

خیمه دل سوختگان: رشته ی دانشگاهی شما علوم سیاسی است وضعیت کشور را در حال حاضر چگونه توصیف می کنید؟
پاسخ: عرضم به محضرتان که وضعیت فعلی مملکت به نظر بنده(ما یک انقلابی کردیم به تعبیر امام به تعبیر حضرت آقا انقلابی که شاید بعد از حادثه بعثت پیامبراکرم (ص) و بعد از حادثه ی غدیر و عاشورا در تاریخ کم نظیر بوده. و در راستای بعثت و غدیر و عاشورا بوده و مقدمه ی ظهور است انشاءلله به حول قوه ی الهی.مردم ما زیباترین مردم بودند بهترین مجاهدت را کردند علامتش هم اینست که بعد از وجود نازنین پیامبر اکرم صلوات الله و سلامه علیه مردم زمان پیغمبر نتواستند از جانشین پیامبر (ص) یا دختر پیامبر (ص) دفاع کنند ؛ ولی مردم زمان ما ۳۴ سال است از جانشین امام زمان (عج) دفاع کردند نگذاشتند خم به ابروش بیاید.پس مردم پیام انقلاب را که همان پیام دین است؛پیام بعثت است خوب گرفتند.دشمن هم خوب فهمیده است که این مسیر انقلاب به کجا می رود به کجا وصل است پشتوانه اش بعث و غدیر و عاشورا است.آرمان آن هم جامعه ی جهانی ظهور امام زمان سلام الله علیه است و انصافاً مردم پرتلاش؛حتی می خواهم بگویم عوام (کلمه ی عوام جالب نیست)عموم مردم از خواص قشنگ تر هم بودند.پشت سر ولایت فهمیدند راه چیست پرتلاش پر انرژی و پر امید دارند می انجامند.بله نقص هایی هم هست؛مشکلاتی هم هست؛نابه سامانی هایی هم هست؛سوء مدیریت هایی هم هست؛کسری هایی هم هست؛دشمنی هایی هم هست؛نادانی هایی هم هست.این طبیعیه هر انقلاب است.می شد مشکلات کم تر هم باشد.قطعاً می شد.به شرطی که (من بارها هم گفتم)هدف انقلاب این بود که تعاونی بر و تقوا به طور صحیح راه بیافتد:تعاونوا علی البر و التقوا.خوب دوران جنگ خیلی رونقش بیشتر بود چون این تعاونی بهتر داشت کار می کرد بعد از آن کمی مردم رفتند سراغ رفاه و کِیف و لذت و صفا و … دشمن هم تلاش کرد مشکلات را بیشتر کرد. در مجموع ما حرکت انقلاب را رو به جلو می بینیم.پر نشاط می بینیم امیدوار کننده می دانیم نشانه اش بیداری اسلامی است که از این حرکت نشأت گرفته نشانه اش این است که آمریکا و دشمنان دارند عملیات انتحاری انجام می دهند.انتحاری وقتی ست که این طرف مقابل خودشان به اوج قدرت رسیده است و الا این ها این قد را می فهمند جسارت به ساحت مقدس پیغمبر (ص) خیلی برایشان گران تمام می شود ولی دارند انجام می دهند.تهدید به زدن مثلاً پایگاه هسته ای ما این را می فهمند عملیات انتحاریست ولی احتمال دارد انجام بدهند.این از قدرت طرف مقابل انقلاب رو به رو جلوست مردم با نشاط پرانرژی هم مسئولین هم مردم دارند کار می کنند طبیعتاً مشکلاتی هم هست و مشکلات (بارها هم گفتم) می توانست کمتر از این ها باشد.اما این که خدای نکرده کسی بیاد مردم را نا امید کند یأس در دل مردم قرار بدهد عرضم به خدمتتان مدام نگاهش به عقب باشد  مشکلات را برای مردم بگوید مردم را اذیت کند این نه خدا راضیست نه شهدا راضی اند نه اولیاء خدا نه ولایت؛هیچ کس نه امام زمان سلام الله علیه.
بله به اعتقاد بنده مردم همه باید دست به دست هم بدهند آن تعاونی بر و تقوا با لوازمش اگر درست محقق بشود که محور اصلی اش دین و ولایت است قطعاً مشکلات کم تر خواهد بود امیدواریم مردم همان طوری که در دوران جنگ صبر کردند تحمل کردند استقامت کردند به وعده های الهی امیدوار بودند الآن هم همان جوری باشند تا بتوانیم ان شاءالله به آن زیبایی هایی که خدا وعده داده ان شاءالله دست پیدا کنیم.

 

به عنوان آخرین سؤال…

خیمه دل سوختگان: معمولاً منبرها  با خاطرات تلخ و شیرین هم همراه هست سؤال آخر ما هم در این رابطه است اگر خاطره ی تلخ یا شیرینی از منبر دارید بیان کنید و در آخر هم دعا بفرمایید.
پاسخ: من اسمش را خاطره ی تلخ نمی گذارم خاطره ی سخت هست کسی که در مسیر تبلیغ اهل بیت قرار می گیرد طبیعتاً به (حالا محضر حاج آقا هم هستیم) طلبه ای آمد به استادش گفت آقا به ما فحش دادند به ما سنگ زدند متلک گفتند استاد ایشون گفتند به سرتون خاکستر ریختند؟ گفت نه؛شکنبه ی گاو و گوسفند ریختند؟گفت نه ؛ گفت رو سر پیغمبر ریختند هنوز به شما نرسیده.
سخت هست تبلیغ دین قطعاً سخت است ولی تلخ نیست اگر آدم نگاهش نگاه این باشد که عرضم به خدمتتان بداند دارد چه کار می کند. با چه کسی دارد معامله می کند؟ در چه مسیری دارد حرکت می کند؟جلو دار های ما چه کسانی بودند؟انبیاء عظام الهی بودند؛اولیای خدا بودند؛علما بودند؛صالحان بودند؛شهدا بودند ما که کیف مان کوکِ کوک است زمان انقلاب است مردم ما را تحویل می گیرند با هواپیما و ماشین می رویم بله طبیعی هست اقتضای سفر ها سخت است.ولی آن روزهایی که (حاج آقا بیشتر از ما خبر دارند) شهید هاشمی نژاد همرزم هایشان با چه سختی هایی از این شهر به آن شهر می رفتند با لباس مبدل؛با قیافه های آنچنانی؛کتک می خوردند؛شکنجه می شدند؛زندان می رفتند برای یک منبر آن ها تازه نمی گویند خاطرات تلخ بود می گویند شیرین بود سخت بود چون مجاهدت بود؛مجاهدت تلاش زیاد می خواهد به اعتقاد بنده مبلغ نباید اسم خاطرات سختش را تلخ بگذارد چون ان مع العسر یسرا

دعا و کلام پایانی: خداوند ان شاءالله همه ی مارا مبلغ واقعی دین قرار بدهد من یک توصیه ای که به همه ی مبلغین به همه ی مداحان می کتم می گویم سه چیز آفته مبلغ و مداح است:

یک خدای نکرده نگاه مادی داشتن نگاه مادی معنایش اینست که یک اربابی داریم مردم این به مسائل مادی زندگی ما بی توجه است کوتاهی او را شما بیایید جبران کنید این بزرگترین جسارت به ساحت مقدس ابی عبدالله(ع) است .

دوم اتصالش به خدا ضعیف باشد.این برق اگر اتصالش به ژنراتورش ضعیف باشد مدام پِت پِت می کند(اصطلاح مشهدی) آخوند و مداحی که اتصالش به خدا و اهل بیت و معنویات ضعیف باشد پِت پِت می کند مشهدی گفتم!

سوم این که خدای نکرده فکر کند کار مداحی و منبری یک کار غیر تخصصی است من اعتقاد دارم کار منبری و مداحی کار تخصصی است یعنی هم علم می خواهد؛هم تمرین می خواهد؛هم تزئین می خواهد؛هم توفیق می خواهد خداوند ان شاءالله عنایت کند.

 

 

تاریخ مصاحبه: روز چهارشنبه ۹۱/۷/۰۴