مصاحبه با حاج آقا انجوی نژاد

با سلام خدمت کاربران عزیز.این بار خیمه دل سوختگان سراغ یک چهره کاملا آشنا در کشور رفته است.چون هرکس با نام کانون رهپویان وصال شیراز و جامعه ایمانی مشعر آشنا باشدزحمتهای بی وقفه و بی دریغ این بزرگوار را از درون آن می یابد.مصاحبه تلفنی خبرنگار خیمه دل سوختگان با حجه السلام والمسلیمن سید محمد انجوی نژاد که در تاریخ ۹۱/۰۵/۰۸ انجام داده شد و ایشان حدود ۳۰ دقیقه از وقت شریفشان را به ما اختصاص داده اند. سوالات با همکاری دو تن از ذاکران اهل البیت (ع) و از دوستان نزدیک خیمه دل سوختگان آقایان حاج مجتبی رمضانی و حاج ابوالفضل بینائیان طرح نموده شده است.و همچنین از برادر میلاد صلاحی از همکاران ما در خیمه دل سوختگان که زحمت ویرایش سوالات را برعهده گرفته اند. هم تشکر بعمل می آید.

 

خیمه دل سوختگان: استاد ورود شما به حوزه علمیه جریان خاصی دارد؟

پاسخ آقای انجوی نژاد : دلیل اصلی اش اینست که رشته ی اصلی پدر بنده است.رشته های حوزوی و به اصطلاح  فقه و حقوق و … بود و از همان بچگی با ما کار می کردند که علاقه مند شدم وهمزمانبا دبیرستان ودانشگاه و … حوزه را هم پیگیری کردم.

 

خیمه دل سوختگان: شما دقاق از چه زمانی منبر را تجریه کرده اید؟

پاسخ آقای انجوی نژاد : سال ۷۶

 

خیمه دل سوختگان: بعضی معتقدا که طلبه باید از همان سالهای اول و دوم وارد عرصه تبلیغ شود،شما با این موضوع موافقید؟

پاسخ آقای انجوی نژاد : خیر ، وارد عرصه ی تبلیغ شدن به عنوان آشنایی با فضا و منبر و ….بله، ولی اگر به عنوان این که بخواهد منبر برود و … خیر.حداقل باید مقداری اصول خوانده باشد و بعد از آن به بعد می تواندجلو برود.

 

خیمه دل سوختگان: چه عاملی باعث گردید که حضرتعالی خود را وقف نمایید که در شهرستانها بروید و مستمعین را سیرآب از منابع علمی و مذهبی خود کنید؟

پاسخ آقای انجوی نژاد : منابع علمی و حالا شخصی من زیاد نبوده ولی همین چیزی که بلد بودیم حالا خواستیم این دلیل اصلی اش اینست که امسال در شهرستان ها کمتر استقبال می کنند و اهل منبر بیشتر متمرکز در شهرهای بزرگ هستند مثل تهران و قم و مشهد و … معمولاً اصلاً این چند شهر را نمی روم و سعی می کنم نقاطی که ازین بابت محروم تر هستند بروم .

 

خیمه دل سوختگان: خیلی از اهالی منبر به سخنانی وزین و علمی،عده ای به منبر سیاسی و بعضی به قصه گویی و داستان پردازی معروفند.یک منبری باید چه چیزهایی را در روی منبر بیان نماید؟

پاسخ آقای انجوی نژاد : عرض به حضور شما اصلش اینست که باید نیاز،نیاز سنجی کنیم یعنی مخاطب داریم تا مخاطب،یعنی همه ی این ها به هرحال عرصه هایی هاست که لازم است انسان در آن کار کند.ولی برای این که به اصطلاح ببینیم که مستمع ما چه می خواهد در فکر نیاز مستمعین به نظر می رسه که این جوری باید کار کنیم،بعضی وقت ها منبری ها حرف هایی را می زنند که مستمع برایش مبتلا به نیست و رو به روی ما ننشسته و این جا وقتش تلف می شود و از طرفی هم آن کسانی که آمدند آن چیزی که به دردشان می خورد گوش بدهند.ما باید حرف برای گفتن داشته باشیم اما اول باید نیاز سنجی کنیم چه می خواهیم ولذا آن طوری که امام صادق (ع) فرمودند: اندازه ی عقول مردم صحبت کنید جوری باشد که با عقل مردم آن هایی که مخاطب ما هستند جور دربیاید و خلاصه ظرفیتشان به اندازه ی سطح منبر  باشد.

 

خیمه دل سوختگان: اگر یک مبلغ خدا ترس نباشد چه اتفاقی می افتد؟

 پاسخ آقای انجوی نژاد : این جا دیگر بحث،بحث نقد و اصلاح است .  یعنی می گوییم مثلاًً مبلّغ فیزیک باشد،شیمی باشد می تواند خداترس نباشد زیاد آفت نداشته باشد ولی اصلاً مبلغ جزو اولین چیزها و شرایطی که باید ذاتاً داشته باشد این است که باید یک مقداری بحث تقوا و خدا ترسی و … سرجایش باشد.اگر نباشد دو حالت دارد حالت اول این که وقتی ما به بحث های مذهبی و منبر ورود پیدا کنیم یک اثر وضعی دارد برای مردم و یک اثر وعظی.اگر (مبلّغ) خوب صحبت کند اثر وعظی خود را می گذارد ولی اثر وضعی آن را ندارد. یعنی بر ضمیر خودآگاه مستمعین اش ممکن است که اثر بگذارد ولی بر ضمیر ناخودآگاه آن ها خیر. چون نفس لازم را ندارد لذا بعضی وقت هامطلبی را دو مبلّغ می گویند یکی درصد تقوایش بالاتر و یکی پایین تر می باشد. اثر وعظی هر دو یکسان می شود،اثر وضعی که به اصطلاح تاثیر بر نفس مستمع اثر می گذارد از بین می رود و یا کم و زیاد می شود.

 

خیمه دل سوختگان: آیا شما در منبر برای خود سبک خاصی دارید؟

 پاسخ آقای انجوی نژاد :سخنرانی به خودی خود سبک خاصی برای صاحب منبر می شود.ولی این طوری که من صحبت می کنم متعلق به خودم است و هرکس (سبک سخنرانی اش) به خودی خود وارد سبکی می شود.حتی کسانی که کاملا تقلید می کنند باز هم درصد زیادی از سبک متعلق به خودشان می باشد.طبیعتاً هرکس صحبت کند سبکی هم برای خود دارد.

 

خیمه دل سوختگان:  ویژگی های یک منبری تمام عیار چیست؟

 پاسخ آقای انجوی نژاد : این خیلی مفصل است و شاید یک کتاب باشد. ولی به طور خلاصه به این صورت میباشد: یکی مباحث نفسانی است و به هر حال (منبری) سعی کند روی خودش کار کرده باشد و آنچه را که می گوید خودش هم عمل کند.حالا اگر یک بحثی هست که بحث بزرگی را مطرح می کند حداقل در مسیر عمل به آن باشد که اگرآخر خط نرفته حداقل خودش شروع کرده باشد.استعداد ذاتی صحبت کردن داشته باشد.فن بیان خوبی داشته باشد.مباحث فنی سخنرانی و کلام را خوب بلد باشد.با مباحث منطقی آشنا باشد.اصول را خیلی خوب و عقلی و فهمی درک کرده باشد چون خیلی در نتیجه گیری ها و بحث ها و استدلال های منبر لازم است.- مطالعات کافی داشته باشد.از قرآن و اهل بیت حتما و حتما استفاده ی کامل کند.و همه ی مباحث خود را بر مبنای خط قرمز قرآن و ولایت تنظیم کند. و یک سری مباحث هم هست که مباحث رفتاری است که باید آن ها را داشته باشد.

 

خیمه دل سوختگان: شما برای یک منبر مطالعه و برنامه ریزی را نظام مند و موثر می دانید؟

پاسخ آقای انجوی نژاد : مطالعه اگر یک روزهم قطع بشود شما یک درصدی تو منبر مشکل پیدا می کنید.یعنی مطالعه باید دائمی باشد. یک سری از آقایان به لحاظ این که دائم متنوع منبر می روند به اصطلاح در جاهای متنوع هم طبیعتاً می شود از مطالب قبلی استفاده کنند کم کم از مطالعه فاصله می گیرند.ولی اگر طوری باشد که مکان ثابتی داشته باشند و اگر مکان دیگر هم می خواهند بروند آن مکان ثابت را داشته باشند که مجبور باشند که روی مباحث جدید  کار کنند و یک مقداری هم توفیق اجباری ایجاد شود خوب است.طبیعتاً وقتی (سخنران) به (مجالس) مختلفی می رود و مطلب زیاد دارد و نیاز هست خوب طبیعتاً نیاز پیدا نمی کند که مطالعه کند ولی یک (مجلسی) که برود و ببینید که درآن جا دائماً فکر می شود و دائماًنیاز دارند که مطالبش را بالا ببرد. خوب طبیعتاً باید مطالعه ی خود را بالا ببرد.

 

خیمه دل سوختگان: از چه زمانی منبرهای شما شلوغ شد؟

پاسخ آقای انجوی نژاد : شلوغ یعنی چه؟ به نسبت به خواهیم بگیریم منبر زیاد شلوغ نیست به نسبت چیزهای دیگر.

خیمه دل سوختگان: منظور ما داخل کانون هست.

پاسخ آقای انجوی نژاد: سال اول تقریباً استقبال شد شلوغ نشد ولی استقبال شد.

 

خیمه دل سوختگان: با توجه به اینکه مخاطب و پا منبری شما در کشور معمولا مستمع هیاتی وبیشتر از قشر دانشجو (باسواد و فرهیخته) می باشد،شما برایشان چه تدارکی می بینید؟

پاسخ آقای انجوی نژاد : اول این که احساس نیاز کنیم که مطالعه داشته باشیم.دوم این که مباحث به روز را مطرح کنیم.سوم با بیانی باشد که (مخاطبین) بپسندند و کلاً سیستم منبر باید طوری باشد که عوام هم بفهمند خواص هم بپسندند.مطلب مهم زمان دار بودن منبر است.نظم داشته باشد ساعت شروع منبر مشخص باشد ساعت پایان مشخص باشد.اطاله کلام نشود.سعی کند صحبت منبری باشد که (مستمعین) خسته نشوند.شیرینی های لازم  را داشته باشد. و …

 

خیمه دل سوختگان: شما نقش رسانه های عمومی مثل صدا وسیما و سایتهای اینترنتی را در نشر و اعتلای فرهتگ اهل البت (ع) چقدر موثر می دانید؟

پاسخ آقای انجوی نژاد : دو بحث است یکی رسانه تحت عنوان اینترنت است که خوب جایگاه آن در کشور ما خیلی جدی نیست  مانند شبکه های اجتماعی و …. که البته کم کم دارد جا می افتد . پایگاه های جدی معمولاً پایگاه های خبری و اطلاع رسانی و پایگاه های  آموزشی تفریحی است.در این مباحث هنوز آن جایگاه را پیدا نکرده اینترنت . ضمن این که الآن خیلی بهتر از پنج سال قبل شده است ولی نمی شود بگوییم اگر کسی مثلاً در اینترنت مطلبی بگذارد ملت ایران خبردار می شود. نه،این اتفاق نمی افتد.ولی صدا سیما وقتی یک برنامه را پخش می کند ملت ایران خبر دار می شوند و این بسیار نقشش متفاوت است.هنوز هم قوی ترین و با نفوذ ترین و مورد اعتمادترین رسانه ی ما تلویزیون است.بنابراین نقش صداسیما بسیار بالاتر می رود.وقابل مقایسه و کنار هم قرار دادن (صداسیما و اینترنت) فنی نیست.نقش رسانه ملی بسیار مفید است . می بینید که کلاً در مطرح کردن خود منبر  و منبری ها مفید است خوب حالا این که درست انجام شده یا نه یک بحث جداگانه است.

 

خیمه دل سوختگان: بعضی می گویند باید منبر سنتی حفظ شود و بعضی میگویند دوره منبر سنتی گذشته؟ نظر شما چیست؟

پاسخ آقای انجوی نژاد :منبر سنتی یعنی چه ؟ منبر یک قالبی دارد قالب آن یک روحانی و یک منبر و یک مسجد یا حسینیه است اگر این گونه بخواهیم قالب سنتی بگوییم بله این درست است و باید حفظ شود.ولی اگر منظورتان اینست که منبر جدید اینست که ما از این قالب برویم بیرون نه این بحثش جداست.ولی این که بخواهیم بگوییم نه،ما نوع صحبت کردن رامی گوییم جدید به جای سنتی بله باید به روز صحبت شودباید دائماً تغییر کند این چیزها را در قالب جدید شدن و به روز شدن منبر می دانیم و کاملاً هم لازم و مفید است.

 

خیمه دل سوختگان: آیا یک منبری یا مداح می تواند وارد برنامه های اقتصادی شود و در کنار آن تمام توان ذهنی خود را در اختیار فعالیت مذهبی و ترویجی قرار دهد؟

پاسخ آقای انجوی نژاد : چه طور هم وارد مباحث اقتصادی شود و هم، هم و غمش را بگذارد برای  دغدغه های دینی و فرهنگی مردم ؟؟؟؟؟ مباحث اقتصادی صلاح اهل منبر نیست.

 

خیمه ی دلسوختگان : شما غیر از منبری مداحی هم می کنید. و این یک پوئن محسوب می شود،افرادی که به کانون می آیند جوان های نسل سوم و چهارم بعد از انقلاب هستند.اما از طرف طیف سنتی انتقادات و هشدارهایی می رسد که ما باید مراقبت کنیم که اصول و چهارچوب رعایت شود.اما طیفی می گویند که ما باید کاری کنیم که این بچه ها را به سوی خود جذب کنیم.شما کدام تفکر را می پسندید و تأثیرات این تفکرات در بلند مدت به چه صورت است؟

پاسخ حجت الاسلام انجوی نژاد : باز همان بحث قبلی است یعنی اصول یعنی چه؟ تعریف اصول را باید باز کنیم.اگر منظور اصول این است که همیشه ما از شعرها و آهنگ های تکراری یا قدیمی استفاده کنیم و این جور سنتی این را قبول نداریم.اما اگر منظور از اصول اینست که نه شعر باید به روز باشد آهنگ باید به روز باشد باید آدم کاری کند که جذابیت داشته باشد خواندن ومداحی این کاملاً مشخص است دیگر.یکی از دلایلی که هیئت ها گرفته اند همین است حالا ممکن است آفاتی داشته ولی می ارزیده است.این قدر ما جذابیت ایجاد کردیم برای بحث مداحی به هر حال آفاتی داشته که ما باید آفات آن را برطرف کنیم، به جای این که به خواهیم صورت مسئله را پاک کنیم ،مسئله را حل کنیم .

- آقا ورود به این مسئله آفات دارد؟

 - بله دارد

-آفات آن چیست؟

 آن موقع شروع  کنیم به بررسی کردن و نقد کردن و اصلاح کردن . ولی این که به خواهیم بگوییم سنتی یعنی این که یک شعر را بخوانیم ،یک آهنگ را بخوانیم و … یک جور مداحی کنیم خوب این می شود سنتی غیرقابل قبول.

 

خیمه دل سوختگان: تصور شما از رابطه مجالس روضه خوانی و مداحی با سیاست چیست؟

پاسخ آقای انجوی نژاد : سیاست بازی دو مدل داریم . یک مدل سیاست به معنای  سیاسی بازی و جناح بازی است خوب این که حتماً و حتماً قبول نیست.یک مدل سیاست به معنای ولایت ونقش در جبهه فرهنگی  انقلاب اسلامی است که نمیشه یه تشکیلات مذهبی نقش این مدلی نداشته باشه !!! بحث این که بدونیم در مملکت،در جهان اسلام چه می گذرد بی تفاوت نباشیم راجع به وقایع مختلف مستمعین را آشنا کنیم این حتماً باید باشد غیر از این باشیم اسلام ، اسلام به درد بخوری نیست،اسلامی که جنبه ی جهادی نداشته باشد داخلش و مقابله ای با فسادها و سیاهی ها در آن توصیه نشود این اسلام اصلاً به درد نمی خورد.حالا چه درقالب سخنرانی چه در قالب مداحی یا هر چیز دیگر.ولی سیاسی کاری یک مداح در جناح های سیاسی وبرای علم دیگران سینه زدن و نقش مفید و مثبت در بالا رفتن سیاسیون را به اصطلاح ایفا کردن این را طبیعتاً مخالفیم.

 

خیمه دل سوختگان: رهبر معظم انقلاب در دیدارهایی که با روضه خوان ها دارند آنها را ارشاد می کند،اگر امکان دارد توصیه هایی که از ایشان خصوصی تر بوده و کمتر در رسانه بیان شده نقل بفرمایید؟

پاسخ آقای انجوی نژاد : اصل مطالب را خود ایشان گفته اند و به نظر می رسد که  همین کفایت است حالا به آن صورت اولاً چیزی نبوده ثانیاً نظر خود ایشان این است که مباحثی که عمومی می گویند عمومیت فهم باشد اگر خصوصی می گویند خوب شاید صلاح ندانستند که عمومیت داشته باشد . اگر عمومی ها را به توانیم بشنویم و عمل کنیم کفایت می کند .

 

خیمه دل سوختگان: بعد از حادثه بمب گذاری در کانون رهپویان شما به عنوان یک فرد سیاسی به شمار می آیید و مسائل سیاسی را هم دبال می نمایید.در حال حاضر بزرگترین خطرات داخلی و خارجی که نظام را تهدید میکند کدام است؟

پاسخ آقای انجوی نژاد :  بعد از بمب گذاری نبود ما همیشه همین طوری بودیم . بمب گذاری نه  تأثیر مثبت داشته نه منفی،یعنی همیشه همین حالت را داشتیم مباحثی که الآن ( خطراتی که الآن نظام را تهدید می کند)اول داخلی است ، مهمترین خطر تفرقه است ، تفرقه ی جناحی ، تفرقه ی سیاسی ، تفرقه ی فرقه ای ، تفرقه ی دینی ، تفرقه ی ملی و آن چیزی که خود رهبری هم خیلی توصیه دارند.

-اول این است که ما آن یادگاری که امام بجا گذاشتند رو پاس بداریم وما اگر هستیم به خاطر وحدت کلمه است .

-دوم هوای نفس و هواپرستی

-سو م اشرافی گری ، اشرافی گری به معنای این که انسان جزء مرفهین بی درد و متمولین دنیا پرست باشد که درد قشر محروم را درک نکند این باند بازی ها اشراف گری ها این ها باعث شده که متأسفانه خطراتی از داخل انقلاب را تهدید کند.

-از خارج هم که خطر اصلی ما حتماً امریکا و اسرائیل و انگلیس هستند ، توطئه هایی که دائم دارند انجام می دهند از جنبه های فرهنگی هنری بگیرید تا اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و عقیدتی

-در جبهه فذهنگی انفلاب یک عده ای هم در این میدان  مشغول مبارزه هستند که یک درصدی از مبارزه هم به منبری ها و مداحان واگذار شده است .

 

خیمه دل سوختگان: حضرت آقای انجوی نژاد بر اساس شنیده های موثق در استان سیستان و بلوچستان زیارت عاشورا منع گردیده است.نظر شما چیست؟

پاسخ آقای انجوی نژاد : من این خبر را نشنیده ام.چه موثق باشد و چه غیر موثق فکر هم نمی کنم موثق باشد.این گونه تصمیم های این مدلی گرفتن،مبنی بر این که زیارت عاشورا بخوانیم یا نخوانیم،اذان این مدلی گفته به شود یا گفته نشود . این ها فقط تصمیم گیری اش بر عهده ی یک نفر است آن هم شخص ولایت فقیه است.و هرکس دیگر این تصمیم گیری ها را بگیرد قابل نقد است ولی وقتی ولی فقیه تصمیمی می گیرد معلوم  می شود مصالحی بوده ،اگه زیارت عاشورا بناست که خوانده نشود در سیستان و بلوچستان که هنوز من نشنیده ام این بنارو ، این را باید ولی فقیه اشاره کند که مثلاً نخوانید به صلاح است در این جا خوانده نشود .به هر حال بین امر ولی فقیه و یک عمل مستحب مثل زیارت عاشورا ،امر ولی فقیه حتماً اهم است.

 

خیمه دل سوختگان: نظر شما در زمینه تبرّی چیست؟

پاسخ آقای انجوی نژاد : تبری به معنای این باید باشد که انسان از صدر اسلام تا الآن کل مباحث دشمن شناسی را شنیده باشد[خوانده باشد،مطالعه کرده باشد.مباحث امروز دشمن شناسی را بداند ما تبری بدون دشمن شناسی نداریم.یعنی تبری به این معناست که اول باید دشمن را بشناسیم.دشمن چیست؟ بعد که دشمن را شناختیم انتخاب  کنیم با کدام دشمن باید مبارزه را انجام بدیم الآن ؟مثلاً الآن لازمه اش اینست که ما آمریکا را رها کنیم،اسرائیل را رها کنیم.سراغ خلفای صدر اسلام برویم؟وبا آن ها دشمنی نشان بدهیم؟این یک (وظیفه)،عقل سالم همچین چیزی را می گوید؟یا نه وظیفه اینست که خط دشمنی با اسلام از آن زمان تا الآن کاملاً بشناسیم و بعد دشمن امروز را بکوبیم.نه این که برویم دشمن هایی را بکوبیم که اصلاً وجود ندارند.مرگ بر فلانی که مرده یا مرگ بر دشمنی که الآن حاضر است؟ما این جوری می گوییم تبری.و اخلاق هم باید رعایت شود در تبری،یعنی ما در تبری، نباید از نص قرآن و از کلام و رفتار امیرالمؤمنین (علیه السلام) خارج شویم.قران کریم می فرماید در تبری بجنگید بشناسید، جنگ عقیدتی داشته باشید حتی جنگ شمشیری داشته باشید اما می فرماید فحش حق ندارید بدهید« وَلاتَسُبُّ الَّذینَ یَدعونَ مِن دونِ الله»به مشرکین حق ندارید فحش بدهید یا در نهج البلاغه امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرمایند : به اصحاب معاویه فحش ندهید،چون آن ها هم به شما فحش می دهندوقتی که بی منطقی در تبری می آید ، فحش و ناسزا در تبری می آید،یعنی ما چیزی نداریم.آدمی که چیزی ندارد فحش می دهد ولی آدمی که منطق دارد اول با تبرای عقیدتی محکوم می کند و بعد هم اگر طرف قبول نکرد جلو می رود، دعوا می کند وحتی شمشیر می کشد ، اسلحه می کشد ولی از کلام حق خارج نمی شود.متأسفانه امروز به جای تبری دو کار می کنیم.(ما یعنی آن هایی که منحرفند) .اول این که دارند تبری را به عنوان فحش دادن مطرح می کنند. و آدم به کسی فحش می دهد که یک کلام از حرفهای او را نشنیده و یک کلام جوابیه ننوشته است.خوب وهابیت بد است،خیلی خوب،شما چه قدر وهابیت را می شناسید که گفتید بد است؟هیچی فقط من فحش می دهم.خب شما چه قدر در جهت این چیزهایی که وهابیت گفته تا حالا کتاب نوشتی ، کتاب خواندی،جوابش را بلدی؟هیچی فقط فحش می دهم.این تبری را این مدلی مطرح کردن این حتماً کار دشمن است .

-دوم  این که در این تبرای منحرف دشمن امروز فراموش می شود.یعنی طرف تمام همّ و غمش را می گذارد برای کوبیدن خلفایی که هزار و چهارصد سال است فوت کردند.و یک کلمه راجع به اسرائیل راجع به انگلیس در جنگ تحمیلی راجع به صدام،راجع به خیلی چیزها راجع به آل خلیفه ، آل سعود این ها حتی همان فحش را هم نمی دهد.یعنی اگر قرار فحش دادن هم هست به اسرائیل هم نمی دهد !!!؟این خط ، خط نفاق و خط تفرقه افکنی و خطی که نه نظر علما ست نه نظر مراجع و نه نظر رهبری.

 

و اما چند سوال خصوص تر :

 

خیمه دل سوختگان: کدام جلسه کانون را بیشتر دوست دارید و به قولی بیشتر به دل شما چسبیده است؟

پاسخ آقای انجوی نژاد :-جلسه به معنای دوست داشتن یعنی این که از نظر عقیدتی بیشتر صفا کرده باشد،درست است؟

-بله

طبیعتاً آدم اگر رو به پیشرفت باشد از نظر عقیدتی آخرین جلسه ای که بوده  بهترین جلسه است و اگر رو به پسرفت باشد جلسات قدیمی بهترین جلسه است.من ان شاءالله باید آدم ها طوری باشند که رو به پیشرفت باشند از نظر معنوی.وقتی رو به پیشرفت هر چه قدر شما معنویت تان بالاتر رفته باشد جلسه ای که آخرین جلسه است بهترین جلسه.ان شاءالله که ما این طوری باشیم  .

 

خیمه دل سوختگان: بعد از جریان بمب گذاری جمعیت شما بیشتر شد. علت چه بود؟

پاسخ آقای انجوی نژاد : بیشتر نشد.

 – کمتر شد؟!

طبیعتاً بله کمتر شد،در ضمن یک بحثی داریم که  هفته ی بعد از بمب گذاری  جمعیتی که آمدند ،حدود  پنجاه شصت هزار نفر  شرکت کننده در جلسات کانون بوده است.این به معنای اعلام بیعت بود .ولیکن این جمعیت پنجاه هزار نفره قرار نیست هر هفته بیایند کانون . جلسه ی هفتگی ما بعد از بمب گذاری یک قشری سقوط کردند، یعنی دیگرنیامدند ،آن ها هم قشری بودند که به هر حال می خواستند یک جایی بیایند که خطری نداشته باشد برایشان ، یا پدر و مادرانشان دیگر اجازه نمی دادند بیایند کانون. وچون ما یک جلسه ای هستیم که روی قشر نیمه مذهبی هم کار می کنیم ما یک افت آن مدلی داشتیم.دوست داشتند بشود یک جایی بروند خدا و پیغمبر بشنوند و ولی آرامش داشته باشند و از بحث شهادت عقب نشینی کنند.ولی جلسه بیشتر نشد همان سیر صعودی که دراین مدت داشتیم تقریباً همان سیر را داریم.زیاد تغییر خاصی در جمعیت نداریم.

 

خیمه دل سوختگان: یک نمونه از منبرهایتان که تبدیل به یک خاطره شیرین شده را اشاره کنید؟

پاسخ آقای انجوی نژاد : خاطره ی اصلی این است که آدم لذت ببرد از این که در یک منبری یک عده ای تحت تأثیر واقع شدند و تصمیمی گرفتند برای خوبتر شدن خودشان.هر جا این اتفاق افتاده برای من خاطره ای شیرینی بوده است.

 

خیمه دل سوختگان: نظر شما در زمینه امرار معاش بعضی مداحان و روحانیون از طریق جلسات اهل البیت (ع) چسیت؟

پاسخ آقای انجوی نژاد :خوب این نظر قطعی  اش را من نمی توانم نظر بدهم .نظر در حوزه ی مرجعیت و رهبری و بزرگان دین میباشد.آن ها هم مخالفتی نمی کنند. بعضی هایشان می گویند حتی خیلی خوب است نانی که می خورید از این طریق باشد ولی باید به هر حال در شأن باشد یک جوری نباشد که مثلاً یک مبلغی را یک منبری یا مداح تعیین کند و اگر آن مبلغ را به او ندهند در مجلس اهل البیت (ع) شرکت نکند.بنده با تعیین کردن آن هم کاملاً مخالفم .

 

خیمه دل سوختگان:  واما سوالی که آقا مجتبی رمضانی گفتند از حضرتعالی بپرسم: روزی که بمب گذاشتند و ۱۴ تا از بچه هاتون شهید شدند،رسانه ها وحتی بعضی مسئولین ، دلیل انفجار رو بی احتیاطی کانون عنوان میکردند.تا وقتی که به صورت اتفاقی بمب گذارها در قم مجروح و دستگیر شدند. این تهمتها بر شما چطور گذشت؟

پاسخ آقای انجوی نژاد : آن چیزی که بعداً خود مسئولین اعلام کردند گفتند: نه ما از اول می دونستیم می خواستیم که آن کسانی که به اصطلاح مجرم و فراری هستند آن ها را پیگری کنیم و در دام بیاندازیم. دلیلی که خودشان آوردند این بود و ما هم قبول کردیم.

 

خیمه دل سوختگان: در پایان اگر صحبت و نصیحت خاصی به جوانان دارید لطفا بفرمایید؟

پاسخ آقای انجوی نژاد : ما قالب نصیحت کردن که نیستیم .ان شاءالله اگر  چیزی که  امام صادق (علیه السلام) فرمودند : در هر حالی هستید  از ما روی برنگردانید.این توطئه ای که اگر چهار تا گناه بکنم  بعد ارتباطم با اهل بیت کمتر بشود این توطئه را باید مقابلش بایستیم  . در هر حالی هستیم در هر جایی رفتیم  یک ارتباطی داشته باشیم  که اگر یک روزی خواستیم برگردیم پل های پشت سرمان را خراب نکرده باشیم .توصیه ای که بزرگان دارند  اینست که ارتباطاتتان را  این مدلی  با توسل به اهل بیت  به صورت هفتگی حداقل  ، ترک نشود.

 

تاریخ مصاحبه: روز چهارشنبه ۹۱/۵/۰۸